تقويم تاريخ ،در چنين روزي .... سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....
صفحه 14 از 51 نخستنخست ... 410111213141516171824 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 507
  1. #131
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    8 تیر 1389 / 16 رجب 1431 / 29 ژوئن 2010



    1) قتل مبارز مشروطه‏خواه "حاج ميرزا ابراهيم آقا تبريزي" در تهران (1287 ش): حاج ميرزا ابراهيم آقا تبريزي در حدود سال 1254 ش (1293 ق) در تبريز به دنيا آمد و تحصيلات خود را در زادگاهش آغاز كرد. وي ظرف مدت كوتاهي، ادبيات عرب، فقه، اصول، كلام و درايه را به خوبي فرا گرفت و پس از آن كه از شانزده سالگي تدريس معاني و بيان و منطق را آغاز كرد، در شمار مدرسان تبريز واقع شد. ميرزا ابراهيم، ناطقي زبردست و آشنا به مقتضيات جديد بود و بر اثر ايراد سخنراني‏هايي با مطالب تازه، در بين مردم تبريز محبوبيت پيدا كرد. پس از صدور فرمان مشروطيت، اصناف تبريز او را به اتفاق آرا به نمايندگي خود برگزيدند. شيخ ابراهيم تبريزي در نخستين روزهاي ورود به مجلس شوراي ملي، چهره‏اي وطن‏خواه، مبارز، بي‏باك و طرفدار مشروطه از خود نشان داد و چندين نطق تند عليه محمدعلي شاه در مجلس ايراد كرد. وي در خارج از مجلس انجمن تندرويي با نام انجمن غيرت تشكيل داد و همه شب با سخنراني‏هاي تند عليه مظالم حكومت قيام مي‏نمود. او همچنين در مجلس براي تصويب متمم قانون اساسي، نطق‏هاي تندي ايراد كرد تا سرانجام آن را به تصويب رسانيد. ميرزا ابراهيم در روز بمباران مجلس توسط قزاقان، در مجلس بود تا اين كه به همراه علما و وكلا به پارك امين الدوله پناه برد. نيروي قزاق وقتي از محل اختفا مشروطه‏خواهان و وكلاي مجلس مطلع شد، پارك امين الدوله را محاصره نمود و سپس براي دستگيري آنان وارد باغ گرديدند. شيخ ابراهيم در اين درگيري‏ها هدف چند گلوله قرار گرفت و چند روز بعد كشته شد. وي به هنگام مرگ، سي و سه سال داشت.
    2) شهادت "محمد كچويي" رئيس زندان اوين به دست منافقين (1360 ش): شهيد محمد كچويي در سال 1329 ش در يك خانواده روستايي ديده به جهان گشود. او پس از طي سنين كودكي و جواني با نزديك شدن وقايع 15 خرداد وارد مبارزات سياسي - مذهبي شد. شهيد كچويي با عضويت در هيأت‏هاي مؤتلفه اسلامي به فعاليت‏ها و مبارزات خويش ادامه داد تا اينكه در سال 50 و 51 تحت تعقيب ساواك قرار گرفت. او پس از بازداشت، محكوم به زندان شد و پس از آزادي دوباره به علت مبارزات عليه رژيم مجدداً در سال 53 دستگير و به حبس ابد محكوم شد. شهيد كچويي در جريان اوج‏گيري انقلاب اسلامي، از زندان آزاد شد و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، اداره زندان اوين را به عهده گرفت. سرانجام اين مبارز انقلابي در 8 تير 1360 توسط يكي از منافقين به شهادت رسيد و به لقاءاللَّه دست يافت.
    3) رحلت فقيه جليل آيت اللَّه (ابوالقاسم دانش آشتياني) (1380 ش): آيت اللَّه حاج شيخ ابوالقاسم دانش آشتياني، در سال 1290 ش (1329 ق) در آشتيان در بيت علم و فضيلت زاده شد. وي كه نواده آخوند ملااحمد آشتياني بود، پس از طي دوران كودكي، به فراگيري علوم ديني روي آورد و در پانزده سالگي راهي حوزه علميه قم گرديد. آيت اللَّه دانش آشتياني تحت سرپرستي عالم بزرگوار ميرزا محمد فيض قمي، دروس حوزوي را ادامه داد تا اينكه در درس خارج فقه و اصول ايشان و نيز شيخ عبدالكريم حائري، سيدمحمد حجت كوه كمره‏اي و سيد محمد تقي خوانساري حاضر شد و مباني علمي‏اش را استوار ساخت. وي پس از آن كه سالياني براي تبليغ دين، به زادگاهش بازگشت، با ورود آيت اللَّه بروجردي به قم، يكسره به درس فقه و اصول آن عالم بزرگ حاضر شد و مورد توجه ايشان قرار گرفت تا جايي كه سرپرستي كتابخانه مسجد اعظم به او محول شد. آيت اللَّه دانش آشتياني در زمان تصدي اين كتابخانه، آن را در رديف كتابخانه‏هاي مشهور كشور در آورد و براي آن نشريه‏اي راه‏اندازي نمود. ايشان در جريان نهضت اسلامي مردم به رهبري حضرت امام خميني(ره)، در مسير مبارزات ضد رژيم قرار گرفت و نام وي در ذيل تمام اعلاميه‏هاي اعتراض‏آميز علما و مدرسين حوزه علميه قم ديده مي‏شد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، از سوي حضرت امام خميني، به سِمت امام جمعه آشتيان برگزيده شد و تا پايان عمر، منشأ خدماتي به مردم آن سامان بود. برخي از تاليفات ايشان عبارتند از: تقريرات درس فقه آيت اللَّه بروجردي، مجموعه مقالات و ترجمه كتاب سقيفه، رمز نيكبختي و دو سرمايه نفيس. آن عالم خدمتگزار سرانجام در هشتم تير ماه 1380 ش برابر با هفتم ربيع الثاني 1422 ق در 90 سالگي بدرود حيات گفت و در صحن حرم حضرت معصومه (س) مدفون گرديد.
    4) روز مبارزه با سلاح‏هاي شيميايي و ميكروبي
    5) تولد استاد سید محمد احصایی 1318 ش : سید محمد احصایی متولد سال ۱۳۱۸ از هنرمندان معاصر در عرصه خوشنویسی، گرافیک و نقاشی است. او فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است و سالها در همین دانشکده و دانشکده هنر دانشگاه الزهرا تدریس کرده‌است.احصایی بیش از ۵۰ سال است که در حوزه خوشنویسی، نقاشی و گرافیک فعالیت می‌کند. او پایه‌گذار نقاشیخط در ایران است و با مجموعه نقاشیخط‍‌های خود اعتباری جهانی یافته‌است.
    6) تشکیل نخستین مجمع انجمن صنفی کانونهای تبلیغاتی 1377 ش
    7) درگذشت "ابن خيرون" محدث مسلمان(539 ق): ابومنصور محمد بن عبدالملك بن حسن بن ابراهيم عطار، معروف به ابن خيرون، محدث و استاد علم قرائت در خانداني كه همه از رجال حديث و قرائت بوده‏اند، در سال 454 ق در بغداد به دنيا آمد. وي علم قرائت را از مشايخ معروف زادگاه خود مانند ابوالبَركات و عبدُالسّيّد فرا گرفت. از جمله آثار او المِفتاح و المُوَضّح در باره‏ي قرائات دهگانه است كه نسخه‏اي از آنها در دسترس نيست. ابن خيرون در حديث نيز دستي داشته و مورد وثوق بزرگان حديث مي‏باشد. سرانجام ابن خيرون در شانزدهم رجب سال 539 ق در 85 سالگي در بغداد درگذشت و در همان شهر به خاك سپرده شد.
    8) وقوع جنگ "چالدران" بين قواي صفوي و عثماني در نزديكي تبريز(920 ق): پس از روي كار آمدن سلطان سليم اول، رابطه‏ي ايران و عثماني رو به تيرگي بيشتر نهاد. او به سمت نواحي غربي ايران لشكركشي كرد و در سال 920 ق جنگ سختي در چالدران از نواحي ماكو بين شاه اسماعيل صفوي و سلطان سليم عثماني روي داد. شاه اسماعيل كه قسمت اعظم قشونش در آسياي مركزي مشغول جنگ با ازبكان بودند، تصميم به جنگ تدافعي گرفت، زيرا نيروهاي عثماني دو برابر قواي ايران بود. در ابتداي جنگ، پيروزي با سپاه ايران بود، ولي به علت كثرت نيروهاي عثماني، شكست بر ايران، مستولي شد و با كشته شدن سرداران ايراني و اسارت حرم شاه، اسماعيل صفوي مجبور به عقب‏نشيني گرديد. در اين جنگ سه هزار عثماني و دو هزار ايراني كشته شدند ولي علت اصلي در شكست شاه اسماعيل، وجود توپخانه‏ي عثماني بود كه جنگ را به نفع ترك‏ها به پايان رساند. پس از عقب نشستن سپاهيان صفوي، سلطان سليم تبريز را اشغال كرد، ولي به زودي بر اثر مقاومت ملي، مجبور شد تبريز و آذربايجان را تخليه كند. گويند پس از اين واقعه،كسي شاه اسماعيل راخندان نديد.
    9) 29ژوئن سال 1830ميلادي : قيام تاريخي پارسي ها براي سرنگون كردن شارل دهم آخرين شاه خاندان بوربون با پيروزي به پايان رسيد . وي از سلسله دوم بوربون بود و قصد برقراري مجدد استبداد را در فرانسه داشت . اما با انقلاب ژوئيه 1830ميلادي مردم آزاديخواه و انقلابي پاريس او را سرنگون كردند و اونباچار استعفاء كرد ، و بوربون‏ها براي هميشه مقام سلطنت را از دست دادند .
    10) 29ژوئن سال 1941ميلادي : با پياده شدن سپاهيان ژاپني در سواحل جنوبي هند و چين ، جنگهاي خونين ميان نيروهاي ژاپني و قواي مستقر در اين منطقه درگذشت . در آن زمان سواحل جنوبي هند و چين ، و شهرها و ممالك اين بخش از آسيا جزء مستعمرات سه كشور هلند ، فرانسه و انگلستان محسوب مي‏شد . از اين رو ، دول استعماري اين كشورها به شدت از اهداف استعمارگرانه خود دفاع مي‏گردند . اما به دليل دولتهاي اروپايي در جنگ جهاني دوم ، ينروهاي ژاپني موفق شدند بسياري از جزاير و بنادر اقيانوس آرام و آسياي جنوب شرقي را تصرف كنند . اين مناطق تا پايان جنگ جهاني دوم يعني تا سال 1945ميلادي و شكست قطعي ژاپن از متفقين در اشغا ل ژاپني‏ها باقي مانده .
    11) تولد "جِيمز رابينسون" مورخ و فيلسوف امريكايي (1863م): جِيمز هاروي رابينسون، فيلسوف و مورخ امريكايى در 29 ژوئن 1863م به دنيا آمد. وي پس از گذراندن دوران تحصيل، از 29 سالگي به عنوان استاد تاريخ دانشگاه كلمبيا مشغول به تدريس شد و 27 سال در اين شغل خدمت كرد. رابينسون، تاريخ را وسيله‏اي براي درك و فهم مجموع زندگي مي‏دانست و تاريخ يك ملت را تنها فصلي از تاريخ و داستان جهان مي‏شمرد. او ضمن اشاره به گذشته تاريخ بشري و آينده قابل پيش‏بيني با توجه به امكانات موجود، مسئله خودبيني و برتري يك ملت را امري سخيف و خنده‏دار مي‏خوانْد و به طور كلي و به صورت طبيعي، خودبزرگ‏بيني و برترانديشي فرد را نيز مضحك مي‏پنداشت. از ديدگاه فلسفي، رابينسون معقتد بود كه وحدت قومي سرانجام به وحدت جهاني مي‏انجامد. به سخن ديگر، قدرت فلسفي او در پيوسته و واحدْ ديدنِ زندگي تبلور پيدا مي‏نمود. از رابينسون آثار متعددي بر جاي مانده كه مقدمه‏اي بر تاريخ اروپاي غربي، بشري كردن دانش و آزمايش تمدن از آن جمله است. جِيمز هراوي رابينسون سرانجام در شانزدهم فوريه 1936م در هفتادوسه سالگي درگذشت.
    12) تشكيل بنياد نوبل جهت نحوه تقسيم و اعطاء جوايز نوبل (1900م): آلفرد نوبل، شيمي‏دان و مخترع سوئدي در 21 اكتبر 1833م به دنيا آمد. وي تحصيلات ابتدايى را در استكهلم و تعليمات عالي را در سن‏پطِرِزْبورگ گذرانيد و علاوه بر فراگيري رشته‏هاي زبان و شيمي توانست گواهينامه‏هايى در زبان سوئدي، روسي، انگليسي، فرانسوي و آلماني دريافت نمايد. وي پس از سفري به كشورهاي اروپايى، در سال 1863م به سوئد بازگشت و سال بعد از آن در پي آزمايش‏هاي مكرر موفق شد تا ديناميت را به عنوان مهيب‏ترين مواد منفجره اختراع نمايد. اين ماده انفجاري گرچه انقلاب بزرگي در كارهاي امر كشف معادن، راه‏سازي و حفر تونل به وجود آورد ولي علي‏رغم ميل نوبل، در راه تهيه سلاح‏هاي جنگي و كشتار و تخريب نيز به كار گرفته شد. آلفرد نوبل علاوه بر آن در زمينه‏هاي گوناگون موفق به ثبت 355 امتياز نامه از اختراعات و ابتكارات خود شد و با بهره‏برداري سريع از اين اختراعات به ايجاد 90 كارخانه و شركت در 20 كشور جهان دست زد. كسب درآمدهاي فراوان و گسترش سرمايه نوبل از يك طرف و بهره برداري از اختراع اصلي وي، ديناميت، در جنگ و خون‏ريزي باعث شد تا وي در وصيت نامه‏اي كه به تاريخ 27 نوامبر 1895م تدوين نمود سود ناشي از سرمايه‏گذاري دارايى‏هايش، به افراد و دانشمندان رشته‏هاي فيزيك، شيمي، پزشكي، ادبيات و صلح اختصاص دهد. اين وصيت‏نامه پس از مرگ وي باز شد و پس از حل اختلافات ورّاث و نيز كشورهاي محل سرمايه‏گذاريِ نوبل، سرانجام در 29 ژوئن 1900م، پادشاه سوئد تأسيس بنياد نوبل را اعلام نمود. در نهايت، جايزه نوبل كه مبلغ آن، يك ميليون دلار است، از سال 1905م به فيزيك‏دانان، شيمي‏دانان، پزشكان، نويسندگان برجسته و اديبان و مناديان صلح در سراسر جهان اهداء شد و از كارهاي علمي، ادبي و انسان‏دوستانه آنان، بدين وسيله تقدير به عمل آمده است. هرچند جوايز نوبل در طي يك‏صد سال گذشته، ازبزرگان بسياري تجليل به عمل آورده و كارهاي علمي و خدمات آنان به عالم بشريت را ستوده است ولي در برخي موارد، آلت دست سياست‏مداران و گروه‏هاي فشار بين‏المللي قرارگرفته و اعتبار آن زير سؤال رفته است. جايزه نوبل همچنان ساليانه توسط هيأت‏ها و كميته‏هاي تخصصي اهدا مي‏گردد.
    13) آغاز جنگ دوم بالكان بين كشورهاي اروپايي در بالكان (1913م) : در سال 1912م در جنگ اول بالكان، بلغارستان، صربستان، يونان و مونته نگرو كه جزو قلمرو عثماني بودند، عليه اين امپراتوري شورش كردند و به علت ضعف عثماني‏ها، موفق به كسب استقلال شدند. به اين ترتيب، حدود هشتاد درصد از متصرفات عثماني در اروپا از كنترل اين امپراتوري خارج گرديد. اما فاتحين جنگ اول بالكان نتوانستند در مورد تقسيم سرزمين‏هاي به دست آمده، به توافق برسند و به همين دليل، در 29 ژوئن 1913م جنگ دوم بالكان نيز آغاز شد. در اين جنگ، بلغارستان با مجموعه كشورهاي صربستان، يونان، مونته نگرو، روماني و عثماني وارد جنگ شد و چون خود را تنها ديد، پيشنهاد صلح داد. سرانجام پيمان صلح منعقد شد و بر اساس قرارداد صلحِ بخارست، بلغارستان، قسمت‏هايي از سرزمين‏هاي عثماني را كه تصرف كرده بود به صربستان، روماني، يونان و مونته‏نگرو واگذار كرد. جنگ‏هاي بالكان در واقع زمينه‏ساز جنگ جهاني اول بود كه از سال 1914 آغاز شد.
    14) انحلال شوراي همياري اقتصادي بلوك شرق در پي فروپاشي شوروي (1991م): شوراي همياري اقتصادي كشورهاي بلوك شرق موسوم به كومْكون در سال 1949م با هدف يكپارچه كردن اقتصاد كشورهاي بلوك شرق، تحت رهبري شوروي تأسيس شده بود. كومكون در دوران فعاليت خود، در رقابت با بازار مشترك اروپا موفقيت چشم‏گيري نداشت و بيشتر به صورت يك دفتر برنامه‏ريزي براي اقتصاد كشورهاي كمونيستي عمل مي‏كرد. كشورهاي عضو كومكون، لهستان، روماني، مجارستان، چكسلواكي، بلغارستان، ويتنام، كوبا، مغولستان و شوروي بودند. اين شورا سرانجام با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، بيست و نهم ژوئن 1991م در جريان گردهمايي نمايندگان كشورهاي عضو اين شورا در بوداپست، انحلال خود را اعلام كرد. اعضاي كومكون به هنگام اعلام انحلال آن با امضاي پروتكلي به اعتبار كليه اسناد آن خاتمه دادند.
    15) ترور "محمد بوضياف" رئيس شوراي حكومتي الجزاير (1992م): محمد بوضياف، سياست‏مدار الجزايري و چهارمين رئيس جمهور بعد از استقلال اين كشور، در 23 ژوئن 1919م در شهر مسيله الجزاير به دنيا آمد. او از سنين جواني به شبكه‏هاي مخفي مبارزه عليه استعمار فرانسه پيوست و در دهه 1940، مراحل رشد و ترقي را در حزب الشعب الجزاير كه يك تشكيلات زيرزميني ضد فرانسه بود، طي كرد. بوضياف كه در جنگ‏هاي استقلال از سازمان دهندگان نهضت ضد فرانسوي مردم الجزاير بود، پس از پيروزي انقلاب در سال 1962م با همكاري احمدبن بلا، حكومت سوسياليستي دموكراتيك الجزاير را پايه‏ريزي كرد. با وقوع كودتاي هواري بومِديَن عليه رياست جمهوري احمد بن بلا، بوضياف در سال 1965 از كشور گريخت و در دولت بومدين، به طور غيابي محكوم به اعدام شد. بوضياف در نهايت پس از 27 سال دوري از وطن به الجزاير بازگشت و پس از استعفاي شاذْلي بن جديد در سال 1992م به رياست شوراي حكومتي رسيد. بوضياف نيز مانند اكثر رهبران بعد از استقلال الجزاير، سرسختانه با افكار اسلامي مردم مخالفت مي‏كرد. انتصاب وي به رياست شوراي حكومت الجزاير در ژانويه 1992م زماني صورت گرفت كه اين كشور در پي استعفاي شاذلي بن جديد و قدرت گرفتن نظاميان، دچار موجي از تشنج و ناامني شده بود. بوضياف پس از تصدي رياست شوراي حكومت، تشكيلات بنيادگرايان اسلامي را كه در انتخابات پارلماني پيروز شده بودند، منحل كرد و آراء حدود 400 شهر و آبادي را كه اسلام‏گرايان در آنها به پيروزي رسيده بودند باطل نمود. اين امر دامنه اختلافات بين دولت و اسلام‏گرايان را هر چه بيشتر گسترش داد و زد و خوردهاي خياباني را شدت بخشيد. بوضياف در نهايت پس از كمتر از شش ماه حكومت، در 29 ژوئن 1992م توسط يكي از محافظين خود در 73 سالگي ترور شد و به قتل رسيد.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  2. #132
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    9 تیر 1389 / 17 رجب 1431 / 30 ژوئن 2010


    1) قيام مردم عراق به رهبري "آيت‏اللَّه شيرازي" عليه استعمار انگليس (1299 ش): با شروع جنگ جهاني اول، انگليس به بهانه جلوگيري از نفوذ آلمان، با نيروي نظامي خود از دهانه شطالعرب به عراق كه جزو قلمرو عثماني بود، حمله كرد. مردم مسلمان عراق كه در اين اشغال تحت سلطه اجانب قرار گرفته بودند، با رهبري علماي دين دست به جهاد عليه اشغال‏گران انگليس زدند. در اين حركت علماي عراق نه تنها حكم جهاد صادر كردند، بلكه خود در جبهه‏هاي مختلف شركت كرده، به مقابله با نيروهاي بيگانه پرداختند. از جمله اين رهبران ديني ميرزا محمدتقي شيرازي است كه حكم جهادي وي نيروي مقاومت را در برابر مهاجمان تزريق كرد و همگان را وارد عرصه جهاد نمود. وي روح مبارزه با انگلستان را در كالبد مسلمانان دميد و خود شجاعانه براي به دست آوردن حقوق پايمال شده عراقيان قيام كرد. ايشان، فتواي تاريخي و حماسي خويش را كه غيرت وطني و ديني مردم عراق را به جوش آورد، در نهم تيرماه 1299 صادر كرد و مردم عراق را براي جهاد مقدس در مقابل بريتانياي تجاوزگر مهيا ساخت. در پي صدور اين فتوا، انقلابي ملي و اسلامي معروف به انقلاب 1920 عراق تبلور يافت كه سرانجام به رهايي عراق از تسلط انگلستان منجر شد.
    2) درگذشت "سيداحمد پيشاوري" اديب و شاعر (1309 ش): سيد احمد اديب پيشاوري در سال 1223 ش (1260 ق) در پيشاور پاكستان چشم به جهان گشود. او از سلسله سادات معروف به اجاق بود كه نَسَب آنان در سير و سلوك به سهرورديه مي‏رسيد. اديب مدتي در افغانستان و خراسان به تحصيل علوم معقول و منقول اشتغال داشت و در همه آنها سرآمد معاصران خود گشت. اديب در سبزوار به مدت دو سال از محضر فيلسوف كبير حاج ملاهادي سبزواري و نيز آخوند ملامحمد، فرزند وي، و آخوند ملا اسماعيل استفاده كرد و سپس در مشهد ساكن شده، به اديب پيشاوري يا اديب هندي مشهور گشت. وي علاوه بر فنون ادبي و عربي و حفظ اشعار و نحو و لغت و حكمت و رياضيات، در حسن خط نيز استاد بود. اديب در چهل سالگي به تهران هجرت كرد و تا پايان عمر، در آنجا ماند. او در سخن، روش استادان قديم را با موفقيت تمام دنبال مي‏كرد و كثرت اطلاع او از فرهنگ اسلامي و علوم مختلف قديم و تبحرش در لغت پارسي و تازي، باعث شد كه شعرش بيش از حد معمول با اطلاعات وسيعش آميخته شود و به همان نسبت از الطاف و حال و اشتغال بر عواطف رقيق شاعرانه دور افتد. اديب پيشاوري، تمامي عمر خود را وقف تحصيل فضايل و تزكيه نفس كرد و از زخارف دنيوي و علايق مادي آزاد بود و از مال دنيا، جز چند جلد كتاب نداشت. سيد احمد پيشاوري در طول ساليان متمادي تدريس، شاگردان متعددي را پرورش داد كه بعدها هر كدام به مدارج علمي و ادبي دست يافتند. از اديب آثاري به جاي مانده كه ديوان اشعار، تصحيح ديوان ناصرخسرو و تعليقات بر تاريخ بيهقي از آن جمله‏اند. اديب پيشاوري سرانجام در نهم تيرماه 1309 ش برابر با سوم صفر 1349 ق در 86 سالگي در تهران درگذشت و در امامزاده عبداللَّه تهران مدفون شد.
    3) درگذشت آیت الله سید احمد فهری نماینده امام و مقام معظم رهبری در سوریه 1385 ش
    4) آغاز عمليات بزرگ كربلاي 1(1365ش): رژيم عراق پس از ناكامي در باز پس‏گيري فاو و براي جلوگيري از حملات گسترده ايران، طي يك استراتژي جديد، اقدام به انجام چند حمله كرد كه در اين ميان، شهر مهران را به تصرف درآوَرَد و با هياهو، آن را به رخ جهانيان كشيد. رزمندگان اسلام، در برابر ادعاهاي بيهوده رژيم بغداد، خود را آماده كردند تا جواب محكم و قاطعي به عراق بدهند. شش هفته پس از اشغال مهران توسط دشمن، زمينه مساعد مي‏شود تا اين شهر، باز پس گرفته شده و استراتژي جديد بعثيان دفع گردد. سرانجام عمليات بزرگ كربلاي يك در ساعات اوليه نهم تير 1365 با رمز يا اباالفضل العباس ادركني در منطقه جبهه مياني در مهران و با هدف آزاد سازي اين شهر و ارتفاعات مهم منطقه در مساحتي به وسعت 320 كيلومتر مربع آغاز و تا 19 تير ماه ادامه يافت. نتايج عمليات بزرگ كربلاي 1: تلفات نيروي انساني دشمن: اسير 1400 نفر؛ كشته و زخمي بيش از 9000 نفر؛ آزاد شدن شهر مهران و ارتفاعات اطراف و خطوط مرزي آن؛ تجهيزات و امكانات: تانك و نفربر: 110 دستگاه انهدامي و 69 دستگاه اغتنامي؛ خودرو: صدها دستگاه انهدامي و 100 دستگاه اغتنامي، سلاح نيمه سنگين: مقدار زيادي انهدامي و 61 دستگاه اغتنامي، وسايل مهندسي: 10 دستگاه اغتنامي. عمليات موفق كربلاي يك، پاياني بود بر استراتژي دفاع متحرك عراق و نيز نقطه شروع اميدوار كننده‏اي براي نيروهاي خودي جهت انجام عمليات‏هاي محدود ايذايي. سرعت عمل، اعتقاد يگان‏ها، حفاظت عمليات، فريب دشمن، تناسب سازمان رزم با طرح مانور و انجام كارهاي مهندسي لازم، از جمله عوامل بارز و مؤثر در اين عمليات بود.
    5) درگذشت علامه‏ي فاضل شيخ "سليمان بحراني" از علماي بزرگ شيعه(1121 ق): شيخ ابوالحسن سليمان بن عبداللَّه‏بن علي‏بن حسن بحراني ماحوزي، معروف به محقق بَحراني از بزرگان علماي اماميه‏ي اوائل قرن 12 هجري در نيمه‏ي رمضان 1076 ق به دنيا آمد. او در علم حديث، رجال، تاريخ و سيره تبحُّر داشت. شيخ عبداللَّه سماهَيجي و سيدهاشم بحراني صاحب تفسير برهان و شيخ احمدبحراني از تلامذه‏ي او بودند. از آثار قلمي او: الاشارات في الكلام، الشفاء في الحكمة النظريه و المعراج قابل ذكرند. اين فقيه و عالم بزرگ سرانجام در 17 رجب 1121 در 46 سالگي دار فاني را وداع گفت و به ديدار دوست شتافت.
    6) ولادت آيت‏اللَّه "سيدابوتراب خوانساري" فقيه برجسته‏ي شيعه(1271 ق): سيد ابوتراب بن سيدابوالقاسم خوانساري از عالمان بزرگ شيعه، فقيه، محدث، رجالي و جامع معقول و منقول و زاهد و عابد است. وي از شاگردان سيدحسين كوه كمري و ميرزا محمد هاشم خوانساري و از اساتيد حضرات آيات سيد محسن حكيم، سيدمحمد حجت، آقابزرگ تهراني، ميرزا ابوالحسن شعراني و... بود. اين فقيه بزرگ و مرجع عالي مقام شيعيان، همچنين آثار علمي فراوان در علوم مختلف از خود به جاي گذارده است. لُبُّ الالباب في تفسير احكام الكتاب، الفوائد الرجاليه و مصباح الصالحين از تاليفات ايشان مي‏باشند. آيت اللَّه حاج سيدابوتراب خوانساري سرانجام در سال 1346 ق در هفتاد و پنج سالگي وفات يافت.
    7) 30 ژوئن سا ل1602ميلادي : نفوذ سياسي و استعماري هلند در جزاير امروزي آغاز شد . اين سرزمين در زمان تسلط هلندي‏ها هند هلند خوانده مي‏شد و قبل ازآن هم در زمان نفوذ و سلطه پرتغالي ها به جزاير ادويه مشهور بود . در نيمه اول قرن 17 ميلادي هلند تصرف مناطق پرتغالي نشين را آغاز كرد ، و در اين روز هند شرقي هلند را از سلطه پرتغالي ها خارج كرد ، و خود بر آن حاكم شد . قابل توجه است كه در آن زمان هلندي‏ها سومين قدرت استعماري جهان بودند و اندونزي كنوني را با شصت و پنج ميليون سكنه آن از نژادهاو مذاهب گوناگون در استعمار خويش گرفتند ، و آنجا را هند هلند ناميدند . گفتني است پس از چند قرن كشمكش سرانجام در اوت سال 1950 ميلادي كشور واحد اندونزي با نخستين رئيس جمهور آن ، احمد سوگار نو اعلام موجوديت كرد .
    8) 30 ژوئن سال 1968ميلادي : پس از استقرار حكومت بعثي عراق توسط حسن البكر ژنرال حمادي تكريتي به منظور در هم شكستن اين كودتا به بغداد حمله كرد . او بغداد را محاصره نمود اما حسن البكر با صدو راعلاميه‏اي از راديو بغداد مردم را از محاصره شهر آگاه كرد و كودتا خنثي گرديد . بدنبال اين حادثه كابينه مخل شد و دولت جديد حسن البكرشامل حردان تكريتي نخست وزير و وزير دفاع و صدام حسين تكريتي معاون دبيركل حزب بعث عراق و ديگر وزرا تشكيل شد . د رپي به قدرت رسيدن صدام حسين حزب بعث بر ارتش و پليس كشور نيز تسلط يافت . او بعد از سقوط محمد رضا شاه مخلوع ايران به تحريك آمريكا در انديشه ايجاد قدرت انحصاري عراق بر منطقه برآمد و در 22سپتامبر 1980ميلادي با بمباران فرودگاههاي ايران جنگ را بر كشورمان تحميل كرد . قواي عراق با آزاد شدن خرمشهر به دست رزمندگان پر توان اسلام و با نفوذ قواي اسلام در خاك عراق و تصرف جزيره مجنون و شبه جزيره فاو به حالت تدافعي در آمد و عاقبت پذيرش قطعنامه 598سازمان ملل به جنگ خاتمه داد .
    9) 30 ژوئيه سال 1980ميلادي : كشور وانوتو از سلطه فرانسه و انگليس خارج و مستقل اعلام شد . اين كشور از سال 1768ميلادي ابتدا تحت نفوذ فرانسه و سپس انگلستان قرار گرفت ، و با ورود مبلغان مسيحي به اين سرزمين ، مهاجرت اقوام گوناگون نيز آغاز شد . از اوايل قرن 20ميلادي بدنبال بروز رويدادهاي متعدد انگلستان و فرانسه موافقت كردند كه بطور مشترك بر اين سرزمين حكومت كنند . اين حكومت مشترك تا سال 1980ميلادي به طول انجاميد و با وقوع شورش هاي فراوان در اين سال انگلستان و فرانسه تسليم شد ، اين جزيره با وسعت 14700كيلومتر مربع مساحت داراي حگومت جمهوري است و در مركز قاره اقيانوسيه قرار دارد .
    10) تولد "گوتهولدْ لِسينگْ" نويسنده و مورخ معروف آلماني (1729م): گوتهولد افرايم لسينگ در 30 ژوئن 1729م در آلمان به دنيا آمد و تحصيلات ابتدايى را در زادگاهش گذراند. او از ابتدا به امور هنري علاقه داشت از اين رو اجبار خانواده براي تحصيل گوتهولد در رشته‏هاي الهيات و پزشكي به جايى نرسيد و او پس از چندي از فراگيري اين رشته‏ها دست كشيد. وي پس از آن راهي برلين شد و با نوشتن نقد و ترجمه مقالات در يكي از روزنامه‏ها، كار نويسندگي خود را آغاز نمود. لسينگ پس از انتشار دو مجموعه شعري خود، نمايش‏نامه دوشيزه ساراسامسون را نگاشت و در اين اثر سعي نمود تا براي نخستين بار، تراژدي را از قالب مرسوم قهرماني و افسانه‏اي به محيطهاي خانوادگي متوجه سازد. او با اين نگرش خود به تئاتر، تحول عظيمي در درام‏نويسي زمان خويش به وجود آورد. لسينگ از سال 1767م به عنوان مشاور ادبي و منتقد حرفه‏اي تئاتر در هامبورگ شروع به كار كرد و در همين سال موفق شد يكي از كمدي‏هاي خود را با نام مينافون بارنهلم را كه در نوع خود، نوآوري‏هاي تازه‏اي به همراه داشت به اتمام برساند. در اين اثر كه يكي از نخستين كمدي‏هاي ارزش‏مند ادبيات آلماني محسوب مي‏شود، لسينگ سعي كرده تا اختلافات و دشمني‏هاي داخلي را كه منجر به جنگ و درگيري داخلي شده است مطرح سازد و حكام محلي را مورد انتقاد قرار دهد. وي هم‏چنين در كتاب درام نامه هامبورگ، نظرات انتقادي و اصلاحي خود و نيز شرح احوال افرادي كه براي ايجاد تئاتر ملي در آلمان تلاش كرده بودند، ذكر نموده است. بسياري، اين كتاب را موجد پيدا شدن دوره بزرگ ادبيات و درام آلمان مي‏شناسند. آثار لسينگ دريچه جديدي بر تئاتر آلمان گشود و تاثير چشم‏گيري در بيداري افكار مردم عصرش ايفا كرد، به طوري كه تئاتر آلمان را به مرتبه رفيعي رساند. گوتهولد لسينگ سرانجام در چهارم دسامبر 1781م در 52 سالگي درگذشت.
    11) كشف عناصر راديواكتيو اورانيوم توسط "هانْري بكْرِلْ" فرانسوي (1896م): هانري بِكْرِل فيزيك‏دان برجسته فرانسوي در نيمه دسامبر 1852م متولد گرديد. پدر و برادرش از فيزيك‏دانان معروف بودند. بنابراين وي نيز به اين رشته علاقه‏مند گرديد. پس از كشف اشعه ايكس توسط رونتْگِن دانشمند آلماني، بكرل درصدد كشف اجسامي برآمد كه از خود، اشعه ايكس را ساطع مي‏كنند. وي تحقيقات خود بر روي خاصيت تشعشع راديواكتيو متمركز و آن را در 2 مارس 1896م كشف نمود و چند ماه بعد در 30 ژوئن همان سال عناصر راديواكتيو اورانيوم را كشف نمود. كارها و تحقيقات بكرل باعث شد تا به همراه دو نفر از شاگردانش به نام‏هاي مادام و پيِر كوري زوج دانشمند فرانسوي، در سال 1903م برنده جايزه نوبل در فيزيك شود. نتيجه تلاش‏هاي بِكرِل به آغاز عصر تازه‏اي به نام "عصر اتم" انجاميد و به همين سبب او را "پدر علم فيزيك جديد" مي‏دانند. هانري بكرل سرانجام پس از 56 سال تلاش و تحقيق، در 25 اوت 1908م درگذشت. (ر.ك: 15 دسامبر)
    12) روز استقلال كشور افريقايي "زئير" (كنگو) از استعمار بلژيك (1960م): كشور زئير قبل از استقلالْ از مستعمرات بلژيك بود. اما مبارزات استقلال‏طلبانه زئير به رهبري آزادي‏خواه معروف افريقايى، پاتريس لومومبا در سال‏هاي پس از جنگ جهاني منجر به استقلال زئير در 30 ژوئن 1960 گرديد. پس از استقلال زئير، شورش‏هاي گسترده‏اي در اين كشور روي داد كه دولت بلژيك نقشي اساسي در اين آشوب‏ها داشت. از سوي ديگر، درگيري ميان لومومبا و موسي چومبه، عنصر وابسته به استعماره اين نابساماني‏ها را تشديد مي‏كرد. با قتل لومومبا توسط عوامل خودفروخته داخلي، وابستگي زئير به بيگانگان افزايش يافت. سرانجام در سال 1965، ژنرال موبوتو سه‏سه سكو كه از حمايت امريكا برخوردار بود با يك كودتا قدرت را در دست گرفت و به سركوب مردم محروم اين كشور افريقايى پرداخت. در سال 1970 نام اين كشور از جمهوري دمكراتيك كنگو به جمهوري زئير تغيير يافت اما در 1997م پس از سرنگوني سه سه سكو و روي كار آمدن لوران كابيلا بار ديگر نام جمهوري دموكراتيك كنگو بر اين كشور نهاده شد. جمهوري دموكراتيك كنگو با مساحتي بيش از دو ميليون و سي‏صد هزار كيلومتر مربع در مركز قاره افريقا واقع است و با كشورهاي تانزانيا، زامبيا، آنگولا، افريقاي مركزي و... همسايه است. جمعيت آن قريب به 52 ميليون نفر است. پيش‏بيني مي‏شود جمعيت آن تا سال 2025 به حدود 105 ميليون نفر برسد. پايتخت اين كشور افريقايى كينشازا و واحد پول آن فرانك كنگو مي‏باشد. اكثريت مردم كنگو، سياه‏پوست بوده و آيين مسيحيت پيروان بيشتري دارد. زبان رسمي كنگو فرانسوي است ولي گويش سكنه كنگو بيشتر با لهجه بومي است. از شهرهاي مهم كنگو لوبومباشي و امبوجي مايي است. نظام حاكم بر كنگو دولت انتقالي با يك مجلس قانون‏گزاري است.
    13) انحلال سازمان پيمان آسياي جنوب شرقي موسوم به سيتو (1977م): بعد از جنگ جهاني دوم و شكل‏گيري دوران جنگ سرد به سردمداري امريكا و شوروي، اين بار سراسر جهان عرصه رقابت‏هاي آشكار و پنهان اين دو كشور بود كه يكي تحت لواي آزادي و دموكراسي و ديگري با شعار حمايت از خلق‏هاي ستم‏ديده، به دست‏اندازي و چپاول ملت‏ها مشغول شدند و براي تأمين اهداف خود، سازمان‏هاي نظامي و اقتصادي متعددي به صورت پيمان‏هاي چند جانبه به وجود آوردند. سازمان‏هايى چون ناتو، ورشو، سِنتو و سيتو و... از آن جمله مي‏باشد. يكي از اين سازمان‏ها، سازمان پيمان آسياي جنوب شرقي است كه به طور اختصار "سيتو" ناميده مي‏شد و در همين راستا و در تاريخ 8 سپتامبر 1954م شكل گرفت. اين سازمان كه به موجب پيمان دفاع جمعي آسياي جنوب شرقي به وجود آمد در مانيل پايتخت فيليپين به امضاي كشورهاي امريكا، انگلستان، فرانسه، استراليا، فيليپين، تايلند، پاكستان و زلاندنو رسيد. هدف اين پيمان، در ظاهر، تضمين صلح در منطقه جنوب شرقي آسيا و جنوب غربي اقيانوس كبير عنوان گرديد و در واقع ايجاد مانعي براي گسترش كمونيسم در جنوب شرق آسيا بود. در تكميل پيمان فوق، منشور اقيانوس كبير نيز صادر شد كه در آن حق ملل آسيايى و مردم جزاير اقيانوس كبير در برابري و تعيين سرنوشت خود مورد تاييد قرار گرفت و بر همكاري كشورهاي عضو پيمان، در تأمين اهداف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي تأكيد شد. مقرّ سازمان‏هاي نظامي و غيرنظامي اين سازمان در بانكوك قرار داشت. اين سازمان در پي خروج فرانسه در سال 1967 و پاكستان در سال 1972م و نيز آغاز دوره تنش‏زدايي در عرصه روابط بين‏الملل در 30 ژوئن 1977 منحل گرديد.
    14) كودتاي نظامي در سودان و سرنگوني دولت "صادق المهدي" (1989م: از بهار 1986م كه صادق المهدي سياست مدار معروف سودان، دولت غيرنظامي اين كشور را در پي سقوط جعفر نُميري حاكم ديكتاتور سودان تشكيل داد. تا سال 1989 كه دولت وي سقوط كرد، هيچ‏گاه كابينه يك دست و هم‏فكري نداشته و هيچ‏گاه خود را از خطر يك جنگ قدرت داخلي در امان نمي‏ديده است. رقابت احزاب در كشور براي كسب قدرت، مسأله شورشيان جنوب سودان، نياز شديد به كمك‏هاي خارجي، نارضايتي در ارتش سودان و بالاخره فقر فزاينده و اقتصاد نابسامان، از بزرگ‏ترين مشكلاتي بود كه دولت صادق المهدي با آن دست به گريبان بود. اين مشكلات كه حداقل 2 بار كابينه او را به سقوط كشاند سرانجام در روز 30 ژوئن 1989 به صورت كودتاي نظاميِ ارتش، به عمر دولت وي خاتمه داد. در اين كودتا كه توسط ژنرال عمر حسن احمد البشير هدايت شد، صادق المهدي بازداشت گرديد و تحت‏نظر قرار گرفت. عمر البشير پس از كودتا با صدور فرماني، تمام احزاب سياسي، سازمان‏هاي غيرمذهبي و اتحاديه‏هاي كارگري را منحل كرد و با ممنوع اعلام كردن انتشار روزنامه‏ها، قانون اساسي سودان را به حال تعليق درآورد. هم‏چنين ژنرال عمر البشير پس از كودتا در رأس قدرت قرار گرفت و سياستي مستقل از امريكا در پيش گرفت.
    15) پايان رسمي نظام غيرانساني تبعيض نژادي در كشور افريقاي جنوبي (1991م): رژيم تبعيض نژادي (آپارتايد) از سال 1948م توسط اقليت سفيدپوست كشور افريقاي جنوبي بر اكثريت سياهان تحميل شد و بر اساس آن، اقليت 20 درصدي سفيد پوست‏هاي اين كشور به عنوان نژاد برتر، بر سرنوشت افريقاي جنوبي حاكم شدند. ازدواج سياه پوستان با سفيدپوستان ممنوع شد و سياه پوستان به كارهاي پست گمارده و از فعاليت‏هاي سياسي منع شدند. اِعمالِ سياست غيرانساني تبعيض نژادي در افريقاي جنوبي، خشم جهانيان را برانگيخت. هرچند امريكا، انگليس و برخي كشورهاي ديگر با رژيم آپارتايد ارتباط نزديك داشتند، اما بسياري از كشورها با رژيم تبعيض نژادي افريقاي جنوبي قطع رابطه كردند. سرانجام اين مخالفت‏ها و فشار افكار عمومي و نيز مبارزات پي‏گير سياهان به رهبري نلسون ماندلا، باعث لغو اين سياست ضد انساني در 30 ژوئن 1991م شد. در دسامبر 1993، قانون اساسي جديد بر اساس تساوي حقوق سياه پوستان و سفيدپوستان به تصويب پارلمان افريقاي جنوبي رسيد و در اولين انتخابات رياست جمهوري با شركت سياه‏پوستان در آوريل 1994، نلسون ماندلا رهبر سياه‏پوستان كه 27 سال را در زندان گذرانده بود، به پيروزي رسيد.
    16) تولد آنتونی مان (1967-1904) فیلم ساز آمریکایی
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  3. #133
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    10 تیر 1389 / 18 رجب 1431 / 1 جولای 2010



    1) 10تير ماه سال 1365هجري قمري : در دومين مرحله از عمليات كربلاي يك شهر مهم و استراتژيك مهران كه به مدت شش هفته در اشغال نيروهاي بعثي عراق بود آزاد گرديد . اين عمليات با رمز يا ابوالفضل العباس ادركني در منطقه عملياتي مهران توسط نيروهاي زميني سپاه پاسداران طي چهار مرحله انجام شد . ابتدا كليه استحكامات رژيم بعثي عراق كه طي يك ماه ونيم در اين جبهه مستقر شده بود در هم شكست . در مرحله دوم شهر مهران از اشغال نيروهاي عراقي آزاد شد . سپس نيروهاي ظفر مند ايران به داخل خاك عراق نفوذ كردند و بر ارتفاعات مهم و استراتژيك قلاويزان بر شهر بدره عراق اشراف يافتند . در مجموع عمليات كربلاي 1بيش از دويست و پنجاه كيلومتر مربع از اراضي منطقه مهران آزاد گرديد .
    2) مرگ "سلطان مسعود ميرزا" معروف به "ظلُّ السلطان" حاكم ظالم اصفهان (1297 ش): سلطان مسعود ميرزا، فرزند ارشد ناصرالدين شاه قاجار در حدود سال 1228 ش به دنيا آمد. وي سه سال از مظفرالدين شاه بزرگ‏تر بود ولي چون مادرش از خاندان قاجاريه نبود، به ولايتعهدي منصوب نگشت. مسعود ميرزا در ابتدا با لقب يمين الدوله، حكومت مازندران و استرآباد و سپس فارس و اصفهان را به عهده گرفت تا اين كه لقب ظلُّ السلطان يعني سايه پادشاه را اخذ كرد. در زمان حكومتش بر فارس، به خاطر ظلم فراوان، عزل شد ولي مدتي بعد به اصفهان رفت و تا 34 سال بعد با ستم حكمراني نمود. ظل السلطان قشون مجهز و منظمي پديد آورد و با باج‏گيري و اخذ ماليات‏هاي سنگين از رعيت، ثروتي افسانه‏اي گرد آورد كه به اعتراف خودش، براي ده نسل پس از او كافي بود. وي، املاك مردم را با زور و قهر، غصب و تصرف مي‏كرد و شورش‏ها را با سنگدلي سركوب مي‏نمود. در حدود سال 1259ش كه به اوج قدرت رسيده بود، به پشتوانه ارتش محلي خود، اوامر حكومت مركزي را ناديده مي‏انگاشت و در سال 1261 به ناصرالدين شاه پيشنهاد كرد كه حاضر است در ازاي دريافت مقام ولايتعهدي، مبلغ هنگفتي پيشكش نمايد. وي اندكي بعد به فكر تصاحب سلطنت افتاد و تا پايان عمر در صدد يافتن آن بود. هرچند كه هيچ‏گاه به اين آرزوي خويش نرسيد. ظل السلطان افزون بر بيست و يك هزار سرباز در اختيار داشت و اصرار مي‏كرد تا وزارت جنگ به او واگذار شود. وقتي كه خبر مظالم او به گوش ناصرالدين رسيد، شاه قاجار درصدد سفر به اصفهان و بررسي اوضاع آنجا برآمد. در اين هنگام ظل السلطان بيمناك به تهران آمد و به شاه و درباريان هداياي نفيس تقديم نمود. با اين همه، شاه پس از مدت كوتاهي، با صدور فرماني، او را از سراسر قلمرو حكومتي غير از اصفهان بركنار نمود. او در تمام دوران سلطنت مظفرالدين شاه نيز حاكم اصفهان بود و با مشروطه‏خواهان به شدت برخورد مي‏كرد. از ديگر كارهاي جنون‏آميز او، تخريب آثار و ابنيه‏هاي با ارزش دوران صفوي در اصفهان بود تا شاه به اين شهر توجهي نداشته باشد و او مطلق العنانِ آن ديار گردد. مسعود ميرزا در اواخر عمر مدتي را در اروپا گذراند تا اين كه پس از دچار شدن به اختلال حواس، در دهم تير ماه 1297ش برابر با 22 رمضان 1336 ق در حدود هفتاد سالگي به كام مرگ افتاد.
    3) رحلت عالم رباني سيد العلماء و المجتهدين آيت اللَّه "سيد حسن موسوي بجنوردي" (1354ش): سيد العلما و المجتهدين آيت اللَّه ميرزا حسن موسوي بجنوردي معروف به سيدآقا بزرگ در سال 1274 ش (1315 ق) در يكي از روستاهاي توابع بجنورد در استان خراسان به دنيا آمد و همان جا نشو و نما يافت. وي سپس به مشهد رفت و علوم عقلي و نقلي را نزد استاداني همچون شيخ آقا بزرگ حكيم، ميرزا محمد آيت‏اللَّه‏زاده خراساني و اديب نيشابوري اول فرا گرفت. پس از آن در 27 سالگي براي استفاده از حوزه علمي نجف رهسپار عراق شد و در محضر عالمان بزرگي همچون سيد ابوالحسن اصفهاني، ميرزاي ناييني و آقا ضياءالدين عراقي به تكميل تحصيلات خود پرداخت. سيد آقا بزرگ با حافظه شگرف و احاطه گسترده‏اي كه بر ادبيات فارسي و عربي، حكمت، كلام، تفسير، حديث، فقه و اصول و اغلب رشته‏هاي معارف اسلامي و فلسفه آن داشت، به زودي به عنوان يكي از برجسته‏ترين مدرسان و مجتهدان حوزه نجف، مشهور گشت، چنان كه پس از درگذشت آيت اللَّه بروجردي در سال 1340 ش، مرجعيت عامه او براي شيعيان جهان مسلم شد؛ ولي چون فيلسوفي آزاد و فقيهي آزادانديش بود، خود را از مرجعيت كنار كشيد و با فروتني و آزادگي خاص خود، به تحقيق، تاليف و تدريس گراييد. آيت اللَّه بجنوردي براي آموزش اجتهاد، روش جديدي ايجاد كرد كه بر پايه آن، يك قاعده فقهي را مطرح مي‏نمود و پس از شرح مستندات و تاريخچه شكل‏گيري آن قاعده، آن را با مصاديق خارجي تطبيق مي‏داد. اين روش در آموزش و پيشرفت فضلا بسيار موثر بوده است. ايشان اين روش را در كتاب القواعد الفقهيه در هفت جلد نگاشت كه مهم‏ترين و مفصل‏ترين كتابي است كه در قواعد فقهي شيعه نوشته شده است. آيت‏اللَّه بجنوردي در نجف حوزه درسي پر رونقي داشت و با مراكز علمي جهان اسلام از قبيل جامع الازهر مصر نيز در ارتباط بود. از وي آثار ديگري بر جاي مانده كه قَولُنافي الحكمة، يكي از بهترين شرح‏ها بر اسفار مُلاصدرا، مُنتَهي الاصول، حاشيه بر عروةُ الوثقي و ذَخيرَةُ المَعاد از آن جمله‏اند. سرانجام اين فقيه برجسته و عالم بزرگ در دهم تيرماه 1354ش برابر با بيستم جمادي الثاني 1395ق در هشتاد سالگي در نجف بدرود حيات گفت و در جوار آرامگاه استادش، سيد ابوالحسن اصفهاني به خاك سپرده شد.
    4) عمليات ايذايي ظفر 4 در منطقه عملياتي فكه توسط ارتش جمهوري اسلامي (1364 ش)
    5) درگذشت سهراب شهیدثالث فیلم ساز پیشرو (1377-1322)
    6) روز صنعت و معدن
    7) وفات حضرت "ابراهيم" فرزند رسول اكرم(ص)(10 ق)
    8) تولد "حجت الاسلام اشرفي" فقيه مسلمان(1220 ق): حاج ملامحمد معروف به حجت الاسلام اشرفي براي تكميل تحصيلات خود به حوزه‏ي نجف در عراق رفت و از محضر استادان بنام آن ديار كسب فيض نمود. وي پس از چندي درعلوم حديث، تفسير قرآن و كلام، مهارت بسيار يافت و استادي برجسته شد. از وي مؤلفاتي سودمند بر جاي مانده است كه از آن جمله اسرار الشهاده مي‏باشد. حجت الاسلام اشرفي سرانجام پس از 95 سال مجاهدت علمي و عملي در سال 1315 ق رحلت كرد.
    9) تولد عالم بزرگ "شيخ عباس آل‏كاشف الغطاء" (1323 ق)
    10) درگذشت "سيدعلي كازروني" استاد فلسفه و عرفان(1343 ق): آقا سيد علي مجتهد كازروني شيرازي، فرزند مرحوم حاج سيد عباس مجتهد كازروني در سال 1278 ق متولد شد. در 1291 از كازرون به شيراز آمد و تا سال 1304 در شيراز به تحصيل معقول و منقول پرداخت. معقول را نزد شيخ احمد شيرازي نجفي - كه شاگرد حكيم عباس دارابي بوده - و شيخ محمد حسين شانه‏ساز تحصيل كرد. احتمالاً اواخر دوره‏ي تدريس حكيم عباس (متوفي 1300) را نيز درك نموده است. از سال 1304 تا 1315 در نجف اقامت كرد و از حوزه‏ي درس آخوند ملامحمدكاظم خراساني بهره‏مند شد و به مقامات عالي نائل آمد. از سال 1319 تا پايان عمر در شيراز به تدريس، خصوصاً تدريس فلسفه و عرفان اشتغال داشت. بسياري از مدرسين و فضلاي شيرازي در معقول و منقول شاگردان او بوده‏اند. مرحوم آقا سيدعلي نمونه‏اي از سلف صالح بوده است. شاگردان او و ساير مردم شيراز داستان‏ها از صفاي نفس و تقواي او دارند. اين فيلسوف و عارف الهي سرانجام در 65 سالگي بدرود حيات گفت.
    11) حمله سپاهيان فرانسه به مصر به فرماندهي ناپلئون بُناپارت (1798م): در فاصله سال‏هاي 1796 تا 1799م، ناپلئون بُناپارت به عنوان يكي از فرماندهان ارشد ارتش فرانسه با كسب پيروزي‏هاي پي‏درپي در جنگ با دشمنان رژيم جديد و توسعه قلمرو حكومت فرانسه، محبوبيت زيادي در ميان مردم فرانسه به دست آورد. آخرين عمليات بزرگ نظامي او قبل از به دست گرفتن قدرت، لشكركشي به مصر بود. ناپلئون در بهار سال 1798م، در راس 38 هزار سرباز فرانسوي با 330 كشتي و ناو به طرف مصر حركت كرد. هدف اصلي او از اين لشكركشي، قطع ارتباط انگليس با مستعمره‏اش يعني هندوستان بود. نيروهاي فرانسه در روز اول ژوئيه سال 1798م در سواحل مصر پياده شدند و فرداي همان روز اسكندريه را به تصرف خود درآوردند. در پي آن، قاهره نيز در 23 ژوئيه به تصرف فرانسويان درآمد. در حالي كه ناپلئون مشغول ايجاد يك ستاد فرماندهي در نزديكي اهرام مصر بود، با نيروهاي انگليسي درگير شد كه بر اثر غافل‏گيري، قسمت اعظم ناوگان جنگي خود را از دست داد. ناپلئون در باقي‏مانده سال 1798 و نيمه اول سال 1799م، به توسعه متصرفات خود در مصر و سواحل شرقي مديترانه ادامه داد و تا سوريه پيش رفت، ولي با از دست دادن قسمت زيادي از نيروي دريايى خود عملا در محاصره ناوگان جنگي انگليس، قرار گرفت. از آن طرف، حكومت هيأت مديره در پاريس هم كه غرق در فساد و گرفتاري‏هاي داخلي خود بود، نمي‏توانست كمكي به ناپلئون برساند. ناپلئون سرانجام تصميم گرفت به فرانسه باز گردد تا اينكه در اواخر ماه اوت سال 1799م، پس از شكستن خط محاصره ناوگان جنگي انگليس راهي فرانسه شد و بدون كسب نتيجه مهمي، دست از اين جنگ كشيد.
    12) وقوع جنگ اول ترياك بين چين و انگلستان (1839م): در آستانه قرن نوزدهم ميلادي، در حالي كه سه قرن از تماس و تجارت پرتغالي‏ها با چين مي‏گذشت، چندين كشور اروپايى ديگر نيز به تجارت با چين مشغول بودند كه مهم‏ترين آن‏ها، انگلستان بود. در نيمه اول اين قرن، انگليسي‏ها با تسلط كامل بر هندوستان و انحصار بازار چين، در شمار قدرت مسلط استعماري آسيا قرار گرفتند. آن‏چه كه انگلستان را بيش از ديگران، به توسعه تجارت با چين برمي‏انگيخت، گسترش فعاليت‏هاي اقتصادي آنان با هند و نواحي مجاور آن بود. از جمله كالاهايى كه انگليسي‏ها به چين وارد مي‏كردند ترياك بود. افزايش مصرف ترياك و شمار معتادان چيني، كم‏كم دولت چين را به واكنش واداشت و در نهايت در سال 1839 واردات و فروش اين ماده مخدر را ممنوع كرد. اما انگليسي‏ها كه به راحتي نمي‏توانستند از اين تجارت سودآور چشم‏پوشي كنند، به قاچاق اين ماده مُهلِك ادامه دادند. در اين ميان، دولت چين با قدرت تمام، با قاچاق ترياك مقابله كرد. در عوض، انگليسي‏ها به بهانه ضبط و مصادره ترياك‏هاي متعلق به بازرگانان انگليسي، جنگي را در اول ژوئيه 1839م به راه انداختند كه به جنگ ترياك معروف شد. نيروهاي متجاوزْ در نخستين مراحل جنگ، بندر كانتون در جنوب چين را به توپ بستند و بندر تجاري هُنْگْ‏كُنْگْ را نيز به تصرف خود درآوردند. چيني‏ها پس از تحمل خسارات فراوان در اين جنگ، سرانجام به شرايط صلح انگليس گردن نهادند. در نهايت به موجب قراردادي كه در 19 ژوئيه سال 1842م بين دو طرف به امضا رسيد، بندر مهم هنگ‏كنگ به انگليس تسليم گرديد و پنج بندر بزرگ چين براي تجارت و رفت و آمد كشتي‏هاي خارجي آزاد شد. بندر هنگ‏كنگ سرانجام پس از بيش از يك‏صد و پنجاه سال، در اول ژوئيه 1997م به حاكميت چين بازگشت. (ر.ك: پاورقي آخر در همين روز)
    13) تشكيل "جمهوري فدرال كانادا" و روز ملي و استقلال "كانادا" (1867م): كانادا در اواخر قرن پانزدهم ميلادي كشف شد و از آن زمان به مدت بيش از دو قرن، انگليس و فرانسه براي تصاحب سرزمين‏هاي افزون‏تر، مشغول رقابت در اين سرزمين پهناور بودند. اين رقابت منجر به جنگ‏هايى ميان دو كشور استعمار گر شد كه از 1689م نزديك به 75 سال طول كشيد و در نهايت به شكست فرانسه منجر گرديد. از اوايل قرن نوزدهم، به تدريج مبارزه آزادي خواهان براي استقلال كانادا آغاز شد تا آن كه در اول ژوئيه 1867م، اين استقلال با حكومت فرمانداري كل در كانادا، تحقق يافت. اين وضعيت بر اساس قانون امريكاي شمالي بريتانيا حاصل گرديد. بر اساس اين قانون، اختيارات هيأت‏هاي مقننه محلي مشخص گرديد و اختيار اصلاح و الحاق مواد اضافي به صورت اسمي در دست پارلمان انگلستان قرار گرفت، اما عملا به تقاضاي پارلمان كانادا صورت مي‏پذيرفت. هم‏چنين دو زبان فرانسه و انگليسي در پارلمان و دادگاه‏ها رسميت يافت. چهار ايالت كانادا نيز به صورت يك كشور مستقل درآمده و عضوي از جامعه مشترك المنافع انگلستان محسوب گرديد. كشور كانادا نزديك به 10 ميليون كيلومتر مربع مساحت دارد و از اين لحاظ دومين كشور جهان است. كانادا در ميان سه اقيانوس آرام، اطلس و منجمد شمالي قرار گرفته است و تنها با كشور امريكا مرز خشكي دارد. جمعيت آن بيش از 31 ميليون نفر بوده و پايتخت آن شهر اوتاوا مي‏باشد. از شهرهاي مهم كانادا تورنتو، مونترئال و كِبِك است. اكثريت قريب به اتفاق مردم كانادا مسيحي بوده و عمدتاً پيرو مذهب كاتوليك هستند. زبان رسمي و مليت مردم كانادا انگليسي و فرانسوي، و نژاد آنها سفيد است. واحد پول اين كشور دلار كانادا مي‏باشد. پيش‏بيني مي‏شود تا سال 2025م جمعيت كانادا بيش از 37/5 ميليون نفر گردد. كانادا از كشورهاي وابسته به امپراتوري انگليس بوده و ملكه انگلستان رئيس كشور به شمار مي‏آيد.
    14) مرگ خانم "هارْيِت بيچراستو" بانوي نويسنده مشهور امريكايي (1896م): خانم هارْيت بيچر استو، رمان نويس امريكايى، در 14 ژوئن 1821م در كنتاكي امريكا به دنيا آمد. وي پس از پايان تحصيلات به آموزگاري پرداخت و در كنار آن، كتبي به رشته تحرير درآورد. هاريت به امور ديني و اصلاحات اجتماعي علاقه‏مند بود. خانواده وي از رهبران ضد بردگي بودند و او هم به بردگان فراري، ياري و پناه مي‏داد. او در آن زمان با نگاه موشكافانه‏اي، اجتماع را مي‏كاويد و با ديدن يك برده يا كودك محروم، مي‏كوشيد تا با سخن گفتن با آنها و آشنايى با خصوصيات زندگي آنان، شناخت بيشتري از توده‏هاي رنج كشيده بشري به دست بياورد. قوانين سخت آن زمان، معروف به قوانين بردگان فراري، چنان خانم بيچراستو را تحت تاثير قرار داد كه وي را به نوشتن كتاب "كلبه عمو تام" كشاند. اين كتاب در سال‏هاي پيش از جنگ‏هاي داخلي امريكا معروف به جنگ‏هاي انفصال، نقش مهمي در برانگيختن احساسات ضد برده‏داري در اهالي شمال امريكا كه مخالف برده‏داري بودند، داشت. اين كتاب داستان برده مسيحي سياه‏پوستي است كه ارباب سنگ دلش، با او رفتاري بسيار خشن دارد. كتاب كلبه عمو تام، نه تنها در امريكا بلكه در سراسر جهان تاثير فراواني گذاشت و به زبان‏هاي مختلف ترجمه شد. اين داستان براي بار نخست به صورت پاورقي در يكي از مجلات واشينگتن منتشر مي‏شد. اما به خواست يكي از ناشران بزرگ آن زمان، به صورت كتاب در دسترس مردم قرار گرفت و اقبال مردم از اين رمان چنان بود كه در مدت كوتاهي، نام هاريت بيچراستو به صورت يكي از آشناترين نام‏هاي امريكا درآمد. خانم بيچراستو پس از اين كتاب، آثار ديگري نيز نگاشت كه هرچند برخي از آن‏ها در موضوع بردگان، از جهاتي برتر از كتاب قبلي بودند، اما شهرت و توفيق كلبه عمو تام را پيدا نكردند. استو آثار ديگري از جمله شعر و خطابه، مردم شهر قديم و مردم پوگانوك نيز به رشته تحرير درآورده است. خانم هاريت بيچر استو سرانجام در اول ژوئيه 1896م در 85 سالگي درگذشت.
    15) آغاز نبرد خونين "سومْ" در جريان جنگ جهاني اول (1916م): در بحبوحه جنگ جهاني اول و در جريان نبرد وُردَن، در اول ژوئيه سال 1916م، در حالي كه آلماني‏ها حمله بزرگ و تازه‏اي را براي تصرف شهر وردن در فرانسه تدارك مي‏ديدند، نيروهاي انگليس و فرانسه به تهاجم وسيعي در منطقه "سُومْ" در شمال غربي فرانسه دست زدند. اين حمله بعد از يك هفته بمباران شديد مواضع نيروهاي آلماني در اين منطقه آغاز شد و هدف آن گشودن جبهه دومي در برابر آلمان و كاستن از فشار آنها در وُردَن بود. نبرد سومْ كه قريب پنج ماه به طول انجاميد، يكي از خونين‏ترين و وسيع‏ترين عمليات‏هاي نظامي در طول جنگ جهاني اول است. در اين جنگ علاوه بر به كار گرفتن نيروي هوايى به طور وسيع، براي اولين بار از تانك استفاده شد، ولي كاربرد تانك‏هاي انگليسي، به علت بارندگي‏هاي شديد و گل آلود بودن زمين‏ها، چندان درخشان نبود. نيروهاي انگليس و فرانسه با وجود تحمل تلفات سنگين در نبرد سوم موفق نشدند آلماني‏ها را از مواضع خود در اين منطقه عقب برانند، با اين حال، تلفات و ضايعات وارده بر ماشين جنگي آلمان در اين جنگ سنگين‏تر بود به طوري كه كارشناسان نظامي آلمان، بعدها، نبرد سوم را يكي از نقاط عطف در تاريخ جنگ جهاني اول و سرآغاز شكست آلمان در اين جنگ عنوان كردند. نبرد سوم، سرانجام پس از نزديك به 140 روز در 18 نوامبر 1916م به پايان رسيد، بدون اينكه آلماني‏ها از تلاش خود براي فتح وردن و پيشروي به سوي پاريس نتيجه‏اي بگيرند و يا انگليس و فرانسه در تلاش براي فتح سومْ و درهم شكستن مواضع دفاعي آلمان در اين منطقه، توفيق پيدا كنند. در نبرد سومْ 620 هزار نفر آلماني، 420 هزار نفر انگليسي و 195 هزار نفر فرانسوي به كام مرگ افتادند كه جمعاً رقمي بالغ بر يك ميليون و دويست و سي و پنج هزار نفر تلف شدند.
    16) روز استقلال كشور افريقايي "سومالي" از استعمارگران اروپايي (1960م): نام كشور سومالي از قبيله "سومال" كه اكثريت ساكنان اين كشور را تشكيل مي‏دهد، گرفته شده است و به معناي "شير" مي‏باشد كه وسيله پذيرايى از مهمانان به حساب مي‏آمده است. كشور سومالي در قرون گذشته كمتر مستقل بوده است. در سال 1884م، انگليس قسمتي از سومالي را تحت‏الحمايه خود كرد و 5 سال بعد، ايتاليا نيز قسمت‏هاي ديگري از آن را به مستعمره خود تبديل نمود. در اين ميان قيام‏هاي مردمي بر ضد انگليسي‏ها كه از سال 1901 تا 1920 طول كشيد به جايى نرسيد. سازمان ملل متحد در سال 1950 از ايتاليا خواست تا استقلال سومالي را فراهم كند. در نهايت، در 26 ژوئن سال 1960، سومالي استقلال خود از انگلستان را اعلام كرد و در اول ژوئيه 1960م نيز استقلال خود از ايتاليا را به دست آورد. سومالي دو روز ملي دارد يكي روز اول ژوئيه كه روز اتحاد نام گرفت كه در اين روز كشور سومالي تشكيل شد و ديگري 21 اكتبر است. سومالي در شرق قاره افريقا و كناره اقيانوس هند و خليج عدن قرار دارد. اين كشور با بيش از 637 هزار كيلومتر مربع مساحت، با كشورهاي كنيا، اتيوپي و جيبوتي همسايه است. از جمعيت بيش از 10 ميليوني سومالي اكثريت قريب به اتفاق مسلمان بوده و پيرو آيين مقدس اسلام هستند. پيش‏بيني شده است جمعيت اين كشور در سال 2025م از 21 ميليون نفر فراتر رود. مليت مردم سومالي سوماليايي و از نژاد سياه هستند. زبان رسمي مردم اين كشور عربي و سوماليايي است. پايتخت سومالي موگاديشو و از شهرهاي مهم آن هرجيسه و مركا است. نظام سياسي حاكم بر سومالي دولت موقت انتقالي مي‏باشد.
    17) روز ملي و استقلال كشور افريقايي "رواندا" از استعمار بلژيك (1962م): رواندا با همسايه جنوبي خود بروندي تاريخ مشتركي دارد و تا قبل از استقلال، مستعمره بلژيك بود. پس از مبارزات پي‏گير استقلال‏طلبان رواندا، اين كشور در سال 1962 مستقل شد و قبيله هوتو، بزرگ‏ترين قبيله اين كشور، حكومت را به دست گرفت. در سال 1994 دو قبيله بزرگ هوتو و توتسي به دنبال سقوط هواپيماي حاكم اين كشور، جنگ خونيني به راه انداختند كه با پيروزي قبيله توتسي و 800 هزار كشته پايان يافت. رواندا با بيش از 26 هزار كيلومتر مربع مساحت در شرق قاره افريقا واقع شده و با كشورهاي بروندي، اوگاندا، تانزانيا و كنگو، همسايه است. جمعيت آن نزديك به 8 ميليون نفر بوده كه اكثريت آنها سياه‏پوست و مسيحي‏اند. پايتخت رواندا كيگالي و واحد پول آن فرانك روآندا است. پيش‏بيني مي‏شود كه جمعيت رواندا تا سال 2025 بيش از 12 ميليون نفر خواهد بود. از شهرهاي مهم روآندا، بوتاره و روهنگري است. نظام سياسي حاكم بر اين كشور افريقايي دولت انتقالي با يك مجلس انتقالي مي‏باشد. روز استقلال اين كشور، اول ژوئيه 1962م به عنوان روز ملي روآندا نام گرفته است.
    18) روز ملي و استقلال كشور افريقايي "بروندي" از استعمار بلژيك (1962م) : سرزمين بروندي طي سال‏هاي اوليه قرن بيستم، همراه با رواندا، جزو مستعمرات افريقاي شرقي آلمان بود. پس از جنگ جهاني اول و شكست آلمان، جامعه ملل قيموميت بروندي را به بلژيك سپرد و در 1946، سازمان ملل نيز اين قيموميت را به رسميت شناخت. در اول ژوئيه 1962 بروندي با نظام پادشاهي به استقلال رسيد، ولي چهار سال بعد، جمهوري‏خواهان، پادشاه را عزل و حكومت جمهوري را برقرار كردند. بروندي با مساحتي نزديك به 28 هزار كيلومتر مربع در شرق قاره افريقا واقع شده و با كشورهاي رواندا، تانزانيا و جمهوري دموكراتيك كنگو مرز مشترك دارد. جمعيت اين كشور نزديك به 7 ميليون نفر بوده كه اكثريت پيرو آيين مسيحيت و عمدتاً كاتوليك‏اند. زبان رسمي مردم بروندي كي‏روندي و فرانسوي است. پايتخت اين كشور افريقايى بوجومبورا و واحد پول آن فرانك بروندي است. اكثريت قريب به اتفاق مردم بروندي مليت روندي داشته و سياه‏پوست هستند. پيش‏بيني مي‏شود كه جمعيت بروندي تا سال 2025 بيش از 11/5 ميليون نفر خواهد بود. از شهرهاي مهم آن مي‏توان از گيته‏گا، كايانزا و مويينگا را نام برد. اول ژوئيه، روز استقلال اين كشور از بلژيك به عنوان روز ملي بروندي نام گذاري شده است.
    19) باز گرداندن حاكميت بندر "هُنگ كُنگ" از استعمار انگلستان به چين (1997م): جزيره هنگ كنگ با وسعت 1035 كيلومتر مربع در ساحل شرقي سرزمين اصلي چين قرار دارد. اين سرزمين طي جنگ اول ترياك كه در سال 1839م ميان چين و انگليس روي داد، طي قراردادي، به عنوان امتيازي استعماري، در اختيار انگلستان قرار گرفت و در سال 1898م، انگلستان طي يك قرارداد 99 ساله با دولت چين، آن را به اجاره خود درآورد. هنگ كنگ به مرور رو به توسعه و پيشرفت نهاد و به يك مركز بازرگاني و داد و ستد مهم در آسياي خاوري مبدل گرديد. شرايط خاص اقتصادي حاكم بر هنگ كنگ به ويژه پس از روي كار آمدن دولت كمونيست چين در اواخر دهه 1940م، آن را به منطقه‏اي خودكفا، مولد و صادر كننده صنايع سبك و... مبدل نمود و پول و ثروت هنگفتي را در آنجا متمركز ساخت. اهميت هنگ كنگ در سال‏هاي بعد به دليل تمركز درصد بالايى از داد و ستدهاي چين از اين منطقه، افزايش چشم‏گيري يافت به طوري كه قدرت مالي آن پس از نيويورك و لندن در درجه سوم قرار گرفت. در اوايل دهه 1980م مذاكراتي ميان پكن و لندن آغاز شد و درباره سرنوشت و آينده هنگ كنگ كه قرارداد اجاره 99 ساله آن در سال 1997م به پايان مي‏رسيد، بررسي‏هايى صورت گرفت. در نهايت، توافق گرديد كه مالكيت چين بر هنگ كنگ بدون هيچ ابهامي محترم و به رسميت شناخته شود و اين جزيره از خود مختاري داخلي در حد عالي برخوردار باشد. در سپتامبر 1991م مردم هنگ كنگ پس از يك‏صد و پنجاه سال به پاي صندوق‏هاي راي رفتند و نمايندگان مجلس قانون‏گزاري خود را انتخاب كردند. سرانجام در ساعت صفر روز اول ژوئيه سال 1997م، چين، طي تشريفات از پيش طراحي شده‏اي، هنگ كنگ را رسماً تحويل گرفت و اين بندر، پس از 157 سال به سرزمين مادريش بازگشت. بنا بر توافق قبلي و قانوني، مردم هنگ‏كنگ، حقوق و آزادي‏هاي خود را همچنان حفظ خواهند كرد و استقلال و آزادي عمل اين منطقه به عنوان يك مركز داد و ستد مالي بين‏المللي محترم شمرده خواهد شد. با الحاق هنگ‏كنگ به چين، اقتصاد باز و آزاد و آزادي‏هاي اجتماعي هنگ‏كنگ از يك سو و سياست كنترل جدي در ديگر نواحي سرزمين پهناور چين از سوي ديگر، كشور چين را با مملكتي با دو نظام حكومتي متفاوت مبدل ساخته است. به همين دليل، بيشتر آمارهاي منتشره در مورد اقتصاد يا ساير امور براي سرزمين اصلي چين و هنگ‏كنگ، به طور جداگانه منتشر مي‏شود. هنگ‏كنگ، جمعيتي نزديك به هفت‏ميليون نفر دارد كه پيش‏بيني مي‏شود اين جمعيت در سال 2020م به بيش از 8/1 ميليون نفر برسد.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  4. #134
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    11 تیر 1389 / 19 رجب 1431 / 2 جولای 2010


    1) 11 تير ماه سال 1361 هجري قمري: آيت الله محمد صدوقي ، روحاني مبارز و امام جمعه يزد بدست عوامل منافق به درجه رفيع شهادت نائل آمد و به عنوان سومين شهيد محراب در تاريخ انقلاب اسلامي ايران جاودانه شد. آيت‏اللَّه محمد صدوقي در سال 1287 ش برابر با 1327 قمري در يزد ديده به جهان گشود. خانواده شهيد صدوقي از نواده‏هاي مرحوم شيخ صدوق مي‏باشند و پدر او يكي از روحانيون معروف يزد بود. آيت‏اللَّه صدوقي مقداري از تحصيلات خود را در يزد و اصفهان گذراند و سپس براي ادامه تحصيل به قم مهاجرت نمود. وي به مدت 21 سال در قم به فراگيري علوم اسلامي پرداخت و از محضر عالمان نامداري همچون شيخ عبدالكريم حائري يزدي، سيدصدرالدين صدر، سيدمحمدتقي خوانساري، سيدمحمد حجت كوه‏كَمره‏اي و حضرت امام خميني(ره) بهره برد. پس از درگذشت آيت‏اللَّه شيخ عبدالكريم حائري، مؤسس و مدير حوزه علميه قم، اداره قسمتي از حوزه علميه به شهيد صدوقي واگذار شد. با رسيدن سال 1330 ش و فوت عالم بزرگ ديني يزد، با درخواست مردم و توصيه حضرت امام و بزرگان به آيت‏اللَّه صدوقي، ايشان به يزد بازگشت و به انجام وظايف ديني و انقلابي پرداخت. اين عالم رباني از آغاز مبارزات حضرت امام خميني(ره) چه پيش از قيام 15 خرداد و چه پس از آن، همواره از ياران و مروّجان افكار متعالي حضرت امام محسوب مي‏شد. اين شخصيت والامقام پس از پيروزي انقلاب اسلامي، از طرف مردم يزد، براي تدوين قانون اساسي راهي مجلس خبرگان شد و در راه تثبيت اصل ولايت فقيه، تلاش فراواني از خود نشان داد. ايشان همچنين به عنوان نماينده امام و امام جمعه يزد برگزيده شد و به روشنگري و ارشاد مردم همت گماشت. سرانجام آيت‏اللَّه محمد صدوقي در روز 11 تير 1361 مطابق با دهم ماه مبارك رمضان سال 1402 ق، پس از اداي نماز جمعه در حالي كه جايگاه را ترك مي‏كرد، منافقي با به آغوش كشيدن آن بزرگوار و منفجر كردن نارنجكي كه در دست داشت، ايشان را در خون خود غوطه‏ور ساخت. در اين ترور كه در ادامه سياست و روش پليد منافقين كوردل جهت حذف فيزيكي چهره‏هاي فعال، مؤثر و شاخص انقلاب اسلامي صورت گرفت آن شهيد بزرگوار كه به حق، شيخ الشهداء و چهارمين شهيد محراب ناميده شده است، به آرزوي ديرين خود رسيد و به معراج خود كه شهادت بود، دست يافت.
    2) 11 تير ماه سال 1369 هجري شمسي : محمد علي زاويه از استادان هنر مينياتور در ايران در 78 سال زندگي اش بدرود حيات گفت. او از اهالي تهران بود ودر پايان تحصيلات مقدماتي در مدرسه صنايع مستظرفه زير نظر استاد هادي تجويدي مشغول تحصيل و آموزش شد. نخستين آثار ايشان كه با درجه ممتازي در رشته مينياتور فارغ التحصيل شده بود جايزه بزرگ نمايشگاه نقاشي بروكسل را به خود اختصاص داد. استاد زاويه علاوه بر سالهاي تدريس در هنرستان تهران آثار نفيس و ارزنده اي به يادگار گذاشته اند كه اغلب آنها زينت بخش موزه ها و مجموعه هاي خصوصي در ايران و ساير نقاط جهان است . از جمله آثار استاد محمد علي زاويه مي توان چوگان بازي ،خسرو وشيرين ؛ و شاه عباسي و رضا عباسي اشاره كرد كه جملگي در موزه هنرهاي ملي سازمان ميراث فرهنگي كشور نگهداري مي شود.
    3) رحلت حكيم، عارف و فيلسوف شهير "آخوند ملامحمد كاشاني" (1294ش): آخوند ملا محمد كاشاني (كاشي)، عارف، فيلسوف، حكيم، فقيه و عالم شيعي در سال 1213ش (1250ق) در كاشان به دنيا آمد و مقدمات علوم را در زادگاهش پشت سر گذاشت. وي پس از آن راهي اصفهان گرديد و حكمت و فلسفه را نزد ميرزا حسن نوري و محمدرضا صهباي قمشه‏اي آموخت تا بدانجا كه در علوم عقلي به كمال رسيد. آخوند ملامحمد كاشاني از آن پس در مدرسه جده كوچك و مدرسه صدر اصفهان به تدريس علوم عقلي پرداخت و جاذبه درس ايشان كه فلسفه را با عرفان مي‏آميخت، علاقمندان به فلسفه، به ويژه فلسفه ملاصدرا را از شهرهاي دور و نزديك و حتي از كشورهاي ديگر به اصفهان مي‏كشاند. آخوند كاشاني در طول ده‏ها سال تدريس، شاگردان فراوان و فاضلي پرورش داد كه حضرات آيات: سيدحسين بروجردي، شيخ محمد حكيم خراساني، حاج آقا رحيم ارباب، سيد محمدرضا خراساني، آقا ضياءالدين عراقي، طَرَب اصفهاني، آقا نجفي قوچاني، شيخ هاشم قزويني و ميرزا ابوالقاسم محمد نصير شيرازي از آن جمله‏اند. آخوند علاوه بر فقه و اصول و حكمت، در ادبيات عربي و فارسي و رياضيات نيز تبحر داشت. اين فيلسوف و مدرس بزرگ فلسفه صدرالمتألّهين، سرانجام پس از عمري سرشار از تدريس و نشر فلسفه و عرفان در يازدهم تيرماه 1294ش برابر با بيستم شعبان 1333ق در هشتاد و يك سالگي در اصفهان وفات يافت و در قبرستان تخت فولاد اصفهان كه مدفن بزرگان بي‏شماري است، به خاك سپرده شد.
    4) انجام عمليات كوچك روح‏اللَّه در نوسود توسط ارتش و سپاه (1360 ش)
    5) شهادت حجت‏الاسلام "سيدمحمد حسن حكيم" در زندان رژيم بعث عراق (1364 ش)
    6) وقوع غزوه‏ي "تبوك" بين مسلمانان و لشگر روم(9 ق): غزوه‏ي تبوك از آخرين غزوات پيامبر اسلام(ص) به شمار مي‏رود. سبب وقوع غزوه‏ي تبوك آن بود كه كاروان تجاري شام به پيامبر اسلام خبر داد كه سلطان روم لشگري مجهز كرده و عازم مدينه است. از اينرو رسول خدا فرمان داد مسلمانان از دور و نزديك آماده‏ي جنگ شوند. علي‏رغم دوري راه، فصل گرما، دوره‏ي برداشت محصول و سختي مسير، اكثر مسلمانان، خود را جهت جنگ آماده كردند. در اين ميان گروهي از منافقين مدينه به بهانه‏هايى در اين غزوه شركت نكردند و ديگران را نيز از رفتن منع مي‏نمودند. لذا چون پيامبر از نيّت سوء آنان آگاه شد، علي(ع) را به جاي خويش در مدينه گماشت و رهسپار تبوك گشت. سرانجام لشگر سي هزار نفري اسلام به محل جنگ رسيدند ولي از سپاه روم اثري نيافتند. در اين غزوه هرچند جنگي رخ نداد ولي شوكت اسلام، فداكاري مسلمين و آمادگي آنها در برابر كفر به نمايش درآمد. همچنين به اين جنگ، غزوي "فاضِحِه" (به معني رسوا كننده) نيز گفته مي‏شود زيرا جمعي منافقِ مسلمان نما در اين سفر رسوا شدند.
    7) درگذشت "ابن خلف مالكي" عالم و فقيه(474 ق): ابوالوليد سليمان بن خلف مالكي حافظ و مفسر قرآن، اديب و شاعري چيره دست بود و از دانشمندان برجسته‏ي آندلس به شمار مي‏رفت. وي در ابتدا در آندلسِ اسپانيا و سپس در مكه و بغداد به تدريس فقه و نشر احاديث پيامبر اكرم پرداخت. تفسير القرآن، الناسخ و المنسوخ و الاشاره از جمله آثار ابوالوليد است.
    8) درگذشت "شاه اسماعيل صفوي" و جلوس "شاه طهماسب" (930 ق): شاه اسماعيل صفوي در رجب سال 930 ق هنگامي كه عازم قفقاز بود بيمار شد و در نوزدهم اين ماه در نزديكي سراب جان سپرد. در آن زمان او 38 ساله بود و 24 سال از پادشاهي وي مي‏گذشت. جسد اسماعيل اوّل را به اردبيل آورده و در آرامگاه شيخ صفي الدين اردبيلي به خاك سپردند. او محبوب مردم ايران بود. شاه اسماعيل به محض آنكه بر تخت سلطنت نشست، مذهب تشيع را در كشور، كيشِ رسمي قرار داد و دولتي نيرومند به وجود آورد. پس از مرگ شاه اسماعيل، پسرش طهماسب اول كه يازده سال داشت بر اريكه‏ي قدرت تكيه زد.
    9) وفات فقيه جليل "سيد دلدار علي نَقَوي" عالم بزرگ هندي(1235 ق): سيد دلدار علي بن سيدمحمد معين نقوي هندي نصيرآبادي در سال 1166 ق در خانواده‏اي عالم در نصيرآباد هند به دنيا آمد. نَسَب شريفش با 22 واسطه به امام دهم، حضرت علي النقي(ع) مي‏رسد. وي از علماي بزرگ هند و نخستين شخصيتي است كه توانست شريعت جعفري را در كشور هندوستان استوار سازد. سيد دلدار علي نقوي از شاگردان برجسته‏ي آيات عظام: سيدمهدي بحرالعلوم، بهبهاني و ميرزا مهدي شهرستاني بوده و آثار گرانقدري از او بر جاي مانده است. اِحياء السُّنَّه و امانَةُ البدعَة، اساسُ الاصول و عمادُ الاسلام از جمله تاليفات اين عالم رباني به شمار مي‏روند. سيد دلدار رياست مذهبي هندوستان را برعهده داشت و در تعريف و شناساييِ مقامات علمي او همين بس كه شيخ محمدحسن نجفي صاحب جواهر و مرجع بزرگ تقليد، او را با عناوين علامه‏ي فائق و خاتَمُ المُجتَهد مي‏ستايد. اين عالم بزرگوار سرانجام در 69 سالگي در لكهنو در هندوستان رحلت كرد.
    10) رحلت عالم بزرگوار آيت اللَّه "شيخ محمد خالصي زاده" فقيه عالي قدر شيعه(1383 ق): آيت اللَّه محمد خالصي معروف به خالصي زاده در سال 1308 ق در كاظمين به دنيا آمد و پس از پايان تحصيلات به اجتهاد دست يافت. ايشان در قيام سال 1920 ميلادي مردم عراق عليه استعمار انگلستان، دوشادوش پدرش به صفوف مجاهدان پيوست تا اين كه او را به ايران تبعيد كردند. پس از درگذشت پدر، در مشهد مقدس بر كرسي تدريس نشست و همزمان بر ضد مفاسد و ستمگري‏هاي رژيم طاغوت، مبارزه مي‏كرد. رژيم نيز ايشان را به شهرهاي مختلف از جمله قزوين تبعيد نمود. سرانجام به زادگاه خود بازگشت و به تدريس و تاليف پرداخت. احياء الشريعه، مظالم انگليس در بين النهرين و هُدي و شفا از جمله آثار اوست. آيت اللَّه خالصي‏زاده سرانجام در سال 1383 در 75 سالگي درگذشت و به ديدار معبود شتافت.
    11) درگذشت "ژان ژاك روسو" فيلسوف و متفكر شهير فرانسوي (1778م) (ر.ك: 28 ژوئن)
    12) مرگ "لويي ژاك مونْدْ داگر" نقاش فرانسوي و مبدع فن عكاسي (1851م): لويى ژاك مونْدْ داگِر، نقاش و مخترع فرانسوي در 18 نوامبر 1789م در فرانسه به دنيا آمد. وي پس از فراگيري نقاشي و فيزيك، براي سِن‏هاي تئاتر، پرده‏هايى جالب درست مي‏كرد. با توجه به تاثيرات نور،داگر به اين فكر افتاد تا تصويري كه حاصل مي‏شود به صورت عكسي ثابت و دائمي درآوَرَد. از اين رو با همكاري يكي از دوستان، درباره عكاسي شروع به كار كرد و روش اوليه آن را كه بعداً به داگرئوتيپ معروف شد، ابداع نمود. گرچه در اين روش، علي‏رغم سختي، تنها گرفتن يك عكس، آن هم به صورت تار، امكان داشت، اما صِرف اين واقعيت كه مي‏توان به كمك نور آفتاب هم تصويري از اشخاص و اجسام به دست آورد كه از نقص و خطاي دست بشري مصون باشد، خود، مسئله‏اي فوق‏العاده جالب و ارزنده بود. گرچه معمولاً داگر را مخترع فن عكاسي مي‏دانند، ولي حقيقت امر اين است كه مقدمات پيدايش اين اختراع از مدت‏ها قبل آماده شده بود و افراد بسياري در اين راه كوشش كرده بودند. با اين حال در سال‏هاي پس از آن، اين فن به سرعت پيشرفت كرد و روش‏هاي عكاسي آسان و سريع، ايجاد شد. لويي ژاك داگر سرانجام در دوم ژوئيه 1851م در شصت ودو سالگي درگذشت.
    13) درگذشت "آنتوان چِخوف" داستان‏سرا و نويسنده شهير روسي (1904م): آنتوان پاولوويچ چخوف نويسنده و داستان سراي نامدار روسي در 17 ژانويه سال 1860م در خانواده‏اي فقير در روسيه به دنيا آمد. وي تحصيلات خود را در رشته پزشكي به پايان رساند و مدت كوتاهي نيز به طبابت پرداخت. ولي با استعداد و علاقه‏اي كه به نوشتن داشت، از حرفه خود دست كشيد و كار نويسندگي را دنبال كرد. چخوف در مدت كوتاهي، آثار متعددي به نگارش درآورد و به شهرت دست يافت. او در جواني به مرض سل دچار شد و تا پايان عمر، از اين بيماري در رنج بود. از اين‏رو به توصيه پزشكان، به جنوب فرانسه رفت و به نوشتن نمايش‏نامه و داستان‏هاي كوتاه سرگرم شد. در مورد آثار چخوف بايد گفت كه نوآوري‏هاي صوري و موضوعي او در هنر داستان‏پردازي، اصول و سنن ادبي را دگرگون كرد. با آن‏كه قسمت اعظم آثار چخوف به صورت داستان‏هاي منثور است، با اين حالْ وي نمايش‏نامه‏نويس چيره‏دستي بود و مهم‏ترين داستان كوتاه‏نويس همه اعصار به شمار مي‏رفت. چخوف در صنعت ايجاز و هنرِ داستان‏نويسي داراي قدرتي شگرف بود و در خلق شخصيت‏هاي جالب، مهارتي بسزا داشت. او بشردوستي و نيك نفسي و خدمت به مردم را نيز وظيفه هر انسان شرافت‏مند مي‏دانست و به طرزي گيرا و دل‏انگيز، اين علاقه شديدِ انسان دوستي در آثارش به چشم مي‏خورد. آثار متعدد ومتنوع اين نويسنده بزرگ روس، پر از لطف و زيبايى و نيز آميخته با هزل و طنز مي‏باشد. چخوف خواننده را در عين حال كه مي‏خنداند، به فكر و دقت نيز وا مي‏دارد و معايب اجتماعي را در نظرش جلوه‏گر مي‏سازد. فاجعه در شكارگاه، دهقانان، دكتر بي‏مريض، مرد زود رنج، باغ آلبالو و سه خواهر از جمله آثار مشهور اوست. آنتوان چخوف سرانجام در دوم ژوئيه 1904م در حالي كه بيش از 44 سال از عمرش نمي‏گذشت، در اوج شهرت و محبوبيت بر اثر مرض سل درگذشت.
    14) وحدت ويتنام شمالي وجنوبي پس از بيست سال جدايي (1976م): پس از خروج نيروهاي استعمارگر فرانسوي از ويتنام و تقسيم ويتنام به دو قسمت شمالي و جنوبي، طي سلسله حوادثي جنگ خونين بين ويتنام جنوبي همراه با حمايت همه جانبه امريكا با ويتنام شمالي تحت حمايت كمونيست‏ها درگرفت كه بيش از يك دهه قتل و غارت و كشتار صدها هزار نفر از مردم غيرنظامي ويتنام را به دنبال آورد. هم‏چنين ورود مستقيم نيروهاي نظامي امريكا به ويتنام باعث شد تا ماهيت تجاوزكارانه سياست امريكا آشكار شود و افكار عمومي جهان را عليه دولت امريكا بسيج نمايد. امريكا كه طي زمان دريافته بود در ويتنام كاري از دستش ساخته نيست، سعي مي‏كرد به هر طريق ممكن از منطقه خارج شود. در نهايت، نيروهاي اشغال‏گر امريكايى تحت فشار شديد افكار عمومي و بدون اخذ نتيجه‏اي از جنگ ويتنام و با تحمل تلفات فراوان، در سال 1973م از ويتنام خارج شدند و دولت سايگون، پايتخت ويتنام جنوبي، در 30 آوريل 1975م، سرنگون شد. بدين ترتيب ملت ويتنام پس از چند صد سال مبارزه با چيني‏ها، فرانسوي‏ها، ژاپني‏ها و امريكايى‏ها سرانجام از يوغ استعمار آزاد شد و مردم ويتنام در اول قدم، خواستار اتحاد دو قسمت شدند. در ابتدا تصميم گرفته شد به جاي متحد كردن دو ويتنام، دولت انقلابي موقت كه از سال 1968م اعلام موجوديت كرده بود به اداره قسمت جنوبي كشور به طور مستقل ادامه دهد. اما اين امر تحقق نيافت و درگيري‏هايى بين طرفداران كمونيست‏ها در شمال با حكومت سرمايه‏داري در جنوب روي داد و حركت‏هاي وسيعي نيز براي مصادره سرمايه‏هاي خارجي انجام گرفت. طي اين مدت كه به دوره انتقالي معروف گرديد، برنامه بازسازي ارتش و نظام اداري نيز در اولويت واقع شد. در نهايت در جريان كنفرانس اتحاد دو ويتنام در نوامبر 1975م تصميم گرفته شد تا ويتنام جنوبي و شمالي در هم ادغام شوند. سرانجام در دوم ژوئيه 1976م ويتنام شمالي و جنوبي پس از بيش از بيست سال جدايي، اتحاد خود را عنوان كرده و استقرار رژيم جمهوري سوسياليستي ويتنام به پايتختي هانويْ اعلام گرديد.
    15) وقوع فاجعه "تونلِ مِنا" در عربستان (1990م)
    16) تولد خوان آنتونیو باردم (2002-1922) کارگردان اسپانیایی
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  5. #135
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    12 تیر 1389 / 20 رجب 1431 / 3 جولای 2010


    1) 12 تير سال 1320 هجري قمري : علامه شيخ ابوعبدالله زنجاني مؤلف و از استادان بر جسته دانشگاه تهران بدرود حيات گفت. ايشان تحصيلات خود را تا درجه اجتهاد در نجف سپري كرد و در زادگاهش زنجان به تدريس و تأليف پرداخت. او از سال 1314 شمسي استاد دانشگاه تهران شد و در تاريخ و فلسفه و اخلاق تدريس كرد. بيشترين شهرت وي به سبب تأليف كتاب نفيس تاريخ القرآن مي باشد. اصل اين كتاب به زبان عربي است و ابوالقاسم سحاب آن را به زبان فارسي برگردانده و استاد احمد امين دانشمند مصري مقدمه اي خواندني بر اين اثر گرانبها نگاشته است . آيت الله زنجاني نخستين دانشمند ايراني بشمار مي رود كه به عضويت فرهنگستان دمشق انتخاب شد و در مراسمي كه به همين مناسبت برگزار گرديد رساله اي درباره شخصيت علمي ملاصدرا شيرازي ارائه نمود.
    2) 12 تير ماه سال 1367 هجري شمسي : يك فروند هواپيماي مسافربري ايران بر فراز آبهاي خليج فارس مورد هجوم ناوگان متجاوز آمريكا قرار گرفت و سقوط كرد. هواپيماي مزبور حامل 298 مسافر و خدمه بود كه با اصابت موشكهاي آمريكايي همه آنها به شهادت رسيدند. استكبار جهاني بويژه آمريكا بارها اقدام به عمليات تجاوز كارانه عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران كرده بود اما اين جنايت از غير انساني ترين برخوردها و مقابله ها با ايران اسلامي به شمار مي رفت . طوري كه امام خميني (رحمة الله علیه) در اين باره فرمودند : جنگ ما جنگ مكتب ما است عليه تمامي ظلم وجور ، جنگ ما جنگ اسلام است عليه تمام نا برابري هاي دنياي سرمايه داري و كمونيزم ، جنگ ما جنگ پابرهنگي عليه خوشگذرانيها مرفهين و حاكمان بي دين وبي درد كشورهاي اسلامي است . اين جنگ سلاح نمي شناسد اين جنگ محصور در مرز و بوم نيست اين جنگ خانه و كاشانه . شكست و تلخي ، كمبود وفقر و گرسنگي نمي داند. اين جنگ جنگ ارزشهاي اقتصادي انقلاب عليه دنياي كشف زر و پول وخوشگذراني است.
    3) قتل "ميرزاده عشقي" شاعر و روزنامه‏نگار آزادي‏خواه (1303 ش): محمدرضا كردستاني معروف به ميرزاده عشقي در سال 1272 ش درهمدان به دنيا آمد و در زادگاه خود به آموختن ادب و شعر پرداخت. ذوق و احساسات ادبي او آميخته با احساسات وطن‏پرستي، آزادي خواهي و اصلاح‏طلبي بود و در اين راه جسارت، از خود گذشتگي و بي‏باكي فراواني نشان داد. عشقي در دوران جنگ جهاني اول، به كشور عثماني رفت و در مدرسه دارالفنون آنجا تحصيل كرد. او هنگام رياست وزرايي وثوق الدوله، با قرارداد 1919 مخالفت كرد و مدتي زنداني شد. وي سپس درتهران، روزنامه قرن بيستم را كه حاوي مقالات و اشعار تندِ ضد هيئت حاكمه بود انتشار داد. عشقي در شماره اول اين روزنامه، كاريكاتورها، اشعار و مقالات تندي مبني بر هزل جمهوري و جمهوري خواهان اختصاص داد كه بلافاصله از طرف شهرباني، شماره‏هاي آن، جمع و سانسور شد و خود ميرزاده هم ظاهراً به سبب همين مقالات، در 12 تير 1303 ش به دست دو ناشناس در 31 سالگي كشته شد و جسدش را در ابن‏بابويه در ري به خاك سپردند. ميرزاده عشقي با آنكه از جوانان آزادي‏خواه و طرفدار رژيم جمهوري واقعي بود، مع هذا با اين جمهوري مصنوعي كه توسط رضاخان قلدر به ايرانيان تحميل مي‏شد، سخت مخالفت مي‏كرد.تابلوهاي ايده آل و كفن سياه از جمله آثار اوست كه شامل انتقاد از اوضاع اجتماعي ايران مي‏باشد.
    4) رحلت مرزبان حريم تشيع، علامه شيخ "عبدالحسين اميني" صاحب كتاب "الغدير" (1349ش): علامه شيخ عبدالحسين اميني در سال 1281ش (1320ق) در تبريز زاده شد. پس از فراگيري مقدمات علوم حوزوي در تبريز، راهي نجف اشرف شد و از محضر آيات عظام سيدابوتراب خوانساري و سيدمحمد فيروزآبادي فيض برد. ايشان در دوران جواني به كسب درجه اجتهاد نائل آمد و اين اجازه با تأييد و دستخط مراجع بزرگوار و آيات عظام سيدابوالحسن اصفهاني، ميرزاي ناييني، حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي و شيخ محمدحسين كمپاني اصفهاني همراه بود. وي پس از تكميل تحصيلات، به تأليف كتاب روي آورد و در ابتدا كتاب شهداءالفضيله، شرح حالي از 130 تن از علماي دين را به رشته تحرير در آورد و پس از آن خود را براي نگارش كتاب عظيم الغدير مهيا ساخت. اين كتاب بزرگترين و ارزشمندترين اثر علامه اميني است. ايشان بيشتر اوقات خود را صرف تحقيق و نگارش اين كتاب گرانسنگ نمود و خود آن بزرگوار در اين‏باره مي‏گويد: "هرگاه پشت ميز مي‏نشستم كه الغدير را بنويسم مثل اينكه حضرت علي(علیه السلام) را در كنار ميز مي‏ديدم كه مطالب را به من ديكته مي‏فرمود". علامه اميني براي يافتن مدارك معتبر درباره حديث غدير و ساير مطالب مربوط به اهل‏بيت(علیهم السلام)، بارها به كشورهاي مختلف سفر كرد و ده‏هزار كتاب را مطالعه نمود. اين عالمِ محقق هم‏چنين كتابخانه‏اي با 42 هزار كتاب در نجف اشرف با نام كتابخانه اميرالمؤمنين(علیه السلام) تاسيس كرد و به همراه جمعي از ياران و با نسخه‏برداري از كتب ناياب و منحصر به فردِ اسلامي، گنجينه نفيسي از آثار مذهبي را جمع‏آوري نمود. سرانجام علامه اميني، اين عالم رباني و رضواني در دوازدهم تيرماه 1349 ش برابر با 28 ربيع‏الثاني 1390 ق در هفتاد سالگي بدرود حيات گفت و در كتابخانه‏اش به خاك سپرده شد.
    5) نبرد "يرموك" بين مجاهدان مسلمان و سپاه روم(13 ق) : در اين جنگ، روميان سپاه عظيمي را فراهم كرده و در مقابل مسلمانان قرار داده بودند. سرانجام با جان‏فشاني سربازان اسلام، اين جنگ به سود مسلمانان خاتمه يافت و بيش از ده هزار نفر از روميان به هلاكت رسيدند و حدود سه هزار نفر از مسلمانان شهيد شدند. نقل مي‏كنند ابوسفيان در اين جنگ شركت كرده بود و وقتي كه روميان غلبه مي‏كردند مي‏گفت آفرين بر "بني الاصفر" يعني روميان.
    6) كشف فلز نيكل (1751م)
    7) تولد "فرانتيس كافكا" نويسنده بزرگ چك (1883م): فرانتس كافكا نويسنده معروف چك، در سوم ژوئيه 1883م در خانواده‏اي يهودي در پراگ پايتخت اين كشور به دنيا آمد. پدرش تاجر خشن و سخت‏گيري بود و كافكا از كودكي از او وحشت داشت. كافكا پس از اتمام تحصيلات مقدماتي از دانشگاه پراگ دكتراي حقوق گرفت و پس از آنكه مدتي به كارهاي حقوقي مشغول بود راهي پاريس شد. زندگي گذشته كافكا به شدت او را رنج مي‏داد و نفرت عجيبي او را در خود فرو مي‏برد، به طوري كه با كمتر كسي دوستي داشت و بدبيني خاصي به مردم پيدا كرده بود. همان زمان كه دانشجويى بيش نبود، مطالعه آثار ادبي نويسندگان بزرگ را آغاز نمود و با برخي از نويسندگان عصر آشنايى يافت. وي در طي سال‏هاي بعد آثار متعددي به نگارش درآورد و به شهرت رسيد. در همه آثار كافكا، زندگي و خصوصيت‏هاي روحيش منعكس است، حتي هنگامي كه قهرمان داستان، جانوران باشند. كافكا نويسنده بزرگي است كه عده‏اي به خاطر پيشگويى‏هايش به وي لقب پيامبر داده‏اند. اين پيشگويى‏ها به ويژه در سال 1945م يعني بيش از بيست سال پس از مرگ كافكا، بسياري از روشن‏فكران را به حيرت انداخت. كافكا جنبه‏هاي انكارآميز و منفي عصر خود و حتي عصر بعد از خود را در وجود خويش ارائه مي‏دهد. در آثار كافكا دنيايى از پوچي، تناقض، بي‏هدفي وسرشار از اميدهاي واهي به چشم مي‏خورد. مسائل خاص كافكا، از ميان اشاره‏ها، كنايه‏ها و تمثيل‏هايى به دست مي‏آيد كه با احساس ظريفي از طنز آميخته است. آنچه در زندگي عادي به چشم ما امري طبيعي جلوه مي‏كند، در نوشته‏هاي كافكا به صورتي مضحك و پوچ، نمايان مي‏گردد. شيوه بيان كافكا به طور برجسته از روشني و صراحت برخوردار است و به وسيله آن، تلاش آدمي را بر ضد قدرتي بي‏نام و نشان اما مداوم و حاضر در همه جا نشان مي‏دهد، قدرتي كه سرنوشت را تعيين و با هرگونه اقدام بشري مخالفت مي‏كند. وي در اواخر عمر به دليل بيماري، گوشه‏گيري اختيار كرد هرچند كه در تنهايى بر وسعت فرهنگ خود افزود. كافكا در آخرين لحظات زندگي وصيت كرد كه همه آثارش را بسوزانند تا در گمنامي بميرد ولي هم اكنون همه، كافكا را با آثار مهمي هم‏چون قصر، ديوار چين، گروه محكومين، مسخ و طبيب دهكده، مي‏شناسند. كافكا سرانجام در 3 ژوئن 1924م در 41 سالگي بر اثر ابتلا به سل درگذشت. كافكا تا 30 سال پس از مرگ، بر نسل بعد از جنگ جهاني دوم نيز، نفوذ شديدي داشت.
    8) مرگ "تئودور هِرْتْزِل" پايه‏گذار جنبش جهاني صهيونيسم (1904م): تئودور هِرْتْزِل پايه‏گذار جنبش جهاني صهيونيسم در سال 1860م در خانواده‏اي يهودي در شهر بوداپِستِ مجارستان به دنيا آمد و پس از مدتي به اتريش رفت. در اين كشور به تدريجْ انديشه گردآوري يهوديان در يك سرزمين با حكومتي مستقل در وي قوت گرفت. بر همين اساس كتاب دولت يهود را در سال 1895م نگاشت و انديشه صهيونيسم را كه بر توسعه‏طلبي و برتري نژادي استوار است مطرح كرد. هِرْتْزِل و همفكرانش براي تحقق اهداف جنبش صهيونيسم در سال 1897، كنگره‏اي را در شهر بالِ سوئيس برگزار نمودند و در آن، سازمان جهاني صهيونيسم را پايه‏گذاري كردند. در جريان اين كنگره، نخستين خطوط و عجيب‏ترين و شوم‏ترينِ نوع سلطه استعمارگران در تاريخ نوين توسط كساني كه اصلاً فلسطين را نديده و به آن پا نگذاشته بودند، تدوين شد. اين سازمانْ جهت فعاليت‏هاي خود مؤسسات مالي به راه انداخت و صندوق ملي يهود براي خريد اراضي در فلسطين و صندوق اعتبارات استعمارگري يهود براي تأمين هزينه‏هاي شهرك سازي را تأسيس كرد. هرتزل براي تحقق هدف نامشروع صهيونيست‏ها مبني بر غصب فلسطين، تلاش كرد نظر موافقِ دولت عثماني را به دست آوَرَد. اما با مخالفت دولت عثماني، در تحقق اهداف خود ناكام ماند. وي برنامه خود را بر پايه دو نكته استوار ساخت. مهاجرت گسترده و دامنه‏دار و به دست آوردن سرزميني كه يهوديان در آن آزاد باشند. هِرْتْزِل تصريح مي‏نمود كه ترجيح مي‏دهد فلسطين را با قتل و خون‏ريزي به دست آورد. تئودور هرتزل سرانجام در 3 ژوئيه 1904 در 44 سالگي درگذشت اما افكار او، نقش مهمي در پايه‏گذاري رژيم نامشروع و نژادپرست صهيونيستي بر جاي نهاد. در حقيقت همان‏گونه كه خود گفته بود، در جريان برگزاري كنگره، بنيان دولت يهود را گذارد. طرح چنين دولتي در ملاقات هرتزل با مقامات انگليسي به موافقت آن‏ها انجاميده بود. هرتْزِل، صهيونيسم را از يك واژه مذهبي به يك استراتژي بلند مدت سياسي تبديل نمود و با طرح لزوم ايجاد يك دولت ملي يهود در فلسطين، عقيده ديرينه و سنتي يهوديان مبني بر انتظار ظهور يك پيامبر منجي و ايجاد دولت الهي در ارض موعود، زير پا گذاشت. زيرا او خواستار دولتي سكولار كه در آن دين از سياست جدا باشد، بود. او معتقد بود با وجود فشارهاي خارجي، يهوديان مجبورند ايجاد يك دولت ملي در فلسطين را بپذيرند و زندگي آرامي را در آنجا سپري كنند.
    9) درگذشت "ناظم حكمت" اديب شهير ترك و پرچمدار ادبيات نوين تركيه (1963م): ناظم حكمت اديب معروف ترك و پيشگام شعر نوين تركيه در 14 اكتبر 1902م در اين كشور به دنيا آمد. وي در نخستين سال‏هاي جواني وارد مدرسه نظامي نيروي دريايى شد، اما در پي اشغال استانبول توسط نيروهاي متفقين در جريان جنگ جهاني اول، آنجا را ترك كرد و در شرق تركيه به كار تدريس پرداخت. ناظم حكمت در سال 1922م وارد دانشگاه بين‏المللي شرق در مسكو شد و در رشته علوم سياسي تحصيل كرد. وي در اين دوران و پس از آن، به نويسندگي روي آورد و در سال 1929م اولين كتاب شعر خود را با عنوان 835سطر منتشر نمود. ناظم حكمت در اين كتاب، براي ادبيات تركيه، قالبي كاملا نو به ارمغان آورد چرا كه در اين اشعار، وي آهنگ موسيقي شعر قديم را با كلام ساده زبان مردم در هم آميخته و سبك تازه‏اي را در شعر ترك به وجود آورد. مهم‏ترين خصيصه ناظم حكمت در اين است كه در عين بهره‏مندي از امكانات كلام و موسيقي شعر قديم، سعي داشت آن را در خدمت مبارزه و روشن‏فكري به كار ببرد. شعر او چونان پتكي است كه بر گُرده زورگويان و امپرياليسم جهاني فرود مي‏آيد. او به قدري حرف براي گفتن داشت كه نمي‏توانست در قيد و بند قافيه و رديف و وزن‏هاي معمول شعر قديم بماند. از اين رو آنها را به كناري نهاد و به صورت آزاد و نثرگونه، شعر مي‏سرود. ناظم حكمت كه در اشعار خود به شدت با حكومت نظامي تركيه مخالفت مي‏كرد، در سال 1938م به اتهام شركت در كودتاي نظامي دستگير و به 35 سال زندان محكوم گرديد. وي پس از 12 سال زندان، با تلاش‏هاي بين‏المللي آزاد شد و بعد از اينكه دولت تركيه او را به خدمت نظام وظيفه در جبهه جنگ كره فراخواند، شبانه به شوروي سابق گريخت. ناظم حكمت در شوروي و ساير كشورهاي اروپايى، تعداد فراواني شعر و نمايش‏نامه نوشت كه همه در تبليغ مرام كمونيسم بود. وي در شوروي، بسياري از فنون شاعران انقلابي آن سامان را تقليد كرد و با مركز قراردادن مسائل مربوط به كمونيسم در زندگي ادبي و سياسي خود، اين مسائل را در شعرْ به صورتي تغزلي بيان كرد. ناظم حكمت در اشعار خود مسائلي همانند عدالت اجتماعي، ادراك انساني، موضوعات ضد فاشيسم و سرمايه‏داري، وصف‏هاي تغزّلي و غم‏انگيز از فقر در تركيه و... را مطرح كرده است. ناظم حكمت سرانجام پس از سيزده سال دوري از وطن، در سوم ژوئيه 1963م در 63 سالگي درگذشت و در مسكو به خاك سپرده شد. كمتر شاعري در طول تاريخ شعر تركيه هم‏چون ناظم حكمت از چنين نفوذ سياسي برخوردار بوده و چنين شهرت جهاني به دست آورده است. در حقيقت ناظم حكمت اولين شاعر تُرك است كه آثارش به بيشتر زبان‏ها ترجمه شده و پس از مرگش قسمت وسيعي از آنها در تركيه انتشار يافته و در فهرست كتاب‏هاي پرخواننده قرار گرفته است. او در زبان مادري، متبحّر و در صنايع شعر، استادي توانا بوده و توانسته است اصول عقايد پيشرفته را با تغزّلي وسيع و لطيف در شعر سازش دهد و گاه آن را به اوج شعر رمانتيك برساند. نفوذ ناظم حكمت بر شاعران معاصر ترك، به ويژه آنان كه به اصول سوسياليسم معتقد بودند، انكارناپذير است. نگاهي به ديوان‏هاي او، اين نظر را تاييد مي‏كند كه وي قابل مقايسه با بزرگ‏ترين شاعران قرن بيستم است. از آثار متعدد ناظم حكمت، برخي از آنها از قبيل آخرين شعرهاي ناظم حكمت، سه منظومه، جمجمه و فرهاد و شيرين، به فارسي نيز ترجمه شده‏اند.
    10) مرگ "آندره گروميكو" سياست مدار بلند پايه اتحاد جماهير شوروي سابق (1989م): آندره آندروويچ گروميكو، معمار سياست خارجي اتحاد جماهير شوروي سابق، در ششم ژوئيه 1909م در جمهوري بلاروس به دنيا آمد. وي پس از اتمام تحصيلات خود، در 25 سالگي و در دوران زمام‏داري استالين، در وزارت خارجه شوروي استخدام شد. او در طي ساليان متعدد، مدارج ترقي را در پست‏هاي دولتي و حزب كمونيست پيمود و به سياست‏مداري كهنه كار تبديل شد. او از ياران وفادار حزب حاكم در هر دوره به شمار مي‏رفت و مورد اعتماد رهبران شوروي بود. گروميكو به مدت نيم قرنْ مقام بلندپايه اتحاد جماهير شوروي بود و همواره در جزر ومدّ روابط شرق و غرب از نزديك دخالت داشت. او بعد از انقلاب روسيه، مشاور عالي رتبه همه رهبران شوروي به جز لنين بود و هرگز از خط سنتي كمونيسم تخطّي نكرد. زماني كه رونالد ريگان يك هنرپيشه جوان فيلم‏هاي هاليوود بود و گورباچف يك پسر بچه پانزده ساله و محصل، گروميكو به كار تهيه منشور سازمان ملل اشتغال داشت و در تمام كنفرانس‏هاي مربوط به تشكيل اين سازمان، حضور فعالي از خود نشان داد. گروميكو 58 سال عضو حزب كمونيست شوروي، 37 سال عضو كميته مركزي حزب، 16 سال عضو دفتر سياسي، 28 سال وزير امور خارجه و 3 سال رئيس جمهور اتحاد جماهير شوروي بود. با روي كار آمدن گورباچف، گروميكو نيز همانند بسياري ديگر از كهنسالان و افراد با سابقه حزب كمونيست شوروي سابق، به تدريج از صحنه سياسي كشور، كه سال‏ها در آن فعال بود، كنار نهاده شد. گروميكو در حالي به حاشيه رانده شد كه قبل از آن، سه سال رياست جمهوري شوروي را در دست داشت، هرچند اين مقام نيز به سمتي تشريفاتي تبديل گرديده بود. آندره گروميكو سرانجام در سوم ژوئيه 1989م پس از هشتاد سال زندگي پرماجرا، درگذشت.
    11) روز ملي روسيه سفيد (بلاروس): روسيه سفيد با بيش از 207 هزار كيلومتر مربع مساحت، در همسايگي كشورهاي روسيه، اوكراين، لهستان، ليتواني و لتوني واقع است. جمعيت آن بيش از 10 ميليون نفر بوده كه ملّيت روسي داشته و سفيدپوست هستند. پايتخت اين كشور، مينسْكْ و واحد پول آن روبل مي‏باشد. بيش از 40% مردم روسيه سفيد مسيحي بوده و ارتدوكس هستند. مردم روسيه سفيد به دو زبان رسمي بلاروسي و روسي صحبت مي‏كنند. پيش بيني مي‏شود كه جمعيت اين كشور تا سال 2025م رو به كاهش رفته و در حدود 9/5 ميليون نفر گردد. از شهرهاي مهم روسيه سفيد ، هوميل ، بِرِست و هرودنا مي‏باشد. نظام سياسي حاكم بر روسيه سفيد جمهوري است. اين كشور داراي دو روز ملّي مي‏باشد يكي 27 ژوئيه كه حق حاكميت ملّي روسيه سفيد رسماً اعلام شد و ديگري سوم ژوئيه است. (ر.ك: 25 اوت)
    12) تولد کن راسل (1927) فیلم ساز انگلیسی
    13) ثبت اختراع ماشین حروفچینی (لینوتایپ) توسط اتمار مرگتالر (1886)
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  6. #136
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    13 تیر 1389 / 21 رجب 1431 / 4 جولای 2010



    1) 13 تيرماه سال 1350 هجري قمري : دكتر محمد معين استاد كم نظير زبان و ادبيات فارسي پس از سالها تلاش صادقانه در امر فرهنگ و ادب پارسي بدرود حيات گفت. وي نخستين ايراني بود كه موفق به اخذ درجه دكتري در رشته زبان و ادبيات فارسي شد. او در سال 1293 شمسي در رشت و در خانواده اي روحاني به دنيا آمد ؛ و پس از مرگ پدرش تحت سرپرستي پدر بزرگ خود قرار گرفت . ايشان در اوان جواني صرف، نحو وبعضي از علوم را آموخت و پس از اتمام تحصيلاتش در دارالفنون به دانشكده ادبيات و دانشسراي عالي راه يافت و در رشته هاي ادبيات ، فلسفه ؛ و علوم تربيتي فارغ التحصيل شد. آنگاه از طريق مكاتبه با مؤسسات روانشناسي بلژيك ، روانشناسي علمي و رشته هاي خط شناسي ، چهره شناسي و مغز شناسي را آموخت. و در اين هنگام دوره دكتراي خود را نيز به پايان رساند . دكتر معين از سال 1325شمسي سال آغاز طبع و نشرلغنامه دهخدا از سوي علامه دهخدا در اين مؤسسه مشغول به فاليت شد. عمده ترين آثار اين اديب بزرگ بارها از سوي دانشگاه و مجامع علمي و ادبي و معتبر جهان موفق به اخذ جوايز ارزنده گرديد ، ستاره هاي ناهيد ، داستان خرداد و مرداد ، حكمت اشراق و فرهنگ ايران ،آئينه اسكندر ودوره كامل فرهنگ فارسي مي باشند. همنچنين تصحيح و حواشي بر كتابهاي چهار مقاله نظامي ؛ جامع الحكمتين ناصر خسرو ، دانشنامه علايي ابن سينا و ترجمه كتب روانشناسي تربيتي و تاريخ ايران اثر گير شمن از ديگر آثار ارزشمند استاد معين مي باشند . مقبره دكتر معين استاد گرانقدر ايراني در آستانه اشرفيه واقع است .
    2) 13 تير سال 1359 هجري شمسي : دولت استكبار آمريكا به تلا في شكستهاي پي رد پي سياسي و نظامي در مقابله با جمهوري اسلامي ايران كليه دارايي هاي ايران را در بانكهاي آمريكا توقيف كرد . اين عمل به دستور جيمي كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا انجام شد .
    3) تبعيد دسته جمعي علماي بزرگ شيعه از عتبات عالياتِ عراق به ايران (1302 ق); پس از پايان جنگ جهاني اول و تسلط انگلستان بر امور كشور عراق، علماي نجف طي فتواهايي، حضور آنان را محكوم كرده و عليه انتخابات فرمايشي عراق كه تحت نظر انگليس بود، احكامي صادر كردند. اين عمل آنان با خشم مقامات انگليسي مواجه شد از اينرو با اصرار استعمارگران، حاكمان عراق دستور تبعيد علماي بين النهرين به ايران را صادر كردند. آيات عظام سيد ابوالحسن اصفهاني، ميرزا حسين ناييني، و سي تن ديگر از بزرگان ديني، از جمله علماي تبعيد شده بودند. دولت ايران به محض اطلاع از اين موضوع، فوراً دست به اقدام زد و ساير ماموران دولتي موظف شدند ازعلما به وضع شايسته‏اي استقبال و تجليل نمايند و آنچه لازمه احترام و بزرگداشت است درباره آنان اجرا كنند. اين تبعيد، واكنش شديد علماي ايران را دربرداشت و تجمعات اعتراض‏آميزي در تهران و شهرستان‏ها بر پا گرديد. پس از مدتي علماي تبعيدي وارد قم شده و مورد استقبال گرم مردم و روحانيون قرار گرفتند. دولت ايران به اين هتك حرمت نسبت به فقها اعتراض كرد و از دولت عراق خواست به هر نحو ممكن، از آنان اعاده حيثيت شود. درنتيجه، حكومت عراق، نمايندگان ويژه‏اي را به تهران فرستاد تا درباره بازگشت آقايان مراجع مذاكره كنند وقرار شد هركدام كه مايل بودند بدون قيد و شرط به عراق برگردند. سرانجام اين بازگشت به وضع آبرومندي انجام گرفت.
    4) امضاي عهدنامه بين ايران و عراق در مورد اختلافات مرزي دو كشور، تحت فشار انگلستان (1316 ش): اختلافات مرزي درباره اروندرود از سال‏ها قبل مورد منازعه دو كشور ايران و عراق بود. از اين رو در سال 1311 ش با سفر مقامات بلند پايه عراق به ايران، قرار بر رفع اين اختلافات گرديد ولي با كارشكني‏هاي پنهان استعمار بريتانيا اين مذاكرات به نتيجه مطلوب دست نيافت. در اين حال، عراق در سال 1313 ش رسماً به جامعه ملل شكايت كرد و ايران را به ناديده انگاشتن تعهدات مرزي متهم نمود. اين شكايت، اختلافات دو كشور را افزايش داد و اين مسأله براي نخستين بار به ارگان‏هاي بين‏المللي كشيده شد. در همين اوضاع كه جو تشنج بالا گرفته بود، وزير خارجه عراق در سال 1314 براي مذاكرات پيرامون حل اختلافات مرزي وارد تهران شد و اعلام كرد كه آماده‏اند تا مرز رسمي دو كشور را به رسميت بشناسند. ايراني‏ها نيز كه تحت فشار مستقيم و غير مستقيم دولتمردان انگليسي براي رفع اختلافات خود با عراق و تشكيل يك جبهه مشترك براي جلوگيري از نفوذ شوروي به خاورميانه قرار گرفته بودند به ناچار با اين درخواست موافقت كردند. در نتيجه، عراق شكايت خود را رسماً از جامعه ملل پس گرفت. سرانجام در تاريخ 13 تيرماه 1316 ش (4 ژوئيه 1937 م) عهدنامه‏اي ميان ايران و عراق زير فشار و نفوذ انگلستان به امضا رسيد كه درجهت منافع انگلستان در منطقه بود. اين عهدنامه در اسفند آن سال در مجالس دو كشور تصويب و در سي‏ام خرداد سال 1317، اسناد آن در بغداد ميان وزراي خارجه دو كشور مبادله شد. مدتي پس از امضاي اين عهدنامه، باز هم اختلافات دو كشور ادامه يافت تا اينكه در حدود چهل سال بعد نيز قرارداد 1353 ش برابر با 1975 الجزاير بين دو طرف به امضا رسيد.
    5) روز مبارزه با بيماري‏هاي قابل انتقال بين انسان و حيوان
    6) روز ملي و استقلال "ايالات متحده امريكا" از انگلستان (1776م) : كشور جمهوري فدرال ايالات متحده امريكا با 9/363/364 كيلومتر مربع وسعت در قاره امريكاي شمالي و در كنار اقيانوس آرام و اطلس قرار دارد. پايتخت امريكا، واشينگتن دي سي و شهرهاي مهم آن، نيويورك، لس‏آنجلس، شيكاگو، ديترويت و فيلادلفيا مي‏باشند. جمعيت امريكا حدود 278 ميليون و پانصدهزار نفر مي‏باشد. پيش‏بيني مي‏شود جمعيت امريكا تا سال 2025 در حدود 326 ميليون نفر گردد. واحد پول اين كشور دلار و زبان رسمي آنها انگليسي است. سرزمين امريكا طي هزاران سال، محل زندگي سرخ‏پوستان بود تا اين كه پس از كشف اين سرزمين در اواخر قرن پانزدهم، كشورهاي مختلف اروپايى هر كدام قسمتي از امريكا را تصرف كردند. با مهاجرت بيشتر اروپاييان، ميليون‏ها برده افريقايى نيز براي كار در مزارع و كارخانه‏ها به امريكا آورده شدند. از اوايل قرن هجدهم، نهضت استقلال‏طلبي در امريكا آغاز شد و مهاجرنشينان با كمك نيروهاي انگليسي، سربازان فرانسوي را از امريكا بيرون راندند. پس از اين پيروزي، مهاجران به مخالفت با انگليسي‏ها برخاسته و در سال 1775م جنگ دو طرف آغاز شد. اين جنگ علي رغم اعلام استقلال امريكا در 4 ژوئيه 1776م همچنان ادامه يافت تا اين كه در سال 1778 به شكست انگليس و استقلال نهايى امريكا منجر شد. پس از آنكه با اتحاد ميان 13 ايالت مهاجرنشين، كشور ايالات متحده امريكا پا به عرصه جغرافياي سياسي گذاشت، دست‏يابي و تسلط بر تمامي مناطق حد فاصل اقيانوس اطلس و اقيانوس آرام در برنامه هيأت حاكمه اين كشور قرار گرفت. براين اساس به وسيله تهديد، تطميع، معامله، تصرف و خريد، ساير مناطق موجود، تحت سيطره امريكا درآمد و در اين راه بسياري از بوميان محلي و نيز سرخ‏پوستانِ اين مناطق، قرباني اهداف استكباري دولت مرداني شدند كه در راه تشكيل امپراتوريِ خود، از هيچ جنايتي روي‏گردان نبودند. به اين ترتيب در فاصله يك قرن، تعداد ايالات از 13 به 50 ايالت افزايش يافت. بر اساس قانونِ اساسي، هر يك از ايالت‏ها در قلمرو خود داراي استقلال داخلي هستند، گرچه در سال‏هاي اخير حدود و اختيارات دولت فدرال افزايش يافته است. دولت امريكا در ابتدا به مسائل داخلي پرداخت و سپس بر اساس دكترين مونروئه در نيمه نخست قرن نوزدهم، به دول اروپايى در مورد دخالت احتمالي در امور داخلي قاره امريكا هشدار داد. اين سياستِ انزواطلبي در پايان جنگ جهاني دوم و از نيمه قرن بيستم كنار گذاشته شد و اين كشور به عنوان يكي از دو قدرت برتر جهان وارد عرصه بين‏المللي گرديد و دوران جنگ سرد را شكل بخشيد. اگرچه در اين مقطع، رويارويى شرق و غرب به جنگ مستقيم امريكا و شوروي منجر نشد، اما دامنه دخالت‏هاي امريكا در امور داخلي كشورها و حضور تجاوزكارانه اين كشور، از جنوب شرق آسيا تا جنوب افريقا و از منطقه خاورميانه تا امريكاي جنوبي، بيش از ده كشور را در برمي‏گرفت. دخالت نظامي در كره، آنگولا، گرانادا، ويتنام و... نمونه‏هايى از عملكرد امريكا در دوره جنگ سرد است. اما اين دورانِ 45 ساله با فروپاشي شوروي خاتمه يافت و پس از آن امريكا با اعلام نظم نوين جهاني به عنوان قدرت واحد جهاني به تحكيم موقعيت خود پرداخت و در فاصله زماني حدود 10 سال، به 10 كشور جهان لشكركشي نمود. عملياتِ نظامي در هائيتي، سومالي، پاناما، عراق و افغانستان و دخالت‏هاي بي‏شمار آشكار و پنهان اين كشور نشان دهنده جهت‏گيري جديد و روش مداخله‏جويانه امريكاست.
    7) مرگ "توماس جِفِرسون" متفكر و رئيس جمهور امريكا (1826م): توماس جِفِرسون، سومين رئيس جمور امريكا، در 13 آوريل 1743م در ايالت ويرجينيا به دنيا آمد. وي پس از طي تحصيلات خود، ابتدا به عنوان وكيل به خدمت پرداخت و با به دست آوردن موفقيت‏هاي پي در پي، به عضويت كانون وكلا درآمد تا اين كه به كنگره ملي امريكا راه يافت. جفرسون از آن پس مدارج ترقي را طي كرد و به مناصبي هم‏چون وزارت كشور و معاونت رئيس جمهور دست يافت و در نهايت در سال 1800م به رياست جمهوري امريكا انتخاب شد. وي سال‏ها قبل از آن، پيشنهادي درباره الغاء بردگي داد كه رد شد اما آن چنان بر سر اين كار پافشاري كرد كه به تصويب رسيد. جفرسون هم‏چنين به هنگام نمايندگي كنگره امريكا، اعلاميه معروف خود در زمينه استقلال را قرائت كرد. او دو دوره رياست جمهوري امريكا را برعهده داشت و علي‏رغم ميل مردم براي انتخاب دوباره او به رياست جمهوري، از اين كار كناره گرفت. جفرسون مدعي دموكراسي و مخالف نظام سرمايه‏داري بود، با اين حال، آشكارا از سلطه مطلق فردي بر كل جامعه و از تمركز تمامي اختيارات ايالات در دست رئيس جمهور جانبداري مي‏كرد. او هرگز اين شيوه را نافي دموكراسي نمي‏دانست. او هم‏چنين با اينكه از آزادي‏خواهي و از حق همه مردم در برخورداري از مزاياي اجتماعي سخن به ميان مي‏آورد، در عين حال از بزرگ‏ترين ملاكان برده‏دار در ويرجينيا محسوب مي‏شد. به طور مثال زماني كه به رياست جمهوري امريكا انتخاب مي‏شد، تنها در يكي از مزارعش، بيش از يك‏صد و پنجاه برده سياه‏پوست داشت كه در تمامي ساعات روز به كارهاي سخت و طاقت فرسا اشتغال داشتند. جفرسون در آغاز دوران دوم حكومت خود در سال 1804م، براي فرار از پرداخت حق تردد كشتي‏هاي امريكايى از درياي مديترانه به دولت‏هاي شمال افريقا، كشتي‏هاي جنگي فراواني را رهسپار اين منطقه كرد و پس از حمله به بنادر شمال افريقا، از مطالبات مالي دولت‏هاي افريقايى جلوگيري كرد به طوري كه از آن پس، كشتي هي اروپايى و امريكايى بدون پرداخت كمترين وجهي از اين منطقه عبور مي‏كردند. اما آن چه شخصيت جِفِرسون را برجسته ساخته، نظرات سياسي و انديشه‏هاي فلسفي اوست. جفرسون در تاريخ امريكا، يكي از مرداني است كه جهاني‏ترين مغزها را داشت. او علاوه بر علايق فلسفي، سياسي و تربيتي، در موسيقي نيز داراي استعداد بود؛ مخترعي توانا بود و از طالبان عميق ادبيات، رياضيات، گياه‏شناسي، جَوشناسي، جانورشناسي، نجوم، نژادشناسي و معماري به شمار مي‏رفت. اما همه اين علايقِ متفاوت از ميل واحدي سرچشمه مي‏گرفت و آن، ميل كمك به هم‏وطنان خويش براي رسيدن به دانش بهتر و آزادي بيشتر و زندگي مرفه‏تر بود. هدف عمده او در زندگي، كمك به ايجاد و استقرار جامعه آزادي بود كه در آن براي تمام افراد، فرصت مناسب جهت انجام وظايف اجتماعي و نيل به سعادت و خوشبختي‏هاي شخص وجود داشته باشد. جفرسون از هواخواهان جدّي تعليم و تربيت براي همه، تساهل مذهبي و الغاي بردگي بود. اساس انديشه‏هاي سياسي جفرسون، تساوي حقوق و تبديل حكومت‏ها به دموكراسي بود. به نظر او، حكومت دموكراسي تنها حكومتي است كه نمي‏تواند چه در ظاهر و چه در باطن براي هميشه با حقوق مردم ستيزه كند. فلسفه او بر پايه اصل اعتماد متقابل نهاده شده است. از ديد جفرسون، به دليل اين كه برخي غيرقابل اعتمادند نبايد همه را نامعتمد به شمار آورد. توماس جفرسون 18 سال آخر عمر را در ملك شخصي خود به نويسندگي، كشاورزي و نواختن موسيقي پرداخت تا اين كه در چهارم ژوئيه 1826م در 83 سالگي درگذشت.
    8) مرگ "جانز مونروئه" پنجمين رئيس جمهور امريكا (1831م): جانْزْ مونروئه، پنجمين رئيس‏جمهور امريكا، در 27 آوريل 1759م در ايالت ويرجينياي امريكا به دنيا آمد. وي در جواني به صف استقلال‏طلبان امريكا پيوست و جزو قهرمانان استقلال آن كشور گرديد. مونروئه كار سياسي خود را از عضويت در پارلمان‏هاي ايالات شروع كرد و هنگامي كه به عضويت سناي امريكا درآمد به شدت طرفدار يك دولت مركزي قوي بود. او عضو حزب جمهوري خواهان دموكرات امريكا بود و در سال‏هاي اوليه قرن نوزدهم، سفارت امريكا در پاريس و لندن و هم‏چنين وزارت امور خارجه امريكا را برعهده داشت. جانز مونروئه در نهايت در انتخابات سال 1816م به پيروزي دست يافت و به عنوان پنجمين رئيس جمهور ايالات متحده امريكا، در 57 سالگي وارد كاخ سفيد شد. با اين حال، شهرت اصلي مونروئه به دليل ارائه نظريه معروف وي موسوم به دكترين مونروئه است كه در دوم دسامبر 1823م در برابر نمايندگان كنگره امريكا عنوان نمود. به موجب اين دكترين، امريكا از استقلال كشورهاي نيمكره غربي پشتيباني مي‏كند و به كشورهاي اروپايى اجازه مداخله و تأسيس مستعمرات جديد در اين نيمكره نمي‏دهد. هرچند دكترين مونروئه در ظاهر نداي دفاع از استقلال قاره امريكا را سر مي‏داد، اما در حقيقتْ تحميل قيموميت نامشروع امريكا بر كشورهاي امريكاي مركزي و جنوبي بود. هم‏چنين تمام معاهدات و قراردادهايى نيز كه در سال‏هاي بعد ميان امريكا با اين دولت‏ها يا ميان خود اين دولت‏ها با يك‏ديگر به امضا مي‏رسيد، الزاماً در جهت منافع امريكا و در راستاي دكترين مونروئه صورت مي‏گرفت. دكترين مونروئه اشاره صريحي به دولت‏هاي غربي دارد. اين تصريح به خاطر ترس از اتحادي بود كه ميان روسيه و دولت‏هاي انگليس، پروس، اتريش و سوئد براي به زانو درآوردن ناپلئون بُناپارت در اروپا به وجود آمده بود. امريكايى‏ها رؤياي سلطه بر كل منطقه امريكاي مركزي و جنوبي را داشتند و در اين ميان، بيشتر از جانب نيروهاي روسيه مي‏هراسيدند كه در اقيانوس كبير و خليج آلاسكا حضور داشتند. نگراني ديگري كه باعث شد مونروئه دكترين معروف خود را اعلام كند، ترس از عواقب آشفته و هرج و مرج مكزيك، همسايه جنوبي امريكا بود كه مي‏توانست به راحتي بهانه دخالت قواي اروپايى را فراهم آورَد. همه اين تحولات كه با موجي از بي‏ثباتي سياسي در كشورهاي امريكاي مركزي توام بود، در همسايگي ايالات متحده به وقوع مي‏پيوست و طبيعي بود كه امريكايى‏ها نسبت به اين رويدادها حساس باشند. به ويژه آن‏كه دولت‏مردان امريكا خواب تصرف قسمت‏هاي مهمي از نواحي شمال مكزيك را مي‏ديدند و براي الحاق‏منطقه حاصلخيز آن نقشه مي‏كشيدند. اين نقشه توسعه‏طلبانه و تجاوزگرانه در كنار هرج و مرج و نا امني داخلي مكزيك و چهار كشور ديگر امريكاي مركزي و بالاخره اتحاد روسيه و قواي اروپايى با يك‏ديگر به طور طبيعي حساسيت زيادي را براي دولت‏مردان امريكايى ايجاد مي‏كرد. دكترين مونروئه تلاشي جديد براي دور نگاه داشتن قدرت‏ها و سياست‏هاي مسلط آن روز از تحولات امريكاي لاتين از يك سو و مشروعيت بخشيدن به قيموميت كاخ سفيد بر كشورهاي اين منطقه از جانب ديگر بود. دكترين مونروئه كه امروزه پس از گذشت نزديك به دو قرنْ هنوز از اعتبار و قوت برخوردار است، در دوره‏هاي بعدي زمام‏داران امريكا موجد حوادث متعدد و بي‏شماري بوده است. در دوران هشت ساله حكومت مونروئه، پنج منطقه ديگر به طُرق گوناگون به عنوان ايالات جديد به‏خاك امريكا ضميمه شدند و به اين ترتيب جمع ايالات متحده امريكا در پايان حكومت وي به 24 ايالت رسيد. جانز مونروئه سرانجام شش سال پس از اتمام دوران حكومت خود، در چهارم ژوئيه 1831م در 72 سالگي درگذشت.
    9) درگذشت "فرانسوا شاتوبِريان" نويسنده، اديب و محقق شهيرفرانسوي (1848م) (ر.ك: 4 سپتامبر)
    10) تولد "جان كالوين كوليج" سي‏امين رئيس‏جمهور امريكا (1872م) (ر.ك: 5 ژانويه)
    11) مرگ "تئودور اشتورْمْ" اديب معروف آلماني (1888م): تئودور اشتورم اديب آلماني، در 14 دسامبر 1817م در شهر هوسوم در شمال آلمان به دنيا آمد. وي طي تحصيلات متوسطه، در رشته حقوق به تحصيل پرداخت و چند سالي نيز به وكالت دادگستري اشتغال يافت و از سال 1853م به مدت 10 سال به عنوان قاضي در خدمت دولت پروس بود. اشتورم در همين ايام كار نويسندگي را به طور جدي پيگيري كرد و با خلق دو داستان شاعرانه با نام‏هاي ايمِنسي و سوار بر اسب سفيد، به شهرت و محبوبيت فراواني رسيد به طوري كه تنها با همين دو اثرْ كافي است تا مردم آلمان و جهان، او را يك نويسنده توانا بدانند. او پيش از آنكه شاعر باشد، نويسنده و داستان سراي ماهري بود و با توجه به داستان‏هاي كوتاه و فراوان وي، مي‏توان او را آغازگر اين فن در آلمان دانست، به طوري كه در تاريخ ادبيات آلمان، هميشه داستان‏هاي كوتاه اشتورم، شاه‏كارهاي واقع‏بينانه شاعرانه خوانده مي‏شود. ضمن آنكه اين شيوه كار براي فكر آلماني، كشش و جاذبه خاصي داشته است. اشتورم را يكي از بزرگ‏ترين نويسندگان و شعراي آلمان در قرن نوزدهم به شمار آورده‏اند. از آثار او مي‏توان از داستان‏هاي ازتون، پسر سناتور و پل عروسك ساز را نام برد. تئودور اشتورم سرانجام در چهارم ژوئيه 1888م در 71 سالگي درگذشت.
    12) وقوع زلزله مهيب در ايالت "كانسو" چين و مرگ دويست هزار نفر (1920م)
    13) درگذشت "مادام كوري" فيزيك‏دان برجسته فرانسوي (1934م): بانو مانيا اسكولودوسْكا معروف به ماري كوري، فيزيك‏دان شهير فرانسوي در هفتم نوامبر 1867م در ورشو پايتخت لهستان به دنيا آمد. وي پس از پايان تحصيل، مدتي به تدريس اشتغال يافت و سپس ساكن پاريس شد. ماري در 28 سالگي با پيِر كوري ازدواج كرد و در دانش‏سراي عالي دختران در شهر سور فرانسه به تدريس فيزيك پرداخت. او در سال 1896 با كمك هانري بكرل دانشمند فرانسوي، خواص راديو اكتيويته را در اورانيوم و با ياري شوهرش، خواص راديو اكتيويته توريوم و پولوتونيم را نيز كشف كرد. ماري كوري، در سال 1898 نيز فلز راديوم كه بيش از تمام فلزات، خاصيت راديواكتيويته دارد را با كمك يكي از همكارانش كشف نمود و به سبب اين كشف بزرگ در سال 1903، جايزه نوبل گرفت. پس از چندي در 19 آوريل 1906م، همسر دانشمندش پيركوري، در اثر يك سانحه تصادف درگذشت و اين واقعه تاسف آور، روح آرام مادام كوري را سخت منقلب و ناراحت ساخت. با اين حال از فعاليت‏هاي علمي خود دست نكشيد و به مدارج علمي بالاتري رسيد. مادام كوري در سال 1911 نيز جايزه نوبل شيمي را به مناسبت تجزيه راديوم دريافت كرد. ماري كوري با اين كشف، دنيا را تكان داد اما هرگز حاضر نشد از آن بهره مالي ببرد. وي در اين زمان به عنوان اولين زن، به استادي دانشگاه سوربُن فرانسه رسيد و كارهاي علمي خود را تا آخر عمر ادامه داد. سال‏هاي پاياني زندگاني ماري‏كوري كه به سبب كار مداوم در آزمايشگاه، سلامتي‏اش به خطر افتاده بود، اگرچه با بيماري، اما همچنان به كار و فعاليت گذشت. او در اين سال‏ها، مسئوليت رياست انيستيتو پاستور پاريس و لابراتور راديو اكتيويته را كه دانشگاه پاريس مخصوص او ساخته بود، برعهده داشت. ماري‏كوري، به عنوان بزرگ‏ترين زن دانشمند جهان، سرانجام در چهارم ژوئيه 1934م در حالي كه سلول‏هاي بدنش بر اثر تماس با تابش راديوم كاملاً فرسوده شده بود، در 67 سالگي درگذشت.
    14) روز ملي "تونگا": جزاير تونگا (پُلي نزي) با 750 كيلومتر مربع وسعت در مركز قاره اقيانوسيه در اقيانوس كبير و در جنوب جزاير ساموآ و شرق جزاير فيجي واقع شده‏اند. تونگا متشكل از 169 جزيره آتشفشاني و مرجاني است كه 36 جزيره آن، قابل سكونتند. جمعيت آن 100000 نفر و از نژاد تونگايي پُلي نزي و اكثراً پروتستان و داراي زبان رسمي تونگايي و انگليسي مي‏باشند. پايتخت آن نوكوآلوفا و داراي واحد پول پاآنگا است. جزاير تونگا به تدريج در قرن هفدهم توسط هلنديان كشف شد و در سال 1862م حكومت سلطنتي مشروطه برقرار گرديد. اين جزيره در سال 1900 با حفظ رژيم مشروطه، تحت الحمايه انگلستان شد و سرانجام در سال 1970 به استقلال رسيد. روز چهارم ژوئن يا تولد پادشاه به عنوان روز ملي تونگا نام‏گذاري شده است.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  7. #137
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    14 تیر 1389 / 22 رجب 1431 / 5 جولای 2010



    1) 14 تير سال 1374 هجري شمسي : مدرسه بين المللي منجمان جوان در زنجان با حضور جمعي از دانشمندان و دانش پژوهان و اختر شناسان داخلي و خارجي گشايش يافت. هدف از تشكيل اين مدرسه ارتقاء دانش نجوم ،‌لزومك فراگيري آموزشهاي بين المللي براي منجمان جوان و بحث و تبادل نظر درباره آخرين يافته هاي علمي در زمينه نجوم عنوان گرديد. گفتني است هزينه ايجاد اين مدرسه به عهده انجمن بين المللي نجوم بوده است.
    2) رحلت فقيه مجاهد و عالم بزرگ شيعه آيت‏اللَّه "محمدتقي نجفي اصفهاني" (1293 ش): شيخ محمدتقي بن شيخ محمدتهراني رازي، معروف به آقا نجفي در حدود سال 1225 ش (1262 ق) در اصفهان چشم به جهان گشود. وي در زادگاه خود به تحصيل علوم ديني روي آورد و پس از حضور در درس بزرگان آن سامان به مقام عالي اجتهاد دست يافت. شيخ محمد تقي رازي، از بزرگان علماي اماميه اوايل سده چهاردهم هجري قمري بود كه او را به عنوان جامع علوم معقول و منقول و حاوي فروع و اصول و قوت حافظه شناخته‏اند. آقا نجفي در جنبش تنباكو از آغازگران مبارزه و داراي نفوذ معنوي فراواني در منطقه بود. وي در دوران مرجعيت خود، در كمك به مردم و رفع ستم از ايشان اهتمام مي‏ورزيد و در جهت تامين وسايل آسايش آنان كوشش مي‏كرد. از اين عالم بزرگوار بيش از صد اثر باقي مانده است كه آداب الصلاة، آداب العارفين، الاجتهادُ والتقليد، اسرارُ آلايات، اسرارُ الاَحْكام، اسرارُ الزيارات، اسرار الشريعه، اصول الدين و الافاضات المَكْنوُنَه و انوار العارفين از آن جمله است. اين فقيه وارسته سرانجام در چهاردهم تيرماه 1293 ش برابر با 11 شعبان 1331 يا 1332 ق در اصفهان وفات يافت و نزديك امامزاده احمد بن علي بن امام محمدباقر(علیه السلام) مدفون گرديد.
    3) افتتاح اولين خط اتوبوسراني شركت واحد در تهران (1335 ش)
    4) درگذشت خطاط شهير، استاد "ميرزا طاهر خوشنويس تبريزي" (1355 ش): ميرزا طاهر خوشنويس فرزند عبدالرحمان، خطاط برجسته معاصر، در سال 1267 ش در خانواده‏اي روحاني در تبريز به دنيا آمد. وي تحصيلات خود را از هفت سالگي نزد پدر آغاز كرد و در محضر او به قرائت قرآن پرداخت. ميرزا طاهر سپس صرف و نحو و فقه را فرا گرفت و چون علاقه وافري به هنر خوشنويسي داشت در اثر پشتكار و تمرين بسيار توانست در اصول و قواعد هنر خط به استادي برسد. مرتبه ميرزا طاهر خوشنويس در هنر خوشنويسي به درجه‏اي است كه استادان اين فن به مهارت او در خط نسخ معترفند. اين استاد گرانپايه در طول حيات خود كتب فراواني را خوشنويسي نمود كه نهج البلاغه، صحيفه سجاديه، مفاتيح الجنان، منتهي الآمال و قرآن‏هاي متعدد از آن جمله‏اند. ميرزا طاهر خوشنويس سرانجام در هشتاد و هشت سالگي در سال 1355 شمسي درگذشت و به ديدار معبود شتافت.
    5) ربودن ديپلمات‏هاي ايراني در لبنان توسط صهيونيست‏ها (1361 ش): در چهاردهم تيرماه 1361 ش، سه ديپلمات و خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران در بيروت، در چهل كيلومتري شمال اين شهر در حالي كه عازم محل كار خود در سفارت ايران بودند، توسط نيروهاي حزب فالانژ لبنان ربوده شدند. در آن زمان، ارتش رژيم صهيونيستي به لبنان حمله كرده بود و حزب فالانژ، همكاري نزديكي با اين رژيم اشغالگر داشت. اگرچه ابتدا گفته مي‏شد كه سيدمحسن موسوي كاردار جمهوري اسلامي ايران در بيروت و همراهانش كشته شده‏اند؛ اما شواهد و مدارك موجود، حاكي از آن است كه آنها در اسارت رژيم صهيونيستي مي‏باشند. با وجود اقدامات متعدد جمهوري اسلامي، براي آزادسازي ديپلمات‏ها و اتباع خود از چنگال رژيم صهيونيستي، اين رژيم هنوز تن به اين كار نداده است. برادر پاسدار حاج احمد متوسليان از فرماندهان سپاه نيز جزو ديپلمات‏ها بوده است.
    6) درگذشت دكتر "كريم سنجابي" وزير امور خارجه دولت موقت (1374 ش): كريم سنجابي در سال 1283 ش در كرمانشاه به دنيا آمد. وي پس از پايان تحصيلات، در ايران و اروپا به استادي دانشگاه رسيد و در سال 1325 به رياست دانشكده حقوق و علوم سياسي و اقتصادي دست يافت. سنجابي پس از موضوع ملي شدن صنعت نفت و شكل‏گيري جبهه ملي، وارد اين حزب شد و در دولت دكتر مصدق به وزارت فرهنگ رسيد. وي در طول يك سال وزارت فرهنگ، نه تنها قدمي براي اصلاح فرهنگ برنداشت، بلكه اوضاع آشفته آن وزارتخانه را آشفته‏تر كرد. دكتر سنجابي پس از كودتاي 28 مرداد 32، مدت‏ها به حالت اختفا زندگي مي‏كرد تا اينكه با وساطت يكي از متنفذين، بار ديگر كرسي استادي گرفت. او پس از پانزده خرداد 42، بار ديگر وارد مبارزات سياسي شد و چندين بار به زندان افتاد تا اينكه در سال 1357 رهبر جبهه ملي ايران شد و به طور علني عليه شاه و رژيم مبارزه كرد. كريم سنجابي در آبان 1357 به ديدار شاه رفت ولي به دليل شرايط زمان، پيشنهاد نخست‏وزيري محمدرضا پهلوي را نپذيرفت. وي پس از پيروزي انقلاب در كابينه مهندس بازرگان به وزارت امور خارجه منصوب شد و پس از چند ماه فعاليت، در اعتراض به اشغال لانه جاسوسي آمريكا به همراه ساير اعضاي كابينه استعفا داد. سرانجام دكتر سنجابي پس از سال‏ها اقامت در اروپا و آمريكا در سال 1374 ش در 91 سالگي درگذشت.
    7) روز قلم
    8) ارتحال فقيه نامدار شيعه "شيخ الفقهاء شيخ جعفر كاشف الغطا" (1228 ق): شيخ جعفر كاشف الغطاء در سال 1154 ق در نجف اشرف به دنيا آمد و از همان اوان كودكي به تحصيل علوم ديني پرداخت. در آغاز، مقدمات را نزد پدر آموخت و سپس از محضر بزرگاني نظير شيخ محمدمهدي فتوني، محمدباقر وحيد بهبهاني و سيدمهدي بحرالعلوم كسب دانش كرد. شيخ جعفر سپس به تاليف و تدريس پرداخت و شاگردان فراواني تربيت نمود و كتب متعددي نگاشت. يكي از كارهاي مهم وي، مقابله با اخباري‏گري بودو تلاش مؤثري در از بين بردن اين فتنه انجام داد. سرانجام اين عالم سترگ پس از هفتاد و چهار سال عمر با بركت، دار فاني را وداع گفت و زندگي جاودان خود را آغازكرد.
    9) درگذشت عالم بزرگ "ملاعلي نوري" حكيم و فقيه شيعه(1246 ق): ملاعلي بن جمشيد معروف به آخوند نوري از محضر اساتيد بزرگي چون محمد بيدآبادي كسب فيض نمود. سپس به تدريس مشغول شد و حوزه بزرگي در فلسفه تاسيس كرد كه از نظر كمّي بي‏نظير بود. آخوند نوري علاوه بر تحصيل و تدريس به مقام شامخي نيز در حكمت متعاليه نايل گشت تا بدان پايه كه برخي از دانشمندان فلسفه، پايگاه او را از اين جهت به مقام و موقعيت "صدرالمتألهين" نزديك دانسته‏اند. از آثار متعددي كه به وي نسبت مي‏دهند حواشي اسفار و رساله‏اي در وحدت وجود است. مدفن اين عالم طراز اول قرن 13، كفشكن حرم حضرت علي(ع) در نجف اشرف مي‏باشد كه به وصيت او بوده است.
    10) تولد "تاسي توس" نويسنده شهير رومي (50م)
    11) روز ملي و استقلال "ونزوئلا" از استعمار اسپانيا (1811م): كشور جمهوري ونزوئلا با 912/050 كيلومتر مربع وسعت در شمال قاره امريكاي جنوبي و در همسايگي كلمبيا، برزيل و گويان واقع شده است. كاراكاس پايتخت و واحد پول آن بوليوار است. جمعيت اين كشور بيش از 24 ميليون نفر بوده كه حدود 90% مسيحي و عمدتاً كاتوليك‏اند. پيش‏بيني شده است كه جمعيت ونزوئلا تا سال 2025م نزديك به 35 ميليون نفر خواهد بود. نژاد اكثريت مردم آن دو رگه (سرخ و سفيد) و زبان رسمي آن اسپانيايى است. ماراكايبو، والنسيا و كومانا از شهرهاي مهم آنند. اين سرزمين به همراه مناطق اطراف از اوايل قرن شانزدهم ميلادي به مدت سه قرن تحت استعمار اسپانيا بود و در اين مدت صدمات فراواني به مردم بومي اين سرزمين وارد آمد. ونزوئلا به معناي ونيز كوچك نامي است كه كاشفان اسپانيايى به خاطر شباهت خانه‏هاي ساحلي اين مناطق به شهر ونيز ايتاليا، به آن داده بودند. از اوايل قرن نوزدهم، مبارزات استقلال طلبانه مردم ونزوئلا آغاز شد كه با شكست مواجه گرديد. با اين حال در سال‏هاي بعد، سيمون بوليوار، آزادي خواه معروف امريكاي جنوبي، مبارزاتش را ادامه داد و در 5 ژوئيه 1811 استقلال ونزوئلا را اعلام نمود. اما وي توسط سلطنت‏طلبان كه مخالف استقلال ونزوئلا بودند دستگير گرديد. سرانجام بر اثر تلاش‏هاي بوليوار و جنگ‏هاي متعدد وي، مقاومت‏سربازان اسپانيايي در فوريه 1819 در هم شكسته شد و بوليوار به رياست جمهوري ونزوئلا رسيد. اين امر مقدمه‏اي بود بر تشكيل كلمبياي بزرگ. (ر.ك: 15 سپتامبر)
    12) درگذشت "ژوزف ني‏پس" مخترع دوربين عكاسي (1833م)
    13) روز استقلال "الجزاير" از استعمار فرانسه (1962م): الجزاير كشوري است در شمال قاره افريقا با وسعت 2/381/741 كيلومتر مربع كه بخش اعظم آن را صحراي افريقا تشكيل داده است. جمعيت الجزاير 31/5 ميليون نفر بوده كه حدود 80% آنها مليت عرب داشته و سياه پوست‏اند و بقيه از نژاد بربر هستند. پايتخت الجزاير شهر الجزيره نام دارد و قُسَنْطنيه، وَهْران و سطيف از شهرهاي مهم آنند. واحد پول اين كشور افريقايى دينار الجزاير و دين رسمي آن، اسلام بوده و مردم آن به زبان عربي صحبت مي‏كنند. پيش‏بيني مي‏شود كه جمعيت الجزاير تا سال 2025 بيش از 46/5 ميليون نفر خواهد بود. در سال‏هاي دهه 1960م، بسياري از كشورهاي مستعمره و نيمه مستعمره و تحت قيموميت در قاره‏هاي آسيا، افريقا و اقيانوسيه و امريكاي لاتين استقلال يافتند و به عضويت سازمان ملل متحد پذيرفته شدند. در اين ميان، استقلال كشور افريقايى الجزاير نيز به دنبال جنگ‏هاي طولاني بين نيروهاي فرانسه و استقلال‏طلبان الجزاير كه مدت هشت سال از 1954 تا 1962م به طول انجاميد، تحقق يافت. در اين ميان ژنرال‏هاي فرانسوي در الجزاير پيش از بازگشت شارل دوگل به قدرت در سال 1958م، سر به شورش برداشتند و با هر گونه راه‏حلي كه متضمن جدايى الجزاير باشد، مخالفت كردند. شورش ژنرال‏ها و بحران سياسي در فرانسه، موجبات بازگشت دوگل به قدرت را فراهم ساخت، ولي دوگل كه سياست‏مدار واقع‏بيني بود، پس از تغيير قانون اساسي فرانسه و اختياراتي كه در مقام رياست جمهوري به دست آورد، درصدد مذاكره و مصالحه با استقلال طلبان الجزاير برآمد و سرانجام با مراجعه به آراء عمومي در الجزاير، درباره استقلال اين كشور يا وابستگي آن به فرانسه موافقت كرد. ژنرال‏ها بار ديگر در برابر دوگل سر به شورش برداشتند، ولي اين بار سركوب شدند و با راي قريب به اتفاق مردم الجزاير به استقلال، دولت فرانسه در روز سوم ژوئيه سال 1962م استقلال اين كشور را به رسميت شناخت. مقامات الجزاير نيز استقلال كشورشان را دو روز بعد، در روز پنجم ژوئيه آن سال اعلام كردند و آن را جشن گرفتند.
    14) روز ملي و استقلال جمهوري "كيپ وِرْد" "دماغه سبز" از استعمار پرتغال (1975م): كشور جمهوري كيپ ورد با بيش از 4 هزار كيلومتر مربع وسعت در غرب افريقا و در نزديكي سواحل سِنِگال و موريتاني واقع شده است. جمعيت كيپ‏ورد 428 هزار نفر بوده كه نزديك به 99% آنها پيرو آيين مسيحيت و عمدتاً كاتوليك‏اند. زبان رسمي مردم كيپ‏ورد پرتغالي و خط آنها لاتين است. اكثريت سكنه اين كشور افريقايى از نژاد دو رگه سياه و سفيد مي‏باشند و ديگر گروه‏هاي نژادي سياه و سفيد در اقليتند. پيش‏بيني مي‏شود كه جمعيت كيپ‏ورد تا سال 2025، در حدود شش‏صد و هفتاد هزار نفر خواهد بود. پايتخت كيپ‏وردْ پرايا نام دارد و شهرهاي مهم آن ميندلو و سائو فيليپه مي‏باشند. اين جمهوري شامل پانزده جزيره مي‏باشد كه از قرن پانزدهم به تصرف پرتغالي‏ها، درآمدند. اما مواجه شدن اين مناطق با خشكسالي به از ميان رفتن كشاورزي انجاميد. در نتيجه، با مهاجرت ساكنان، اين جزاير تقريباً خالي از سكنه شد و اين وضعيت تا نيمه دوم قرن بيستم ادامه يافت. اوج‏گيري جنبش‏هاي استقلال‏طلبانه در نقاط مختلف جهان مردم معدودِ اين مناطق را تحت تاثير قرار داد. در اين راستا، از سال 1961م مبارزات مسلحانه مردم كيپ‏ورد عليه استعمار پرتغال آغاز شد و بر اثر گسترش دامنه اعتراضات در سال 1974م دولت دست نشانده پرتغال در كيپ‏ورد سرنگون گرديد. سرانجام در 5 ژوئيه 1975 م استقلال اين كشور اعلام شد و بيش از 5 قرن استعمار پرتغال خاتمه يافت. كشور كيپ‏ورد با نظام جمهوري چند حزبي و يك مجلس قانون‏گزاري اداره مي‏گردد. 5 ژوئيه روز ملي و استقلال اين كشور قلمداد مي‏شود.
    15) سرنگوني دولت "ذوالفقار علي بوتو" نخست وزير پاكستان طي يك كودتاي خون>ين (1977م): در پنجم ژوئيه 1977م ژنرال محمدضياءالحق رئيس ستاد ارتش پاكستان، با استفاده از شرايط بحراني كشور با يك كودتاي خونين، دولت ذوالفقار علي بوتو را سرنگون كرد و قدرت را در دست گرفت. ضياءالحق سپس سمت‏هاي نخست وزيري و رياست جمهوري را بر عهده گرفت و علاوه بر اعدام بوتو در 4 آوريل 1979م و سركوب جمعي از مخالفان خود، مجالس پاكستان را تعطيل و فعاليت احزاب و مطبوعات را ممنوع كرد. ژنرال ضياءالحق بر اثر فشارهاي داخلي در سال 1985م انتخابات را برگزار كرد و حكومت نظامي را لغو نمود. سرانجام وي در سال 1988 بار ديگر مجالس ملي و ايالتي را منحل كرد و پس از بركناري نخست‏وزير وقت، وعده برگزاري انتخابات ديگري را داد. علي‏رغم اين‏كه ضياءالحق هنگام كودتا وعده داده بود كه ظرف سه ماه با انجام انتخابات آزاد، حكومت را به دولت منتخب پارلمان تفويض خواهد كرد، ولي بيش از يازده سال با كمال قدرت و خشونت بر پاكستان حكومت كرد تا اين‏كه در هفدهم اوت 1988 به همراه تني چند از سران ارتش پاكستان در انفجار يك هواپيماي نظامي كشته شد.
    16) ربوده شدن سه ديپلمات و خبرنگار ايراني در بيروت توسط فالانژهاي لبنان (1982م): در پنجم ژوئيه 1982م برابر با 14 تير 1361ش سه ديپلمات و خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران در بيروت، در چهل كيلومتري شمال اين شهر در حالي كه عازم محل كار خود در سفارت ايران بودند، توسط نيروهاي حزب فالانْژْ لبنان ربوده شدند. در آن زمان ارتش رژيم صهيونيستي به لبنان حمله كرده بود و حزب فالانژ، همكاري نزديكي با اين رژيم اشغال‏گر داشت. اگرچه ابتدا گفته مي‏شد كه سيدمحسن موسوي كاردار جمهوري اسلامي ايران در بيروت و همراهانش كشته شدند اما شواهد و مدارك موجود، حاكي از آن است كه آن‏ها در اسارت رژيم صهيونيستي هستند. با وجود اقدامات متعدد جمهوري اسلامي، براي آزادي سازي ديپلمات‏ها و خبرنگار ايران از چنگال رژيم صهيونيستي، اين رژيم هنوز تن به اين كار نداده است.
    17) تولد ژان کوکتو (1963-1889) شاعر نویسنده و نقاش فرانسوی
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  8. #138
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    15 تیر 1389 / 23 رجب 1431 / 6 جولای 2010


    1) 15 تير ماه سال 1360 هجري شمسي : مهندس علي انصاري استاندار پر تلاش و مؤمن گيلان به دست منافقان به شهادت رسيد . او در سال 1323 شمسي در خانواده اي مذهبي متولد شد و تحصيلات خود را در زادگاهش و سپس در تهران در دانشگاه تهران ادامه داد. اما بدليل فعاليتهاي ضد رژيم طاغوت از ادمه تحصيل وي جلوگيري به عمل آمد . به اين جهت وي به آمريكا رفت و در رشته رياضي با درجه دكتري فارغ التحصيل شد. شهيد انصاري ضمن ادامه تحصيل در آمريكا تدريس مي كرد و دبيري انتشارات انجمن اسلامي دانشجويان ايراني مقيم آمريكا را نيز به عهده داشت وبه همين دليل از تدريس منع شد. او بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به ميهن بازگشت واز همان ابتدا در خدمت انقلاب قرار گرفت . عاقبت اين انسان مؤمن و وطن پرست به خاطر دفاع از انقلاب اسلامي وكوشش جهت پيشبرد اهداف آن مورد عداوت منافقان قرار گرفت و به شهادت رسيد.
    2) تصويب قرارداد الحاق ايران به سازمان يونسكو در پاريس توسط مجلس شوراي ملي (1327ش): سازمان تربيتي، علمي و فرهنگي ملل متحد، يونسكو، پس از پايان جنگ جهاني دوم در پاريس با حضور نمايندگان 43 كشور تاسيس شد. يونسكو علاوه بر توجه به امور علمي، تربيتي و فرهنگي كشورهاي عضو، به مرمت خسارات فرهنگي ناشي از جنگ و نيز كوشش در راستاي گسترش صلح و رفع سوء تفاهمات بين‏المللي مي‏پردازد. از اين رو، دولت ايران در 30 ارديبهشت ماه سال 1325 ش، قبول اساسنامه يونسكو را در هيئت وزيران به تصويب رساند. در نهايت قرارداد الحاق ايران به اين سازمان در نيمه تيرماه سال 1327 ش از تصويب مجلس شوراي ملي گذشت و كميسيون مزبور، فعاليت رسمي خود را شروع كرد. تاليف و چاپ كتاب ايران به زبان انگليسي، شناسايي و معرفي ارزش‏هاي فرهنگي ايران براي ديگر كشورها و حفظ ميراث فرهنگي كشور و ديگر فعاليت‏هاي فرهنگي، از جمله كارهاي اين كميسيون به شمار مي‏رفت.
    3) تولد استاد هوشنگ کاظمی نخستین ایرانی دانش آموخته گرافیک 1302 ش
    4) تصويب لايحه تقسيمات كشوري در مجلس شوراي اسلامي (1362 ش): پس از بحث و بررسي جزئيات و ضوابط تقسيمات كشوري، نظام كلي تقسيمات با اين شرح تصويب شد. از لحاظ نظام اداري، دهستان تابع بخش، بخش تابع شهرستان، شهرستان تابع استان و استان تابع تشكيلات مركزي است. هرگونه انتزاع، الحاق، تبديل، ايجاد، ادغام و نيز تعيين و تغيير مركزيت و تغيير نام و نامگذاري واحدهاي تقسيمات كشوري به جز استان، بنا به پيشنهاد وزارت كشور و تصويب هيئت وزيران خواهد بود و رعايت محدوده كليه واحدهاي تقسيماتي براي تمامي واحدها و سازمان‏هاي اداري (اجرايي و قضايي) و نهادهاي انقلاب اسلامي كشور لازم است.
    5) رحلت آيت‏اللَّه "سيدجواد خامنه‏اي" پدر بزرگوار مقام معظم رهبري "آيت اللَّه خامنه‏اي" (1365ش): آيت‏اللَّه سيدجواد حسيني خامنه‏اي، از علماي بزرگ، مجتهدان پرهيزگار و روحانيون زاهدِ روزگار، در حدود سال 1274ش (1313ق) در شهرستان خامنه در نزديكي تبريز در آذربايجان شرقي زاده شد و تحت تربيت پدري فقيه و عالم رشد كرد. وي در جواني سفري به عتبات عاليات و مشهد مقدس انجام داد و در همين سفر بود كه معنويت و صفاي روحاني حوزه علميه مشهد او را مجذوب ساخت و رَحل اقامت دائمي در آن شهر افكند. سيد جواد در مشهد از حوزه درسي آيت‏اللَّه آقازاده خراساني و حاج آقا حسين قمي كسب فيض نمود و به مدارج عالي رسيد. ايشان در سال 1305ش براي ادامه تحصيل به نجف اشرف عزيمت نمود و در درس حضرات آيات: ميرزاي ناييني و سيدابوالحسن اصفهاني شركت جست. آيت‏اللَّه سيد جواد خامنه‏اي در روزهاي سياه اختناق رژيم ستم‏شاهي، رنج و فشار روزافزون آن دستگاه جبار را بر خانواده و فرزندان خود تحمل كرد و در همه عمر، روي خوش به دشمنان اسلام نشان نداد. از دامان اين عالم بزرگوار، فخر عالم اسلام و تشيع، مقام معظم رهبري، حضرت آيت‏اللَّه سيد علي خامنه‏اي برخاسته است. اين فقيه فرزانه سرانجام پس از سال‏ها تدريس و زندگي فقيرانه و در كمال زهد و قناعت در پانزدهم تير 1365 ش برابر با 27 شوال 1406ق در 91 سالگي وفات يافت و در جوار مرقد مطهر امام رضا(ع) به خاك سپرده شد. در هنگام فوت اين عالم بزرگوار، فرزند برومند ايشان، حضرت آيت‏اللَّه "خامنه‏اي" مدظله، دوران رياست جمهوري خود را مي‏گذراندند.
    6) رحلت عالم بزرگ "سيدحسين كوه كمره‏اي" (1299 ق) : عالم بزرگ آيت‏اللَّه سيد حسين كوه كمره‏اي از بزرگان علماي شيعه است كه نَسَب شريفش با 24 واسطه به امام حسين(ع) مي‏رسيد. وي پس از فراگيري مقدمات راهي نجف اشرف گرديد و سال‏ها در عتبات عاليات از محضر شيخ كاشف الغطاء، شيخ محمدحسن صاحب جواهر و شيخ انصاري بهره‏مند گرديد. آيت‏اللَّه كوه كمره‏اي در فقه و اصول استاد بود و پس از مرحوم شيخ انصاري از زعماي حوزه‏ي عراق به شمار مي‏رفت و قسمتي از بلاد جهان تشيع از ايشان تقليد مي‏كردند. گويند بيش از 800 نفر از فُضلاي بزرگ در محضر درس او حضور مي‏يافتند. حضرات آيات ميرزا موسي تبريزي و شيخ حسن مامقاني از جمله شاگردان اين فقيه فرزانه بودند. آيت اللَّه كوه كمره‏اي هم‏چنين رساله‏هايي در باب عبادات، فروع دين و احكام حلال و حرام به رشته‏ي تحرير در آورده است. وفات اين عالم رباني در نجف اشرف واقع شد و در مقبره‏اي كه به نام خودش و در مقابل مقبره‏ي استادش، محمدحسن نجفي صاحب جواهر، قرارداشت به خاك سپرده شد.
    7) 6 جولاي سال 1885 ميلادي : سرم ضد بيماري هاري توسط لوئي پاستور پزشك برجسته و محقق بزرگ فرانسوي در قرن 19 با موفقيت آزمايش شد. با اين كشف بيماري مسري هاري كه از حيوانات به ويژه سگ به انسان سرايت مي كند مغلوب پيشرفتهاي علمي بشر گرديد و از اين پس قابل درمان شد. اولين بيماري كه توسط اين سرم از مرگ نجات يافت پسر خرد سالي به نام ژزف ميستر از اهالي آلزاس بود.
    8) تولد "دانته اليگيري" اديب و شاعر بلندآوازه ايتاليا (1265م): دانته آليگيري، اديب شهير و نامدار ايتاليايى در 6 ژوئيه 1265م در شهر فلورانس ايتاليا به دنيا آمد و تحصيلات خود را در دانشگاه زادگاه خود به پايان رساند. وي سپس وارد ارتش شد و پس از مدتي با فعاليت در مشاغل سياسي به مدارج بالايى دست يافت اما با توطئه‏چيني دشمنانش، از كارها بركنار شد. او به رشته‏هاي مختلف دانش و ادب علاقه‏مند بود و همه دانش‏هاي زمان خودش را آموخت و سرآمد اقران گرديد. در اين ميان، دانته در جنبه‏هاي گوناگون زندگي جسمي و روحي نيز به استادي دست يافت. دانته در جواني دل درگرو بئاتريس نهاد و به خاطر اين عشق كه از تاريخي‏ترين عشق‏هاي دنياست، قطعه زيباي زندگي نو را سرود. هم‏چنين عشق به بئاتريس بود كه مايه اصلي شاه‏كار بديع كمدي الهي دانته گرديد. اين كتاب كه در سه قسمت دوزخ، برزخ و بهشت و هر كدام در 33 بند سروده شده است، به عنوان بزرگ‏ترين اثر دانته، در جهانْ بي‏مانند است و از حيث ژرفي انديشه و نيروي تخيل و لطافت و ظرافت و تدابير سياسي و شرح احساسات مذهبي بي‏همتاست. دانته در اين اثر، از سفر يك روح حكايت مي‏كند كه دو مظهر فلسفه و دين، آن را هدايت مي‏كنند. اشعار فلسفي اين كتاب، تركيبي است از جريان انديشه‏اي خاص با بياني بسيار درخشان در وجود فردي مؤمن و شاعر. دانته در مركز دنيايى خيال‏انگيز قرار گرفته كه با تناسب و خوشاهنگي خاص، عالم شاعرانه و عالم الهي و دنياي محسوس و مافوق محسوس را به هم پيوند مي‏زند. در سفر روحاني كه شاعر در جستجوي خير مطلق انجام مي‏دهد، عشق بشري كه نيز سهمي دارد، عشقي كه دانته، بناي همه آثار خود را بر آن نهاده است. بشري زيبايى را دوست دارد، زيرا خدا، كمالِ همه زيبايى‏ها و غايت و محبوبِ مخلوقات است. ريشه ادراك روحي و مذهبي دانته، در دانش و ايمان جاي دارد. دانته به نقطه‏اي مي‏رسد كه عالم طبيعت و عالم رحمت الهي، يك‏ديگر را تلاقي مي‏كنند و به اين طريق، دانته داور زندگان و مردگان مي‏گردد. دوزخ در كتاب دانته، قلمرو ظلمت است. گردابي دردناك كه آدمي با رها كردن فضيلت و تقوا در آن غوطه‏ور مي‏شود. برزخ نيز كوه دشواري است كه انسان پس از صعود به قله آن، به آسمان‏ها دست مي‏يابد و در اينجاست كه ارواح از دردهاي خود رها مي‏گردند، بهشت نيز در كتاب دانته، عبارت است از زندگي ابدي كه در جريان زمان جاي دارد و زندگي مافوق طبيعي و عالم رحمت الهي است. حضور دانته در همه جاي اين اثر منظوم احساس مي‏شود. دانته زائر دنياي خيال‏انگيزي است كه آن را چون دنياي واقعي و قابل درك و احساس مي‏سازد، زيرا خود از اين دنيا ديدن كرده و آن را خوب مي‏شناسد. كمدي الهي، تصوير مردي است كه در عين حال، تصوير جهان است. در كتاب "سلطنت"، وي رفتار انساني را از زاويه تقدير ماوراي طبيعي مي‏نگرد اما از طبيعت آدمي نيز غافل نمي‏شود. از نظر دانته، انسان، فردي است در دولت و عضوي از هيأت اجتماعي كه بايد در صورت ضرورتْ جان خود را نيز فداي مصلحت اجتماع نمايد، اگرچه تصريح مي‏نمايد خير نهايى خداست و انسان اخلاقي به طور مستقيم تابع خداست. دانته هنرمندي است كه عالم بشريت نظير او را كم ديده است. معماري است كه در بناي باشكوه شعر، همه حساب‏هاي دقيق را براي پي‏ريزي در نظر داشته و هرگز ادراك تناسب و هماهنگي در ساختمان اين بنا از چشم او دور نمانده است. همين امر، هنرمندي معجزه‏آسا و نبوغ وي را آشكار مي‏سازد. صاحب نظران معتقدند در هيچ زماني و به قلم هيچ كسي جز دانته، ممكن نبود چنين كتابي نوشته شود و همه بر اين نظر اتفاق دارند كه اگر شش تن از بزرگ‏ترين نويسندگان تمام اعصار و قرون را بشمارند، يكي از آن‏ها دانته خواهد بود. او خصوصيات شعر ايتاليايى را تثبيت كرد و با تخيل بلند و قوي خود، قدرت فراواني در توصيف جزئيات از خود نشان داد. اشعار او به موسيقي شباهت دارد و او را يكي از بزرگ‏ترين شاعران عهد باستان و عصر جديد نموده است. دانته به اتفاق عده‏اي از شعراي عصر خويش، مكتب ادبي تازه‏اي بنياد نهاد كه سبك تازه ملايم نام داشت. شعار اين مكتب آن بود كه شعر ايتاليايى از حالت ابهام و پيچيدگي بيرون آيد و ساده و روان باشد. سال‏هاي پاياني زندگي دانته به فعاليت‏هاي سياسي و نيز تبعيد و آوارگي گذشت تا اين‏كه پس از بيست سال دربدري، سرانجام در 14 سپتامبر 1321م در 56 سالگي درگذشت. زندگي نوين، كمديا، منازعه آب و خاك و نامه‏هاي منظوم از ديگر آثار اوست.
    9) مرگ "توماس مور" فيلسوف و متفكر معروف انگليسي (1535م) (ر.ك: 7 فوريه)
    10) مرگ "هانري موپاسان" نويسنده و داستان‏سراي معروف فرانسوي (1893م): هانري رونه آلبرت گي دو موپاسان، نويسنده برجسته فرانسوي، در پنجم اوت 1850م در ايالت نورماندي فرانسه به دنيا آمد. وي پس از طي تحصيلات ابتدايى و متوسطه در زادگاهش، به خدمات دولت پرداخت و در همين زمان اولين مجموعه شعريش را با نام "خداوند متعال" منتشر كرد. موپاسان در سال‏هاي بعد با انتشار داستان‏هاي كوتاه، خود را در رديف استادان ادب فرانسه قرار داد. در اين زمان، مردم او را يك نثر نويس قابل ستايش و يك داستان‏سراي عالي‏قدر مي‏شناختند. از اين هنگام بود كه موپاسان تمام زندگي خود را وقف ادبيات كرد و به پديدآوري آثار جديد همت گماشت. او با خلق آثار نو، استادي خود را براي چندمين بار نشان مي‏داد و شهرت مي‏يافت. موپاسان اعتقاد راسخي به لفظ دقيق داشت و بيانش نه تنها دقيق، بلكه موجز، طبيعي، متين و اغلب كنايه‏دار است. ذكر نكات ضروري در مورد اشخاص، موقعيت‏ها و بسط و تكامل داستان و درآميختگي منطق با منتهاي سادگي، از ويژگي‏هاي برجسته آثار اوست. افكار و سبك موپاسان در داستان‏هاي كوتاه و جديد فرانسه كاملاً موثر بوده است. داستان‏هاي وي همانند آثار بيشتر واقع‏گرايان و طبيعت‏گرايان، از بدبيني و تلخي سرشار است. او نويسنده‏اي بدبين است كه داراي نثري شيوا و زيباست و از كنايات مخصوص خود استفاده مي‏كند. موپاسان در حدود 300 داستان كوتاه نوشته است كه بعضي از آن‏ها، از نظر سبك و واقع‏بيني روان‏شناختي بي‏نظيرند. او فرضيات روان‏شناسي و هنري و اغراض اجتماعي و اخلاقي و تخيل انقلابي و افكار آشفته نداشت. نفوذ دنياي خارج در او بي‏اثر بود و هرگز چيزي را كه نديده بود وصف نمي‏كرد. به علت همين محدوديت‏ها بود كه هنر او در چهارچوب محدودي پرورش و گسترش يافت. با اين حال و در همين محدوده نيز، هرگز نويسنده‏اي بر او پيشي نگرفته است. موپاسان در سال 1886م دچار بيماري رواني و حسي شديد شد كه به تدريج او را تا مرز خودكشي نيز به پيش برد. هم‏چنين، بيماري‏هاي عصبي و كار توان فرسا و افراط در خوردن داروهاي مختلف او را از پاي درمي‏آورد. در اين زمان، نفرت شديد او از بشر و خيالات و اوهامي كه به سرش زده بود شدّت يافت و موپاسان را دچار فلج عمومي گرداند. دنياي موپاسان، دنيايى تاريك بود. وي به زندگي بشري و رنج، با بدبيني مي‏نگريست و پيوسته در وسوسه مرگ به سر مي‏برد. اما بدبيني او پيوسته با طنز آميخته بود. قدرت مشاهده و ژرف‏بيني و نبوغ نويسندگي و سبك ساده و مستقيم و خاص موپاسان، نفوذ عظيم وي را در خارج از كشور فرانسه، حتي بيش از كشورش استوار كرد و او را كامل‏ترين و پايدارترين نماينده سبك واقع‏گرايي ساخت. هانري موپاسان سرانجام پس از طي دوره رنج و بيماري، در ششم ژوئيه 1893م در 43 سالگي درگذشت.
    11) مرگ "ويليام فاكْنِر" اديب و نويسنده معروف امريكايي (1963م) (ر.ك: 25 سپتامبر)
    12) روز ملي و استقلال "مالاوي" از استعمار انگلستان (1964م): در سال 1859م گروه‏هاي مذهبي اسكاتلندي پاي به سرزمين مالاوي كه آن زمان، نياسالند نام داشت، نهادند و از آن پس حكومت انگليس در اين ناحيه مستقر شد. مالاوي در سال 1891م به تحت الحمايگي انگلستان در آمد و جزو مستعمرات بريتانيا در شرق افريقا گرديد. در سال 1953م، دولت بريتانيا به منظور ايجاد اتحاد و يك‏پارچگي ميان سرزمين‏هاي تحت نفوذ خود و تاراج سهل‏تر منابع مستعمراتش در جنوب و مركز افريقا، فدراسيون رودزيا و نياسالند را تشكيل داد. تشكيل اين فدراسيون با مخالفت سياهان مواجه شد تا اين كه در سال 1962، در پي تظاهرات و شورش‏هاي گسترده، نهضتي جدي براي انحلال اين فدراسيون به وجود آمد. اين فدراسيون در سال 1963 از هم پاشيد و در پي آن در 6 ژوئيه 1964، كشور نياسالند به طور كامل از انگلستان مستقل شد و مالاوي نام گرفت. مالاوي با بيش از 118 هزار كيلومتر مربع مساحت در جنوب شرقي افريقا قرار دارد و با كشورهاي تانزانيا، زامبيا و موزامبيك همسايه است. از جمعيت نزديك به 11 ميليوني مالاوي بيش از 50% مسيحي و عمدتاً پروتستان مذهب هستند. پايتخت مالاوي ليلونگوه و واحد پول آن كواچاي مالاوي است. اكثريت سكنه مالاوي به دو زبان رسمي انگليسي و چي‏چوا صحبت كرده و از نژاد سياه هستند. از شهرهاي مهم مالاوي، بلانتاير، مزوزو و زومبا قابل ذكرند. نظام سياسي حاكم بر مالاوي جمهوري چند حزبي با يك مجلس قانون‏گزاري مي‏باشد.
    13) روز ملي و استقلال جمهوري "كومور" از استعمار فرانسه (1975م): كشور جمهوري فدرال اسلامي كومور با 1/862 كيلومتر مربع مساحت در جنوب شرقي افريقا و در سواحل شرقي موزامبيك و شمال غربي ماداگاسكار واقع شده است. جمعيت آن نزديك به 700 هزار نفر و دين بيشتر مردم آن، اسلام است. موزوني پايتخت و واحد پول آن فرانك كومور مي‏باشد. مردم كومور به 3 زبان رسمي فرانسوي، عربي و كوموري صحبت مي‏كنند و مليت بيش از 90% آنها از قبايل بانتو، عرب و ماداگاسكار بوده و نژاد سياه دارند. پيش‏بيني شده است جمعيت كومور تا سال 2025 بيش از يك ميليون نفر خواهد بود. كومور از قرن شانزدهم ميلادي، مدتي در اشغال پرتغال بود و از سال 1842، قسمت‏هايي از آن به تصرف فرانسويان درآمد و به تدريج تمام آن سرزمين، مستعمره فرانسه شد. سرانجام در پي مبارزات مردم، فرانسه، وادار به پذيرش همه‏پرسي گرديد و در نتيجه ساكنان جزاير كومور به استثناي جزيره "مايوت" به استقلال رأي دادند. در نهايتْ در 6 ژوئيه 1975م كومور به عنوان يك كشور مستقل قدم به عرصه بين‏المللي نهاد به عضويت سازمان ملل متحد نيز پذيرفته شد. حكومت اين كشور، جمهوري فدرال با يك مجلس قانون‏گزاري است. روز استقلال كومور، روز ملي اين كشور نيز به حساب مي‏آيد.
    14) تولد سیلوستر استالون بازیگر آمریکایی1931 م : بازیگر و کارگردان و تهیه‌کننده آمریکایی ایتالیایی‌تبار است که در نیویورک (در آمریکا) به دنیا آمد.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  9. #139
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    16 تیر 1389 / 24 رجب 1431 / 7 جولای 2010



    1) رحلت عالم رباني آيت‏اللَّه "زين‏العابدين مرندي" (1301ش) :آيت‏اللَّه شيخ زين‏العابدين بن اسماعيل مرندي، در سال 1229ش (1266ق) در مرند در آذربايجان شرقي به دنيا آمد و مقدمات علوم و معارف اسلامي را در زادگاهش سپري نمود. وي پس از آن راهي نجف گرديد و از محضر عالمان نام‏آوري همچون ميرزاي بزرگ شيرازي و ميرزاحبيب‏اللَّه رشتي بهره‏مند شد. آيت‏اللَّه مرندي پس از سالياني حضور در درس مراجع بزرگوار تقليد، خود به تدريس پرداخت و شاگرداني پرورش داد. اين عالم رباني پس از مدتي در بخشي از آذربايجان به عنوان مرجع تقليد مطرح شد و رساله عمليه ايشان به نام مِنهاجُ العِباد منتشر گرديد. آيت‏اللَّه مرندي سرانجام در شانزدهم تيرماه 1301ش برابر با دوازدهم ذي‏قعده 1340ق در 72 سالگي به لقاءاللَّه شتافت و در وادي‏السلام نجف اشرف مدفون شد.
    2) رحلت فقيه اصولي و عالم ديني "آيت‏اللَّه ميرزا ابوالهدي كرباسي" (1316ش): آيت‏اللَّه ميرزا ابوالهدي كرباسي (كلباسي) در اواخر قرن سيزدهم هجري قمري در خانداني عالم پرور در اصفهان به دنيا آمد و تحصيلات خود را در محضر پدر و عده‏اي ديگر از علما گذارند. وي سپس براي تكميل دروس خود در حدود سال 1281ش رهسپار نجف اشرف گرديد و در درس خارج اصول و فقه حضرات آيات آخوندملامحمدكاظم خراساني و سيدمحمدكاظم يزدي شركت جست. آيت‏اللَّه كرباسي پس از سالياني توقف در نجف و رسيدن به مقامات عالي اجتهاد، به زادگاه خود بازگشت و حلقه درس خارج فقه، اصول و درايه و رجال خود را تشكيل داد. اين فقيه عالي مقام از عالماني همچون سيد حسن صدر، ميرزا هاشم خوانساري چهار سوقي و ملا علي محمد نجف آبادي اجازه روايت داشت و خود نيز از مشايخ اجازه حضرات آيات: سيد شهاب الدين مرعشي نجفي، سيد حسين خراساني و شيخ عبدالحسين گروسي بود. آيت‏اللَّه كرباسي همچنين كتب متعددي را به رشته تحرير درآورد كه حاشيه بر كفايةُ الاصول، البَدرُالتّمام، زَلاّتُ الاَقدام و الفوائدُ الرّجاليه از آن جمله‏اند. اين فقيه جليل سرانجام در شانزدهم تيرماه 1316 ش برابر با بيست و هفتم ربيع‏الثاني 1356 ق درگذشت و در مقبره خانوادگي‏شان در قبرستان تخت فولاد اصفهان به خاك سپرده شد.
    3) درگذشت شاعر اهل بيت استاد "سيد رضا حسيني" ملقب به "سعدي زمان" (1365 ش): استاد سيدرضا حسيني مُلَقَّب به سعدي زمان در سال 1289 ش در آذربايجان به دنيا آمد و پس از تكميل تحصيلات مقدماتي و كسب علم در محضر استادان زمان، در شمار فضلاي سرشناس قرار گرفت. وي علاوه بر تبحر در ادبيات فارسي و تركي و عربي، به تحصيل علوم متداول، توجه عميق نشان داد و توانست در كلام، منطق، تاريخ، حديث، فقه، تفسير قرآن و حقوق و عرفان، اطلاعات وسيعي به دست آورد. سيدرضا از ابتداي تحصيل، قريحه شاعريش شكوفا شد و از چهارده سالگي زبان به شعر گشود. هنوز جوان بود كه نامش بر زبان‏ها افتاد و به جهت خلوص نيت و دلبستگي شديدي كه به خاندان عصمت و طهارت داشت، قريحه و قلمش را در زمينه نشر فضايل و مناقب و مراثي آن بزرگواران به كارگرفت. وي در آن زمان با انتشار مجموعه شعري‏اش در اين زمينه، تحسين و تمجيد علما و استادان نامدار شعر و ادب را برانگيخت و شهرتش آذربايجان را فرا گرفت. استاد حسيني يكي از درخشان‏ترين چهره‏هاي ادبياتِ مرثيه تركي آذري است و با ظهور وي در اين عرصه، تحولي چشمگير در روند عادي نوحه سرايي و مديحه‏پردازي زبانِ اسلامي پديد آمد. استاد حسيني سرگذشت و مصائب خاندان بزرگوار رسالت و ولايت را از مآخذ معتبر اسلامي، اعم از شيعه و سنّي استخراج مي‏كرد و آنها را با زباني شاعرانه و آميزه‏اي از حماسه و عاطفه بيان مي‏نمود و اشعاري گيرا و دلنشين مي‏سرود. وي سعي داشت با استفاده از منابع معتبر، مرثيه‏هاي رسا و دور از آميختگي به تحريف و خرافات به وجود آوَرَد كه تلاش او باعث ايجاد جرياني اصلاح‏گرا در عرصه ادبيات و شعر مذهبي آذربايجان گرديد. از اين شاعر متعهد، آثار ادبي متعددي بر جاي مانده كه لمعات حسيني، نجوم درخشان، بهار بي‏خزان و آثار الحسيني در 2 جلد از آن جمله‏اند. استاد سيد رضا حسيني به وارستگي زيست تا آن كه در تيرماه 1365 ش در 76 سالگي درگذشت و در حرم حضرت عبدالعظيم دفن شد.
    4) روز ماليات
    5) فتح قلعه‏ي خيبر به دست تواناي "حضرت علي"(علیه السلام) (7 ق): خيبَر، سرزمين حاصلخيزي در 32 فرسخي شمال مدينه، داراي هفت قلعه و بالغ بر بيست هزار سَكنه‏ي يهودي بود. يهوديان خيبر، همچون پايگاه دشمن در نقطه‏اي حساس در حكومت اسلامي، برضد اسلام عمل مي‏كردند. يهوديان فرصت ‏طلب، علي‏رغم پيماني كه با مسلمانان داشتند، خيبر را كانون مبارزه با اسلام قرار داده و تا مي‏توانستند، مشركان را بر ضد اسلام مي‏شوراندند و كمك مي‏كردند. پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) تصميم گرفت اين آخرين كانون ضداسلامي دشمن در مدينه را نيز نابود كند و ريشه‏ي فتنه را درآوَرَد. پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) با هزار و ششصد نفر، با روش غافلگيرانه، خود را به قلعه‏هاي خيبَر رساندند. يهوديان به قلعه‏هاي خود پناه برده و قلعه‏ها را به روي خود بستند. مسلمانان قلعه‏ها را يكي پس از ديگري گشودند ولي فتح دو قلعه‏ي آخر ده روز به طول انجاميد. حضرت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) پس از اين كه عده‏اي از اطرافيانش موفق به فتح آن دو قلعه نشدند، فرمود: فردا پرچم جنگ را به مردي مي‏دهم كه جنگجويى است كه فرار نمي‏كند، خدا و رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را دوست دارد، خدا و رسولش نيز او را دوست دارند و خداي تعالي خيبر را به دست او فتح مي‏كند. فردا حضرت علي(علیه السلام) حاضر گشت و حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) پرچم را به دست او سپرد. حضرت علي(علیه السلام) به سوي خيبر شتافت و پس از آن كه پهلوانان يهود را به هلاكت رساند قلعه‏ي خيبر را به دست مبارك خويش فتح كرد.
    6) درگذشت "عمربن عبدالعزيز"، خليه‏ي اموي(101 ق): عمر بن عبدالعزيز را نيكوكار بني اميه مي‏دانند. وي چون به خلافت رسيد، سنت زشتي را كه معاويه در دشنام و لعن علي(ع) رايج كرده بود، پس از 60 سال منسوخ كرد. عمر بن عبدالعزيز لشكريان اسلام را از چپاول ممالك اطراف بازداشت و باغ فدك را به اولاد علي(ع) باز گردانيد. مرگ او را بر اثر زهر مروانيان گفته‏اند.
    7) وفات دانشمند كبير "ابونصر فارابي" معروف به "معلم ثاني" (339 ق): محمد بن طرخان، حكيم و فيلسوف شهير، معروف به ابونصر فارابي، در سال 260 ق در روستايى نزديك فاراب در خراسان قديم به دنيا آمد. فارابي از بزرگ‏ترين دانشمندان اسلامي قرن چهارم هجري بوده و به معلم ثاني، استاد الفلاسفه و مَلِكُ الحُكَما خوانده مي‏شود. وي پس از تحصيل مقدمات در فاراب، به بغداد رفته و زبان عربي، رياضيات و فنون حكمت را آموخت. فارابي با هوش سرشاري كه داشت، در تحصيل، دقتِ بسيار مي‏ورزيد و با وجود عدم بضاعت مالي، به سرعت در علوم پيشرفت كرد. وي همچنين در طب، منطق، موسيقي و زبانشناسي استاد كامل بود. فارابي در اثر تسلط بر زبان‏هاي متعدد، كتب يونان قديم را به عربي ترجمه كرد. آراءُ اهلِ المدينةِ الفاضِله، اِحصاءُالعلوم، القياس و ده‏ها اثر ديگر از تاليفات اوست. وي در 79 سالگي در دمشق وفات يافت ودر آن شهر به خاك سپرده شد.
    8) رحلت علامه‏ي شهير و دانشمند كم نظير "سيدمحمدمهدي بحرالعلوم" (1212 ق): سيّدمحمدمهدي فرزند سيد مرتضي طباطبايى بروجردي از نسل امام حسن مجتبي(ع) در سال 1155 ق در كربلا به دنيا آمد. پس از گذراندن دروس مقدمات و سطح، به درس خارج پدرش راه يافت و پس از پنج سال و در حالي كه جواني بيش نبود به اجتهاد رسيد. وي همچنين از اساتيد نجف و كربلا همچون وحيد بهبهاني، شيخ يوسف بحراني، ميرزا ابوالقاسم مدرس و... بهره جست و سرآمد روزگار گرديد. سيّد بحرالعلوم هفت سال در مشهد و دو سال در حجاز اقامت گزيد و در آن جا منشأ خدمات ارزنده‏اي گرديد و حتي باعث شيعه شدن امام جمعه‏ي مكه در سن هشتاد سالگي شد. در محضر اين عالم بزرگوار، عالمانِ فراواني پرورش يافتند كه شيخ جعفر كاشف الغطاء، ملااحمد نراقي، محمدباقر شفتي، سيدمحمدجواد عاملي و... از آن جمله مي‏باشند. همچنين الفوائدُ الرّجاليه، اُرجوزَةُ في الامامَه، لُؤلُؤالبحرين و... از جمله كتب ارزشمند اين فقيه بزرگ مي‏باشند. سيدبحرالعلوم كه به علت بيماري در منزل به مطالعه و تاليف مي‏پرداخت، سرانجام در 24 رجب (يا 24 ذيحجه) سال 1212 ق در 57 سالگي از دنيا رفت و در كنار مرقد شيخ طوسي در نجف اشرف مدفون شد.
    9) 7 جولاي سال 1898 ميلادي : سرگئي آيزنشتاين نظريه پرداز و كارگردان سينما در روسيه متولد شد او در سال 1924 ميلادي نخستين فيلم خود « اعتصاب» را كارگرداني كرد اما دومين فيلم او رزمنا و پوتمكين تحول و دگرگوني عظيمي در تاريخ سينماي جهان ايجاد نمود و اين تحوي به كار گرفتن هنر مونتاژ در تصاوير پراكنده فيلمها بود. اكتبر، پايان زندگي و كهنه ونو از ديگر آثار اين كارگردان روسي بشمار مي رود.
    10) 7 جولاي سال 1926ميلادي ادوارد براون خاور شناس انگليسي در گذشت: او استاد زبانهاي شرقي در دذانشگاه كمبريج بود وبه زبانهاي تركي و عربي و فارسي تسلط كامل داشت. پرفسور براون مدتها در ايران به سر برد و در باره تاريخ و ادبيات و اوضاع اجتماعي اين مرزو بوم تحقيق كرد. او حاصل تحقيقات خود را در كتبي چون تاريخ ادبيات ايران و سپس تحقيقات خود را گرد آوري كرد كتاب تاريخ ادبيات ايران در چهار جلد و به زبان فارسي برگردانده شده است از ديگر آثار او ايرانيان را مي توان ذكر كرد كه تحقيق در زمينه نهضت هاي اسلامي است . او كتاب چهار مقاله عروضي سمر قندي را هم به زبان انگليسي ترجمه كرده است.
    11) ساخت ساعت معروف "بيگ بن" در انگلستان (1854م)
    12) مرگ "ژان نيكلا رِمْبو" شاعر و اديب فرانسوي (1891م): ژان نيكلا آرتور رِمْبو، شاعر معروف فرانسوي، در ششم ژوئن 1854م در ناحيه‏اي در شمال شرقي فرانسه به دنيا آمد. وي در محيطي غم‏انگيز تربيت يافت و اين دوره، تاثير نامطلوبي بر او نهاد. رمبو پس از فراگيري زبان لاتيني، در 14 سالگي نامه‏اي منظوم به زبان لاتين سرود كه مورد قدرداني واقع شد. او هم‏چنين در 17 سالگي نامه‏اي نوشت كه ژرف‏نگري شگرف رمبو را نشان مي‏داد و شخصيتي فوق عصر خود يافت نه تنها در قلمرو زيبايى بلكه در قلمرو انديشه. رمبو سال‏هايى از عمر خود را به مسافرت و ماجراجويى سپري كرد و آثاري از خود به جاي گذاشت. از جمله اين آثار، كتاب اشراق، شامل يك سلسله مينياتوري‏هاي رنگين از رؤياها و بينشي حيرت‏انگيز از دنياي پرهرج و مرج خاص خود او كه نبوغ جوانيش را به تصوير كشيده است. كتاب ديگر، فصلي در جهنم، افكار رمبو را نشان مي‏دهد و او را شاعري معرفي مي‏كند كه هرگز نتوانسته است با زندگي سازگار شود و از عصيان دست بردارد، و ديگري ديوان او كه در آن از عشق و لطف خبري نيست بلكه شعرهايش همه سرشار از خشم و خشونت است و بر مبناي بي‏نظمي در همه حواس آدمي گذارده شده است، اما از رنگارنگي و تازگي الفاظ و قدرت ادراك برخوردار است. رمبو به خوشاهنگي و تناسب كلمه اهميت مي‏دهد. كلمه در شعر رمبو درخشندگي و جلاي خاصي دارد و حتي براي صداها، رنگْ قائل مي‏شود. ماجراهاي معنوي و فكري رمبو، بر شعر قرن بيستم اثري عميق برجاي گذاشت و شاعران جوان از نفوذ فراوان او برخوردار شدند. رمبو كه از پيشوايان مكتب سمبوليسم و نمادگرايي است، راهي به سوي سبك سورئاليسم با واقعيت برتر گشود و تحول بزرگي در شعر پديد آورد. ژان رمبو سرانجام در هفتم ژوئيه 1891م در 37 سالگي درگذشت.
    13) تولد "سرگئي آيزْنِشْتايْنْ" كارگردان معروف سينماي جهان (1898م): سرگئي ميخايلوويچ آيْزِنشْتايْنْ، كارگردان و تئوريسين بزرگ روس، در 7 ژوئيه 1898م در روسيه به دنيا آمد. وي پس از اتمام تحصيلاتش در رشته مهندسي به خدمت ارتش روي آورد و پس از آن به كارهاي هنري پرداخت. آيزنشتاين در ابتدا با عناوين نقاش آگهي‏هاي تئاتر، دكوراتور و كارگردان تئاتر مشغول به كار شد و در 25 سالگي وارد جهان سينما گرديد. وي به زودي با استعداد شگرف خويش به خلق آثار جاويدان سينما پرداخت و در جهان سينما، بلندآوازه شد. آيزنشتاين در سال 1930م راهي هاليوود در امريكا گرديد ولي در آنجا هيچ كدام از پروژه‏هايش را عملي نيافت. از اين رو به مكزيك رفت و با ساخت فيلم زنده باد مكزيك، علاوه بر رونق سينماي اين كشور، تعدادي از هنرپيشگان و فيلم‏سازان جوان مكزيكي را پرورش داد. او در سال‏هاي بعد فيلم‏هايى از قبيل اعتصاب، خط عمومي، اكتبر و كشتي جنگي پوتِمْكين را ساخت و در كارگرداني اين فيلم‏ها و ساير فيلم‏هاي ارزش‏مند، شيوه‏هاي نو و ابتكاري به كار برد. آيزنشتاين با ساخت دو فيلم الكساندر نوكْسي و ايوان مخوف، شور ميهن‏پرستي و اعتقاد شديد خود را به مرام كمونيستي نشان داد. او در برخي از فيلم‏هاي خود، بازي‏هاي دسته جمعي را بر بازي‏هاي انحصاريِ هنرپيشه اصلي ترجيح داده و اهميت هنر تدوين براي ايجاد رابطه دراماتيك و نمايشي ميان تصويرهاي پراكنده را به اثبات رسانده است. فيلم‏هاي آيزنشتاين، علاوه بر اينكه تحولي در تاريخ سينما ايجاد كرده‏اند و هر يك شاه‏كاري در هنر سينما به شمار مي‏روند، از لحاظ وسعت محتوا و شكل و فرم، در حد كمالند. بدين دليل، آيزنشتاين، استاد فورماليسم يا شكل‏گيري در هنر فيلم محسوب مي‏شود كه بر اساس آن، در هنر و ادبيات، بر زيبايي ظاهر يا شكل بيروني آثار، بيشتر از معني، محتوا و ماده، توجه و تاكيد مي‏شود. وي چند كتاب نيز درباره علم نظري سينما نوشته است. سرگئي آيْزِنشْتايْن سرانجام در يازدهم اكتبر 1948م در پنجاه سالگي در مسكو درگذشت.
    14) درگذشت "ادوارد براون" اديب و خاورشناس معروف انگليسي (1926م): ادوارد گِرَنْويل براوْنْ، خاورشناس معروف انگليسي در هفتم فوريه 1862م در نيوكاسل انگلستان به دنيا آمد. وي تحصيلات خود را در رشته پزشكي در دانشگاه كمبريج به پايان رسانيد اما علاقه فراوانش به ادبيات مشرق زمين باعث شد تا در هنگامه حضور در جنگ عثماني و روسيه به عنوان پزشك، به فراگيري زبان عربي و فارسي و تركي بپردازد. براون در 25 سالگي به ايران عزيمت نمود و نتيجه اين سفر او به ايران، در كتاب يك سال در ميان ايرانيان تشريح گرديد. براون زبان فارسي را وسيله‏اي براي انتقال تفكر و تمدن ايرانيان مي‏دانست. از اين رو كتاب‏هاي متعددي اعم از تاليف و تصحيح در مورد تاريخ و ادبيات اين مرز و بوم از خود به يادگار گذاشت. در زمان حضور براون در ايران، يكي از موضوعات مورد توجه روز، مسئله فرقه‏هاي نوظهور در ميان جامعه اسلامي بود. او ضمن آشنايى با بزرگان فرقه‏هاي بابي و بهايى، كتبي نيز در اين زمينه نگاشت. براون علاوه بر تدريس، به تاليف و تصنيف درباره موضوعات ادبي و تاريخي ايراني و اسلامي و نشر كتب از روي نسخه‏هاي دست‏نويس مي‏پرداخت و در اين راه تلاش فراواني از خود نشان داد. در ميان آثار او، چند مجموعه كتاب، نشان دهنده ميزان علاقه و تسلط وي به زبان‏هاي فارسي و عربي است كه كتاب تاريخ ادبيات ايران در 4 جلد به عنوان اولين و كامل‏ترين تاريخ ادبيات فارسي، تاريخ پزشكي عرب شامل چهار خطابه درباره جايگاه علم طب در ميان اعراب قبل از اسلام تا چند قرن پس از آن و نيز كتاب انقلاب ايران درباره واقعه نهضت مشروطه از آن جمله‏اند. برخي بر اين باورند كه ادوارد براون، مامور سياسي دولت انگلستان بوده و با گرفتن پول از خارجي‏ها، قصد طرح و بزرگ‏نمايى بابي‏ها و بهايى‏ها را داشته و در راه ايجاد تفرقه ميان ايرانيان تلاش مي‏كرد. از سوي ديگر، گروهي نيز وي را مردي آزادي‏خواه مي‏دانستند كه به ادبيات و عرفان ايران و ايرانيان علاقه داشت و با سياست‏هاي ضد مصالح ايران مخالفت مي‏كرد. ادوارد براون ساليان طولاني به تدريس زبان فارسي و عربي در دانشگاه كمبريج مشغول بود تا اين‏كه در هفتم ژوئيه 1926م در 54 سالگي درگذشت.
    15) درگذشت خانم "گابريلا ميسْتْرال" شاعر بزرگ امريكاي لاتين (1957م): گابْريلا ميسْتْرالْ نام مستعاري است كه يكي از برجسته‏ترين شاعران زن شيلي در زير پوشش آن، سخنان موزون و دلپسند خود را به جهان ادب عرضه كرده و شهرت فراواني به دست آورده است. خانم لوسيا گودوي آلكاواگا معروف به گابريلا ميسترال، شاعر و اديب معروف امريكاي لاتين در هفتم آوريل 1889م در دهكده دور افتاده‏اي در شيلي و در خانواده‏اي فرو دست، پاي به صحنه وجود گذاشت. چون در ده آنها مدرسه‏اي نبود، وي بدون آموزشي رسمي و مرتب، آموزش‏هاي پايه را فرا گرفت و با كوشش فراوان توانست در پايان تحصيلات خود، به مقام آموزگاري كودكان ده برسد. ميسترال در اين كار چنان شايستگي از خود نشان داد كه از طرف آموزش و پرورش شيلي به عنوان رايزن آموزشي برگزيده شد و از اين زمان بود كه در پاسخ به تلاش‏هاي جان‏كاهي كه براي بهبود فرهنگ مردم ده خود انجام داده بود، به نمايندگي مردم شيلي در جامعه ملل و پس ازآن در سازمان ملل متحد برگزيده شد. با اين حال، آوازه شاعري گابريلا ميسترال، از شركت در يك مسابقه ادبي در سال 1913م و دريافت جايزه نخست آن آغاز گرديد و تا آنجا پيش رفت كه وي را در شمار دو سه شخصيت برجسته ادبي امريكاي لاتين شناختند. شعر ميسترال، استوار و پرقدرت و زيباست. اما برخلاف بيشتر زنان سخن‏سراي امريكاي جنوبي، در هيچ يك از سروده‏هايش، نشانه‏اي از شورهاي سوزان جسماني نيست، از اين‏روست كه وي را يكي از سنگينْ‏سخن‏ترين شاعران زن قرن بيستم به شمار آورده‏اند. او در بسياري از اشعارش به ستايش احساسات و عواطف مادري مي‏پردازد و جايگاه مادر را با شيوايى خاصي تجليل مي‏كند. گابريلا ميسترال به دليل ويژگي‏هاي شعري خود، نه تنها در امريكاي لاتين از شهرتي بي‏مانند برخوردار است، بلكه در سال 1945م به خاطر داستان معروف "دعا به خاطر آنها كه خودكشي كردند"، موفق به اخذ جايزه ادبي نوبل گرديد. ميسترال در آثار نخستين خود، از تورات و اشعار برخي از ادبا مايه گرفته بود، اما از آن پس، سبك خاص خود را بازيافت و هيجان‏هاي گوناگوني كه روحش را آشفته مي‏ساخت، در شعر بيان مي‏كرد؛ هيجان ناشي از عشق مادري و عشق به زادگاه، اندوه ناشي از مرگ و شفقت و احساسي كه از ديدن مردم فقير به او دست مي‏داد. اين احساس‏هاي شخصي در آثار ميسترال، غالبا جاي خود را به صلح‏طلبي، عدالت‏خواهي، موضوع‏هاي عالي بشري، موضوعات تاريخي و موضوعات مربوط به آينده امريكاي لاتين مي‏داد. خانم گابريلا ميسترال سرانجام در هفتم ژوئيه 1957م در 68 سالگي در نيويورك درگذشت و در شهر سانتياگو پايتخت شيلي به خاك سپرده شد. كمتر نويسنده‏اي در زمان حيات، شهرت و افتخاري نظير گابريلا ميسترال به دست آورده است. مرگ او نيز تاثير عظيمي در سراسر كشورهاي اسپانيايي زبان كه اشعار ساده و خوش‏آهنگ او را مي‏ستودند، برجاي گذاشت.
    16) روز ملي و استقلال "جزاير سليمان" (1978م): جزاير سليمان در سال 1567م كشف شد. در سال 1885م شركت گينه جديد آلمان، مدعي مالكيت بر جزاير سليمان شده و آن‏جا را تصرف كرد. در اواخر قرن نوزدهم، انگلستان قسمت اعظم جزاير سليمان را تحت سلطه خود درآورد. در طي جنگ جهاني دوم، در سال‏هاي 1942 - 43 جزاير سليمان شاهد درگيري‏هاي شديدي ميان نيروهاي امريكايى و ژاپني بود تا اين كه به دست ژاپني‏ها تصرف شدند. در سال‏هاي پس از جنگ، جنبش‏هاي استقلال طلبانه‏اي در اين جزاير به وجود آمد و مبارزاتي صورت گرفت. در سال 1960م يك مجمع قانون‏گزاري در جزاير سليمان تشكيل شد و در نهايت، در سال 1976م به دنبال لغو تحت الحمايگي انگلستان، به خودمختاري رسيد. سرانجام با برپايى كنفرانس براي استقلال جزاير سليمان در لندن، اين جزاير در هفتم ژوئيه 1978 به استقلال دست يافت و به عضويت سازمان ملل متحد درآمد. جزاير سليمان با حدود 29 هزار كيلومتر مربع وسعت در قاره اقيانوسيه، در اقيانوس آرام و درياي سليمان و در جنوب غربي جزيره نائورو و شرق پاپوا گينه نو واقع شده است. جميعت آن در حدود 450 هزار نفر بوده كه اكثريت آنها مسيحي و عمدتاً پروتستان هستند. پايتخت جزاير سليمان هونيارا نام دارد و واحد پول آن دلار مي‏باشد. پيش‏بيني مي‏شود جمعيت جزاير سليمان تا سال 2025 در حدود 820 هزار نفر خواهد شد. زبان رسمي مردم اين جزاير، انگليسي و خط رايج، لاتين است. بيش از 94% مردم جزاير سليمان مليت ملانزيايي و بقيه عمدتاً اروپايي و چيني‏اند. گيزو، آئوكي و بوآلا نيز از شهرهاي مهم جزاير سليمان هستند. نظام سياسي حاكم بر جزاير سليمان فرمانداري كل، تحت حكومت پادشاهي انگلستان است.
    17) به آتش كشيده شدن سفارت امريكا در قطر توسط يك فلسطيني (1982م)
    18) تولد ویتوریو دسیکا (1974- 1902) کارگردان ایتالیایی: کارگردان، بازیگر معاصر ایتالیایی و از پیشگامان نئورالیسم سینمای ایتالیاست.
    19) تولد پل گوگن 1848 م : نقاش فرانسوی و یکی از مهمترین چهره‌های سبک پسادریافتگری بود.
    20) تولد دیه گو ولاسکوئز 1599 م : «دیه‌گو ولاسکوئز» نقاش اسپانیایی بوده و مهم‌ترین هنرمند دربار شاه «فیلیپ چهارم» به حساب می‌آمده. به کشیدن «پرتره» علاقه خاصی داشته و تقریبا جزء نقاش‌های دوره‌ی باروک هم به حساب می‌آمده. سالیان سال در ایتالیا زندگی کرده. در اوایل قرن نوزدهم میلادی آثارش جزء نقاشی‌های سبک رئالیسم و امپرسونیسم تلقی می‌شده است.«لاس منیناس» یا همان «ندیمه‌ها» از معروف‌ترین آثار ولاسکوئز به حساب می‌آید.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  10. #140
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    17 تیر 1389 / 25 رجب 1431 / 8 جولای 2010



    1) انعقاد پيمان "سعد آباد" در تهران (1316 ش): ايران، قبل از جنگ جهاني دوم، تحت نفوذ سياست استعماري انگليس بود و قدرت متمركز رضاخان، اداره مملكت را با استبداد تمام برعهده داشت. با روي كار آمدن آتاتورك در تركيه، با تحريك انگلستان و براي اين كه شوروي در حلقه محاصره قرار داشته باشد، در هفدهم تيرماه 1316 ش برابر با هشتم ژوئيه 1937 م، پيمان دوستي و عدم تجاوز بين ايران، تركيه، افغانستان و عراق در كاخ سعدآباد تهران به امضا رسيد. به موجب اين پيمان، اين دولت‏ها متعهد شدند كه سياست خارجي هماهنگي داشته باشند و در مقابله با خطر كمونيسم كه هر يك از دولت‏هاي آنان را تهديد كند، همديگر را مورد حمايت قرار دهند. همچنين دولت‏هاي عضو ضمن اين كه نبايد در امور داخلي هم دخالت كنند، بايد در كليه اختلافات بين المللي كه با منافع آنان مربوط است، مشورت نمايند و عليه هم، عمليات تجاوزكارانه نداشته باشند. اما درعمل، اين پيمان، توخالي و پوچ بود و ايران خود همكاري وسيعي با آلمان كه شريك شوروي بود، داشت و كارشناسان آلماني در مؤسسات بسياري در ايران خدمت مي‏كردند.
    2) درگذشت استاد خوشنويس "احمد نجفي زنجاني" (1361 ش): استاد احمد نجفي زنجاني مشهور به معصومي يا معصومي خوشنويس در سال 1287 ش در نجف اشرف به دنيا آمد. از آن‏جا كه وي به آموختن فنون خط علاقه داشت، ضمن تحصيل، به فراگيري اين هنر پرداخت و در 25 سالگي در زمره خوشنويسان عصر درآمد و به كتيبه‏نويسي روي آورد. كتيبه‏هاي درب طلاي بارگاه امام علي(علیه السلام)، كتابخانه حضرت امير(علیه السلام)، درب نقره حرم سامرا، ضريح آرامگاه مسلم بن عقيل در كوفه، ضريح حضرت عبدالعظيم(علیه السلام) در شهر ري، ضريح حضرت رقيه(سلام الله عليها) در شام، ضريح امام رضا(علیه السلام) و كتيبه‏هاي مسجد اعظم و مسجد آيينه و موزه قم و ده‏ها اثر ارزشمند در داخل و خارج از كشور به دست توانا و هنرمند اين استاد گرانقدر نگاشته شده است. علاوه بر اين، به دستور وزارت فرهنگ، عموم اصلاحات كتيبه‏هاي تاريخي در سراسر كشور و شجره‏نامه‏هاي انساب سادات و استنساخ كتب قيمتي و تكميل قرآن‏هاي خطي و گرانبها توسط وي انجام گرفت. استاد معصومي از خوشنويساني است كه در نوشتن انواع خط از قبيل نسخ، ثلث، رقاع، كوفي، نستعليق، شكسته، طغرا و... مهارت داشت. وي در انجمن خوشنويسان ايران به سمت استادي در امر تعليم خط ثلث مشغول و تا پايان عمر در اين خدمت بود. قرآن، مفاتيح الجنان، مناسك حج، رسم المشق و غيره از جمله كتابت‏هاي اوست. اين خوشنويس برجسته به هنگام فوت 74 سال داشت.
    3) شهادت آيت‏اللَّه "محمد مهدي رباني املشي" عضو فقهاي شوراي نگهبان (1364ش): آيت‏اللَّه شيخ محمدمهدي رباني املشي در سال 1313 شمسي (نيمه شعبان 1353 ق) در خانواده روحاني در قم متولد شد. وي در خدمت پدرش مراتب علمي خويش را آغاز و پس از طي مراحل مقدماتي و سطح علوم حوزوي، از محضر بزرگاني چون آيت‏اللَّه بروجردي و امام خميني(رحمة الله علیه) استفاده نمود. آيت اللَّه رباني از 17 سالگي در مسير امور سياسي قرار گرفت و در قيام 15 خرداد 1342 فعالانه در خدمت نهضت اسلامي بود. وي با انجام سفرهاي مختلف، به سخنراني‏هاي تندي عليه رژيم مي‏پرداخت و در اين راه متحمل شش سال زندان و شكنجه و شش سال تبعيد گرديد. آيت‏اللَّه رباني املشي يكي از اعضاي فعال جامعه مدرسين حوزه علميه قم به شمار مي‏رفت و پس از پيروزي انقلاب مسئوليت‏هاي مختلفي را عهده‏دار بود كه عضويت در شوراي عالي انقلاب فرهنگي، دادستاني كل كشور، عضويت شوراي عالي قضايي، عضويت در شوراي نگهبان و نمايندگي مجلس خبرگان از آن جمله‏اند. سرانجام اين عالم رباني و مجاهد نستوه، پس از سال‏ها فعاليت و مبارزه خالصانه در راه اسلام، در بامداد هفدهم تيرماه 1364 ش در اثر يك بيماري رنج آور كه زمينه آن را دشمنان اسلام و انقلاب در او به وجود آورده بودند، در 51 سالگي به شهادت رسيد و در حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله عليها) به خاك سپرده شد.
    4) درگذشت "محمد علي ناصح" اديب و شاعر معاصر (1365 ش): محمدعلي ناصح، متخلص به ناصح در سال 1278 در تهران به دنيا آمد و علاوه بر فراگيري علوم جديد به آموختن علوم قديمه نيز پرداخت. ناصح از سال 1297 كه انجمن ادبي ايران به همت وحيد دستگردي در تهران تأسيس شد از اعضاي آن بود. او بعدها رياست اين انجمن را تا پايان عمر به عهده گرفت. شرح بوستان سعدي، شرح حال خاقاني شرواني و نيز ديوان اشعار، از او به جاي مانده است. محمدعلي ناصح به هنگام فوت، 87 سال داشت.
    5) درگذشت فقيه جليل و محقق فرزانه آيت‏اللَّه "سيدمحمدحسين حسيني تهراني" (1374 ش): آيت‏اللَّه سيدمحمدحسين حسيني تهراني در سال 1305 ش (1345 ق) در تهران در بيت علم و فضل ديده به جهان گشود. وي در نوجواني وارد حوزه علميه قم شد و از محضر علماي بزرگي چون آيات عظام سيد حسين بروجردي، سيد محمد محقق داماد و علامه طباطبايي بهره برد. سيد محمد حسين سپس در 25 سالگي به نجف رفت و از استاداني نظير حضرات آيات: سيد ابوالقاسم خويي و سيد محمود شاهرودي بهره‏ها برد. وي پس از هفت سال و طي مدارج عالي علمي به تهران بازگشت و به اشاعه مكتب تشيع و ابلاغ رسالت ديني همت گماشت. آيت اللَّه حسيني تهراني پس از پيروزي انقلاب اسلامي به مشهد عزيمت كرد و به تدريس و تربيت شاگردان و راهنمايي مؤمنين پرداخت. از اين عالم بزرگوار بيش از 40 عنوان كتاب در 75 جلد برجاي مانده است كه از مطالعه آن‏ها، تبحّر فراوان مؤلف در علوم مختلف اسلامي همچون: كلام، فقه، اصول، تفسير، حديث، تاريخ، تراجم، حكمت، فلسفه، سياست، ادبيات، طب، عرفان و اخلاق نمودار است. از جمله آثار اين عالم بزرگوار عبارتند از: امام‏شناسي در 18 جلد، معادشناسي در 10 جلد، مهر تابان، روح مجرد و نيز نور ملكوت قرآن در 4 جلد. اين عالم فرزانه سرانجام در 17 تير 1374 ش برابر با 9 صفر 1416 ق در 69 سالگي دار فاني را وداع گفت و پس از تشييعي با شكوه در صحن مطهر حضرت امام رضا(علیه السلام) مدفون گرديد.
    6) رحلت حكيم و فيلسوف گرانقدر، آيت‏اللَّه "محمد اسماعيل صائني زنجاني" (1377ش): آيت‏اللَّه حاج شيخ محمد اسماعيل صائني زنجاني، در سال 1311ش (1351ق) در بيت علم و تقوا و فضيلت در زنجان زاده شد و پس از طي مقدمات و سطوح حوزوي، در هجده سالگي عازم حوزه علميه قم گرديد. ايشان در قم از محضر پر فيض حضرات آيات: سيد حسين بروجردي، سيد محمد محقق داماد و حضرت امام خميني(ره) بهره برد و همزمان، از علامه سيد محمد حسين طباطبايي، دوره كامل اسفار، اصول فلسفه و روش رئاليسم را فرا گرفت. آيت‏اللَّه صائني از آن پس، حلقه درس خود را تشكيل داد و به تدريس فلسفه و سطوح عالي حوزه همت گماشت. وي پس از 14 سال اقامت در قم، در سال 1343ش، به اصرار اهالي متدين زنجان به زادگاه خود بازگشت و تا پايان عمر خويش، به مدت حدود 35 سال به ترويج دين و تعظيم شعائر مذهبي مشغول گرديد. آيت‏اللَّه صائني زنجاني در اين زمان طولاني موفق شد فقه و اصول، فلسفه، كلام، تفسير قرآن و نهج‏البلاغه و مباحث اخلاقي را به شمار زيادي از فضلا و طلاب علوم ديني و نسل جوان آموزش دهد و منشا خدمات فراواني گردد. از اين حكيم گرانقدر آثاري بر جاي مانده كه تقريرات درس فقه و اصول آيت‏اللَّه محقق داماد از آن جمله است. اين عالم بزرگوار سرانجام پس از عمري خدمت به ساحت دين و ترويج مذهب، در هفدهم تيرماه 1377ش برابر با پانزدهم ربيع‏الاول 1419ق در شصت و شش سالگي دار فاني را وداع گفت و پس از تشييعي با شكوه، در زنجان به خاك سپرده شد.
    7) رحلت فيلسوف شهير معاصر آيت اللَّه دكتر "مهدي حائري يزدي" (1378 ش): آيت اللَّه دكتر شيخ مهدي حائري يزدي درسال 1301ش (1341ق) در بيت علم و تقوا و فضيلت، از صُلب آيت اللَّه العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي، مؤسس عالي قدر حوزه علميه قم، به دنيا آمد. وي پس از گذراندن مقدمات و سطوح عاليه در اين شهر نزد برادر بزرگوارش، آيت اللَّه مرتضي حائري و آيت اللَّه سيد محمدرضا گلپايگاني، در محضر پر فيض حضرت امام خميني(رحمة الله علیه) ، به آموختن متون كلامي و فلسفي و نزد آيات عظام: سيدمحمد حجت كوه كمره‏اي، سيدمحمدتقي خوانساري و سيد حسين بروجردي به فراگيري دروس خارج فقه و اصول پرداخت و مباني علمي خويش را استوار ساخت. آيت اللَّه مهدي حائري، در سال 1329 ش، با تصويب آيت اللَّه بروجردي، براي نظارت بر متون درسي ديني و فرهنگ كشور به تهران رفت و همزمان به تحصيل فقه در محضر آيت اللَّه سيد احمد خوانساري و فلسفه اسلامي نزد حكيم علامه، ميرزا مهدي آشتياني همت گماشت. او در سال 1339 ش، به نمايندگي آيت اللَّه بروجردي، رهسپار آمريكا شد و رسيدگي به امور شيعيان آنجا را برعهده گرفت. اين عالم بزرگوار، در آمريكا به تاليف، تدريس و انجام وظايف ديني و نيز تحصيل فلسفه غرب اشتغال ورزيد و دوره دكتراي خود را در دانشگاه ميشيگان و تورنتو با درجه ممتاز گذرانيد. آيت‏اللَّه مهدي حائري در سال‏هاي اقامت در آمريكا ضمن تدريس فقه، فلسفه و ادبيات فارسي در دانشگاه‏هاي آمريكا، در ده‏ها سمينار و كنفرانس علمي و فلسفي شركت جُست و با ايراد سخنراني‏هاي متعدد، استواري و عظمت فلسفه و كلام اسلامي را در محافل غرب به همگان نماياند. ايشان در سال 1358 به ايران بازگشت و به كارهاي علمي خود ادامه داد. كاوش‏هاي عقل نظري، علوم قرآن، متافيزيك و حكمت و حكومت، برخي از آثار اين استاد فرهيخته به شمار مي‏روند. سرانجام آن فيلسوف بزرگ در 17 تيرماه 1378 برابر با 14 ربيع الاول 1420 ق در 77 سالگي بدرود حيات گفت و در حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله عليها) به خاك سپرده شد.
    8) درگذشت جمشید شیبانی فیلمنامه نویس (1388-1301) ش
    9) شهادت امام موسي كاظم(علیه السلام) در زندان "هارون‏الرشيد" خليفه‏ي ستمكار عباسي(183 ق): در زمان امامت امام موسي كاظم(علیه السلام) شرايط براي مبارزه‏ي منفي و قيام علمي و ارشاد مردم، آماده بود. با توجه به اين وضعيت، آن امام بزرگوار، فعاليت خويش را در دو جبهه آغاز فرمود. يكي مبارزه‏ي منفي و عدم تسليم در برابر طاغوت و متنفّر كردن مردم از دستگاه ظلم و جور و ديگري در جهت ارشاد و هدايت مردم و نشر احكام و تربيت شاگردان. امام كاظم(علیه السلام) در اين راه سختي‏هاي فراواني را متحمل شده و ساليان طولاني در زندان هارون، خليفه‏ي ستمكار عباسي محبوس گرديد. سرانجام حضرت امام موسي كاظم(علیه السلام) پس از پنجاه و پنج سال زندگي و سي و پنج سال امامت در حالي كه سال‏هاي زيادي از دوران امامت را در زندان ستم هارون الرشيد عباسي گذرانده بود به دستور خليفه و توسط زندانبان قَسيُّ القلبي به نام سِندي بن شاهِك مسموم شده و به شهادت رسيد. شهادت آن امام بزرگوار در زندان بغداد صورت گرفت و بدن مطهرش را در نزديكي بغداد و در محلّي كه امروزه به كاظمين مشهور است به خاك سپردند.
    10) درگذشت "شاه نعمت اللَّه ولي" از اولياء بزرگ و صاحبْ طريقتِ شيعه(830 ق): نورالدين شاه نعمت اللَّه بن سيدعبداللَّه‏كرماني معروف به شاه نعمت اللَّه ولي، از بزرگان عرفاي نامدار شيعه‏ي قرن نهم هجري، در حدود سال 730 ق در كرمان به دنيا آمد. وي از معاشران سيدشريف جرجاني و حافظ شيرازي بود و در حرمين شريفين (مكه و مدينه) در خدمت عبداللَّه يافعي تن به رياضات شاقه و مجاهدات جان‏فرسا داد و از او اجازه‏ي ارشاد گرفت. طريقه‏ي شاه نمت اللَّه ولي را از افراط و تفريط و عقايد فاسد، مبرّا دانسته‏اند. همچنين او را پيرو افكار و شارح آثار ابن عربي گفته‏اند. شاه نعمت اللَّه ولي، سلطان دراويش بود و بزرگانِ اطراف، هدايايى به درگاهش مي‏فرستادند. شهرت شاه نعمت اللَّه ولي بيشتر از جنبه‏ي تصوُّف است نه شعر و شاعري. ديوان اشعار وي مشتمل بر چهارده هزار بيت غزليات، مثنويات و نيز مقداري رباعيات مي‏باشد. غزليات او بيشتر بر وحدت وجود و عشق عرفاني است. امانت، شرح گلشن راز، نصيحةُ الملوك و... از جمله آثار اوست. وفات شاه نعمت اللَّه ولي بين 830 ق الي 843 ق واقع شده و در تاريخ آن محل اختلاف مي‏باشد. هرچند، با توجه به اشعار وي، بر مي‏آيد كه بيش از صد سال عمر كرده است. شاه نعمت‏اللَّه ولي در ماهانِ كرمان درگذشت و تربتش زيارتگاه صوفيان، مريدان و معتقدانش مي‏باشد. هم‏اكنون مزار او در ماهان، با شكوه و صفا پابرجاست.
    11) شهادت آيت‏اللَّه شيخ "عبدالكريم عيدگاهي شهيدي" (1334 ق)
    12) رحلت آخوند "ملامحمد جواد صافي گلپايگاني" (1387 ق)
    13) ارتحال عالم رباني و فقيه بزرگوار شيعه آيت اللَّه "ابوالفضل خوانساري نجفي" (1422 ق): آيت اللَّه شيخ ابوالفضل خوانساري در سال 1334 ق (1295 ش) در اصفهان به دنيا آمد. پدرش از شاگردان با سابقه‏ي آخوند خراساني و شيخ حسن مامقاني بود. پس از فراگيري مقدمات در زادگاهش، در 20 سالگي به دليل آزار و اذيت حكومت پهلوي، براي تحصيلِ سطوح بالاتر، راهي نجف اشرف گرديد. آيت‏اللَّه خوانساري در نجف از محضر درس آيات عظام: سيدابوالقاسم خويى، سيدمحسن حكيم، محمدحسين غروي اصفهاني و ميرزا باقر زنجاني بهره‏مند گرديد و پس از 16 سال اقامت، در 36 سالگي به علت بيماري ريوي به ايران مراجعت نمود و در محضر آيت اللَّه بروجردي به تلمذ نشست. اين عالم بزرگوار با آغاز دوران مبارزه‏ي امام خميني، به پشتيباني از نهضت اسلامي پرداخت و نقش مؤثري در سال‏هاي تبعيد حضرت امام ايفا نمود. آيت‏اللَّه خوانساري پس از پيروزي انقلاب اسلامي به عنوان نماينده‏ي امام و امام جمعه‏ي اراك، راهي آن شهر گرديد و به مدت سيزده سال در اين سنگر خدمت كرد. اين عالم فرزانه سرانجام در 21 مهر 1380 در 85 سالگي دار فاني را وداع گفت و در حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله عليها) دفن گرديد.
    14) 8 جولاي سال 1807 ميلادي : همزمان با امضاء معاهده تاريخي تلسيت در ناحيه اي به همين نام در سرزمين روسيه ميان ناپلئون بناپارت و تزار الكساندر اول امپراتور روسيه معاهده ديگري به نام پيمان اتحاديه دو امپراتوري نيز امضاء شد. بر اساس اين پيمان روسيه و فرانسه متعهد شدند در صورت حمله هر كشورديگر به خاك سرزمينشان يكديگر را ياري كنند. اما دوره دوستي و اتحاد اين دو كشور تنها تا سال 1810 ادامه يافت. زيرا روسيه به اين نكته پي برده بود هوا داري نظام قاره اي، تجارت روسيه را مختل خواهد نمود. به همين سبب بندرهاي روسيه را بر روي كشتي هاي بي طرف گشود و براي كالاهاي فرانسوي نيز مالياتهاي سنگين وضع نمود . عاقبت دوران اتحاد دو امپراتوري با هجوم نافرجام ناپلئون به روسيه در 24 ژوئن سال 1812 ميلادي خاتمه يافت.
    15) امضاء معاهده تاريخي "تيلسيت" ميان امپراتوران روسيه و فرانسه (1807م): در جريان كشورگشايى‏هاي ناپلئون بُناپارت، امپراتور فرانسه و حمله به كشور روسيه، شكست سختي در ناحيه فريدلَند به روس‏ها وارد آمد. از اين رو تزار روسيه از ناپلئون تقاضاي متاركه جنگ نمود و با امضاي معاهده دوستي در شهر تيلسيت بين دو طرف در 8 ژوئيه 1807م، روابط دوستانه بين فرانسه و روسيه ايجاد شد. بر اساس اين پيمان، كه به پيمان اتحاد دو امپراتور معروف شد، روسيه و فرانسه متعهد شدند در صورت حمله كشور ثالث به خاك آنها، يك‏ديگر را ياري كنند. هم‏چنين ناپلئون براي جلب رضايت و دلجويى از تزار روسيه، ايالات مولداوي و والاشي در شرق روسيه را به روس واگذار كرد و متعهد شد كه اگر سلطان عثماني با اين امر مخالفت نمايد با آن مقابله خواهد نمود. در اين ميان دولت ايران كه بر اساس قرارداد دوستي با فرانسه، خود را براي مقابله با دشمناني كه براي نابودي ناپلئون تحريك شده بود آماده مي‏كرد، ناگهان در سخت‏ترين زمان، تنها شد. ناپلئون در اين عهدنامه نامي از ايران به عنوان متحد خود در منطقه نبرد و دولت فتحعلي شاه را در برابر روسيه رها كرد. پس از امضاي اين عهدنامه، ارتش روسيه از جبهه اروپا رهايى يافت و تمام توانش را متوجه ايران و عثماني گردانيد. اما دوره دوستي و اتحاد دو كشور تنها تا سال 1810م ادامه يافت. در اين سال، دولت روسيه به اين نكته پي بُرد كه هم پيماني با ناپلئون و هواداري از وي، تجارت خارجي روسيه را مختل خواهد كرد. به همين دليل اين كشور، بندرهاي خود را بر روي كشتي‏هاي بي‏طرف گشود و براي ورود كالاهاي فرانسوي به روسيه نيز ماليات‏هاي سنگين وضع كرد. سرانجام دوران اتحاد اين دو امپراتوري با هجوم نافرجام ناپلئون به روسيه در 24 ژوئن 1812، خاتمه يافت.
    16) تولد "جان راكْفِلر" سرمايه‏دار معروف امريكايي (1839م): جان داويدسُن معروف به راكْفِلِر، ثروت‏مند افسانه‏اي امريكا و مؤسس شركت نفتي استاندارد اويل، در هشتم ژوئيه 1839م در نيويورك به دنيا آمد. وي سال‏هاي اوليه زندگي را با فقر و تهي‏دستي گذراند اما از جواني به تجارت روي آورد و در 31 سالگي با مشاركت عده‏اي، سهام يك پالايشگاه را خريد. بدين ترتيب با سرمايه يك ميليون دلار شركت نفتي استاندارد اويل را تأسيس نمودو طي چهار سال با به كار بستن فنون اقتصادي مقام اول پالايش نفتي امريكا را به دست آورد. راكفلر در چهل سالگي به مدد سرمايه‏اي كه از رقابت با ساير بازرگانان كسب كرده بود، طي چندين سال به خريد پالايشگاه‏هاي كوچك محلّي مبادرت ورزيد و همه آنها را در مجتمع توليدي واحدي متمركز ساخت. وي در سايه مناقصه‏هاي قابل توجه، شبكه‏هاي خطوط آهن نيويورك و انحصار تصفيه نفت منطقه‏اي ديگر را به دست آورد. راكفلر به تدريج در مناطق ديگر امريكا پالايشگاه‏هايى را تأسيس كرد و به اين ترتيب شبكه فروش عظيمي را به راه انداخت. سپس كمپاني‏هاي حمل و نقل نفت از راه لوله‏هاي نفتي را نيز يكي پس ازديگري به انحصار خود درآورد و بدين ترتيب توانست انحصار پالايش و حمل و نقل را در سراسر امريكا به دست آورد. در دهه 1880م، كمپاني استاندارد اويل كه به وسيله راكفلر تأسيس شده بود، به عنوان اولين تراست (اتحاديه) عظيم نفتي جهان شناخته شد. اندكي پس از سال 1900م ،راكفلر اغلب رقباي خود را از ميدان بيرون راند و خود يكّه‏تاز شبكه توليد، پالايش و توزيع نفت گرديد. راكفلر در دوران حيات خود براي انحراف اذهان عمومي، حدود پانصد ميليون دلار صرف كارهاي خيريه كرد و چندين كليسا، درمانگاه و بيمارستان و نيز دانشگاه شيكاگو را تأسيس و احداث نمود. تشكيلات راكفلر تنها به سبب دارابودن قدرت مالي توانست در بحران مالي دهه 1930 امريكا برقرار بماند و كمترين ضرر را بدهد. راكفلر به عنوان ثروت‏مندترين مرد امريكا در آغاز قرن بيستم، به دليل نفوذ و قدرت مالي خود، بر سياست امريكا نيز تاثير بسيار گذارد. در سال‏هاي آخر عمر راكفلر، مسئوليت امور بر عهده پسرش قرار گرفت و جان داويدسُن راكْفِلِر كه آرزو داشت يك‏صد سال عمر كند، سرانجام در 16 نوامبر 1937م در نود و هشت سالگي درگذشت. او هنگام مرگ در رأس يك دودمان متحوّل و سرمايه دار قرار داشت و تمامي سرمايه‏داران مشهوري كه با نام راكْفِلِر پس از وي در عرصه اقتصاد و سياستِ امريكا ظاهر شدند، عموماً از نزديكان او مي‏باشند.
    17) مرگ "پل بُروكا" دانشمند فرانسوي و باني علم جمجمه‏شناسي (1880م): پل بُروكا، دانشمند فرانسوي، در 28 ژوئن 1824م در فرانسه به دنيا آمد. وي پس از طي تحصيلات مقدماتي وارد دانشگاه شد و در رشته پزشكي فارغ التحصيل گرديد و آن‏گاه به جراحي اشتغال ورزيد. بروكا هم‏زمان به امور تحقيقاتي و مطالعاتي پرداخت تا اين‏كه براي اولين بار، براي درمان يك دُمَل مغزي، با استفاده از مته و ارّه جراحي، كاسه سر انسان را سوراخ كرد. بروكا در سال 1861م، تحقيقات خود را بر روي جمجمه مردگان انجام داد و به كشفيات مهمي در اين باره پي برد. بروكا به اين نتيجه دست يافت كه مركز تكلمْ در نيمكره چپ مغز است و هر ضايعه‏اي كه بر اين قسمت از مُخ وارد آيد، موجب ناتواني در حرف زدن خواهد شد. بدين‏ترتيب براي اولين بار، ارتباط ميان يكي از استعدادهاي جسمي، با نقطه كنترل آن در مغز به طور واضح و مسلّم آشكار گرديد. بروكا در كنار اين تحقيقات، به مسائل مربوط به مردم‏شناسي نيز مي‏پرداخت و با ابتكار فن جمجمه‏شناسي، ارتباطي بين طب و جامعه‏شناسي به وجود آورد. اطلاعات و تحقيقات بروكا در زمينه جمجمه، در عصر خود، بيش از هر دانشمند ديگري بود و لاجرم مي‏توان به خوبي از اين اطلاعات براي مردم‏شناسي علمي استفاده كرد. او هم‏چنين به اسباب‏هاي تازه‏اي براي اندازه‏گيري‏هاي مربوط به جمجمه‏سنجي دست يافت. بروكا در زمان حيات خويش، از نظريات چارلز داروين، طبيعي‏دان انگليسي درباره نظريه تكاملْ، دفاع و حمايت كرد و با ارائه آثار و انديشه‏هاي خود، موجب توسعه نظريه تحول و تكامل شد. پل بروكا سرانجام در هشتم ژوئيه 1880م در 56 سالگي درگذشت.
    18) درگذشت "جيوواني پاپيني" فيلسوف و نويسنده ايتاليايي (1956م): جيوواني پاپيني، فيلسوف و نويسنده معروف ايتاليايى در نهم ژانويه 1881م در فلورانس ايتاليا به دنيا آمد. جيوواني دوره كودكي و نوجواني خود را باتيره روزي گذراند اما شيفتگي او در كسب معلومات موجب شد كه بسيار زود به كتابخانه عمومي روي آورد و بر دانش خود بيفزايد و به تدريج استعداد خود را در ادبيات آشكار سازد. پاپيني در جواني داستان مردي زوال يافته را انتشار داد كه زندگي نامه او بود و در آن، بي‏اعتقادي به مذهب و آشفتگي‏هاي روحيش رامنعكس كرده بود. اين اثر كه شاه‏كار دوره اول نويسندگي پاپيني به شمار آمد، استعدادش را در داستان نويسي آشكار ساخت. اما پس از جنگ جهاني اول، در روح او تحول و انقلابي عظيم پديدار شد و احساس كرد كه بعد از طغيان‏ها و ابراز عقايد تند ضد كليسايى، تمايلي عميق به ايمان در وجودش راه يافته است. به بيان ديگر، وي در گام‏هاي نخست زندگي فكري خود، مبلّغ تندرو و پرشور انكار خدا بود اما در ادوار بعدي حيات خود، نبودِ خدا را به عنوان يك خلأ احساس نمود كه بايد پُر شود. او در حقيقت، از بي‏ديني به مذهب كاتوليك روي آورد. پاپيني در فلسفه از پيروان فلسفه اصالت عمل بود كه يك عقيده را در صورتي حقيقي و مبتني بر حقيقت مي‏دانست كه عمل بر آن واقع شود و به عبارت ديگر، نتايج رضايت بخش و محسوسي داشته باشد. وي معتقد بود كه در تكامل و ترقي انسان، هدف و مقصدي وجود دارد، و نيز باور داشت كه در وجود آدمي، يك قريحه و استعداد اخلاقي و علمي براي استقرار همكاري و برادري بر اساس دموكراسي قرار دارد. بدين ترتيب، پاپيني، معناي زندگي را تعرض و تعدي فردي نمي‏دانست، بلكه از نظر او، همكاري و معاونت اجتماعي، زندگي را معنا مي‏بخشد. وي مي‏گفت، راه گذر حيات تنها به چند نفر تعلق ندارد، بلكه از آن همه انسان‏هاست. هم‏چنين چراغي كه راه ما را هنگام عبور از اين رهگذر، روشن مي‏سازد، عشق همگاني و جهاني است نه ستيزه و نزاع. پاپيني نظرات و افكار خود را در آثاري هم‏چون سپيده دم فلسفه، مرد تمام، سعادت موجودي تيره روز، زندگي مسيح(ع) و خاطرات خدا، بيان كرده است. پاپيني در آخرين سال‏هاي زندگي، به بيماري شديدي دچار شد و با وضع غم‏انگيزي كه داشت، احساس‏هاي خود را به وسيله خواهرزاده‏اش ثبت مي‏كرد. آثار پاپيني كه به اغلب زبان‏ها ترجمه شده است در نيمه اول قرن بيستم، شهرتي جهاني به دست آورد و او را در رديف بزرگ‏ترين نويسندگان ايتاليا قرار داد. جيوواني پاپيني سرانجام در 8 ژوئيه 1956م در 75 سالگي درگذشت.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

صفحه 14 از 51 نخستنخست ... 410111213141516171824 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •