تقويم تاريخ ،در چنين روزي .... سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....
صفحه 30 از 51 نخستنخست ... 2026272829303132333440 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 291 تا 300 , از مجموع 507
  1. #291
    عضو ماندگار
    ساره آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1389
    نوشته : 507      تشکر : 257
    885 در 308 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساره آنلاین نیست.

    ((تو)) کنارم هستی

    ای حضور تابناک:

    و من آسوده ام،آرامم و خاموش


  2. تشكرها 5

    **موعود** (10-12-1389), محب الحسین (21-09-1389), نرگس منتظر (02-10-1389), آسیه سادات (17-09-1389), عهد آسمانى (20-11-1389)

  3. #292
    عضو ماندگار
    ساره آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1389
    نوشته : 507      تشکر : 257
    885 در 308 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساره آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : (¯*~|♥|♥|♥~*¯) ▐تقويم تاريخ ▐در چنين روزي .... (¯*~|♥|♥|♥~*¯)




    1 دي 1389 خورشیدی برابر با 16 محرم 1432 هجری و 22 دسامبر 2010 میلادی



    رویدادهای مهم این روز در تقویم خورشیدی 1 دي 1389



    • كشتار وحشيانه مردم تبريز به دست قزاقان روسي (1290ش)

    • شروع به كار رسمي بانك مركزي (1339ش)

    • تأسيس خبرگزاري راديو و تلويزيون ايران (1350ش)

    • عمليات قوچ سلطان در مريوان، به طور مشترك (1359ش)

    • بمباران شديد آبادان توسط ارتش بعث عراق (1359 ش)

    • شهادت "مجتبي استَكي" نماينده شهركرد در مجلس شوراي اسلامي توسط منافقين كوردل (1360 ش)

    • روز كشاورزي و دهداري





    رویدادهای مهم این روز در تقویم هجری 16 محرم 1432



    • تدوين تاريخ اسلامي در عهد خليفه‏ي دوّم (16 ق)

    • شكست "امير عبدالقادر الجزايري" در برابر استعمارگران فرانسوي (1260 ق)

    • درگذشت حاج "سيد مهدي خوانساري" عالم مسلمان (1391 ق)





    رویدادهای مهم این روز در تقویم میلادی 22 دسامبر 2010



    • پايان جنگ ميان امپراتوري روم و كارتاژ (146 سال قبل از ميلاد)

    • مرگ "جيوواني بوكاچيو" اديب و نويسنده معروف ايتاليايي (1375م)

    • وقوع زلزله بزرگ در جزيره سيسيل در درياي مديترانه (1693م)

    • درگذشت "رالف امرسون" نويسنده و فيلسوف برجسته امريكايي (1882م)

    • آغاز مذاكرات صلح روسيه و آلمان در جريان جنگ جهاني اول (1917م) (ر.ك: 3 مارس)

    • خروج قواي مهاجم فرانسوي و انگليسي از مصر پس از پايان جنگ سوئز(1956م)

    • انتخاب "كورتْ والْدْهايْمْ" به عنوان چهارمين دبير كل سازمان ملل متحد (1971م
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

    ((تو)) کنارم هستی

    ای حضور تابناک:

    و من آسوده ام،آرامم و خاموش


  4. تشكرها 5

    **موعود** (10-12-1389), محب الحسین (15-12-1389), نرگس منتظر (02-10-1389), آسیه سادات (22-11-1389), عهد آسمانى (20-11-1389)

  5. #293
    عضو ماندگار
    ساره آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1389
    نوشته : 507      تشکر : 257
    885 در 308 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساره آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : (¯*~|♥|♥|♥~*¯) ▐تقويم تاريخ ▐در چنين روزي .... (¯*~|♥|♥|♥~*¯)











    2 دي 1389 خورشیدی برابر با 17 محرم 1432 هجری و 23 دسامبر 2010 میلادی





    رویدادهای مهم این روز در تقویم خورشیدی 2 دي 1389



    • تشكيل "مجلس عالي" با شركت مقامات مملكتي با هدف بررسي اولتيماتوم روسيه به ايران (1290 ش)

    • آغاز به كار تلويزيون آمريكايي‏ها در ايران (1338 ش)

    • افتتاح دانشكده عالي فرماندهي و ستاد مشترك (1340ش)

    • تحصّن استادان دانشگاه‏ها در ساختمان وزارت علوم در تهران (1357 ش)





    رویدادهای مهم این روز در تقویم هجری 17 محرم 1432



    • درگذشت اديب و عارف نامي "عبدالرحمن جامي" خاتم شعراي بزرگ ايران (898 ق)

    • ولادت دانشمند برجسته "بهاءالدين عاملي" معروف به "شيخ بهايي" (953 ق)

    • گشايش سومين مجلس قانونگذاري در ايران (1333ق)

    • پيروزي سپاهيان نادرشاه در جنگ با عثماني (1148 ق)





    رویدادهای مهم این روز در تقویم میلادی 23 دسامبر 2010



    • ترجمه انجيل از زبان لاتين به آلماني به ابتكار "مارتين لوتر" (1521م)

    • مرگ خانم "جِين اوسْتين" بانوي داستان‏نويس انگليسي (1817م)

    • اختراع گرامافون توسط "توماس اديسون" مخترع امريكايي (1878م)

    • سقوط جده توسط "ابن سعود" و پايان حكومت خاندان هاشمي (1925م)

    • اختراع لاستيك مصنوعي (1932م)

    • اعدام ژنرال "هيدْكي تويو" نخست‏وزير ژاپن در زمان جنگ جهاني دوم (1948م)

    • اعدام "لاوْرنتي بِرْيا" سياست‏مدار سفاك و رئيس دستگاه امنيتي شوروي (1953م
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

    ((تو)) کنارم هستی

    ای حضور تابناک:

    و من آسوده ام،آرامم و خاموش


  6. تشكرها 5

    **موعود** (10-12-1389), محب الحسین (15-12-1389), نرگس منتظر (02-10-1389), آسیه سادات (22-11-1389), عهد آسمانى (20-11-1389)

  7. #294
    عضو ماندگار
    ساره آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1389
    نوشته : 507      تشکر : 257
    885 در 308 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساره آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : (¯*~|♥|♥|♥~*¯) ▐تقويم تاريخ ▐در چنين روزي .... (¯*~|♥|♥|♥~*¯)




    20 بهمن 1389



    867م:يعقوب ليث مبارز خستگي ناپذير راه تجديد استقلال و يکپارچگي ايران، حاکميت ملّي ايرانيان و قهرمان ميهن كار آزادكردن هرات، باميان، بلخ، كابل، غزنه و بُست از سلطه عرب (تازيان) را نهم فوريه سال867 مصادف با 20 بهمن تكميل كرد. يعقوب در طول يازده سال بعد نيشابور، گرگان، كرمان، فارس و خوزستان را هم از چنگ عرب خارج ساخت و و درجریان پیشروی به سوی بغداد در ناحیه دیرالعاقول (کنار دجله) با سپاه اعزامی حکومت عباسیان رو به رو شد و به نبرد پرداخت. یعقوب پیشنهاد سازش خلیفه را رد کرد. وی درخوزستان خودرا برای لشکرکشی دیگری به سوی بغداد آماده می کرد که براثر بيماري قولنج درگذشت و در همانجا مدفون شده است.



    1291ش:دولت وقت تهران در بهمن سال 1291 هجري خورشیدی (فوريه 1913) به فاصله يك هفته امتياز ايجاد راه آهن آذربايجان و استخراج معادن طرفين آن را به روسيه و عينا چنين امتيازي را درخوزستان به علاوه اسكله ها و باراندازهاي خرمشهر به انگلستان واگذار كرد كه آغاز جنگ جهاني اول در سال بعد، استفاده از هر دو امتياز را دچار مشكل ساخت و در سال 1917 دولت تزاري روسيه از ميان رفت و همه امتيازهاي اكتسابي آن دولت ابطال شد. مورخان بکاررفتن عبارت "استخراج معادن طرفین خطوط راه آهن" را بدون تعیین طول و عرض محدوده، غفلت و یا خیانت مقامات مربوط وقت ذکر کرده و نوشته اند که این امتیازها که به دلیل تغییر وضعیت جهان عملی نشد نه تنها مغایر منافع ملی بلکه خارج از وظایف یک و یا چند مقام دولتی بود.



    1828م:منطقه نخجوان كه طبق قرارداد ترك مخاصمه ايران و روسيه در سال 1828 موسوم به «تركمن چاي» از ايران جدا شده است نهم فوريه سال 1924 از سوي دولت مسكو به صورت يك منطقه خود مختار اعلام شد. در قديم، نخجوان «نكزوانا» و «نكزوان Naxuan» تلفظ مي شد و از زمان تاسيس كشور ايران به دست كوروش بزرگ تا 1828 گوشه اي از خاك اصلي ايران بود. قرارداد ننگين ترکمن چاي هم بمانند قرارداد گلستان با پادرمياني انگلستان به سران ناآگاه و حرمسرادار مغول تبار وقت تهران قبولانده شده بود. در سال 1991 و در پي فروپاشي شوروي که برجاي امپراتوري روسيه نشسته بود، بسيار از ميهندوستان ايراني انتظار داشتند که دولت ايران ولو به صورت سمبوليک دو قرارداد مورد بحث را لغو و کان لم کن اعلام دارد زيرا که طرف دوم قرارداد، ديگر وجود نداشت.



    1332ش:فعاليت هاي مربوط به نفت ايران در سراسر بهمن 1332( ژانويه و فوريه 1954 و چهار - پنج ماه پس از براندازي 28 امرداد) به اوج خود رسيده بود. دولت وقت (معروف به دولت كودتا) يك خارجي را به عنوان كارشناس و مشاور نفتي خود استخدام كرده بود تا مردم باور كنند كه در معاملات با كنسر سيوم مغبون! نخواهند شد.

    نمايندگان و كارشناسان کمپاني هاي نفتي بلوک غرب - تشكيل دهنده كنسرسيوم نفت ايران! در طول بهمن ماه ميان تهران و مناطق نفتي جنوب در رفت و آمد بودند.

    ايرانيان كه تجربه دوران حكومت دكتر مصدق و وجود نشريات و احزاب مستقل و فعاليت هاي سياسي آزاد آنان را نسبت به گذشته روشنتر و به مسائل وطن حساس كرده بود به گزارشهاي منتشره در رسانه هاي تهران اعتماد نداشتند و شبها اخبار را از بخش فارسي راديوهاي دهلي و مسكو مي شنيدند. كودتاگران پس از برانداختن حكومت دكتر مصدق، سلاخي گسترده اي در نشريات به راه انداخته بودند و نشريات باقيمانده تهران به افراد مورد اعتماد دولت وقت (خودي ها) تعلق داشتند. قضيه "خودي" و "ناخودي - بي خودي" مسئله قديمي ايران بوده است و تا کنار گذارده نشود تحولي به چشم نخواهد خورد.

    به سبب حكومت نظامي در تهران، اصفهان و شهر هاي بزرگ ديگر و منع اجتماع غير مجاز بيش از سه نفر، شبي نبود كه ماموران به چند خانه كه همسايگان و دوستان براي گوش كردن به اخبار راديو دهلي جمع مي شدند حمله ور نشوند و آنان را دستگير و راديو را ضبط نكنند. بخش فارسي راديو دهلي در آن زمان وسيعا و به صورت بي طرفانه اخبار مربوط به ايران را پخش مي كرد و « نهرو » زير بار فشار سانسور آن نمي رفت. بسياري از رهبران سياسي وقت هند علنا گفته بودند که ژنرال زاهدي نماينده ايرانيان نيست که از جانب آنان سخن بگويد و از ما بخواهد که مطالب راديو دهلي را محدود کنيم. تا زماني که ايرانيان بخواهند و به اين راديو گوش کنند اين رسانه به همين صورت به کار خود ادامه خواهد داد.



    1333ش:در اين روز در سال 1333(فوريه 1955) كار خانه سازي در اراضي نارمك واقع در شرق تهران كه به اقساط و به متري چهل ريال (چهار تومان = 40 قران) به كارمندان دولت و معلمان تهران فروخته شده بود از سوي بانك ساختماني (بانک مسکن امروز) متعلق به دولت آغاز گرديد و در مدتي كمتر از 3 سال، هزار خانه دو و سه اطاقه ويلايي در اين اراضي ساخته شد و به اقساط در اختيار صاحبان همان اراضي قرار گرفت. اين خانه ها به سبك خانه سازي در آمريكا فاقد ديوار (حصار) بود. انتقال (فروش) اين اراضي و ساختمانها تا سالها ممنوع بود. به علاوه، تا ده سال سند قطعي به صاحب زمين داده نشده بود.

    در آن زمان نارمك يك شهرك مدرن در حاشيه تهران بود که شهردار آن را هم بانك ساختماني تعيين مي کرد.



    1974م:نهم فوريه 1974 (20 بهمن 1352) دولت مسکو که از اپریل 1972 با عراق پیمان دوستی همه جانبه داشت ضمن انتقاد از دولت وقت ایران اعلام داشت که از شکوائیه عراق علیه ایران در شورای امنیت دفاع خواهد کرد و اگر بغداد تقاضاکند ناوگان به خلیج فارس خواهدفرستاد. روز پیش از آن (هشتم فوریه) بغداد عليه تهران به شوراي امنيت سازمان ملل شكايت برده و مدعي شده بود كه نه تنها ايران واسطه انتقال پول، اسلحه و كمكهاي ديگر آمريكا به كُردهاي عراقي براي ادامه جنگ با دولت عراق شده است بلكه نيروهاي مسلح ايران به حمايت از كُردها و همچنين در نقاط مرزي ديگر وارد خاك عراق شده، جمعا بيش از 30 نظامی عراقي را كشته و زيانهاي مالي وارد ساخته اند. در شکوائيه آمده بود که در يك مورد تانکهای ايران تا عمق پنج كيلومتري وارد خاك عراق شده و تخریب ایجاد کرده بودند.

    در پی حمایت مسکو از متحد خود ـ عراق، شورای امنیت كار رسيدگي به شکایت را آغاز کرد.

    کتاب خاطرات هنري كيسينجر ـ مقام وقت دولت آمريكا که دو دهه بعد انتشار یافت نشان داد که اعتراض ها و شکایت دولت عراق از دولت وقت ایران بي مورد نبود. طبق خاطرات کيسينجر، دولت پهلوی دوم كمكهاي آمريكابه كردهاي عراقي را كه با دولت اين كشور در حال جنگ بودند منتقل می کرد، رابط دو طرف بود و بعدا به مصطفي بارزاني اجازه داده بود كه در ايران [شهرستان کرج] سكونت و از اينجا مبارزه و ضدیّت با حكومت بغداد را رهبري كند.



    1881م:فئودور دوستويفسكي (تلفظ انگلیسی: داستایفسکی) نويسنده روس (طبق تقویم میلادی گریگوری) نهم فوريه 1881 در 59 سالگی درگذشت. وی 11 نوامبر 1821 در مسکو به دنیا آمده بود و پدرش يك پزشك بود كه كشته شد. فئودور قلم و مهارت خود را در شرح و توصيف رنج انسانها بكار برد. 32 تالیف او که به زبانهای مختلف ترجمه شده اند با اینکه در حال و هوای قرن نوزدهم و توصیف دردها و طرز تفکر و روانشناسی روسهای آن زمان نگاشته شده اند نفوذ شگرف در روحیه ملل قرن بیستم داشته اند. او در نوشته هایش با مهارت تمام نقش ناآرامی های سیاسی ـ اجتماعی را در تغییرات روانی و روانشناسی انسان ترسیم کرده است که براین پایه از نیمه قرن بیستم تاکنون در روزنامه ها ستون و صفحات «کاتکست» دایر شده است. فئودور مهندسی خوانده بود ولی خدمت به انسان را در «نوشتن» تشخیص داد. نوشته های او عمدتا داستان هستند. او درعین حال روزنامه نگار و مقاله نویس بود.

    فئودور دوستويفسكي با داشتن پدری ثروتمند داراي افكار سوسياليستي توام با صوفیسم بود و به محافل «مدینه فاضله سازان» رفت و آمد داشت که تزار وقت آنان را دشمن خود می پنداشت و محافلشان را کانون توطئه می خواند. انتشار داستان «مردم فقیر» در سال 1846 بر دشمنی تزار نسبت به فئودور افزود و از آن پس زیر نظر قرارگرفت و در سال 1848 دستگير و به اعدام محکوم شد ولی مجازات او به زندان تبدیل شد و در پي ماندن 4 سال در محبس اورا تبعيد كردند. محصول اين دوران كتاب «خانه مردگان» بود. ديدار دوستوفسكي از آلمان، انگلستان، فرانسه و ايتاليا جهان بيني اورا گسترش داد. او لندن آن زمان را پايتخت كاپيتاليسم جهان ناميد.

    مهمترين داستانهاي دوستويفسكي عبارتند از: مضاعف، کتک خورده و تحقیرشده، یادداشتهایی از زیر زمین، جنايت و مجازات، شبهاي سفيد، قمارباز، ابله، دزد روراست، موجر، قهرمان کوچولو، تمساح، ماجرای منحوس و برادران كارامازوف. خاطرات دوستويفسكی ازجمله تالیفات اوست که وسیعا مورد بررسی و اظهار نظر پژوهشگران قرن 20 قرارگرفته و این نتیجه حاصل شده است كه زندان و مجازات سخت، تفكرات انديشمندان را تيزتر و آنان را مقاوم مي كند. به علاوه، هدف از زندان متنبّه ساختن و اصلاح فرد است كه در مورد اصحاب فكر مصداق ندارد. باتوجه به همین نظریه بوده است که بسیاری از دولت ها مخالفان فکری (منتقدان) خودرا به جای زندان منزوي می كنند و ضمن بازگذاردن راه مصالحه تنها رفت و آمدشان را محدود می سازند.





    1441م:عليشير نوايي شاعر معروف قرن پانزدهم نهم فوريه سال 1441 به دنيا آمد. عليشير (نظام الدين ميرعليشير نوايي) به زبان فارسي و تركي جغتايي (نزديك به ازبكي) شعر سروده است. وي سالها در شهر هرات مي زيست و مورد توجه سلطان حسين ميرزاي تيموري بود. معروفترين ديوان عليشير، «خمسه» عنوان دارد كه آن را به سبك نظامي گنجوي سروده است. ملل منطقه فرارود عليشيررا شاعر ملي خود مي دانند. وي بسال 1501 در 60 سالگي درگذشت.




    1977م:سرگئی ایلیوشین Sergey Vladimirovich Ilyushin طراح معروف هواپیما نهم فوریه 1977 در 83 سالگی درگذشت. وی طراح جنگنده و بمب افکن های ایلیوشین و هواپیماهای مسافربر و باری ایلیوشین 18 و ایلیوشین 62 است. شکاری ایل ـ 2 و بمب های های ایل ـ 4 ساخت سرگئی ایلیوشین در طول جنگ جهانی دوم از عوامل پیروزی شوروی بر آلمان بودند. وی عضو آکادمی علوم شوروی و دارنده عنوان قهرمان کار سوسیالیستی و ستاره سرخ بود.




    1874م:نهم فوريه سالروز درگذشت «ژول ميشله Jules Michelet» مورخ فرانسوي است كه در سال 1874 در 75 سالگي فوت شد. او كه در 1798 به دنيا آمده بود فرزند يك چاپخانه دار پاريسي بود كه آرزو داشت پسرش كار مهم انجام دهد.

    كار بزرگ ميشله نگارش «تاريخ فرانسه» در چندین جلد است که هفت جلد آن مربوط به انقلاب فرانسه است. ميشله براي اين كار سي سال وقت صرف كرد. در اين كتاب، وي جزئيات تحولاتي را كه به ساخت ملت فرانسه منجر شد به رشته تحرير كشيده و كيفيت و روحيه فرانسويان را از ديدگاهي ميهندوستانه منعكس ساخته است. تالیف دیگر میشله «انقلاب ژوئیه» عنوان دارد که در لابلای آن خصلت و ماهیت انواع بپاخیزی ها را شرح داده است. ميشله در كتاب «مقدمه اي بر تاريخ» نوشته است كه در نگارش تاريخ، به رقم زدن اسناد خشك و پشت سر هم قرار دادن آنها نبايد اكتفا شود، بلكه مورخ ضمن ارائه حقايق، باید آنها را تحليل كند تا كتابهاي تاريخ، مشابه هم نباشند و هرتاليف نسبت به ديگري كاري نوين و تازه باشد و مكمّل يكديگر. وي از اين كه كتاب هاي تاريخ كه بايد به مردم و دولتمردان درس بدهند و تجربه گذشتگان را بياموزند رونوشت (المثناء) يكديگر شده اند ابراز تاسف و ناخرسندي كرده است. مورخ بايد برود و ببيند كه يك مقام چه كرده است، نه اين كه چه كسي و از چه فاميلي بوده است. آنچه كه مهم است خدمات اين فرد و ميزان وفاداريش به ملت و ميهن، و محافطت از حقوق مردم و تامين غرور، رفاه و آسايش آنان است. بزرگترين توصيه ميشله به تاريخنگاران اين بوده است كه هنگام آغاز به تحقيق و نوشتن، فريب شهرت يك مقام را نخورند، زيرا شهرت ممكن است به خاطر «خدمت» نباشد. او گفته است كه در قديم مقاماتي بودند كه به مردم ظلم، ولي به شعراء و نویسندگان خوبي و کمک مالی مي كردند و اينان بودند كه آنان را مشهور ساخته اند؛ نه خدماتشان. میشله اطلاق عنوان «سیاستمدار = پالیتیشن» به افراد را ردّ می کند و می گوید که تلاش این افراد عمدتا برای دستیابی به قدرت و نفوذ و بهره برداری از آن است.

    مفسران افکار ميشله نوشته اند كه بزعم این مورخ و اندیشمند بزرگ، انتظار و توقع از يك مقام عمومی خدمت كردن خالصانه و بیطرفانه به جامعه است و فرق نمي كند كه این مقام انتخابي موقّت يا درازمدت باشد. این مفسران میشله را یک ناسیونالیست فرانسوی وانمود کرده اند که تاریخ را با برداشت خود از هر رویداد درهم آمیخته و نوشته است. به باور مفسران افکار میشله، این قدرت جویان هستند که هر اعتراض معمولی مردم را رنگ سیاسی می دهند و دامن می زنند تا شهرت بیشتری یابند، برسر زبانها افتند و احیانا به قدرت برسند و «شهرت وسیع» برخی را بیش از «مقام بالا» اقناع و راضی می سازد.

    ميشله به كساني كه مي خواهند روزي يك چهره ملي و نامدار شوند اندرز داده است كه از جواني مراقبت كنند كه نقطه ضعف نداشته باشند كه با يك اتهام و شايعه كوچك هم مي شود تاريخ يك فرد را خراب كرد.

    اين تاريخ نگار مي گويد: خدمت بزرگ يك فرد (هركس) به همنوعان اين است كه اواخر عمر بنشيند و اشتباههايي را كه در طول زندگي مرتكب شده است بنويسد و يا به همگان بگويد، تا اشتباه كردن از جامعه رخت بربندد. مجموعه اشتباهات مردم، يك جامعه را خراب و مسئله دار مي كند. قدرشناسي عامل مهمي در يك جامعه است كه اعضاي آن را به انجام كارهاي خوب و مهم كه پيشرفت جامعه به آنها بستگي دارد ترغيب و دلگرم مي كند. مورخ بايد نخست تحقيق كند كه در دوره مورد نظر، وضعيت قدرداني از افراد و همچنین روال تشويق و تنبيه چگونه و تا چه حد بوده است. اگر تشويق و حمايت در كار نباشد، هيچگونه پيشرفتي حاصل نخواهد شد. «تاريخ» همه اش شرح كارهاي سلاطين و شاهزادگان (سران كشورها و مديران جامعه) نبايد باشد كه مي دانيم بيش از نيمي از آن كارها دروغ است و يا اين كه به آن صورت نبوده است و سبيل نخستين نويسنده (مبلّغ) را كه رقم زننده دست اول و منبع استناد ديگران بوده قبلا چرب كرده بودند.




    1848م:انقلاب مردم شهر رم که درچارچوب انقلابات سال 1848 اروپا صورت گرفته بود نهم فوریه 1849 با فرار پاپ (پی نهم) از مقرّ خود به نتیجه رسید و جمهوری روم به همان صورت دو هزار سال پیش و یک هیات رئیسه سه نفری احیاء شد. انقلاب شهر رم را سختگیری و خشونت های وزیر دادگستری پاپ وقت (به نام پلگرینو رسی) باعث شده بود که به قتل او انجامید. انقلاب از پانزدهم نوامبر 1848 آغاز شده بود. پس از فرار پاپ وقت با لباس مبدّل و پناه بردن به یک دژ نظامی، رهبران انقلاب و شهردار رم انتخابات عمومی برگزارکردند و مجمع ملی تشکیل دادند و این مجمع ضمن تدوین یک قانون اساسی، یک هیات سه نفری مرکب از یک فیلسوف (مازینی)، یک حقوقدان (آرملینی) و یک سیاستمدار مذهبی وابسته به پاپ (به نام سافی) را برای ریاست برجمهوری انتخاب کرد، آزادی مذهب و بیان عقیده داد و مجازات اعدام را لغو کرد. مجمع ملی رم پاپ را تنها به عنوان رئیس کل کلیساهای کاتولیک و روحانی شماره یک دنیای مسیحیت پذیرفت. پاپ ها از ده قرن پیش از آن عملا حکومت می کردند. پاپ که همچنان در دژ نظامی بود تشکیل و نیز مصوّبات مجمع ملّی را رد کرد و با ارسال نامه از سران کشورهای کاتولیک خواست که نیرو بفرستند و به جمهوریت رم پایان دهند که تنها فرانسه و اسپانیا درخواست پاپ را اجابت کردند؛ فرانسه 9 هزار و اسپانیا 4 هزار نظامی با چند کشتی توپدار فرستادند. عوام الناس که مدافعان جمهوریت بودند مسلح شدند و دست به دفاع زدند که مقاومت آنان چهارماه بیشتر طول نکشید و با عقب نشینی از رم و افتادن شهر به دست نظامیان فرانسه، عملا عمر جمهوری رومی قرن نوزدهم پایان یافت البته پاپ هم دیگر نتوانست حکومت کند و نیروهای وحدت ایتالیا که گروهی دیگر (جدا از انقلابیون شهر رم) بودند و در شمال این کشور پای گرفته بودند با راندن فرانسویان از شهر رم وحدت ایتالیا را در 1861 تامین کردند و قلمرو پاپ ها منحصر به واتیکان شد.



    1912م:سرگذشت «اوا براون Eva Braun» زني كه تنها چند ساعت همسر قانوني هيتلر بود در كنار او وارد تاريخ شده است. «اوا» ششم فوريه سال 1912 در مونيخ به دنيا آمد و كار پدرش «تدريس» بود. وي 13 سال مِترس هيتلر بود. هيتلر 29 اپریل اورا زوجه قانوني خود كرد و روز بعد هر دو خودكشي كردند و اجساد آنان را در كنار هم آتش زدند تا به دست سربازان شوروي نيافتند.

    اوا براون منشي عكاسخانه اي در مونيخ بود كه هيتلر از ديرزمان مشتري آن بود و در آنجا باهم آشنا شده بودند. وي بعدا كار چاپ عكسها را بر عهده گرفت و چون روي عكسهاي هيتلر بيش از اندازه دقت مي كرد مورد توجه او قرار گرفت.

    در سال 1932 هنگامي كه «اوا» 20 ساله بود، هيتلر از وي خواست كه باهم زندگي كنند و «اوا» با وجود مخالفت پدرش دعوت هيتلر را كه هنوز يك مقام حزب ناسيونال سوسياليست كارگران آلمان (نازي) بود پذيرفت و از آن پس تا آخرين لحظه عمر با هم بودند. هيتلر «اوا» را در امور دولتي و سياست مداخله نمي داد و به ندرت اورا در مراسم با خود مي بُرد.

    علاقه هيتلر به «اوا» وقتي بيشتر شد كه پس از نجات هيتلر از يك توطئه ژنرالها، «اوا» در نامه اي كه به او نوشت با جملاتي زيبا وفاداري هميشگي خودرا اعلام داشت. هيتلر مايل به بردن «اوا» با خود به پناهگاه زيرزميني نبود كه «اوا» گفت كه مايل است با او بميرد.

    سي ام آوريل سال 1945 كه پناهگاه هيتلر از نزديك زير آتش ارتش سرخ بود هيتلر پيش از آن كه با شليك گلوله خودكشي كند به «اوا» داروي كشنده داد تا خودرا بكشد و وصيت كرد كه پس از مردن، اجساد آنها را با بنزين آتش بزنند. با وجود اين، سربازان شوروي بقاياي اجساد نيمسوخته را به دست آوردند. «اوا» تنها 33 سال عمر كرد.






    1984م:نهم فوريه سال 1984 يوري آندروپوف پس از 15 ماه حكومت بر شوروي در 70 سالگي از بيماري كليوي مزمن درگذشت و پنج روز بعد چرننكو 72 ساله جاي اورا گرفت. بیماری برژنف در سالهای آخر عمر و افراط در مصرف الکل امور اتحاد جماهیر شوروي را که زیر ضربات بی امان تبلیغاتی و دسته بندی های بلوک غرب قرارداشت مختل کرده بود که بیماری کلیوی اندروپوف نیز مانع از اصلاح نسبی اوضاع بدست او شد و چرننكو هم كه حكومتش كوتاه بود به علت ضعف جسمانی موفق به بازگرداندن امور به مسیر اصلی خود ـ سوسیالیسم نشد.

    آندروپوف قبلا 15 سال و بیش از هرمقام دیگر مسئول امور امنيتي شوروي بود. وی در جلسات سران حزب حاکم از مخالفان کوتاه آمدن خروشچف درجریان بحران موشکی کوبا در اکتبر 1962 بود و هروضعیت پس از آن درجهان را نتیجه تصمیم خروشچف به سازش با جان اف. کندی بر سر بحران موشکی آن سال می دانست. وی عقیده داشت که آمریکاییان مطلقا نمی خواهند که در یک جنگ اتمی جزغاله شوند و لذا، در آخرین لحظه کوتاه می آیند. اندروپوف و سوسلوف [تئویسین حزب حاکم] از اندیشه یک درگیری اتمی میان شرق و غرب حمایت می کردند زیراکه گذشت زمان را به زیان بلوک شرق می دیدند. ایندو بارها در جلسات سران حزب گفته بودند که ابزار شوروی در جنگ سرد [ژورنالیسم شوروی] دربرابر غرب هیچ است و ما بازنده این جنگ خواهیم بود. آندروپوف که شاهد شورش مجارستان در دهه 1950 بود و تجربه بپاخیزی دهه 1960 در چک اسلواکی را داشت، در دهه 1970 ایجاد یک جامعه مشترک المنافع مرکب از کشورهای عضو پیمان ورشو را درجلسات کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی مطرح کرده بود و بارها با تاکید گفته بود که جماهیریه شوروی هم باید به صورت فدراسیونی مشابه ایالات متحده آمریکا درآید تا جمهوری های عضو که «دست ساخت» هستند ادعای استقلال نکنند. طبق طرح او، شوروی [امپراتوری پیشین روسیه] باید به صورت یک فدراسیون درمی آمد و با کشورهای عضو پیمان ورشو و نیز یوگوسلاوی و افغانستان یک کنفدراسیون (نوعی جامعه مشترک المنافع) تشکیل می داد و کشورهایی را که با مسکو قرارداد دوستی بسته بودند ـ صرف نظر از نظام حکومتی آنها ازجمله عراق، سوریه، لیبی و کوبا دعوت به عضویت وابسته به این کنفدراسیون می کرد با تاکید بر دفاع مشترک، قانون اساسی شوروی بازنگری می شد و ارتش به جای «شورای عالی = هیات رئیسه» پاسدار قانون اساسی می شد. به تفسیر مورّخان، اگر طرح اندروپوف عملی شده بود مسیر تاریخ و وضعیت جهان به صورتی دیگر بود.

    اندروپوف در طول حكومت کوتاه خود يك بار شديدترين اخطاررا در مورد مداخله در اوضاع افغانستان به آمريكا داد كه در پي آن احتمال مي رفت به پاكستان كه مركز آموزش نظامي مخالفان حكومت كمونيستي افغانستان شده بود حمله موشكي كند.

    اندروبوف در طول زمامداري [باتوجه به پیرشدن گارد قدیم و تجربه اش از بستری بودن طولانی برژنف] تلاش کرد چند مقام جوانتر حزبي را ارتقاء مقام دهد و یکی از این حزبی های جوانتر میخائیل گورباچف بود و همين ها بعدا فریب رونالد ریگان و مارگارت تاچر و مشاورانشان را خوردند و باعث فروپاشي بلوک شرق و شوروي شدند. پدر آندروپوف یک کوزاک و مادرش یک روس آلمانی تبار بود.





    2003م:خبر گزاري بلومبرگ آمريكا هشتم فوريه 2003 گزارش کرد كه هفته پيش از آن مجلس نمايندگان ايالت مشترك المنافع ويرجينيا با اكثريت 68 راي در برابر27 راي مخالف طرحي را تصويب كرده بود كه در مدارس دولتي اين ايالت از ابتدايي تا عالي، پرچم ويتنام جنوبي را ــ سرزميني كه در آوريل 1975 (28 سال پيش از مصوبه مجلس ويرجينيا) با ماهيت مستقل از ميان رفت و ديگر به اين نام ، كشوري در جهان وجود ندارد ــ به نشانه ملت ويتنام مورد استفاده قرار دهند! كه اين تصميم با اعتراض شديد دولت هانوي و انتقاد رسانه ها رو به رو شده بود و سوژه کاريکاتوريست ها و طنزنگاران قرارگرفته بود. اين طرح كه حامي اصلي و مطرح كننده آن رابرت هال نماينده شهرستان «فرفكس» همسايه ديوار به ديوار شهر واشنگتن پايتخت دولت فدرال آمريكا بود 31 ژانويه تصويب و به سناي ايالت ارسال شده بود.

    دولت ويتنام كه با امريكا مناسبات سياسي دارد ضمن اعتراض به اين اقدام گفته بود كه اين امر به مناسبات در حال گسترش دو كشور آسيب وارد خواهد ساخت. وزيرامور خارجه ويتنام نيز اين اقدام را مغاير عرف بين المللي و حتي قانون اساسي آمريكا دانسته بود.

    آمريكا و كمونيستهاي ويتنام در دهه 1960 و سه سال از دهه 1970 با يكديگر در حال جنگ بودند.

    انگيزه اين اقدام بظاهر عجيب مجلس نمايندگان ويرجينيا (و طبق طنزها، احمقانه و خلاف منطق) اعلام نشده است . در امريكا ايالتهاي پنجاهگانه هركدام همانند يك كشور استقلال كامل داخلي، و قوانين از آن خود دارند.




    1361: پاپ از سران كشور هاي مسيحي خواست كه متفقا مانع تسلط تركان عثماني بر قسطنطيه ( استانبول ) شوند.

    1640: سلطان مراد چهارم امپراتور عثماني كه براي جنگ با ايران وارد بغداد شده بود در اين شهر در گذشت . حكومت او بر عثماني هفت سال طول كشيده بود.

    1932: خطوط هوايي شوروي ــ آئروفلوت ــ آغاز بكار كرد.

    1934: اتحاديه بالكان بدون مشاركت بلغارستان و آلباني تشكيل شد و به همين دليل نتوانست كاري از پيش ببرد.

    1972: شيخ نشين راس الخيمه به اتحاديه امارات عربي خليج فارس پيوست.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  8. تشكرها 5

    **موعود** (10-12-1389), ملکوت (22-11-1389), محب الحسین (15-12-1389), آسیه سادات (22-11-1389), عهد آسمانى (20-11-1389)

  9. #295
    عضو ماندگار
    ساره آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1389
    نوشته : 507      تشکر : 257
    885 در 308 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساره آنلاین نیست.

    kabotar. پاسخ : (¯*~|♥|♥|♥~*¯) ▐تقويم تاريخ ▐در چنين روزي .... (¯*~|♥|♥|♥~*¯)




    22 بهمن هشتادو نه



    683م:مورخان اروپايي ماه فوريه سال 683 ميلادي را آغاز بپاخيزي مختار ابوعبيده ثقفي در عراق به خونخواهي حسين ابن علي (ع) و يارانش نوشته اند و اضافه كرده اند كه در اندك مدتي بيش از 20 هزار ايراني با اسب و اسلحه به وي پيوستند و ظرف چهار سال بسياري از لشكريان بني اميه و سردارن اعزامي از شام (سوريه، لبنان و بخشي از فلسطين و ...) را از پاي در آوردند. به نوشته اين مورخان، قيام مختار فرصت مناسبي به ايرانيان داده بود تا با عربان كه بر وطن آنان مسلط شده و نوه پيامبر اسلام را با شقاوت تمام مقتول ساخته و خانواده او را اسير كرده بودند درآويزند.
    قيام مختار 40 سال و چند ماه پس از شكست نهاوند آغاز شده بود. مختار در سال 687 در جنگ با سپاه امويان شام كشته شد. «مختارنامه» كه شرح جنگهاي مختار به زبان فارسي بود، پس از پيدايش چاپ سنگي در ايران به چاپ رسيد و تا مدتي يک کتاب پرخواننده بود. در سپاه مختار به فارسي تكلم مي شد.

    1340ش:چستر باولز مشاور ويژه و دستيار نزديك جان اف كندي رئيس جمهوري وقت آمريكا ازحزب دمكرات در ديدار از ايران در اين روز در بهمن ماه 1340 (11فوريه 1962) از كارهاي اصلاحي دكتر علي اميني نخست وزير وقت كه اواخر دهه 1990 در پاريس فوت شد به ويژه برنامه اصلاحات ارضي او تمجيد كرد. پيش از وي، تالبوت معاون وزير امور خارجه امريكا كه به تهران آمده بود از مبارزه دولت دكتر اميني با فساد اداري و تعقيب قضايي بيش از چهارصد مقام و كارمند دولت قدرشناسي كرده بود. قبل از او نيز اورل هريمن عضو كابينه آمريكا ضمن ديدار از ايران از برنامه اصلاحات دولت اميني تقدير بعمل آورده بود. مقامات آمريكائي صندوق بين المللي پول هم برنامه هاي صرفه جويي دكتر اميني را مورد تقدير قرار داده بودند.
    دكتر اميني كه در جريان اعتصاب و تظاهرات وسيع معلمان مدارس ابتدايي و موسطه تهران در ارديبهشت سال 1340 نخست وزير شده و برجاي شريف امامي نشسته بود و شهرت داشت كه مورد حمايت رئيس جمهوري وقت آمريكاست اصلاحات خود را انقلاب سفيد نام نهاده بود.
    نور الدين الموتي وزير دادگستري او بسياري از مقامات سابق از جمله ابتهاج، مهام، فرود و ... رابه اتهام سوءاستفاده هاي اداري تحت تعقيب قضايي قرار داده بود. برنامه صرفه جويي دکتر اميني هنگامي که ارتش را هم شامل شد صداي شاه را درآورد. وي فروش ارز به مسافران را محدود، ورود اشياء لوكس را تنها با ارز آزاد مجاز كرده بود و....
    دكتر اميني در دوران نخست وزيري خود كه تا تيرماه 1341 ادامه داشت بيش از هر نخست وزير ديگر ايران نطق ايراد كرد و راديو دولتي مجبور بود كه نطقهاي او را به طور كامل پخش كند. تشكيل اجتماعات را در ميدان جلاليه ( پارك لاله امروز) آزاد كرده بود، ولي هنگامي كه جبهه ملي ميتينگ هاي خود را در آنجا برگزار كرد دستگيري ها آغاز شد كه اميني آن را به حساب شاه و عوامل او گذاشت. در زمان دكتر اميني از سانسور مطبوعات تا حدي محسوس كاسته شده بود. در همين زمان بود كه مهندس مهدي بازرگان با اطلاع دكتر مصدق كه در احمدآباد (و عملا در حالت تبعيد) بود نهضت آزادي ايران را تاسيس كرد.
    دكتر اميني با وجود حمايت هاي آمريكا از او، بعدا گله كرد كه دولت آمريكا در طول حكومت او تنها 60 ــ 70 ميليون دلار به ايران كمك كرده بود. وي در ماههاي بهمن و اسفند 1340يك سفر طولاني به اروپا انجام داد، ولي موفق به دريافت كمكهاي مالي قابل توجه از اروپائيان نشد.
    بر سر بودجه ارتش با شاه اختلاف شديد پيدا كرد كه گفته شد شاه شكايت او را به حاميانش در واشنگتن كرده بود و بالاخره بر اثر همين موضوع هم كناره گيري كرد و اسدالله علم جاي اورا گرفت.

    1357ش:در اين روز در سال 1357 (11فوريه 1979 ميلادي) انقلاب ايران، دوازده روز پس از بازگشت آية الله عظما خميني از تبعيد 14ساله به تهران به پيروزي رسيد. ارتش در اين روز و در پي بي اعتنايي مردم به حكومت نظامي و ريختن به خيابانها اعلام بي طرفي كرد، آخرين نخست وزير نظام سلطنتي پنهان شد و نخست وزير دولت موقت انقلاب زمام امور را به دست گرفت. 22 بهمن سالروز پيروزي انقلاب روز ملي اعلام شده است و هرسال برگزار مي شود.

    1650م:امروز سالمرگ رنه دکارت Rene Descartes فیلسوف فرانسوی است که 11 فوریه 1650 در سوئد فوت شد. وی به دعوت دربار سوئد به استکهلم رفته بود. دکارت 31 مارس 1596 به دنیا آمده بود. Discours de la Methode مهمترين اثر این فيلسوف و رياضي دان فرانسوي است که روش تازه ای برای «يافتن حقيقت» را به دست مي دهد. در همين كتاب است كه مي گويد: تافكر مي كنم (مي توانم فكر كنم) زنده هستم، و يك انسان زنده بايد به جامعه فايده برساند.
    عقايد و نظريه هاي دكارت كه از مهمترين فلاسفه اروپا در قرون جديد بشمار مي رود بيش از هرانديشمند ديگر در دوران معاصر مورد استفاده بوده است. دكارت نخستين انديشمندي بود كه روش ارسطو را دنبال نكرد و براي تحقيق و اثبات، يك روش علمي در پيش گرفت كه به انقلاب در فلسفه تعبير شده است. تعريف او از جامعه كه به صورت يك فرمول رياضي عرضه شده هميشگي و جاويدان خواهد بود و هر روز به آن استناد و بر پايه اش قانون نوشته مي شود.
    اين فرمول كه در مدارس تدريس و تشريح مي شود در مورد هرجامعه از كوچكترين آن (خانواده = زن و شوهر) تا احزاب، جوامع ملي و جامعه بين المللي صدق مي كند و شامل مي شود. دانستن مفهوم فرمول دکارت برای هرکس از فرد عادی تا سیاستمدار و دولتمرد لازم است که بدون در نظر داشتن آن و بکاربردنش در انتخاب همسر و همکار، و رفتار در زندگاني خانوادگي و عمومي موفق نخواهد شد. اگر در فرمول جامعه كه دكارت آن را به دست داده است تغييري حاصل شود معادله برهم خواهد خورد و ديگر، جامعه اي وجود نخواهد داشت. اين فرمول بسيار مهم از اين قرار است:
    جمع (دو نفر يا بيشتر) + هدف مشترك + كمك به هم براي رسيدن به هدف مشترك = جامعه
    اگر در طرف اول اين فرمول، يكي از سه عنصر لنگ بزند معادله به وجود نخواهد آمد، يعني جامعه اي نخواهد بود، و در اين صورت جامعه تبديل به «اجتماع» مي شود (جمع شدن چند نفر در گوشه ای با هدف هاي مختلف و یا بدون همكاري باهم).
    مثال: زن و مرد + هدف مشترك كه همانا رفع نياز و تامين سعادت است + همدلي و همياري براي رسيدن به هدف مشترك = جامعه خانواده. به همين ترتيب ساير جوامع. طبق این فرمول؛ اگر زن و شوهر داراي يك هدف نباشند و اگر داراي يك هدف باشند ولي براي رسيدن به اين هدف به يكديگر كمك نكنند و هميار و همدل نباشند، جامعه خانواده وجود نخواهد داشت. فلسفه طلاق همين است.

    1847م:توماس اديسونThomas Alva Edison كه 1200 اختراع الكتريك به نام خود از جمله لامپ برق را به ثبت رسانده است یازدهم فوریه 1847 در اهايو آمريكا به دنيا آمد. وي در سال 1879 لامپ برق را اختراع كرد. دو اختراع مهم دیگر او دوربین فیلمبرداری و فنوگراف هستند که فنوگراف به تکمیل گرامافون (جعبه ساز) کمک کرد. وی در امور مخابرات اختراعات متعدد دارد. ادیسون 18 اکتبر 1931 درگذشت.

    1800م:ويليام اج.اف.تالبوت W. Henry Fox Talbot مخترع كاغذ عكس 11 فوریه 1800 به دنيا آمد. تالبوت که 77 سال عمر کرد در 17 سپتامبر 1877 درگذشت. وي در سال 1841 با استفاده از ملح نقره كه در برابر نور و متناسب با میزان تابش آن سياه مي شود و كاغذ معمولي (کاغذ با لعاب ملح نقره)، موفق به ساختن كاغذ عكاسي شد كه پيشرفت بزرگي در فن عكاسي بوده است. این روش چاپ عکس به Calotype = Talbotype معروف شده است. تالبوت يك سياستمدار و عضو پارلمان انگلستان بود كه در اوقات فراغت به تكميل فن عكاسي مي پرداخت که سرگرمی او بود. تالبوت در سفر به پاریس و نیویورک، تصاویر متعدد به طریقه فتوگراوور Photogravure تهیه کرد. همزمان با تالبوت، جان هرشل (فضاشناس، ریاضی دان و شیمی دان معروف) کاغذ نگاتیو Negative ساخت که می شد با بکاربردن آن به تعداد زیاد و در زمانهای متفاوت تصویر (پوزیتیو) تهیه کرد. عکس های پیش از اختراع هرشل، تنها پوزیتیو (پازیتیو) بودند. واژه های فتوگرافی و نگاتیو ـ پوزیتیو از هرشل است که دو داروی عکاسی سینو تایپCyanotype و کریستوتایپ Chrystotype(ثبوت عکس) را تهیه کرد. پیش از ایندو مخترع، داگر Daugerre فرانسوی در سال 1836 موفق به گرفتن عکس به صورت گراوور و به جای کاغذ برسطح بشقاب فلزی شده بود. با این روش، 30 دقیقه طول می کشید تا یک تصویر بوجود آید. عکاسی به صورت تازه را «ژوزف نایپس J. Niepce» فرانسوی در سال 1826 پایه ریزی کرد. نخستین عکس او که در تاریخ عکس به «نگاهی از پنجره» معروف شده است و پشت بام برداشته شده بود هشت ساعت طول کشیده بود.

    1377م:فوریه سال 1377 ارتش پاپ (واتیکان) به فرماندهی یک کاردینال (روحانی عالیمقام) پس از فرونشاندن عصیان مردم شهر سسنای ایتالیا (سه سنا) واقع در منطقه امیلیا ـ دامنه کوههای اپناین و نه چندان دور از دریای آدریاتیک نزدیک به دو هزار و پانصد از مردم شهررا که اينک جمع نفوس آن از 94 هزار تن تجاوز نمی کند کشت که در تاریخ «قتل عام سسنا» عنوان گرفته و یک ضعف پاک نشدنی است بر چهره واتیکان. «تاریخ» ضمن شرح این سرکوبی خونین، کاردینال جیل دو آلبورنوز فرمانده نیروهای اعزامی واتیکان را «کاردینال سلّاخ» نامیده است. گناه مردم شهر این بود که فرماندار تعیین شده از سوی واتیکان را نمی خواستند. حمله نظامی به شهر سوم فوریه 1377 آغاز شده و يک هفته طول کشيده بود. در پی چنین رویدادهایی بود که اندیشمندان مقام اجرایی را درخور و زیبنده یک روحانی ندانسته و گفته اند که مردم معمولی (عوام الناس) هر اشتباه یک روحانی صاحب مقام اجرایی را به حساب دین می گذارند که به مصلحت نیست. مقام اجرایی از مقام قضایی و قانونگذاری سوا است.

    1924م:نخستين هواپيماي دوباله «تي. دبليو ـ 3» که با استفاده از تجربه هاي جنگ جهاني اول و تكنولوژي تازه تر در فوريه سال 1924 ساخته شد و پروازهاي آزمايشي مرسوم انجام گرفت. درسپتامبر (شهريور) همين سال سه خلبان آمريكايي با يك هواپيما «تي. دبليو ـ 3 » پرواز به دور كره زمين را انجام دادند و دور زمين را در 363 ساعت طي كردند و 28 سپتامبر به آمريكا باز گشتند.

    1966م:يك سال پس از آغاز بمباران شمال ويتنام (ويتنام شمالي وقت) از سوي هواپيماهاي نيروي هوايي و نيروي دريايي آمريكا، از يازدهم فوريه 1966 در اين حملات از بمب افكن هاي سنگين هشت موتوره بي ـ 52 نيز استفاده شد. اين هواپيما ها كه عمدتا براي حمل سلاحهاي هسته اي ساخته شده اند براي بمباران هانوي و هايفونگ از پايگاه جزيره گوام به پرواز در مي آمدند. هدف از اين بمبارانهاي سنگين و شديد كه تا اوايل 1973 ادامه داشت به زانو در آوردن دولت هانوي بود كه ديديم چنين نشد.
    هر هواپيماي «بي ـ 52» قادر است 20 تن بمب متعارفي حمل و در ارتفاع 50 هزار پايي پرواز كند. هنوز اين هواپيما ها از رده خارج نشده اند و نيروي هوايي آمريكا درجنگ 1991 با عراق از آنها استفاده كرد.
    دو بمب افكن بي ــ 52 نيروي هوايي امريكا در حال ريختن بمبهاي خود بر ويتنام شمالي در فوريه 1966

    1990م:نلسون ماندلا (متولد هجدهم ژانویه 1918) پس از 27 سال بودن در زندان دولت سفیدپوستان جمهوری آفریقای جنوبی ( عمدتا مهاجران هلندی) یازدهم فوریه 1990 آزاد شد. ماندلا در چارچوب کنگره ملی آفریقایی با وضعیت تبعیض نژادی در وطن فعالیت می کرد که متهم به براندازی مسلحانه و زندانی شده بود. وی بیشتر سالهای بازداشت را در Robben Island گذرانده بود. شعار ماندلا پس از آزادی از زندان «دمکراسی، سازش و گذشت» بود. او از ماه مه 1994 تا ژوئن 1999 بر فدراسیون آفریقای جنوبی ریاست کرد. همانطور که گفته بود پس از افتادن حکومت به دست اکثریت ـ سیاهپوستان آفریقای جنوبی و با به اجرا درآوردن برنامه «اعتراف کن و بخشوده شو»، هیچکدام از عاملان دوران تبعیض نژادی مجازات نشد. ماندلا که چهره محبوب بین المللی شده است یک سال دبیر کل جنبش عدم تعهد بود. مجمع عمومی سازمان ملل با توجه به خدمات ماندلا به صلح و انسانیت، در مصوبه نوامبر 2009 خود زادروز اورا یک روز جهانی ـ روز ماندلا ـ اعلام کرد.


    1991م:سازمان جهانی UNPO) Unrepresented Nations and people organization) یازدهم فوریه 1991 با این هدفها در لاهه آغاز بکار کرد:
    ـ دفاع از حق تعیین سرنوشت.
    ـ حمایت از رعایت حقوق انسان (موارد مندرج در اعلامییه جهانی حقوق بشر) در استاندارد جهانی.
    ـ دفاع از دمکراسی و ردّ Totalitarianism و هرگونه خودکامگی و استبداد.
    ـ حمایت از جنبش هایی که خشونت و تروریسم را ردّ می کنند و هرگونه اعتراض مسالمت آمیز و ابراز نظر.
    ـ محافظت از محیط زیست.

    1531: هنری هشتم پادشاه وقت انگلستان از این روز رئیس فائقه کلیسای انگلستان هم شد. هنری قبلا همه ارتباط کلیسای انگلستان را با پاپ قطع کرده بود زیرا که پاپ اورا به سبب ازدواج مجدد تکفیر کرده بود. هنری هشتم در مواردی به جای طلاق، زنان خودرا اعدام کرده بود. پیش از جداشدن کلیسای انگلستان از دستگاه پاپ، طلاق و ازدواج مجدد در این کشور ممنوع بود.
    1814: نروژ از اتحادیه کالمار Kalmar جداشد و استقلال کامل یافت. با خروج نروژ، اتحادیه کالمار مرکب از کشورهای سوئد، دانمارک و نروژ نیز از میان رفت. در طول عمر این اتحادیه هم در چند مورد اعضای آن اختلاف شدید پیدا کرده و به جان هم افتاده بودند بودند.
    1826: دانشگاه لندن آغاز بكار كرد.
    1861: نشست ايالات جنوبي آمريكا كه از اتحاديه (فدراسیون آمریکا) جدا شده بودند در اين روز «جفرسون ديويس» را به سمت رئيس جمهور کنفدراسيون آمريکا (ايالت هاي جنوبي) برگزيد و اعلام داشت كه قانون اساسي كنفدراسيون همان قانون اساسي فدراسيون آمريكا خواهد بود و به اين ترتيب آمريكا از اين روز داراي دو رئيس جمهور شد. ديويس كه قبلا وزير جنگ آمريكا و سناتور «ایالت مي سي سي پي» در سناي آمريكا بود تا سال 1865 كه ايالات جنوبي در جنگ داخلي شكست خوردند رياست اين ايالات را برعهده داشت و پايتخت او ريچموند ويرجينيا بود. پس از جنگ، دیویس به خاطر اين عمل خود محاكمه و مجازات نشد و همين عمل و نيز صرف نظر کردن از مجازات نظاميان و مقامات کنفدراسيون مانع از ادامه خصومت و احيانا انفصال ديگري شد. ديويس "الكساندر استيونس" را به معاونت خود برگزيده بود.
    1953: شوروي مناسبات خود را با اسرائيل قطع كرد.
    1964: زد و خورد يوناني زبانهاي قبرس با تركهاي اين جزيره در بندر ليماسول آغاز شد.
    2006: در یک شکارگاه در تکزاس و هنگام تیراندازی به مرغهای وحشی که از میان بوته ها به پرواز درآمده بودند، ساچمه های فشنگ تفنگ دیک چنی معاون رئیس جمهور وقت آمریکا به صورت و سینه یک حقوقدان تکزاسی به نام هری وایتینگتن Harry Whittington اصابت کرد و وی را از چند ناحیه مجروح ساخت که به بیمارستان منتقل شد. این حقوقدان متولد 1927 که در عین حال یک سرمایه گذار در مستغلات است و از فعالان حزب جمهوریخواه بود از آن پس به فعالیت خود در این حزب پایان داده است!. بعدا یک حمله قلبی این حقوقدان به حساب وجود براده های گلوله در ماهیچه قلب او تشخیص داده شده است. چنی، خود دچار مشکلات قلبی است.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  10. تشكرها 4

    **موعود** (10-12-1389), ملکوت (22-11-1389), محب الحسین (15-12-1389), آسیه سادات (22-11-1389)

  11. #296
    عضو ماندگار
    ساره آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1389
    نوشته : 507      تشکر : 257
    885 در 308 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساره آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : (¯*~|♥|♥|♥~*¯) ▐تقويم تاريخ ▐در چنين روزي .... (¯*~|♥|♥|♥~*¯)




    24بهمن هشتاد ونه





    1287ش:بهمن سال 1287 هجري خورشيدي (فوريه 1909) در سراسر ايران هردم تب قيام برضد استبداد محمدعلی شاه قاجار بالامي رفت و در گوشه و کنار کشور گروههاي مجاهد راه مشروطيت (طالبان حکومت پارلمانی) تشكيل مي شد و .... خشم مردم از تیرماه 1287 که سرهنگ ولادیمیر لیاخوف Vladimir Platonovitvh Liakhov افسر روس و فرمانده نیروی قزاق تهران به دستور شاه مجلس را به توپ بسته بود شدت گرفته بود. 24 بهمن ماه اين سال گروههاي مجاهد شمال کشور در رشت به هم پيوستند و روز بعد شماری از مهاجران قفقازي ازجمله دهها ارمنی سوسیالیست ملی (داشناک) نيز ـ به تشویق هواداران مشروطیت ـ به آنان اضافه شدند. سران اين گروهها در همين روز تصميم گرفتند كه يپرم خان داویدیان(داوتیان) Yeprem Khan Davidian ساله 41 متولد شهر گنجه و از مهاجران قفقازي را فرمانده افراد مسلح خود کنند تا آنان را به صورت يك یگان رزمی آماده نبرد درآورد و اين كار سريعا انجام گرفت. انتخاب یپرم خان به این دلیل بود که مبارزه مسلحانه با تزار روسیه را در کارنامه خود داشت و عوامل تزار اورا به سیبری تبعید کرده بودند که از آنجا گریخته و به ایران آمده بود. وی تزار روس را حامی محمدعلی شاه می دانست. يك هفته بعد حكومت رشت به دست مشروطه طلبان مسلح افتاد و «آقابالاخان» حاكم رشت و تني چند از مقامات دولتي توسط مشروطه خواهان مسلح كشته شدند. این افراد بندر انزلی را هم تصرف کردند.

    مشروطه خواهان شمال سپس از محمدولي خان تنكابني (سپهدار) دعوت كردند كه رياست جنبش را به دست گيرد. وي دعوت را پذيرفت و از مازندران وارد رشت شد.
    مشروطه خواهان مسلح سپس به سوي قزوين به حركت در آمدند و در پي يك زد و خورد شديد شهررا تصرف و قاسم خان فرمانده پادگان شهركه دستور مقاومت داده بود اعدام شد.
    این مشروطه طلبان سپس رهسپار تهران شدند و با كمك همفکران ديگر و نیز سواران بختياري كه از اصفهان آمده بودند پس از شکست و فراری دادن نیروی دولتی در بادامک، در جولای 1909 (تیرماه 1288) پايتخت را متصرف و محمد عليشاه را به ساختمان تابستاني سفارت روسيه فراري دادند كه در آنجا تا خلع از سلطنت پناهنده بود. پس از اين پيروزي، مجلس رای داد که پيرم خان رئيس پليس تهران شود که تا پايان عمر (ششم ماه مه 1912= 16 اردیبهشت 1291) در اين سمت بود. پیرم خان در این روز در جنگ با صارم الدله ـ شاهزاده قاجار ـ در منطقه همدان کشته شد.

    1289ش:مرتضي قلي خان صنیع الدوله رئيس نخستین دوره مجلس شوراي ملي در بهمن ماه 1289 (سوم فوريه 1911 ) در تهران ـ چهار راه مخبرالدوله ـ هدف گلوله دو قفقازي تبعه روسيه قرار گرفت و كشته شد. این دو قفقازی پس از ارتکاب قتل دستگیر شده بودند که سفارت روسیه در تهران استرداد آندو را طبق قراردادهای دوجانبه (تحمیلی به دولت قاجارها) از وزارت امور خارجه ایران خواستار شد و وزارت امورخارجه دو قاتل را تحویل گرفت و به سفارت روسیه تسلیم کرد!. مخبرالسلطنه (برادر مرتضی قلی خان) انگیزه و چگونگی قتل را در کتابی که برنگاشته شرح داده است. مرتضی قلی خان تحصیلکرده آلمان و مسلط به زبانهای آلمان و فرانسه، قبلا وزیر دارایی بود. وی منتخب اعیان تهران برای نمایندگی مجلس بود که به ریاست آن نیز انتخاب شده بود. در آن زمان انتخاب نمايندگان برحسب طبقات جامعه بود و اعيان هم یک طبقه به حساب می آمدند که مرتضی قلی خان نماینده آنان در مجلس بود. مرتضی قلی خان پسر علی قلی خان مخبرالدوله بود. استرداد دو قاتل مرتضی قلی خان اوج ضعف دولت قاجارها را نشان می دهد که مردم پس از اطلاع از آن متاثر شده بودند ولی نیروی نظامی نبود که از آن بخواهند ایستادگی کند. در آن زمان انگلستان و روسیه در ایران نیروی مسلح داشتند. این دو دولت طبق موافقتنامه سن پترزبورگ (به امضای همین دو دولت) خودرا مجاز به هر اقدامی در ایران می دانستند.

    1342ش:دولتين ايران و تركيه رواديد ورود اتباع دو كشور به خاك يكديگر را 23 بهمن 1342 لغو كردند. رفت و آمد اتباع به این دو کشور بدون نیاز به ویزا، از آن زمان ادامه داشته و در دهه نخست پس از انقلاب، ترکیه به صورت مرکزی درآمده بود برای ایرانیانی که خواستار رفتن به سایر کشورها و عمدتا جهت پناهنده شدن و یا درصدد دریافت ویزا از کنسولگری های آمریکا در ترکیه و رفتن به این کشور بودند. تا انقلاب سال 1979 (1357 هجری) اتباع ایران برای سفر به بسیاری از کشورها ازجمله کشورهای اروپای غربی (انگلستان، فرانسه، آلمان، هلند و ...) نیاز به ویزا نداشتند. مهاجرت میلیونها ایرانی در سه دهه گذشته از علل اولیه برقراری مجدد ویزا شده است. درنظرسنجی سال 2006، هفتاد و دو درصد ایرانیانی که به تابعیت آمریکا درآمده و مصاحبه شده بودند در پاسخ به این پرسش موسسه کسب نظر که چرا اقدام به تغییر تابعیت داده اند مشکل مسافرت با گذرنامه قبلی را در صدر دلایل خود بیان داشته و گفته بودند که چون سفرکردن باگذرنامه جمهوری اسلامی نیاز به ویزا از همه کشورها و معطلی زیاد و سوء ظن فراوان داشت با چندسال اندیشه کردن بالاخره درخواست تابعیت دادند تا با گذرنامه وطن تازه مشکل مسافرت و دردسر فرودگاهی و سوار شدن به هواپیما نداشته باشند.

    2004م:از فوايد خواندن تاريخ مروركردن رويدادهاي گذشته ـ علل و نتايج آنها و آگاهي از تجربه گذشتگان با هدف خودداري از تکرارشان است. فوايد ديگر مرور در تاريخ دريافت پند و هشدار و ترس از قضاوت آيندگان است. بنابراين، رويداد روز بايد مشروح و دقيق باشد تا کار مورخ آسان گردد و اين، روزنامه نگار است كه بايد در همان روز وقوع، رويدادها را با نهايت دقت و امانتداري جمع آوري كند و به دست «ثبت» دهد كه اگر او كامل و دقيق نباشد (كه در دهه هاي اخير نبوده است) نسلهاي بعدي محكومند كه بي خبر بمانند و اشتباهات گذشته را تكرار بكنند. رويدادي كه امروز مي توان آن را به آساني نوشيدن آب به دست ثبت داد، فردا و فرداهاي دور تنها با مشقّت و صرف وقت و هزينه مي شود آن را از لابلاي يادداشت هاي اداري، خصوصي و ... به دست آورد، نوسازي كرد (به صورت متاع رسانه اي درآورد) و اين بار به عنوان يادآوري و هشدار ارائه كرد. چرا در دهه هاي اخير ثبت همه رويدادها به همان صورتي كه اتفاق مي افتند دشوار است؟ زيرا كه هر مقام داراي مشاور تبليغاتي شده است (روابط عمومي كه گاهي يك خبرگزاري بين المللي است)، كه رويدادها را برحسب منافع و مصالح «مقام» تحريف و مطرح مي سازد و يا اين كه در دهان او مي گذارد تا بيان دارد، يعني نطق مقامات را هم همين ها (نطق نگاران) تهيه مي كنند كه اصطلاحا «مصنوعي» است. چرا با اين همه ابزار ارتباطي و اطلاع رساني، مردم امروز از حقايق بي اطلاع مي مانند و به همين صورت آيندگان؟ زيرا كه واقعيت ها و همه رويدادها به آنان داده نمي شود. رسانه ها پر از خبر و مطلب است ولي همه اش تشريفات، اطلاعيه، اعلاميه و تبليغ، آمار نادقيق مصلحتي و شرح ديد و بازديد هاي رسمي و .... در سابق در وطن خودمان، هر ماه ميزان پول در گردش و متوسط بهاي كالا با تحليل و تفسير انتشار مي يافت؛ در پايان هر سال جزئيات درآمد حاصل از نفت اعلام مي شد، هر هفته شمار پرونده هاي وارده و مختومه شده دادگستري و نوع آنها به نظر مردم مي رسيد، جزئيات بودجه و دخل و خرجها با تفسير و تحليل منتشر مي شد و در كتابخانه ها در دسترس بود، متن قوانين مصوب پارلمان و مصوبات شوراي وزيران و بخشنامه هاي وزارتخانه ها، جزئيات مربوط به معاملات دولتي (مزايده و مناقصه ها)، انتصابات و نقل و انتقالهاي اداري و تغييرات شركتهاي غير دولتي و مسافرت هاي خارجي مقامات به طور روزانه به چاپ مي رسيد و ....
    دو مثال از دو رويداد که به صورت خبر در فوريه 1945 و فوريه 2004 انتشار يافت و "تاريخ" شده است تا مورد قضاوت قرارگيرد و درس عبرت شود:
    12فوريه 2004 ولاديمير پوتين رئيس كشور روسيه كار جلب «راي» براي تجديد انتخاب خود را با بيان اين حقيقت آغاز كرد كه مردم عادي از انحلال شوروي طرفي نبستند و سودي نبردند و برنده اين تراژدي، در هر جمهوري، گروهي كم و نخبگان بودند و .... وي انحلال شوروي را يك اشتباه تاريخي بزرگ خواند. در طول چند سال گذشته ديديم كه نتوانست و يا نخواست كاري براي رفع آن اشتباه صورت دهد و قدرت رقيب کوشيد که با اختراع «انقلابهاي نارنجي» مسئله فروژاشي دائمي و غير قابل برگشت شود.
    سيزدهم و چهاردهم فوريه 1945 شهر«درسدن» آلمان در دو روز متوالي و جمعا با 1183 بمب افكن انگليسي و امريكايي ويران و جمعا 45 هزار تن كشته و90 هزار نفر ديگر مجروح شدند. در اين بمباران که در آخرين ماههاي جنگ جهاني دوم صورت گرفت و ترديد به شکست هيتلر نبود، بر اين شهر بي دفاع، بمب هاي آتشزا فرو ريخته شد كه گرمايي معادل ششصد درجه ايجاد و تيرهاي آهن ساختمانها را ذوب کرد. 4 سال پيش از اين بمباران (در همين روز)، هيتلر سرمست از پيروزي تصرف لهستان، فرانسه و ... به كمك ايتاليا به شمال آفريقا نيرو فرستاده بود و چندي بعد هم شوروي را مورد حمله قرار داده بود و با اين زياده طلبي ها، آلمان را به صورتي درآورده بود كه چند توپ ضد هوايي براي دفاع از «درسدن» نداشت. با مشارکت آلمان نوين در لشكركشي هاي ناتو، به نظر مي رسد كه سران فعلي آلمان وقت مروري بر رويدادهاي تاريخي و مشاهده روزنگارها را در ستون ويژه مطبوعات ندارند تا بدانند كه همه انسانها بمانند درسدني ها قابل نابود شدن و سوختن هستند.

    2003م:در پي مخابره خبر «مسابقه كاريكاتور هولوكاست» در «همشهري»، خبرگزاري انگلستان را با خبر خود در آن زمينه به سراسر جهان ارسال داشته بود و نوشته بود كه اين عكس در سال 2003 توسط «راهب هماوندي» از گوشه اي از تحريريه همشهري گرفته شده است كه اين روزنامه متعلق به شهرداري تهران مي خواهد چنين مسابقه اي را ترتيب دهد.
    هفتم فوريه 2006 (روز انتشار خبر) چند شبكه تلويزيوني آمريكا اين خبر را با تصوير بالا پخش كردند و يك مفسر تلويزيوني به تفسير عكس پرداخته و گفته بود كه تصاوير «چه گوارا» و «احمدشاه مسعود» بر ديوار تحريريه هم از چيزهاي ديگر روايت مي كند و اشاره دارد كه چپگرايي و احساسات ناسيوناليستي در ميان روزنامه نگاران ايران ريشه يافته است زيرا كه «چه گوارا» مظهر تمايلات چپ و احمد شاه مسعود نماد ناسيوناليست پارسي شناخته شده اند.


    990م:رئيس كشور افريقايي غنا (گانا) در فوريه سال 990 ميلادي (طبق محاسبه مورخان اروپايي 13 فوريه آن سال) در پايتخت این کشور كه آن هم شهر «غنا» نام داشت در برابر گروهي از سران قبايل افريقاي غربي قلمرو خودرا از صحراي آفريقا تا انتهاي سنگال اعلام داشت كه پس از قلمرو حكومت اسلامي شمال آفريقا (افريقيه) به صورت بزرگترين كشور افريقايي در آمده بود.
    وي يك محله از شهر غنا را اختصاص به بازرگانان خارجي طلا داده بود كه عمدتا اتباع كشورهاي اسلامي خاور ميانه و شمال افريقا بودند. واژه غنا نيز از زبان عربي است كه توسط همان ها رايج شده است.
    احمد بن حسين همداني كه در سال 998 ميلادي در شهر هرات فوت شد درباره غنا نوشته است: در غنا، طلا مانند هويج از زير شنها بيرون مي آيد. وي اضافه كرده است كه بيشتر طلاي كشور هاي اسلامي و روميه (روم شرقي) از غنا مي آيد.
    اروپائيان پس از استعمار غنا، به همان مناسبت نام «ساحل طلا» بر آن گذاردند كه بعد از كسب استقلال بار ديگر به نام غنا (گانا) بازگشته است.

    1542م:13 فوريه سال 1542 كاترين هوارد پنجمين زن هنري هشتم پادشاه وقت انگلستان در برج لندن (ارگ شهر) با شمشير گردن زده شد. كاترين 21 ساله بود و تنها دو سال پيش از آن با هنري ازدواج كرده بود. شهرت هنري هشتم كه عمدتا به خاطر طلاقها و ازدواجهاي پي در پي او و از اين رهگذر درگيري با واتيكان (پاپ) بود نخست به زنانش اتهام عدم وفاداري مي زد و سپس به دست جلاد مي سپرد. مجازات زنا اعدام نبود، ولي چون متهم زن پادشاه بود، نوعي خيانت به كشور به حساب آورده مي شد و مستوجب مردن قرار مي گرفت. اعدام كاترين در حالي بود كه پدرش يك لرد انگليسي و عمويش دوك نورفوك بود كه جرات مخالفت نداشتند. كاترين را پك روز پيش از اعدام به برج لندن برده بودند تا تمرين كند كه چگونه سرش را روي تخته قرار دهد كه گردنش با يك ضربه شمشير قطع شود و او اين تمرين را چند بار انجام داده بود كه امروزه اعدام ظالمانه خوانده مي شود.


    1601م: 13فوريه1601 (شش سال پیش از استقرار انگليسي ها در قاره آمريكا) James Lancaster جيمز لانكاستر(1618 ـ 1554) به عنوان نماينده كل كمپاني هند شرقي با پنج کشتی و 500 مرد مسلح انگلستان را به سوي مشرق زمين ترك كرد كه روزي بد براي همه شرق بشمار آمده است. فرمان تاسيس كمپاني هند شرقي انگلستان (با هدف ظاهری ایجاد مراکز داد و ستد و گسترش بازرگانی) 31 دسامبر 1600 ميلادي به امضاي اليزابت اول ملكه اين كشور رسيده بود. در ظاهر، گردانندگان اين كمپاني 216 تن از اميران، اشراف و بازرگانان انگلستان بودند و سرمايه اوليه اش 72 هزار پاوند طلا بود. هدف اصلی لندن، رقابت با پرتغال و هلند و استعمار شرق بود. اليزابت اول مدت اعتبار اين كمپاني را 15 سال تعيين كرده بود. در آن زمان شاه عباس يكم در ايران سلطنت داشت. لانکاستر افسر نیروی دریایی انگلستان در جریان جنگ دریایی سال 1588 با اسپانیا، فرمانده ناو ادوارد بوناونچر بود. این جنگ به برتری اسپانیا پایان داد و به تدریج انگلستان را بر جایگاه آن نشاند.
    لانكاستر با مشرق زمین آشنا بود و راههاي دريايي آن را مي دانست. وي قبلا با همان ناو توپدار ادوارد بوناونچر يك سفر دريايي تحقيقاتي به سيلان (سریلانکا)، مالاكا (مالزیا) و سوماترا (اندونزی) كرده بود. وی در سفر دوم در چند نقطه کشتی های هلندی و پرتغالی ها را تصاحب کرد و با استفاده از اشتباهات پرتغالی ها که برای استقرار در هند به زور متوسل شده بودند توصیه کرد که در آغاز کار بهتر است از امپراتور تیموری هندوستان (جهانگیرشاه) کسب اجازه شود. لانکاستر که از دولت لندن لقب «سرSir» گرفته است در سال 1607 در ناحیه سورات در ساحل غربی هند مستقر شد و .... كمپاني هند شرقي بعدا به تملك دولت انگلستان در آمد و استعمار هندوستان، شبه جزیره مالاکا (مالزیا)، سریلانکا، هنگ کنگ، برمه، استرالیا، نیوزیلند، جزایر اقیانوس هند، ایجاد سنگاپور و ... آغاز شد. بايد دانست كه انگليسي ها عمدتا از مقرّ حكومتي خود در هندوستان در امور ايران و منطقه خلیج فارس و بعدا همه آسیای جنوبی و غربی مداخله مي كردند.

    1903م:در چنين روزي در سال 1903 نخستين خودرو 850 دلاري فورد در كارخانه اش در خيابان ماك واقع در شهر ديترويت ميشيگان ساخته شد كه بعدا به يك پزشك فروخته شد . نام اين خودرو « مدل ــ آ » بود. موتور اين خودرو بنزين سوز داراي دو سيلندر و توان آن هشت اسب بخار بود و مي توانست تا 48 كيلومتر در ساعت حركت كند. تا آن زمان ، اتومبيل يك كالاي لوكس بود . هنري فورد با ساختن فورد« مدل ـ آ» آن را به صورت يك وسيله ضروري زندگاني در آورد كه هركس استطاعت خريد آن را داشته باشد و در وقت صرفه جويي كند و زودتر به كارش برسد. به اين ترتيب داشتن اتومبيل از انحصار ثروتمندان خارج شد.
    اين خودرو با كمك مهندس ويليز طراحي شده بود و مزد كارگران سازنده آن يك دلار و نيم در هر روز بود. با ورود همين اتومبيل كوچك و ارزان به بازار ، آمريكا به صورت كشور اتومبيل در آمد كه زندگي كردن بدون آن در اين كشور دشوار است . بسياري هستند كه مي گويند آمريكائيان عاشق اتومبيل هستند و بدون آن احساس كمبود مي كنند.
    اتومبيل فورد« مدل ــ آ» عمدتا براي مصرف داخل آمريكا بود و مدلهاي گرانتر صادر مي شد.

    2005م:تصميم11 فوريه 2005 وزيران 26 گانه كشورهاي عضو «ناتو (پيمان دفاعي اتلانتيک شمالي)» داير بر اين كه نيرو به غرب افغانستان بفرستند و اين نيروها در هرات و سه شهر ديگر نزديك به مرز ايران هم مستقر شوند جلب توجه اصحاب نظر را كرده بود زيرا كه برخي از روسها را به خشم آورده و پاره اي از هنديان و چينيان را نگران ساخته بود. اين تصميم در نشست دو روزه وزيران ناتو در «نيس» فرانسه گرفته شده بود. دولتهاي عضو ناتو كه تا دو دهه قبل بيش از 14 كشور نبودند اين تصميم را «اقدامي براي حفظ صلح در افغانستان» اعلام كرده بودند، ولي ناظران بي طرف آن را گامي در جهت توسعه ناتو و حوزه عمل آن دانسته اند كه شايد بخواهد تا آن سوي مرزهاي شرقي ايران گسترش يابد و شش هزار كيلومتر فراتر از اقيانوس اطلس شمالي برود.
    بطبق گزارش هاي وقت، روسهايي كه تلفات 15 هزارنفري دهه 1980 خودرا در افغانستان و عمدتا با پول و تحريك و كمك نظامي غرب از ياد نبرده اند از شنيدن اين تصميم وزيران "ناتو" به خشم آمده وگفته بودند كه قرار بود پس از انحلال پيمان ورشو، ناتو هم منحل شود كه مي بينيم در غياب شوروي دست به گسترش خود زده و دارد روسيه را محاصره مي كند. اين روسها كه نرمش دولت متبوع را در برابر غرب عامل تشويق ناتو به گسترش بيان داشته بودند سئوال کرده بودند: چه فرقي است ميان ورود نيروهاي ما به افغانستان در دهه 1980 كه به دعوت دولت وقت كابل صورت گرفت و استقرار فعلي ناتو؟. در آن زمان، اعضاي ناتو حتي بازيهاي المپيك مسکورا هم ببه خاطر ورود نظاميان ما به کابل تحريم كردند. باقي ماندن چند ساله ما در افغانستان به خاطر تحريكات و مقابله غير مستقيم آنها بود. آنها اينك از برگزاري انتخابات، استقرار دمكراسي و حكومت قانون در افغانستان سخن مي گويند؛ اگر چنين است، پس چرا نيروهاي خود را در آن سرزمين افزايش مي دهند و مي خواهند شكل استقرار كامل به آن بدهند. اگر افغانستان داراي دولت قانوني شده است كه ديگر نياز به نيروي خارجي نبايد داشته باشد. وقتي مردم دولتي را انتخاب كنند خودشان بايد آن دولت را محافظت كنند. در دهه 1980 سربازان ليتوانيايي به نام ارتش شوروي به افغانستان رفتند و اينك همان سربازان را مي خواهند با پرچم ناتو به آنجا باز گردانند!.
    همان گزارش ها حکايت داشت که در ميان اين روسهاي خشمگين، شماري از نظاميان اين كشور كه در دهه 1980 در افغانستان بودند ديده مي شدند. همين عده سكوت ولاديمير پوتين در برابر توسعه طلبي هاي ناتو را تشويق اين اتحاديه نظامي غرب را به گسترش بيان کرده بودند. اين روسها اتحاديه اروپا را عملا بال سياسي ـ بازرگاني ناتو خوانده بودند و گفته بودند که اين دو سازمان از هم جدايي ندارند و بيشتر اعضايشان مشترك است.
    در اين زمينه، هنديان نگران اشاره کرده بودند كه استقرار ناتو در افغانستان ممکن است دنباله سياست و برنامه هاي قرن 19 انگلستان باشد و سبب پشتگرمي هر چه بيشتر پاكستان به ناتو شود و اين اتحاديه نظامي بهانه براي استقرار در پاكستان به دست آورد.
    نگراني چينيان عميق تر به نظر مي رسيد زيرا كه آمريكا (عضو بزرگتر ناتو) در آسياي ميانه (قزقيزستان) كه دروازه ضعيف تر چين است نيروي نظامي دارد. چين از دير زمان در ايالتهاي غربي خود دشواري هايي داشته است.
    اصحاب نظر با توجه به اين وضعيات گفته بودند كه افغانستان با اين كه به دريا راه ندارد با قرارگرفتن ميان روسيه، چين ، هند و ايران اهميت استراتژيك خود را همچنان حفظ كرده است ولي سران ناتو پيش از گرفتن تصميم به استقرار در هرات لازم بود كه قرارداد ايران و انگلستان بر سر هرات را كه در پاريس تنظيم شد و رئيس دولت وقت فرانسه به عنوان شاهد امضاي خود را پاي آن گذارد ملاحظه و مرور مي کردند.
    معدودي از مفسران كه افسانه بن لادن و تروريسم القاعده را بهانه انجام برخي برنامه هاي بين المللي مي پندارند پيشنهاد کرده بودند كه مبارزه با اين دو عامل به سازمان ملل و در نتيجه همه دولتها واگذار شود تا بهانه بسط نفوذ و مداخله نظامي بعضي دولتهاي معين قرار نگيرد. اگر تروريسم القاعده يك مسئله جهاني است قاعدتا بايد حل آن به سازمان ملل و مساعي جهاني سپرده شود.

    2004م:دوازدهم فوريه 2004 ، ولاديمير پوتين مرد نیرومند روسيه اعلام کرد که انحلال شوروي در هر معيار و مقياس و با هر تعريف و تعبير، يك مصيبت بود. وی افزود که مردم عادي از انحلال شوروي طرفي نبستند و سودي نبردند و برنده اين تراژدي، در هريک از جمهوري هاي شوروي سابق؛ گروهي كم و اصطلاحا الیت ها بوده اند و ....
    پس از انحلال شوروی در دسامبر 1991، اين نخستين بار بود كه يك رهبر روسيه به صراحت چنين مطلبي را بيان مي داشت. این بیان صریح ولادیمیر پوتین، بسياري از حسابها را به هم ريخت و رشته اي است كه سر دراز خواهد داشت. تحليلگران غرب در همان وقت آن را نخستین تکان يك حركت نيرومند ناسيوناليستي و سرآغاز يك دگرگوني بزرگ تلقي كرده بودند. چند سال پيش از این بیان صریح پوتین، مجلس ملی روسیه (دوما) با تصویب یک قطعنامه انحلال شوروي را عملي غيرقانوني و نامشروع اعلام کرد زیرا که برای تحقق آن یک رفراندم سراسری انجام نشده بود.
    پوتین در پی مصیب و تراژدی خواندن انحلال اتحادیه جمهوري هاي 15 گانه، دست به اقدامات متعدد زد تا روسيه فدراتيو به سرنوشت اتحاد شوروي دچار نشود ازجمله محدود کردن اختیارات مجالس ایالتی، پایان دادن به مافیابازی در اقتصاد و فراری و یا زندانی ساختن چند نفر از آنانکه روی منابع تولید که قبلا عمومی بودند دست انداخته بودند، قطع پیشروی غرب در قلمرو شوروی سابق، بازسازی بنیه دفاعی و اقتصاد، مبارزه با فساد اداری و ایجاد یک حزب از ائتلاف چند حزب چپ ملایم و ناسیونالیست برای اجرای برنامه ها، افشاء فساد دمکراسی غرب و ....
    پوتین کار بازگردانیدن مسکو به جایگاه قدیمی اش را با تصمیم به تجدید پیمانهای دوستی دوجانبه شوروی سابق با دولت ها آغاز کرده و تاکنون آن را در مورد چین و کوبا عملی ساخته است. پای به آمریکای لاتین گشوده که قبلا دوست منحصر به فرد مسکو در آنجا، کوبا بود، فکر ایجاد یک اوپک گاز طبیعی، ایجاد یک منطقه تکنولوژی پیشرفته ـ نظیر سلیکون ولی ـ آمریکا، به دست گرفتن بازار جهانی اسلحه، ورود به میدانهای نفتی کشورهای دیگر، ... و اخیرا اشاره به این موضوع که اگر استقرار در افغانستان، واقعا کاری است لازم ؛ ماهم هستیم.

    2005م:برجستگان حزب دمكرات آمريكا 12 فوريه 2005 در نشست سراسري خود «هوارد دين» را به رياست کميته ملي اين حزب برگزيدند تا شكست آن در انتخابات نوامبر 2004 را جبران كند. وي يك پزشك چپگراست كه وارد سياست شده و قبلا فرماندار ايالت ورمانت بود. دکتر دين در انتخابات سال 2004 رياست جمهوري آمريکا نامزد شده بود و ضمن نطق هاي انتخاباتي خود از آن دسته از اعضاي حزب دمکرات در کنگره آمريکا که اوايل سال 2003 به جورج دبليو بوش اختيار تعرض نظامي به عراق داده بودند انتقاد کرده و گفته بود که اين نمايندگان بايد با توجه به نظر انتخاب کنندگان خود راي مي دادند. وکيل بايد طبق خواست و نظر موکل رفتار کند و رعايت اين خواست لازم است.
    گفته شده بود كه برجستگان حزب دمکرات در فوريه 2005 از دکتر دين قول گرفته بودند كه چپگرايي نكند زيرا كه چپگرايي «جان كري» در انتخابات نوامبر 2004 سبب ترس ثروتمندان آمريكايي و شكست حزب دمكرات شده بود. دکتر دين به برجستگان حزب دمکرات قول داده بود كه از آن پس انتقادهاي خود را روي سياست خارجي جورج دبليو بوش و حزب جمهوريخواه متمركز کند. دكتر دين (متولد 1948) فردي پر انرژي و در نطق عمومي كردن روش تهاجمي دارد. در آن سالها (تا پيش از سال 2008) بالارفتن بهاي مستغلات و سهام برشمار ثروتمندان آمريكا افزوده بود. تلاشهاي هوارد دين در پيروزي هاي حزب دمکرات آمريکا در انتخابات 2006 و سال 2008 ازجمله پيروزي باراک اوباما تاثير فراوان داشت؛ در انتخابات سال 2006 مجلس نمايندگان و در انتخابات 2008 قواي اجرايي و مقننه آمريکا ـ هردو به دست حزب دمکرات اين کشور افتاده است. باوجوداين، برجستگان حزب دمکرات به توصيه "اوباما" در ژانويه 2009 تيم کين فرماندار پيشين ويرجينيا را برجاي دکتر دين نشانيدند و رئيس کميته ملي حزب کردند. طبق نظرسنجي هاي فوريه 2010، انتخاب کنندگان آمريکايي بويژه ناوابستگان (غير حزبي ها) از حزب دمکرات مايوس شده و گمان نمي رود که اين حزب بتواند در انتخابات نوامبر 2010 اکثريت فعلي خودرا در مجلس نمايندگان حفظ کند.

    2005م:فيدل كاسترو که پس از کناره گيري از کار اجرايي سرگرم نوشتن مقاله و انتشار آنها در وبسايت است 12 فوريه 2005 در جريان يك نطق شش ساعته دولت جورج دبليو بوش را متهم كرد كه براي ترور هوگو چاوس رئيس كشور ونزوئلا سرگرم تهيه نقشه است زيرا كه نتوانسته با كودتا و انتخابات و شانتاژ او را كنار بزند. کاسترو گفت که دولت بوش از اجراي برنامه هاي اصلاحات چاوس و فرضيه سوسياليسم قرن 21 او مي ترسد و دوستي اش را با دولتهاي رقيب و يا معاند آمريكا تحمل نمي كند و خريدهاي تسليحاتي وي را از روسيه بدعتي مي داند كه مآلا به زيان صنايع اسلحه سازي آمريكا تمام مي شود.
    كاسترو اين نطق شبانگاهي را در اجتماع گروهي از اقتصاد دانهاي جهان كه در هاوانا گرد آمده بودند ايراد كرد.

    2005م:در آمريكا گرفتن گواهينامه رانندگي و يا تجديد گواهينامه هاي سابق سخت شده است. روزگاري به هركس، صرف نظر از وضعيت اقامت او درآمريكا گواهينامه رانندگي مي دادند زيرا كه جز در چند شهر بسيار بزرگ، اتوبوس شهري و مترو در همه نقاط شهرها وجود ندارد و بدون داشتن اتومبيل، فعاليت محدود است. مجلس نمايندگان آمريكا 11 فوريه 2005 با اكثريت ضعيفي لايحه دولت مبني بر سختگيري در دادن گواهينامه رانندگي را تصويب كرد. پس از اجراي اين قانون، متولدين كشورهاي ديگر از جمله دارندگان كارت اقامت دائم بايد مدتها صبر كنند تا اجازه صدور گواهينامه و يا تجديد آن از سوي وزارت امنيت داده شود و در صورتي كه چنين اجازه اي داده نشود، تنها دادگاه است كه مي تواند حكم به صدور گواهينامه دهد كه تشريفات طولاني و هزينه سنگين گرفتن وكيل را دارد.

    1922م:باستان شناسان در دره فراعنه در محل شهرستان «تبس» پايتخت مصر باستان، در كنار رود نيل كه به لوكسور معروف است در 5 متري مقبره توتانخامون (فرعون جوان) مقبره ديگري در زير زمين كشف كردند كه در آنجا تابوتهاي حاوي اجساد موميايي شده مربوط به سلسله هجدهم (1922 تا 1887 پيش از ميلاد) قرار داده شده است. تابوتها پوشش چوبي با صورت كنده كاري و نقاشي شده انسان دارند . حدس زده مي شود که مقبره مکشوفه تازه مربوط به بستگان توتانخامون باشد اين کشور بيستم ژانويه 2006 صورت گرفت ولي خبر آن يازدهم فوريه اين سال انتشار يافت.
    در كنار تابوت ها، ظروف سفالي حاوي غذا ديده مي شود تا مردگان (پس از دفن!) گرسنه نمانند. علامت «آمن (آفتاب)» در اين اتاق سنگي ديده مي شود. گور توتانخامون در سال 1922 (84 سال پيش) كشف شده بود. در ادامه خاكبرداري در محل اين مقبره ، مجسمه ديگري از «آمن هوتپ سوم»، فرعوني كه نزديك به چهار هزار سال پيش در گذشته است به دست آمده است.

    2006م:بانو «الويسا وسكوئز» كوتوله 38 ساله كه كوژپشت و داراي استخوانهاي بي قاعده (كج و معوج)، زهدان كوچك و نيز مبتلا به بيماري نرمي استخوان است فوريه 2006 در بيمارستان دانشگاه ستنفورد (واقع در پالو آلتو، جنوب شهر سانفرانسيسكو) يك پسر دو كيلو گرمي به دنيا آورد. زاييمان در هفت ماهگي با عمل سزارين انجام شد و حال مادر و نوزاد، رضايتبخش اعلام شده بود. پزشكان قبلا به الويسا كه داراي شوهر است هشدار داده بودند كه بكوشد تا حامله نشود كه برايش خطرناك است ولي او گوش نكرده بود. الويسا كه قدش به يك متر هم نمي رسد به علت بيماري نرمي استخوان با ولچر حركت داده مي شود. پزشكان تعجب کرده بودند كه چگونه نوزاد كلسيم لازم را از مادر به دست مي آورد. عكس بالا، الويسا و نوزاد او را در بيمارستان نشان مي دهد.


    1986: پارلمان انگلستان قوانين مربوط به آزاديها و حقوق تضمين شده مردم اين كشور را كه « بيل آو رايتز » عنوان گرفت تصويب كرد . دوقرن بعد همين نام را بر ده اصلاحيه اول قانون اساسي آمريكا كه متضمن همين حقوق و آزادي ها است گذاردند.
    1741: يك روزنامه نگار آمريكايي به نام «اندرو بدفورد » نخستين مجله مشابه آن چه را كه امروز ديده مي شود منتشر ساخت و نام آن را « مگازين » گذارد كه در لغتنامه ها به مجله يعني نشريه ويژه مطالب مهم اطلاق مي شود و يك واژه عمومي شده است.
    1859: «فرانك وان در گوس» تئوريسين كمونيست در هلند به دنيا آمد.
    1945: ارتش شوروي پس از 29 روز جنگ شديد شهر بوداپست را از دست ارتش هيتلر خارج ساخت . در اين نبرد 29 روزه 159 هزار تن كشته شدند. بي جهت نيست كه روسها مي گويند اگر دولتهاي اروپاي شرقي روزي دشمن روسيه شوند بايد بهاي سنگين آزاد شدن از دست هيتلر را به روسيه كه به خاطر انها متحمل تلفات سنگين شد بپردازند.
    1975: رئوف دنكتاش رهبر اقليت ترك قبرس تشكيل فدراسيون ترك و يوناني قبرس را اعلام داشت.
    2006:دكتر ابراهيم الجعفري نخست وزير موقت عراق 11 فوريه 2006 با اكثريت يك راي در نشست نمايندگان پارلماني شيعيان عراق به عنوان نامزد نخست وزيري آنان انتخاب شد. وي كه از فعالان حزب «الدعوه» بشمار مي رود در دوران حكومت صدام حسين، مدتي را در ايران و انگلستان بسر برده بود. شيعيان عراق بيش از هريك از گروهاي ديگر در پارلمان تازه (دائمي) اين كشور داراي نماينده هستند ولي اكثريت مطلق را به دست ندارند.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  12. تشكرها 2

    **موعود** (10-12-1389), محب الحسین (15-12-1389)

  13. #297
    عضو ماندگار
    ساره آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1389
    نوشته : 507      تشکر : 257
    885 در 308 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساره آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : (¯*~|♥|♥|♥~*¯) ▐تقويم تاريخ ▐در چنين روزي .... (¯*~|♥|♥|♥~*¯)




    تقویم تاریخ - 15 اسفند
    521م:«شيائو يان» امپراتور چين (از سال 502 تا 550 ميلادي) در مارس 521 پيامي براي قباد ساساني، شاه وقت ايران نوشت كه متن آن تا به امروز باقي مانده، به بيشتر زبانها ترجمه شده و يك سند تاريخي بسيار جالب است. با تطبيق تقويم ها، اين نامه در ششم مارس آن سال در نانژينگ (نام آن زمان آن: ژيان كانگ) پايتخت وقت چين امضا و مهر شده بود.

    سفير ويژه شيائو فاصله نانژينك تا تيسفون از طريق خجند و سمرقند را در سه ماه طي كرده بود. شيائو كه بنيادگذار دودمان «ليانگ» است و 48 سال بر چين حكومت كرده در پيام خود نوشته بود: داشتن روابط نزديك، دوستي، تفاهم و همكاري با پارسيان و استقرار نمايندگي هاي دائمي دو دولت در پايتخت هاي يكديگر براي او يك آرزوي ديرين و تحقق آن يك موهبت است. ما چينيان شاگردان كنفوسيوس هستيم كه با زرتشت شما عقايد و نظرات مشترك داشته است. ما بودائي شده ايم ولي آموزش هاي انساني، اخلاقي و فرهنگي كنفوسيوس همچون خورشيد چراغ راه مان است. استخدام هاي دولتي ما و انتصاب مقامات عينا برپايه آموزش كنفوسيوس و پس از يك امتحان دقيق صورت مي گيرد و همچنين برنامه دانشگاههاي ما. پيام سپس وارد امور سياسي مي شود و بسيار مفصل است.
    ايران و چين در دوران حكومت اشكانيان روابط تنگاتنگ بايكديگر داشتند كه در دوران ساسانيان ادامه يافته بود كه درگيري ايران با هون ها، براي مدتي راههاي ارتباطي ميان ايران و چين و به ويژه جاده ابريشم را در آن سوي سيحون (سيردريا) ناامن ساخته بود و مبادله سفير دچار اخلال شده بود.
    سفير امپراتور شيائو هنگامي وارد ايران شده بود كه دولت ايران ورود بلغارها به قلمرو روم را باز گذارده بود و اين بلغارهاي مهاجر شهر قسطنطنيه را تهديد مي كردند. قراربود دولت روم به ايران پول بدهد تا در شمال قفقار از ورود بلغارها و ساير اقوام مغول تبار به قلمرو روم جلوگيري كند كه ارسال اين پول قطع شده بود. قباد پيش از ورود سفير چين، خسروانوشيروان را با اينكه پسر سومش بود، به دليل داشتن لياقت بيشتر وليعهد اعلام كرده بود و خسرو جلسات طولاني مذاكره و تبادل اطلاعات با سفير چين داشت كه شرح آنها در تاريخ آمده است.

    1046م:پنجم مارس سال 1046 ميلادي (در آن سال 14 اسفند)، ناصرخسرو قبادياني نويسنده، شاعر، فيلسوف و گردشگر ايراني سفر 19000 هزار كيلومتري تقريبا 7 ساله خود درجهان اسلام را آغاز كرد كه محصول آن كتاب ارزشمند «سفرنامه» بوده است. وي اين سفر تاريخي خود را از شهر مرو (خراسان بزرگتر) آغاز كرد كه 23 اكتبر 1052 ميلادي پايان يافت. به حساب مورخان تاجيك، سفر ناصرخسرو ششم مارس آغاز شده بود. ناصرخسرو كه در سال 1004 ميلادي در قباديان بلخ خراسان به دنيا آمده بود در سال 1088 در بدخشان درگذشت، بنابراين نزديك به 85 سال عمر كرد. ناصرخسرو كه درجواني علوم و ادبيات عصر خودرا فراگرفته و سفري هم به سند و پنجاب كرده بود تا 42 سالگي عمدتا كار ديواني (دولتي) انجام مي داد. وي در جريان سفر خود، در مصر كه حكومت آن را فاطميون شيعه به دست داشتند به اسماعيله پيوست و در بازگشت به وطن و اقامت در خراسان بزرگتر، به تبليغ طريقه اسماعيله پرداخت كه حكام سني وقت او را تحت فشار و ارعاب قرار دادند كه از دست آنان به يك آبادي در دامنه كوههاي بدخشان پناه برد، سالها در آنجا زندگي كرد، اشعارش را جمع آوري و كتابهايش را تنظيم و در همانجا درگذشت. در پي عزيمت ناصرخسرو به بدخشان، هوادارانش هم به آنجا رفتند و كار تبليغ ادامه يافت. وي اشعار بسيار سروده كه گفته شده است يازده هزار بيت از آنها باقي مانده است. علاوه بر سفرنامه، تاليفات معروف ديگر او عبارتند از: سعادت نامه، وجه دين و ديوان اشعار. كتاب «گشايش و رهايش» ناصر خسرو تحت عنوان «نالج و ليبريشن» به زبان انگليسي ترجمه شده است. ناصرخسرو در اشعارش كه در «روشنايي نامه، يا شش فصل» موجود است برادري، زندگاني برادروار و فلسفه اي را كه اخوان الصفاء مروّج آن بودند تشويق كرده است. به باور مورخان روس، شيعه اسماعيليه در بدخشان تاجيكستان نتيجه كوشش و آموزش هاي ناصرخسرو بوده است. سفرنامه ناصرخسرو اطلاعات جامعي درباره تاريخ، جغرافيا و وضعيت زندگاني مردم، جمعيت، طرز حكومت و بناهاي تاريخي و ... مناطق مورد ديدار به دست مي دهد و يك كتاب مرجع بشمار مي آيد. وي در سفر طولاني خود پس از عبور از حاشيه درياي مازندران، از بين النهرين، سوريه، حجاز، مصر و نقاط متعدد ديگر ديدن كرده بود.

    1079م:تقويم هجري خورشيدي كه مورد استفاده ما ايرانيان است، ششم مارس 1079 ميلادي (برابر با پانزدهم اسفندماه در آن سال، و امسال 16 اسفند) توسط حكيم عمر خيام نيشابوري تكميل شد كه به تقويم جلالي معروف گرديده است، زيرا كه در زمان حكومت جلال الدين ملكشاه سلجوقي تنظيم شده بود.
    اين تقويم دقيق تر از تقويم ميلادي است كه آن هم خورشيدي است، زيرا كه عدم دقت آن هر 3770 سال، يك روز است و تقويم ميلادي هر3330 سال.
    عمر خيام كه در سال 1044 ميلادي به دنيا آمد و در سال 1124 درگذشت نه تنها رياضي دان و آگاه از علم هيات (فضا - ستارگان) بود بلكه در فلسفه، پزشكي و شعر نيز شهرت جهاني دارد و رباعيات او كه در سال 1839 به انگليسي ترجمه شده هنوز هر سال تجديد چاپ مي شود. آثار ديگر او از جمله «نوروز نامه» و «رساله در وجود» معروفند. عمر خيام با همه علاقه اي كه به زادگاهش نيشابور داشت؛ در طول حيات خود چند سفر تحقيقاتي به اصفهان، سمرقند، بخارا و ري كرده بود. وي با اين که به كار دولتي علاقه نداشت، دعوت شاه وقت را براي ساختن رصدخانه ري پذيرفت.


    720ش:ابو اسحق اينجو كه در سال 720 هجري خورشيدي (1341 ميلادي) خود را شاه فارس اعلام كرده بود در صدد بر آمد كه يزد و كرمان را كه امير مبارز آل مظفر بر آنها حكومت مي كرد برقلمرو خود بيافزايد. وي بسال 1350 ميلادي به كرمان لشكر كشيد و اين شهر را محاصره كرد ولي دو هفته پيش از نوروز ( 15 اسفند، و در چنين روزي) از كرماني ها شكست خورد و به شيراز بازگشت. با اين شكست، حكومت ابو اسحق بر فارس هم چندان دوام نيافت و اين خطه به تصرف آل مظفر در آمد.

    1780م:از درگذشت كريم خان زند كه در طول حيات راضي نشده بود او را شاه بخوانند و تا پايان عمر عنوان «وكيل مردم» را حفظ كرده بود و از زندگي توده مردم دور نشده بود، دو برادرش زكي خان و صادق خان، هر دو خود را جانشين او و «شاه ايران» اعلام كردند. زكي خان در شيراز خود را شاه خوانده بود و صادق خان در ششم مارس 1780 (روزي چون امروز در 226 سال پيش) دركرمان اعلام پادشاهي كرد.
    هنگام در گذشت كريم خان، صادق خان در بصره بود تا از اين منطقه در برابر حمله احتمالي عثماني دفاع كند. او پس از اطلاع از مرگ كريم خان با شتاب عازم شيراز پايتخت آن زمان ايران شده بود تا بر جاي برادر بنشيند كه چون زكي خان قبلا پادشاهي خود را اعلام كرده و او را به شيراز را نداده بود روانه كرمان شد و در اين شهر اعلام پادشاهي كرد و كرمان را پايتخت خود قرار داد.
    علي مرادخان زند، يك سركرده ديگر، با استفاده از اين وضعيت، در منطقه اي ديگر اعلام پادشاهي كرد و در صدد بر انداختن دو شاه زند بر آمد و چون صادق خان را ضعيفتر تشخيص داد به جنگ او شتافت كه در اين جنگ صادق خان اسير و كشته شد.
    پس از اين پيروزي، چون جعفر خان پسر صادق خان با علي مراد خان از در دوستي در آمده بود، فاتح جنگ وي را حكومت كرمان داد.
    لطفعلي خان زند آخرين امير زنديه پسر جعفر خان بود كه پس از يك مقاومت جانانه در كرمان، در ارگ بم دستگير و به دست آغا محمد خان قاجار افتاد و مقتول شد.
    درگيري سران زند بر سر قدرت باعث سلطه قاجارهاي مغول تبار بر وطن ما و رو به زوال و انحطاط گذاردن امپراتوري پهناور ايران (ايران زمين) شد كه در دو قرن گذشته و تا به امروز، قدرت هاي وقت جهان با تمام نيرو مانع از احياء آن شده اند.

    1323ش:پانزدهم اسفند سالروز تيراندازي به مردم در ميدان بهارستان در سال 1323 خورشيدي ( ششم مارس 1945) است.
    در اين روز بسياري از مردم و دانشجويان دانشگاه تهران به خانه دكتر مصدق كه دو روز پيش از آن، جلسه مجلس را به حالت اعتراض ترك گفته بود رفته بودند و او را به اصرار به مجلس باز گردانده بودند.
    در ميدان بهارستان ماموران فرمانداري نظامي به سوي انبوه مردم كه هنوز در خارج از مجلس به حمايت از دكتر مصدق شعار مي دادند آتش گشودند و جمع كثيري را مقتول و مجروح ساختند.
    در پي اين تيراندازي، مردم از بيرون و نمايندگان مجلس از داخل دولت را تهديد به ادامه تظاهرات و اقدامهاي ديگر كردند كه براي حل مسئله و رفع تشنج، همان روز ژنرال گلشائيان از رياست فرمانداري نظامي تهران و حومه بركنار شد.
    دكتر مصدق سيزدهم اسفند 1323 در پي يك كشمكش چند ماهه با نماينگان موافق دادن امتياز بهره برداري از منابع كشور به خارجيان و نيز مخالفان محدود شدن قدرت شاه، پس از اين كه پيشنهاد او درباره اعلام جرم عليه مقامات فاسد با مخالفت رو به رو شد، جلسه مجلس را به حالت اعتراض ترك كرده بود.
    دكتر مصدق در هفتم آبان 1323 پس از آن كه شنيد دولت وقت مي خواهد امتيازهاي صنعتي و معدني و اداره امور مالي كشور را به خارجيان بدهد و از جمله نفت شمال را در اختيار شوروي بگذارد ضمن نطق تندي با دادن هرگونه امتيازي به خارجيان مخالفت كرده بود و در اين زمينه آنقدر پافشاري كرده بود كه در جلسه يازدهم آذر همان سال طرح منع مقامات دولتي از واگذاري هرگونه امتيازي در زمينه نفت به شركتها و دولتهاي خارجي از تصويب گذشت كه طبق آن براي متخلفان از اين قانون، مجازاتي برابر سه تا هشت سال زندان و انفصال ابد از خدمات عمومي تعيين شده بود.
    روايت است كه دكتر مصدق در ملاقات 23 آبان1323 به شاه گفته بود كه اگر نخست وزير باشد و توصيه اي از درباريان به مقامهاي دولتي برسد توصيه نامه را در روزنامه ها منتشر خواهد ساخت.
    چند سال بعد كه شاه بر اثر فشار مردم مجبور شد ورقه نخست وزيري دكتر مصدق را امضاء كند مي دانست كه زود و يا دير اختيارات او را مخصوصا در امور ارتش محدود خواهد ساخت و به نفوذ نزديكان او در امور دولتي، معاملات و مقاطعه هاي دولتي (مزايده و مناقصه ها) و صدور امتيازها پايان خواهد داد.

    1337ش:15 اسفند سال 1337 (در آن سال برابر با ششم مارس 1959 ميلادي) دكتر گنجي استاد جغرافياي دانشگاه تهران براي وطن ما، ايران سازمان هواشناسي به وجود آورد و از آن پس رسانه هاي ما به طور روزانه داراي گزارش وضع هوا شدند. تا آن زمان، ايران داراي چند هواشناس بود كه در فرودگاه مهراباد مستقر بودند و كارشان تنها دادن وضعيت هوا به خلبانان هواپيما ها بود. در آن زمان، به روزنامه هايي كه در «گزارش هوا»، درياي مازندران را «خزر» مي نوشتند؛ خبر پيش بيني وضع هوا داده نمي شد.

    1353ش:15 اسفندماه 1353(ششم مارس 1975) و چهار روز پس اعلام تاسيس يک حزب واحد به نام رستاخيز (رستاخيز ملي ايران) از سوي شاه وقت، اين حزب بدون ايدئولوژي و سازمان (مرامنامه و اساسنامه) به عنوان تنها حزب ايران (حزب فراگير) آغاز بكار كرد و مديران و كارمندان دولت مجبور به نوشتن نام خود در دفاتري نطيردفتر هاي حضور و غياب مدارس شدند تا عضو حزب به شمار آيند زيرا كه شاه گفته بود اگر كسي مخالف اين حزب باشد گذرنامه اش را بگيرد و از كشور برود!، سخني كه تا آن زمان از دهان هيچ زمامداري شنيده نشده بود. اين حزب در حقيقت جانشين احزاب ايران نوين و مردم شده كه هر دو توسط نخست وزيران اسبق تاسيس شده بودند. شاه از امير عباس هويدا نخست وزير وقت خواسته بود که دبيرکلي حزب تازه را برعهده گيرد. رسانه هاي خارجي در مطالب خود از حزب رستاخيز به عنوان حزب دولتي ايران نام مي بردند. حزب رستاخيز در سال انقلاب منشعب شد و از مهرماه 1357 (سپتامبر 1978) ديگر نامي از آن به ميان نيامد.

    1975م:ششم مارس 1975 و در حاشیه نشست سران کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) که در الجزایر برگزارشده بود، با میانجیگری «حواری بومدین» رئیس جمهور وقت الجزایر، شاه با صدام حسین (در آن زمان معاون رئیس جمهور عراق) ملاقات کرد، پیرامون اختلافات طولانی دو کشور که چندین بار باعث زد و خوردهای خونین مرزی و کشانده شدن کار به شواری امنیت شده بود مذاکره شد و درپایان مذاکرات اعلامیه ای به امضای هرسه صادر شد که حکایت از سازش و رفع اختلافات می کرد و مقرر می داشت که نمایندگان دو دولت بعدا بنشینند و مرزهای مشترک را برپایه پروتکلهای پیشین و در مورد شط العرب (اروندرود) با توجه به ضابطه جهانی خط القعر (تالوگ) بازنگری و سازشنامه تنظیم کنند که این سازشنامه تنظیم و 13 جون همان سال امضا و از 26 دسامبر قطعی شد. مرور زمان نشان داد که پنج سال و چند ماه بعد صدام حسین که شهرت دشمنی خونی با ایران و هرچه ایرانی داشت سازشنامه را که طبق قاعده اسناد بین المللی نمی توان یکجانبه ملغی ساخت ابطال کرد و متعاقب آن دست به تعرض نظامی به ایران زد که جنگ دوکشور هشت سال طول کشید. مورخان و اصحاب نظر در دهه یکم قرن 21 بارها به جمهوری اسلامی ایران هشدار داده اند که تا شرایط مساعد آن دولت در عراق است، محکم کاری و مسائل فی مابین را ریشه کنی کند و گرنه تجدید اختلافات و زد و خوردها در آینده و فرداهای دور بعید نیست.

    2006م:سوم مارس 2006 قاضي «لاري برنز» رندي كانينگهام خلبان سابق جنگده و نماينده شهر سن دياگو در مجلس نمايندگان آمريكا را به اتهام گرفتن جمعا دو ميليون و چهارصد هزار دلار رشوه از «ميچل ويد» مقاطعه كار امور نظامي جهت پارتي بازي براي او به 8 سال و 4 ماه زندان محكوم كرد. قاضي برنز در حكم خود نوشته بود: با اين كه كانينگهام به جرم خود اعتراف و از موكلانش پوزش خواسته و از نمايندگي آنان كناره گيري كرده است وي او را به اين مجازات سنگين محكوم مي كند تا درس عبرتي براي ديگران باشد كه از اعتماد مردم سوء استفاده نكنند. چهار فرش بافت ايران از جمله رشوه هاي داده شده به كانينگهام بوده است. وي از بابت گزارش نكردن اين درآمد نامشروع به سازمان ماليات بردرآمد آمريكا نيز محكوميت يافته بود.

    2006م:چهارم مارس 2006 «نورمن ميلرNorman Mailer» نويسنده معروف آمريكا كه 39 كتاب ازجمله 11 داستان تاليف كرده است از دولت فرانسه نشان لژيون دونور دريافت كرد. ميلر 83 ساله قبلا جوائز و نشان هاي متعدد از جمله دو بار نشان پوليتزر دريافت كرده بود. فرمان نشان لژيون دونور به امضاي رئيس جمهوري فرانسه براي ميلر ارسال شده است. ميلر كه روزنامه نگار بود در 25 سالگي داستان «عريان و مرده» را در ذم جنگ و خونريزي نوشت و شهرت جهاني يافت. وي با نوشتن آن چه را كه در هر روز ديده و شنيده بود، روزنامه نگاري خصوصي (ژورناليسم نو) را پايه گذاري كرده است كه الگوي وبلاگ نويسي امروز قرار گرفته است. كتابهاي او عمدتا در زمينه دفاع از حقوق انسانها و رفع تبعيض و رعايت حيثيت انساني است. معروفترين كتابهايش «ارتشهاي شب»، «چرا ما در ويتنام هستيم؟»، «آواز معدوم»، «زنداني ***» و «آتشي در ماه» عنوان دارند. برپايه بيشتر آنها فيلم سينمايي تهيه شده است. نشان لژيون دونور در سال 1802 توسط ناپلئون ابتكار شد تا به كساني كه خدمات عمومي مهم انجام داده باشند داده شود.

    1304ش:15 اسفند زادروز نورالدين نوري روزنامه نگاري است که بزرگترين شبکه تهيه خبر و توزيع روزنامه را در ايران بوجود آورد. اين شبکه مرکب از 611 مرکز به نام دفتر نمايندگي بود. نوري که در 1304 به دنيا آمده است کار روزنامه نگاري را از سال 1324 و در روزنامه اطلاعات آغاز کرد. وي را در ميز اجتماعي اتاق خبر به دبيري نجفقلي پسيان (برادر کلنل محمدتقي خان) به کار قلم گماردند. پسيان پس از يک آموزش کوتاه، نوري را مسئول تهيه خبر از پزشکي قانوني و بيمارستان هاي سوانح تهران کرد. کار نوري اين بود که هر بامداد به بيمارستان ها سرزند و مشخصات و آدرس مجروحين و مصدومين را يادداشت و سپس به پزشکي قانوني برود و صورت مردگان سوانح را تهيه کند و با تلفن يا مراجعه به منازل آنان و بستگانشان و مراجع مربوط، از کلانتري پليس تا پاسگاه ژاندارمري و دادسرا، قضيه را دنبال کند و پس از يافتن شش عنصر خبر، گزارش رويداد را بنويسد و به پسيان بدهد.
    نوري سپس مراحل ترقي در تحريريه روزنامه اطلاعات را يکي پس از ديگري طي کرد و از ميز اجتماعي به ميز فرهنگي و آنگاه اقتصادي و بالاخره پارلماني ارتقاء يافت و سالها خبرنگار اول پارلمان ايران بود.
    احترام و منزلت نوري در پارلمان پس از روي کارآمدن دکتر محمدمصدق افزايش يافت و به تدريج به اوج رسيد زيرا که نوري نه تنها از هواداران و معتقدان به جبهه ملي ايران بود بلکه سابقه دوستي با مصدق داشت. توجه مصدق به نوري از زماني افزايش يافت که گزارش "هرجا که مردمند، همانجا مجلس است" را تنظيم کرد و در روزنامه اطلاعات انتشار يافت.

    1986م:نخستين روزنامه انگليسي به صورت رنگي پنجم مارس 1986 انتشار يافت. قبلا روزنامه ها زير بار رنگي كردن هميشگي (روزانه) صفحات خود نمي رفتند و معتقد بودند كه متاع روزنامه «خبر» است و اگر خبرهاي خوب داشته باشند، مردم در هر شكلي كه باشد آن را خريداري مي كنند. پس از انتشار بعضي از روزنامه ها به صورت رنگي و استقبال مردم از انها و اعلام اين نكته از سوي روانشناسان كه رنگي بودن باعث نشاط و ارضاي خواننده مي شود اين كار عموميت يافته است. مجله ها از دير زمان به صورت رنگي منتشر مي شدند.
    نشريات در دهه 1990 همين یک مقاومت بي دليل را پس از قرار گرفتن پاره اي از آنها در اينترنت از خود نشان دادند و گفتند كه اديشن اينترنتي باعث كاهش تيراژ و در نتيجه اگهي آنها خواهد شد كه پس از مدتي، تجربه نشان داد انها كه در اينترنت قرار نگرفتند تيراژ خود را از دست دادند و اينك تقريبا همه روزنامه ها اديشن اينترنتي دارند كه شمار مراجعانشان بيش از فروش نسخه هاي چاپي است. آنلاین شدن روزنامه ها (دارای فرمت و مطالب متفاوت از ادیشن چاپی) از آغاز قرن 21 آغاز شده و روزنامه هایی که دچار افت مخاطب شده اند، به آنلاین خود اکتفا کرده اند. قرار است از سال 2010 پس از تجربه 16 روزنامه متعلق به «هرست کورپوریشن» سایر روزنامه ها از صورت کاغذ و چاپ خارج شده و به صورت «ای - پی پر = روزنامه الکترونیک = رادیو پی پر» درآیند (که متفاوت از روزنامه آنلاین و دیجیتالی) است. مانیتور قابل حمل آن به صورت یک گیرنده پلاستیک (با تکنولوژی رادیو) است با ابعاد متفاوت: جیبی و خانگی. این دستگاه شماره های سابق روزنامه را هم آرشیو می کند و برای خواندن روزنامه مورد نظر یا چند روزنامه باید پول داد (مشترک شد) البته به مراتب کمتر از نسخه چاپی که هزینه چاپ و کاغذ و توزیع دارد. نخستین دستگاه از این دست در دهه 1970 توسط کمپانی زیراکس ساخته شد و یک روزنامه به نام Gyricon در آن قرار گرفت.

    1899م:ششم مارس 1899 فليكس هوفمان شيميدان «آسپرين» را به عنوان داروي ضد درد، ضد التهاب اعضاي داخلي بدن و ضد تب به ثبت داد . او دو سال پيش از آن( 10 اوت 1897 ) ماده آسپرين «اسيد استيل سالي سيليك Acetylsalicylic‌» را خارج ساخته بود و به خاصيت دارويي آن پي برده بود. آسپرين از همان زمان بدون نسخه دكتر به فروش مي رسيد و در اندك مدتي در همه جهان توزيع شد. از سال 1971 هر سال يك خاصيت تازه آسپرين كشف شده است. از مهمترين خواص اين داروي اسيدي رقيق سازي خون و جلوگيري از لخته شدن آن است كه توصيه شده افراد مستعد به حمله قلبي و سكته مغزي آن را باخود داشته باشند.

    1953م:ششم مارس 1953 ، يك روز پس از درگذشت استالين، سران حزب كمونيست شوروي در ميان شايعات بسيار در باره مرگ استالين، از ميان خود «مالنكف» را كه كم حرف و شخصيتي آرام داشت و درست نقطه مقابل استالين بود به جانشيني وي انتخاب كردند. استالين چهار روز پس از سکته مغزي درگذشته بود.
    اين شايعات كه همچنان ادامه دارد حاكي از آن بوده است كه عوامل «بريا» رئيس امنيت وقت شوروي استالين را با داروي عوضي از پاي در آورده بودند، زيرا كه استالين عزم جزم به حمله اتمي به آمريكا در زماني مناسب داشت و بريا مي ترسيد كه بيش از نيمي از مردم شوروي نيز كشته شوند.
    در اواخر دهه 1950 پس از اين كه خروشچف علنا از استالين انتقاد كرد و كارهاي او را محكوم ساخت، نظر مردم شوروي نسبت به استالين تغيير كرد، ولي پس از فروپاشي شوروي و بسط فساد و تباهي در روسيه و بازگشت اين كشور به دوراني كه بعضي آن را بدتر از آخرين سالهاي حكومت تزارها مي پندارند نظر روسها نسبت به استالين عوض شده و با ديد مثبت كارهاي او را ارزيابي مي كنند و شروع به از نو شناختن وي كرده اند .
    دومين نطر سنجي درباره استالين كه ششم مارس 2003 که دو روز پس از اعلام نتيجه تظر سنجي اول انحام شد شمار هواداران اورا در روسيه 51 درصد نشان مي داد. نظر سنجي اول بيست روز پبش از پنجاهمين سالروز مرگ او ( پنجم مارس 2003) انجام شده بود.
    روسها گفته بودند در چند سال اخير عده اي شارلاتان و ماقبا اراضي و املاكي را كه استالين با زحمت زياد ملي كرد تا مردم برابر شوند، بالا كشيده اند و سلاحهايي كه به بهاي گرسنگي خوردن دهها ساله روسها ساخته شده بود تخريب شده و يا در انبارها دارند مي پوسند، حوانان روس گرفتار اعتياد و زنان براي خودفروشي به كشورهاي ديگر مي روند و يكشبه بدترين نوع جامعه طبقاتي در روسيه به وجود آمده است و اين كشور و مردمش آينده اي نامشخص دارند. چرا يک کشور سوسياليستي سابق و بدون ثروتمند بايد يکشبه داراي چندين ميلياردر شود و اينان منابع و کارخانه هاي ملي را به مفت در حراج بخرند و .... در اين دو نظرسنجي، قاطبه روسها اوضاع موجود را نتيجه يك توطئه بزرگ بر ضد خود بيان کرده بودند.

    1937م:والنتينا ترشكووا نيكلايف Valentina Tereshkova - Nicolayev نخستين زن فضا نورد جهان ششم مارس 1937 به دنيا آمد. وي با سفينه «وستوك ــ 6 » در سه روز جمعا 48 بار كره زمين را دور زد. والنتينا با دست و همانند يك خلبان اين سفينه را هدايت مي كرد. او عضو حزب كمونيست شوروي و افسر ارتش سرخ بود.

    1960م:ششم مارس سال 1960 دكتر سوكارنو با اعلام فرضيه « دمكراسي هدايت شده Guided Democracy» خود پارلمان اندونزي را منحل كرد . وي اعلام كرده بود كه معتقد به آراء نصف به علاوه يك نيست ، زيرا ارزش نمايندگان با هم فرق دارد . آنان شخصيت هاي مختلفي هستند و تحصيلات و تجربه متفاوت دارند و درجه وطندوستي و مردم خواهي آنان نيز مساوي نيست . دكتر سوكارنو در توجيه فرضيه خود گفته بود كه ما مشرق زميني ها چشم بسته دمكراسي غربي را پذيرفته ايم .اين دمكراسي كه پايه آن از فلاسفه يونان باستان است براي شهرهاي كوچك، و جهاني كه صداقت در آن باشد و خارجيان نخواهند مداخله كنند و ...خوب است نه براي دنياي ما . نجربه 12 ساله من نشان مي دهد كه نه مردم به آن حد از شعور و آگاهي رسيده اند كه خوب انتخاب كنند و نه اين كه انتخاب شدگان صرفادر غم وطن و هموطنان هستند . آنان مي خواهند به پارلمان راه يابند تا به نوايي برسند . به باور سوكارنو ، تا رسيدن مردم به بلوغ سياسي و تنظيم يك دمكراسي واقعي براي اندونزي بهترين را ه ، ايجاد هياتي از سران دلسوز ناسيوناليستها ، مذهبيون و كمونيستهاي اندونزي است و براي اين كار ، نخست بايد ميان اين سه گروه اتحاد برقرار شود.
    در زمان دكتر سوكار نو حزب كمونيست اندونزي سومين حزب كمونيست جهان بود. سوكارنو به سازمان ملل با اين منشور و اين اركان موافقت نداشت و شديدا متمايل به رهبري چين بر جهان سوم بود . او مي گفت تا روزي كه كشورهاي جهان سوم ( غير متعهد ) از خود يك خبر گزاري بزرگ و يك سازمان نيرومند و حد اقل يك سياست اقتصادي مشابه نداشته باشند و همياري نكنند اسثتمار خواهند شد و بدبخت خواهند بود. او باور نمي كرد كه روزي ژنرالهاي اندونزي به تحريك خارجي برضد او عمل كنند . وي عقيده داشت كه مردم مانع چنين اقدامي خواهند شد كه بعدا معلوم شد در اين زمينه زياد خوش بين بود.

    2003م:تفسيرهاي رسانه ها در چهارم و پنجم مارس 2003 باز هم درباره بحران روابط آمريكا و عراق بود و پيش بيني شده بود كه كنفرانس 57 كشور اسلامي هم (که در آن زمان در حال مذاکره بود) در اين زمينه همان راهي را خواهد رفت كه چند روز پيش از آن كنفرانس كشورهاي 116 گانه غير متعهد و نشست كشورهاي عربي 22 گانه رفتند و آن رفع اين بحران از راههاي مسالمت آميز مطابق موازين بين المللي، رعايت حاكميت ملي و تماميت ارضي عراق است. نظراتي كه در آن دو روزدر باره اين مهمترين و حساسترين بحران قرن 21 ابراز شده بود در صدر ساير اخبار منعكس شده بود. در اين زمينه «عمرو موسي» دبير اتحاديه عرب گفته بود كه اعتراضات، اعلاميه ها و نوشته ها نشان مي دهد كه بيشتر مردم جهان با راه حل نطامي مخالفند و چنين راه حلي را مغاير دوران عقل و قانون و سازمان ملل مي دانند.
    در اين زمينه، "وينسنت فوكس" رئيس جمهوري وقت مكزيك ــ همسايه آمريكا ــ گفته بود كه از انتقام دولت بوش نمي ترسد و به مخالفت خود با تصميم يكجانبه بر ضد عراق ادامه خواهد داد. وزير امور خارجه مراكش نيز در مصاحبه اي به اين مناسبت گفته بود كه همه دنيا خواهان حل مسالمت آميز مسئله عراق است و نبايد اقدامي كه اكثريت آن را تاييد نمي كند صورت گيرد و .... در اين ميان سه دولت فرانسه، آلمان و روسيه تاكيد كرده بودند كه در شوراي امنيت با راه حل نظامي مسئله عراق مخالفت خواهند كرد.
    مرور زمان نشان داد که دولت جورج دبليو بوش به اين همه مخالفت ها توجه نکرد و دو هفته بعد و بدون مجوز شوراي امنيت تعرض نظامي به عراق را آغاز کرد و اين کشور تحت اشغال نظامي آمريکا درآمد. دولت آمريکا آنطور که رئيس جمهور تازه اش در فوريه 2009 گفته است ممکن است سرانجام نيروهاي رزمي خودرا از عراق خارج سازد ولي به حضور نظامي اش در عراق پايان نخواهد داد زيرا که استقرار در عراق سياست کلي اين دولت از دهها سال قبل بوده است. تحمل هزينه سنگين اشغال نظامي عراق و ساختن بزرگترين سفارتخانه در بغداد که در سراسر جهان و در طول تاريخ مطابقت نداشته مؤيد آن است که استقرار آمريکا در عراق تا زماني که قابل پيش بيني بيست ادامه خواهد يافت.

    2006م:مفسراني كه پنجم مارس 2006 مصاحبه مطبوعاتي مشترك جورج بوش و پرويز مشرف در پاكستان را تحليل كرده بودند گفته بودند كه دست كم در يك مورد، رئيس جمهور وقت آمريكا در قبال ايران تغيير موضع داده است. بوش در اين مصاحبه گفته بود كه مخالفت ما با ايران بر سر كشيدن شدن لوله انتقال گاز به پاكستان و هند نيست، اعتراض ما به ايران در حقيقت در اين است كه ايران مي خواهد سلاح اتمي توليد كند و اگر موفق شود براي ما - و ما به عنوان تنها قدرت در جهان خيلي خطرناك خواهد بود؛ اتمي شدن ايران يعني به چالش گرفتن قدرت آمريکا. اين مفسران نوشته بودند كه اظهارات بوش در آستانه مذاكرات سه جانبه ايران، پاكستان و هند بر سر كشيدن لوله دو هزار و ششصد كيلومتري انتقال گاز، راه را براي حصول توافق مثلث هموار ساخته است.

    2006م:به گزارش (4 مارس 2006) رسانه هاي آمريكا به نقل از مقامات وزارت امور خارجه اين كشور، دولت آمريكا دپارتمان امور ايران در وزارت امور خارجه آن كشور را با چند ديپلمات فارسي زبان گسترش داده است. اين رسانه ها از اين تصميم به عنوان ايجاد دپارتمان تازه ياد كرده و آن را بي ارتباط با اعتبار 75 ميليون دلاري تاسيس و تقويت برنامه هاي راديو تلوزيوني به زبان فارسي براي ايرانيان درون مرزي (مخاطبان داخل ايران) ندانسته بودند. طبق اين گزارش ها، قبلا دپارتمان امور ايران در وزارت امورخارجه آمريكا دفتري محدود بود كه تنها دو ديپلمات در آن فعاليت داشتند.

    2006م:ديوان داوري لاهه (دادگاه بين الملل) ششم مارس 2006 اعلام كرد كه ميلان بابيچ Milan Babic روز پيش از آن (پنجم مارس) در سلول خود در زندان شونينگن ويژه نگهداري محكومان و بازداشتي هاي دادگاه بين المللي و واقع در حومه شهر لاهه (هلند) خودكشي كرده و جسدش جهت تشخيص علت مرگ و صدور پروانه دفن به پزشكي قانوني منتقل شده است. ظاهرا ميلان خود را حلق آويز كرده بود. وي كه پس از اعلام استقلال كرواسي (يكي از اعضاي سابق كنفدراسيون يوگوسلاوي) در سال 1991، استقلال صربهاي كرواسي را اعلام داشته و به رياست جمهوري آنان (جمهوري كرايينا) انتخاب شده بود بعدا به اتهام ارتکاب جنايت جنگي و نقض حقوق بشر در دادگاه بين المللي لاهه محاكمه و در سال 2005 با توجه به اعتراف و ابراز ندامت از عمل خود با رعايت چند درجه تخفيف به 13 سال زندان محكوم شده بود. طبق پرونده اتهامي، در طول چهار سال رياست ميلان بر جمهوري صربهاي كرواسي (جمهوري كرايينا)، به تصويب وي بسياري از كرواتها و بوسنيايي هاي منطقه صرب نشين كرواسي مقتول و شكنجه شده بودند. ميلان كه قبل از فروپاشي كنفدراسيون يوگوسلاوي يك دكتر دندانپزشك بود هنگام مرگ 50 ساله بود. وي كه يك كمونيست و حامي جهان وطني بود، پس از آغاز كار فروپاشي كنفدراسيون يوگوسلاوي، به ناسيوناليست هاي صرب پيوسته بود تا دست كم صرب هاي يوگوسلاوي را يكپارچه نگهدارد كه به علت مداخله «ناتو» موفق نشد. او در جلسات دادگاه گفته بود كه اگر خشونت از او سرزده به خاطر وطندوستي و احساسات ملي بوده كه نمي خواسته يوگوسلاوي به آن گونه و به تحريك و خواست خارجي متلاشي شود.

    2006م:دولت چين دوم مارس 2006 تصميم فت براي اعضاي پارلمان خلق كه دو روز بعد نشست بعدي خود را آغاز مي کردند وبلاگ تهيه كند تا هر نماينده نطق و نظرات خود را براي آگاهي عموم و به ويژه موكلان در وبلاگ اختصاصي خود قرار دهد.
    در دستور كار آن نشست برنامه هاي متعدد قرارداشت از جمله بالا بردن بودجه نظامي به ميزان 15 درصد، بررسي و تصويب موازيني كه مانع از گسترش اختلاف درآمد ميان شهرنشيان و روستاييان چيني و صنعتگران و كشاورزان و معامله گران و كارگران شود. به اعضاي پارلمان خلق توصيه شده بود که به پيامهايي که از طريق اي ميل هاي ضميمه وب سايت هاي دريافت مي کنند پاسخ گويند و هيچ پيامي را بدون پاسخ نگذارند و اگر لازم باشد، پيام ها را همراه با نظر خود (پي نوشت) به ادارات مربوط و مقامات اجرايي فوروارد کنند.

    2006م:شبكه هاي تلويزيوني آمريكا شنبه شب (4مارس 2006) در اخبار مشرح خود به نقل از پليس چاپل هيل (شهري در كاروليناي شمالي) گزارش كرده بودند كه يك ايراني 22 ساله به نام محمدرضا طاهري آذر كه سالها در آمريكا بسر برده و از دانشگاه كاروليناي شمالي (واقع در چاپل هيل) در رشته روانشناسي فارغ التحصيل شده با يك جيپ چروكي كرايه اي (استيشن) به پياده رو رانده و 9 تن از دانشجويان «ان سي يو» را كه در گوشه ميداني جمع شده بودند مجروح ساخته كه شش نفرشان به بيمارستان منتقل شده، درمان و مرخص شده اند. اين ميدان در محوطه دانشگاه كاروليناي شمالي واقع شده و در دو سوي آن دو كتابخانه و در گوشه ديگرش ساختمان اتحاديه دانشجويان قرار دارد و اطراف اين ميدان معمولا پر از دانشجو است. محمدرضا در دسامبر (سه ماه پيش از آن)درسش را به پايان رسانده و موقتا تا يافتن كار در يك ساندويچ فروشي مشغول به كار شده بود. پليس گزارش کرده بود كه محمدرضا به ماموران گفته است كه با اين عمل خواسته بود كه انتقام كشتار مسلمانان درگوشه و كنار جهان را از آمريكاييان بگيرد. دو روز بعد محمد رضا به اتهام 9 مورد شروع به قتل به قاضي دادگاه تسليم شد و بعدا محاکمه و محکوم گرديد.
    شبكه هاي تلويزيوني آمريكا چهارم و پنجم مارس 2006 به نقل از خبرنگاران خود گزارش داده بودند كه همسايگان و آشنايان محمدرضا او را جواني خوب، مودب، بي آزار و كوشا معرفي كرده بودند.

    2008م:دوم مارس 2008 میخائیل گورباچف عامل فروپاشی شوروی 78 ساله شد و در مصاحبه ای که به این مناسبت با او شده بود گفت که ولادیمیر پوتین در همان راهی گام گذارده که تزارها و رهبران شوروی آن را طی می کردند و آن دور شدن از لیبرالیسم است و بازگشت به نظام حکومتی پیشین. وی در عین حال گفت که بحران مالی جاری جهان ناشی از افسار گسیختگی کاپیتالیست ها است که پس از فروپاشی شوروی میدان را برای هرکاری باز دیده بودند و این مسئله، راه حلی ندارد جز با تعدیل کاپیتالیسم و پذیرفتن بعضی از اصول سوسیالیسم و ساخت "ایسم" تازه ای از این دو. وی در عین حال گفت هدف او از گلاسنوست و پرسترویکا (فضای باز سیاسی و اصلاح ساختار) حذف سوسیالیسم و فروپاشی شوروی نبود بلکه با در پیش گرفتن این دو روش و تبلیغات گسترده ای که در خارج از محدوده ما برای آنها شد مهار کنترل از دستمان خارج شد. وی از فروپاشی شوروی تلویحا ابراز تاسف کرد و گفت که مایل است باردیگر همگرایی این ملل و بویژه وحدت روسیه، بلاروس، اوکراین و کزاخستان را ببیند. او گفت که عالما عامدا به خروج اروپای شرقی از حوزه نفوذ مسکو کمک کرد.
    بيش از هشتاد درصد روس ها، اشتباهات گورباچف (متولد دوم مارس 1931) را «خيانت به وطن» مي پندارند. برخي از مورخان نوشته اند كه وي دچار خودبزرگ بيني و در نتيجه خودفريبي شده بود. پاره اي ديگر نوشته اند كه گورباچف از آغاز هم شايستگي رهبري را نداشت و به آساني گول وعده هاي ريگان و تاچر را خورد و ناخواسته به دام آنان افتاد که از یک مقام اطلاعاتی سابق بعید بود. «تاريخ» از گورباچف به نام فردي ياد مي كند كه به دست خود و بدون شکست در جنگ، يك امپراتوري بزرگ را كه تزارها بر پايه ناسيوناليسم روس در طول سه قرن ساخته بودند و بلشويك ها آن را به كانون جهاني ايدئولوژيك و يك قدرت عظيم نظامي تبديل كرده بودند متلاشي ساخت. در طول تاريخ بشر، هيچ كشوري به آن صورت به دست يك فرد از ميان نرفته است. بنابراين، دشواري هاي مردم جماهير شوروي سابق به حساب او نوشته شده است و طبق اصول روانشناسی نباید در دوران كهولت آرامش خيال و وجدان داشته باشد. او از روزي مي هراسد كه روس ها اورا بگيرند و محاكمه و مجازات كنند. سران 30 دولت که متوجه این بیم گورباچف شده اند در طول 18 سال منتهي به 2008 به او اشاره کرده اند که می تواند به کشور آنان برود و بدون دغدغه اقامت کند. بعضي متفكران روس حتي كودتاي اوت 1991 را كار خود او مي دانند تا شوروي زودتر فرو بپاشد. فروپاشي شوروي به اين صورت، تا حدي هم نتيجه آسان باوري سران شوروي در دهه سوم قرن گذشته بود كه اجازه دادند امپراتوري روسيه به صورت جمهوري هاي اسمي متعدد درآيد تا الگوی یک حکومت جهانی مشترک المنافع قرارگیرد و سران و مقامات ارشد اين جمهوري هاي روي كاغذ، در اواخر حكومت گورباچف با استفاده از ضعف هاي او و با حمايت قدرت هايي كه مي خواستند فروپاشي به صورت دائمي درآيد اعلام استقلال كردند، حال آن كه خطوط مرزي آنها (بمانند مرزبندی آفریقای سیاهپوست) طبیعی نبوده است. قدرت هاي مورد بحث پس از فروپاشي، اقدام به ايجاد هرج و مرج در روسيه فدراتيو كردند تا آن نيز تجزيه شود كه پوتين با چند اقدام، اين تلاش ها را خنثي كرد و اينك درصدد اجراي برنامه هاي ديگري است تا دست كم قسمتي از اشتباهات گورباچف را جبران كند.
    قدرت هاي سودبر از فروپاشي شوروي تلاش گروهي كردند تا در سال 1991 به گورباچف كه پاي بر خون 27 ميليون روس گذارده و بدون دريافت غرامت آلمان را تخليه كرده بود جايزه صلح نوبل و نشان «آلماني قرن» داده شود، حال آن كه با خارج شدن قدرتي به نام شوروي از صحنه، و باقي ماندن تنها يك قدرت در جهان، صلح جهاني بيش از گذشته متزلزل شد و مسائلي چون عراق و افغانستان و ... به وجود آمد و .... به گورباچف وعده داده شده بود كه اگر انحلال پيمان ورشو را اعلام دارد، ناتو را منحل و يا به صورت يك سازمان سياسي درخواهند آورد كه ديديم چنين نشد و ناتو تاكنون بسياري از كشورهاي عضو پيمان ورشو سابق را وارد خود كرده، کنفدراسیون یوگوسلاوی را منهدم و در افغانستان! مستقر شده و پاي به داخل شوروي سابق گذارده است و ....
    گورباچف در حالي از تغيير دمكراتيك (راي مردم) سخن مي گفت كه يك تنه (بدون رفراندم) فروپاشي شوروي را تحمل كرد و ....


    1521: ماژلان در گردش با كشي به دور دنيا به جزيره گوام رسيد و آن را ملك پادشاه اسپانيا اعلام كرد كه نزديك به سه قرن بعد دولت امريكا ان را از چنگ اسپانيا بيرون اورد و با اين كه تا امريكا هزاران كيلومتر فاصله دارد به نوعي ضميمه خود ساخت.
    1799: ناپلئون كه سر گرم تصرف فلسطين بود « جافا » تسخير كرد.
    1896: نخستين اتوموبيل كه چارلز كينگ آن را رانندگي مي كرد و مردم آن را درشكه بدون اسب مي ناميدند در شهر ديترويت امريكا به حركت در آمد.
    1900: گوت ليب دايملر سازنده نخستين موتو سيكلت در جهان در گذشت.
    1933: دولت لهستان بندر آزاد دانتزيك را تصرف كرد و آن را « گدانسك » خواند كه همين كار يكي از علل حمله نظامي شش سال بعد هيتلر به لهستان و تصرف اين كشور شد.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  14. تشكر

    محب الحسین (15-12-1389)

  15. #298
    عضو ماندگار
    ساره آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1389
    نوشته : 507      تشکر : 257
    885 در 308 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساره آنلاین نیست.

    setareh پاسخ : (¯*~|♥|♥|♥~*¯) ▐تقويم تاريخ ▐در چنين روزي .... (¯*~|♥|♥|♥~*¯)




    تقویم تاریخ - 16 اسفند

    1329ش: 16اسفند 1329 (و در آن سال برابر با هفتم مارس 1951) سپهبد حاجعلي رزم آرا نخست وزير وقت كه براي شركت در يك مجلس ترحيم به مسجد شاه (واقع در بازار تهران) رفته بود با گلوله خليل طهماسبي، از اعضاي جمعيت فدائيان اسلام كشته شد و دو روز بعد حسين علاء برجاي وي نشست و نخست وزير شد و از يكم فروردين 1330در تهران حكومت نظامي برقرار كرد.
    طهماسبي در بازجويي گفته بود كه چون رزم آرا خائن به ملت بود او را كشتم. چهار روز پيش از اين رويداد، جمعيت فدائيان اسلام در همان مسجد اجتماعي برپا كرده بود و از رزم آرا كه با ملي شدن نفت وطن مخالفت مي كرد شديدا انتقاد كرده بود.
    روز بعداز رويداد، آية الله كاشاني اقدام خليل طهماسبي را در كشتن رزم آرا امري واجب اعلام داشت و از طهماسبي به عنوان نجات دهنده ملت ياد كرد.
    يك روز پس از كشنه شدن رزم آرا، كميسيون ويژه (نفت) مجلس به رياست دكتر محمد مصدق، طرح ملي شدن نفت را كه رزم آرا با آن مخالفت مي كرد به تصويب رساند. برغم اعتراض دولت انگلستان، مجلس شوراي ملي 24 اسفند و سنا چهار روز بعد بر اين مصوبه صحه گذاردند كه 29 اسفند به صورت قانون در آمد. 29 اسفند يک روز ملي اعلام شده است و تعطيل عمومي است. گزارش هاي آن زمان روزنامه هاي تهران نشان مي دهد كه از 17 اسفند (روز تصويب طرح ملي شدن نفت در کميسيون ويژه مجلس) تا پايان سال 1329 تظاهرات و شادماني ايرانيان يك لحظه قطع نشده بود.
    اعضاي كميسيون ويژه نفت كه تشكيل آن محصول سالها تلاش ملت ايران براي ملي كردن صنعت نفت خود بود يكم تيرماه آن سال (سال 1329) انتخاب شده بودند كه شاه چهار روز بعد به طور غير منتظره (و بدون استعلام قبلي تمايل مجلس) سپهبد حاجعلي رزم آرا رئيس ستاد ارتش را به نخست وزيري منصوب كرد. روز بعد از اين انتصاب، هنگام ورود رزم آرا به مجلس براي معرفي خود و وزيرانش، دكتر مصدق آن چنان با خشم به ديكتاتوري شاه اعتراض كرد كه ازحال رفت و بيهوش بر زمين افتاد. شاه پس از حادثه 15 بهمن 1327 كه در دانشگاه تهران به سوي او تيراندازي شده بود ديكتاتوري پيشه كرده بود. به اين ترتيب، دوران نخست وزيري هفت ماه و بيست روزه رزم آرا درگيري لاينقطع او و مجلس بود. در آن مدت مخالفت مردم با رزم آرا كه او را مامور جلوگيري از استيفاي حقوق خود مي دانستند و نيز درگيري پاره اي ازنمايندگان مجلس و مطبوعات با وي ادامه داشت.
    مجلس ماهها بعد ضمن تصويب طرحي خليل طهماسبي را از مجازات معاف كرد و از زندان آزاد شد که پس از براندازی 28 امرداد، این قانون لغو و وی، نواب صفوی رئیس و تنی چند از اعضای جمعیت فدائیان اسلام در یک روز و در کنار هم تیرباران شدند.

    322پیش از میلاد:ارسطو فيلسوف يونان باستان كه گفته بود آموزگارش افلاتون را دوست دارد، ولي «حقيقت» را بيشتر از او، هفتم مارس سال322 پپش از ميلاد (16 اسفند) درگذشت. وي به سال 384 پيش از ميلاد درشهر بندري ستاگيروس در شمال شبه جزيره يونان به دنيا آمده بود.
    ارسطو كه نظراتش در باره فلسفه، منطق، اخلاقيات، سياست، فلسفه طبيعت، ماوراء طبيعت، هنر، روح و روانشناسي در 25 كتاب جمع آوري و در قرن يکم پيش از ميلاد به «رم» انتقال و تكثير شده است از هفده سالگي به آتن رفته و 20 سال شاگرد افلاتون بود. پس از فوت افلاتون، ارسطو حاضر نشد جاي اورا به عنوان رئيس «آكادمي» بگيرد و به «ارناتوس» رفت و مشاور پادشاه اين منطقه شد كه سه سال بعد امپراتوري ايران آرناتوس و نواحي اطراف آن را متصرف شد و ارسطو از آنجا به مقدونيه رفت و پادشاه اين سرزمين وي براي آموزش و پرورش پسر 13 ساله اش «اسكندر» استخدام كرد. ارسطو با امكاناتي كه پادشاه مقدونيه برايش فراهم آورده بود به تحقيق در باره طبيعت پرداخت و پس از اتمام دوره آموزش اسكندر به آتن رفت و در آنجا مدرسه «ليسيوم Lyceum » را بازكرد و به تدريس و تحقيق مشغول شد. در طول تدريس، شاگردش «تئوفراستوس» از بيانات او يادداشت بر مي داشت كه باقي مانده اند.
    پس از درگذشت اسكندر در سال 323 پيش از ميلاد در بابل‌، آتني ها كه از سلطه مقدوني ها راضي نبودند و ارسطو را مورد حمايت اسكندر و مربّي او مي دانستند با آن انديشمند به مخالفت برخاستند و همان اتهامي را كه قبلا به سقراط وارد ساخته و اورا مجبور به نوشيدن جام زهر كرده بودند؛ به ارسطو هم وارد آوردند: اتهام «بسط بي ايماني ميان جوانان». ارسطو که اعدام خودرا قطعی می دید به شهري دوردست (که با آتن قرارداد استرداد مجرمین نداشت) فرار كرد و طولي نكشيد كه در همانجا بر اثر بيماري معده درگذشت.

    1913م:تكاهيونواكه Tekahionwake (اميلي پالين جانسون) شاعر و نويسنده بومي (سرخپوست) كانادايي هفتم مارس 1913 در «وانكور» درگذشت. وي كه از سرخپوستان Mohwak
    موهواك بود در سال 1861 در اونتاريو در يك منطقه رزرو (به نام رزور ملت ششم!) به دنيا آمده بود.
    «اميلي» در اشعارش كه عمدتا به زبان انگليسي است به بومي بودن (سرخپوست بودن) خود افتخار كرده است. قبيله موهواك هنگام ورود مهاجران فرانسوي ـ انگليسي به آمريكاي شمالي در منطقه وسيعي از ايالت نيويورك تا اونتاريو و كوبك (كانادا) زندگي مي كردند كه دربدر شدند!، اراضي شان توسط مهاجمان تصاحب و خودشان (آنان كه زنده و باقي مانده بودند) در ايالات متحده در رزرويشن ها و در كانادا در «رزرو» ها قرارداده شدند.

    161م:آنتونينوس پيوس Antoninus Pius امپراتور روم، از سال 138 تا 161 ميلادي، هفتم مارس سال 161 در گذشت. وي امپراتوري صلح طلب و مخالف جنگ غير ضروري بود و سناي روم را مجبور كرده بود كه «جنگ غير ضروري» را تعريف كند و اين تعريف را به تصويب برساند و قانون كند. به همين سبب در دوران حكومت او ميان روم و ايران جنگ بزرگي روي نداد و دو كشور اختلافات خود مخصوصا بر سر ارمنستان را از راه مذاكره حل كردند و بلاش سوم شاه وقت ايران از اين فرصت استفاده كرده و دست به عمران و آباداني زده بود. تنها خشونت دوران امپراتوري «پيوس» شورش طايفه انگليسي «بريگانتس» در منطقه يوركشاير بود.
    از كارهاي جالب پيوس تعيين دو جانشين براي خود بود و وصيت كرده بود كه هر دو با هم امپراتور باشند تا قدرت مردم آزاري به دست نياورند و هر كدام كه بد شود مردم به ديگري متوجه شوند. پيوس مراسم نهصدمين سالگرد تاسيس شهر «رم» در 21 آوريل سال 147 ميلادي را با شكوه هر چه تمامتر برپا ذاشت. توجه پيوس عمدتا به ايجاد ساختمانهاي تازه و عمران و اصلاح امور اداري بود.
    پس از مرگ پيوس سناي روم يكي از دو نفري كه او معرفي كرده بود ــ ماركوس اورليوس ــ را امپراتور و «لوسيوس وروس» نفر ديگر را «نايب امپراتور» و به اصطلاح «كمك امپراتور» تعيين كرد.

    161م:«ماركوس اورليوسMarcus Aurelius» هفتم مارس سال 161 ميلادي امپراتور روم شد. همان روز «آنتونيوس پيوسPius» امپراتور قبلي روم درگذشته بود. چند ماه پس از آغاز امپراتوري ماركوس، بلاش سوم شاه ايران از دودمان اشكانيان درصدد اخراج روميان از شرق مديترانه برآمد، نيروهاي رومي را در غرب فرات شكست داده و از سوريه بيرون رانده و حكمران ارمنستان را كه به طور پنهاني با روميان دوستي مي كرد بركنار و «تيگران» را برجايش نشانيده بود.
    براي جلوگيري از پيشروي ايرانيان در غرب، ماركوس «لوسيوس وروسLucius Verus» نايب امپراتوري (شريك خود در سلطنت) را ماموريت شرق داد ولي توصيه كرد كه بكوشد مسئله را با ايران از طريق مذاكره حل كند تا جنگ.
    وروس با سپاهي كامل و چند ژنرال ازجمله ژنرال «گايوس كاسيوسGaius cassius» عازم شرق شد، ولي بلاش سوم حاضر به مذاكره او نشد. وروس كه چنين ديد تصميم به جنگ گرفت. بلاش تاكتيك نظامي اشكانيان را بكاربرد و نيروهايش را به آن سوي فرات بازگردانيد تا در محل مناسبي وارد جنگ شود.
    وروس به ماركوس اطلاع داد كه ارتش ايران سوريه را ترك كرده و به آن سوي فرات بازگشته و به بازگشت به پايتخت (تيسفون) در كنار دجله ادامه مي دهد. در اين هنگام ميان نيروهاي رومي بيماري مرموزي بروز كرد كه «ديوكاسيوس» مورّخ رومي آن را طاعون گزارش كرده و برخي ديگر نوعي آبله و يا سرخك (بيماري عفوني واگيردار) نوشته اند. وروس ژنرال كاسيوس را در سوريه گذارد و با بخشي از يگانها به رم بازگشت و آن بيماري را هم با خود به آنجا برد.
    بيماري منتقل شده از شرق سالها بلاي جاي اروپاييان بود. ديوكاسيوس جمع تلفات اروپا از اين بيماري را پنج ميليون تن (!) ذكر كرده است. اين بيماري تا سال 180 ميلادي در اروپا باقي بود و در اين سال ماركوس اورليوس هم به آن مبتلا شد و درگذشت. گزارش شده است كه اين بيماري «وروس» را هم از پاي درآورده بود. اورليوس كه در همه گيري دوم به اين بيماري دچار شده بود قبلا با كودتاي ژنرال كاسيوس در سوريه، شورش ژرمن ها در اروپاي مركزي و ايلريايي ها در بالكان رو به رو شده بود زيرا كه تلفات ناشي از طاعون، نيروهاي مسلح روم در اروپا را به يك سوم تقليل داده بود.
    ديوكاسيوس نوشته است كه بيماري 15 سال (از سال 165 تا 180 ميلادي) ادامه داشت و هر روز تنها دو هزار نفر را در شهر رم مي كشت و «وروس» 11 سال پيش از ماركوس از اين بيماري درگذشته بود.
    «ماركوس اورليوس» درعين حال يك فيلسوف رواقيStoic Philosopher و يك نويسنده بود و يكي از تاليفاتش كه به زبان انگليسي ترجمه شده و تا به امروز در دسترس و مورد استفاده است «مديتيشنز Meditations» عنوان دارد.
    321م:كنستانتين يكم امپراتور معروف روم هفتم مارس سال 321 ميلادي، زماني كه هنوز مسيحيت در قلمرو روم رسميت نيافته بود فرماني صادركرد كه در آن يكشنبه ها (روز خداي خورشيد ـ خورشيد غير قابل فتح شدن Solis Invicti= Sol invictus ـ روز خورشيدSun_ Day = ،sunday) روز استراحت و تعطيل عمومي اعلام شد. اين تعطيلي هفتگي به تدريج تعميم يافته و رنگ مذهبي هم به خود گرفته است زيرا كه در جهان مسيحيت معمولا در اين روز مردم براي دعا و شنيدن موعظه به كليساها مي روند.
    كنستانتين مسيحي نبود و دهها سال پس از او، مسيحيت در قلمرو امپراتوري روم رسميت يافت.
    1765م:ژوزف نايپس Joseph niepce نخستين عكاس جهان هفتم مارس 1765 در فرانسه به دنيا آمد. توجه وي به گرفتن عکس و ساختن دوربین و داروی مربوط از دهه دوم قرن نوزدهم آغاز شده بود. نایپس که به خاصیت سیاه شده سیلور کلوراید (ملح نقره) در برابر نور و به نسبت تابش آن پی برده بود پس از انجام همین تجربه روی ماده شیمیایی «بیتومن»، به ساخت دوربین همت گماشت و جعبه اي تهیه کرد كه يك روزنه براي ورود نور در آن تعبيه شده بود. این روزنه دريچه ای متحرك داشت. نایپس در ضلع ديگر جعبه، مقابل اين دريچه و به فاصله معيّن يك قطعه فلز بشقاب مانند قرار مي داد كه رويش را لعابي از ماده شيميايي «بيتومن» پوشانده بود. اين ماده كه نسبت به نور حساس بود، متناسب با نور وارده از روزنه، فلز را سياه مي كرد كه پس از شستن فلز اثر نور به صورت سياهي در آن باقي ماند كه همانا عكس اشياء بود، ولی دوام چنین عکسی طولانی نبود.
    نایپس نخستين عكس ماندنی را در سال 1827 ميلادي از پشت پنجره اطاق خود درپاريس كه در طبقه دوم ساختمان قرار داشت برداشت كه در كتابهاي «تاريخچه عكاسي» عنوان آن را «منظره اي از پنجره» نوشته اند. اين، نخستين عكس ثابت و بادوامي است كه در جهان برداشته شده است. ژوزف نایپس براي برداشتن اين عكس هشت ساعت وقت صرف كرده بود. نایپس در سال 1833 درگذشت و «لوئي داگر» فرانسوي و تالبوت و هرشل انگليسي به تكميل فن عكاسي همت گماشتند و موفق شدند. «ماتیو بریدی» آمریکایی اوایل دهه 1860 و درجریان جنگ داخلی آمریکا فتو ژورنالیسم (عکس خبری) را ابتکار کرد. از زمان ایجاد دوره آموزش روزنامه نگاری در دانشگاهها، یکی از تکالیف دانشجویان این رشته ساختن دوربینی شبیه دوربین نایپس (جعبه چوبی) و گرفتن عکس با این دوربین و به همان صورت و چاپ کردن این عکس در تاریکخانه دپارتمان (گروه آموزش روزنامه نگاری) است.

    2008م:پنجم مارس 2008 موشك كروز «برهموسBrahMos» ساخت مشترك روسيه و هند بارديگر آزمايش شد. اين موشك كه سرعت آن سه برابر موشك هاي توماهاك Tomahawk آمريكاست هدف تعيين شده را در فاصله 350 كيلومتري نابود كرد. حداكثر برد اين نوع موشك پانصد كيلومتر است و مي تواند از زمين، دريا و هوا شليك شود. آزمايش اين موشک پنجم مارس از ناوشكن هندي راجپوتRajput صورت گرفت. اعلام شده است که فعلا در نظر است كه سه هزار دستگاه از اين نوع موشك ساخته شود؛ هزار دستگاه براي ارتش هند و دو هزار دستگاه براي فروش به كشورهاي ديگر.

    2008م:فيدل كاسترو رهبر انقلاب و بنيادگذار جمهوري سوسياليستي كوبا كه پس از كناره گيري از رياست شوراي كشور و فرماندهي ارتش، به نوشتن مقاله پرداخته است در مقاله اي كه به تاريخ سوم مارس 2008 انشاء شده و در روزنامه «گرانما» انتشار يافته بود؛ تنش وقت در مرزهاي كلمبيا با ونزوئلا و اكوادور را فتنه دولت واشنگتن خوانده بود که تغيير چهره آمريکاي لاتين آن را متوحش و نگران ساخته است. اين تغيير چهره و برکنار شدن دست نشاندگان واشنگتن به اين سرعت و يکي پس از ديگري خلاف انتظار اين دولت بوده است. كاسترو در اين مقاله از دولت واشنگتن به نام «امپراتوري يانكي» ياد کرده بود.
    تنش در آمريكاي لاتين از يکم مارس2008 و پس از ورود كماندوهاي كلمبيا به خاك اكوادور و حمله به يك مخفيگاه چريكهاي چپگراي كلمبيايي در اکوادور آغاز شده بود كه ضمن آن 25 چريك و ازجمله يكي از فرماندهان آنان كشته شده بودند. در پي اين رويداد، ونزوئلا و اكوادور به حالت اعتراض مناسبات سياسي خود با كلمبيا را قطع كرده، مرزهاي مشترك را بسته و واحد هاي نظامي متعدد به مرز فرستاده بودند. درپي اين دو دولت، دولت نيكاراگوئه هم مناسبات سياسي خود با كلمبيارا به حالت تعليق درآورده بود. دولت هاي ونزوئلا و اكوادور تجاوز كلمبيا به اکوادور را نوعي اعلان جنگ خوانده بودند. دولت كلمبيا بعدا در نشست سازمان كشورهاي قاره آمريكا از اين عمل خود عذرخواهي كرد و تنش فروکش کرد. سران سه کشور از چهار کشور درگير در اين قضيه اکوادور، ونزوئلا و نيکاراگوئه سوسياليست هستند و آمريكاي لاتين عمدتا توسط چپگرايان اداره مي شود.
    فيدل کاسترو در مقاله سوم مارس 2008 نوشته بود صداي طبلي که از آمريكاي لاتين بلند شده نتيجه يك نقشه جنايتكارانه و تفرقه افکنانه دولت واشنگتن است و وجداني يافت نمي شود كه «امپراتوري يانكي» را در اين كار متهم نداند. همه مي دانند كه رئيس جمهور كلمبيا متحد دولت واشنگتن است ولي ما جملگي بايد کوشش کنيم که صداي اين طبل خاموش شود و طبل ديگري هم به صدا در نيايد.
    مقاله هاي كاسترو که حاوي نظرات او پيرامون مسائل روز، همچنين اندرز، مطالب فلسفي و آموزنده هستند پس از انتشار بلافاصله توسط خبرگزاري ها مخابره و در رسانه هاي ساير ملل نقل مي شود.


    2009م:سوم مارس 2009 فيدل كاسترو بنيادگذار نظام سوسياليستي كوبا كه از 2008، در 82 سالگي و پس از نيم قرن رهبري مستقيم کشوش خودرا بازنشسته كرده و به مقاله نويسي و دادن اندرز به لاتين هاي قاره آمريكا و ديدار با رهبران آنان و سایر ملل پرداخته است در مقاله اي كه در وب سايت او و نيز روزنامه "گرانما" و به نقل از آنها در سراسر جهان انتشار يافت از تصميم برادر و جانشين خود ـ رائول كاسترو رئيس جمهور كوبا در بركنار كردن از سمت و انتقال به سمت هاي ديگر 30 مقام كوبايي دفاع كرد و نوشت كه اين اقدام موّجه بود و او آن را تاييد كرده است زيرا كه در اين افراد حس جاه طلبي، قدرت خواهی و شيفته ميز بودن بروز كرده بود، وضعيتي كه مآلأ به زيان نظام كوبا، كوباييان و انفعال دوستانمان در گوشه و كنار جهان تمام مي شد.
    كاسترو در مقاله خود كه لازم است مفاد آن در تاریخ بماند تا یادآور دولتمردان ملل باشد و براي سران دولت هاي با نظامي ايدئولوژيك الگو قرارگيرد ضمن اشاره به تغيير سمت داده شدگان نوشته بود: در وجود اين افراد و بويژه دو تن از آنان [اشاره به فليپ پرز روكو Felipe Perez Roque وزير امور خارجه 43 ساله سابق و Carlos Lage پنجاه و هفت ساله معاون سابق شوراي دولتی و دبیر کنار گذارده شده شورای وزیران کوبا و هر دو کمونیست] كشش و اشتياق به ميز و مقام پديدآمده بود [كه از عوامل ماديگري و دنيا دوستي است]؛ حال آنكه مفهوم داشتن مقام عمومي؛ داوطلب فداكاري كردن و خدمت تمام عيار به مردم و وطن است نه به خود و ارضاء شهوت قدرت. از ميان اين چند نفر دو نفرشان به گونه اي خودرا چسبيده به ميز و مشتاق ارتقاء به مقام بالاتر نشان داده بودند كه دشمن خارجي [دولت واشنگتن] دچار توهّم و حساب باز كردن روي آنان شده بود و در انتظار روزي نشسته بود كه آنان برسر كار آيند و .... اينان چه فداكاري براي ملت كرده بودند كه در انتظار ترفیع و ارتقاء باشند؟. جاه طلبي و برتري جويي ناشي از حس خودخواهي است [نه مردم خواهي]| كه در شأن يك انسان واقعي و ارزشمند نيست. اينان با اين حس‏،‏ افراد بي ارزشي بودند. «مقام عمومي» اين نيست كه به خواست فرد و تماشاي بازي اش در شو (نمايش) به او بدهند‎؛ جامعه بايد برود و از فردي كه به شايستگي و امانتداري و توان فداكاري او اعتماد كامل يافته بخواهد، اصرار كند [التماس كند] تا آن را بپذيرد ـ بپذيرد براي چي؟، براي خدمت بي دريغ به جامعه، فداکاری و ازخودگذشتگی.
    فيدل كاسترو در مقاله خود افزوده بود: در نوشتن اين مطالب درنگ نکردم تا خبرگزاري هاي [اصطلاحا] جهاني يقه پاره نكنند و درباره اين تغييرات هرچه را كه مي خواهند[خواست صاحبانشان است] بنويسند و كاهي را كوه كنند و باعث سوء تفاهم و دلسردي دوستان كوبا شوند. فليپ پرز روكو قبلا رئیس دفتر فیدل کاسترو بود.
    درهمين روز (سوم مارس 2009) فيدل كاسترو در هاوانا و در اقامتگاه خود با لئونل فرناندز Leonel Fernandez رئيس جمهور «دومينيكن ريپابليك» ملاقات كرده بود (عكس بالا) ـ دو جمعه پيش از آن، كاسترو و در يك روز دو بار با هوگو چاوس رئيس جمهور ونزوئلا ديدار كرده بود. چاوس در پي پيروزي در رفراندم 15 فوريه آن سال به هاوانا رفته بود تا درباره گام هاي بعدي اش با فيدل كاسترو تبادل نظر كند. وي در اين سفر كه هر چند ماه يكبار تكرار مي شود با رائول هم مذاكره كرده بود (عكس زير)

    2009م:پنجم مارس 2009نخستین اعلام جرم علیه یک ماشین فعال در اینترنت در دفتر یک دادگاه فدرال (سراسری) آمريکا مستقر در ایالت ایلی نوی ثبت شد. در این اعلام جرم، «کرگس لیستCraigslist» بزرگترین کانون آنلاين آگهی های کلاسه شده (نیازمندی ها) متهم به اشاعه خودفروشی و تامین وسیله و گسترش فحشا شده بود. اعلام جرم کننده سرکلانتر پلیس شهرستان پنج میلیون و سیصد هزار نفری کوک (کوک کاونتی Cook County شامل شهر شیکاگو و دهها شهر کوچک و بزرگ دیگر) است. کلانتر «تام دارت» Sheriff "tom Dart" در اعلام جرم خود نوشته بود که زنان خودفروش از طریق دادن اعلان به این سرویس آنلاین که تنها در ایالات متحده ماهانه 40 میلیون دیدارگر دارد به زبان و عباراتی غیر مستقیم و اشاره و استعاره جلب مشتری می کنند و ماموران او دهها مورد از این خودفروشی را کشف و مرتکبان را دستگیر کرده، به دادگاه سپرده و زندانی شده اند و وضعیت به همین صورت است در سایر نقاط. همین چند روز پیش 35 زن در فلوریدا که از این طریق جلب مشتری می کردند دستگیر و زندانی شدند. کلانتر «دارت» در اعلام جرم خود از کانون آگهی آنلاین «کرگس لیست» که در عین حال آکنده از اعلان فروش و اجاره خانه و اشیاء، شغل، یافتن معلم سرخانه و ... است به عنوان بزرگترین وسیله تسهیل فحشاء در آمریکا نام برده و ادامه درج آگهی های معروف به «Erotic Ads اراتیک ادز» را بزرگترین آسیب به سلامت جامعه خوانده بود.
    وی ضمن تشریح خطر انتقال خودفروشی از خیابان و براثل (Brothel = فاحشه خانه) به اینترنت که در دسترس خانواده هاست؛ به گزارشگران رسانه ها گفته بود که ابزارهاي آزادی بیان نبايد برای بسط فساد بکار روند و انتشار این نوع آگهی ها (اراتیک ادز) سوء استفاده از آزادی بیان است و باید از آن جلوگیری شود و او که منتخب مردم "شهرستان کوک" است گام نخست را در این راه برداشته است.
    چینیان از دیرزمان هربار که مقامات آمریکایی از محدودیت در آن کشور سخن به میان آورده بودند اشاره به خروج آنلاین های آمریکا از کنترل و انتشار چنین مطالبی کرده بودند.


    1530: هنري هشتم پادشاه وقت انگلستان پس از اين كه شنيد پاپ با طلاق گفتن زن او مخالفت كرده اعلام داشت كه از اين پس، او خودش رئيس كليساي انگلستان خواهد بود، نه پاپ؛ و به اين ترتيب كليساي انگلستان استقلال يافت.
    1876: گراهام بل آمريکايي متولد1847 و متوفا در 1922 اختراع خود، تلفن را در آن کشور به ثبت داد.
    1902: بوئرها (مهاجران هلندي آفريقاي جنوبي) در ناحيه توين بوش واقع در ترانسوال نيروهاي انگليسي را شكست دادند.
    1945: «تيتو» تا تدوين يك قانون اساسي و تعيين نظام يوگوسلاوي قدرت را در اين كشور كه در دوران جنگ جهاني دوم به اشغال آلمان در آمده بود به دست گرفت.
    1969: حزب كارگر اسرائيل كه حزب حاكم بود بانو «گلدا ماير» 71 ساله را نامزد نخست وزيري كرد كه وي ده روز بعد كار خود را در اين سمت آغاز كرد و تا سوم ژوئن 1974 ادامه داد. وي قبلا وزير كابينه بود. گلدا ماير متولد شهر «كي اف» اوكراين در هفت سالگي با خانواده اش به شهر ميلواكي آمريكا مهاجرت و پس از تحصيلات در همانجا معلم شده بود كه بعدا و زماني كه هنوز جوان بود براي اقامت دائم به فلسطين رفته بود.
    1989: بر سر "سلمان رشدي"، روابط جمهوري اسلامي ايران با انگلستان تيره شد و به حالت تعليق درآمد.
    2008: بهاي نفت خام به بالاترين حد خود تا اين روز رسيد و هر بشكه نفت خام سبك و شيرين براي تحويل در ماه آوريل، در بازار نيويورك 105 دلار و 45 سنت معامله شد.
    2008: در يك انفجار انتحاري در خيابان عطار بغداد كه متعاقب يك انفجار عادي روي داد 54 تن كشته و 123 نفر مجروح شدند. انفجار نخست باعث جمع شدن مردم جهت كمك به مجروحين شده بود كه دراين لحظه فردي در ميان اين جمع خود را منفجر كرد كه تاكتيك نسبتا تازه اي است.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  16. تشكرها 2

    محب الحسین (16-12-1389), عهد آسمانى (16-12-1389)

  17. #299
    عضو ماندگار
    ساره آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1389
    نوشته : 507      تشکر : 257
    885 در 308 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساره آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : (¯*~|♥|♥|♥~*¯) ▐تقويم تاريخ ▐در چنين روزي .... (¯*~|♥|♥|♥~*¯)




    تقویم تاریخ - 17 اسفند
    1285ش:در اين روز دراسفند ماه 1285 مردم اصفهان كه از دير زمان بر ضد ظل السلطان والي اين خطه شورش كرده بودند در تلگرافخانه شهر متحصن شدند و اعلام كردند كه تا محمد علي شاه قاجار پاسخ تلگرام آنان را ندهد و ظل سلطان ( مسعود ميرزا ) را عزل نكند تلگرافخانه را ترك نخواهند كرد. اصفهاني ها ظل سلطان را متهم به ظلم و تعدي و رفتار استبدادي كرده بودند.

    شورش اصفهاني ها از 16 اسفند ماه شدت يافته بود. محمد علي شاه كه سرگرم تعيين وليعهد و بر گزاري مراسم مربوط بود دادن پاسخ به تلگرام اصفهاني ها را به تاخير انداخته بود . اين تعلل باعث شد گروهي از اصفهاني ها كه به ستوه آمده بودند در كنسولگري انگلستان در آن شهر متحصن شوند . در آن زمان تحصن در سفارتخانه انگلستان در تهران و كنسولگري هاي اين كشور در شهرها تشويق مي شد تا وسيله مداخله هرچه بيشتر انگليسي ها فراهم شود ، مقامات بالاي كشور بيشتر بترسند . از زمان امضاي قرارداد سال 1907 سن پترز بورگ ( تقسيم ايران به مناطق نفوذ ميان روسيه و انگلستان) كار تحصن تشويق بيشتري مي شد و مردم بي خبر ازسياست ، فريب مي خوردند كه اقدام آنان مغاير منافع وطن بود.
    سرانجام 25 اسفندماه محمد علي شاه ظل سلطان را از حكومت اصفهان برداشت و بعدا اورا حاكم فارس كرد و شورش اصفهاني ها پايان يافت.

    1300ش:در اين روز در سال 1300 قانون تاسيس "شوراي عالي معارف" كه بعدا به شورايعالي فرهنگ تغيير نام داد از تصويب مجلس شوراي ملي گذشت و اختيار تنظيم و تصويب آيين نامه هاي مدارس و موسسات فرهنگي و هنري، تاسيس مدارس تازه، صدور پروانه نشريات، دادن نشان و مدال فرهنگي و مراقبت و حفاظت از آثار ملي به آن واگذار شد. اين شوراي مهم پس از تاسيس وزارت علوم در دهه 1340و بعدا وزارت فرهنگ و هنر به سه شوراي عالي تقسيم شده بود. مسئله تبعیض در دادن پروانه انتشار نشریه و توقیف و لغو پروانه نشریات از زمانی در ایران آغاز شده است که اختیار شورای عالی معارف (شورای عالی فرهنگ) به هیات نظارت بر مطبوعات داده شده است که جز یک عضو آن (نماینده مدیران جراید) بقیه اعضای سه قوه حکومتی و نماینده حوزه علمیه (تدریس الهیات) هستند. بارها ایراد گرفته شده است که ترکیب این هیات مغایر اصل تفکیک قوا است که ذاتا مطبوعات قوه چهارم یک دمکراسی هستند.
    شوراي عالي معارف پيشنهاد دهنده "قانون اساسي معارف" است كه پايه همه آيين نامه هاي فرهنگي و آموزش و پرورش كشور بوده است .
    در يكي از مواد «قانون اساسي معارف» ايران تصريح شده است كه «... مدارس ذكور براي پسران و مدارس اناث براي دختران ...» كه مراد از آن منع تاسیس مدرسه مختلط در ايران بوده كه اين ماده از دهه 1340تا سال 1357 عملا رعايت نمي شد. طبق صورتجلسات شوراي آموزش و پرورش تهران (1348 تا 1355) محمود عاطفي نماينده انتخابي مديران مدارس متوسطه در اين شورا بارها به استناد اين ماده، تاسيس مدارس راهنمايي تحصيلي مختلط را غير قانوني خوانده بود كه به آن اعتنا نشده بود.
    علي اكبر دهخدا، دكتر امير اعلم، ذكاء الملك فروغي، محمد تدين، مجير شيباني و غلامحسين رهنما از جمله اعضاي نخستين دوره شوراي عالي معارف ایران بودند.

    1336ش:در پي جلسه مشورتي 27 بهمن ماه 1336 و جلسات 10 ، 17 و 19 اسفند اين سال مركب از شاه و تني چند از رجال وقت و يك بزرگ از ايل بختياري تصميم به طلاق ثريا اسفندياري بختياري دومين زن شاه گرفته شد و اعلاميه مربوط صادر گرديد كه در آن دليل طلاق، فرزنددار نشدن ثريا و نياز به وليعهد براي شاه ذكر شده بود. ثريا از مدتها پيش از آن نزد مادر آلماني خود در این کشور بسر مي برد. طلاق در تهران انجام گرفت و اسناد مربوط در نيمه فروردين 1337 در آلمان به ثريا ابلاغ شد و وي 42 سال بقيه عمر خود را بدون شوهر زندگي كرد تا اینکه در پاريس درگذشت. پس از انجام طلاق طولی نکشید که شاه با فرح دیبا که قبلا یک دانشجوی ایرانی مدارس عالی فرانسه بود ازدواج کرد. شاه پیش از ازدواج با ثریا، بانوی قبلی خود، فوزيه، شاهزاده خانم مصري و مادر دختر بزرگش شهناز را طلاق گفته بود. فوزيه نيز به همان صورت از تهران به قاهره بازگشته بود و در آنجا ماندگار شده بود . علت طلاق او «ناسازگاري هواي تهران!» بيان شده بود.
    مطبوعات اروپا در مارس 1958 درباره طلاق غیابی ثریا و اینکه قبلا رضایت وی به طلاق جلب نشده بود مطالب متعدد انتشار داده و نسبت به وجود تبعیض میان زن و شوهر در کشورهای اسلامی و ازجمله ایران و اختیارات شوهر انتقاد کرده بودند که یک مقام ایرانی وقت در پاسخ، آنهارا بی اطلاع از قوانین ملی و مذهبی کشورها خوانده و گفته بود که یک زن با اطلاع از قوانین و رسوم و فرهنگ کشور خود قرارداد نکاح را امضا می کند و اجبار ندارد. در مذهب کاتولیک هم طلاق عملی ممنوعه است و در یک کشور پیرو این ضوابط مذهبی، زن و مرد پس از ازدواج که کشیش مربوط در برابر جمع آنان را برای همه عمر زن و شوهر اعلام می دارد بعدا منطقا نباید بگویند که زندانی مادام العمر یکدیگر شده اند. به علاوه، در ایران همانند کشورهای اسلامی دیگر برای بانوان «مهر» قرارداده شده و واجب النفقه هستند و تاکنون مشاهده نشده است که یک مرد گفته باشد پرداخت مهر (مالی از آن خود به زن که قابل تبدیل به پول باشد و «زن» قبلا مبلغ آن را تعیین و پیشنهاد می کند تا به زوجیت آن مرد درآید) و نیز نفقه کامل (که این دو به آن صورت در کشورهای مسیحی و ... وجود ندارد) تبعیضی نسبت به هر شوهر است و استدلال کند که انسان ـ صرف نظر از جنسبت ـ متساوی الحقوق هستند. زن و مرد در هرکشور، عالما و عامدا قرارداد نکاح را با حضور عاقد و شهود امضا می کنند و در نتیجه اجباری در کار نیست و اگر شرایط و مقررات حاکم بر قرارداد نکاح را قبول نداشته باشد می تواند آن قرارداد را امضاء نکند و .... نفقه کامل (طبق قانون ایران) این است که مرد طبق شئونات خانوادگی زن و حتی اگر در آن فامیل گسترده داشتن کلفت و نوکر و شوفور مرسوم باشد باید آنها را تامین کند و عجز و خودداری از تامین آن به صدور حکم طلاق و نیز مجازات حبس برای مرد منجر می شود و اینها امتیاز زن در ایران و جهان اسلام است.

    1875م:تلاشهاي سوسياليستهاي آلمان به ويژه « اوگوست ببل August Bebel» انديشمند آلماني براي ايجاد يك حزب واحد در اين روز در مارس 1875 به نتيجه رسيد و اعلام شد كه در ماه مه( دو ماه بعد ) كنگره سوسياليستهاي المان براي تصويب اساسنامه و مرامنامه حزب واحد تشكيل خواهد شد. تامين وحدت آلمان به ابتکار بيسمارک ، و تسريع صنعتي شدن اين كشور فرصت مناسبي به « ببل » و همفكرانش داده بود تا حزب واحد سوسياليست را تاسيس كنند.
    « ببل » از ادغام افكار كارل ماركس و فرديناند لاسال ، ايدئولوژي « سوسيال دمكرات » آلمان را تنظيم كرد كه همچنان باقي مانده و الگوي سوسيال دمكراسي در سراسر جهان شده است.
    حزب واحدي كه در مه 1875 در آلمان تحت عنوان سوسيا ليست به وجود آمد مادر همين حزب سوسيال دمكرات امروز است كه حكومت آلمان را به دست دارد.
    براي مثال: « ببل » در مرامنامه تازه ( ايدئولوژي) حزب سوسياليست براي رسيدن به آرزوي مالكيت جامعه بر منابع توليد ، عقيده ماركس را كه مبني بر نابودي نظام موجود از طريق انقلاب و سپس ديكتاتوري پرولتاريا ست رها كرد و از عقيده لاسال استفاده كرد كه رسيدن به اين هدف را تدريجي و از طريق اكثريت يافتن سوسياليست ها در پارلمان و وضع قانون و ناراضي نساختن مخالفان اين عقيده با مجاب و قانع كردن آنان بيان داشته است.
    « ببل » كه طرح او و همفكرانش در كنگره ماه مه سال 1875 به تصويب رسيد و هنوز به قوت خود باقي است براي آغاز كار خواستار : آزادي انتشار نشريه و قطع هرگونه سانسور ، بازنشستگي همگاني براي سالخوردگان ، مستمري براي از كارافتادگان ، آموزش و پرورش عمومي اجباري و رايگان ، درمان همگاني و رايگان ، تعطيل اجباري يك روز در هفته ، منع كار كردن كودكان و نوجوانان ، منع مشاغل سخت و يا خلاف اخلاق براي بانوان ، تعديل دستمزد و مشاركت كار كنان در درآمد كار گاه ، وصول تنها يك ماليات از مردم و لغو عوارض متعدد موجود ، تعيين مجازات براي اعمال هرگونه تبعيض ، اصلاح نظام قضايي و آسان سازي كار دادرسي و تشكيل هيات هاي متعدد حل اختلاف به جاي بعضي دادگاهها ، تعميم امور رفاهي و تسهيل اعتبارات بانكي براي افراد « خود ــ اشتغال » و .... وقوع دو جنگ در نيمه اول قرن 20 كه آلمان آغازگر هردو بود ، سركوب سوسيال دمكراسي توسط عوامل ناسيونال سوسياليست ( نازي ها ) كه خواهان رقيب نبودند و مشكل وجود دو آلمان ــ يكي كمونيست ــ از جمله دلايل تاخير سوسيال دمكراتهاي آلمان براي رسيدن به هدف نهايي بوده است ، حال آن كه اين ايدئو لوژي در سوئد كه مشكلات كمتري داشته رشد بهتري كرده است.


    965م:هشتم مارس سال 965 ميلادي (17 اسفند) المتنبّي (ابو طيب احمد بن حسين) شاعر بزرگ عرب در راه بازگشت از سفر شيراز و ديدار امير عضدالدوله ديلمي به بغداد، در نزديكي اين شهر گرفتار راهزنان شد و به دست آنان به قتل رسيد. وي هنگام مرگ 50 ساله بود.
    المتنبّي که در دوران معاصر از اشعارش درکتابهای درسی دانشگاهی رشته ادبیات وسیعا نقل شده است در كوفه به دنيا آمده بود و در جواني از انقلابيون قرمطي (عمدتا شیعه) بود. وي در شام (سوريه بزرگتر) تحصيل كرده بود، ولي علاقه داشت كه ميان اعراب بدوي زندگي كند. در جريان همفكري با انقلابيون قرمطي دستگير و دو سال در زندان بود و گفتن شعر را از زندان آغاز كرد. (براي اطلاع از انديشه و كارهاي قرمطيان به تاريخ طبري رجوع شود).
    پس از آزادي از زندان در شام ماند و چون در طنزهايش حاكم دمشق را هجو كرده بود از ترس او به قاهره گريخت و بعدا از آنجا به بغداد رفت. وي علاوه بر قصيده كه سبك شاعران عرب بود غزل هم گفته است كه بدعتي در شعر عرب بشمار مي رود. مولف تاريخ ادبيات جهان از المتنبي به عنوان بزرگترين شاعر كلاسيك عرب نام برده است. ديوان اشعار المتنبي از كتب معروف نظم عربي است.

    1402م:ايلدرم بايزيد يکم سلطان عثماني كه در جنگ آنكارا در ژوئيه 1402 ميلادي به اسارت اميرتيمور گوركان در آمده بود و تيمور او را در قفس آهنين قرار داده و همانند طوطي همه جا با خود مي برد هشتم مارس 1403 ميلادي در 42 سالگي درگذشت. وي پس از درگذشت پدرش مراد اول سلطان عثماني شده بود.
    بايزيد در طول حكومت خود سالونيك را در يونان تصرف كرد ، بلغارها را شكست داد و هشت سال قسطنطنيه (استانبول) را در محاصره داشت، ولي موفق به تصرف آن نشد.
    امير تيمور احتمالا قصد جنگ با بايزيد را نداشت. تيمور هنگامي كه در شام (سوريه) سرگرم تاخت و تاز بود براي بايزيد نامه اي فرستاده بود كه بايزيد پاسخي بي ادبانه و سراسر افترا به تيمور نوشته بود و همين امر باعث حمله تيمور به قلمرو او شد و با اين كه نيروهاي تيمور از نظر شمار به مراتب كمتر از نظاميان بايزيد بودند پيروز شدند و بايزيد اسير شد. تيمور به خاطر اهانتي كه در نامه به او كرده بود بايزيد را در قفس آهنين قرار داد و به مجلس بزم خود آورد و زن او را وادار كرد كه در جمع مهمانان برقصد. بايزيد از آن قفس آزاد نشد تا درگذشت. عثماني ها تركمان و تيموريان تاتار (مغول تبار) بودند.


    1782م:هشتم مارس سالروز قتل عام زننده گروهی از سرخپوستان اهایو به دست میلیشیای پنسیلوی نیای آمریکا به فرماندهی سرهنگ دیوید ویلیامسون در سال 1782 (دوران انقلاب استقلال) است. این بومیان از قبیله Lenape بتازگی به دست میسیون موراویان مسیحی شده بودند، مسلح نبودند و سرگرم زراعت بودند که دستگیر شدند. میلیشیای پنسیلوی نیا به انتقام همراهی قبیله دیگری از سرخپوستان با نیروهای انگلیسی در سرکوب انقلاب استقلال، در روستای «Gnadenhutten» اهایو 28 مرد، 29 زن و 39 کودک لنایی را دستگیر و به درخت بستند و پس از وارد آوردن ضربه پتک به سر آنان پوست جمجمه هایشان را کندند. قبیله لناپ که پیش از مهاجرت اروپاییان، در ساحل شرقی آمریکا (ایالت دلور ) زندگی می کرد پس از ازدست دادن کیلومتر به کیلومتر اراضی آباء اجدادی در طول نزدیک به دو قرن، با ادامه مقاومت تا اهایو (حدود هشتصد کیلومتر) عقب رانده شده بود.

    1911م:تلاش هاي طولاني بانو «كلارا زتكين» انديشمند سوسياليست آلماني و نماينده وقت پارلمان فدرال اين كشور در هشتم مارس 1911 به ثمر رسيد و «هشتم مارس» هر سال روز جهاني زن اعلام شد و دولت دانمارك به عنوان نخستين كشور آن را برسميت شناخت. برقراري «روز جهاني زن» در شهر كپنهاگ اعلام شده بود.


    1929م:هشتم مارس 1929 سه آنارشیست در شهر مادرید «ادواردو داتو Eduardo Dato Eiradian» نخست وزیر وقت اسپانیا را پس از خروج از پارلمان، در اتومبیل هدف گلوله قراردادند که 5 روز بعد درگذشت. داتو که 65 ساله بود سه بار نخست وزیر و چندین بار وزیر و نماینده پارلمان اسپانیا بود و یک بار هم به ریاست پارلمان انتخاب شده بود. در سال 1912 به همین صورت، خوزه کانالیاس Jose Canalejas یک نخست وزیر دیگر اسپانیا ترور شده بود. آنارشیست هایی که داتو را گلوله زده بودند وابسته به گروه کاتالان Catalan بودند. آنارشیسم ـ یک پدیده فکری قرن نوزدهم ـ از اداره امور جامعه توسط شوراها و انجمن ها حمایت می کند و دولت را به صورتی که وجود دارد عامل فساد و سود یک دسته و ستم به گروهی دیگر از مردم می داند. برخی از گروههای آنارشیست دولتها را کانون توطئه افراد مشخّص و معدود برای آقایی کردن و استثمار جامعه (توده ها) می خوانند. آنارشیست ها برخلاف سوسیالیستها، در رسیدن به هدف، ترور افراد را ردّ نمی کنند. رسانه ها وقت از آنان به عنوان «هواداران جامعه بدون دولت» یاد می کردند. آنارشیست ها در چند دهه آخر قرن 19 و ابتدای قرن 20 شماری از سران و مقامات ارشدرا در اروپا و آمریکای شمالی کشتند.

    1942م:هشتم مارس 1942 نيروهاي امپراتوري ژاپن تصرف شهر رانگون پایتخت مستعمره اتگليسي برمه (ميانمار) را تكميل و اعلام داشتند كه هدف بعدي آنان آزاد كردن هندوستان از سلطه انگلستان خواهد بود. در همین روز هلندی ها که اندونزی را در استعمار داشتند جزیره بزرگ جاوه را به نیروهای ژاپن تسلیم کردند. برمه (ميانمار) آخرين حد پيشروي ژاپني ها در اين سمت آسيا بود. ژاپن با شعار اخراج اروپائيان استعمارگر از آسيا، به مستعمرات انگلستان، فرانسه، هلند و پرتغال و نيز فيليپين آمريكا حمله ور شده بود.

    1950م:هشتم مارس 1950دولت شوروي رسما اعلام داشت كه داراي تعداد قابل ملاحظه اي بمب اتمي است. اين موضوع توسط مارشال شوروي، وروشيلوف، اعلام شده بود. شوروي در سال 1949 نخستين آزمايش اتمي خود را انجام داده بود. از آن پس رقابت برسر ساخت سلاحهاي اتمي و وسائل رساندن آنها به هدف آغاز شد. شوروي نخستين كشور بود كه موشك هدايت شونده دور برد آزمايش كرد و به مدار زمين فرستاد. هشتم مارس همچنين روزي است كه مجلس نمايندگان آمريكا در سال 1983 برغم مخالفت رئيس جمهور وقت اين كشور (رونالد ريگن) طرح «فريز» كردن متقابل توليد سلاحهاي هسته اي آمريكا و شوروي را تصويب كرد.
    تا سال 2008، 9 كشور جهان داراي اسلحه اتمي از انواع مختلف بوده اند: آمريكا، روسيه، چين، فرانسه، انگلستان، هند، اسرائيل، پاكستان و كره شمالي.
    جمهوري فدرال آفريقاي جنوبي نيز قبلا داراي چند بمب اتمي بود كه آنهارا داوطلبانه از ميان برد. در جهان چندين كشور ديگر هستند كه بر تكنولوژي هسته اي دست يافته و اگر بخواهند، در مدتي كوتاه مي توانند سلاح اتمي داشته باشند. ژاپن، برزيل، آلمان و برخي از اعضاي سابق اتحاد شوروي ازجمله اين كشورها هستند. از اوت 1945 كه آمريكا دو بمب اتمي بر ژاپن فروافكند، سلاح اتمي عامل «فدرت» و در نتيجه يك «آرزوي ملي» شده است و به همين لحاظ و براي جلوگيري از گسترش اين سلاح و بهانه افتادنش به دست اين و آن، قانون كنترل و سازمان جهاني نظارت بر اجراي اين قانون به وجود آمده است و به اين ترتيب سلاح هسته اي در انحصار چند كشور باقي مانده است. هند، پاكستان و كره شمالي برغم وجود اين سازمان سلاح اتمي توليد كرده اند. دولت آمريكا برپايه گزارش هاي سازمانهاي اطلاعاتي خودش كه دولت وقت عراق تلاش پنهاني براي توليد سلاح اتمي دارد در مارس 2003 اين كشور را اشغال نظامي كرد ولي هنوز اثري از چنين فعاليتي به دست نيامده است و ....

    # 1817: هشتم مارس 1817 بازار سهام نيويورك (Stock Exchange) با نظم و قاعده ای تازه در اطاقی در ساختمان شماره 44 وال استریت محله منهتن شهر نیویورک آغاز بکار کرد. کار این معاملات در نیویورک از 17 مه 1792 با مشاركت 24 دلال سهام به شکلی محدود و عمدتا به صورت سرپایی آغاز شده بود. با اینکه هنوز هم این معاملات به صورت حضوری (درتالار معاملات) ادامه دارد ولی عمدتا آنلاین و دیجیتالی انجام می شود و نیازی به مراجعه به جایی نیست و کافی است که معامله گر «شماره حساب ویژه» داشته باشد. مرکز معاملات سهام نیویورک (اصطلاحا؛ وال استریت) در سال 2007 با Euronext (اتحادیه بورسهای پنج کشور اروپایی ازجمله Bourse فرانسه و انگلستان) شریک شده است. پس از جنگ جهانی دوم و ابرقدرت شدن آمریکا به دلیل پیروزی در این جنگ که با محاسبات دقیق وارد آن شده بود و اعمال قدرت، معاملات سهام با دلار آمریکا انجام می شود. بحران مالی که از سال 2008 آغاز شده است نشان داد که معاملات در وال استریت و بورسهای ممالک صنعتی طبق قاعده قمار انجام می شود، روی کاغذهای خرید و فروش و تعهدات هم صورت می گیرد و بهای سهام کمپانی ها تا دهها برابر دارایی آنها بالارفته است و ....
    # 1889: جان اريكسونEricsson مخترع سوئدي درگذشت. وي در سال 1803 به دنيا آمده بود.
    # 1917: تظاهرات چند هزارنفري در پتروگراد (سن پترزبورگ) برضد دولت روسيه انجام شد كه تاريخنگاران آن را مقدمه انقلاب بلشويكي اكتبر اين سال ذكر كرده اند.
    # 1917: آمريكا براي سومين بار در دو دهه اول قرن 20 در كوبا نيرو پياده كرد.
    # 1921: ادوارو داتو ايرادير Edward dato Iradierنخست وزير اسپانيا هنگام خروج از ساختمان پارلمان اين كشور در شهر مادريد ترور شد.
    # 1965: با ورود يك تيپ تفنگدار دريايي آمريكا به دانانگ در ويتنام جنوبي، پاي آمريكا بيش از پيش به جنگ ويتنام كشيده شد. آمريکا سرانجام در جنگ ويتنام موفق نشد و پس از خروج نيروهاي نظامي آمريکا از جنوب ويتنام در سال 1975 کشور واحد ويتنام تجديد حيات داد.
    # 1963: چند روز پس از كودتاي سوريه، زمام امور اين كشور در دست حزب سوسياليستي بعث قرارگرفت كه همچنان ادامه دارد.
    # 1979: Compact Diskساخته شد.
    # 1982: دولت آمريكا شوروي را متهم كرد كه در افغانستان بر ضد چريكهاي ضد كمونيست سلاح شيميايي بكار برده است.
    # 1983: رونالد ريگن رئيس جمهوري وقت آمريكا با اشاره به عمليات نظامي شوروي در افغانستان آن كشور را «امپراتوري شرارت» اعلام داشت. شوروي نيروهاي خود را در سال 1989 از افغانستان فراخواند و دو سال بعد هم از درون فروپاشيد. دولت آمريکا از اکتبر 2001 نيرو به افغانستان فرستاد، دولت اين کشور را تغيير داد، دولتهای عضو ناتو (اتحاديه اتلانتيک شمالي) را شزیک خود کرد و این دو نیرو اينک در سراسر افغانستان، به نام مبارزه با تروريسم استقرار يافته اند!. دولت شوروی به تقاضای دولت وقت افغانستان واحد نظامی به کمک این دولت فرستاده بود و بهانه آمریکا و ناتو مبارزه با تروریسم در کوههای سرزمین فقرزده افغانستان است!. تروریست های هدف مبارزه همان هایی هستند که آمریکا با پول و اسلحه خود آنان را برضد دولت وقت مسکو سازمان داده بود.
    # 2004: محمد زيدان معروف به ابوعباس بنيادگذار جبهه آزاديبخش فلسطين در زندان آمريكا در عراق درگذشت و در سوريه مدفون شد. وي در عراق بود كه اين كشور توسط ارتش آمريكا اشغال شد و ابوعباس هم دستگير و به زندان افتاد. دولت آمريكا مرگ او را بر اثر عوامل طبيعي ذكر كرده است.
    # 2004: قانون اساسی عراق (عراقی که در اشغال نظامی آمریکا بوده است) به امضا رسید!.
    # 2010: به گزارش مطبوعات تهران، امروز علي سعيدي نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران «شخصي گرايي، سطحي نگري، فاميل گرايي، حزب گرايي، غرور و موج سواري» را مهم ترين عوامل سقوط خواص [در ایران] بيان داشت. وی «خوش بینی بیش از حد» را از موارد سطحی نگری بشمارآورد و گفت که عده اي از بزرگان ما [جمهوری اسلامی] گرفتار حسن ظن و خوش بيني بيش از اندازه شده اند. علی سعیدی گفت که جريان اصلاح طلب مولود حزب كارگزاران سازندگي است.
    # 2010: در این روز و 31 سال پس از انقلاب، صادق لاریجانی رئيس قوه قضاييه جمهوری اسلامی ایران گفت: در چند ماه اخير يك باند بزرگ مفاسد اقتصادي در يكي از شركت هاي دولتي شناسايي شده كه افراد آن توانسته بودند با جعل اسناد دولتي و قضايي، ميلياردها تومان به حقوق مردم و بيت المال خسارت وارد كنند.
    رئيس قوه قضاييه با بيان اينكه تاكنون يازده نفر از اعضای اصلي باند دستگير شده اند، گفت: همه اين افراد به جرم خود مبني بر اختلاس اعتراف و اقرار كرده اند كه فقط اختلاس يك نفر از آنان شش ميليارد تومان است.
    # 2010: طبق اطلاعیه مطبوعاتی مجتمع قضايي مبارزه با جرايم اقتصادي، شعبه 68 دادگاه تجديدنظر تهران یک مفسد اقتصادي را که با توسل به تقلب، 11 میلیون و 881 هزار و 653 دلار از بانکهای سپه و ملت دریافت کرده بود به 20 حبس و ردّ این پول به این دو بانک محکوم کرد.

    # 2010: به گزارش رسانه های تهران، محمود احمدی نژاد رئیس جمهور 16 اسفند1388 در دیدار با مقامات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی گفت که دمكراسي ليبرال حاصل جنگ قدرت و ثروت است. وی در همین دیدار گفت که ماجراي 11 سپتامبر [2001] و انهدام برج هاي دوقلو در آمريكا [شهر نیویورک] را يك سناريو و اقدام اطلاعاتي پيچيده می داند و افزود که ماجرای 11 سپتامبر به صورتی که اعلام شده بود يك دروغ بزرگ و بهانه مبارزه با تروريسم و زمينه ساز لشكركشي به افغانستان بوده است.
    # 2010: دادستان تهران از صدور كيفرخواست براي حدود 250 نفر از متهمان رویداد روز عاشورا (ششم دیماه 1388) خبر داد.
    به گزارش رسانه ها، در پی به خشونت کشیده شدن اعتراضات در روز عاشورا (ششم دی) حدود ۱۰۰۰ تن در تهران دستگیر شدند. تا این روز (17 اسفند 1388) شماری از بازداشت شدگان محکومیت قضایی یافته اند. معترضین به نتایج انتخابات خرداد 1388 (ژوئن 2009) از فرصت عاشورا برای تظاهرات خیابانی استفاده کرده بودند.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....


  18. #300
    عضو ماندگار
    ساره آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1389
    نوشته : 507      تشکر : 257
    885 در 308 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساره آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : (¯*~|♥|♥|♥~*¯) ▐تقويم تاريخ ▐در چنين روزي .... (¯*~|♥|♥|♥~*¯)




    تقویم تاریخ - 18 اسفند
    725پیش ازمیلاد:در نيمه مارس (يك هفته به آغاز بهار) گشتاسپ، شاه كياني، به آيين زرتشت گرويد. در آن زمان، هنوز ايران به صورت يك دولت واحد در نيامده بود و قلمرو گشتاسب عبارت بود از: سيستان (ايران و افغانستان)، آريا، و مناطقي كه امروز كرمان و قسمت هايي از فارس، يزد و اصفهان را تشكيل مي دهند و پايتختش زابل بود كه رستم و يعقوب ليث هم از همين خطه برخاسته اند.

    گشتاسپ پس از نزديك به دو سال مذاكره و بحث با فرستادگان زرتشت، قانع شد و پذيرفت كه از پيروان آموزشهاي او باشد. برخي از مورخان، زمان آن را سال 725 پيش از ميلاد نوشته اند كه نمي تواند دقيق باشد. زرتشت تنها پيامبري است كه از ميان قوم آرين (ايران و اروپا) برخاست.

    551م:نهم مارچ سال 551 ميلادي كار ساختن تالار تازه در كاخ سلطنتي تيسفون (پايتخت ايران به مدت 9 قرن ـ 36 كيلومتري جنوب بغداد) كه بقاياي آن هنوز باقيست و به طاق كسرا (ايوان مدائن) شهرت يافته با شتاب به پايان رسانده شد تا براي آيين هاي نوروزي آن سال آماده باشد. طاق كسري تنها ساختمان مسقّف باستاني جهان است كه به صورت آزاد و بدون تكيه داشتن به عاملي ديگر، برسر پا باقي مانده است. كار ساختن اين بناء كه از دجله فاصله زياد ندارد و با فرش معروف بهارستان مفروش شده بود از سال 549 ميلادي، به تصميم خسروانوشيروان، شاه ساساني وقت، آغاز شده بود. خسروانوشيروان علاقه مند به ديدار گروهي مردم (اصطلاحا؛ دادن بار عام) بود و به همين دليل خواسته بود كه تالاري بزرگ با عمارت ضميمه آن ساخته شود. وي همزمان دستور داده بود كه در گندي شاپور (خوزستان) يك دانشگاه براي تحقيق و تدريس طب و فلسفه ساخته شود كه ظرف يك سال ساخته و در 552 ميلادي آماده فعاليت شد. کار تکمیل کانون دولتی تالیف و ترجمه کتاب نیز که درجهان الگو شده است در همين سال به پایان رسید که برخی از تولیدات این مرکز ازجمله کتاب «کلیله و دمنه» موجود است.

    1320ش:طبق ارقام بودجه كل ايران براي سال 1320 كه 17 اسفند 1319 از تصويب مجلس گذشته بود، كل هزينه هاي دولت در آن سال تنها چهار ميليارد و 323 ميليون ريال (432 ميليون تومان) بود. در آن سال جمعیت ایران نزدیک به 19 میلیون بود. ارقام بودجه سال 1338 (18 سال بعد از آن) نشان مي دهد كه كل هزينه هاي دولت 14 برابر شده و به شش ميليارد و چهارصد ميليون تومان رسيده بود. در سال 1344 ( شش سال بعد از آن)، هزينه هاي دولت ايران به پنجاه و 9 ميليارد تومان رسيده بود. درآمد ایران از صادرات نفت تا دهه 1350 (دهه 1970) چشمگیر نبود و درآمد دولت عمدتا از عوارض گمرکی و مالیات تامین می شد. قرار بود درآمد نفت که ثروتی تمام شدنی است عمدتا در سرمایه گذاری های تولیدی (و ثروت به جای ثروت) بکار رود تا جای گلایه و اعتراض برای نسل های آینده باقی نگذارد. الگوی نروژ نفتخیز در آن زمینه مورد تحسین اقتصاددانان جهان است. در سال 1329 و در جریان مبارزات ملت ایران برای ملی کردن نفت خود از مجلس خواسته شده بود که اجازه ندهد درآمد نفت صرف هزینه های جاری دولت شود.

    1031م:نهم مارس سال 1031 ميلادي سلطان مسعود غزنوي احمد حسن ميمندي را سمت وزير اعظم داد. به شرحي كه در تاريخ بيهقي آمده است، سلطان مسعود در همين سال تاجگداري كرده بود.

    1296ش: ا18سفند 1296 (9 مارس 1918) براي دومين بار ظرف 9 روز گروهي از تهراني ها در ميدان توپخانه اجتماع كردند و بر ضد انگلستان شعار دادند و خواستار شدند كه اين دولت بمانند روسيه قرارداد تقسيم ايران (سازشنامه مورخ اوت 1907 سن پترزبورگ منعقده ميان انگلستان و روسيه) را لغو كند و نظاميانش را خارج سازد.
    مستوفي الممالك رئيس الورزاء وقت ظاهرا اين تظاهرات را جدي گرفت و بعضي از نويسندگان روزنامه ها را متهم به تحريك مردم كرد و دستور توقيف موقت روزنامه هارا داد و قضيه بزرگتر از آن چه كه بود جلوه كرد. چند روز بعد نمايندگان دولت انگلستان در تهران با اشاره به اين رويدادها اعلام كردند كه حاضرند «اس . پي . آر» را به دولت ايران واگذار كنند مشروط بر اين كه افسران انگليسي باقي بمانند و در مورد قرار داد 1907، زماني كه دولت ثابتي در مسكو مستقر شود تصميم گرفته خواهد شد!.
    اين اعلاميه در حقيقت براي آماده ساختن مقدمات تنظيم قرارداد بعدي (وثوق الدوله) و تحت الحمايه كردن ايران و به دست گرفتن سر پرستي همه آن بود. بنابراين نمي توان اين نظر را كه تظاهرات ميدان توپخانه طرح و نقشه انگليسي ها براي هموار ساختن راه تنظيم قرارداد بعدي (وثوق الوله ) بود رد كرد، مخصوصا كه در آن زمان انگليسي ها نيروي نظامي بزرگ و تازه اي را وارد ايران كرده بودند و اين نيرو وارد قزوين شده بود تا به شمال برود و احيانا بر ضد بلشويكها وارد جنگ شود.
    همانطور كه بارها گفته شده است در باره رويدادها و تحولات ايران پس از قتل آغامحمدحان قاجار تحقيق حرفه اي جامع نشده است. نمي شود به گزارشهاي مطبوعاتي وقت، متون قراردادها و خاطرات رجال كه واضح است براي دفاع از خود و دوستانشان و يا بر ضدمخالفان شخصي شان نوشته شده اكتفا كرد.

    1350ش:18 اسفندماه 1350 (9 مارس 1972 ) در تهران اعلام شد كه ميان ايران و آلمان فدرال (غربي) درزمينه نفت و همكاري هاي اقتصادي ديگر از جمله تسهيلات بازرگاني توافق حاصل شده است. سه روز پيش از آن ويلي برانت صدر اعظم سوسيال دمكرات آلمان و رئيس انجمن سوسيال دمكراتهاي اروپا وارد تهران شده بود. با اين كه آلمان و انگلستان هر دو عضو بازار مشترك اروپا بودند، چند روز پس از ديدار ويلي برانت از تهران، وزير امور خارجه وقت انگلستان هم به تهران سر زد. ويلي برانت از مردان بزرگ قرن 20 اروپا بشمار مي آيد. وي پس از اين كه معلوم شد رئيس دفترش جاسوس جمهوري دمكراتيك آلمان (آلمان شرقي) بود به جاي دفاع از خود، مسئوليت را برعهده گرفت و از قدرت كنار رفت.


    987م:نهم مارس 987 ميلادي (365 هجري خورشيدي) سالروز درگذشت ابوشكور بلخي يكي از 27 شاعر و اديب دوران سامانيان است كه نظم و نثر فارسي را احياء كردند. ابو شكور درعين حال از نخستين منثوي سرايان ايران است. وي مردي فروتن بود و فروتني اش از اين شعر او استنباط مي شود كه گفت :
    تا به آنجا رسيد دانش من
    كه بدانم همي كه نادانم
    ابو شكور كه فارسي او با فارسي امروز تفاوتي ندارد و بسيار ساده و روان است معتقد به «تناسب ميزان دانش با رفتار انساني» است. وی ميان «اراده و تصميم» و «خرد و دانش» رابطه مستقيم بر قرار ديده كه خردمند را قادر به كنترل نفس اماره دانسته و در اين زمينه گويد:
    خردمند گويد؛ خرد پادشاست
    كه بر خاص و برعام فرمانرواست
    ابو شكور همچنين براين عقيده است كه با دانش و دانايي همه مسائل را مي توان حل كرد و در اين باره گويد:
    جهان را به دانش توان يافتن
    به دانش توان رشتن و بافتن
    «آفرين نامه» از ابو شكور بلخي است. وي مورد توجه و عنايت خاص نوح ساماني، شاه وقت بود.

    1885م:چهارم مارس 1885 «گوتلیب دایملر Gottlieb Daimler» ـ مهندس آلمانی (مارس 1834 ـ مارس 1900) با کمک مهندس ویلهلم مایباخ Wilhelm Maybach در کارگاه خود در منطقه بادن وورتمبرگ (واقع در جنوب آلمان) موفق به ساخت انجین بنزینی کاربوراتور دار (انفجاری) شد و چون کوچک بود آن را به نوعی دوچرخه بستند و به این ترتیب نخستین موتوسیکلت جهان متولد شد. تلاش این دو برای ساخت یک انجین بزرگتر و ساخت خودرو ادامه یافت و در طول دو سال اتومبیل چهارچرخ و چهاردنده ساخته شد که از چهارم تا هشتم مارس 1887 در اسلینگن Esslingen (واقع در 22 کیلومتری اشتوتگارت)، در کانستات Cannstatt و در ناحیه «مانهايم» به حرکت درآمد که نخستین اتومبیل بنزینی گازخور (تنظیم سرعت به اراده راننده)، چهار چرخ و دنده دار جهان بود و مردم تماشاکردند و «ارابه بدون اسب» خواندند. در جریان این رانندگی های نمایشی، این اتومبیل گاهی دو سرنشین (گوتلیب و پسرش که او هم در ساخت خودرو مشارکت کرده بود) و بعضی اوقات چهار سرنشین داشت که یکی از آنان مایباخ بود. رانندگی اتومبیل عمدتا با پسر گوتلیب بود. این اتومبیل که نخستین خودرو چهارچرج و چهاردنده (دارای گیربوکس) جهان بود و ماهها پیش ساخته شده و تا روزهای نمایش در دست تکمیل بود صداي گوشخراش تولید می کرد زیرا که هنوز ساخت اکزاست (اگزز) تکامل نیافته بود. اين سومين اتومبيل ساخت اروپا بود كه بكار افتاده بود.

    1769م:تجربه نخست در 1769 صورت گرفته بود و عبارت بود از اتومبیلی که باقوه بخار حركت می کرد. دومي را «كارل بنز» ساخته بود كه بنزيني و سه چرخ بود و بنابراین اتومبیل ساخت دایملر كاملتر از دو نوع ديگر و انجین آن به قوه يك اسب بخار بود، نخست سرعتی برابر 13 كيلومتر در ساعت داشت که این سرعت تا روزهای رانندگی نمایشی (دهه یکم مارس 1887) با تکمیل جعبه دنده به حد اکثر 18 کیلومتر رسانیده شده بود. گوتلیب دايملر (تلفظ آلمانی آن؛ گوتلیپ) از آن پس کار خودرا توسعه داد و ظرف سه سال یک انجین تازه را که قادر به نصب روی هر اتومبیل، قایق و بعدا هواپیما بود به نام ... تولید کرد و امتیاز تولید آن را به انگلستان، فرانسه و آمریکا فروخت. دایملر در سال 1890 در حاشیه اشتوتگارت یک کمپانی بزرگ به نام خود تاسیس کرد و مایباخ همکار این کمپانی در سال 1898 طرح یک اتومبیل مسابقه تهیه کرد و فروش این اتومبیل از دو سال بعد عمومی شد. مایباخ نام دختر دوست خود، مرسدس را بر این اتومبیل گذارد. دایملر در 1900 درگذشت و کمپانی او در سال 1926 با کمپانی رقیب، کارل بنز، یکی شدند و دایملر بنز نام گرفتند.

    1993م:تاریخدان و نویسنده انگلیسی، دکتر سرل پارکینسون Cyril N. Parkinson، که بوروکراسی را بزرگترین مسئله ملل ـ پس از جنگ جهانی دوم و عامل اصلی نارضایی ها و ناآرامی ها خوانده است نهم مارس 1993 و در هشتاد و سه سالگی درگذشت. وی که در دانشگاههای انگلستان، سنگاپور، کوالالامپور، هاروارد، ایلی نوی و شعبه برکلی دانشگاه کالیفرنیا تدریس کرده بود بیست و هشت کتاب تالیف کرده است که در دهه یکم قرن 21 به صورت CD هم درآمده اند. از این تالیفات، 13 کتاب از دیدگاه یک مورخ درباره مدیریت اداری ـ بازرگانی است که در آنها مسئله بوروکراسی دوران معاصر شکافته و تشریح شده است، هشت کتاب «تاریخ» اند و عمدتا با زمینه Sea Power، جنگ دریایی و ورود اروپاییان به منطقه مالایا (مالزیا، سنگاپور و ...) و شش کتاب حاوی داستان تاریخی و آموزنده. وی همچنین دارای یک تالیف نواری (ضبط شده روی نوار) است. یکی از کتابهای ضد بوروکراسی او به طنز نوشته شده است تحت عنوان "قانون پارکینسون Parkinson, s law".
    پروفسور پارکینسون با انشاء خاص خود و با ذکر صدها نمونه ثابت کرده است که قوانین و ضوابط موضوعه منطقی، اصولی و جامع نیستند و اجرای آنها بوروکراسی را پیچیده تر کرده است و به این لحاظ اعضای پارلمان هارا زیر سئوال برده است. او انتصابات نادرست در سطح مدیریت هارا عامل اصلی وخامت بوروکراسی به دست داده است. وی با ذکر شواهد می گوید که گسترش سازمانهای دولتی و افزایش مقررات دست و پاگیر و در نتیجه کثرت کارمند (حقوق بگیر) و نیز سوبسیدهای دولتی غیر لازم باعث افزایش تعرفه های مالیاتی و ناخرسندی اتباع می شود که با هر جرقه ای این ناخرسندی را آشگار می کنند. روزی نیست که رسانه ها گزارش از یک و یا چند اختلاس، حیف و میل و بالاکشیدن پول دولت (از بیت المال) ندهند که همه اینها سند برای تاریحنگاران است.
    وی نوشته است برپایه نیاز آتی است که باید دانشکده ساخت و دانشجو پذیرفت و گرنه در این مورد هم مثال فزونی دریاسالار بر شمار کشتی ها مصداق می یابد و فارغ التحصیل بیکار که با هزار امید سالها از جوانی خودرا در مدارس تعلیمات عالی سپری کرده آمادگی برای بروز خشم خود دارد. دکتر پارکینسون راه حلهای متعدد برای حل مسئله بوروکراسی ارائه داده و روی نقش هرپارلمان در حل این مسئله جهانی که در برخی از کشورها پیچیده تر است تاکید کرده است.

    1454م:امروز، نهم مارس، زادروز «امريكو وسپوسيو Americo Vespuccio» است كه قاره غربي به نام او «امريكا» ناميده مي شود. وي بسال 1454 در فلورانس ايتاليا به دنيا آمد و 22 فوريه سال 1512 درگذشت و چهار بار از نيمكره غربي (آمريكا) ديدن كرد و نقاطي را كه در اين مسافرتهاي دريايي مشاهده كرد بيش از نقاط مورد بازديد كريستوفر كلمبوس (کلمب) بود.
    كلمب سفر دريايي به سوي غرب را در سال 1492 آغاز كرده بود و نخستين سفر آمريکو = امريكو (در بعضي زبانها؛ امريگو) در سال 1497 آغاز شده بود. هردو براي دولت اسپانيا كار مي كردند و هزينه سفرهاي آنان را آن دولت پرداخت مي كرد.
    هيچ مقامي براي نيمكره غربي كه پيش از سفر اروپائيان، مسكون و در پاره اي نقاط داراي تمدني درخشان بود نام آمريكو وسپوسيو را پيشنهاد نكرده بود. اين نام را «مارتين والدسيمولر» آلماني برقاره غربي نهاد كه كار او ترسيم نقشه هاي جغرافيايي بر پايه اطلاعاتي بود كه دريانوردان مي دادند. از آنجا كه بيشتر اطلاعات واصله به اين آلماني كه بعدا چاپگر نقشه هاي جفرافيايي شد توسط كاركنان كشتي ها و همراهان آمريكو و خود او داده شده بود براي مشخص ساختن نقشه ها، آنها را به نام رئيس گروه «آمريكو» نوشت كه سر زبانها افتاد و به تدريج قاره غربي «آمريكا» خوانده شد و نام دائمي آن قرار گرفته است.

    1796م:ناپلئون بناپارت نهم مارس 1796 كه هنوز يك ژنرال بيش نبود با ژوزفين كه بيوه اي با دو فرزند بود ازدواج كرد. ژوزفين كه در ژوئن 1763 متولد و در ماه مه 1814 در گذشت قبلا همسر افسري به نام الكساندر بود كه دادگاه انقلاب فرانسه در سال 1974 اورا اعدام كرده بود.
    ژوزفين در جريان تعقيب كار شوهرش در دوران بازداشت او، با تني چند از مقامات وقت آشنا شده بود. تقريبا همه مورخاني كه تاريخ كارهاي ناپلئون را نوشته اند در اين مورد متفق القولند كه ژوزفين مترس بعضي از آن مقامات بود. ناپلئون چند سال پس از انتخاب به مقام امپراتوري فرانسه ژوزفين را به دست سناي فرانسه طلاق گفت ــ طلاقي كه پاپ آن را برسميت نشناخت. در آن زمان امر طلاق در کشورهاي کاتوليک مذهب ممنوع بود.


    1933م:در جریان رکود اقتصادی بزرگ، نهم مارس 1933 کنگره آمریکا درخواست فوری روزولت رئیس جمهور وقت را که به او در تجدید نظر در ضوابط بانکی و امورمالی ایالات متحده اختیارات تام بدهد تصویب کرد. این لایحه در همان روزی که به کنگره داده شده بود تصویب شد که در هشت دهه گذشته الگوی کشورهایی قرارگرفته است که دچار بحران مالی شده اند. روزولت با استفاده از این اختیارات که بهEmergency Banking Act معروف شده است به اتباع و بنگاههای ایالات متحده اعلام کرد که طلای موجود خودرا ـ به هر اندازه ـ جز زیورآلات متداول به خزانه داری تحویل دهند و برابر بهای آنها، پول و یا حواله دولتی بگیرند تا «دلار» استحکام یابد. اقدام دیگر روزولت با استفاده از این اختیارات، تعطیل کردن بانکهای مسئله دار و ضعیف بود و اقدام سوم کاهش ده درصدی ارزش اوراق بهادار خزانه داری (باوند ـ اوراق قرضه بهره دار) بود که در دست مردم و موسسات مالی در داخل و خارج این کشور قرارداشت و دفعتا بدهی (تعهد) دولت ده درصد پایین آمد. این اختیارات که در چارچوب طرح معروف به «نیودیل» درخواست و اجرا شده بود چهره اقتصادی ایالات متحده را تغییرداد و بتدریج از بحران خارج ساخت.

    1944م:اين عكس در سال 1944 پس اصابت يك بمب بالدار آلماني (وي ــ 1) به ساختماني در جنوب شرقي لندن كه ضمن آن 119 تن كشته شدند برداشته شده است. در تابستان آن سال هر روز تا يكصد بمب بالدار آلماني بر لندن، كنت و سا*** انگلستان فرود مي آمد و براي مقابله با آن وسيله دفاع وجود نداشت. اين بمب ها داراي يك موتور راكتي بودند كه سوخت آن طوري تنظيم مي شد كه با رسيدن به مقصد تمام شود و بمب حاوي يك تن ماده منفجره فرود آيد و در محل فرود كه معلوم نبود چه خواهد بود منفجر شود. همين ويرانگري ها و كشتارها بود كه جهانيان در پايان جنگ جهاني دوم با خرسندي تمام پذيراي سازمان ملل (که دستپخت دولتهاي فاتح بود) شدند تا از جنگ جلوگيري و مسائل ميان ملتها را از طرق ديگر حل كند. اگر «توني بلر» زودتر به دنيا آمده بود و اين مناظر را به چشم ديده بود و يا فرصت كرده بود در كتب تاريخ ببيند در طول نخست وزيري اش اين قدر با حرارت از جنگ و حمله و لشكر كشي سخن به ميان نمي آورد. هر انساني از مشاهده قتل انسان ديگر متالم ومتاثر مي شود. همه اعمال در تاريخ ثبت مي شود و دولتمردان بايد پيش از انجام هر عملي قضاوت تاريخ و بهايي را كه نسلهاي بعدي به خاطر اشتباه امروز آنان خواهند پرداخت در نظر مجسم كنند.


    1945م:بمباران شهر توكيو پايتخت ژاپن با بمب آتشزا (Incendiary Bomb) از نيمه شب نهم مارس 1945 آغاز شد و بامداد دهم مارس (20 اسفند) پايان يافت. در اين بمباران 334 بمب افكن سنگين «بي ـ 29» معروف به «دژ پرنده» ساخت كارخانه هاي بوئينگ شركت داشتند و ضمن آن 83 تا 197 هزار ژاپني كشته شدند كه چون رقم دقيق به دست نيامده است، تاريخنگاران عبارت «بيش از صدهزار» را بكار مي برند. هدف دولت آمريكا از اين بمباران نه تنها تضعيف روحيه ژاپني ها بلكه انهدام اقتصاد اين كشور بود. بمباران عمدتا در طرفين و امتداد رودخانه «سوميدا Sumida» كه از توكيو مي گذرد صورت گرفت كه محل تاسيسات صنعتي توكيو بود. بمب هايي كه بكار مي رفت پس از اصابت به هدف توليد شعله مي كرد و حريق وسيع بوجود مي آورد. در ساخت اين بمبها؛ فسفور سفيد، كلورين، ناپالم و ترميت بكار رفته بود. باوجود اين تلفات و ويراني سنگين، دولت آمريكا درست پنج ماه بعد، در بمباران ژاپن از بمب اتمي استفاده كرد كه تلفات وارده از آن هم معادل بمباران توكيو با بمب آتشزا بود (كه تاريخنگاران آن را دليلي برغير ضروري بودن افكندن بمب اتمي در ششم اوت 1945 بر هيروشيما مي دانند). با اينكه پنج دهه بعد، «مانديل» سفير آمريكا در ژاپن از بمباران توكيو ابراز تاسف كرد؛ ژاپني ها هنوز اندوه خود را فراموش نكرده اند و سال گذشته (سال 2007) هنگامي كه وزير دفاع وقت اين كشور جمله اي در فراموش كردن آن بيان كرد، بركنارش كردند.

    1934م:يوري الكسيويچ گاگارين نخستين انساني كه به فضا فرستاده شد و از بالاي جوّ، كره زمين را دور زد و به زمين باز گردانده شد 9 مارس سال 1934 به دنيا آمده بود.
    گاگارين كه يك سرهنگ مهندس در نيروي هوايي شوروي بود 12 آوريل سال 1961 با سفيه «وستوك ــ 1» در مدار زمين قرار گرفت و در يك ساعت و 48 دقيقه با سفينه خود كره زمين را دور زد و سپس در كزاخستان (قزاقستان) به زمين بازگشت و هيجان بزرگي در جهان به وجود آورد و با سفر او، عصر فضانوردي آغاز شد. با سفر فضایی گاگارين، شوروي در دانش فضايي و موشكي برتري يافت، ولي به علت ضعف ژورناليسم (كه هنوز هم روسيه به طور كامل از آن خارج نشده است) نتوانست از آن براي پیشبرد سوسياليسم استفاده تبليغاتي كند.
    گاگارين كه شخصا گردش خود به دور زمين را براي روزنامه نگاران شرح داده بود پس از اين سفر شجاعانه كه بيم خطر جان در آن بود از مشاهير گيتي شد، عمري طولاني نكرد و در 27 مارس سال 1968 در جريان يك پرواز آزمايشي با هواپيما دچار سانحه شد و در 34 سالگي جان سپرد.


    1977م:نهم مارس 1977 دوازده مسلمان حنفي آمريكايي با هدف نشان دادن اعتراض خود نسبت به تهيه فيلم «محمد رسول الله» در آن كشور و نيز زنداني شدن چند سياهپوت با يك پرونده، سه ساختمان از جمله عمارت شهرداري و ساختمان محل استقرار «بنايي بريت» متعلق به يهوديان را در شهر واشنگتن تصرف و 149 تن را به گروگان گرفتند. آنان همچنين اعتراض داشتند كه چرا رسانه هاي آمريكا بايد در كنترل يهوديان باشد و بسياري از قضات و وكيلان قضايي آمريكا هم يهودي باشند حال آنكه يهوديان حدود سه درصد جمعيت آمريكا را تشكيل مي دهند. در اين گروگانگيري كه 39 ساعت طول كشيد دو تن كشته و چند نفر ديگر مجروح شدند. دو مقتول حادثه عبارت بودند از يك خبرنگار راديو و يك گارد مسلح ساختمان. «ماريون بري» عضو شوراي شهر واشنگتن كه بعدا شهردار اين شهر شد، يكي از مجروحين بود. اين رويداد با مداخله سفيران چند كشور اسلامي ازجمله سفيران مصر و پاكستان به پايان رسيد.

    2003م:ششم مارس 2003 اين عكس به همين صورت و سراسري در صفحه اول بسياري از روزنامه ها به چاپ رسيده بود كه عنوانش را «اروپاييان باهم» گذارده بودند. دومينيك دو ويلپين وزير امورخارجه وقت فرانسه كه در سمت راست او ايگور ايوانف وزير امور خارجه روسيه و در سمت چپش جوشكا فيشر وزير امور خارجه وقت آلمان مشاهده مي شوند در حال گفتن اين مطلب است: «ما اجازه نخواهيم داد كه قطعنامه اي در شوراي امنيت سازمان ملل تصويب شود كه مجوز بكار بردن نيرو باشد!».
    تا يک ماه پيش از آن باور كردني نبود كه دولت «پوتين» اين چنين از دولت آمريكا دور شود. بنظر مي رسيد که پوتين از سال 2000 همراه با آمريكا است، ولي در اين مدت آمريكا از قرارداد محدودشدن دفاع موشكي خارج شد، در كشور هاي عضو شوروي سابق پايگاه نظامي ايجاد كرد، بهانه جويي هاي دوران جنگ سرد را زنده كرد، ناتو را تا مرزهاي روسيه گسترش داد و تا به مارس 2003 هم به هيچيك از اعتراضهاي پوتين اعتنا نكرده بود.
    پوتين كه از دير زمان احساس مي كرد روسيه به آمريكا همه اش داده و چيزي نگرفته است از فرصت دور شدن دولت هاي وقت آلمان و فرانسه از آمريكا در قبال مسئله عراق استفاده كرد و به اروپاييان نزديکتر و كفه آنها را سنگينتر ساخت.
    اطرافيان پوتين بارها به او گفته بودند كه مبادا به آمريكا و انگلستان بيش ازحد روي خوش نشان دهد و به اوتاكيد كرده بودند كه از سرنوشت گورباچف عبرت بگيرد كه در برابر آن همه امتيازي كه به آمريكا داد از آن دولت تنها تشكر مي كنم ( تنك يو ) خالي تحويل گرفت. گورباچف سادگي كرد و اين بزرگترين سادگي تاريخ بود.
    تا اين زمان (مارس 2003 و پيش از حمله نظامي آمريکا به عراق) بزرگان روسيه كه همچنان از فروپاشي شوروي ناخرسند بوده اند دائما به گوش پوتين مي خواندند كه اگر در اين شرايط جانب آمريكا را بگيرد جهان سوم را از دست مي دهد. اگر آمريكا بر عراق پيروز شود مناقع اقتصادي روسيه كه يك برنامه سرمايه گذاري سنگين در عراق را تدارك ديده است از دست خواهد رفت. آمريكا هنوز از روسيه وارداتي نداشته است كه كمكي به اقتصاد روسيه باشد و بيش از گذشته هم در فروش اسلحه با روسيه رقابت مي كند. اين گوشزد ها بود که بالاخره کار خود را کرد.
    آخرين سنجش افكار روسها (در فوريه 2003) هم در تصميمگيري پوتين بي تاثير نبود كه 87 در صدشان گفته بودند آمريکا مي خواهد در عراق مستقر شود تا خاورميانه را در دست داشته باشد و به بهانه افغانستان در آسياي ميانه نفوذ کند.
    همچنين پوتين چندي پيش وقتي شنيد كه روسها مي گويند كه او روسيه را دارد به آمريكا مي فروشد بسيار نگران شد و در صدد بر آمد تا راه خود را تغيير دهد و به همين سبب بود که وزير امورخارجه اش در کنار وزيران امورخارجه کشورهاي بزرگ اروپاي غربي نشست و ... ولي تحولات سالهاي بعد نشان داد که اروپاي غربي هم روسيه را رقيب خود مي داند و مي کوشد که بازهم آن را محدود سازد.

    1776: ادام اسميت انديشمند انگليسي (1723 ـ 1790) تاليف معروف خود «ثروت مللThe Wealth of Nations » را كه حاوي نظرات اقتصاد سياسي اوست منتشر كرد.
    1822: نخستين دندان مصنوعي توسط چارلز گرام ساخته شد.
    1825: الكساندر موژايسكي Mozhaiski نخستين روس كه هواپيما ساخت در روسيه به دنيا آمد و به نوشته مورخان اين کشور، 20 سال پيش از برادران آمريكايي «رايت» هواپيماي ساخت خودرا به پرواز درآورد.
    1918: حزب بلشويك روسيه به حزب كمونيست تغيير نام داد.
    1962: به مستشاران نظامي آمريكا در ويتنام جنوبي اجازه داده شد كه از عرف «درگيري» استفاده كنند، يعني اگر در جريان زد و خورد قرارگيرند از اسلحه استفاده كنند و همين دستور، آمريكا را وارد جنگ ويتنام ساخت.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

صفحه 30 از 51 نخستنخست ... 2026272829303132333440 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •