سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: * طلائيه ؛ قطعه اي از بهشت* خاطراتی از فرمانده شهید ، حسین خرازی

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض * طلائيه ؛ قطعه اي از بهشت* خاطراتی از فرمانده شهید ، حسین خرازی





    خاطراتی از فرمانده شهید ، حسین خرازی

    نمی دانم طلائیه رفته اید یا نه. اگر نه! حتماً بروید. در آنجا یک سه راهی است روی انبوهی از خاکهای مانده از خاکریزهای دوران دفاع مقدس، معروف به سه راهی مرگ، آنجا، ذره ای از سختی کار و حماسه ی بزرگ یاران حسین را می شود فهمید. فقط ذره ای.

    حسین در آنجا علمدار شد:

    «خواستند ملائکة الله مرا به عالم بالا ببرند، هنوز دل از دنیا نکنده بودم، ولی فقط همین اندازه لیاقت داشتم...»
    • حاجی چطور شده؟!
    - چیزی نیست!

    نیروهای گردان هاج ومواج مانده بودند. باور نمی کردیم دست حاجی قطع شده باشد. همه ناراحت بوند. حسین زیر آتش سنگین طلائیه چکار داشت؟

    دشمن همچنان آتش می ریخت و آمبولانس از میان دود و آتش به طرف اورژانس حرکت کرد.


    این سو به روی اسب مردی بدون دست
    آن سو به روی خاک صدکوفه مرد پست


    • یک موقعی کشورهایی که با ما دوست بودند از ما خواستند تعدادی از افسرهایشان را بیاورند و شیوه جنگ بچه های ما را ببینند، ما گفتیم ما شیوه ی خاصی نداریم، ما اگر خیلی بخواهیم به شما بگوئیم، لشگر عقیدتی هستیم.



    اصرار کردند. رفتیم اهواز و رفتیم یک مقداری توی جبهه، همین طوری که داشتیم می رفتیم، برخوردیم به شهید خرازی، همدیگر را بغل کردیم. وقتی من وارد ماشین شدم، افسرها پرسیدند این کی بود؟ گفتم یکی از بزرگترین سرداران سپاه ماست. اینها ماندند.

    من گفتم که به نظر من این فرد یک دانشگاه نظامی است. همه چیز بلد است، اطلاعات بلد است، عملیات بلد است، شناسایی بلد است، توپخانه بلد است، ادوات بلد است، گفتند کجا یاد گرفته؟ گفتم هین جا یاد گرفته. چند سال بعد که رفته بودم همان کشور، با همان افسر ملاقات داشتم، گفتند:

    وقتی ما برگشتیم به رهبرمان گفتیم که ما توی نیروی نظامیمان اگر ده تا از این نیروهایی که در سپاه اسلام در مقابل عراق هستند داشتیم وضعمان مثل الان نبود که این جور ذلیل باشیم در مقابل دشمن.

    محسن رفیق دوست، وزیر سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس.
    • درباره ی چگونگی توجیه نیروهایش در شرایط سخت نبردهای شرق بصره، آنجا که شکستن خطوط دفاعی دشمن غیرممکن می نمود، می گوید:
    « ما بچه ها را اینجور توجیه کرده ایم که اینجا جز معجزه چیز دیگری خط را باز نمی کند. این عملیات ولایتی است. ما به نیروهایمان گفته ایم این عملیات ولایتی است و بین عقل و دل باید به دل مراجعه نمایند.»
    در جایی دیگر به نیروهای خط شکن می گوید:

    «عملیات اینجا عاقلانه نیست، عاشقانه است.»

    یک انسان عاشورایی بود.
    اما مثل دیگران در جاهایی یک چیز دیگری می شد:

    - هر کس می خواهد بماند و هر کس نخواست آزاد است که برود.

    این کلام حسین که بوی کربلا می دهد نشاندهنده ی سختی کار و حال و هوای شب عملیات خیبر است .




    ***
    آن شب، همه ی یاران ماندند.
    جانم حسین...

    • فکرش را بکنید فرمانده ی لشگری که ارتش عراق از او حساب می برد با دوچرخه کارهای داخل شهر را انجام دهد.
    یک شلوار ساده می پوشید و یک دوچرخه هم داشت که از پدرش بود. زمان اعزام به جبهه بود و می خواستیم با اتوبوس به لشگر برویم.

    درب کوچه ی سپاه، حسین با دوچرخه آمد. یک شلوار کار بسیجی تنش بود. سلام و علیک کرد، دوچرخه اش را گذاشت و وارد سپاه شد.

    در مسجد چهارده معصوم شهرک، کنار پیرمردی نشسته بود. گفت :
    - حاج آقا، می گویند بسیجی ها بی ترمزند. شما هم که بسیجی هستی بی ترمزی؟
    !


    امضاء


  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,963 در 52,597
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی