(¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
(¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)
صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 70
  1. #21
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض پاسخ : (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)







    عشق ؛ عشق ؛ عشق ........

    مرد خراساني، بعد از مدتها راهپيمايي در شهر مدينه گام ‏مي‏گذارد. عطش زيارت امام صادق(ع) بي‏تابش کرده است.

    مي‏خواهد قبل‏از زدودن غبار راه به حضور حضرت برسد. کوچه‏هاي شهر را يکي بعداز ديگري پشت‏ سر مي‏گذارد. چند دقيقه بعد به مجلس امام صادق(ع) وارد مي‏شود. حضرت را به آغوش مي‏کشد.

    آن‏گاه در مقابلش زانو زده محو تماشايش مي‏گردد. هماندم‏از ذهنش عبور مي‏کند:



    تمام زندگي‏ام فدايش، چه جمال نوراني و چه سيماي درخشاني!



    چشمش به غلامي مي‏افتد که مودبانه، کمر به خدمت امام بسته است.با خود مي‏گويد:



    چه سعادتي نصيبش شده، خوش به حالش، حتما سالهاست که اين وظيفه‏مقدس را بر عهده دارد!



    از مجلس امام بيرون مي‏رود. جسمش درکوچه‏هاي شهر سرگردان است،اما فکر و ذهنش درگرو جمال امام و اسير محبت او.



    لحظات قبل، در ذهنش تداعي مي‏شود که: همچنان به سيماي امام زل‏زده است.

    به مفهوم جملات امام مي‏انديشد. به علم، فضل، جود وکرمش فکر مي‏کند. کرامت و شفاعت‏حضرت مدهوشش ساخته است.

    همين‏طور به سعادت ابدي غلام غبطه مي‏خورد و با خودش مي ‏گويد: آخرتش‏آباد، خوش به حالش.



    جرقه‏اي که در ذهنش مي‏تابد، افکارش را به هم مي‏ريزد:


    شايد خسته شده باشد. وقتي تمام اموالم را برايش ببخشم; حتماقبول مي‏کند.



    بر مي‏گردد. يک راست‏خودش را به غلام مي‏رساند. خطاب به اومي‏گويد:



    در خراسان اموال بسياري دارم. وظيفه‏ات را بده به من، همه ‏اموالم مال تو.



    سرتاپاي غلام را حيرت فرا مي‏گيرد. خودش را پا به پا مي‏کند.

    آب‏دهانش را جمع کرده قورت مي‏دهد. بدون اين که شگفتي‏اش را آشکارکند، مي‏پرسد:



    همه ثروتت را به من مي‏دهي؟!


    بله، به تو مي‏دهم. اکنون نزد امام(ع) برو، خواهش کن تا غلامي‏ من را بپذيرد، آن‏گاه به خراسان برو و تمام اموال مرا ضبط کن.



    غلام گيج مي‏شود. نمي‏داند چه اتفاقي افتاده است.


    ناخودآگاه بر زبانش جاري مي‏شود:



    هرگز! هرگز از در اين خانه دور نمي‏شوم. آخر چگونه اين در را رها کنم؟ چرا خودم را از شفاعت اين‏خانواده محروم سازم؟


    (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. #22
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض پاسخ : (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)











    باز همان خيالات پرجاذبه در ذهنش جولان مي‏دهند و آن تفکرات مخالف،آسايشش را سلب مي‏کنند:



    مواظب باش، از دستت نرود. قابل تکرار نيست.



    به خود مي‏آيد. لحظه‏اي به فکر فرو مي‏رود. آن‏گاه به تصورات جنجال‏آفرين ذهنش سر و سامان داده مي‏گويد:



    اگر امام راضي شود، چه عيب دارد؟ سالهاست که خدمتش مي‏کنم.

    اين همه شيعه مخلص، منهم يکي از آن‏ها، مگر همه بايد غلام امام‏باشند؟! امروز غلامي، فردا فرمانروايي، آفرين براين شانس!




    خنده‏اش را مي‏خورد و راه مي‏افتد. خودش را به امام صادق(ع)مي‏رساند. با نوعي حياء و اضطراب، قضيه را با حضرت در ميان‏مي‏گذارد:



    فدايت‏شوم، ... مي‏داني که خدمتکار مخلص شمايم. سالهاست که...حال اگر خداوند خيري به من برساند، آيا... شما از آن، جلوگيري‏مي‏کنيد؟



    سکوت مي‏کند. چشمانش به زمين دوخته شده است. قلبش تندتند مي‏زند.منتظر مي‏ماند تا امام پاسخش را بدهد.



    غلام با خوشحالي همه چيز را به امام مي‏گويد. حضرت حرفهاي غلامش‏را گوش مي‏کند. چشم از او بر نمي‏دارد. در نگاهش يک عالم معنا نهفته است. لبانش از تبسم هميشگي‏اش باز نمي‏ايستد.



    مي‏فرمايد: مانعي ندارد. اگر تو بي‏ميل شده‏اي، او خدمت مرا پذيرفته است. او را به جاي تو مي‏پذيرم و تو را آزاد مي‏کنم.



    شادي و سرور از چهره غلام خوانده مي‏شود. از امام کم کم فاصله‏مي‏گيرد و خودش را به مرد خراساني مي‏رساند.

    وقتي جريان را با او درميان مي‏گذارد، او نيز از خوشحالي بال در مي‏آورد. شادماني‏اش‏را پاياني نيست.

    غلام هم خوشحال است ولي نه به اندازه او.خوشحالي غلام بيشتر به اين جهت است که دارد به يک ثروت بادآورده‏نزديک مي‏شود.


    (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  3. #23
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض پاسخ : (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)









    قبل از آن که به سمت ‏خراسان راه بيفتد، خودش را به امام ‏مي‏ رساند تا با حضرت خداحافظي کند.

    دست امام را لاي دستانش قرار مي‏دهد. گرماي‏دست امام(ع) برايش احساس برانگيز است.

    هنوز چند قدم بيشتر برنداشته است که صداي «مهرباني‏» درجا ميخ‏کوبش مي‏سازد.



    به پشت‏ سرش نگاه مي‏کند. امام با چهره متبسم و نوراني به او چشم‏دوخته است. با لحن‏محبت‏آميزي مي‏فرمايد:



    «به خاطر خدمتي که نزدم کرده‏اي مي‏خواهم نصيحتت کنم; نصيحتم اين است که وقتي روز قيامت ‏برپا شود، رسول خدا(ص) به نور خدا چسبيده است و علي(ع) به رسول‏خدا و ما امامان به علي(ع) چسبيده‏ايم و شيعيان ما هم به ماچسبيده‏اند. آن‏گاه ما هرجا وارد شويم، شيعيانمان نيز واردمي‏شوند.»



    پاهاي غلام سست مي‏شود. قلبش به طپش مي‏افتد. آب دهانش گم مي‏شود ولبهايش به خشکي مي‏گرايد. از خودش مي‏پرسد:



    چرا مرد خراساني در مقابل به عهده گرفتن خدمت امام(ع)،

    ازسرمايه و زندگي‏اش دست مي‏کشد؟



    آنگاه پاسخ مي‏دهد:



    عشق، عشق، عشق به امام(ع).



    و بعد به خودش نهيب مي‏زند:



    او به عشق امام(ع)، از دنيايش مي‏گذرد ولي من براي رسيدن به‏دنيا،

    آخرتم را مي فروشم; واي برمن، واي بر من!!



    سپس خودش را به پاهاي امام(ع) مي‏اندازد. بعد از چند لحظه اشک وسکوت و نجواي دروني، چشمانش را به چهره تابناک امام(ع) گره‏مي‏زند و مي‏گويد:



    آقايم! دل از تو برکندن، هرگز و چشم از تو بستن، خير;

    درخدمتت‏باقي مي‏مانم و آخرتم را به دنيايم نمي‏فروشم.



    ... چگونه از لطف و حمايتت‏برگردم، با اين که علاقه‏ام به شمامايه افتخارم است؟



    مولايم! جانم اسير کمند عشق و محبت توست. زندگي‏ام برخاک باد،اگر به در خانه ديگري اميد بندم و چشم به آستان کرامت و شفاعت‏غير شما دوزم که مي‏دانم ديگران را شفاعت و کرامتي نيست.


    **کتاب داستان دوستان به نقل از کتاب منازل الاخره، ص‏164**


    (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. #24
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض پاسخ : (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)







    تو بر تن پاک علم، جانی
    استاد مفضّل و ابانی



    دانشگه نور حق، پیامت
    صدها چو زراره و هشامت



    دارند جهانیان بصیرت
    از مؤمن طاق و بوبصیرت



    ای زندگیم هدایت تو
    دین و دل من ولایت تو



    مهر تو همه عقیدة من
    مشی تو مرام و ایدة من



    روزی که گِل مرا سرشتند
    بر لوح دلم خطی نوشتند



    این خط نوشته را بخوانید
    من جعفریم همه بدانید



    دلباخته­ای ز اهل بیتم
    خاک ره عبدی و کُمیتم


    (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. #25
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض پاسخ : (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)





    بوی گل محمدی

    بوی گل محمدی

    بوی کتاب می دهی
    هرچه سؤال سخت را
    زود جواب می دهی
    شناس نامه تو را
    در آسمان نوشته اند
    و با گُل و گلاب و نور
    گِل تو را سرشته اند
    چه جاده های روشنی
    میان حرف های توست
    هنوز این زمین پر از
    صدای آشنای توست
    تو یاد داده ای به ما
    که می توان پرنده بود
    تمام عمر مثل رود
    به سوی او رونده بود

    (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. #26
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض پاسخ : (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)








    خورشید مدینه


    به یاد بحر حقایق، حضرت صادق علیه السلام


    زبان رساى اسلام بود و مبین شریعت مصطفى(صلی الله علیه و آله).
    با سخنانى حكیمانه، منطقى استوار، علمى سرشار، برگزیده روزگار به شمار مى‏آمد و ... بنده شایسته پروردگار.


    در سال‎هاى سیاهى كه ابرهاى سلطه امویان، آسمان جهان اسلام را تاریك كرده بود و در سال‎هایى تیره‏تر، كه حكومت عباسیان، مسلمانان را به تیرگى نشانده بود.


    او خورشید مدینه دین و دانش بود.
    در میان این دو فصل سیاه و سرد و ابرآلود، چند صباحى كه خورشید وجودش از افق مكتب و مذهب تابید، اسلام و قرآن را جان بخشید.


    او آبیارى نهال حق كرد تا این بذر ایمان پا گرفت و در افق ‏اندیشه‏ها تابان شد.
    دین به نام او زنده گشت.
    درخت علم، در بوستان كلامش رویید و به برگ و بار نشست.
    گلشن فضل، از چشمه دانش او سیراب شد.
    كتاب فقه، با «الفباى صادقى‏» نگاشته گشت.

    وقتى چشمه فضل و فقه و علم و كمال او مى‏جوشید، حسودان و عنودان؛ ‏زبان به طعن مى‏گشودند و تیغ دشمنى بر مى‏كشیدند و پاى خصومت پیش ‏مى‏گذاشتند.
    ولى... كدام دانشور را مى‏توان شناخت و نام برد كه از گنج دانش‏ حضرت صادق علیه السلام بهره نبرده باشد؟
    و كدام معلم را مى‏توان یافت كه به اندازه او، تربیت‏یافته در مكتب عترت داشته باشد؟
    حوزه‏هاى علمیه، نقش شاگردى او را به سر درهاى خویش نوشته‏اند.



    فقیهان دین مدار، خوشه‎چین حدیث و حكمت صادقى‏اند.



    آن چهار هزار گوش حكمت نیوش، كه از زبان این حجت ‏خدا حدیث ‏مى‏شنیدند و آن چهار هزار زبان و قلم كه به گفتن و نوشتن و ثبت ‏و نشر حقایق دین از زبان او مى‏پرداختند، هر كدام منشورى بودند كه آن نورهاى تابان را در رواق اندیشه‏هاى بشرى مى‏تاباندند و آن ‏معارف ناب و والا را از عرش بلند «علم لدنى‏» حضرتش، بر فرش‏ كتاب‎ها و دفترها فرود مى‏آوردند.


    خوشا به حال آن چهار هزار حكمت‏آموز محضرش!

    آنان، همچون نسیمى خوشبوى، از كوى معارف او گذشته، در پهنه ‏قلمرو اسلام، جوهره دین را پخش مى‏كردند و «قال الصادق‏» گویان، كام تشنگان معرفت را عطرآگین مى‏ساختند. عصرى بود كه بدعت گذاران و دین ستیزان، در قالب‎هاى مختلف به‏ تحریف چهره آیین محمدى(صلی الله علیه و آله) مى‏پرداختند.


    امام صادق علیه السلام بود كه خورشیدگون مى‏تابید و آن اوهام و خرافات و تحریفات را مى‏زدود.


    درود بر سلسله نورانى راویان احادیث؛



    آنان كه حلقه‏اى از «تعبد» و «اطاعت‏» بر گردن داشتند و بر گرد «آل الله‏»، پروانه‎وار مى‏چرخیدند و خوشه‎چین محضر آن انوار تابناك مى‏شدند، تا جهان در ظلمت نماند و بشریت از این كوثر ناب ‏و زلال، محروم نباشد.


    ابان بن تغلب‏ها، هشام‏ها، مؤمن طاق‏ها، جمیل بن دراج‏ها، ابوبصیرها، زراره‏ها، سماعه‏ها، عمار ساباطى‏ها، جابر بن حیان‏ها، مفضل‏ها، صفوان‏ها و ... صدها ستاره فروزان، هر یك در فروغ‎گسترى ‏مكتب امام صادق(علیه السلام)، نقشى عظیم داشتند و حاملان و وارثان و راویان و ناشران آن علوم بودند.

    سیراب شدگانى بودند از این زمزم جوشان!
    باده نوشانى بودند از این ساغر كوثرگون!

    آنان، كام دل را با حلاوت «مكتب عترت‏» آشنا ساخته بودند و از پیشوایان دین، به ویژه از صادق آل محمد، نه تنها علم، كه عمل هم ‏مى‏آموختند و نه تنها دانش، كه عصاره دین را از زبان او مى‏گرفتند.

    امروز، بام و در كشور ما، «صادقیه‏» است.
    اینك، در كشور امام صادق(علیه السلام)، فرهنگ اهل‏بیت علیهم السلام، سارى ‏و جارى است.
    امروز، هر جا كه شیعه‏اى است، جعفرى است.
    و هر جا كه حوزه‏اى است، صادقى است! ...


    (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. #27
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض پاسخ : (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)





    پيامبر رحمت و امام صادق



    ميلاد پيامبر رحمت و امام صادق
    انتظار آمد به سر اى بيقراران تهنيت
    شد خزان سر، آمده فصل بهاران تهنيت
    جلوه گر گرديده حق اى حق شعاران تهنيت
    ساقى از ره مى‏رسد جمع خماران تهنيت
    پرمشام جان شد از عطر نكوى تُفْلِحوُا
    ميگساران باده نوشيد از سبوى تُفْلِحوُا
    شد ربيع الاول و خوش رنگ و بو دارد ربيع
    ازبهار و عيش و مستى گفتگو دارد ربيع
    عيد زيباى برائت از عدو دارد ربيع
    عيد ميلاد دو دلدار نكو دارد ربيع
    موسم سرمستى دلهاى شيدا آمده
    مصطفى با حضرت صادق به دنيا آمده
    بشنو از بال ملائك نغمه توحيد را
    در افق بنگر بروز واژه اميد را
    حق طلب، از سينه ات بيرون نما ترديد را
    اخذ كن از رهبران زنده دل تأييد را
    با ولايت شو عجين و بر سر ميثاق باش
    يا على برگو، به وصل يار خود مشتاق باش
    دو نهال بارور در باغ دين روئيده شد
    ياسهاى آسمانى در زمين روئيده شد
    نخل حق در سرزمين مشركين روئيده شد
    لاله در باغ دل اهل يقين روئيده شد
    گلشن جان را ز عطر اين دو گل خوشبو ببين
    رو نما سوى حجاز و جلوه يا هو ببين
    عاشقان بُستان جانبخش دعا را بنگريد
    اين دو نور عالم آراى خدا را بنگريد
    باده نوشان مِى قالوابلى را بنگريد
    وجه صادق را، جمال مصطفى را بنگريد
    صد سلام و صد درود اين دو گل دلخواه را
    سر دهيد اى عاشقان آواى صلى اللَّه را
    سينه شد نورٌ عَلى نُور امتزاج نورشد
    ديده حق روشن و چشمان باطل كور شد
    بركليم ذى المعارج قلب عالم طورشد
    بت پرستى در جهان منكوب شد مقهور شد
    آتش آتشكده بى شعله و خاموش شد
    طاق كسرى ريخت، ذكر يا اَحَد منقوش شد
    آسمان عاشقى شد پر ستاره زين دو گل
    عشقبازى با تداوم شد هماره زين دو گل
    بر دل عشاق صادق شد اشاره زين دو گل
    ديده دل شد گشوده بر نظاره زين دو گل
    بر جمال اين دو ياس بى قرينه بنگريد
    گاه سوى مكه گه سوى مدينه بنگريد
    محور اسلام و قرآن در ثبات از اين دو مَه
    مكتب توحيد باشد در حيات از اين دو مه
    روشن آفاق تمام كائنات از اين دو مه
    منجلى اوصاف بى پايان ذات ازاين دو مه
    مِى فروشان مِى يكتا پرستى را ببين
    جرعه‏اى يا هو بزن دنياى مستى را ببين
    پرتوِ نور نبوت با امامت ديدنى ست
    غنچه اخلاص از باغ ولايت چيدنى ست
    وارد حصن ولايت هر كه شد در ايمنى ست
    رمز عترت دوستى، بيزارى از نفسِ دَنى ست
    نفس بگذار و ولاى آل ياسين را گزين
    شو برى ازاهل بِدعَتْ روح آيين راگزين
    مستى دل از مِى لولاك آل احمد است
    هستى ما بسته بر خاك نعال احمد است
    چشم ما در سير آفاق جمال احمد است
    مركز پرگار خلقت كنج خال احمد است
    دست ما در بر سراى آل احمد مى‏زند
    قلب ما در هر طپش با يا محمد مى‏زند
    كيستم من؟ ذره‏اى در آستان اهل بيت
    آشناى دستهاى مهربان اهل بيت
    شكر حق باشد دلم محتاج نان اهل بيت
    گاه دستم گاه پايم گه زبان اهل بيت
    من اُويسم بوذَرَم سلمانم و مِنّاستَم
    بنده آشفته كوى اباالزهراستم
    من اباالزهرايى‏ام نسل و تبار احمدم
    گنبدالخضرايى‏ام شمع مزار احمدم
    شيعه‏اى فارغ ز خويش و بيقرار احمدم
    آرزو دارم كند حق همجوار احمدم
    بنگريد اين از منيّت خسته گمراه را
    عبد زهرا عبد طاها عبد آل اللَّه را
    حمْيَرىِ دوره خويشم گداى صادقم
    با همه نقصم اسير و مبتلاى صادقم
    معصيتكارم ولى عبد سراى صادقم
    خوب يا بد آرزومند دعاى صادقم
    كاستى‏هاى مرا درمان كند خاك بقيع
    كاش بودم ذره‏اى در بين خاشاك بقيع
    كاش منهم يك پرستو در مدينه مى‏شدم
    زائر كوى نبى بى قرينه مى‏شدم
    كاش منهم كشته يك زخم سينه مى‏شدم
    مرهمى بر درد بانوى حزينه مى‏شدم
    كاشكى از جام زهرايى مرا شهدى رسد
    دست من بر دامن نور خدا مهدى رسد
    (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. #28
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض پاسخ : (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)




    شكر


    امام صادق (ع) فرمود:


    بر هر نفسى كه مى كشى ، يك شكر، بلكه هزاران شكر واجب است و كم ترين درجه شكر، اين است كه نعمت را تنها از جانب خدا بدانى ، نه ديگرى ؛ و به آنچه داده رضايت دهى ، و نعمتش را دست مايه سرپيچى از فرمان او قرار ندهى ، و اوامر و نواهى او را ناديده نگيرى . پس در همه حال بنده اى باش شاكر، كه در اين صورت خداوند را در همه حال ، پروردگارى كريم خواهى يافت .

    اگر نزد خداوند تعالى ، عبادتى برتر از شكر، كه بندگان مخلص به جاى مى آورند، وجود داشت ، خداوند از آن سخن مى گفت ؛ امّا چون عبادتى برتر از آن يافت نمى شود پس خداوند عبادت شكر را و به جاى آورندگانش ‍ را مورد عنايت خاص قرار داده ، فرموده : ((واندك اند بندگان شكر گزار من )).

    وشكر كامل آن است كه به زبان نهان و خالص براى خداوند عزّ وجلّ - اعتراف كنى كه بر كم ترين درجه شكر گذارى نيز قادر نيستى ، چه توفيق يافتن بر شكر، خود نعمتى است ديگر كه بايد بر آن نيز شكر كرد و اين نعمت وجودش بسى بزرگ تر و عزيزتر از نعمتى است كه براى آن توفيق شكر يافته اى ، در حالى كه در درياى نعمات خداوند غرق گشته و از درك غايت شكرش عاجز و قاصرى .

    بنده كجا مى تواند شكر نعمت خداى را به جاى آورد و كى مى تواند لطفش ‍ با لطف خداى بزرگ برابرى كند؟! در حالى كه بنده ، ناتوانى است كه هيچ توانى ندارد مگر به مدد الهى خداى تعالى از طاعت و عبادت بنده ، بى نياز است . او بر افزون نمودن نعمت ها تا ابد تواناست .

    پس از اين روى ، خداى را بنده ا شاكر باش تا در اثر شكرگزارى شگفتى (عنايت هاى شگفت ) ببينى

    (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. #29
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض پاسخ : (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)




    معرفت


    امام صادق (ع) فرمود:

    كالبد عارف ، با خلق است و قلبش با خدا. اگر قلبش چشم بر هم زدنى از خدا غافل شود، از شوق (جبران غفلت با ديدار حق ) بميرد.


    عارف ، امين وديعه هاى خداوند است و گنجينه اسرار و معدن انوار وراهنماى خلق به سوى رحمت حق و حاصل علوم و ميزان فضل و عدل اوست .


    از خلق و آرزوى دنيا بى نياز است ، مونسى جز خداوند ندارد و نطقى ، اشاره اى و نَفَسى جز با خدا و براى خدا و از خدا ندارد. پس او در باغِ قدسِ خداوند در رفت و آمد است و از فضل لطيف خداوند متعال بهره مى گيرد.

    معرفت ، ريشه است و ايمان ، شاخه هاى آن .


    (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. #30
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض پاسخ : (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)




    تنها مستضعف زمین باشید!
    فرمود: می‌دانید چه گروهی می‌توانند به امامت برسند؟ چه گروهی می‌توانند وارثان انبیاء باشند، چه گروهی می‌توانند خلف صالح پیامبران باشند؟ آنها که گرچه در زمین مستضعف‌اند، ولی در باطن عالم عظیم باشند. در مکتب امام صادق آن مستضعفی می‌تواند پیروز بشود که فقط مستضعف در زمین باشد. اگر کسی هم مستضعف در زمین بود، هم مستضعف در آسمان، او پیروز نمی‌شود! تنها کسی پیروز می‌شود که استضعافش فقط در زمین باشد. مؤمن اگر مستضعف است، استضعافش در زمین است، وگرنه در ملکوت عالم او عظیم است. امام ششم شاگردان آگاه خود را به عنوان عظیم در آسمانها و ملکوت معرفی کرد. فرمود: من تعلّم العلم و عمل به و علّمه لله دعی فی ملکوت السّماوات عظیماً (26). آنکه برای خدا عالم بشود، برای رضای خدا به علم عمل کند، برای رضای خدا علم را فرا راه دیگران نصب کند با قلم و بنان و بیان، او در باطن عالم عظیم است. این انسان عظیم می‌تواند وارث پیغمبر بشود! اینچنین نیست هر مستضعفی بتواند امام زمین بشود!
    وقتینامه منصور دوانقی به پیشگاه امام ششم رسید که لم لاتخشانا کما یخشانا النّاس ، چرا مانند دیگر وعاظّ و سلاطین به دربار ما بار نمی‌یابی؟! فرمود : نه من دنیائی دارم که برای صیانت او به سراغ تو بیایم، و نه تو آخرتی داری که در اثر اشتیاق به آن معارف اخروی با تو رفت و آمد کنم! آمدنم سودی ندارد. این بیان قاطع را امام صادق وقتی می‌گوید که درباره‌ی بنی‌مروان هم آن بیان قاطع را داشت. آنگاه از راه فریب و نیرنگ منصور دوانقی نوشت: تذهبنا لتنصحنا. به سراغ ما بیائید تا ما را نصیحت کنید، چون دیگر وعاظ. فرمود : أمّا من أراد الآخره فلا یصحبک و أمّا من أراد الدّنیا فلا ینصحک (29). آنکه اهل دنیاست به میل تو سخن می‌گوید، نه تو را نصیحت کند.
    نصیحت و موعظه جذب الخلق الی الحقّ است، نه جذب الخلق الی الطّبیعه، نه جذب الخلق الی الخلق! ناصح کسی است که مردم را به الله جذب کند. جذب‌کردن غیر از تبلیغ است. جذب کردن غیر از سخنرانی و گفتن و نوشتن و درس گفتن است! واعظ کسی است که هنر جذب داشته باشد. وعظ جذب الخلق الی الحقّ است. ممکن است کسی سخنرانی کند، کتاب بنویسد امّا نتواند جاذبه ایجاد کند. جذب کردن کاری است دشوار! تا انسان خود مجذوب نباشد، اهل جذب نیست. تا خود الهی نباشد، سخنش در دلها کشش ایجاد نمی‌کند. امام ششم در جواب فرمود: من کسی را وعظ می‌کنم که او اخلاد الی الأرض نداشته باشد.
    دیدند امام صادق نه با پول جذب نمی‌شود، زیرا در برابر پول می‌گوید: نه بنی مروان، نه بنی عباس! اگر شما امروز می‌گوئید: نه شرق و نه غرب، چون شاگرد امامی هستید که آنروز گفت: نه بنی مروان، نه بنی عباس. دید با پول جذب نمی‌شود با نیرنگ و دعوت به سلسله وعّاظ و سلاطین شدن جذب نمی‌شود، دستور داد خانه امام صادق را آتش زدند! مرحوم کلینی نقل می‌کند: ناظران دیدند امام ششم پا روی امواج آتش خانه می‌گذارد، می‌گوید: أنا ابن اعراق الثّری، أنا ابن ابراهیم خلیل الله (31). دیدند پا روی امواج آتش می‌گذارد، می‌گوید: ما فرزندان ریشه زمین‌ایم. ما فرزند ابراهیمیم! یعنی گرچه نمرود رفت و توی منصور دوانقی جای نمرود نشسته‌ای؛ گرچه ابراهیم رفت و من جای ابراهیم نشسته‌ام، ولی حقّ همان است که ما بر نار مسلّطیم. من فرزند همان ابراهیمم. آن ندای یا نار کونی برداً و سلاماً علی ابراهیم هم اکنون هم زنده است. مگر ابراهیم نگفت: و من ذریّتی؟ من مگر ذریّه صالح ابراهیم نیستم؟ مگر ابراهیم مسلّط بر نار نشد؟ همان ولایت است که اکنون از آستین من ظهور کرده است .این موضع گیری امام ششم در برابر سیاست ننگین عباسیان و مروانیان. این بیان امام ششم، آن هم دستورات علمی اش، آن هم دستورات زهدش. لذا امام باقر فرمود: هذا خیر البریه .
    پی‌نوشت‌ها

    (1) کافی . ج 2 . ص 104 . باب الص دق و اداء الامانه
    (2) کافی . ج1 . ص25 . کتاب العقل والجهل
    (3) کافی . ج1 . ص 11 . کتاب العقل والجهل ـ با تلخیص
    (4) مفاتیح الجنان . زیارت جامعه کبیره
    (5) امالی شیخ صدوق . ص 240 ـ با تلخیص
    (6) بحار الأنوار . ج40 . ص318
    (7) کافی. ج2 . ص 509 و وسائل الشیعه . ج7 . ص 128
    (8) سوره فاطر . 10
    (9) سوره ذاریات . 22
    (10) سوره اعراف . 40
    (11) سوره فصّلت . 12
    (12) وسائل الشیعه . ج 15 . ص 220 ـ با تلخیص .
    (13) بحار الأنوار . ج67 . ص196
    (14) کافی . ج1 . ص 125
    (15) کافی . ج1 . ص 126 و بحار الأنوار . ج3 . ص 33
    (16) همان ـ با استناد آیه 16 سوره مبارکه قاف
    (17) سوره انعام . 103
    (18) بحار الأنوار . ج4 . ص 44
    (19) بحار الأنوار . ج47 . ص 107 .
    (20) مستدرک الوسائل . ج7 . ص 168
    (21) وسائل الشیعه . ج 9 . ص 318
    (22) کافی . ج1 . ص 307 .
    (23) بحار الأنوار . ج 75 . ص 232 .
    (24) بحار الأنوار . ج75 . ص 235 .
    (25) کافی . ج1 . ص 35
    (26) سوره قصص . 5
    (27) بحار الأنوار . ج24 . ص173 ـ با تلخیص.
    (28) کافی . ج1 . ص475 و بحار الأنوار . ج47 . ص74
    (29) بحار الأنوار . ج47 . ص184 . ما جری ب ینه (ع) و ب ین المنصور
    (30) سوره شعراء . 136
    (31) کافی . ج1 . ص473 .



    (¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •