سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: .•*..*•. شهدا و آگاهی از شهادت .•*..*•.

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    goll .•*..*•. شهدا و آگاهی از شهادت .•*..*•.




    شهدا و آگاهی از شهادت

    • چند ساعت قبل از شهادت ،
    او به من گفت : « من همه كارهایم را انجام داده ام یعنی واقعاً آمده ام كه شهید بشوم ».

    من گفتم : « در جبهه بودن و كاركردن هم نوعی سعادت و خدمت است ، حتماً لازم نیست كه انسان ، شهید بشود ... »

    در جوابم گفت:« ماندن برای من دیگر مشكل شده است،با توجه به این كه زیاد در جبهه بوده ام دیگر برای من سخت است كه بمانم. »

    احساس كردم اندوه سنگین فراق دوستان و همسنگران بر دل او سنگینی می كند و دیگر مرغ روحش ، آرامش ماندن ندارد ... مدتی نگذشت كه به آرزوی دیرینه خویش رسید و به جوار قرب حق ، راه یافت.
    (كاظم فكری ، شهید ابراهیم یعقوبی )



    ویرایش توسط نرگس منتظر : 11-11-1391 در ساعت 19:30
    امضاء

  2. تشكرها 5

    tamana (11-11-1391), مانیل (12-11-1391), مدير اجرايي (12-11-1391), آستان جانان (11-11-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (11-11-1391)

  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : شهدا و آگاهی از شهادت



    آخرین فرزندش سه روزه بود
    كه برای چندمین بار،عازم به جبهه شد و در عملیات« كربلای یك » در اثر برخورد با مین ، مجروح شد .

    در آخرین سفر ، انگار به او الهام شده بود كه شهید خواهد شد .

    به همین خاطر از همه دوستان حلالیت می طلبد و عكسی از خود به یكی از بستگانش می دهد و به او سفارش می كند كه « بعد از شهید شدنم ، این عكس را چاپ كنید . »

    آری او بر این باور بود كه شهید خواهد شد و دقیقاً آنچه پیش بینی كرده و گفته بود ، تحقق یافت.

    (قاسم یعقوبی ، شهید ابراهیم یعقوبی)





    ویرایش توسط نرگس منتظر : 11-11-1391 در ساعت 19:29
    امضاء

  5. تشكرها 6


  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    شماره عضویت
    1938
    نوشته
    11,533
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    تشکر
    114,344
    مورد تشکر
    42,037 در 11,159
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض




    عروسم که حامله بود به دلم افتاده بود اگر بچه پسر باشه ،

    معنیش اینه که خدا می خواد یکی از پسرهام رو عوضش بگیره.

    خدا خدا می کردم دختر باشه.

    وقتی بچه دختر شد ، یه نفس راحت کشیدم.

    مهدی که شنید بچه دختره ، گفت:

    " خدارو شکر. در رحمت به روم باز شد ، رحمت هم که برای من یعنی شهادت . . . "


    شهید مهدی زین الدّین

    امضاء

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  7. تشكرها 6

    tamana (11-11-1391), مانیل (12-11-1391), مدير اجرايي (12-11-1391), نرگس منتظر (11-11-1391), کنیز فاطمه(سلام الله علیها) (11-11-1391), آستان جانان (11-11-1391)

  8. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    روز آخر بود كه ایشان با « شهید موسوی » به سنگرهای ما كه در كمین بودیم ،
    تشریف آوردند و با همه ما روبوسی نمودند و گریه كنان خداحافظی كردند ؛
    حس غریبی پیدا كرده بودیم و از كار او متعجب شده بودیم ، چرا كه او هر روز به ما سر می زد و حال ما را می پرسید ،
    اما این بار ، طرز رفتار او با دفعات دیگر ، فرق می كرد ...
    به هرحال ، هنگام ترك محل ، دستی به گردنمان انداخت و با ما وداع كرد ،
    وداعی كه برای همه سوال های و ابهام های ذهنی ما پاسخ روشنی بود ،
    آری می دانست كه به سمت شهادت می رود و آخرین شب حیات اوست.

    (حسن هوشیار ، شهید مهدی ناصری )


    امضاء

  9. تشكرها 3

    مانیل (12-11-1391), مدير اجرايي (12-11-1391), آستان جانان (11-11-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی