یک درس از هزاران درس در مکتب صدیقه طاهره زهرای مرضیه سلام الله علیها سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
یک درس از هزاران درس در مکتب صدیقه طاهره زهرای مرضیه سلام الله علیها
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    عضو كوشا
    یارمهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1392
    نوشته : 124      تشکر : 1,695
    1,078 در 129 پست تشکر شده
    دریافت : 4      آپلود : 0
    یارمهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض یک درس از هزاران درس در مکتب صدیقه طاهره زهرای مرضیه سلام الله علیها







    یک درس از هزاران درس در مکتب صدیقه طاهره زهرای مرضیه سلام الله علیها

    از جابر بن عبدالله انصاری، صحابی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) منقول است که: مردی از اعراب مهاجر که فردی فقیر مستمند بود، پس از نماز عصر از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) طلب کمک و مساعدت نمود.

    حضرت فرمود که من چیزی ندارم. سپس او را به خانه فاطمه (سلام الله علیها) که در کنار مسجد و در نزدیکی خانه رسول خدا قرار داشت، راهنمایی نمودند. آن شخص به همراه بلال (صحابی و مؤذن رسول خدا) به در خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) آمد و بر اهل بیت رسول خدا سلام گفت و سپس عرض حال نمود.

    حضرت فاطمه (علیها السلام) با وجود اینکه سه روز بود خود و پدر و همسرش در نهایت گرسنگی به سر می‌بردند، چون از حال فقیر آگاه شد، گردن‌بندی را که فرزند حمزه، دختر عموی حضرت به ایشان هدیه داده بود و در نزد آن بزرگوار یادگاری ارزشمند محسوب می‌شد، از گردن باز نمود و به اعرابی فرمود: این را بگیر و بفروش؛ امید است که خداوند بهتر از آن را نصیب تو نماید.

    اعرابی گردن‌بند را گرفت و به نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشت و شرح حال را گفت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از شنیدن ماجرا، متأثر گشت و اشک از چشمان مبارکش فرو ریخت و به حال اعرابی دعا فرمود. عمار یاسر (از اصحاب پیامبر) برخاست و اجازه گرفت و در برابر اعطای غذا، لباس، مرکب و هزینه سفر به اعرابی، آن گردن‌بند را از او خریداری نمود.

    پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از اعرابی پرسید: آیا راضی شدی؟ او در مقابل، اظهار شرمندگی و تشکر نمود. عمار گردن‌بند را در پارچه ای یمانی پیچیده و آنرا معطر نمود و به همراه غلامش به پیامبر هدیه داد. غلام به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و جریان را باز گفت.

    حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) غلام و گردن‌بند را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. غلام به خانه‌ی صدیقه اطهر آمد. زهرا (علیها السلام)، گردن‌بند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد نمود. گویند غلام در این هنگام تبسم نمود. هنگامی که علت را جویا شدند، گفت: چه گردن‌بند با برکتی بود، گرسنه‌ای را سیر کرد و برهنه‌ای را پوشانید، پیاده‌ای را صاحب مرکب و فقیری را بی‌نیاز کرد و غلامی را آزاد نمود و سرانجام به نزد صاحب خویش بازگشت







    یک درس از هزاران درس در مکتب صدیقه طاهره زهرای مرضیه سلام الله علیها
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 07-01-1392 در ساعت 14:50
    تمام افتخار من همین است
    که نقش پیشانی بند من یا فاطمه سلام الله علیها است


  2. تشكرها 2


  3.  

  4. #2
    عضو كوشا
    یارمهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1392
    نوشته : 124      تشکر : 1,695
    1,078 در 129 پست تشکر شده
    دریافت : 4      آپلود : 0
    یارمهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    علت وسبب این همه بزرگواری حضرت چیه؟؟؟؟
    چطور که حتی با بخشیدن این هدیه ارزشمند نه برای خود بلکه برای آن اعرابی مهاجر دعا میکند که خدا بهتر از آن را نصیب اعرابی کند ...
    خود شما آخرین باری که با این نیت خالصانه انفاق کردید کی بوده ؟
    سوال سختیه ولی میتونه شروع خوبی باشه....
    یک درس از هزاران درس در مکتب صدیقه طاهره زهرای مرضیه سلام الله علیها
    تمام افتخار من همین است
    که نقش پیشانی بند من یا فاطمه سلام الله علیها است


  5. تشكرها 2

    منتظرمولا (07-01-1392), نرگس منتظر (08-01-1392)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •