╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬
صفحه 9 از 10 نخستنخست ... 5678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 98
  1. #81
    کارشناس افتخاری سایت
    parsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 475      تشکر : 12,780
    1,953 در 449 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 5
    parsa آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬







    15- مى‏فرمود:

    «اکرم اخلاق النبيين و الصديقين البشاشه اذا تراووا و المصافحه اذا تلاقوا»

    برترين اخلاق پيامبران و رادمردان خوشروئى است هنگامى که به هم مى‏رسند و مصافحه و دست‏ دادن به يکديگر است هنگامى که با هم ملاقات مى‏کنند.

    و لذا هر وقت‏ پيامبر مسلمانى را مى‏ديد فورا با او مصافحه مى‏کرد و به او دست ‏مى‏داد و بر اين امر بسيار تاکيد مى‏نمود.

    در روايت است که‏ هرگاه دو مؤمن به هم مى‏رسند و مصافحه کنند گناهانشان مى‏ريزد مانند برگ درختان (در فصل خزان).



    .
    ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...




  2. #82
    کارشناس افتخاری سایت
    parsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 475      تشکر : 12,780
    1,953 در 449 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 5
    parsa آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬







    اين بود چند جمله کوتاه ولى پرفايده از سيره و منش ‏پيامبر که براى استفاده عموم عرض شد تا شايد در اين هفته وحدت ‏به کار گيريم و با هم پيوند صلح و صفا بنديم.

    و دل‎ها را از رشک و حسد و زيغ پاک کنيم و گذشته‏ها را به خاطر خدا ناديده‏ بگيريم و از لغزش‏هاى برادرانمان بگذريم (که خود نيز بسيار لغزش‏ داريم).

    و وحدت را نه در سخن و گفتار که در عمل و کردار اجرا کنيم و قلب‎ها را از کينه و عداوت دور سازيم و با هم چنانکه خدا و رسولش خواهد برادروار زندگى کنيم.

    و اگر از ديگرى انتقاد داريم تلاش کنيم که انتقادمان سازنده و برادرانه باشد نه کينه‏توزانه و انتقام‏گرانه.

    باشد که روح رسول الله و روح فرزندش‏ روح‏الله از ما خشنود گردد و کشورمان رنگ صفا و محبت‏ به خود گيرد و راه نفوذ دشمنان قطع شود و دوستان، دشمنى را کنار گذارند و ولى حميم گردند و عهد اخوت و برادرى را دوباره تجديد کنيم.



    «والسلام»




    - منبع: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 222، محمد جواد مهرى





    .
    ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...




  3. #83
    کارشناس افتخاری سایت
    parsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 475      تشکر : 12,780
    1,953 در 449 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 5
    parsa آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬















    .
    ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...




  4. #84
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬






    خاتميت در قرون اسلامي

    سميه براتي


    يكي از القاب پيامبر گرامي اسلام «خاتم پيامبران» است، زيرا كمتر مسئله‌اي در اسلام، از نظر وضوح و روشني به پاي مسئله «خاتميت» مي‌رسد. همانطور كه وجود يك رشته وظائف مذهبي مانند نماز و روزه در اسلام، از بديهيات اين دين مي‌باشد، و در تمام جهان مسلماني راستين پيدا نمي‌شود كه از وجوب آن آگاهي نداشته باشد، همچنين است مسئله خاتميت رسول گرامي اسلام (ص) و اينكه او آخرين پيامبر الهي است و كتاب و شريعت او خاتم كتاب‌ها و شرايع آسماني مي‌باشد، از اين جهت همه مسلمانان به خاتميت يقين عيني دارند.
    علاوه بر اينكه قرآن مجيد پيامبر اسلام را در آيه 40 سوره احزاب «خاتم النبيين» خوانده است در احاديث و دعاهاي پيشوايان بزرگ اسلام، در اشعار و مدايح شعرا، در خطبه‌ها و سخنراني‌ها از آن حضرت به عنوان خاتم پيامبران ياد شده است و ذكر اين لقب براي پيامبر گرامي در اين چهارده قرن كه از آغاز اسلام مي‌گذرد ادامه داشته است، و در هيچ زمان و دوره‌اي احدي از مسلمانان در خاتميت آن حضرت شك و ترديد نكرده است.
    موضوع «خاتميت» پيامبر اسلام در نيمه دوم قرن سيزدهم اسلامي از طرف يك حزب سياسي كه با رنگ ديني آغاز به كار كرد، بر سر زبان‌ها افتاد و عناصر شناخته شده اين حزب، كم كم به اين فكر افتادند كه با يك رشته شبهات سوفطائي و مغالطه‌كاري و با به هم بافتن آسمان و ريسمان، اذهان ساده‌لوحان را نسبت به اين موضوع بديهي و ضروري آلوده سازند، و در نتيجه با پديد آمدن اختلاف و شكاف در ميان مسلمانان، به مقاصد شوم خود جامه عمل بپوشانند و از راه «اختلاف بيانداز و حكومت كن» به آرمان‌هاي بيگانگان كمك نمايند.
    عناصر و گردانندگان اين حزب همواره مورد حمايت دولت‌هاي استعمارگر بوده و هستند و كتاب‌ها و نوشته‌هاي نويسندگان مزدور آن و حوادث و رويدادهاي بين‌المللي گواهي مي‌دهد كه هدف از تأسيس اين حزب (آن هم به اسم مذهب) جز ايجاد اختلاف، دو دستگي و تضعيف مذهب كه سد نيرومندي در برابر مطامع غارتگري بين‌المللي است چيز ديگري نبوده است.
    «امپرياليسم بين‌المللي» و عوامل بيگانه به خوبي مي‌دانند كه اسلام و گرايش‌هاي مذهبي نيرومندترين عامل در برابر نقشه‌هاي شوم و تجاوزها و غارتگري‌هاي آنان است و استعمارگران به خوبي واقف هستند كه تا همبستگي ديني و مذهبي در ميان ملت مسلمان وجود دارد و تا آئين و برنامه‌هاي اسلامي بر قلوب و افكار ملت مسلمان، حكومت مي‌كند هرگز نمي‌توانند بر منابع طبيعي و سرمايه‌هاي سرشار آنها به آساني دست يابند و بر هستي آنان چوب حراج بكوبند.
    بر اين اساس از ديرباز كوشش‌هاي شيطاني آنان همواره متوجه اين نقطه شده است كه با آفريدن مذهب‌هاي جعلي و ساختگي، و با تشديد اختلاف مذهبي و به راه ا نداختن شورش‌هاي ديني از قدرت و عظمت اين عامل بكاهند.
    بررسي دقيق گواهي مي‌دهد كه برنامه استعمار در تمام مناطق اسلامي يكي است. اگر مسئله خاتميت در ايران به وسيله يك حزب دست نشانده مورد انكار قرار گرفت، چيزي نگذشت كه در هند همين برنامه به وسيله غلام احمد قادياني كه وابسته رسمي كمپاني شرق انگليس در هند بود، اجرا گرديد و عجيب اينجاست كه او نيز مانند اين حزب مطلب را از ادعاي مهدويت آغاز نموده و كم كم خود را پيامبر آسماني ناميد و صريح مفاد آيه قرآن را كه بر خاتميت رسول گرامي اسلام (ص) گواهي مي‌دهد به همان شكلي كه پايه‌‌گذاران اين حزب آن را تأويل و توجيه كردند، او هم عمل نمود.
    معني لغوي خاتم
    كلمه «خاتم» در لغت عربي فقط چند لغت هموزن دارد مثل طابَع و خاتَم و چند لغت ديگر. همه اين‌ها به معني ابزار و آلت مي‌باشد. خاتَم يعني «مايختم به»، طابَع يعني مايطبع به. «ما يختم به» يعني چيزي كه به وسيله آن پايان داده مي‌شود. اين آيه را قّراء سبعه از قديم، هم خاتِم النبيين خوانده‌اند و هم خاتَم النبيين. تنها «عاصم» خاتَم النبيين گفته است و غير عاصم همه خاتِم النبيين خوانده‌اند، و مي‌دانيم كه اشكالي ندارد در قرآن يك كلمه را دو جور بخوانيم به شرطي كه هر دو جور هم صحيح باشد. اگر خاتِم النبيين بخوانيم معنايش واضح است: ختم كننده پيغمبران. «خاتِم» اسم فاعل است كه معنيِ «كنندگي» مي‌دهد. خاتِم النبيين يعني پايان دهنده پيغمبران. اما «خاتم» همين معني و مفهوم را مي‌بخشد به علاوه يك مفهوم اضافه‌اي كه در اينجا موضوع رسالت و نبوّت تشبيه شده است به يك نامه‌اي كه پايان مي‌يابد و نويسنده آن نامه، نقش و مهر خود را در پايان آن مي‌زند و در پايان خودش را به وسيله آن مهر معرفي مي‌كند، پس باز هم مفهومش پايان دادن است، اما اين مفهوم اضافه‌تر را هم دارد كه اين مهري است كه با آن اين طومار يا نامه بسته شد.
    لفظ «خاتم» در «خاتم النبي»
    لفظ ‌«خاتم» را در آيه به چند صورت مي‌توان خواند، ولي اختلاف در تلفظ آن، كوچكترين خللي در معنا و مفهوم آن ايجاد نمي‌كند. اين احتمال‌هاي مختلف عبارتند از:
    1- «خاتِم» بر وزن ‌«حافظ» كه به صورت اسم فاعل، و به معني ختم كننده است.
    2- «خاتَم» به فتح تا، بر وزن عالم (جهان) و معني آن آخر و آخرين است.
    3- «خاتَم» به همان صورت دوم، ولي به معني چيزي كه با آن اسناد و نامه‌ها را مهر مي‌كنند.
    4- «خاتَمَ» به فتح تا و ميم بر وزن ضارب، فعل ماضي باب مضاريه، يعني كسي كه پيامبران الهي را ختم كرد.
    نتيجه اينكه لفظ «خاتم» را به هر نحو بخوانيم، معناي آيه اين مي‌شود كه محمد (ص) آخرين پيامبر الهي است، و پيامبري و نبوت با آمدن او ختم شده، و پس از او پيامبر، كتاب، شريعت و دين ديگري نخواهد آمد.
    در طول چهارده قرن كه از آغاز اسلام مي‌گذرد، در تمام كتاب‌هاي لغت و تفسير كلمه «خاتم» و «خاتم النبيين» همين‌طور كه ذكر شد، تفسير شده و هيچ‌كس در معني آن اختلافي پيدا نكرده است.

    ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  5. تشكرها 2


  6. #85
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬







    گفتار دانشمندان در معناي خاتم
    1- «ابن فارس» كه يكي از بزرگترين دانشمندان عالم لغت است مي‌نويسد: معناي اصلي «ختم» «به آخرين رسيدن» است، در زبان عربي وقتي مي‌گويند: «ختمت العمل» يعني كار را به آخر رساندم، و هنگامي كه مي‌گويد: «ختم القاريء السورة» يعني قاري قرآن، سوره را به پايان رسانيد، و تا آخر آن را خواند و از همين باب است «ختم» به معناي مهر كردن، همانطور كه براي حفظ بعضي از مواد درب ظرف و شيشه آن را مهر و موم كنند.
    «خاتم به فتح و كسر تاء هم از همين باب است، زيرا مرسوم است كه به وسيله «خاتم» يعني «مهر» يا «انگشتري» نامه‌ها و نوشته‌ها را به پايان مي‌رسانند و مهر كردن نامه حاكي از آن است كه نامه به پايان رسيده است.
    2- «ابوالبقاء عكبري» دانشمند معروف در ذيل آيه «ولكن رسول الله و خاتم النبيين» مي‌نويسد: خاتم به فتح تاء يا فعل ماضي از باب مفاعله است يعني محمد (ص) پيامبران الهي را ختم كرد. و يا مصدر است (كه بنابراين «خاتم النبيين» به معناي ختم كننده پيامبران خواهد بود زيرا مصدر در اين قبيل موارد به معناي اسم فاعل است). و يا آنطور كه ديگر دانشمندان گفته‌اند: خاتم به فتح تاء اسم است به معناي آخر و آخرين و يا آنطور كه بعضي ديگر گفته‌اند به معناي اسم مفعول است. «خاتم النبيين» يعني «مختوم به النبييون» يعني پيامبران الهي به پيامبر اسلام مهر و ختم شدند.
    اين چهار احتمال در صورتي است كه «خاتم» به فتح تاء و يا به كسر تاء خوانده شود چنانكه شش نفر از «قراء سبعه» اين طور قرائت كرده‌اند نيز به معناي «آخر و آخرين» است. خلاصه بنابر هر يك از اين پنج احتمال، معناي آيه اين است كه محمد (ص) آخرين پيامبران الهي است و پس از او پيامبر ديگري نخواهد آمد.
    3- «فيروز آبادي» در فرهنگ خود مي‌نويسد: ختم به معناي مهر كردن است و در زبان عربي مي‌گويند: «ختم علي قلبه» يعني قلب و دل او را جوري كرد كه چيزي نفهمد و روحيات بد او از او خارج نشود و باز مي‌گويند: «ختم الشيء» يعني به آخر چيز رسيد.
    خِتام بر وزن كتاب به گلي گفته مي‌شود كه به وسيله آن درهاي ظرف و شيشه را مهر مي‌كنند و «خاتم» به آن چيزي گفته مي‌شود كه روي آن گل زده مي‌شود و به معناي «انگشتري» هم آمده است.
    4- «جوهري» در لغتنامه خود مي‌نويسد: ختم به معناي رسيدن به آخر «اختتم» در مقابل «افتتح» است يعني افتتاح به معناي شروع كردن، آغاز كردن و باز كردن و اختتام به معناي پايان رساندن، تمام كردن و به آخر رساندن است و «خاتم» به كسر تاء و به فتح تاء هر دو به يك معنا است و «خاتم الشيء» يعني آخر آن چيز و «خاتم الانبياء» از القاب رسول گرامي اسلام است.
    5- «ابن منظور» در لغتنامه بزرگ خود مي‌نويسد: «ختام القوم» يعني آخرين فرد قوم و «خاتم» از نام‌هاي رسول گرامي اسلام است و «خاتم النبيين» در آيه «ولكن رسول الله و خاتم النبيين» به معناي آخرين پيامبر است و يكي از نام‌هاي رسول اكرم (ص) «عاقب» است و آن نيز به معناي آخرين پيامبر.
    6- ابو محمد دميري در منظومه خود چنين مي‌گويد:
    و الخاتم الفاعل قل بالكسر
    و ما به يختم فتحاً يجري


    ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  7. تشكرها 2


  8. #86
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬






    بيضاوي مفسر معروف مي‌نويسد: خاتم النبيين يعني آخرين پيامبري كه الهي را ختم كرد و به پايان رسانيد و اگر طبق قرائت عاصم به فتح تاء بخوانيم يعني پيامبري كه به وسيله او سلسله پيامبران الهي ختم شدند و به پايان رسيدند (همانطور كه نامه هنگامي كه به پايان مي‌رسد، ختم و مهر مي‌شود).
    8- «راغب اصفهاني» در فرهنگ پر ارج خود «مفردات» مي‌نويسد: در زبان عربي مي‌گويند: «ختمت القرآن» يعني قرآن را به آخر رسانيدم، و تا پايان آن را خواندم و به رسول اكرم صلي الله عليه و آله «خاتم النبيين» گفته مي‌شود به جهت اينكه آن حضرت نبوت را ختم كرد يعني با آمدن خود رشته نبوت را به آخر رسانيد.
    9- در تفسير جلالين مي‌نويسد: خاتم به فتح تاء به معناي وسيله ختم است يعني چيزي كه با آن نامه و چيزهاي ديگر را مهر مي‌كنند، و معناي جمله «خاتم النبيين» اين مي‌شود: پيامبران الهي به رسول اكرم (ص) ختم شدند.
    10- «ابن خلدون» فيلسوف و مورخ مشهور در «مقدمه» مي‌نويسد: مهر كردن نامه‌ها و سندها ميان زمامدارن پيش از اسلام و بعد از اسلام مرسوم و معروف بوده است و بخاري و مسلم در صحيح خود نقل كرده‌اند كه: هنگامي كه رسول خدا مي‌خواست نامه‌اي براي زمامدار روم بنويسد ياران آن حضرت يادآوري نمودند كه زمامداران، نامه‌اي را كه مهر نشده باشد، قبول نمي‌كنند، حضرت دستور داد انگشتري از نقره ساختند و روي آن نقش نمودند «محمد رسول الله» و از آن پس، حضرت نامه‌هاي خود را با انگشتري مهر مي‌كرد.
    سپس ابن خلدون مي‌نويسد: در زبان عربي مي‌گويند «ختمت الامر» يعني به آخر آن رسيدم و نيز مي‌گويند: «ختمت القرآن» يعني قرآن را تا آخر آن خواندم. «خاتم النبيين» يعني آخرين پيامبر... و نيز اضافه مي‌كند: مهر كردن نامه به وسيله خاتم و انگشتري علامت تمام شدن نامه و به پايان رسيدن مقصود نويسنده و صحيح بودن آن نوشته و نامه است و اگر نامه يا نوشته و سندي مهر نداشته باشد ناتمام است و اعتبار نخواهد داشت.
    خاتميت از ديدگاه قرآن
    عنوان ختم نبوّت بر پيغمبر خاتم (صلي الله عليه و آله و سلّم) عنواني است كه خود قرآن‌كريم داده است. قرآن‌كريم او را خاتم النبيين خوانده است و در اين مطلب شبهه‌اي براي يك مسلمان نيست. و يا اينكه آيا بعد از پيامبر ما پيامبر ديگري هم هست يا نيست؟ تصور اينكه بعد از پيغمبر ما پيغمبر ديگري در دنيا بيايد، با ايمان به پيغمبري منافات دارد. اگر بخواهيد اين‌گونه پيش خودتان تصور كنيد، بگوئيد كه من به نبوّت رسول اكرم ايمان دارم، در عين حال حتي اگر بطور احتمال هم بگوئيد شايد پس از او هم پيغمبري آمده است يا پيغمبري خواهد آمد، اين «شايدِ» شما با ايمان به پيغمبري پيغمبر اسلام منافات دارد، معنايش اين است كه شما به پيغمبر اسلام و قرآن ايمان نداريد. همان‌طوري كه اگر كسي بگويد من به قرآن ايمان دارم ولي به توحيد و به خدا ايمان ندارم، مي‌گويند اين تناقض دارد زيرا قرآن كتاب توحيد است و ايمان به آن برابر است با ايمان به وحدانيت خدا، يا اگر كسي بگويد من به قرآن ايمان دارم ولي معاد را قبول ندارم، متناقض است زيرا قرآن كتابي است مملو از اعتقاد به معاد، همين‌طور موضوع ختم نبوت به خاتم الانبياء. علاوه بر اينكه نص قرآن‌مجيد است،‌ اگر فرضاً اين نص قرآني هم نبود، جزء ضروريات دين مقدس اسلام است. بنابراين براي يك مسلمان هرگز اين مسئله مطرح نيست كه آيا پيغمبري بعد از پيغمبر ما خواهد آمد يا نه.
    در تمام آيات قرآن كه براي تأييد خاتميت پيامبر گرامي اسلام آمده است، ادله محكمي براي اين موضوع بيان شده است كه بي‌شك متفكرين و متأملين در اين آيات به روشني بدين موضوع پي‌برده و ايمان مي‌آورند، همانطور كه مؤمنين با خواندن اين آيات ايماني استوار آورده‌اند. اين آيات و شهادت‌ها بدين شرح است:
    گواه اول: خداوند در سوره مباركه احزاب، آيه 40 مي‌فرمايد:
    «ما كان محمد ابا احد من رجالكم ولكن رسول الله و خاتم النبيين» محمد پدر هيچكدام از مردان شما نيست، يعني پدر خوانده كسي نيست، او را با اين صفت نخوانيد، صفتي كه بايد شما او را با آن بخوانيد و بشناسيد اين است كه او فرستاده خدا و پايان دهنده پيغمبران است.
    گواه دوم: در سوره مباركه فرقان آيه 1 آمده است:
    «تبارك الذي نزل الفرقان علي عبده ليكون للعالمين نذيرا» بزرگ است خدايي كه «فرقان» (قرآن) را بر بنده خويش نازل كرد تا بيم رسان جهانيان باشد.
    اين آيه آشكارا مي‌رساند كه هدف از نازل شدن قرآن بر پيامبر (ص) اين است كه قرآن يا خود پيامبر، نذير و بيم‌رسان همه مردم از روز نزول قرآن تا روز قيامت باشد.
    گواه سوم: در سوره مباركه فصلت آيه 41-42 قرآن كريم آمده است:
    «ان الذين كفروا بالذكر لما جائهم و انه لكتاب عزيز، لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه تنزيل من حكيم حميد» كساني را كه موقع نزول قرآن به انكار آن برخاستند، مجازات خواهيم كرد، براستي قرآن كتابي ارجمند و عزيز است، باطل هرگز به آن راه ندارد نه از پيش رويش و نه از پشت سرش، و اين كتاب از جانب خداي حكيم و ستوده نازل شده است. در اين آيه شريفه مقصود از «ذكر» قرآن است.
    گواه چهارم: قرآن كريم در سوره مباركه انعام آيه 19 آورده است:

    «قل اوحي الي هذا القرآن لانذركم به و من بلغ» بگو اين قرآن به من وحي شده است تا شما را و هر كه را قرآن به او مي‌رسد به وسيله اين قرآن بيم دهم و انذار كنم.
    مرحوم شيخ طبرسي در تفسير اين آيه مي‌نويسد: يعني اين قرآن به من وحي شده است تا به وسيله آن شما و تمام كساني را كه تا روز قيامت قرآن به آنها مي‌رسد از عذاب الهي بترسانم و از اين رو پيامبر گرامي اسلام(ص) فرمود: هر كس از دعوت من به توحيد و خداپرستي با خبر شود قرآن به او رسيده است يعني بر او اتمام حجت شده است حتي بعضي دانشمندان گفته‌اند: هركس قرآن به او برسد مانند آن است كه پيامبر صلي الله عليه و آله را ديده و از شخص آن حضرت معارف و حقائق اسلام را شنيده باشد و اصولاً خود قرآن هركجا باشد مردم را به خداپرستي دعوت مي‌كند و از عذاب الهي مي‌ترساند.
    بنابراين از اين آيه هم بخوبي استفاده مي‌شود كه رسالت پيامبر گرامي تا دامنه قيامت ادامه دارد.
    گواه پنجم: خداوند در سوره مباركه سبا آيه 28 مي‌فرمايد:
    «و ما ارسلناك الا كافة للناس بشيراً و نذيراً ولكن اكثر الناس لايعلمون» و ما ترا به عنوان بشارت دهنده و بيم رسان براي همه مردم فرستاديم ولي بيشتر مردم نادانند.
    آنچه پس از دقت و تأمل در اين آيه معلوم مي‌شود اين است كه «كافة» به معناي «عامة» و «حال» از «الناس» مي‌باشد و تقدير آيه اين است «و ما ارسلناك الاكافة» يعني ما تو را مبعوث نساختيم و نفرستاديم مگر براي همه مردم و اين جمله مساوي است با اينكه گفته شود: رسالت تو عمومي، جهاني و ابدي است زيرا در غير اينصورت پيامبر همه مردم نخواهد بود.



    ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  9. تشكرها 2


  10. #87
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬






    خاتميت از نظر احاديث و روايات
    قسمتي از احاديث و رواياتي كه در باب «خاتميت رسول گرامي» و «خاتميت دين و شريعت» او از خود رسول اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع) جمع‌آوري شده است به شرح ذيل مي‌باشد، البته با تتبع بيشتر دهها روايت ديگر در اين باب جمع‌آوري خواهد شد ولي همين اندازه كه اينجا ذكر مي‌گردد بخصوص «حديث منزلت» كه از احاديث متواتره و يقيني است براي اثبات مدعا و تأييد آياتي كه گواهي بر «خاتميت» مي‌دهند، كافيست:
    1-
    حديث منزلت
    هنگامي كه رسول گرامي (ص) با عده‌اي از مسلمان‌ها به «غزوه تبوك» مي‌رفتند علي (ع) درخواست كرد كه در ركاب پيامبر شركت كند رسول گرامي فرمود: نه. علي (ع) در اين موقع به گريه افتاد و گفت: دوست دارم كه خدمت شما باشم. پيامبر گرامي (ص) فرمود:
    «اما ترضي ان تكون مني بمنزلة هارون من موسي الا انه لانبي بعدي» آيا راضي نيستي كه نسبت به من مانند هارون نسبت به موسي باشي، و همان منزلتي كه هارون نسبت به موسي داشت تو نسبت به من داشته باشي، يعني همانطور كه وقتي موسي در ميان بني‌اسرائيل نبود، هارون جانشين و خليفه او بود، تو هم خليفه و جانشين من هستي، فقط يك فرق بين تو و هارون مي‌باشد، و آن اين كه هارون پيامبر بود و تو پيامبر نيستي، زيرا پس از من پيامبر ديگري نخواهد بود «الا انه لا نبي بعدي».
    اين حديث مورد قبول تمام مسلمانان ـ شيعه و سني ـ است و هيچ‌كس در استناد آن به پيامبر گرامي ترديد و شك نكرده است.
    2- حديث تمثيل
    پيامبر گرامي فرمود: «فانا البنة و انا خاتم النبيين» من آن خشت آخرين و ختم كننده پيامبران هستم.
    در اين حديث همه پيامبران الهي به ساختماني زيبا تشبيه شده‌اند كه هركدام از آنان يكي از آجرها و اجزا آن ساختمان را تشكيل مي‌دهند، و پيامبر گرامي (ص) آخرين جز و آخرين آجر آن ساختمان معنوي مي‌باشد.
    3- جابربن عبدالله انصاري از رسول اكرم (ص) نقل مي‌كند كه آن حضرت فرمود: من پيشوا و قائد پيامبران مرسل هستم ولي به اين مقام بر كسي افتخار نمي‌كنم، من آخرين پيامبران الهي هستم ولي فخر نمي‌كنم، «انا خاتم النبيين و لا فخر» .
    4- پيامبر گرامي (ص) در ضمن خطبه‌اي كه در «غدير خم» هنگام بازگشت از حج درباره امامت و پيشوايان ايراد كردند، فرمودند:
    «بي والله بشر الاولون من النبيين و المرسلين و انا خاتم النبيين و المرسلين و الحجة علي جميع المخلوقين من اهل السموات و الارضين» به خدا سوگند كه پيامبران گذشته به آمدن من بشارت داده‌اند، و من ختم كننده و آخرين آنها و حجت خدا بر همه بندگان او از اهل آسمان‌ها و زمين‌ها هستم.
    5- علي عليه السلام از رسول گرامي نقل مي‌كند كه آن حضرت فرمود:
    «انا خاتم النبيين و علي خاتم الوصيين» من آخرين پيامبر الهي هستم.
    6- در حديثي كه مربوط به «شفاعت» است چنين آمده است:
    مردم نزد عيسي علي نبينا و آله و عليه السلام مي‌آيند و مي‌گويند: براي ما شفاعت كن. عيسي مي‌گويد:
    «ائتوا محمداً صلي الله عليه و آله فانه خاتم النبيين» بايد پيش حضرت محمد (ص) برويد زيرا او آخرين پيامبر الهي است.
    7- حضرت عيسي بن مريم به بني‌اسرائيل فرمود: «من خودم از ناحيه خدا به سوي شما پيغمبرم، و كتاب گذشته را كه تورات است تأييد و تصديق مي‌كنم، نبوت موسي و كتاب او را تصديق مي‌كنم، و من مبشر و نويد دهنده هستم پيغمبري را كه در آينده خواهد آمد، كه نام او احمد است.»
    8- علي عليه السلام در نهج‌البلاغه مي‌فرمايد:
    «الي ان بعث الله محمد صلي الله عليه و آله لا نجاز عدته و اتمام نبوته» خداوند براي محقق ساختن وعده خود، تمام كردن و به پايان رسانيدن نبوت خود، حضرت محمد (ص) را مبعوث ساخت.
    9- در جاي ديگر از نهج‌البلاغه علي (ع) مي‌فرمايد:
    «ايها الناس خذوها من خاتم النبيين (صلي الله عليه و آله) انه يموت من مات منا و ليس بميت» مردم اين جمله را از خاتم پيامبران بشنويد كه فرمود: كساني كه از خاندان ما بميرند در ظاهر مرده‌اند اما در واقع به حقيقت زنده‌ هستند.
    10- و نيز هنگام وفات رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمود:
    «بابي انت و امي لقد انقطع بموتك مالم ينقطع بموت غيرك من النبوة و الانبا و الاخبار السماء» پدر و مادرم فداي تو كه با رحلت و وفات تو نبوت و پيامبري تمام شد.
    11- در كلمات اميرالمؤمنين است كه صلوات مي‌فرستاد بر وجود مقدس خاتم الانبياء به اين عبارت:
    «اجعل شرائف صلواتك و نوامي بركاتك علي محمد عبدك و رسولك» خدايا، شريف‌ترين رحمت‌هاي خودت را و پر خيرترين بركات خودت را، آن بركاتي كه رو به افزايش و رشد و نامي هستند، آن رحمت‌ها و بركات را بفرست بر محمد بنده و پيغمبر خودت الخاتم لماسبق او كه به پايان رساند هرچه كه در پيش بود، نبوت را ختم كرد و «الفاتح لما انعلق» آنكه گشود هر دري را كه تا ‌آن زمان بسته بود و «المعلن الحق بالحق» و آنكه حق را با حق آشكار كرد.
    12- در خطبه ديگري مي‌فرمايد:
    «انا وارث غلم الاولين و الحجة علي العالمين بعد الانبياء و محمد بن عبدالله خاتم النبيين» من علوم همه گذشتگان را دارا هستم، و پس از پيامبران و آخرين پيامبر الهي حضرت محمد، من حجت خدا بر همه جهانيان مي‌باشم.
    13- امام حسن مجتبي عليه السلام در ضمن خطابه‌اي فرمود:
    «انا بن نبي الله... انا بن خاتم النبيين و سيد المرسلين» من پسر پيامبر خدا هستم، من پسر آخرين پيامبر الهي و سرور فرستادگان مي‌باشم.
    14- امام حسين عليه السلام در دعاي عرفه مي‌گويد:
    «الحمدلله حمدا يعادل حمد ملائكته المقربين و النبيائه المرسلين و صلي الله علي خيرته محمد خاتم النبيين و آله الطاهرين» ستايش از آن خداست، ستايشي كه معادل ستايش فرشتگان مقرب و پيامبران مرسل او است، و درود بر برگزيده بندگان او، محمد خاتم پيامبران و فرزندان پاك او باد.
    15- امام سجاد عليه السلام در صحيفه سجاديه مي‌گويد:
    «اللهم صل علي محمد خاتم النبيين و سيد المرسلين و علي اهل بيته الطيبين الطاهرين»
    16- امام باقر در ضمن روايتي فرمودند:
    «لقد ختم الله بكتابكم الكتب و ختم بنبيكم الانبياء» همانا خداوند به كتاب آسماني شما قرآن، كتاب‌هاي آسماني را، و به پيامبر شما پيامبران را ختم كرد.
    17- امام صادق عليه السلام در ضمن روايتي مي‌فرمايد:
    «حتي جاء محمد فجاء بالقرآن و بشريعته و منهاجه فحلاله حلال الي يوم القيامة و حرامه حرام الي يوم القيامة» تا آنكه پيامبر گرامي (ص) آمد و قرآن و شريعت اسلام را آورد، پس حلال او براي هميشه حلال و حرام او براي ابد حرام است، پيامبر ديگري بعد از او نخواهد آمد و احكام دين او نسخ نمي‌گردد.
    18- حضرت رضا (ع) در ضمن حديثي كه مربوط به امامت است مي‌فرمايد:
    «فهي في ولد علي عليه السلام خاصة الي يوم القيامة اذلا نبي بعد محمد (ص)» امامت تا روز قيامت فقط در فرزندان علي (ع) خواهد بود زيرا بعد از رسول اكرم (ص) پيامبر ديگري نخواهد بود.

    ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  11. تشكرها 2


  12. #88
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬






    خاتميت و جبر تاريخ

    كلمه «جبر تاريخ» در ميان طبقه متجدد به اصطلاح همان نقش را كلمه قضا و قدر و سرنوشت در ميان عوام و قديمي‌ها را بازي مي‌كند. مسئله جبر به مفهومي كه متجددين بكار مي‌برند با مسئله خاتميت ارتباط دارد و ارتباط آن اين است كه اساساً خاتميت براساس جاويدان بودن دين است، ما كه قائل به خاتميت هستيم، عقيده ما اين است كه اولاً هميشه خدا ديني در ميان مردم دارد. خود دين حقيقت جاويدي است و از ميان افراد بشر منسوخ نخواهد شد. ثانياً آن ديني كه براي هميشه بايد در اجتماع باقي بماند و آن صلاحيت را دارد كه براي دين اسلام است و يگانه كتابي در دنيا كه اين صلاحيت را دارد كه براي هميشه در ميان افراد بشر زنده بماند، نميرد و منسوخ نشود و هميشه‌ تر و تازه باقي بماند، قرآن است. «انّا نحن نزّلنا الذّكر و انّا له لحافظون.»
    پس بحث خاتميت بحث جاويد بودن دين اسلام است. تا صحبت جاويد بودن يك چيزي به ميان بيايد، آن هم چيزي كه مربوط به زندگي و تاريخ بشر است، يك عده‌اي مي‌گويند كه مگر ممكن است با جبر تاريخ، يك چيزي در زندگي و تاريخ بشر جاويد بماند؟! جاويد ماندن خلاف جبر تاريخ است.
    جبر تاريخ دو كلمه است: جبر ـ تاريخ. كلمه «جبر» يعني حتميت، اجتناب‌ناپذيري در مفهوم فلسفي غير از مفهوم عرفي است كه معنايش اكراه است. و به تعبير ديگر جبر يعني ضرورت، و در اصطلاح فلاسفه خود ما يعني وجوب. اگر مي‌گويند يك چيزي جبري است، يعني حتمي است و خلافش ناممكن است.
    «جبر» به مفهوم فلسفي دو قسم است، يكي جبر در طبيعت است به اصطلاح، در خلقت، و يكي جبر در تاريخ. جبر در خلقت و طبيعت معنايش اين است كه اين دنيايي كه ما در آن هستيم، اين خلقت و آفرينش يك سلسله قوانين قطعي، ضروري، حتمي و غيرقابل تخلق دارد، هرج و مرج نيست، حساب‌هاي منظمي بر عالم حكومت مي‌كند. در اين موضوع فرقي نمي‌كند كه مادي باشيم يا الهي. در صورت اول مي‌گوئيم اين قوانين قائم به ذات است و اگر الهي باشيم مي‌گوئيم مشيت الهي چنين اقتضا كرده است.
    اما جبر در تاريخ يعني، همانطوري كه يك پديده طبيعي، يك گياه، يك حشره، يك حيوان، يك دريا، قانون خاصي دارد و با آن قانون خاص به وجود مي‌آيد و از بين مي‌رود، زندگي اجتماعي بشر هم مجموعاً يك قوانين مخصوص به خود دارد. مجموع بشر حكم يك واحد را دارد و افراد بشر به منزله اجزاء اين پيكر هستند.
    ضرورت وجود علما در دين خاتم
    هر ديني و از آن جمله اسلام خواه ناخواه به يك فرقه، دسته و گروهي نيازمند است كه آنها علما، دانايان و متخصصان آن دين باشند. همه اديان دنيا يك فرقه و طبقه‌اي دارند كه آنها را به نام‌هاي مختلف مي‌خوانند.
    اگر ديني عالم ديني نداشته باشد جاهل‌ها چيزي از آن دين باقي نمي‌گذارند. مخصوصاً در اسلام از آن جهت كه دين خاتم است علما و دانشمندان بزرگي به شمار مي‌روند. بسياري از وظايف انبياء را در اين عصر علما بايد انجام بدهند. اما يك مطلب هست كه به آن بايد خيلي توجه كرد. بسياري از شؤون هست كه اسلام آن را براي علما دين گفته است و آن را با آنچه كه در اسلام راجع به علماي دين نپذيرفته است و اگر كسي دقت بكند در آنچه كه اسلام راجع به علماي دين گفته است و آن را به آنچه كه در اديان ديگر است مقايسه كند جزء معجزات اسلام به نظرش خواهد آمد كه چقدر اين دين يك دين منطقي و معقولي است، همين‌طور كه ساير دستورهايش بر ساير اديان مزيت دارد آنچه هم درباره علما گفته است مزيت دارد، ‌معقول و منطقي است.
    يك وظيفه علما حفظ مواريث انبياست كه اهميت بسيار دارد و وظيفه ديگر آنان عبارت است از منطبق كردن جزئيات بر كليات، فروع را بر اصول تطبيق دادن و برگردانيدن كه نام آن «اجتهاد» است.
    اركان خاتميت
    خاتميت چهار ركن و پايه دارد كه توضيح هركدام در ادامه آمده است.

    ركن اول: انسان و اجتماع
    ركن و پايه اول آن انسان و اجتماع است. از اين نظر كه آيا انسان يك موجود ثابت و جامد و يكنواختي است، از نظر اخلاق، از نظر طرز تربيت و هم از نظر اجتماعي و تشكيلات اجتماعي؟ آيا انسان طرز زندگيش مانند زنبور عسل در تمام زمان‌ها بايد يك جور و يكنواخت باشد؟ يا برعكس، انسان چه از نظر فردي و چه از نظر اجتماعي يك موجود متحول و متكامل و متغيري است؟ اگر انسان صد در صد موجود ثابتي باشد قوانين زندگي او هم بايد صد در صد قوانين ثابت و لا يتغيري باشد؛ و اگر انسان يك موجود صد در صد متغير و متحولي باشد عكس آن قضيه مي‌شود، هيچ قانون ثابت نمي‌تواند داشته باشد، هميشه بايد قوانينش تغيير بكند. يا آنكه فرض سومي هست كه حقيقت همان است و آن اينكه ا نسان داراي جنبه‌هاي ثابت و جنبه‌هاي متغيري است، از يك نظر بايد از يك اصول ثابتي پيروي بكند، ولي در قسمت‌هايي هم بايد از اوضاع متغيري تبعيت نمايد. از اين جهت درست مانند بدن انسان است كه مجموعه‌اي از ميلياردها سلول است، قسمت اعظم آن سلول‌ها دائماً مي‌ميرند و نو مي‌شوند ولي قسمتي از سلول‌ها كه سلسله اعصاب را تشكيل مي‌دهند و فعاليت‌هاي اصلي بدن با آنها است ثابت و جاويدند. قوانين زندگي بشر همين‌طور است. اصول زندگي انسان، طرح‌هاي اولي زندگي و كه زمينه را براي تكامل او فراهم مي‌كنند قوانين ثابت و لايتغيري هستند ولي فروع زندگي تغييرپذير است. پس يك ركن بحث انسان است.
    ركن دوم: وضع خاص قانونگزاري اسلام
    ركن ديگر خاتميت وضع قانونگزاري اسلام است. اسلام اصول ثابتي دارد و فروع متغيري كه ناشي از همين اصول ثابت است، يعني به موازات انسان، قوانين وجود دارد؛ اسلام براي جنبه‌هاي ثابت و آن چيزهائي كه مدار انسانيت انسان را تشكيل مي‌دهد و بايد ثابت بماند قوانين ثابت آورده است، اما براي ‌آن چيزهايي كه مربوط به مدار انسان نيست، مربوط به نقطه‌اي است كه انسان در مدار قرار گرفته است، هم فروع متغيري دارد ولي در محدوده همان اصول ثابت، و يا اساساً دخالتي نكرده و بشر را مختار و آزاد گذاشته است.
    ركن سوم: علم و اجتهاد
    علما و مجتهدين واقعي ركن سوم خاتميت بشمار مي‌روند، و در شريعت ختميه سمت مهندسي اداره اين كارخانه عظيم را دارند، نه سمت سازنده آن. آنهايي كه مهندسان اين كارخانه هستند و مي‌توانند بفهمند كه اين كارخانه را چه جور بايد راه انداخت، كساني هستند كه ما در اصطلاح به آنها مجتهد يا فقيه مي‌گوئيم. مجتهد يا فقيه كسي است كه بصير در دين است.
    ركن چهارم: وضع خاص موضوعات تفقّه و اجتهاد
    ركن چهارم در مسئله خاتميت آن چيزي است كه موضوع تفقّه، تفكر و اجتهاد است، يعني آن چيزي كه تفقّه و اجتهاد بايد روي آن صورت بگيرد. آن، قرآن، سنت، اجماع و عقل است.
    ما در دنيا كتاب‌هايي داريم كه به دست بشر تأليف شده است. اين كتب هر اندازه عالي باشد و هر اندازه مشكل باشد بالاخره يك موضوع محدودي است، يك نفر، دو نفر، پنج نفر متخصص كه روي اين‌ها كار كردند مي‌توانند پنبه آنها را كاملاً حلاجي كنند كه ديگر چيزي براي آيندگان باقي نماند. مثلاً گلستان سعدي يك شاهكار است اما يك چيز محدودي است. ولي يك وقت هست كه موضوع مطالعه انسان طبيعت است كه هر چه بشر روي طبيعت كار كند به كشفيات تازه‌اي نائل مي‌شود. چون مطالعات روي طبيعت پايان‌ناپذير است.
    و اما قرآن، كتابي است كه از يك طرف نوشته شده و البته سخن است، آن‌طوري كه گلستان سعدي هم سخن است، اما سخني كه گوينده‌اش خدا است نه بشر. از اين جهت مثل طبيعت است. آورنده قرآن آورنده طبيعت است. قرآن خاصيت گلستان سعدي را ندارد، خاصيت طبيعت را دارد كه در هر زماني بشر موظف است روي آن تدبر و تفكر كند و استفاده ببرد. همانطور كه طبيعت متشابهات و محكمات دارد و تدريجاً بايد معماها و مشكلاتش حل شود و بشر تدريجاً بايد خود را با حقايق طبيعت آشنا كند، قرآن هم از اين قبيل است. پس ركن چهارم مسئله خاتميت فياضيت و پايان‌ناپذيري زمينه اجتهاد و استنباط است، جوشاني و تمام ناشدني آن است، چيزي كه هر زمان تازه است.



    منابع:
    1- اصول كافي، شيخ كليني، چاپ آخوندي.
    2- اقبال سيد طاوس، چاپ رحلي.
    3- خاتميت، استاد مرتضي مطهري، چاپ فجر.
    4- خاتميت از ديدگاه عقل و قرآن، تأليف جعفر سبحاني، ترجمه رضا استادي، چاپ مشعل آزادي.
    5- سليم بن قيس، چاپ نجف.
    6- صحيفه سجاديه، چاپ اسلاميه.
    7- عيون الاخبار الرضا، شيخ صدوق، چاپ قم.
    8- مجمع البيان شيخ طبرسي، چاپ اسلاميه.
    9- مسند احمد بن حنبل، چاپ 1313.
    10- مقتل خوارزمي، چاپ نجف.
    11- نهج‌البلاغه.
    12- وافي فيض، چاپ سه جلدي.
    13- وسائل الشيعه.




    ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  13. تشكرها 2


  14. #89
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬







    نور


    عرش را آذین کنند و فرش را جارو زنند
    تا که بر بالای شهلای نگار ابرو زنند

    حوریان افتاده از تاب و ملائک لب خموش
    قطره‌ای از آبِ کوثر بر سیه گیسو زنند

    وه چه چشمانی، چه مژگانی، چه برقِ روشنی
    پیش چشمش اختران چون ذره‌ای سو سو زنند

    عرشیان در وقتِ دیدارش همه صف می‌کشند
    عاشقان مدهوش و دم از ذکر الاّ هو زنند

    از سماء پل نوری از سیاره‌های بی شکیب
    تا حریم مکّه از شوق و شعف زانو زنند

    کعبه دامن را گشوده، دل اسیر و منتظر
    تا که هر چه زودتر بلکه صدای او زنند

    از زمین و نه فلک آوای احمد می‌رسد
    از همه ارکان هستی یا محمّد می‌رسد

    با وجودش سینه‌ی محزون دلان مسرور شد
    حقّ ز یومن خلقتش آخرِ به خود مغرور شد

    چون خدا می‌خواست هر دم صحبتی با او کند
    جبرئیل آمد برای وحیِ او مأمور شد

    عاقبت شیطان که در چارم فلک ره می‌گرفت
    از حریم آسمان اوّلین هم دور شد

    هر چه ظالم بود در اقصی نقاط این زمین
    لحظه‌ی میلاد احمد لال گشت و کور شد

    طاق کسری بر خودش لرزید از مولود او
    هر بتِ بی‌جان برای سجده‌اش مجبور شد

    خستگان دیدند از مشرق به مغرب ناگهان
    آسمان روشن شد و عالم سراسر نور شد

    از زمین و نه فلک آوای احمد می‌رسد
    از همه ارکان هستی یا محمّد می‌رسد

    این پسر محمود و احمد، آخرین پیغمبر است
    رحمت للعالمین است و وجودش اطهر است

    او بشیر است و نذیر است و بود یاسین و نون
    داعی و شمس است و بر هستی بسانِ گوهر است

    جمله‌ی پیغمبران از او خبر آورده‌اند
    او ابوالقاسم محمد، انبیاء را زیور است

    هر خطِّ قرآن بود تعریفی از رفتارِ او
    او خودش تفسیرِ هر حرفِ کتابِ داور است

    در مقام او فقط این جمله‌ را گویند و بس
    حق که چون نوری ست، او نورِ خدا را پیکر است

    گر چه دین های زیادی پیروانی داشتند
    دین او اسلام و از ادیان دیگر سر تر است

    از زمین و نه فلک آوای احمد می‌رسد
    از همه ارکان هستی یا محمّد می‌رسد




    ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  15. تشكرها 2


  16. #90
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬








    رفتار پیامبر ( ص)

    رفتارپیامبر (ص ) بزرگوار و کردار آن حضرت ، سرمشق مسلمین و بلکه نمونه عالی همه انسانهاست . پیامبر (ص ) آن چنان ساده و بی پیرایه لباس می پوشید و بر روی زمین می نشستو در حلقه یاران قرار می گرفت که اگر ناشناسی وارد می شد، نمی دانست پیامبر(ص)کدام است . در عین سادگی ، به نظافت لباس و بدن خیلی اهمیت می داد. همیشه باپیر و جوان مؤدب بود. همیشه در سلام کردن پیش دستی می کرد. یتیمان و درماندگان را مورد لطف خاص قرارمی داد. به عیادت بیماران و تشیع جنازهمسلمانان زیاد می رفت . مهمان نواز بود. دست مهر بر سر یتیمان می کشید.
    از خوابیدن روی بستر نرم پرهیز داشت ومی فرمود: «من در دنیا همچون سواری هستم که ساعتی زیر سایه درختی استراحت کند وسپس کوچ کند» در جنگها هرگز هراسی به دل راه نمی داد و از همهمسلمانان در جنگ به دشمن نزدیکتر بود. از دشمنان سرسخت مانند کفار قریش در فتح مکهعفو فرمود و آنها هم مجذوب اخلاق پیامبر (ص ) شدند و دسته دسته به اسلام رویآوردنداز زر و زیور دنیا دوری می کرد. اموال عمومی را هرچه زودتر بین مردم تقسیم می کرد و با آن که فرمانروا و پیامبر خدا بود، هرگز سهمی بیشتر از دیگران برایخود برنمی داشت .


    ╬♥╬ ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام و آغاز هفته وحدت مبارك باد ╬♥╬

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  17. تشكرها 2


صفحه 9 از 10 نخستنخست ... 5678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •