◆◆◆زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط(ره) ◆◆◆ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
◆◆◆زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط(ره) ◆◆◆
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15
  1. #1
    عضو ماندگار
    محب المهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 631      تشکر : 1,379
    2,091 در 597 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب المهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض ◆◆◆زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط(ره) ◆◆◆













    ◆◆◆زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط(ره) ◆◆◆

    http://www.ayehayeentezar.com/signat...gpic2315_1.gif



    اگر با دیگرانش بود میلی*****
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی

  2. تشكرها 6


  3.  

  4. #2
    عضو ماندگار
    محب المهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 631      تشکر : 1,379
    2,091 در 597 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب المهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگويان » مشهور به « جناب شيخ » و « شيخ رجبعلی خياط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران ديده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » يك كارگر ساده بود. هنگامی كه رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنيا رفت و رجبعلی را كه از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.

    از دوران كودكی شيخ بيش از اين اطلاعاتی در دست نيست. اما او خود، از قول مادرش نقل می‌كند كه:

    « موقعی كه تو را در شكم داشتم شبی [ پدرت غذايی را به خانه آورد] خواستم بخورم ديدم كه تو به جنب و جوش آمدی و با پا به شكمم می‌كوبی، احساس كردم كه از اين غذا نبايد بخورم، دست نگه داشتم و از پدرت پرسيدم....؟ پدرت گفت حقيقت اين است كه اين ها را بدون اجازه [از مغازه ای كه كار می‌كنم] آورده‌ام! من هم از آن غذا مصرف نكردم. »

    اين حكايت نشان می‌دهد كه پدر شيخ ويژگی قابل ذكری نداشته است. از جناب شيخ نقل شده است كه:


    « احسان و اطعام يك ولی خدا توسط پدرش موجب آن گرديده كه خداوند متعال او را از صلب اين پدر خارج سازد. »


    شيخ پنج پسر و چهار دختر داشت، كه يكی از دخترانش در كودكی از دنيا رفت.




    ◆◆◆زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط(ره) ◆◆◆

    http://www.ayehayeentezar.com/signat...gpic2315_1.gif



    اگر با دیگرانش بود میلی*****
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی

  5. تشكرها 6


  6. #3
    عضو ماندگار
    محب المهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 631      تشکر : 1,379
    2,091 در 597 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب المهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض خانه






    خانه خشتی و ساده شيخ كه از پدرش به ارث برده بود در خيابان مولوی كوچه سياه‌ها (شهيد منتظری) قرارداشت. وی تا پايان عمر در همين خانه محقر زيست.




    يكی از فرزندان شيخ می‌گويد:



    پس از ازدواج، دو اتاق طبقه بالای منزل را آماده كرديم و به پدرم گفتم: آقايان، افراد رده بالا به ديدن شما می‌آيند، ديدارهای خود را در اين اتاق‌ها قرار دهيد، فرمود:



    « نه! هر كه مرا می‌خواهد بيايد اين اتاق، روی خرده كهنه ها بنشيند، من احتياج ندارم. »



    اين اتاق، اتاق كوچكی بود كه فرش آن يك گليم ساده و در آن يك ميز كهنه خياطی قرار داشت.




    ◆◆◆زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط(ره) ◆◆◆

    http://www.ayehayeentezar.com/signat...gpic2315_1.gif



    اگر با دیگرانش بود میلی*****
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی

  7. تشكرها 5


  8. #4
    عضو ماندگار
    محب المهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 631      تشکر : 1,379
    2,091 در 597 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب المهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض لباس






    لباس جناب شيخ بسيار ساده و تميز بود، نوع لباسی كه او می‌پوشيد نيمه روحانی بود، چيزی شبيه لباده روحانيون بر تن می‌كرد و عرقچين بر سر می‌گذاشت و عبا بردوش می‌گرفت.


    نكته قابل توجه اين بود كه او حتی در لباس پوشيدن هم قصد قربت داشت، تنها يك بار كه برای خوشايند ديگران عبا بر دوش گرفت، در عالم معنا او را مورد عتاب قرار دادند. جناب شيخ خود اين داستان را چنين تعريف می‌كند:



    « نفس اعجوبه است، شبی ديدم حجاب ( منظور حجاب نفس و تاریکی باطنی است ) دارم و طبق معمول نمی‌توانم حضور پيدا كنم، ریشه یابی کردم با تقاضای عاجزانه متوجه شدم كه عصر روز گذشته كه يكی از اشراف تهران به ديدنم آمده بود، گفت: دوست دارم نماز مغرب و عشا را با شما به جماعت بخوانم، من برای خوشايند او هنگام نماز عبای خود را به دوش انداختم ...»!





    جناب شيخ دنبال غذاهای لذيذ نبود، بيشتر وقت ها از غذاهای ساده، مثل سيب زمينی و فرنی استفاده می‌كرد. سر سفره، رو به قبله و دو زانو می‌نشست و به طور خميده غذا میخورد، و گاهی هم بشقاب را به دست می‌گرفت هميشه غذا را با اشتهای كامل میخورد، و گاهی مقداری از غذای خود را در بشقاب يكی از دوستان كه دستش می‌رسيد میگذاشت.



    هنگام خوردن غذا حرف نمی‌زد و ديگران هم به احترام ايشان سكوت می‌كردند. اگر كسی او را به مهمانی دعوت می كرد با توجه، قبول يا رد می‌كرد، با اين حال بيشتر وقت ها دعوت دوستان را رد نمی‌كرد.

    از غذای بازار پرهيز نداشت، با اين حال از تأثير خوراك در روح انسان غافل نبود و برخی دگرگونی های روحی را ناشی از غذا می دانست.




    ◆◆◆زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط(ره) ◆◆◆

    http://www.ayehayeentezar.com/signat...gpic2315_1.gif



    اگر با دیگرانش بود میلی*****
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی

  9. تشكرها 4

    مدير اجرايي (17-01-1392), نرگس منتظر (17-01-1392), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (17-01-1392), شهیده (22-01-1392)

  10. #5
    عضو ماندگار
    محب المهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 631      تشکر : 1,379
    2,091 در 597 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب المهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض شغل






    خياطی يكی از شغلهای پسنديده در اسلام است. لقمان حكيم اين شغل را برای خود انتخاب كرده بود.


    جناب شيخ برای اداره زندگی خود، اين شغل را انتخاب كرد و از اين رو به « شيخ رجبعلی خياط » معروف شد. جالب است بدانيم كه خانه ساده و محقر شيخ، با خصوصياتی كه پيشتر بيان شد، كارگاه خياطی او نيز بود.



    يكی از دوستان شيخ می‌گويد: فراموش نمی‌كنم كه روزی در ايام تابستان در بازار جناب شيخ را ديدم، در حالی كه از ضعف رنگش مايل به زردی بود. قدری وسايل و ابزار خياطی را خريداری و به سوی منزل می‌رفت، به او گفتم: آقا! قدری استراحت كنيد، حال شما خوب نيست. فرمود:



    «عيال و اولاد را چه كنم؟! »



    در حديث است كه رسول خدا (ص) فرمودند :



    « إن الله تعالي يحب أن يري عبده تعباً في طلب الحلال؛

    خداوند دوست دارد كه بنده خود را در راه به دست آوردن روزی حلال، خسته ببيند. »




    ◆◆◆زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط(ره) ◆◆◆

    http://www.ayehayeentezar.com/signat...gpic2315_1.gif



    اگر با دیگرانش بود میلی*****
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی

  11. تشكرها 5

    tamana (27-01-1392), مدير اجرايي (17-01-1392), نرگس منتظر (17-01-1392), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (17-01-1392), شهیده (22-01-1392)

  12. #6
    عضو ماندگار
    محب المهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 631      تشکر : 1,379
    2,091 در 597 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب المهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض پیش بینی سیاسی






    شيخ در عالم سياست نبود، اما با رژيم منفور پهلوی و سياستمداران حاكم آن به شدت مخالف بود.


    يكی از فرزندان شيخ می‌گويد: در 30 تير سال 1330 هجری شمسی وقتی شيخ وارد منزل شد، شروع كرد به گريه كردن و فرمود:



    « حضرت سيد الشهدا(ع) اين آتش را با عبايشان خاموش كردند و جلوی اين بلا را گرفتند، آن ها بنا داشتند در اين روز خيلی ها را بكشند؛ آيت الله كاشانی موفق نمی‌شود ولی سيدی هست كه می‌آيد و موفق می‌شود. »



    پس از چندی معلوم شد که مقصود از سید دوم، امام خمینی (ره) است.



    ◆◆◆زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط(ره) ◆◆◆

    http://www.ayehayeentezar.com/signat...gpic2315_1.gif



    اگر با دیگرانش بود میلی*****
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی

  13. تشكرها 5

    tamana (27-01-1392), مدير اجرايي (17-01-1392), نرگس منتظر (17-01-1392), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (17-01-1392), شهیده (22-01-1392)

  14. #7
    عضو ماندگار
    محب المهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 631      تشکر : 1,379
    2,091 در 597 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب المهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض ناصر الدین شاه قاجار در برزخ








    در رابطه با وضعيت ناصرالدين شاه قاجار در عالم برزخ، يكی از شاگردان شيخ از ايشان نقل كرد:



    « روح او را روز جمعه‌ای آزاد كرده بودند و شب شنبه او را با هل به جايگاه خود می‌بردند، او با گريه به مأموران التماس میكرد

    و میگفت: « نبريد ». هنگامی كه مرا ديد به من گفت: اگر می‌دانستم جايم اين جاست در دنيا خيال خوشی هم نمی‌كردم! »








    ◆◆◆زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط(ره) ◆◆◆

    http://www.ayehayeentezar.com/signat...gpic2315_1.gif



    اگر با دیگرانش بود میلی*****
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی

  15. تشكرها 7


  16. #8
    عضو كوشا
    شیخ رجبعلی خیاط(ره) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 122      تشکر : 958
    706 در 125 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شیخ رجبعلی خیاط(ره) آنلاین نیست.

    پیش فرض










    خدا رحمتش کنه


    ◆◆◆زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط(ره) ◆◆◆

  17. تشكرها 5


  18. #9
    عضو كوشا
    شیخ رجبعلی خیاط(ره) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 122      تشکر : 958
    706 در 125 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شیخ رجبعلی خیاط(ره) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    پاداش خودداری از نگاه نامشروع
    یکی از همراهان جناب شیخ گفت:روزی با تاکسی از میدان سپاه پائین می آمدم ،دیدم خانمی بلندبالا با چادر و خیلی خوش تیپ ایستاده،صورتم را برگرداندم و پس از استغفار ،او را سوار کردم و به مقصد رساندم.روز بعد خدمت شیخ رسیدم-گویا داستان را از نزدیک مشاهده کرده باشد-گفت: آن خانم بلند بالا که بود که نگاه کردی و صورتت را برگرداندی و استغفار کردی؟خداوند تبارک و تعالی یک قصر برایت در بهشت ذخیره کرده و یک حوری شبیه همان.
    آتش مال حرام
    شخصی در مجلسی مشغول سحر و جادو بود،فرزند شیخ که در آن مجلس حضور داشت نقل می کند که : من جلوی کار اورا گرفتم،جادوگر هر چه کرد،نتوانستت کاری انجام دهد،سرانجام متوجه شد که من مانع کار او هستم و باالتماس از من خواست که:
    "نان مرا نبُر" .سپس قالیچه ای گرانبها به من داد.قالیچه را به خانه بردم،هنگامی که پدرم آن را دید فرمود: این قالیچه را چه کسی به تو داده است که از آن دود و آتش بیرون می آید؟! زود آن را به صاحبش بازگردان.
    ازکار افتادن گرامافون
    یکی از فرزندان شیخ نقل می کند که :با پدرم به جشن عروسی یکی از بستگان رفتیم،میزبان که متوجه آمدن شیخ شد،از جوان ها خواست گرامافون را خاموش کنند،ما داخل مجلس شدیم،جوان ها آمدند ببینند چه کسی آمده که آنها نباید از گرامافون استفاده کنند.وقتی شیخ را نشان دادند،گفتند:ای بابا به خاطر او ما گرامافون را خاموش کنیم؟! و دوباره رفتند و آن را روشن کردند. من نصف بستنی را خورده بودم که پدرم به دست من زد که" بلند شو برویم" من که توجه نداشتم موضوع چیست،گفتم آقا جان من هنوز بستنیم را نخورده ام.پدرم گفت:خیلی خوب بلند شو.شنیدم همین که ما از در خارج شدیم گرامافون سوخت،یکی دیگر آوردند آن هم سوخت.این واقعه موجب شد که میزبان به صف ارادتمندان شیخ بپیوندد.






    ◆◆◆زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط(ره) ◆◆◆

  19. تشكرها 3

    tamana (27-01-1392), محب المهدی (27-01-1392), مدير اجرايي (27-01-1392)

  20. #10
    عضو كوشا
    شیخ رجبعلی خیاط(ره) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 122      تشکر : 958
    706 در 125 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شیخ رجبعلی خیاط(ره) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    کمالات معنوی

    به فرموده جناب شیخ : اگر چشم برای خدا کار کند می شود عین الله و اگر گوش برای خدا کار کند می شود اُذُن الله و اگر دست برای خدا کار کند می شود یدالله تا می رسد به قلب انسان ، که جای خداست که فرموده اند: قلب مومن عرش خداوند رحمان است.بررسی دقیق و منصفانه احوالات جناب شیخ ،نشان می دهد که پس از جهشی عظیم که در نتیجه پشت پا زدن به شهوت جنسی برای رضای خدا، در زندگی معنوی او پیش آمد و در نتیجه تربیت الهی و الهام ها و امدادهای غیبی به این نقطه از کمالات معنوی دست یافت.

    عاشق خدا
    یکی از شاگردان شیخ در توصیف او می گوید: مرحوم شیخ از کسانی بود که وجود او را خدا مسخر کرده بود،او غیر از خدا نمی توانست ببیند،او هر چه می دید خدا می دید،هر چه می گفت از خدا می گفت،اول و آخر کلامش خدا بود،او عاشق خدا واهل بیت بود.یکی دیگر از شاگردان شیخ ،محبت شیخ به خداوند متعال را چنین تصویر می کند:شیخ چنان عاشق خدا بود که در محضرش غیر از مکالمات ضروری حاضر نبود سخنی غیراز محبوبش به میان آید،گاه به داستان لیلی و مجنون مَثَل می زد که مجنون حاضر نبود چیزی جز درباره لیلی بشنود. گویند:ازمجنون عامری پرسیدند که حق باعلی (ع) است یا با عمر؟جواب داد حق با لیلی است.
    شدت محبت به خدا و کمال اخلاص ، جوان خیاط را به منزلت کبری و مقصد اعلی رساند.

    راه یابی به تمام عوالم

    یکی از ارادتمندان شیخ که سالهای طولانی در خلوت و جلوت با او بوده ،درباره کمالات معنوی شیخ چنین می گوید: در نتیجه شدت محبت به خداوند متعال و اهل بیت علیه السلام حجابی میان او و خدا نبود. به تمام عوالم راه داشت.با ارواحی که در برزخ هستند از آغاز خلقت تا کنون صحبت می کرد.آنچه را هر کس در دوران عمر خود طی کرده ، به محض اراده می دید و نشانه های آنرا می گرفت ، آنچه اراده می کرد و اجازه می دادند آشکار می کرد.



    ◆◆◆زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط(ره) ◆◆◆

  21. تشكرها 2

    محب المهدی (27-01-1392), مدير اجرايي (27-01-1392)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •