تقويم تاريخ ،در چنين روزي .... سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....
صفحه 6 از 51 نخستنخست ... 234567891016 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 507
  1. #51
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    21 فروردین 1389 / 25 ربیع الثانی 1431 / 10 آوریل 2010


    1) 21فروردين ماه سال1358هجري شمسي: حضرت امام خميني(رحمة الله علیه) رهبرفقيد انقلاب اسلامي مردم را به محو استضعاف مالي درجامعه تشويق و بسيج فرمودند. حضرت امام خميني همچنين حسابي به شماره صد دركليه بانكها افتتاح كردند تا مردم خيّر كمكهاي نقدي خود را به اين حساب واريزكنند.
    2) رحلت حكيم، عارف و عالم گرانقدر "ميرزا ابوالحسن جلوه" (1276 ش): حكيم ميرزا ابوالحسن بن محمد جلوه، عارف، فيلسوف و متكلم شيعي ايراني معروف به ميرزاي جلوه در حدود سال 1202ش (1238ق) در احمدآباد گُجُراتِ هند متولد گرديد. در 7 سالگي به اتفاق خانواده به زَواره اصفهان، زادگاه اجدادش بازگشت و در 14 سالگي پدرش را از دست داد. چون پدران و نياكان ميرزا ابوالحسن، اهل علم و فضل بودند، او نيز تحت تاثير فضاي موروثي خانواده واقع شد و تصميم گرفت كسب دانش را تا پاي جان دنبال كند. پس در زمره طالبان علم درآمد و با وجود سختي‏هاي زندگي، مقدمات دانش‏هاي گوناگون ديني آن زمان مانند: زبان و ادبيات عرب، منطق، كلام، تفسير، حديث و فلسفه را فرا گرفت و به ويژه در حكمت الهي و طبيعي به مقامي در خور توجه رسيد. ايشان در اين ميان با شاعران بزرگ اصفهان هم دوستي داشت و به محافل ادبي رفت و آمد مي‏كرد، چندان كه ذوق شاعري در او پديد آمد و با پژوهش و كار علمي و هنري بسياري كه در اين زمينه كرد و تمرين‏هايي كه بدان دست يازيد، سخنوري چيره دست و توانا گرديد و "جلوه" تخلص نمود. ميرزا ابوالحسن جلوه پس از سالياني توقف در اصفهان و كسب مدارج والاي علمي، در 35 سالگي به تهران عزيمت كرد و در مدرسه دارالشفاي تهران اقامت گزيد. وي به مدت، چهل سال در اين مدرسه به تدريس و تحقيق و تأليف روزگار گذراند و معيشت خود را از املاك اجدادي تأمين مي‏كرد. مجلس درس او ميعادگاه دانش‏پژوهان و بزرگان و دانشمنداني بود كه از هر كران براي بهره‏گيري از درياي دانش او بدانجا مي‏شتافتند. ناصرالدين شاه قاجار چندين بار به ديدار او رفت و در حجره محقر او نشست و درباره مسائل گوناگون علمي و فلسفي به گفتگو با او پرداخت و مشكلات خود را در ميان نهاد و پاسخ شايان شنيد. پادشاه او را بسي گرامي مي‏داشت اما ميرزاي جلوه هيچ بهره مادي از نزديكي به دربار و شاه برنگرفت و خواستار هيچ نعمتي غير از خداي منعم فياض نگشت. ميرزاي جلوه از بزرگترين دانشمندان فلسفه و حكمت به شمار مي‏آمد. وي آثار متعددي همچون حواشي بر اسفار ملاصدرا و شفاي ابن‏سينا دارد و همچنين رساله‏هايي در وجود و اقسام آن، تركيب و احكام آن و نيز بيان استجابت دعا و ديوان اشعار نغز و زيبايي از ايشان به جاي مانده است. اين حكيم بزرگ در طول بيش از ده‏ها سال تدريس، شخصيت‏هاي فرهيخته‏اي همچون: ميرزا طاهر تنكابني، سيدحسين بادكوبه‏اي، ميرزا حسن كرمانشاهي، ميرزا مهدي آشتياني، شيخ عبدالنبي نوري، ميرزا علي اكبر حكيم يزدي، ميرزا محمدعلي شاه‏آبادي، آخوند ملامحمد كاشاني و جهانگيرخان قشقايي و... تربيت نمود. ميرزا ابوالحسن جلوه سرانجام در 21 فروردين 1276ش برابر با 6 ذي‏قعده 1314ق در 74 سالگي بدرود حيات گفت و در جوار مقبره ابن‏بابويه در شهر ري به خاك سپرده شد.
    3) موضع‏گيري "امام خميني"(رحمة الله علیه) در مورد روحانيت و سياست پس از آزادي از زندان (1343 ش): پس از سخنراني امام خميني(رحمة الله علیه) در سيزدهم خرداد 1342ش و دستگيري ايشان توسط رژيم طاغوت و وقوع قيام پانزدهم خرداد، رژيم، آن حضرت را نزديك به ده ماه درحبس نگاه داشت و سپس در خانه‏اي تحت نظر گرفت. اما عكس‏العمل شديد مردم در مورد اين محاصره، بازهم رژيم را به عقب‏نشيني وادار كرد تا آن‏كه امام خميني را در هجدهم فروردين 1343 آزاد كردند. پس از آزادي امام خميني(رحمة الله علیه) رژيم وانمود كرد كه امام با نظام پهلوي به تفاهم رسيده است. روزنامه اطلاعات در اين‏باره نوشت: "چقدر جاي خوشوقتي است كه جامعه روحانيت نيز اكنون با همه مردم، همگام در اجراي برنامه‏هاي انقلاب شاه و مردم شده است". اين خبر با واكنش تند آن بزرگوار مواجه شد. از اين رو حضرت امام سه روز پس از آزادي، در بيست و يكم فروردين 1343، طي نطقي، طوفاني از خشم و نفرت عليه رژيم ستمشاهي به پا كردند و رژيم را وادار ساختند كه دست به عقب‏نشيني فضاحت باري بزند. ايشان در اين نطق فرمودند: "در اين روزنامه، تحت عنوان اتحاد مقدس در سرمقاله نوشته بودند كه با روحانيت تفاهم شده و روحانيان با انقلاب سفيد شاه و ملت موافق هستند. كدام انقلاب؟ كدام ملت؟ آيا اين انقلاب مربوط به روحانيت و مردم است؟! آقايان كه در دانشگاه هستيد، برسانيد به همه كه روحانيت با اين انقلاب موافق نيست. خميني را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد كرد." اين سخنراني باعث شد كه رژيم با دست‏پاچگي نماينده‏اي به محضر امام بفرستد و رسماً عذرخواهي كند. در گام بعدي، رژيم، امام را از دخالت در سياست برحذر داشت و سياست را حيله و دروغ معرفي كرد. ولي امام ضمن رسوا كردن چهره طاغوت، لزوم دخالت روحانيت در سياست را يادآور شده و سياست را از ديانت جدا ندانستند.
    4) ترور نافرجام "محمدرضا پهلوي" در كاخ مرمر(1344 ش): در ساعت 9 صبح 21 فروردين 1344، هنگامي كه محمدرضا پهلوي عازم دفتر كار خود در كاخ مرمر بود، سرباز وظيفه رضا شمس‏آبادي او را به مسلسل بست، ولي گلوله‏ها به شاه اصابت نكرد و دو نفر از محافظين محمدرضا كشته و دو نفر نيز زخمي شدند. پس از اين تيراندازي بلافاصله شمس‏آبادي توسط گارد محافظ به شهادت رسيد. شاه براي نشان دادن سلامتي خود، در اتومبيلي رو باز به گردش پرداخت و روزنامه‏ها نوشتند: بين چند نفر سرباز در كاخ مرمر نزاع در گرفت كه به تيراندازي و كشته و مجروح شدن چند سرباز منجر گرديد. علي‏رغم سركوب انقلاب مردم در 15 خرداد 42 و تبعيد رهبر اين نهضت، اين ترور نشان داد كه مخالفان شاه حتي در كاخ وي نيز رسوخ كرده‏اند و حركت انقلابي همچنان ادامه دارد.
    5) تأسيس "بنياد مسكن انقلاب اسلامي "به فرمان" امام خميني(ره) (1358): قبل از پيروزي انقلاب، با تبعيض‏هاي فراواني كه در جامعه وجود داشت قشر عظيمي از مستضعفان از داشتن خانه محروم بودند. با پيروزي انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني (رحمة الله علیه) در جهت احقاق حقوق محرومان، طي حكمي، اولين نهاد سازندگي براي رفع مشكل مسكن را تأسيس كردند. امام در اين فرمان، حساب 100 را در تمامي شعب بانك ملي افتتاح فرمودند و پايه و اساس بنياد مسكن انقلاب اسلامي را بنا نهادند. حضرت امام در پيام خود فرمودند: "هيچ كس در هيچ گوشه مملكت نبايد از داشتن خانه محروم باشد. بر دولت اسلامي است كه براي اين مسأله مهم چاره‏اي بيانديشد و بر همه مردم است كه در اين مورد همكاري كنند". بنياد مسكن انقلاب اسلامي، بنا به اقتضاي زمان، در اول انقلاب شروع به توزيع زمين در بين محرومان كرد. بعد از شهريور سال 1372 و تشكيل شوراي عالي اداري، كار اصلي بنياد كه در آغاز در شهرها تمركز يافته بود به روستاها منتقل شد و كار بازسازي مناطق آسيب ديده از حوادث به اين بنياد محول گرديد.
    6) بمباران شيميايي "مريوان" توسط قواي بعثي عراق در جريان جنگ تحميلي (1367 ش): در ادامه جنايت‏هاي وحشيانه رژيم بعث، در چنين روزي در اثر بمباران شيميايي مريوان در غرب ايران و نيز منطقه فاو توسط رژيم عراق، تعداد زيادي از مردم غيرنظامي و نظامي، شهيد و مجروح شدند. رژيم عراق در آخرين سال تجاوز خود به خاك ايران، استفاده از سلاح‏هاي شيميايي را به شدت افزايش داد و صدها تن از نظاميان و غيرنظاميان ايراني را شهيد و هزاران تن را مجروح نمود. با اين حال نه تنها مجامع بين‏المللي و كشورهاي غربي در قبال اين گونه اقدامات غيرانساني رژيم عراق سكوت كردند، بلكه برخي از دولت‏هاي غربي نيز براي تهيه سلاح‏هاي شيميايي، به رژيم خونخوار عراق كمك‏هاي قابل توجهي نمودند. در اواخر سال 1381، كشورهاي غربي كه خود تأمين‏كننده مواد تشكيل‏دهنده سلاح‏هاي شيميايي رژيم بعثي بودند، به بهانه توليد سلاح‏هاي كشتار جمعي توسط عراق، به اين كشور حمله كرده و در فروردين 1382 حكومت آن را ساقط كردند.
    7) شهادت امير سپهبد "علي صيادشيرازي" جانشين ستاد كل نيروهاي مسلح (1378 ش): اميرسپهبد علي صياد شيرازي در سال 1323ش در شهرستان درگز در استان خراسان به دنيا آمد و پس از تحصيلات دبيرستان، وارد دانشگاه افسري شد. وي در سال 1346 موفق به اخذ درجه كارشناسي از دانشگاه افسري گرديد و پس از طي دوره تخصصي توپخانه، به عنوان استاد در مركز آموزش توپخانه اصفهان مشغول به تدريس شد. او از مخالفان رژيم شاه بود تا جايي كه توسط عوامل آن رژيم دستگير و زنداني شد و در آستانه پيروزي انقلاب، در بهمن 57 آزاد گرديد. وي از اين زمان، خود را در اختيار انقلاب اسلامي قرار داد و در صحنه‏هاي سرنوشت‏ساز پيكار با دشمنان انقلاب، شركتي فعالانه داشت، شهيد صياد شيرازي در بحبوحه غائله ضدانقلاب در كردستان در سال 1358، به فرماندهي عمليات شمال غرب كشور برگزيده شد و به همراه شهيد چمران و ديگر رزمندگان اسلام، نقش مهمي در پاكسازي منطقه از لوث عناصر ضد انقلاب ايفا كرد. اين امير ارتش اسلام، پس از خلع بني‏صدر، براي پايان دادن به ناهماهنگي ارتش و سپاه، قرارگاه مشترك عملياتي سپاه و ارتش را راه‏اندازي كرد و به عنوان فرمانده ارتش در همانجا مشغول فعاليت گرديد. ايشان در 9 مهر 1360 به پيشنهاد شوراي عالي دفاع و با حكم حضرت امام خميني(ره)، به فرماندهي نيروي زميني ارتش منصوب شد كه در سلسله عمليات پيروزمند ثامن‏الائمه، طريق القدس، فتح المبين، بيت‏المقدس، رمضان، مسلم بن عقيل، مطلع الفجر، محرم، والفجر 3 2 1، خيبر و بدر فرماندهي نيروهاي ارتش را بر عهده داشت. شهيد صياد شيرازي نقش حساسي در آزادسازي خرمشهر ايفا نمود و حضور او در هشت سال دفاع مقدس، پيروزي‏هاي متعددي را براي كشور اسلامي به همراه داشت. وي در تيرماه 1365 به فرمان امام به عضويت شوراي عالي دفاع منصوب شد و در ارديبهشت 1366، به درجه سرتيپي ارتقاء يافت. امير شجاع اسلام، در سال 1368 به سمت معاونت بازرسي ستاد ارتش، در شهريور 1372 به سمت جانشين رييس ستاد كل ارتش و در فروردين 1378، از طرف مقام معظم رهبري به درجه سرلشكري نائل آمد كه اين درجه با افتخار شهادت به سپهبدي ارتقاء يافت. سرانجام امير سپهبد صياد شيرازي، جانشين ستاد كل نيروهاي مسلح در بامداد بيست و يكم فروردين 1378 به دست عوامل گروهك منافقين در تهران به شهادت رسيد و در تشييعي باشكوه، با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامي و انبوه مردم در بهشت‏زهرا به خاك سپرده شد.
    8) افتتاح طرح بزرگ آبرساني كشور در زاهدان (1382 ش): بزرگ‏ترين طرح آبرساني كشور و خاورميانه از نظر فناوري نوين صنعت آب، با هدف تأمين حدود چهل درصد آب شرب شهروندان زاهدان، از چاه نيمه‏هاي زابل در خطوط لوله‏اي با 193 كيلومتر طول و 900 ميليمتر عرض افتتاح شد. از ويژگي‏هاي بارز اين طرح، نصب تأسيسات ايستگاه‏هاي پمپاژ در نقاطي به ارتفاع 1510 متر است كه در نوع خود بي‏نظير مي‏باشد. ميزان برداشت آب از اين خط در ابتدا نه ميليون متر مكعب است كه تا سه برابر قابل افزايش مي‏باشد.
    9) آغاز بناي شهر بغداد در زمان خلافت خاندان بني‏عباس(145 ق): منصور دوانيقي دومين خليفه‏ي عباسي، باني شهر بغداد است. اين خليفه، آن جا را دارالخلافه‏ي عباسي قرار داد. نام اول اين شهر مدينه المنصور بود. اما نام بغداد رواج بيشتري يافت و به همين اسم ناميده شد. اين شهر قبلاً دهكده‏اي به نام بغداد بوده است.
    10) درگذشت "ابن سيده" دانشمند و اديب(458 ق): ابوالحسن علي بن اسماعيل، معروف به ابن سيده، از دانشمندان و ادباي قرن پنجم در اندلس مي‏باشد. وي داراي حافظه‏اي فوق العاده بود. الانيق، المخصَّص و الوافي في علم القوافي از جمله تاليفات اوست.
    11) وفات "امام الحرمين جويني" دانشمند نامدار و آگاه به علوم زمان(478 ق): ابوالمعالي عبدالملك بن عبداللَّه بن يوسف جُويني، ملقب به ضياءالدين، جامع اصول و فروع، كلام و تمامي فنون علمي و استاد امام محمد غزالي است. وي مدتي در مكه و مدينه مجاور بوده و تدريس مي‏كرد و به همين جهت به "امام الحرمين" مشهور گرديد. تمامي مسايل فقهي را موافق هر كدام از مذاهب چهارگانه كه سوال مي‏كردند، فتوا مي‏داد وي در زمان سلطنت الب ارسلان سلجوقي، رييس مدرسه‏ي نظاميه‏ي نيشابور شد و رياست علمي به او منتهي مي‏گرديد. امام الحرمين تا سي سال با كمال استقلال، تمامي امور محراب، منبر، تدريس، خطابه و مناظرات مذهبي و مذاكرات ديني را بر عهده داشت و تاليفات متعددي نگاشته است. الارشاد في اصول الدين، مدارك العقول و غنية المسترشدين از جمله آثار اوست. وفات او در نيشابور اتفاق افتاد. گويند كه بعدها جسدش را به كربلا منتقل نموده و در جوار پدرش دفن كردند.
    12) 10آوريل سال1778ميلادي: «كارل فون لينه» طبيب و گياه شناس سوئدي درگذشت. او با تكميل و توسعه روش نامگذاري علمي مبحثي آشفته را سامان بخشيد. اصول طبقه بندي لينه كه وي آن را درجانورشناسي، گياهشناسي، و معدن شناسي به كاربرد درروش ساختن روابط موجودات زنده درعالم طبيعت اهميّت فوق العاده اي دارد. رده بندي موجودات زنده مهمترين كتاب لينه است.
    13) 10آوريل سال1860ميلادي: «گاريبالدي» ميهن پرست ايتاليايي به جزايرسيسيل حمله كرد. او به درخواست ويكتورامانوئل دوم به اين امرمبادرت ورزيد و دراين حملات با 1000سربازبه هدف خود دست يافت. ازآن زمان سيسيل بخشي ازخاك ايتاليا محسوب مي شود.
    14) آغاز جنگ دريايي امپراتوري عثماني و جمهوري ونيز (1645م): با قدرت‏گيري دولت عثماني و جمهوري ونيز در شمال شرقي ايتاليا، درياي آدرياتيك محل تلاقي و رقابت اين دو قدرت گرديد و جنگ‏هايى نيز ميان آنها شعله‏ور شد، تا جايى كه در يك مقطع زماني در نيمه اول قرن شانزدهم "ونيز" اطاعت از عثماني را پذيرا گرديد. در نيمه قرن هفدهم با توجه به اوضاع آرام داخلي و شكل‏گيري سپاه جديد، سلطان عثماني به مسائل اقتصادي پرداخت و ضمن رسيدگي به وضع پولي و نظام ماليات جديد به آنها سامان بخشيد و حقوق سپاهيان و ناوگان دريايى نيز در نظر گرفته شد. در اين زمان ونيزي‏ها بر جزيره كرتْ مسلط شده و ضمن بهره‏گيري از صلح با دولت عثماني، در منطقه درياي اژه به كار تجاري مشغول بودند. اما دولت عثماني كوشيد تا از نفوذ آنها در منطقه شرق بكاهد بنابراين سلطان ابراهيم خليفه عثماني با آماده‏سازي سپاه و ناوگان خويش بر ضد ونيزي‏ها اعلام جنگ نمود و با دستگيري ونيزي‏ها در مناطق در دسترس، به مصادره اموال و املاك آنها پرداخت. در همين راستا، در 10 آوريل 1645م لشكريان عثماني به جزيره كرت حمله بردند و موفق به تسلط بر بخشي از آن شدند. اين جنگ‏ها حدود 25 سال ادامه داشت تا اين كه عثماني‏ها موفق به تصرف كامل جزيره كرت شدند. در اين مدت ونيز از كمك‏هاي فرانسه و امپراتوري آلمان و ساير دول بهره مي‏گرفت كه البته بدون نتيجه بود. با حاكميت عثماني‏ها بر جزيره كرت و بيرون راندن ونيزي‏ها از اين جزيره در سال 1670م شرق درياي مديترانه به طور كامل در اختيار دولت عثماني قرار گرفت.
    15) وقوع قحطي مخوف پاريس در جريان انقلاب كبير فرانسه (1793م): در جريان انقلاب كبير فرانسه، به دليل تعطيلي بيش از يكهزار مغازه خوار و بار و سبزي و نانوايى در دهم آوريل 1793م قحطي وحشتناكي در فرانسه آغاز شد. يكي از دلايل كمبود و سپس ناياب شدن مواد خوراكي، رو آوردن كشاورزان و مزرعه‏داران به امور سياسي و رها كردن كشت و كار بود. شدت قحطي پاريس و نبودِ موادغذايي چنان فشاري به مردم آورد كه آنان حتي سگ‏ها و گربه‏ها و ساير حيوانات را مي‏خوردند. در جريان اين قحطي، ده‏ها هزار نفر از گرسنگي جان باختند.
    16) مرگ "كنت لويي دو لاگْرانْژْ" رياضي‏دان معروف اروپايي (1813م): كنت ژوزف لويى دو لاگْرانْژْ، بزرگ‏ترين رياضي‏دان قرن هجدهم اروپا، در 25 ژانويه 1736م در شهر تورينو در ايتاليا به دنيا آمد. او هنگام تولد، بيش از حد ضعيف و ناتوان بود و با اين حال، از يازده فرزند خانواده، فقط او زنده ماند. لاگرانژ تا شانزده سالگي علاقه شديدي به ادبيات داشت ولي بعد از آن به رياضيات دل بست. وي در اين زمان به خاطر حل مسئله مربوط به دايره‏هاي متساوي المحيط كه مورد اختلاف رياضي‏دانان بود به شهرت رسيد و به همين دليل از كليه رياضي‏دانان عصر خود پيشي گرفت. لاگرانژ پس از مدت كوتاهي چنان در رياضي پيشرفت كرد كه در 18 سالگي به تدريس رياضي پرداخت و در 21 سالگي، فرهنگستان تورينو را تأسيس نمود كه در سال‏هاي بعد، تبديل به آكادمي پادشاهي تورينو گرديد. در اين زمان بود كه بيشتر آثار قبلي خود را در پنج جلد به چاپ رسانيد. وي در 19 سالگي قدرت فكري خود را با اختراع "حساب تغييرات" كه از گرايش‏هاي رياضيات بود، آشكار نمود. در سال 1766م كه لاگرانژ سي ساله بود، فردريك كبير پادشاه آلمان طي نامه‏اي كه به لاگرانژ نوشت، تأكيد كرد كه بزرگ‏ترين پادشاه اروپا، خواهان بزرگ‏ترين رياضي‏دان اروپاست. از اين رو، لاگرانژ راهي برلين شد و تا پايان عمر فردريك، به مدت 22 سال، به كارهاي مهمي در رياضي دست زد. وي پس از آن راهي فرانسه شد و 26 سال آخر عمر خويش را در آن كشور به كارهاي تحقيقاتي گذراند. لاگرانژ علاوه بر انجام فعاليت‏هاي تحقيقي در زمينه جبر و مكانيك، درباره حركت ستارگان و قمرهاي مشتري مطالعات مفصلي انجام داد و دستگاه متري را بر اساس طول نصف النهار ايجاد كرد. اين رياضي‏دان و منجم معروف، مردي بسيار محجوب و متواضع بود و هنگامي كه ازيك مطلب علمي اطلاع نداشت، به راحتي مي‏گفت: نمي‏دانم. بزرگ‏ترين شاه‏كار علمي لاگرانژ، مكانيك تحليلي نام دارد كه در سال 1788م انتشار يافت. و در آن اثر پيشنهاد كرد كه بهتر است نظريه مكانيك و فنون حل كردن مسائل آن رشته به فرمول‏هايي كلي تحويل شوند، فرمول‏هايي كه هرگاه پيدا شوند، همه معادله‏هاي لازم براي حل هر مسئله را به وجود خواهند آورد. كنت لويي لاگرانْژْ سرانجام در 10 آوريل 1813م در 77 سالگي درگذشت.
    17) درگذشت "جَبران خليل جَبران" نويسنده، شاعر و نقاش معروف عرب (1931م): جَبران خليل جَبران، نويسنده، شاعر، نقاش و يكي از اركان صنعت ادبي عربي در سال 1883م در لبنان به دنيا آمد. او پس از طي تحصيلات خود، مسافرت‏هايى به اروپا كرد و انگليسي را به خوبي فرا گرفت. جَبران خليل در سال‏هاي اقامت در پاريس، نزد يكي از نقاشان معروف عصر به فراگيري اين هنر پرداخت. سپس به نيويورك رفت و در آنجا به كار در زمينه نگارش و نقاشي روي آورد، تا جايى كه در اين دو هنر، چيره‏دست گرديد. جَبران خليل در طي سال‏هاي بعد، نويسندگي را حرفه اصلي خود قرار داد. ضمن اين كه روح صوفيانه شرقي، نفوذ شديد و عميقي در آثار ادبي و هنري او داشت. جبران خليل جبران سبكي نو در ادبيات ايجاد كرد و به عنوان يكي از گردانندگان نهضت روشن‏فكري و ادبيات جديد عرب به شمار مي‏رفت. وي هم‏چنين از بنيان‏گذاران شعر آزاد به شمار مي‏آيد و نثرش، از تازگي و رواني بسيار برخوردار مي‏باشد. موضوع بيشتر آثار او، اعم از نظم و نثر، رومانتيسمي و توجه شديد به تخيلات و طبيعت است. نوشته‏هاي جبران خليل جبران، نمادي از گستردگي خيال و نوپردازي ادبي يك نويسنده محسوب مي‏شود و او در ذهن بارور خود، ابداعاتِ فراواني نمود. اگر نگاهي گذرا به زندگي جبران خليل جبران بيندازيم، در اوايل شكوفايى او، وي را چنين مي‏يابيم كه بر ضعف و تقليدها و رسوم انسان مي‏شورد؛ آزادي مطلق در طبيعت را مي‏ستايد و با روح خارق‏العاده انسان كه با قدرت و نيرو نمايان مي‏گردد اوج مي‏گيرد. آن‏گاه به عالَم روحاني خود، فرو رفته و به مردي صوفي منش مبدل مي‏شود. جبران خليل جبران، در كتابش، معلم اخلاق است كه به عطوفت و مهرباني و محبت دعوت مي‏نمايد. اگرچه او در راهنمايى‏هاي خود، خالي از اعتماد به نفس نبوده و در انتظار رسيدن به والاترين درجات است، لكن ژرف‏نگري و تفكر وي بسيار ستودني است، جبران خليل جبران زيباترين آثارش را به زبان انگليسي نگاشت كه مجنون، پيغمبر، به سوي فرزند انسان و خدايان زمين از آن جمله‏اند. او هم‏چنين آثاري به عربي دارد كه نامه‏اي در موسيقي، ارواح سركش، بال‏هاي شكسته و توفان‏ها بسيار مشهورند. علاوه بر آن، جبران خليل داراي ديوان شعري است كه در آن درباره محبت، دين، عدالت، حق و آزادي و سعادت اشعاري را سروده است و جَبران خليل جَبران سرانجام در دهم آوريل 1931م در 48 سالگي در نيويورك درگذشت و پيكرش را در زادگاه اصلي‏اش، لبنان به خاك سپردند.
    18) آغاز خروج سربازان فرانسوي از لبنان (1946م): با پايان جنگ جهاني اول و اضمحلال امپراتوري عثماني در سال 1918م، فرانسه سرزمين‏هاي لبنان و سوريه را اشغال كرد. اما پس از آن كه آلمان در جريان جنگ جهاني دوم، فرانسه را تصرف كرد، لبنان، تحت نظارت ماموران حكومت فرانسوي دست نشانده آلمان موسوم به دولت ويشي قرار گرفت. در ژوئن سال 1941م نيروهاي انگليسي و ارتش فرانسه آزاد، لبنان را تصرف كردند. با اين وصف، بر اثر مبارزات استقلال طلبانه مردم لبنان، دولت در تبعيد فرانسه آزاد در سال 1943م با برگزاري انتخابات رياست جمهوري در لبنان موافقت كرد. لبنان سرانجام در سال 1945 به استقلال رسيد و در همين سال موافقتنامه خروج سربازان انگليسي و فرانسوي از لبنان امضا شد و در آوريل 1946 به اجرا درآمد و در آخرين روز دسامبر همين سال، اشغال رسميِ لبنان خاتمه يافت و آخرين سرباز بيگانه خاك اين كشور را ترك نمود.
    19) ترور "عصام سرطاوي" نظريه‏پرداز فلسطيني توسط رژيم صهيونيستي (1983م): عصام سرطاوي، مبارز فلسطيني و سفير سيار سازمان آزادي‏بخش فلسطين در اروپا، در اواخر دهه 1930م در دهكده سرطاوْ در حومه نابلُس در فلسطين به دنيا آمد. وي پس از گذراندن دوره تحصيلات اوليه خود، وارد دانشكده طب شد و به عنوان جراح از اين دانشكده فارغ‏التحصيل گرديد. دكتر عصام سرطاوي پس از پايان تحصيلات دانشگاهي به جنبش فتح پيوست و در سال 1969 يك گروه اجرايى براي رهايى فلسطين تشكيل داد. او در سال 1971م به عضويت شوراي ملي فلسطين كه در حكم پارلمان فلسطينيان است، انتخاب شد و كمي بعد به سمت مشاور ويژه ياسر عرفات رئيس سازمان آزادي‏بخش فلسطين موسوم به ساف منصوب گرديد. سرطاوي مورد اعتماد كامل ياسر عرفات بود و به عنوان يكي از نظريه‏پردازان اصلي ساف، بيشترين سهم را در ارائه طريق و راهنمايى عرفات برعهده داشت. اكثر سياست مداران فلسطيني معتقدند كه سرطاوي عامل اصلي تشويق عرفات به رها كردن مشي نظامي و روي آوردن به حركات سياسي بود. سرطاوي هم‏چنين از طرفداران مذاكره با نيروهاي چپ گراي يهودي نيز بود. به طوري كه در فوريه 1982م ملاقاتي را ميان سه تن از مقامات چپگراي اسرائيل با عرفات در تونس ترتيب داد. سرطاوي دوستان بسياري در دول اروپايي داشت. از اين‏رو در سال‏هاي آخر عمر، سفير سيار عرفات در كشورهاي اروپايي بود. او سرانجام در روز دهم آوريل 1983م در هتل اقيانوس اطلس پرتغال در محل كنفرانس بين المللي سوسياليست‏ها به دست عوامل رژيم صهيونيستي به قتل رسيد.
    20) آغاز تهاجم نظامي ارتش رژيم صهيونيستي به ضد لبنان (1996م): در عمليات شانزده روزه ارتش رژيم صهيونيستي عليه لبنان موسوم به خوشه خشم، بيش از يك‏صد و هشتاد نفر شهيد و صدها مجروح برجاي ماند. در اين تهاجم وحشيانه كه از دهم آوريل 1996م آغاز شد، لبنان از زمين، هوا و دريا مورد حمله قرار گرفت و حتي بيروت پايتخت اين كشور نيز آسيب ديد. سرانجام با پايداري لبنان بر لزوم خروج بي‏قيد و شرط صهيونيست‏ها از جنوب اين كشور و فشار افكار عمومي موجب شد كه حملات وحشيانه رژيم اسرائيل، در 26 آوريل آن سال خاتمه يابد.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  2. تشكر

    خراباتي (07-03-1389)

  3. #52
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    22 فروردین 1389 / 26 ربیع الثانی 1431 / 11 آوریل 2010


    1) 22 فرور دين سال 1367هجري شمسي: عمليات بيت المقدس 5 با رمز يا ابا عبد الله الحسين(علیه السلام) در منطقه عملياتي پنجوين آغاز شد . اين عمليات كه با هدف انهدام سازمان رزمي دشمن آغاز شده بود با بجاي گذاشتن 3500تن كشته و زخمي از نيروهاي دشمن خاتمه يافت . در عمليات يت المقدس 5 چندين گران از لشكر 27و صدها دستگاه تانك و نفربر منهدم شدند.
    2) آغاز نهضت اسلامي فلسطين (1361 ش): پس از گسترش روند مهاجرت يهوديان به فلسطين اشغالي، مشكلات مردم فلسطين رو به افزايش گذاشت. يهوديان كه خواهان زمين بيشتر براي خانه‏سازي و كشاورزي بودند، درگيري‏هاي متعددي با صاحبان اصلي زمين‏ها كه مردم فلسطين بودند، پيدا كردند. خشونت يهوديان همچنان ادامه يافت و چنين وضعي، سبب شد كه اعتراض و مقاومت فلسطيني‏ها شدت يابد. در اغلب شهرهاي بزرگ و كوچك تشنج فزوني يافت و اين آغازي بر نهضت اسلامي فلسطين تلقي مي‏گردد. امروز و پس از گذشت ساليانِ دراز، تجربه در امر فعاليت‏هاي بي‏حاصلِ سياسي براي حل مسأله فلسطين، مي‏توان با فريادي رساتر و اعتراضي صريح‏تر از گذشته گفت كه مسأله فلسطين يك راه حل دارد و آن نيز حركت در مسير اسلام و مبارزه با توسل به ايدئولوژي انقلابي - اسلامي است. حركت اسلامي انتفاضه كه به قيام اسلامي ملت فلسطين اطلاق شده است با همين باور طي سال‏هاي اخير ادامه داشته است. اهميت نهضت اسلامي مردم فلسطين در اين است كه تظاهرات و مبارزات آنان به دور از صلاحديد احزاب سياسي فلسطين و به دور از تشخيص و اقتضاي سياست آنان صورت گرفته است.
    3) كشف كودتاي عناصر ضد انقلاب براي براندازي جمهوري اسلامي ايران (1361 ش): پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني، عناصر خود فروخته ضد انقلاب داخلي با هدايت و پشتيباني دشمنان نظام اسلامي، درصدد توطئه براي سرنگوني اين حكومت مقدس برآمدند. در اين ميان نيروهاي جان بركف جمهوري اسلامي جريان توطئه‏اي كه قصد براندازي جمهوري اسلامي را داشت كشف نمود و با تهيه مدارك كافي از جمله نوار مكالمات سران توطئه و شناسايي كامل شبكه كودتا، در فرصت مناسب، اعضاي اصلي و مؤثر اين عمليات را دستگير كردند. طراحان اين كودتا در نظر داشتند ابتدا مسؤولان طراز اول نظام را از ميان برداشته و سپس رياكارانه به عنوان خونخواهي آنان، با كمك نيروهاي بيگانه، ساير ارگان‏ها و نهادهاي انقلابي را مورد تصفيه خونين قرار داده و حكومت جمهوري اسلامي را تصاحب كنند.
    4) فراخواندن سفراي اروپايي از تهران در پي حوادث دادگاه ميكونوس (1376 ش): يك روز پس از اعلام حكم يك دادگاه محلي آلمان عليه مقام‏هاي بلندپايه جمهوري اسلامي ايران، دولت‏هاي عضو اتحاديه اروپا سفيران خود را از تهران فراخواندند. قاضي اين دادگاه كه در محافل خبري به دادگاه ميكونوس معروف شد، شديداً تحت تأثير صهيونيست‏ها بود و در يك محاكمه جنجالي و سياسي، ايران را متهم به دخالت در قتل يك مخالف اين كشور در آلمان كرد. در پاسخ به تصميم اتحاديه اروپا، ايران نيز ضمن رد ادعاهاي بي‏اساس دادگاه آلماني، سفيران خود را از كشورهاي عضو اين اتحاديه فرا خواند. ادعايي كه در دادگاه محلي برلن موسوم به ميكونوس عليه ايران طرح شد، در واقع بخشي از تهاجم سياسي مشترك آمريكا و رژيم صهيونيستي بر ضد جمهوري اسلامي ايران بود. به همين علت، دولت ايران، اين دادگاه را مردود دانست و پيش‏بيني كرد كه سفراي اتحاديه اروپا، منفعلانه به ايران باز خواهند گشت. در عمل نيز چنين شد و در حدود ده ماه بعد از صدور حكم دادگاه ميكونوس، سفراي اتحاديه اروپا، يكي پس از ديگري به تهران بازگشتند. البته رهبر معظم انقلاب اسلامي طي فرماني اعلام داشتند كه سفير آلمان بايد ديرتر از همه وارد تهران شود و در نهايت سفير آلمان نيز، بعد از تمام سفرا با فضاحت تمام به ايران بازگشت.
    5) تولد "عين الزمان قطان مروَزي" رياضي‏دان، طبيب و فيلسوف مسلمان(465 م): عين الزمان قطانِ مروَزي متولد شهر مَرو از شهرهاي قديم خراسان واقع در تركمنستان فعلي است. او در رياضيات، فلسفه، ادبيات، طب و علوم ديني مهارت داشت اما بيشتر به طب علاقمند بود. قطان مروزي كه در مَرو به طبابت مشغول بود، كتب متعددي به رشته‏ي تحرير درآورد كه از جمله‏ي آنها، كتاب "كيهان شناخت" در علم رياضي است. قطان مروَزي در سال 548 ق در 83 سالگي درگذشت.
    6) مرگ "حَسَن صَبّاح" داعي فرقه‏ي اسماعيليه در اَلَموت در نزديكي قزوين(518 ق): حَسن صبّاح پس از قبول مذهب اسماعيلي در سال 464 ق، مدتي در مصر بود و سپس به ايران بازگشت. او در ابتدا در خوزستان، اصفهان، يزد، كرمان و دامغان، سرگرم دعوت بود و در همان حال، داعياني به اطراف فرستاد و بسياري از مردم را به مذهب خود درآورد. حسن صبّاح توانست در ششم رجب سال 483 ق به قلعه‏ي مستحكم و طبيعي الموت در نزديكي قزوين دست يابد و به گسترش دايره‏ي دعوت خود بپردازد. كار صباح و دعوت اسماعيليان با مرگ مَلِك شاه سلجوقي و به ويژه قتل نظام‏الملك، وزير مقتدر سلجوقي، فرصت را بيش از قبل در اختيار اين فرقه نهاد و شهرت آنان را عالمگير كرد. حسن، فدايياني تربيت كرده بود كه حاضر بودند به اشاره‏ي او، هر كاري انجام دهند. قتل‏هاي متعدد بزرگاني كه مخالف فعاليت اسماعيليان بودند توسط اين فداييان صورت مي‏گرفت و باعث ايجاد رُعبي عظيم در دل مخالفان گرديد. حسن، حتي سلطان سنجر سلجوقي را تهديد به مرگ كرد و پادشاه، از ترس جان، با او آشتي نمود. ازآن پس قدرت صَبّاحيان بيشتر از قبل فزوني يافت تا اين كه، حسن صباح در 26 ربيع‏الثاني 518 ق درگذشت. حَسن مردي معتقد و خشك بود و دو پسر خود را به سبب تخلّفات مذهبي كشت. او با سلطنت ارثي مخالف بود و پس از خود يكي از سردارانش را به جاي خويش برگزيد.
    7) درگذشت نويسنده و عالم زاهد آقانجفي قوچاني(1363 ق): سيدمحمد حسن معروف به آقا نجفي قوچاني در سال 1295 ق در روستاي خُسرويّه در حوالي شهر قوچان به دنيا آمد. در كودكي به فراگيري قرآن نزد پدر پرداخت و سپس به تشويق والد خود براي تحصيل علوم ديني، راهي قوچان شد. از آن پس وارد مشهد گرديد و تحصيلات خود را ادامه داد. سيدمحمدحسن در نوزده سالگي همراه يكي از دوستانش، با پاي پياده از راه طبس به يزد و از آنجا به اصفهان رفته و در اقامت چهار ساله‏ي خود در آن شهر، از اساتيد فن، مستفيض گرديد. آقانجفي قوچاني بار ديگر با پاي پياده عزم نجف اشرف كرد. در مدت بيست سال سكونت در آن ديار مقدس، از محضر علماي نامدارِ زمان از جمله آخوند خراساني بهره‏مند شد و به اجتهاد نايل آمد. او با شنيدن خبر درگذشت پدر به زادگاه خود مراجعت نمود و به درخواست اهالي قوچان، در آن شهر رحل اقامت افكند. آقا نجفي قوچاني، علاوه بر اداره‏ي حوزه‏ي علوم دينيِ آن ديار، حاكميت شرع شهر قوچان را نيز عهده دار بود. آقا نجفي قوچاني در جنبش مشروطيت ايران، همگام با ديگر روحانيونِ مبارز، مشاركت فعال داشت. از وي آثار گرانسنگي به جا مانده است كه كتب سياحت شرق و سياحت غرب از جمله‏ي آنها مي‏باشد. سرانجام اين عارف زاهد در شصت و هشت سالگي در شهر قوچان دار فاني را وداع گفت و در منزل خود در آن شهر مدفون گرديد.
    8) 11آوريل سال 1809 ميلادي: مجمع الجزاير آلاند به تصرف امپراتوري روسيه در آمد اين مجمع الجزاير سالها مورد اختلاف و جنگ ميان دول فنلاند و روسيه بود ،مجمع الجزاير آلاند كه در درياي بالتيك واقع است . تا سال 1917تحت سلطه روسيه بود و سر انجام در اين سال به فنلاند بازپس داده شد .
    9) 11آوريل سال 1859 ميلادي: «فرديناند كاوه » صنعتگر وشيميدان مشهور فرانسه ماشين توليد سرماي مصنوعي را اختراع كرد اين ماشين كه با استفاده گاز آمونياك سرماي مصنوعي توليد ميكرد . پس از كامل شدن به صورت يخچال امروزي در آمد . اين اختراع نخستين گام در راه جلو گيري از مرگ مير انسانها بر استفاده از موادغذايي فاسد بود . تا قبل از اين تاريخ هر ساله بسياري از انسانها در نقاط مختلف جهان بويژه در مناطق گرمسير بر اثر مسموميت و فساد مواد غذايي جان خود را از دست مي دادند .
    10) 11آوريل سال 1919 ميلادي: «اميليا نوزا پاتا» از معروفترين انقالبيون مكزيك بر اثر توطئه و نيرنگ به قتل رسيد. سرخپوستان بومي مكزيك زاپاتا را مصلح جامعه خود مي دانستند. اودر اواخر سال 1910ميلادي با شعار آزادي و زمين سلاح را بدست گرفت و با لشكر ي از سرخپوستان حق طلب وآزادي خواه به تصرف اراضي غصب شده مردم پراخت . زاپاتا هنكاميكه فرانسيسكو مادروريس جمهور مكزيك را اصلاحگر مي دانست ازاوحمايت ميكرد اما زمانيكه برنامه اصلاحي خود را اعلام كرد با مخالفت و كار شكني مادرو روبرو شد به همين علت ، براي دفاع از برنامه اصلاحات ارضي خود برضد مادرو قيام كرد و اراضي وسيعي را به نفع مردم از دست غاصبان خارج ساخت ولي دشمنان متحد زاپاتا عاقبت با حيله و نيرنگ او رابه قتل رساندند.
    11) تولد "راجر بيكُن" فيلسوف و نظريه‏پرداز انگليسي (1214م): راجر بيكُن، فيلسوف و مدرس معروف انگليسي در 11 آوريل سال 1214م در انگلستان به دنيا آمد. او سپس در دانشگاه‏هاي آكْسْفورد انگلستان و پاريس به تحصيل و سپس تدريس پرداخت. بيكن از آن پس به عنوان كشيش به خدمت مشغول گرديد. او در اين زمان در زمينه علم كيميا مطالعاتي نمود و دريافت كه چگونه مي‏توان باروت ساخت. موفقيت بيكن در كارهاي علمي حسادت همكارانش را برانگيخت. از اين رو او را به جادوگري متهم كردند و به ده سال زندان محكوم شد. بيكن در زندان، يك تقويم اصلاح شده و صحيح تهيه كرد و پس از اتمام دوران زندان، بار ديگر به كارهاي علمي روي آورد. وي در اين زمان دايرةالمعارف تصنيف عظيم را كه شامل علوم طبيعي، منطق، فيزيك، رياضيات، فلسفه و زبان‏شناسي بود نوشت و بار ديگر به اتهام نگارش كتب ضالّه به مدت دوازده سال به زندان افتاد. بيكن پس از آزادي از زندان، مطالعات خود را از سر گرفت و كتب متعددي نگاشت. بيكن به علوم طبيعي و تجربه و مشاهده مستقيم اهميت مي‏داد و به همين جهت او را از پيشروان روش تازه علمي شمرده‏اند. وي معتقد بود كه علم، مكمّل دين است نه مخالف آن. اهميت فلسفه راجر بيكُن در شمول آن بر افكار مبتكرانه و جديد نيست. زيرا وي به بسياري از افكار خرافي آن زمان هم‏چون كيميا و علم احكام نجوم اعتقاد داشت. سهم عمده وي در دانش جديد، اصرار وي در به كار بردن روش علمي در مطالعه فلسفه است. وي علت جهل و ناداني را چهار چيز مي‏دانست: اتكا به اسناد و مآخذ غيرموثق، پيروي كوركورانه از آداب و رسوم، تقليد كوركورانه از بالا دست و عادت به تبعيت از عامه جاهل و پنهان داشتن حماقت‏ها با تظاهر به دانايى. بيكن بر اين عقيده بود كه براي به دست آوردن دانش و حكمت، دو راه وجود دارد: تجربه و عقل، و بايد براي رسيدن به حقيقت، انديشه‏هاي خود را بر پايه دانسته‏ها قرار داد. وي جوهر حيات و ناموس زندگي را در اراده مي‏دانست و اولين كسي بود كه عليه كليسا و خرافات دين مسيح(ع) در دوران قرون وسطي قيام كرد. بيكُن هم‏چنين يكي از بزرگ‏ترين دانشمندان قرون وسطي به شمار مي‏رود كه به شدت، روش‏هاي فلسفي عهد خود را مورد انتقاد قرار داده است. راجر بيكن سرانجام در 25 سپتامبر 1294م در هشتاد سالگي درگذشت.
    12) تصرف سرزمين سيبري توسط ارتش روسيه (1633م): منطقه سيبري به بخش وسيعي از قسمت آسيايى روسيه اطلاق مي‏شود كه ناحيه پهناوري را تا كرانه اقيانوس آرام در بر گرفته است. روس‏ها در اوايل قرن هفدهم به سرعت بر منطقه سيبري تسلط يافتند و ظرف مدت سه دهه مرزهاي كشور خود را قريب پنج هزار كيلومتر پيش برده و تا كرانه‏هاي اقيانوس آرام رساندند. روس‏ها در ابتدا در آن منطقه به دنبال خَز بودند اما ساير منابع موجود، را از قبيل نمك، الوار و انواع مواد معدني آنها را در اين سرزمين ماندگار كرد. سيبري منطقه‏اي بود كه بوميان آن از لحاظ بهداشتي بدون مشكل زندگي مي‏كردند اما ورود روس‏ها و به همراه آنها انواع بيماري‏ها، باعث شد تا جمعيت بومي اين مناطق كاهش يابد و پس از ورود مهاجران روس تا حدود 13 از جمعيت بومي و اصيل آن منطقه كاسته شود. روس‏ها هم‏چنين از راه داد و ستد و معامله با اهالي سيبري بر درآمد خود افزودند. امروزه منطقه سيبري يكي از عمده‏ترين نواحي توسعه صنعتي روسيه به شمار مي‏رود و انتقال صنايع و اماكن تجاري به اين منطقه بر رونق آن افزوده است. گرچه در برخي از مناطق شمالي آن بوميان به حيات خود ادامه داده و از طريق شكار حيوانات داراي پوست گرانبها، به زندگي خود تداوم مي‏بخشند. برخي از مناطق سيبري در تمام طول سال يخبندان و سرما است و جز سردترين نقاط جهان محسوب مي‏شود. در طول دوران حكومت‏هاي روسيه، ارودگاه‏هاي كار اجباري و تبعيدگاه‏هاي مجرمان و محكومان، در سيبري قرار داشته است.
    13) مرگ "نيكولا بوالو" شاعر و منتقد معروف فرانسوي (1711م): نيكولا بوالو دِسپرو، شاعر و منتقد برجسته فرانسوي در 27 اوت 1636م در پاريس به دنيا آمد وي در ابتدا در رشته حقوق فارغ التحصيل شد و به وكالت دعاوي پرداخت. اما به زودي از اين شغل دست كشيد و بر حسب ذوق و استعداد خويش راه ادبيات را در پيش گرفت و به سرودن شعر و نقد هنري و هجو پرداخت. بوالو ذوق‏هاي ساختگي، بي مايه و تحميلي را كه از برخي كشورهاي اروپايى به فرانسه راه يافته بود، مردود شمرد و با وجود مخالفت محافل ادبي و حتي آكادمي فرانسه، راه سادگي و طبيعي را ارائه داد. بوالو در سي سالگي اولين هجويات خود را انتشار داد و زماني جز هجو نسرود. وي در دوازده مجموعه از هجويات خود با روشي منظم و طنزي لطيف و نقدي بي‏شائبه، درباره شاعرانِ مورد توجه عصر به قضاوت پرداخت و نظر مردم را به خود جلب كرد. بوالو در سال 1674م كتاب فن شعر را در چهار منظومه منتشر كرد. وي در اين اثر درباره استعداد شخصي و آگاهي از دستور زبان، انواع شعر، انواع مهم شعر، چگونگي آداب نويسندگي و ذوق و سليقه در سرودن شعر به بحث پرداخته است. بوالو پس از انتشار اثري به نام رُقعه‏ها كه بخشي از آن را به لويى چهاردهم، پادشاه فرانسه تقديم كرده بود، به دربار فرانسه راه يافت و چهار سال بعد، در 42 سالگي، وقايع نگار و مورخ مخصوص پادشاه شد. وي با وجود مقام مهم درباري، از تملّق و مديحه‏گويى روي گردان بود و از اين جهت براي خود دشمنان زيادي دست و پا كرد. هم‏چنين كار تاريخ‏نويسي در دربار، موجب قطع فعاليت ادبي بوالو شد و پس از يك دوره سكوت، با انتشار كتاب قصيده در فتح نامور به فعاليت ادبي بازگشت. بوالو در قطعه‏اي از آثار خود نيز، اسكندر مقدوني را هجو كرده است كه تا آن زمان، كسي به اين شدت، اين كار را نكرده بود. بوالو با وجود سرسختي مخالفان، تنها با پشتيباني شاه، در سال 1684م به عضويت آكادمي فرانسه برگزيده شد. بوالو با خلق آثار متعدد و سودمند، يكي از بزرگ‏مردان ادب و معروف‏ترين شعراي مكتب كلاسيك فرانسه شناخت شد و نفوذش اگر چه در معاصرانش قابل توجه نبود، در قرن هجدهم گسترش يافت. بوالو سال‏هاي آخر زندگي را در خانه‏اي كه از طرف پادشاه برايش خريده شده بود، گذراند و دوستان اديب خود را در آنجا پذيرفت، اما از وضع نامساعد كشور و انحطاط ذوق مردم، پيوسته در رنج بود. دوران پيري بوالو بسيار تلخ گذشت زيرا در ابتدا شنوايي خود را از دست داد و بعداً فلج شد. نيكولا بوالو دسپرو سرانجام در يازدهم آوريل 1711م در 75 سالگي درگذشت.
    14) آزمايش اولين كشتي الكتريكي با نيروي باتري در رودخانه "نِوا" (1838م)
    15) اختراع ماشين توليد سرماي مصنوعي فرانسه (1859م): در يازدهم آوريل 1859م دستگاه توليد سرماي مصنوعي توسط يك صنعت‏گر و شيمي‏دان فرانسوي به نام فرديناند كاره اختراع شد. سرماي اين دستگاه توسط گاز آمونياك تأمين مي‏شد. اختراع كاره گام مهمي براي حفظ مواد غذايي و دارويي از فساد و تلف شدن به ويژه در مناطق گرمسير بود. اين دستگاه پس از تكميل به صورت يخچال‏ها و سردخانه‏هاي ثابت و متحرك كنوني درآمد.
    16) ترور "اميليانو زاپاتا" انقلابي مكزيكي (1919م): اميليانو زاپاتا انقلابي معروف مكزيكي، در سال 1879م در مكزيك به دنيا آمد و از كودكي، رنج و محروميت هم‏وطنان خود را لمس كرد. اميليانو زاپاتا، رهبر انقلابي مكزيك در سال‏هاي اوليه قرن بيستم، يكي از معروف‏ترين بانيان جنبش ضد دولتي مكزيك بود. وي در سال 1910م با شعارزمين و آزادي، اسلحه به دست گرفت و با كمك سرخ‏پوستان بومي و براي تصرف اراضي مردم كه توسط حكومت ديكتاتوري وقت به فئودال‏ها و سرمايه‏داران مكزيكي واگذار شده بود، به مبارزه پرداخت. در فاصله سال‏هاي 1914 به بعد، نيروهاي تحت فرمان زاپاتا سه بار، مكزيك را تصرف كردند و سرانجام دولت مركزي سقوط كرد و به دست نيروهاي انقلابي درآمد. مادْرو كه از دوستان و همرزمان زاپاتا بود قدرت را در دست گرفت. اميليانو زاپاتا سرانجام در يازدهم آوريل 1919م با حيله و نيرنگ به قتل رسيد. اكثر مردم مكزيك، زاپاتا را قهرمان و منجي خود مي‏دانند.
    17) گشايش كنگره تأثير تمدن ايران در تمدن يونان و روم در كشور ايتاليا (1965م)
    18) درگذشت رئيس جمهور سابق آلباني (1985م): انور خوجه رهبر پيشين آلباني در سال 1908م به دنيا آمد. او از اوايل دوران تحصيل خود در فرانسه وارد فعاليت‏هاي انقلابي گرديد و به عضويت حزب كمونيست فرانسه درآمد. انور خوجه در كشاكش جنگ جهاني دوم، رهبري چريك‏هاي چپ‏گرا را بر عهده گرفت و در سال 1941م، حزب كمونيست آلباني را بنيان نهاد. خوجه در سال 1944م پس از شكست ايتاليا در جنگ جهاني دوم، با كمك ارتش شوروي، قدرت را در آلباني به دست گرفت و دو سال بعد در اين كشور، جمهوري كمونيستي اعلام كرد. انور خوجه تا سال 1961 روابط خوبي با شوروي داشت اما مرگ استالين و آغاز سياست استالين‏زدايي، باعث تيرگي روابطش با مسكو گرديد و او از آن پس، به طرف مائوئيسم و چين پيش رفت. انور خوجه در دوران چهل ساله حضور خود در رأس قدرت، يك حكومت استاليني همراه با اختناق در آلباني برقرار كرد و تا پايان عمر از طرفداران سرسخت استالين و از مدافعان طرز تفكر وي به شمار مي‏رفت. با بر هم خوردن ارتباط شوروي و آلباني و تمايل انور خوجه به مائو، چيني‏ها نيز كمك‏هاي مالي و اقتصادي فراواني در اختيار رژيم كمونيستي آلباني قرار مي‏دادند. دوري انور خوجه از شوروي سابق از يك سو و ماهيت كمونيستي افراطي وي در آلباني كه موجب خودداري اين رژيم و دولت‏هاي اروپايي در ايجاد روابط سياسي با يك‏ديگر گرديد، از جانب ديگر، موجب انزواي سياسي دولت آلباني شد. هم‏چنين سياست‏هاي مستبدانه و بسته انور خوجه باعث شد تا آلباني به فقيرترين كشور اروپا تبديل شود. ساليان دراز، آلباني با بيش از هفتاد كشور جهان و اكثر كشورهاي صنعتي و اروپاي غربي رابطه‏اي نداشت و روابط اين كشور با بسياري از كشورهاي ديگر راكد بود. انورخوجه تنها فرمان‏روايي بود كه از سال‏هاي جنگ جهاني دوم تا لحظه مرگ خود به مدت بيش از چهار دهه در كشور خود حكمراني كرد، تا اينكه در يازدهم آوريل 1984م در 76 سالگي درگذشت. سرانجام پس از مرگ خوجه، آلباني در سال 1990م دچار تغييرات قهري اروپاي شرقي شد و با سقوط رژيم كمونيستي، به عنوان آخرين كشور اروپايي در سال 1992 حكومت كمونيستي را كنار گذاشت و نظام جمهوري را برگزيد.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  4. تشكر

    خراباتي (07-03-1389)

  5. #53
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    23 فروردین 1389 / 27 ربیع الثانی 1431 / 12 آوریل 2010


    1) 23فروردين سال 1357هجري شمسي: دانشجويان دانشگاه تبريز براي اعلام همبستگي با دانشجويان دانشگاه تهران اعتصاب و تظاهرات وسيعي بر ضد ظلم وفساد دستگاه حكومتي پهلوي بر پا كردند . اين تظاهرات كه در زنده نگهداشتن شور انقلاب در جامعه ايران تاثيري شگرف داشت با خشونت بر خورد و برخورد شديد ماموران نظامي امنيتي رژيم شاه روبرو شد كه براثر آن عده اي از دانشجويان دانشگاه تبريز زخمي و عده اي هم به درجه رفيع شهادت نايل آمدند.
    2) پاسخ حضرت امام خميني(رحمة الله علیه) به تلگراف آيت‏اللَّه حكيم براي هجرت به نجف (1342 ش): مدت كوتاهي پس از تهاجم وحشيانه مزدوران رژيم پهلوي به مدرسه فيضيه، موج خشم و نفرت ناشي از اين فاجعه، از مرزهاي كشور فراتر رفت و حوزه‏هاي علميه نجف و كربلا را نيز فرا گرفت. در اين ميان علاوه بر اعتراض مراجع، علما و طلاب عراق، علماي كربلا طي تلگراف و طومارهايي كه براي رؤساي كشورهاي عربي و اسلامي فرستادند، پرده از جنايات رژيم شاه برداشته و اهداف نهضت امام خميني و مظلوميت روحانيت شيعه را به علما و مسلمانان كشورهاي ديگر رساندند. آيت‏اللَّه سيد محسن حكيم طي تلگرافي، علماي ايران را به صورت دسته جمعي به مهاجرت از ايران به نجف اشرف دعوت نمود. اين دعوت گرچه عملي نبود ولي در ايجاد نفرت نسبت به شاه و افشاي ماهيت ضداسلامي آن تاثير بسزايي داشت. رهبر نهضت اسلامي ايران طي تلگرافي در پاسخ آيت‏اللَّه حكيم در تاريخ 23 فروردين 1342، خاطر نشان ساختند كه وحدت كلمه علماي اسلام و مراجع وقت مي‏تواند حافظ استقلال كشور و موجب قطع دست اجانب و دفاع از حريم اسلام و قرآن گردد. ايشان همچنين هجرت مراجع و علماي اعلام را موجب در معرض سقوط قرار گرفتن مركز بزرگ جهان تشيع دانسته، اين عمل را صلاح نديدند.
    3) درگذشت استاد "محسن صبا" نويسنده معاصر (1371 ش): محسن صبا استاد و نويسنده معاصر ايراني، پس از طي دوران تحصيلات مقدماتي در مدرسه دارالفنون، راهي فرانسه شد. او پس از اخذ درجه دكتراي حقوق به ايران بازگشت و به تدريس پرداخت. دكتر محسن صبا، مؤسس گروه ملي كتابشناسي ايران و همچنين كميته بايگاني ملي وابسته به يونسكو بود. از مهمترين آثار و كتب تأليفي او مي‏توان به كتاب‏شناسي گل‏هاي حافظ، ترجمه سفرنامه‏هاي مختلف و اصول فن كتابداري، اشاره كرد.
    4) روز دندانپزشكي: به منظور گسترش و پيشرفت خدمات درماني و بهداشتي دهان و دندان در مناطق محروم كشور و روستاها، مجلس شوراي اسلامي در 23 فروردين 1360، قانون تربيت بهداشت‏كاران دهان و دندان را تصويب كرد. در اين قانون، مجلس، وزارت بهداشت و درمان را موظف نمود كه داوطلباني را براي تربيت در اين دوره، جذب كند و پس از دادن آموزش‏هاي لازم، با مدرك فوق ديپلم، آنان را در مناطق محروم به خدمت گمارَد تا از اين طريق، ضمن ارائه خدمات اوليه، از شيوع بيماري‏هاي دهان و دندان جلوگيري نموده و اصل پيشگيري را مورد نظر قرار دهند. از آن پس و به پيشنهاد جامعه اسلامي دندان پزشكان، روز 23 فروردين به عنوان روز دندانپزشكي نامگذاري گرديد.
    5) موافقت "محمدعلي شاه قاجار" با انقلاب مشروطه(1327 ق): محمدعلي شاه قاجار پس از مخالفت‏هاي سرسختانه، در حالي با انقلاب مشروطه موافقت كرد كه قدرت مشروطه خواهان هر روز افزايش مي‏يافت. بدين ترتيب، محمدعلي شاه كه قبلاً با مردم مبارز و مشروطه خواهِ ايران، مقابله كرده بود، تسليم آنان شد و بر خلاف ميل باطني خود، دست خطي مبني بر لازم الاجرا بودنِ قانون اساسي را به مجلس شوراي ملي ارسال كرد. بدين ترتيب، دوران يك ساله‏ي استبداد صغير به پايان رسيد، هرچند محمدعلي شاه به تعهدات خود عمل نكرد.
    6) رحلت فقيه بزرگوار شيعه آيت‏اللَّه العظمي حاج سيداحمد خوانساري(1405 ق) : حضرت آيت اللَّه العظمي سيداحمد خوانساري در سال 1309 ق در خوانسار به دنيا آمد. در 3 سالگي پدر را از دست داد و سرپرستي او بر عهده‏ي برادرش قرار گرفت. سيد احمد پس از فراگيري مقدمات در زادگاه خود، براي ادامه‏ي تحصيل، عازم اصفهان گرديد و از آن جا عزم نجف اشرف نمود. ايشان در حوزه‏ي علميه‏ي نجف خوشه‏چين خرمن معارف آيات عظام: آخوند خراساني، سيدمحمدكاظم يزدي، ميرزاي ناييني و آقاضياءالدين عراقي بود و پس از سالياني، بر قله‏ي رفيع اجتهاد دست يافت. آيت‏اللَّه خوانساري در سال 1335 ق به ايران بازگشت و در درس آيت اللَّه شيخ عبدالكريم حائري يزدي در اراك شركت كرد. با تاسيس حوزه‏ي علميه‏ي قم، به تدريس و پرورش شاگردان همت گماشت ولي از جانب آيت‏اللَّه بروجردي عازم تهران گرديد و در مسجد سيدعزيزاللَّه به اقامه‏ي نماز جماعت، تدريس خارج فقه، رفع گرفتاري‏هاي مردم و فعاليت‏هاي سياسي پرداخت. ايشان در زهد و پرهيزگاري و مبارزه با هواي نفس كم نظير و زبانزد همگان بود و حضور ايشان در كنار حضرت امام، نهضت اسلامي ايران را تقويت مي‏كرد. سرانجام اين عالم رباني در 29 دي 1363 در 96 سالگي جان به جان آفرين تسليم كرد و به سراي باقي شتافت. پيكر آن مرجع بزرگوار تقليد پس از تشييع در تهران به قم منتقل گرديد و در مسجد بالاسر حضرت معصومه(سلام الله عليها) مدفون شد. العقائدُ الحَقّه، مناسك حج و جامعُ المدارك از جمله آثار ايشان مي‏باشد.
    7) 12آوريل 1502ميلادي : چهارمين سفر «كريستف كلمب» به امريكا آغاز شد و اين آخرين سفر دريا نورد ايتاليايي بود كه از جانب دربار اسپانيا مامور دريانوردي و اكتشاف سرزمينهاي جديد شده بود ، نتيجه اين سفر كشف سرزمين «هندوراس و كاستاريكا » در امريكا مركز گراسيس وبرخي نواحي ديگر امريكاي مركزي تا خليج دارين بود . كلمب پس از بازگشت از آخرين سفر دريايي خود موردبي توجهي دربار قرار گرفت و سر انجام در فقر درگذشت .
    8) 12آوريل سال 1925 ميلادي: حملات گسترده ارتش آزاديبخش مراكش به فرماندهي عبدالكريم ريف بر ضد اشغالگران فرانسوي آغاز شد . ساكنان منطقه ريف پيش از ديگر منطقه هاي شمال افريقا بر ضد اشغالگران اروپايي قيام كردند و موفق به تاسيس جمهوري ريف كردند . اين قيام موجب تحريك ديگر قبايل مراكش براي كسب استقلال و آزادي شد . از اين رو فرانسويان در اويل سال 1924 ميلادي با قواي خود به خاك ريف حمله كردند . آنها علاوه بر بهره گيري از قواي كمكي اسپانيا مارشال پتن را نيز با200000سرباز فرانسوي وارد كار زار كردندوبه قتل عام هزاران تن از مردم مراكش پرداختند .
    9) عبور از خط استوا براي اولين بار توسط دريانوردان پرتغالي (1487م)
    10) كشف داروي معالج مالاريا از پوست درختي به نام "گنه گنه" (1820م): گنه‏گنه درخت هميشه سبزي است از تيره روناس‏ها كه خاستگاه اصلي آن مناطق مختلف امريكاي جنوبي و به ويژه ارتفاعات كوه‏هاي آند مي‏باشد، اما امروزه در مناطق ديگري نيز كشت مي‏شود. گنه‏گنه از جمله درختاني است كه مصرفِ دارويى شناخته شده‏اي دارد. از جوهر اين درخت، داروي بسيار تلخي به نام كينين ساخته (تهيه) مي‏شود. اين دارو از تركيبات آليِ استخراج شده از پوست اين درخت به عمل مي‏آيد. بر همين اساس، اين كلمه، مشتق از كنيا به معناي پوست درخت مي‏باشد. براساس داستاني، در نيمه نخست قرن هفدهم، در امريكاي جنوبي از اين دارو براي درمان بيماري مالاريا استفاده مي‏شده است. اما به طور مسلم، گرد پوستِ اين درخت در سال 1641 در انگلستان به فروش مي‏رسيده است. با اين حال، در 12 آوريل 1820م براي نخستين بار به صورت رسمي، تركيبات آلي درختِ گنه‏گنه توسط پيِر پليته و ژوزف كاوانتو در آزمايشگاه پاريس تجزيه گرديد و تلاش براي تهيه كينين به صورت دارو وارد مرحله‏اي ديگر شد. امروزه كينينِ مصنوعي، تهيه شده و در بازار عرضه مي‏شود.
    11) آغاز جنگ‏هاي داخلي امريكا معروف به جنگ‏هاي انفصال (1861م): پس از آن كه آبراهام لينْكُلْن، به عنوان شانزدهمين رئيس جمهور ايالات متحده امريكا برگزيده شد، به دليل آن كه وي بردگي را ننگ جامعه امريكايى خوانده بود، هفت ايالت از ايالات جنوبي امريكا كه برده‏داري در آنها رواج داشت اعلام كردند كه رياست جمهوري او را به رسميت نمي‏شناسد. اين ايالات هم‏چنين قبل از اين كه لينكُلْن در ماه مارس 1861م دوره رياست جمهوري خود را آغاز كند، جدايى خود را از حكومت مركزي اعلام داشته و اتحاديه جديدي از ايالات جنوبي تشكيل دادند. لينكُلن در نطق افتتاحيه خود در مقام رياست جمهوري، براي بازگرداندن ايالات جنوبي به قلمرو حكومت مركزي، تعهد صريحي درباره الغاء بردگي نكرد، ولي با صراحت و قاطعيت گفت كه جدايى هيچ يك از ايالات را تحمل نخواهد كرد و تأكيد نمود كه قانون اساسي امريكا به هيچ يك از ايالات اجازه نداده است كه خودسرانه و به طور يك طرفه تعهدات خود را زير پا بگذارند و از اتحاديه خارج شوند. نطق لينكُلن نه فقط موجب بازگشت ايالات هفت گانه به قلمرو حكومت مركزي نشد، بلكه چهار ايالت برده‏دار ديگر نيز جدايى خود را از حكومت مركزي اعلام داشتند. لينكُلْن اعلام داشت كه در صورت لزوم، براي حفظ وحدت و تماميت ارضي كشور، به قوه قهريه متوسل خواهد شد و براي اين كه نشان بدهد در اين تصميم خود جدي است در دوازدهم آوريل 1861م، به نيروهاي فدرال دستور حمله به برخي استحكامات نظامي جنوبي‏ها را صادر كرد كه بدين ترتيب، جنگ‏هاي داخلي امريكا معروف به جنگ‏هاي انفصال آغاز شد. در اين ميان علي‏رغم پيشروي و پيروزي شمالي‏ها، نواحي جنوبي دست از مقاومت برنداشتند و براي جنگ با حكومت مركزي، به تجهيز قوا پرداختند. با ادامه جنگ، پيشروي نيروهاي شمالي به طرف ايالات جنوب از اواخر سال 1862م آغاز گرديد و لينكلن نيز در اول ژانويه 1863م، اعلاميه معروف آزادي بردگان را درسراسر امريكا صادر كرد. صدور اين اعلاميه باعث شورش بردگان در ايالات جنوبي عليه صاحبانشان شد و جنگ را وارد مرحله جديدي نمود. جنگ‏هاي داخلي امريكا در طول سال‏هاي 1863 و 1864م ادامه يافت و در اواخر سال 1864م كه شكست جنوبي‏ها قطعي به نظر مي‏رسيد، لينكُلن براي دومين بار به رياست جمهوري امريكا انتخاب گرديد. جنگ‏هاي انفصالِ‏سرانجام در روز نهم آوريل 1865م با تسليم فرمانده نيروهاي جنوب به پايان رسيد و طرفداران برده‏داري شكست را پذيرا شدند. با اين حال، آبراهام لينكُلن، چند روز بعد، در 14 آوريل، توسط يكي از مخالفانش به قتل رسيد. در جنگ‏هاي داخلي امريكا، نزديك به شش‏صد هزار نفر از نيروهاي شمال و جنوب كشته شدند كه نسبت تلفات شمالي‏ها، تقربياً دو برابر جنوبي‏ها بود. امريكايى‏ها با وجود تلفات و خسارات سنگيني كه در اين جنگ متحمل شدند، آن را مكمّل جنگ‏هاي استقلال امريكا و ضامن بقاي وحدت كشور خود مي‏دانند و به همين جهت، نام لينكُلْن در رديف جورج واشينگتن، اولين رئيس جمهور امريكا و به عنوان يكي از بزرگ‏ترين پيشوايان امريكا در تاريخ آن كشور ثبت شده است. (ر.ك: 9 آوريل)
    12) سقوط حكومت پادشاهي و تشكيل جمهوري در اسپانيا (1931م): اسپانيا در جنگ جهاني اول بي‏طرف ماند، ولي آلفونس سيزدهم، پادشاه وقت اين كشور، براي مقابله با تشنجات داخلي، با استقرار يك حكومت ديكتاتوري، بيش از پيش به موقعيت خود لطمه زد. وي در سال 1930م با بركناري نخست وزير نظامي خود، درصدد اعطاي آزادي‏هايى به مردم برآمد. ولي فضاي باز سياسي كه پس از يك دوره طولاني ديكتاتوري در اين كشور به وجود آمده بود موجب تقويت نيروهاي مخالف گرديد و آلفونس سيزدهم كه در دوران سلطنت خود، پنج بار مورد سوء قصد قرار گرفته بود، در آوريل 1931م از بيم جان گريخت. خروج پادشاه اسپانيا از كشور، به همه‏پرسي و اعلام جمهوري در دوازدهم آوريل آن سال انجاميد. اما چندي از استقرار اين حكومت نگذشته بود كه سلطنت‏طلبانِ فاشيست به فرماندهي ژنرال فرانسيسكو فرانكو در 17 ژوئيه 1936م عليه جمهوري خواهان شوريدند كه باعث وقوع جنگ داخلي به مدت دو سال و نيم در اين كشور شد. اين جنگ در نهايت با پيروزي سلطنت‏طلبان بر جمهوري‏خواهان در 28 مارس 1939م به پايان رسيد و پس از آن، حكومت ديكتاتوري 36 ساله فرانكو بر اسپانيا حاكم شد. (ر.ك: 28 مارس)
    13) مرگ "فرانكْلين روزوِلت" سي و دومين رئيس جمهور امريكا (1945م): فرانكْلين دلانو روزولت، برادرزاده تئودور روزولت رئيس جمهور پيشين امريكا، در 30 ژانويه 1882م در ايالت نيويورك امريكا به دنيا آمد. او پس از اتمام تحصيلات خود در رشته حقوق وارد فعاليت‏هاي سياسي شد و به معاونت نيروي دريايى و نيز فرمانداري ايالت نيويورك منصوب شد. روزولت يكبار در سال 1920م در سن 38 سالگي نامزد رياست جمهوري شد اما فلج شدن او ازناحيه پا موجب گرديد تا مدتي براي مداوا از صحنه سياست كناره‏گيري كند. پس از طي دوران چند ساله بيماري، روزولت بار ديگر فعاليت‏هاي سياسي را از سر گرفت و در سال 1933م در 51 سالگي به رياست جمهوري امريكا دست يافت. روزولت در آغاز اين دوره، اقتصاد نابسامان امريكا را سامان داد و با مسلح كردن ارتش اين كشور، به سياست انزواطلبي كه نتيجه دوران ركود اقتصادي كشور بود پايان بخشيد. روزولت در زمينه سياست خارجي، با اعلام بي‏طرفي و آن چه عدم مداخله خوانده شد، منافع سرشاري را به جيب صاحبان سرمايه در امريكا سرازير كرد. روزولت كوشيد نفوذ استعماري امريكا را در سراسر جهان و به ويژه در امريكاي جنوبي بسط دهد. اين سياست استعماري در زمان او، ظاهر آراسته‏اي به خود گرفته بود و در زير پوشش روابط اقتصادي عمل مي‏كرد. در حقيقت، اين سرمايه‏داران بودند كه زمام سياست امريكا را به دست داشتند نه دولت. با آغاز جنگ جهاني دوم، روزولت سيل كمك‏هاي امريكا را براي متفقين ارسال كرد كه بازپرداخت اين وام‏ها، در سال‏هاي پس از جنگ سود سرشاري را نصيب دولت امريكا نمود و جاي پاي آن را در كشورهاي وام گيرنده روز به روز فزوني بخشيد. در حقيقت، اعطاي اين وام‏هاي كلان به كشورهاي گوناگون، نه به دلايل انساني كه در جهت تبديل كردن امريكا به قدرت مسلط دنياي بعد از جنگ جهاني صورت مي‏گرفت. اين مسئله كه امريكا به صورت بزرگ‏ترين و تنها كشور اعتباردهنده روي زمين بود، يكي از پيروزي‏هاي بزرگ روزولت به شمار مي‏رفت. روزولت در سال 1941م، به دنبال حمله هواپيماهاي ژاپني به بندر پِرلْ هارْبور، وارد جنگ جهاني دوم شد و آتش جنگ را شعله‏ورتر ساخت. با اين حال، روزولت با انتشار منشور آتلانتيك، نقش عمده‏اي در تأسيس سازمان ملل متحد ايفا كرد و در عوض، براي نفوذ هر چه بيشتر در سازمان ملل متحد، امتيازات مهمي را به نفع امريكا گرفت. روزولت در پاييز 1936م براي دومين بار و در سال 1940 و 1944م براي بار سوم و چهارم به رياست جمهوري امريكا انتخاب شد، اما چندماه پس از آغاز دوره چهارم زمام‏داري‏اش، در 12 آوريل 1945م، در 63 سالگي جان سپرد و معاونش، هاري ترومن به اين مقام رسيد.
    14) آغاز اولين واكسيناسيون عمومي جهان جهت پيشگيري از بيماري فلج (1955م): در دوازدهم آوريل 1955م، با انتشار و اعلام تأثير واكسن ضدفلج، براي اولين بار در جهان، واكسيناسيون عمومي براي پيشگيري از بيماري فلج آغاز شد. دولت ايالات متحده امريكا در اعلاميه رسمي خود اطمينان داده بود كه واكسن ضد فلج براي جلوگيري از سرايت اين بيماري، مؤثر است. امروزه از اين واكسن، براي پيشگيري از فلج اطفال استفاده مي‏شود.
    15) سفر "يوري گاگارين" فضانورد روسي به عنوان اولين انسان به فضا (1961م): دهه 1960م را دهه تسخير فضا و آغاز سفر انسان به فضاي كيهاني نيز مي‏توان نام نهاد و اين عنوان شايد مناسب‏ترين عنوان براي اين دهه سرنوشت‏ساز باشد. در واقع، پس از آن كه دانشمندان شوروي در سال 1957م، با پرتاب نخستين قمر مصنوعي زمين، در تسخير فضا پيشگام شده بودند، در سال 1961م نيز با فرستادن نخستين انسان به فضا، در اين مسابقه پيشتاز شدند. نخستين سفينه فضايى كه روز 12 آوريل 1961م به فضا پرتاب شد، 4700 كيلو وزن داشت. اين سفينه فقط يكبار در ارتفاع 372 كيلومتري به دور زمين گردش كرد ولي همين سفر موفقيت‏آميز و بازگشت سلامت نخستين فضانورد جهان به زمين، زمينه را براي مسافرت‏هاي فضايى طولاني فراهم ساخت. قهرمان اين عرصه يوري گاگارين، فضانورد 27 ساله روسي بود كه در اين روز با سفينه واستوك در مدت يك ساعت و 48 دقيقه زمين را دور زد و بدين ترتيب تحولي بزرگ در عرصه فضانوردي به وجود آمد. پس از اين سفر مهم اكتشافي، گاگارين مورد تجليل جهانيان واقع شد و كريستف كلمب فضاي ميان ستارگان، لقب گرفت. پس از اين سفر، رقابت ميان امريكا و شوروي براي تسخير فضا شدت بيشتري گرفت و هر كدام به موفقيت‏هايي دست يافتند. به پاس خدمات يوري گاگارين و اهميت نخستين پرواز انسان به فضا، روز دوازدهم آوريل، روز جهاني فضانوردي ناميده شده است.
    16) وقوع كودتاي امريكايي در ونزوئلا (2002 م): كشور ونزوئلا واقع در امريكاي جنوبي از جمله كشورهايى است كه هيأت حاكمه آن در طول دهه‏هاي پاياني قرن بيستم تغيير و تحولات فراواني را به خود ديده است. در دسامبر 1998م هوگو چاوِز به رياست جمهوري اين كشور برگزيده شد و در مراسم سوگند رياست جمهوري قول داد با يك انقلاب صلح‏آميز، با فقرِ گسترده و نابرابري‏هاي اجتماعي، اقتصادي و نيز فسادهاي موجود در سطح مديريت كشور مقابله نمايد. هم‏چنين وي با به وجود آوردن، "مجلس ملي" اصول متعددي به نفع آزادي‏ها و حقوق فردي شهروندان به تصويب رسانيد عملكرد مثبت وي باعث شد تا در انتخابات بعدي پارلمان، حزب وي بيشترين رأي را به دست آورد. اين اقدامات چاوِز كه با منافع سرمايه‏داران و اتحاديه‏هاي صنفي مغايرت داشت باعث ايجاد اعتصابات گسترده‏اي گرديد. از طرف ديگر كش و قوس‏هاي آشكار و پنهان در سياست‏هاي منطقه‏اي و خارجي هوگو چاوز با امريكا باعث شد تا اعتراضات داخلي، مورد حمايت كاخ سفيد قرار گرفته و سرانجام در 12 آوريل 2002م كودتايى با حمايت امريكا به وقوع بپيوندند. در جريان اين كودتا، هوگو چاوز بازداشت و به جزيره‏اي در اطراف كشور برده شد و دولت وي نيز سقوط كرد. اما حضور گسترده مردم و ارتش وفادار به او باعث شد تا دو روز بعد در 14 آوريل همان سال دولت كودتا سرنگون گرديده و هوگو چاوز به قدرت بازگشت. چندي بعد مشخص شد كه مقامات و مأموران امريكايى در جريان انجام اين كودتا بوده و به حمايت‏هاي مالي و سياسي از مخالفين چاوز پرداخته‏اند. عملكرد كاخ سفيد كه مدعي استقرار دموكراسي در سراسر جهان است با اين اقدام بار ديگر زير سؤال رفت و رسوايي سياسي جديدي براي امريكا در دوره رياست جمهوري جورج بوش (پسر) به وجود آورد.
    17) قتل عام فلسطينيان ساكن اردوگاه جنين توسط ارتش رژيم صهيونيستي (2002م): به دنبال اوج‏گيري مبارزات ملت مظلوم فلسطين عليه رژيم غاصب اسرائيل و ناتواني اين رژيم در مهار مبارزات مردمي، ارتش صهيونيستي با محاصره اردوگاه جنين، وارد اين منطقه شده و آن را به بدترين وضع ويران كردند. در اين عمليات فاجعه‏آميز تعداد زيادي از فلسطينيان شهيد، مجروح، دستگير، آواره و ناپديد شدند كه هيچ‏گونه آمار رسمي منتشر نگرديد. رژيم صهيونيستي حتي از اعزام گروه حقيقت‏ياب سازمان ملل به منطقه جلوگيري كرد و خشم جهانيان را برانگيخت.
    18) روز جهاني فضانوردي و كيهان نوردي


    ارسال اين مقاله براي دوستان: * * آدرس پست الکترونيکي
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  6. تشكر

    خراباتي (07-03-1389)

  7. #54
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    24 فروردین 1389 / 28 ربیع الثانی 1431 / 13 آوریل 2010


    1) 24فروردين ماه سال1357هجري شمسي: تظاهرات و اعتصابات مردم مسلمان تبريزآغاز شد و بتدريج شدت يافت. درپي كشتاردانشجويان اعتصابي دانشگاه تبريز به دست مزدوران رژيم پهلوي مردم غيورتبريزتظاهرات خود را برپا كردند. دراين بين بارزترين نشانه اعتراض و هم دردي با دانشجويان تعطيل بازاربزرگ تبريزو ديگربازارهاي شهربود.
    2) آغاز دومين دوره مشروطه يا تجديد حيات مشروطيت (1288 ش): دومين دوره مشروطه با افتتاح دومين مجلس شوراي ملي در تاريخ 24 فروردين 1288 ش برابر با دوم ذيقعده 1327 ق آغاز شد. اين دوره با محدودتر كردن مداخله شاه و لغو سيستم صنفي انتخابات به دليل ناهماهنگي در تركيب اعضاي مجلس شوراي ملي و كارشكني عناصر وابسته به دربار و مداخلات كشورهاي خارجي و نابساماني‏هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي، با مشكلات فراواني مواجه گرديد. مجلس دوم از يك سو با مقاومت در برابر تحميلات دولت روسيه و انگليس، رسالتي را كه قيام دليرانه مردم مسلمان ايران برعهده‏اش گذارده بود عمل مي‏نمود و از سوي ديگر با استخدام مستشاران خارجي و واگذاري پست‏هاي مهم به آنان، حيات و نفوذ دوباره روشنفكران غرب‏گرا را جاني دوباره داد. اين امر زمينه دخالت بيشتر روس و انگليس را فراهم آورد و حوادث دردناكي را باعث گرديد. قيام شيخ محمد خياباني در تبريز، آغاز نهضت جنگل در گيلان و قيام تنگستاني‏ها در بوشهر از جمله وقايع مهم و مردمي اين دوره به شمار مي‏روند. دوره دوم مشروطه با قدرت‏گيري رضاخان و آغاز ديكتاتوري او رو به افول نهاد و دوره سوم مشروطه از 22 بهمن 1302 آغاز شد.
    3) رحلت اديب گرانمايه، علامه "سيدمحمد فرزان بيرجندي" (1349ش): استاد سيد محمد فرزان بيرجندي، در سال 1273 ش در بيرجند در استان خراسان به دنيا آمد. وي در خلال فراگرفتن كتب صرفي و نحوي كه در مدارس طلاب تدريس مي‏شد، از مطالعه كتبي كه در اين‏باره وجود داشت غفلت نداشت و به موازات آن، ادبيات عرب دوره جاهليت را به خوبي آموخت. او سپس سال‏هاي طولاني به تدريس در مدارس استان‏هاي كشور و دانشكده الهيات و ادبيات دانشگاه تهران پرداخت. استاد فرزان بيرجندي، علاوه بر اطلاعات وسيع در ادبيات عرب، زبان فرانسه را نيز به خوبي مي‏دانست. وي درباره كليله و دمنه، مرزبان‏نامه و نيز قرآن كريم كتبي به نگارش درآورده است. اين اديب برجسته سرانجام در 24 فروردين 1349 ش در 76 سالگي در تهران درگذشت و در بقعه ابوالفتوح رازي در ري به خاك سپرده شد.
    4) تأسيس مدرسه عالي تلويزيون و سينما در ايران (1349 ش)
    5) درگذشت آيت‏اللَّه "شيخ مجتبي حاتمي لنكراني" (1365 ش): آيت‏اللَّه مجتبي حاتمي لنكراني در سال 1290 ش (1331 ق) در اصفهان به دنيا آمد و در اوايل جواني براي ادامه تحصيلات حوزوي راهي حوزه علميه نجف اشرف گرديد. وي در نجف از محضر حضرات آيات: ميرزاي ناييني، آقاضياءالدين عراقي، محمدحسين غروي، سيدابوالحسن اصفهاني و علامه محمدجواد بلاغي و... استفاده برد و به مدارج والاي علمي دست يافت. ايشان سپس به تدريس در حوزه نجف پرداخت و شاگرداني را تربيت كرد. آيت‏اللَّه حاتمي لنكراني مدتي در سامرا اقامت داشت تا اين كه در حدود سال 1350 ش به اجبار دولت عراق، مجبور به ترك آن كشور گرديد و به زادگاهش مراجعت نمود. ايشان تا پايان عمر در اصفهان به تدريس علوم مذهبي و ارشاد مردم مشغول بود تا اينكه در بيست و چهارم فروردين 1365 ش برابر با دوم شعبان 1406 ق در 75 سالگي جان به جان آفرين تسليم كرد و به سوي دوست شتافت.
    6) رحلت محقق و پژوهشگر اسلامي آيت‏اللَّه (مجتبي محمدي عراقي) (1380 ش): آيت‏اللَّه شيخ مجتبي محمدي عراقي در سال 1294 ش (1333 ق) در يكي از روستاهاي اطراف اراك زاده شد و پس از تحصيلات ابتدايي به فراگيري علوم ديني روي آورد. وي پس از گذراندن دروس سطح به محفل درس خارج آيات عظام: شيخ عبدالكريم حائري يزدي، سيد محمد تقي خوانساري و سيدمحمد حجت كوه كمره‏اي حاضر شد و مباني علمي‏اش را استوار ساخت. آيت‏اللَّه محمدي عراقي در سال 1318 ش به دليل وفات پدرش كه در كنگاور به تبليغ دين مشغول بود، راهي آن شهر گرديد و به مدت دوازده سال به اقامه شعائر ديني و هدايت مردم مسلمان پرداخت. ايشان در سال 1330 ش به قم بازگشت و علاوه بر شركت در درس‏هاي فقه و اصول آيت‏اللَّه بروجردي و جلسات استفتاي ايشان، به توليت مدرسه خان و مديريت كتابخانه مدرسه فيضيه منصوب شد و خدمات فراواني را به حوزه علميه قم ارائه كرد. آيت‏اللَّه محمدي عراقي پس از ارتحال آيت‏اللَّه بروجردي، به تأليف و تحقيق روي آورد و آثار بسياري به سامان رسانيد كه: علماي گمنام، فهرست كتب كتابخانه مدرسه فيضيه در 2 جلد، و تصحيح مجمع الفائدة و البرهانِ محقق اردبيلي در 14 جلد و غوالي اللَّئالي ابن ابي جمهور در 4 جلد از آن جمله است. وي از بيشتر اساتيدش و مراجع نجف و قم، اجازه روايت، اجتهاد و امور حسبيه داشت و در جريان جنگ تحميلي، فرزندش را به كاروان شهيدان تقديم نمود. سرانجام اين عالم بزرگوار و محقق خدمتگزار در 24 فروردين 1380 ش برابر با 18 محرم 1422 ق در 86 سالگي بدرود حيات گفت و در حرم مطهر حضرت معصومه(س) به خاك سپرده شد.
    7) درگذشت "محيي‏الدين بن عربي" نويسنده، انديشمند و عارف بزرگ اسلام(638 ق): ابوعبداللّه محيى‏الدين محمدبن علي‏العربي معروف به ابن عربي در 27 رمضان سال 560 ق در اندلس به دنيا آمد. وي از آغاز جواني، داراي دلي تپنده در جستجوي فراسوي جهان مادي بود و روحي تشنه‏ي حقايق غيبي و عواطفي پرهيجان و انديشه‏اي عرفان‏جو داشت. چنان‏كه در اين رهگذر، جوانه‏هاي بينش عرفاني در درونش ايجاد شده و مكاشفاتي برايش دست مي‏داد. او دانشمندي پركار بود كه آثارش را بيش از پانصد رساله و كتاب ذكر كرده‏اند. يكي از آن‏ها، تفسير كبير است كه به تنهايي شامل چندين مجلد است و كتاب معروف فصوصِ الحِكَمِ او، فشرده‏اي از ديدگاه‏ها و انديشه‏هاي عرفاني اوست. ابن‏عربي در 78 سالگي در شام درگذشت و در دامنه‏ي كوه قاسيون در دمشق مدفون گرديد.
    8) تولد "شرف جهان قزويني" شاعر خوش قريحه‏ي ايراني در قزوين(912 ق): ميرزا شرف جهان قزويني در شيراز نزد امير غياث الدين، دانشمند نام آورِ آن زمان، علوم متداول را فرا گرفت و علاوه بر علوم عقلي و نقلي، در ادب، شعر، نگارش، كتابت و موسيقي نيز تبحّر يافت. ميرزا شرف جهان، شاعري توانا به شمار مي‏رفت و از او نسخه‏ي خطي ديوان اشعارش بر جاي مانده است.
    9) درگذشت "محمدصادق اديب الممالك فراهاني" اديب شهير ايراني(1336 ق): محمدصادق اديب الممالك فراهاني متخلصّ به "اميري" نويسنده و شاعر معروف ايراني، علوم ادبي زمان را نزد اساتيد فن فرا گرفت و در شاعري بر اكثر سخنوران عصر خويش، غالب گرديد. وي در فنون سخنوري، مقتدر و در رواني طبع، قوّت حافظه، تسلط بر تاريخ عرب و عجم و احاطه بر لغات و مضامين فارسي و عربي، مشهور بوده است. اديب الممالك مسؤوليت انتشار روزنامه‏هاي ادب، مجلس و آفتاب را برعهده داشت و در انقلاب مشروطه، به‏ياري مجاهدانِ و آزادي‏خواهان شتافت. اميري در سرودن انواع قالب‏هاي شعري، توانايي ويژه‏اي داشت و سبك قديمِ را به خوبي رعايت مي‏كرد. وي از جمله شاعراني بود كه براي نخستين بار، مضامين و مفاهيمِ اجتماعي و سياسي به ويژه ميهن دوستي را در اشعارش به كار گرفت.
    10) وفات آيت‏اللَّه "سيدمحمدباقر دُرچه‏اي" عالم و فقيه برجسته‏ي شيعه(1342 ق): سيدمحمد باقر دُرچه‏اي از علما و فقهاي برجسته‏ي شيعه، در دُرچه يكي از روستاهاي اصفهان به دنيا آمد. وي پس از تحصيل در اصفهان راهي نجف اشرف شد و از بزرگاني چون ميرزا محمد حسن شيرازي، ميرزا حبيب اللَّه رشتي و حاج حسن كوه كمره‏اي استفاده كرد و به مقام اجتهاد رسيد. پس از مراجعت به اصفهان به تدريس فقه و اصول پرداخت. از آثار ايشان دوره‏ي فقه و اصول در 16 جلد است و آيت‏اللَّه بروجردي و استاد جلال‏الدين همايي از شاگردان اويند. اين عالم بزرگ در تخت فولاد اصفهان به خاك سپرده شده است.
    11) رحلت عالم بزرگ شيعه و مؤلف كبير علامه شيخ عبدالحسين اميني(1390 ق): علامه شيخ عبدالحسين اميني در سال 1320 ق در تبريز به دنيا آمد. وي علوم ابتدايى و متوسطه را نزد پدر تحصيل كرد. سپس جهت ادامه‏ي دروس خود راهي نجف اشرف گرديد و در درس آيات عظام فيروزآبادي و سيدابوتراب خوانساري شركت كرد. علامه اميني در اولين تاليف خويش، كتاب شهداء الفضيله را نگاشت و مورد توجه و تاييد علماي بزرگ قرار گرفت. اين عالم بزرگوار سپس كتاب عظيم "الغدير" را تاليف كرد و آن را به جهان بشري تقديم نمود. علامه اميني با تأليف كتاب الغدير خاطرات عصر نبوي را تجديد كرد و با اين اثر كه با سختي‏هاي فراوان و خون دل نگاشت، درصدد احياء سيره‏ي نبوي و علوي بود. سرانجام اين رادمرد علم و عمل در هفتاد سالگي به ديدار محبوب شتافت و در نجف اشرف به خاك سپرده شد.
    12) 13آوريل سال1919ميلادي: حادثه خونين قتل عام درباغ جليان والا در هندوستان رخ داد. درسال1919ميلادي: حكومت انگلستان براي جلوگيري ازمبارزه مردم هند قانون رولِت را تصويب كرد. به موجب اين قانون پليس مجازبه دستگيري هرفرد مظنون بدون حكم قانوني بود. تصويب و اجراي قانون رولت، خشم هنديان را برانگيخت بطوريكه در13آوريل 1919 5000هندي بدون سلاح كه براي مخالفت با قانون رولت درباغ جليان والا اجتماع كرده بودند بدستوردويِرانگليسي كشته شدند. همزمان با تصويب قانون رولت و كشتارهنديان نخستين نشانه هاي نهضت مقاومت گاندي نيز آشكار شد.
    13) تولد "توماس جِفِرسون" سياست‏مدار و نظريه‏پرداز معروف امريكايي (1743م): توماس جِفِرسون، سومين رئيس جمور امريكا، در 13 آوريل 1743م در ايالت ويرجينيا به دنيا آمد. وي پس از طي تحصيلات خود، ابتدا به عنوان وكيل به خدمت پرداخت و با به دست آوردن موفقيت‏هاي پي در پي، به عضويت كانون وكلا درآمد تا اين كه به كنگره ملي امريكا راه يافت. جفرسون از آن پس مدارج ترقي را طي كرد و به مناصبي هم‏چون وزارت كشور و معاونت رئيس جمهور دست يافت و در نهايت در سال 1800م به رياست جمهوري امريكا انتخاب شد. وي سال‏ها قبل از آن، پيشنهادي درباره الغاء بردگي داد كه رد شد اما آن چنان بر سر اين كار پافشاري كرد كه به تصويب رسيد. جفرسون هم‏چنين به هنگام نمايندگي كنگره امريكا، اعلاميه معروف خود را در زمينه استقلال قرائت كرد. او دو دوره رياست جمهوري امريكا را برعهده داشت و علي‏رغم ميل مردم براي انتخاب دوباره او به رياست جمهوري، از اين كار كناره گرفت. جفرسون مدعي دموكراسي و مخالف نظام سرمايه‏داري بود، با اين حال، آشكارا از سلطه مطلق فردي بر كل جامعه و از تمركز تمامي اختيارات ايالات در دست رئيس جمهور جانبداري مي‏كرد. او هرگز اين شيوه را نافي دموكراسي نمي‏دانست. او هم‏چنين با اينكه از آزادي‏خواهي و از حق همه مردم در برخورداري از مزاياي اجتماعي سخن به ميان مي‏آورد، در عين حال از بزرگ‏ترين ملاكان برده‏دار در ويرجينيا محسوب مي‏شد. به طور مثال زماني كه به رياست جمهوري امريكا انتخاب مي‏شد، تنها در يكي از مزارعش، بيش از يك‏صد و پنجاه برده سياه‏پوست داشت كه در تمامي ساعات روز به كارهاي سخت و طاقت فرسا اشتغال داشتند. جفرسون در آغاز دوران دوم حكومت خود در سال 1804م، براي فرار از پرداخت حق تردد كشتي‏هاي امريكايى از درياي مديترانه به دولت‏هاي شمال افريقا، كشتي‏هاي جنگي فراواني را رهسپار اين منطقه كرد و پس از حمله به بنادر شمال افريقا، از مطالبات مالي دولت‏هاي افريقايى جلوگيري به طوري كه از آن پس، كشتي‏هاي اروپايى و امريكايى بدون پرداخت كمترين وجهي از اين منطقه عبور مي‏كردند. اما آن چه شخصيت جِفِرسون را برجسته ساخته، نظرات سياسي و انديشه‏هاي فلسفي اوست. جفرسون در تاريخ امريكا، يكي از مرداني است كه جهاني‏ترين مغزها را داشت. او علاوه بر علايق فلسفي، سياسي و تربيتي، در موسيقي نيز داراي استعداد بود؛ مخترعي توانا بود و از طالبان عميق ادبيات، رياضيات، گياه‏شناسي، هواشناسي، جانورشناسي، نجوم، نژادشناسي و معماري به شمار مي‏رفت. اما همه اين علايقِ متفاوت از ميل واحدي سرچشمه مي‏گرفت و آن، ميل كمك به هم‏وطنان خويش براي رسيدن به دانش بهتر و آزادي بيشتر و زندگي مرفه‏تر بود. هدف عمده او در زندگي، كمك به ايجاد و استقرار جامعه آزادي بود كه در آن براي تمام افراد، فرصت مناسب جهت انجام وظايف اجتماعي و نيل به سعادت و خوشبختي‏هاي شخص وجود داشته باشد. جفرسون از هواخواهان جدّي تعليم و تربيت براي همه، تساهل مذهبي و الغاي بردگي بود. اساس انديشه‏هاي سياسي جفرسون، تساوي حقوق و تبديل حكومت‏ها به دموكراسي بود. به نظر او، حكومت دموكراسي تنها حكومتي است كه نمي‏تواند چه در ظاهر و چه در باطن براي هميشه با حقوق مردم ستيزه كند. فلسفه او بر پايه اصل اعتماد متقابل نهاده شده است. از ديد جفرسون، به دليل اين كه برخي غيرقابل اعتمادند نبايد همه را نامعتمد به شمار آورد. توماس جفرسون 18 سال آخر عمر را در ملك شخصي خود به نويسندگي، كشاورزي و نواختن موسيقي پرداخت تا اين كه در چهارم ژوئيه 1826م در 83 سالگي درگذشت.
    14) تولد خانم "ژرژ ساند" نويسنده معروف فرانسوي (1804م): اورور دوپن بارون دو دووان معروف به ژرژ سانْدْ، بانوي داستان‏نويس فرانسوي در سيزدهم آوريل 1804م در پاريس به دنيا آمد. وي پس از مرگ پدر به مدرسه شبانه روزي رفت و در آن‏جا تعداد فراواني از آثار نويسندگان را مطالعه نمود. ژرژ ساند در جواني كتاب‏هاي سرخ و سفيد و داستان اينديانا را نگاشت و با انتشار آن به شهرت رسيد. با اين حال چاپ كتاب ديگر وي به نام لليا، به دليل مبارزه با برخي عقايد جامعه، با جنجال فراوان و حمله شديد مخالفان مواجه گشت. ژرژ ساند در طي سال‏هاي متمادي در جستجوي عشق به ازدواج‏هاي متعدد تن داد. عشق در نظر او مترادف با زندگي بود و نه تنها خوشبختي را در برداشت بلكه حق مسلم و والاي بشر و حتي آيين الهي به شمار مي‏آمد تا حدي كه ژرژ ساند همه اقدامات را درباره عشق، مجاز و قانوني مي‏دانست. وي هم‏چنين جامعه را مسئول همه معايب و بدي‏هاي فرد مي‏شمرد و تنها عشق را براي تغيير جامعه و فروريختن ديوارهاي طبقات اجتماعي و برقراري برابري جهاني قادر مي‏دانست. آثار فراوان داستان و نمايشي ژرژ ساند سراسر زندگي او را از شهرت و پيروزي برخوردار ساخت و تا نيم قرن پس از مرگش ادامه يافت. ژرژ ساند داستان‏نويس ستايش‏انگيزي است كه به آساني مي‏توانست طرح رُماني را بريزد و عشق را كه به عنوان اصل واحد و كامل زندگي پذيرفته بود تنها موضوع داستان‏هايش قرار دهد، داستان‏هايى كه مي‏توان گفت خالي از برجستگي خاص و ابداع فكري و تنوع است. اما نكته انكارناپذير اين كه، ژرژ ساند اولين زني است كه از تجربه‏هاي زنانه‏اش در كار ادبي سود برده است و پس از او، در واقع، بيشتر شخصيت خود او استوار مانده است تا آثارش. از ژرژ ساند آثار متعددي بر جاي مانده كه هفت تار چنگ، مرداب شيطان، سرگذشت من در 20 جلد، مكاتبات در 6 جلد و اقتصاد بشري از جمله مهم‏ترينِ آنان است. ژرژ ساند سال‏هاي آخر عمر را در مِلك خود كه موسوم به نوهان بود گذراند تا اين كه در 20 اكتبر 1876م در 72 سالگي درگذشت.
    15) كشتار وحشيانه مردم هند توسط استعمارگران انگليسي (1919م): در سال 1919م حكومت استعمارگر انگليس به منظور جلوگيري از شورش و مبارزه مردم هند، قانون دولت را تصويب كرد. به موجب اين قانون به پليس اختيار داده شد كه هر فردي را كه مظنون مي‏دانستند، بدون دليل و حكم قانوني دستگير و حتي تا مدتي نامعلوم، او را زنداني كنند. اين قانون، خشم مردم هند را برانگيخت. از اين رو در روز سيزدهم آوريل 1919م در حالي كه بيش از پنج هزار نفر هندي بدون سلاح در باغِ جاليپان والا در شهر آمريتسار در اجتماعي آرام براي كسب استقلال گرد آمده بودند، به دستور يكي از فرماندهان انگليسي به گلوله بسته شدند. اين درحالي بود كه به شركت كنندگان در اين گردهمايىِ آرام حتي هشدار و فرصت ترك محل داده نشد. پس از اين قتل عام كه بيش از هزار و دويست كشته و حدود چهار هزار زخمي بر جاي گذاشت، فرمانده انگليسي اجازه مداواي مجروحين و رساندن آب و آذوقه به آنان را نيز نداد. پس از تصويب قانون دولت در هند و كشتار بي‏رحمانه مردم اين كشور در جاليپان والا، نهضت مقاومت مردم هند به رهبري گاندي اوج گرفت و سرانجام به شكست استعمار انگليس منجر شد.
    16) اشغال اتريش توسط نيروهاي متفقين در اواخر جنگ جهاني دوم (1945م): اتريش پس از جنگ جهاني دوم، كشوري مستقل بود، اما چندي قبل از آغاز جنگ، هيتلر، اتريش را ضميمه خاك آلمان نمود و سربازان اتريشي نيز به نفع آلمان وارد جنگ شدند. در آوريل 1945م، پس از عقب‏نشيني آلمان از اتريش و اشغال آن توسط دولت‏هاي متفق، اتريش به چهار منطقه تجزيه شد كه هر منطقه توسط يكي از دولت‏هاي امريكا، شوروي، انگليس و فرانسه اداره مي‏گرديد و ويِن پايتخت اتريش، تحت اداره مشترك چهار دولت قرار داشت. ده سال بعد، در سال 1955م بين چهار كشور اشغال‏گر و دولت اتريش، قراردادي به امضا رسيد كه به موجب آن، بي‏طرفي و استقلال اتريش تضمين شده و نيروهاي چهار كشور اشغال‏كننده، خاك اتريش را تخليه خواهند كرد. تخليه نيروهاي اشغال‏گر در سال 1955م پس از ده سال آغاز شد و از آن پس اتريش بي‏طرفي خود را در مناقشات بين‏المللي حفظ نمود.
    17) آغاز جنگ داخلي لبنان توسط فالانژها (1975م): لبنان از آغاز دهه 1970م دوران مصيبت‏باري را آغاز كرد كه تا سال 1980م نيز ادامه يافت. در آغاز اين دهه، فلسطينيان رانده شده از اردن و نيز نيروهاي مسلح سازمان آزادي‏بخش فلسطين به لبنان نقل مكان كردند. استقرار مركز عمليات اين افراد در بيروت و شهرهاي ديگر لبنان، بهانه‏اي به رژيم صهيونيستي داد تا اين كشور را از زمين و هوا مورد تعرض و تجاوز قرار بدهند. در سال 1975م، اختلاف بين گروه‏هاي مسيحي و مسلمان در بيروت، در سيزدهم آوريل اين سال، به آغاز يك جنگ تمام عيّار بين اين گروه‏ها منتهي شد كه در نتيجه آن، نيمي از شهر بيروت ويران شد. جنگ داخلي در لبنان با حمله شبه نظاميان مسيحي افراطيِ فالانژيست به يك اتوبوسِ حامل فلسطيني‏ها و كشتار سي تن از آنها آغاز شد. در پي اين كشتار، مسلمانان و ملي‏گرايان لبنان به مقابله با فالانژها برخاستند. چندي بعد با حمله چريك‏هاي فالانژ به اردوگاه‏هاي آوارگان فلسطيني، چريك‏هاي فلسطيني نيز به صحنه جنگ داخلي لبنان كشيده شدند. جنگ داخلي در لبنان، دخالت سوريه و سپس رژيم صهيونيستي را به دنبال داشت و در پايان دهه 1970م از استقلال و تماميت ارضي لبنان، چيزي بر جاي نمانده بود، چرا كه نيروهاي سوريه، نيمه شمالي كشور را تحت اشغال خود داشتند و در نوار مرزي جنوب لبنان با فلسطين، يك گروه نظامي كه از طرف رژيم صهيونيستي حمايت مي‏شدند حكومت خودمختاري به نام لبنان آزاد تشكيل داده و از دستورات دولت مركزي تبعيت نمي‏كردند. دولت مركزي لبنان در اين زمان حتي در خود بيروت هم تسلط نداشت و شهر عملاً به نواحي خودمختار كه در هر كدام يك گروه مسيحي يا مسلمان فرمان‏روايى مي‏كردند، تقسيم شده بود. اين جنگ خونين داخلي كه با تحريك رژيم صهيونيستي آغاز شده بود، تلفات و خسارات فراواني به لبنان وارد آورد. هدف رژيم صهيونيستي آن بود كه چريك‏هاي فلسطيني و نيروهاي مسلمان و ملي‏گراي ضد رژيم اسرائيل در لبنان را در جنگ داخلي درگير كند و آنان را از حمله به نظاميان صهيونيست باز دارد.
    18) برپايي نخستين تظاهرات مردم عراق عليه اشغال‏گران پس از سه دهه اختناق (2003م): بعد از سقوط صدام و حزب بعث عراق در 9 آوريل 2003م و اشغال اين كشور توسط نيروهاي مهاجم، به ويژه سربازان امريكا، نخستين تظاهرات مردمي در عراق عليه اشغال‏گران برگزار گرديد. در اين تظاهراتِ خودجوش، كه در 13 آوريل 2003 با حضور صدها تن از مردم ستم‏ديده عراق، در بغداد انجام گرفت، شركت كنندگان با سردادن شعارهاي "اللَّه اكبر، لا اله الا اللَّه" و نه امريكا نه اسرائيل، به جهانيان اعلام داشتند: ما اشغال‏گران را نمي‏خواهيم. بوش و صدام يكي هستند. امريكا به نام آزادي هرج و مرج را براي ما به ارمغان آورده است و ما امنيت مي‏خواهيم نه اشغال‏گري. مردم عراق در اين تظاهرات خواستار تشكيل دولت اسلامي در عراق شدند و فقط دولت اسلامي را ضامن حفظ حقوق همه نژادها و مذاهب دانستند. در واقع اولين تظاهرات مردمي در عراق بعد از 35 سال حاكميت اختناق‏آميز صدام و حزب بعث، نمايش اعتراض عليه امريكا، اسرائيل و رژيم سرنگون شده صدام حسين بود.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  8. تشكر

    خراباتي (07-03-1389)

  9. #55
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    25 فروردین 1389 / 29 ربیع الثانی 1431 / 14 آوریل 2010



    1) 25فروردين ماه سال1360هجري شمسي: عمليات شوش درمحورشوش آغازشد. اين عمليات با همكاري ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با موفقيّت به پايان رسيد. دلاورمردان سپاه اسلامي ضمن واردآوردن خسارات درخورتوجه به دشمن بعثي عراق و انهدام تجهيزات و يگانهاي متعدد، حدود200تن ازآنان را به هلاكت رساندند و شمارزيادي را هم به اسارت گرفتند.
    2) 25فروردين ماه سال1368هجري شمسي: استاد اكبرداناپرست دانشمند علوم رياضي براثرسكته مغزي درگذشت. سالهاي تحصيل دكترداناپرست همزمان با جنگ جهاني اول بود و ايشان دراين ايام، با قرآن كريم اين كلام الهي آشنا شد. دكترداناپرست ازاستادان برجسته رياضي بود و تاپايان عمربه تحقيق و تفحص دراين رشته مشغول بود و كتابهاي ارزشمندي چون «حِكمَتُ‌الاِشراق، اَسفار و آثارُ الباقيه »را ترجمه كرد.
    3) 25فروردين ماه سال1375هجري شمسي: بار ديگر رژيم اشغالگرقدس حملات همه جانبه خود را به ملت مظلوم فلسطين آغازكرد. بدين ترتيب مرم مظلوم جنوب لبنان ازخانه و كاشانه خويش آواره شدند. درپي اين حملات گسترده سيد حسن نصرالله دبيركل حزب الله لبنان دربيانيه اي ازافراد شهادت طلب خواست كه درمواضع تعيين شده حضوريابند و براي انتقام ازقاتلان زنان و كودكان، و پيوستن به خداي خويش آماده شوند.
    4) مرگ "اميراسداللَّه علم" نخست‏وزير و وزير دربار پهلوي (1357 ش): اميراسداللَّه عَلَم در سال 1298 ش در بيرجند متولد شد. پدرش كه از خوانين شهر قائن بود، از دوستان رضاخان به شمار مي‏رفت. در سال‏هاي بعد با حمايت سازمان جاسوسي انگلستان، رهبري عده‏اي از روزنامه‏نگاران و دانشجويان و فعالان سياسي جوان را به عهده داشت. عَلَم بعدها در كودتاي 28 مرداد 32 نقشي جدي ايفا كرد و پس از كودتا با دريافت مشاغل حساس، پاداشي در خور گرفت. پس از كودتا نيز، عَلَم به رابط مطمئن شاه با دولت‏هاي آمريكا و انگليس تبديل شد. علم، طراح و مجري اصلي انقلاب سفيد در سال‏هاي 1342 - 1341 به درخواست آمريكا و از آغاز دهه 1340، بزرگترين بازيگر دربار پهلوي بود. سمت‏هاي نخست‏وزيري و مهمتر از آن، وزارت دربار شاهنشاهي، از عَلَم چهره‏اي مقتدر در نظام رهبري ايران ساخت. او از 1333 تا پايان عمر به مدت حدود 24 سال وزير دربار شاه و تصميم‏گيرنده اصلي در نظام حكومتي كشور پس از شاه بود. سرانجام، اسداللَّه عَلَم، اين مهره سرسپرده طاغوت، در 59 سالگي به بيماري سرطان در نيويورك درگذشت. از وي دفترچه خاطراتي به جاي مانده كه حاوي اطلاعات ذيقيمتي از دربار فاسد شاه است كه پس از مرگش منتشر گرديد.
    5) شهادت برادر "رضا چراغي" فرمانده لشكر محمد رسول‏اللَّه(ص) (1362ش)
    6) عمليات نامنظم فتح 5 در شمال سليمانيه توسط سپاه پاسداران (1366ش): عمليات نامنظم فتح 5 با رمز مبارك يا صاحب الزمان(علیه السلام) در منطقه ماووت در استان سليمانيه عراق با هدف انهدام مراكز نظامي دشمن صورت گرفت. رزمندگان تحت فرمانده قرارگاه رمضان، متشكل از سپاه پاسداران و معارضين كُرد عراقي، با عبور از كوهستان‏هاي صعب العبور، خود را به اهداف از پيش تعيين شده رساندند و بعثيان را مورد تهاجم قرار دادند. در اين عمليات علاوه بر آزادي‏سازي چندين ارتفاع مهم منطقه و انهدام پايگاه‏هاي دشمن، حدود 1200 نفر از مزدوران بعث كشته و زخمي شدند و 300 تن ديگر به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند.
    7) عمليات نصر 1 در غرب بانه توسط سپاه (1366ش)
    8) اعتراف صريح بغداد به استفاده از سلاح‏هاي شيميايي در طول جنگ (1367 ش): در حالي كه در طول جنگ هشت ساله، جمهوري اسلامي ايران بارها نسبت به استفاده عراق از سلاح‏هاي شيميايي عليه رزمندگان اسلام به مجامع بين‏المللي شكايت برده و گروه‏هايي براي بررسي و تحقيق اعزام شده بودند، با اين حال، عراق از تأييد و يا تكذيب استفاده از اين سلاح‏ها خودداري مي‏كرد. تا اين كه در اين روز، در حالي كه جنگ به شدت بين دو طرف ادامه داشت، عراق رسماً به استفاده از سلاح‏هاي شيميايي شامل گازهاي سمي و خطرناك خردَل و اعصاب عليه اهداف نظامي و غيرنظامي اعتراف نمود.
    9) درگذشت استاد دكتر "محمد جواد مشكور" مورخ، اديب و زبانشناس معاصر (1374 ش): دكتر محمد جواد مشكور، در سال 1297 ش در تهران به دنيا آمد. پس از طي دروس مقدماتي، وارد دانشگاه تهران شد و پس از اخذ ليسانس ادبيات فارسي از تهران، در سال 1332 راهي فرانسه شد. وي در سال 1335 به اخذ درجه دكترا در تاريخ اسلام از دانشگاه سوربُن نائل گشت و پس از مراجعت به ايران، به تدريس در دانشگاه تبريز و سپس، دانشگاه تهران پرداخت. دكتر مشكور همچنين در سال 1353 به عنوان رايزن فرهنگي ايران به دمشق اعزام شد و ضمن تدريس در دانشگاه دمشق، دو كرسي زبان و ادبيات فارسي را در دانشگاه دمشق و حَلَب تأسيس كرد. وي با تسلط به زبان‏هاي عربي، فرانسه و انگليسي و نيز آشنايي با زبان‏هاي تركي اسلامبولي، لاتين و آلماني و زبان‏هاي باستاني، كتب معتبري در زمينه فِرَق و مذاهب، اديان و عرفان، زبان‏هاي آريايي و سامي به نگارش در آورده است. استاد مشكور داراي 47 عنوان كتاب و بيش از يكصد مقاله مي‏باشد كه تاريخ ايران زمين، تاريخ اسلام و ايران و... از آن جمله‏اند. وي نامي جاويد در دفتر فرهنگ و ادب ايران زمين و تمدن اسلامي از خود يادگار گذاشت تا اينكه در 77 سالگي به علت عارضه مغزي به رحمت ايزدي پيوست.
    10) روز بزرگداشت اديب و عارف شهير "شيخ فريد الدين عطار نيشابوري": شيخ فريدالدين محمد بن ابراهيم نيشابوري مشهور به عطار، شاعر و عارف نام آور ايراني در قرن ششم و آغاز قرن هفتم هجري است. وي در ابتدا شغل عطاري داشته و پس از تغيير حال، در سِلك صوفيان و عارفان درآمد. عاقبت پس از سفرهاي متعدد، در زادگاه خود رحل اقامت افكند. عطار به حق از شاعران بزرگ متصوفه است كه كلام ساده و گيرنده او با عشق و شوقي سوزان همراه مي‏باشد. زبان نرم و گفتار دل انگيزش كه از دلي سوخته و عاشق و شيدا بر مي‏آيد، حقايق عرفاني را به نحوي خاص در دل‏ها جايگزين مي‏سازد. غير از ديوان مفصّل عطار، مثنوي‏هاي متعدد او مانند اسرارنامه، الهي‏نامه، مصيبت‏نامه، خسرونامه، سي‏فصل و لسان‏الغيب و... مشهورند. معروفترين مثنوي‏هاي عطار، منطق‏الطير نام دارد و كتاب تذكرة الاولياء در بيان مقامات عرفا نيز از آثار مشهور منثور اوست.
    11) تولد "محمد بن احمد ذهبي" محدث و مورخ(673 ق) : شمس الدين، محمدبن احمد ذهبي محدث و مورخ مشهور، علاقه‏ي زيادي به گردآوري حديث داشت و براي تكميل اين علم، سفرهاي بسيار كرد. او در اين سفرها از بسياري از بزرگان و علما حديث شنيد و آن‏ها را ضبط نمود. ذهبي وقايع تاريخ اسلام و مشاهير اين دوران را از زمان ظهور آيين اسلام تا سال 704 ق دنبال كرده و اخبار و وقايع محدثين آن دوره را نيز به رشته‏ي تحرير درآورده است. وي اين مجموعه را تحت عنوان تاريخ اسلام به صورت كتابي تنظيم كرده است. آثار ذهبي بسيار مورد استفاده‏ي اهل علم قرار گرفت و در اكثر مواقع، دانش‏پژوهان براي شنيدن احاديث به محضرش مي‏شتافتند. الكاشف، طبقات القُرّاء، المُعجم الكبير و المعجم الصغير از آثار اوست. ذهبي در سال 748 ق در 75 سالگي در دمشق وفات يافت.
    12) وفات "محمد بن عبداللَّه بن بهلول" معروف به شيباني از مشاهير حديث(1387 ق): محمد بن عبداللَّه بن محمد بن عبيداللَّه بن بهلول، معروف به شيباني، كوفي الاصل، از مشاهير محدثان اماميه مي‏باشد كه براي استماع حديث، مسافرت‏ها كرده و تأليفاتي دارد. او در ابتدا به نقل احاديث معتبر همت مي‏گماشت ولي در ادامه از روايت احاديث غريب نيز خودداري نكرد و باعث شد كه ديگران نقل روايت‏هاي او را معتبر نشمارند.
    13) 14آوريل سال1832ميلادي: «يوهان ولفگانگ فون گوته» نويسنده، شاعر، منتقد و متفكرآلماني درگذشت. گوته ازبزرگترين شخصيتهاي علمي- فرهنگي اروپاي قرن 19و ازبارزترين چهره هاي ادبي جهان است. ديوان شرقي ازمشهورترين آثارگوته است. او دراين اثرآشكارا ازخواجه شيرازشاعرعارف و متفكركشورمان الهام گرفته است. «فاوست، نغمه هاي رومي، و سقراط» ازديگركتابهاي گوته بشمارمي روند.
    14) تولد "ماني" يكي از مدعيان پيامبري در ايران (216م) (ر.ك: 7 فوريه)
    15) تولد "كريستين هويْگِنْسْ" فيزيك‏دان و رياضي‏دان بزرگ هلندي (1629م): كريستين هويْگِنْسْ فيزيك‏دان و ستاره شناس هلندي در 14 آوريل 1629م در لاهه پايتخت هلند به دنيا آمد. وي پس از طي تحصيلات متوسطه وارد دانشگاه شد و در رياضيات به تحصيل پرداخت. هويگنس پس از چندي به اخترشناسي روي آورد و چون وسايل و ابزار او كهنه و غيرقابل استفاده بودند،تصميم گرفت كه عدسي‏هاي دوربين خود را به تنهايى بسازد. او با تغييرات تازه و جالبي كه در دوربين نجومي داد موفق شد هاله ناشناخته‏اي را كه دور سياره زحل را گرفته و پيش از اين، گاليله از آن نامبرده بود، كشف كند و ثابت كرد اين هاله به شكل حلقه پهن و بزرگي سياره زحل را در برگرفته است. هويگنس هم‏چنين ساعت پاندولي را اختراع كرد و با توصيف كار آن به شهرت زيادي رسيد. با اختراع اين ساعت در سال 1657م، مدت زمان حركت ستارگان و خورشيد براي نخستين بار معلوم شد و هم‏چنين از اين ساعت در امور كشتيراني و دريانوردي استفاده گرديد. با اين حال ساختمان ساعت پاندولي كامل نبود و جاذبه زمين از دقت آن مي‏كاست. هويگنس براي رفع اين مشكل تحقيقات زيادي انجام داد و پس از مدت‏ها مطالعه درباره مكانيزم‏هاي مختلف، فنر مارپيچي ساعت را ساخت. هويگنس علاوه بر اختراع ساعت پاندولي، پژوهش با ارزشي روي پديده نور انجام داد و نظريه‏اي نيز مطرح نمود. بر اساس اين نظريه، نور از موج‏هاي زيادي تشكيل شده و اين موج‏ها را مي‏توان به موج‏هاي صوتي يا موج‏هاي روي آب تشبيه كرد با اين تفاوت كه موج‏هاي نوراني برخلاف موج‏هاي صوتي مي‏توانند ازخلاء عبور كنند. اين نظريه در آن زمان بحث‏هاي فراواني را برانگيخت، با اين حال نظريه هويگنس در حدود دويست سال به دست فراموشي سپرده شد تا اينكه بعدها ثابت شد كه اين نظريه به حقيقت نزديك‏تر و درك آن آسان‏تر است. هرچند امروزه دانشمندان پي برده‏اند كه نور هم داراي خاصيت موجي است و هم ذره‏اي، و اين دو هرگز نمي‏توانند از هم جدا باشند. شهرت هويگنس فقط به خاطر نظريه‏اش درباره ماهيت امواج نور نيست. او اخترشناس برجسته‏اي بود و اسباب‏ها و دستگاه‏هاي نوري زيادي را اختراع كرد كه اختراع ميكرومتر يا ريزسنج براي اندازه‏گيري قطر ظاهري سيارات از آن جمله است. وي هم‏چنين ماشين فشار هوا و ميزان الهوا را نيز تكميل كرد و براي اولين بار، با هواسنج، ارتفاعات را اندازه‏گيري نمود. كريستين هويگنس سرانجام در سال 1695م در 66 سالگي درگذشت.
    16) تأسيس شهر "سن‏پترزبورگ" به فرمان پتر كبير در روسيه (1703م)
    17) ترور "آبراهام لينكُلْن" شانزدهمين رئيس‏جمهور امريكا در واشينگتن (1865م): آبراهام لينْكُلْنْ شانزدهمين رئيس جمهور امريكا در 12 فوريه سال 1809م در ايالت ايلي‏نويْزْ در خانواده‏اي فقير به دنيا آمد. وي پس از طي تحصيلات مقدماتي، در رشته حقوق به تحصيل پرداخت و از آن پس به وكالت روي آورد. مدت زمان زيادي طول نكشيد كه لينكُلْنْ به يكي از بزرگ‏ترين وكلاي ايالت خود تبديل شد و از آن به بعد وارد فعاليت‏هاي سياسي گرديد. او در سال 1847م به نمايندگي كنگره امريكا انتخاب شد و طي ده سال بعد به دليل صراحت لهجه و خطابه‏هاي سياسي مهم، در سراسر امريكا به شهرت رسيد. لينكلن در اين خطابه‏ها سخن از بشر دوستي مي‏گفت و عليه تبعيض‏هاي نژادي انتقاد مي‏كرد. وي در نهايت در مبارزات انتخابات رياست جمهوري امريكا شركت كرد و در سال 1861م به اين مقام دست يافت. در اين زمان، ميان مردم جنوب و شمال امريكا بر سر برده‏فروشي نزاع درگرفت و به صورت جنگ خونيني درآمد. لينكُلن به محض روي كار آمدن، مبارزات شديد خود را عليه تبعيضات نژادي آغاز نمود و از آرمان خود عقب نشيني نكرد. او در آغاز اين جنگ‏هاي داخلي كه به جنگ‏هاي انفصال مشهورند، پي‏درپي شكست مي‏خورد ولي با نيروي تدبير و شكيبايى خود، دشواري‏ها را به تدريج از سر راه برداشت تا اينكه با صدور اعلاميه آزادي بردگان، وعده آزادي هميشگي برده‏ها را در سراسر امريكا از تاريخ اول ژانويه 1863م اعلام كرد. پس از اين اعلاميه، جنگ‏هاي داخلي امريكا شدت يافت ولي با مقاومت لينكلن، اين قانون تصويب شد و بردگي در سراسر امريكا لغو گرديد. او هم‏چنين علاوه بر طرح ايجاد راه آهن سراسري امريكا، نزديك به 240 ميليون هكتار زمين‏هاي خالصه را نيز به كشاورزان واگذار نمود. آبراهام لينكلن سرانجام تنها چند روز پس از پايان جنگ‏هاي انفصال، در 14 آوريل 1865م و در حالي كه دور دوم از دوران رياست جمهوري خود را مي‏گذراند، توسط يكي از طرفداران بردگي در 56 سالگي به قتل رسيد. آبراهام لينكُلن را در تاريخ امريكا به عنوان فردي مي‏شناسند كه با نظام برده‏داري و اسارت سياه‏پوستان به مبارزه برخاست. اين برداشتِ همه مورخين است، اما تمامي مورخين، در زمينه علت مبارزه با برده‏داري توسط لينكُلن نظر واحدي ندارند. بعضي از آنها، همسو با تبليغات امريكايى‏ها، اين اقدام را يك حركت معنوي در جهت بازگرداندن حقوق اجتماعي و انساني سياهان مي‏دانند و بعضي ديگر كه بي‏طرفانه‏تر به حقايق مي‏نگرند، اصل مبارزه با برده‏داري را يك حركت حساب شده براي جلب اعتماد و پشتيباني قشر عظيم سياهان امريكا و به دست آوردن آراء موافق آنها در مواقعي كه به وجودشان نياز باشد، مي‏دانند. (ر.ك: 9 آوريل)
    18) تشكيل اتحاديه سياسي "پان آمريكن" در قاره امريكا (1890م): اتحاديه پان آمريكن در چهاردهم آوريل 1890م به منظور ايجاد همكاري‏هاي چند جانبه كشورهاي قاره امريكا شكل گرفت. اين اتحاديه، بعدها به سازمان كشورهاي امريكايى تغيير نام داد و منشور آن پس از جنگ جهاني دوم، در سال 1948م به تصويب رسيد. آن چه در اين سازمان، موجب نگراني كشورهاي عضو است، نفوذ فراوان امريكا در اين سازمان و استفاده واشينگتن از آن، در جهت مقاصد سياسي امريكا است. امريكا هم‏چنين از سازمان كشورهاي امريكايى به عنوان بستري مناسب براي بسط سلطه اقتصادي بر كشورهاي امريكاي جنوبي و مركزي استفاده مي‏كند. به همين دليل اعضاي اين سازمان تلاش مي‏كنند تا حد ممكن از نفوذ واشينگتن بر اين سازمان و به كارگيري آن در جهت اهداف و منافع امريكا بكاهند. با اين حال، سازمان كشورهاي امريكايى، عملاً تحت نفوذ ايالات متحده امريكا قرار دارد و مجري طرح‏هاي سياسي و اقتصادي امريكا است. هدف ايجاد اين سازمان، ايجاد دوستي و همكاري‏هاي متقابل بين كشورهاي امريكاي شمالي، مركزي و جنوبي است. سازمان كشورهاي امريكايي هر سال كنفرانسي با شركت سران كشورهاي عضو تشكيل مي‏دهد و در موارد اضطراري نيز، كنفرانس‏هايي با شركت وزيران خارجه كشورها تشكيل مي‏شود. كليه كشورهاي امريكايي به جز كوبا در اين سازمان عضويت دارند و مقر آن در واشينگتن واقع است.
    19) درگذشت "چارلز پيرس" فيلسوف امريكايي و مؤسس مكتب اصالت عمل (1914م): چارْلْزْ ساندِرْزْ پيرِس، فيلسوف و متفكر امريكايى در نيمه سپتامبر 1839م در ايالت ماساچوسِت امريكا به دنيا آمد. وي پس از طي تحصيلات خود، در فلسفه صاحب نظر شد، ولي چون مردي گمنام بود، او را براي تدريس فلسفه در دانشگاه‏ها شايسته نمي‏دانستند. پيرس پس از چندي مكتب فلسفيِ اصالت عمل را ايجاد كرد كه بر اساس آن جنبه ما بعد طبيعيِ فكر، از اعتبار مي‏افتد. هم‏چنين با پيشرفت اختراعات، حقيقت، عوض مي‏شود و حقيقتِ هر قضيه از روي تطبيق آن با نتايج تجربي و فوايد عمليِ حاصل از آن به دست مي‏آيد. ساندرزْ فيلسوف شكاكي بود كه خويشتن را جايزالخطا مي‏خواند، زيرا معتقد بود كه ممكن است بسياري از افكار وي در معرض خطا و لغزش باشد. پيرس مي‏گفت: "من آدمي هستم كه منتقدان، هيچ وقت از او سخن خوبي نخواهند گفت." از آن جا كه فلسفه اصالتِ عملِ لغزش‏پذيرِ او، حقيقت را نسبت به زمان و مكان، تغييرپذير مي‏دانست، وي را بر آن مي‏داشت كه به هر نظر فلسفي تا زماني كه حقيقتِ آن به محك تجربه، به ثبوت نرسيده است، به ديده شك و ترديد بنگرد. فلسفه اصالت عملِ پيرس، پس از چندي مورد توجه فلاسفه و انديشمندان بسياري قرار گرفت و در ساليان بعد، افراد زيادي از اين فلسفه، تأثير پذيرفتند و آن را به اوج رساندند. چارلزْ ساندرْزْ پيرس سرانجام در 14 آوريل 1914م در 75 سالگي درگذشت.
    20) درگذشت دكتر "لودويك زامِنْهوف" مخترع زبان بين‏المللي اسپِرانْتو (1917م): دكتر لودويك زامِنهوف، مبتكر لهستاني در 15 سپتامبر 1859م در لهستان به دنيا آمد. وي پس از طي تحصيلات خود در دبيرستان، وارد دانشگاه شد و در رشته چشم پزشكي فارغ التحصيل گرديد. با اين حال وي به علم لغت علاقه‏مند بود و در اين رشته به مطالعه پرداخت. زامنهوف از آن پس به تحقيق پرداخت و در 26 سپتامبر 1887م براي پايان دادن به اختلافات زبان‏هاي گوناگون، زبان مخصوصي را با توجه به ريشه لغات همه زبان‏هاي اروپايى به وجود آورد و آن را اسپِرانْتو به معني اميد ناميد. اين زبان، داراي 16 قاعده بسيار آسان و زبان تفاهم بين‏المللي است. اسپرانتو طبق آخرين روش‏هاي كدگذاري علمي، ساخته شده‏است تا همه مردم جهان، حتي افراد كم هوش يا نابينايان و ناشنوايان نيز بتوانند آن را به آساني فراگيرند و با هم تفاهم برقرار كنند. امروزه متوجه شده‏اند كه اسپرانتو، بهترين زبان براي كار كامپيوترها و ماشين‏هاي ترجمه است و سريع‏ترين، ارزان‏ترين و مطمئن‏ترين وسيله انتقال اطلاعات علمي به سراسر جهان، به ويژه براي كشورهاي كم درآمد و كم رشد است. آساني زبان اسپرانتو به اندازه‏اي است كه بسياري از افراد، آن را حتي در كمتر از يك‏صد ساعت فرا مي‏گيرند. به خاطر كُدها يا علامات دستوري، قواعد اسپرانتو، جنبه بصري و سمعي بسيار ساده دارد. لغت‏نامه بزرگ اسپرانتو، با پانزده هزار كلمه و 142 آوند، داراي دو ميليون و يك‏صد و سي هزار واژه است كه اين مقدار واژه، بيش از چهار برابر واژه‏هاي بزرگ‏ترين فرهنگ انگليسي است كه حدود چهارصد و نود هزار واژه دارد. با اين حال و با وجود استقبال ملل دنيا از زبان اسپرانتو، به علت مخالفت دول مختلف به ويژه دولت‏هاي استعمارگر انگليسي زبان، زبان اسپرانتو بين‏المللي نشد. دكتر لودويك زامنهوف سرانجام در 14 آوريل 1917م در 58 سالگي درگذشت. (ر.ك: 26 سپتامبر)
    21) مرگ "ولاديمير ماياكوفْسْكي" شاعر و اديب مشهور روسي (1930م): ولاديمير ماياكوفسْكي، اديب معروف روسي، در 19 ژوئيه 1893م در روستاي بگدادي كه اكنون به افتخار او، ماياكوفْسْكي ناميده مي‏شود، به دنيا آمد. وي در13 سالگي به همراه خانواده راهي مسكو شد و وارد دبيرستان گرديد. اما در اوايل 1908 كه 15 ساله بود به گروه‏هاي انقلابي زيرزميني پيوست، سه بار دستگير شد و در نتيجه هرگز درسش را تمام نكرد. ماياكوفسكي، چون استعداد فوق‏العاده‏اي در نقاشي داشت، در مؤسسه نقاشي، مجسمه‏سازي و معماري مسكو وارد هنر مدرن شد و به شعر و شاعري نيز پرداخت. با پيروزي بلشويك‏ها در روسيه، وي به طرفداري از آنها پرداخت و مورد توجه حكومت قرار گرفت. به طوري كه طي ده‏ها سال حكومت كمونيست‏ها، هيچ شاعري مانند وي مورد ستايش قرار نگرفته است. علت اساسي اين موفقيت فوق‏العاده اين بود كه او علاوه بر داشتن افكار انقلابي، در طرز شعر گفتن نيز انقلابي پديد آورد. در اشعارش كلمات عاميانه به وفور يافت مي‏شود زيرا او با زبان ادبي كه او آن را يادگار دوران اشرافيتْ‏مَنشي مي‏دانست، مخالف بود. ماياكوفسكي معقتد بود كه ادبيات بايد به زبان توده مردم و در بيان زندگي و آلام آنها باشد به همين دليل اصطلاحات عاميانه را وارد شعر كرد كه اين نوع شعر به شعر ژورناليستي شهرت يافت. وي در ميان شعراي قرن بيستم روسيه، تنها شاعري است كه قطعات اشعار بلند دارد. در اشعار ماياكوفسكي، اثر ناراحتي و اضطراب دائم ديده مي‏شود. غالب آنها شامل فريادهاي عصباني است كه شاعر در مقابل تمدن امروزي و فجايع زندگي بشري مي‏كشد. ماياكوفسكي از گواهان و راويان فصيح آشفتگي‏هاي قرن بيستم و از شاعران برجسته دوره انقلاب روسيه است. او هم‏چنين مبتكر مكتب شعري تازه‏اي است كه، شعر روزنامه‏اي نام دارد. ماياكوفسكي را همه فن‏حريف‏ترين و با ذوق‏ترين نظم‏پرداز روس نيز گفته‏اند. شعر او دكلمه‏وار است از اين رو، آن را به روش پلكاني چاپ مي‏كرد كه پس از هر مكث، يك پله پايين مي‏آمد. بسياري از اشعار ماياكوفسكي از نوع شعر آزاد است اما حتي در اين موارد نيز ريتم شعر او، آشكارا ريتم شعر است نه ريتم نثر. وي استاد با ذوق قافيه بود. قافيه‏هايش فقط ابتكاري نيست بلكه از نظر معنا شناختي نيز قابل بحث است. ماياكوفسكي بيش از هر شاعر ديگر قرن بيستم بر شاعران روس تأثير گذاشته است. او را بنيان‏گذار شعر نو در روسيه مي‏دانند و اولين شاعري است كه وزن را در لحن و توافق اصوات معرفي نمود. هنر ماياكوفسكي بر پايه استادي و مهارت او در فنون شعر و معاني و بيان گذارده شده است. وزن در نظر اين شاعر آزاد و تنها، تابع حركات و الهام شاعرانه است. شعر ماياكوفسكي، انعطاف‏ناپذير، موجز و تكان‏دهنده است. با شعر او تغزّل نيرومند از ادب شوروي رخت بربست و تعهد سياسي جاي آن را گرفت. معروف‏ترين آثار او، انسان، مجموعه جنگ و صلح، روي ني،ستون فقرات و منظومه صد و پنجاه ميليون نام دارند. ولاديمير ماياكوفسكي سرانجام در 14 آوريل 1930م در 37 سالگي به علت نامعلومي خودكشي كرد. پس از مرگ وي، ژوزف استالين، ديكتاتور بزرگ شوروي، او را بهترين و ستايش انگيزترين شاعر عصر در روسيه معرفي نمود و بي‏اعتنايي درباره يادبود او و آثارش را جنايت شمرد. سپس در همه شهرهاي كوچك و بزرگ روسيه مجسمه‏هايي از او برپا شد و در مدح او خطابه‏هايي ايراد گشت.
    22) توافق ارتش سرخ شوروي براي خروج از خاك كشور افغانستان (1988م): از زماني كه نظاميان شوروي در دسامبر سال 1979، براي روي كار آوردن دولت كمونيستي، افغانستان را اشغال كردند، با مقاومت سرسختانه مجاهدان افغاني روبرو شدند. هم‏چنين امريكا كه منافع خود را در خطر مي‏ديد از اهرم‏هاي نظامي، سياسي و اقتصادي عليه مسكو براي وادار كردن اين دولت به عقب‏نشيني از افغانستان استفاده كرد. به اين ترتيب در نيمه دوم دهه 1980، هنگامي كه دولت‏مردان شوروي به رهبري ميخائيل گورباچف، پاره‏اي تغييرات را در اين كشور آغاز كردند، اشغال افغانستان را به عنوان معضل بزرگي در برابر خود ديدند و مجبور به عقب‏نشيني از اين كشور شدند. سرانجام دولت شوروي در 14 آوريل 1988م با امضاي توافق‏نامه‏اي در ژنو سوئيس پذيرفت تا ارتش خود را از افغانستان خارج كند. اگر چه ارتش سرخ شوروي از 15 فوريه 1989م تخليه افغانستان را آغاز كرد، اما مبارزه ميان مجاهدان اين كشور و نيروهاي دولت دست نشانده شوروي، تا سال 1992م كه مجاهدان به پيروزي دست يافتند، ادامه داشت. (ر.ك: 15 فوريه و 16 مه)
    23) شكست كودتاي امريكا در ونزوئلا پس از 48 ساعت از وقوع آن (2002م) (ر.ك: 12 آوريل)
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  10. تشكر

    خراباتي (07-03-1389)

  11. #56
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    26 فروردین 1389 / 30 ربیع الثانی 1431 / 15 آوریل 2010



    1) 26فروردين ماه سال1361هجري شمسي: خالد اسلامبولي افسرمسلمان مصري به شهادت رسيد. خالد اسلامبولي در20 سالگي به سمَت افسر توپخانه ارتش مصرمنصوب شد. پس ازامضاي قرارداد كمپ ديويد به دست انورسادات رئيس جمهوروقت مصر و سركوبي مردم مسلمان و مبارز مصر، خالد وو يارانش برآن شدند كه به حيات سادات خاتمه دهند. بدين ترتيب دراكتبر1981ميلادي او را درجايگاه مخصوص و به هنگام مشاهده رژه واحدهاي ارتش تروركردند. پس ازآن خالد اسلامبولي و ياران او بدست نيروهاي مصردستگيرو بعد از5 ماه اسارت به اعدام محكوم شدند.
    2) رحلت عالم بزرگوار و فقيه مجاهد آيت‏اللَّه "شيخ محمد تقي بافقي" (1325 ش): آيت‏اللَّه شيخ محمد تقي بافقي در حدود سال 1253 ش (1292 ق) در بافق يزد به دنيا آمد. وي پس از طي تحصيلات مقدماتي در يزد، راهي نجف اشرف گرديد و از محضر درس آخوند خراساني، سيد محمد كاظم يزدي و سيد احمد كربلايي استفاده‏اي وافر برد. آيت‏اللَّه بافقي پس از اقامت 19 ساله در نجف، در قم اقامت گزيد و به درس و بحث پرداخت. او از افرادي بود كه در تهيه مقدماتِ انتقال آيت‏اللَّه حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي به قم و تأسيس حوزه علميه قم، تلاش بسياري كرد و پس از تأسيس حوزه، معاونت آيت‏اللَّه حائري را بر عهده گرفت. اين فقيه مبارز در جهت جلوگيري از منكرات از هيچ مصيبتي نمي‏هراسيد به طوري كه بر اثر مخالفت علني با جريان كشف حجاب و ورود خانواده بي‏شرم و بي‏حجاب پهلوي به حرم حضرت معصومه(س)، در دوم فروردين 1306، توسط شخص رضاخان مورد ضرب و شتم قرار گرفت و سپس سال‏ها در شهر ري در تبعيد بود. آيت‏اللَّه بافقي پس از شنيدن واقعه خونين مسجد گوهرشاد مشهد توسط عمال پهلوي در تيرماه 1314، دچار سكته قلبي شد و برخي از اعضاي بدنش آسيب ديد. وي پس از فرار و اخراج پهلوي اول به قم بازگشت و سرانجام در 26 فروردين سال 1325 ش برابر با 12 جمادي الاول 1365 ق در 72 سالگي درگذشت و در حرم حضرت معصومه(س) مدفون گرديد.
    3) انتخابات دوّمين دوره مجلس شوراي اسلامي (1363ش)
    4) رحلت مورخ شهير حوزه علميه قم "حاج شيخ محمد شريف رازي" (1379ش): حجت‏الاسلام و المسلمين حاج شيخ محمد شريف رازي، در سال 1300ش (1340ق) در خانداني متدين در شهر ري به دنيا آمد. در سيزده سالگي پدر را از دست داد و پس از آن به كار و كسب و تحصيل علوم جديد و مقدمات علوم ديني پرداخت. وي در هفده سالگي با صلاحديد آيت‏اللَّه شيخ محمدتقي بافقي كه دوران تبعيدش را در شهر ري مي‏گذارند، به قم رفت و به تكميل سطوح عالي حوزه همت گماشت. حجت‏الاسلام شريف رازي پس از آن رهسپار حوزه علميه نجف اشرف گرديد و مدتي از درس سيد ابوالحسن اصفهاني و شيخ غلامحسين اردبيلي بهره برد. ايشان همچنين پس از چند ماهي كه از دروس آيت‏اللَّه ميرزا مهدي اصفهاني در مشهد مقدس استفاده نمود، در قم رحل اقامت افكند و يكسره به درس فقه و اصول حضرات آيات: سيد محمد حجت كوه كمره‏اي و سيدحسين بروجردي حاضر شد و مباني علمي خويش را استوار ساخت. حجت‏الاسلام شريف رازي در سال 1333ش به شهر ري رفت و در مدت اقامت پنج ساله در آنجا، در تاسيس، مديريت و تدريسِ مدرسه بُرهانيه نقش مهمي ايفا نمود. از آن پس به قم بازگشت و به تاليف و تحقيق و تبليغ دين در داخل و خارج كشور اشتغال ورزيد. وي از بسياري از بزرگان شيعه اجازات امور حسبيه و روايتي دريافت داشت كه از جمله آنها، اجازات روايي حضرات آيات: شيخ آقابزرگ تهراني، شيخ علي‏اكبر نهاوندي و سيدشهاب‏الدين مرعشي نجفي بود. حجت‏الاسلام شريف رازي در ضبط تاريخ حوزه‏هاي علميه و بزرگان شيعه اهتمامي خاص داشت و با تاليف و نگارش كتاب‏هاي آثارُالحُجَّه يا دايرةالمعارف حوزه علميه قم در 2 جلد و نيز گنجينه دانشمندان درباره شرح حال زندگي علماي معاصر شيعه در ايران و عراق، در 9 جلد، در احيا و بزرگداشت نام و ياد علماي شيعه قدمي بلند و گامي ارجمند برداشت. علاوه بر اين از شريف رازي آثار با ارزش ديگري بر جاي مانده كه اختران فروزان ري و تهران، كرامات صالحين، چرا شيعه شدم، مشاهير دانشمند اسلام، تعليقه بر وسايل الشيعه در 5 جلد و تعليه بر بحارالانوار در 6 جلد و... از آن جمله‏اند. معظمٌ‏له سرانجام پس از عمري تحقيق و نگارش، در بيست و پنجم فروردين 1379ش برابر با هفتم محرم 1420ق در هفتاد و نه سالگي بدرود حيات گفت و در قبرستان شيخان قم مدفون گرديد.
    5) تولد محمد علی کشاورز هنرمند و بازیگر سینما 1309 ش
    6) رحلت عالم و فقيه بزرگوار آيت‏اللَّه "سيد ابوالفضل موسوي تبريزي" (1382 ش) : آيت‏اللَّه سيد ابوالفضل موسوي تبريزي در سال 1314 ش (1354 ق) در تبريز به دنيا آمد و پس از طي دوران دبستان، در سيزده سالگي وارد حوزه علميه تبريز شد. وي پس از طي دوره مقدمات، در هفده سالگي راهي حوزه علميه قم گرديد و در محضر استاداني همچون آيت‏اللَّه علي مشكيني و حضرت امام خميني(رحمة الله علیه) به مدارج بالاي علمي دست يافت. آيت‏اللَّه موسوي تبريزي در جريان نهضت اسلامي مردم بر ضد رژيم پهلوي به مبارزات سياسي پرداخت و در سال 1347 به عضويت جامعه مدرسين حوزه علميه قم درآمد. ايشان پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز، دو دوره به نمايندگي مجلس شوراي اسلامي و سه دوره نمايندگي مجلس خبرگان رهبري را برعهده گرفت و در اين سنگرها خدمت نمود. آيت‏اللَّه موسوي تبريزي همچنين مدتي به عنوان دادستان كل كشور و رياست ديوان عدالت اداري، مشغول فعاليت بود و منشأ خدمات ارزنده‏اي گرديد. ايشان در سال‏هاي پاياني عمر خويش به عنوان مشاور عالي قوه قضاييه و عضو مجمع جهاني اهل‏بيت در خدمت نظام اسلامي حضوري فعال داشت تا اينكه در 26 فروردين 1382 ش برابر با سيزدهم صفر 1424 ق در 68 سالگي دار فاني را وداع گفت و در حرم حضرت معصومه(س) به خاك سپرده شد.
    7) روز ريشه‏كني فلج اطفال
    8) 15آوريل سال1452ميلادي: «لئوناردو داوينچي» دانشمند معروف، هنرمند نقاش، مجسمه سازو معماربزرگ قرن15ميلادي درايتاليا متولد شد. داوينچي درسال1461ميلادي درفلورانس دركارگاه نقاشي وروكيو به كارپرداخت و بتدريج به مقام استادي دراين هنررسيد. لئوناردو مدتها نقاش دربارلويي12 و فرانسيس اول بود و همواره دركنارنقاشي به مطالعه درعلم تشريح و رياضيات مي پرداخت. لبخند «ژوكونديا موتاليزا و شام آخر» ازمشهورترين آثارلئوناردو داوينچي به شمار مي روند.
    9) 15آوريل سال 1731ميلادي: «هانري كاوَنديش» فيزيكدان و شيميدان انگليسي متولد شد. كاوندش درعلوم فيزيك و شيمي استاد و مدرس بود و دركنارتدريس به تحقيق و آزمايش مي پرداخت. كاونديش ضمن تحقيقات خود موفق به تعيين حرارت مخصوص برخي ازاجسام شد. وي نخستين كسي است كه ثابت كرد ئيدروژن سبك ترازهواست و درباره تركيب شيميايي هوا نيز تحقيقات جامع و ارزنده اي ازخود به جاي گذاشته است.
    10) درگذشت خانم "جورج اِلْيوُتْ" نويسنده معروف انگليسي (1880م): ماري آن ايوانْسْ معروف به جورج اليوت، داستان‏سراي پرآوازه انگليسي در 22 نوامبر 1819م در اين كشور به دنيا آمد. وي در 16 سالگي مدرسه را رها كرد و به اداره خانه و املاك پدر پرداخت. او زبان‏هاي يوناني، لاتيني، آلماني و ايتاليايى را فرا گرفت و به فرهنگ خويش وسعت بخشيد. اليوت در جواني بر اثر تزلزل مذهبي، از انجام فرايض ديني دست باز داشت و باورش را نسبت به مسيحيت از دست داد، با اين حال، هرگز ريشه‏هاي عميق اخلاقي در وجودش سستي نيافت. اليوت كار ادبي را با ترجمه كتاب زندگي مسيح(ع) در دهه 1840م آغاز كرد كه در تيراژ زيادي به چاپ رسيد. اليوت در برخي كارهاي بعدي خود به اين نكته تاكيد مي‏كرد كه بشر به هنگام رنج بردن، تنها از راه‏هاي داشتن و بذل محبت و كمك به ديگران مي‏تواند دردهاي خود را تسكين بخشد. وي در داستان‏هاي خود، همدردي صميمانه‏اي با مردم تيره‏روز ابراز مي‏كند. زندگي، بحران‏هاي روحي و عذاب‏هاي وجداني آنان را شرح مي‏دهد و از راه واقع‏بيني و تحليل دقيق خصوصيت‏هاي اخلاقي مردم شهرستان و طبقه‏هايى كه با زبان و افكارشان از نزديك آشناست در بياني طنزآلود و پرجاذبه، به داستان‏نويسي در انگلستان غناي فراوان مي‏بخشد. در واقع جورج اليوت را مي‏توان راهگشاي داستان‏نويسي جديد در انگلستان به شمار آورد. وي در نگارش داستان‏هاي خود، بيشتر از يك نويسنده، يك نقاد روشنگر و موشكاف بود و در زندگي خصوصي خود نيز، بيشتر از آنكه يك نويسنده به چشم بيايد، يك آموزگار بود. درباره آثار جورج اليوت، نقدهاي فراواني شده است و او را تنها كسي دانسته‏اند كه مقامي پس از چارلْزْ ديكنزْ، نويسنده شهير هم وطنش پيدا كرده و نفوذي غيرقابل انكار بر نويسندگان پس از خود نهاده است. از جورج اليوت آثار متعددي برجاي مانده كه مطالعه‏اي در زندگي شهرستان در 4 جلد، رامُله در 3 جلد، آسياي روي نهر در 3 جلد و آدام بيد در 3 جلد از آن جمله‏اند. ماري آن اِيوانْسْ معروف به جورْج اليوت، سرانجام در 15 آوريل 1880م در 61 سالگي درگذشت.
    11) فاجعه غرق كشتي عظيم "تايتانيك" در اقيانوس اطلس (1912م): كشتي اقيانوس‏پيماي تايتانيك، در اوايل قرن بيستم ميلادي توسط انگلستان ساخته شد و علاوه بر عظمت و بزرگي ظاهري، در داخل آن نيز از لوازم لوكس استفاده شده بود. اين كشتي كه انگليسي‏ها آن را غرق ناشدني ناميده بودند، با 46/300 تُن، بزرگ‏ترين كشتي جهان تا آن مقطع به شمار مي‏رفت. با اين همه، اين كشتي در اولين سفر خود در جريان پيمودن اقيانوس اطلس دچار مشكل شد و در واقع، آخرين سفر خود را انجام داد. در نيمه شب 15 آوريل 1912م، اين كشتي با يك كوه يخ عظيم برخورد كرد و با تمامي استحكام و بزرگي‏اش، هم‏چون مقوايى درهم شكست. سرعت زياد، كمي تعداد قايق‏هاي نجات و ناآزمودگي كاركنان كشتي باعث شد تا از حدود دو هزار مسافرِ تايتانيك، در حدود هزار و پانصد نفر به همراه كشتي در اعماق دريا غرق شوند و فاجعه‏اي بزرگ و مصيبت‏بار را در آغاز قرن بيستم رقم بزند. اين حادثه سبب شد تا مقررات و تشريفات فراواني براي تأمين ايمني كشتي‏هاي اقيانوس پيما وضع گردد كه به كارگيري بيشتر وسايل ايمني، تجديدنظر در وسايل موجود در تمام كشتي‏هاي مسافربري و ايجاد مقررات سخت‏تر براي گشت و ديدباني از جمله آنهاست.
    12) يورش تروريستي امريكا به شهرهاي ليبي به بهانه مبارزه با تروريسم (1986م): در سپيده دم پانزدهم آوريل 1986م، ده‏ها هواپيماي نظامي امريكا، به بهانه مقابله با تروريسم، محل سكوت سرهنگ معمَّر قذافي رهبر ليبي در طرابلس و بن‏غازي را به شدت بمباران كردند. در اين يورش كه هواپيماهاي امريكايى با ريختن بيش از يك‏صد تن مواد منفجره، قصد قتل رهبر ليبي را داشتند، صدها نفر از مردم ليبي كشته و زخمي شدند. درپي اين تجاوز كه تروريسم بين‏المللي و دولتي لقب گرفت، نيروهاي مسلح ليبي، ايستگاه ارتباطاتي امريكا در جزيره لامبيدوزا در درياي مديترانه واقع در 300 كيلومتري شمال طرابلس را با موشك هدف قرار دادند. هم‏چنين، عمليات گسترده‏اي به منظور سنگربندي سواحل ليبي توسط ارتش آن كشور آغاز شد. هرچند پيش از اين تجاوز، ناظران سياسي انجام چنين تهاجمي را به دليل استقرار ناوگان‏در سواحل ليبي، بعيد نمي‏دانستند، با اين حال، حمله امريكا به ليبي، اوج تروريسم دولتي را نشان داد و ثابت كرد كه مدعيان دروغين حقوق بشر، هيچ گونه ارزشي براي انسان‏ها قائل نيستند و حاضرند در راه دستيابي به اهداف پليد خود، مردم بي‏گناه كشوري را كه تن به تسليم نمي‏سپارد، مورد تجاوز وحشيانه قرار دهند. هدف اصلي از اين حمله، علاوه بر جلوگيري از پرخاشگري‏هاي قذافي در مجامع بين المللي عليه امريكا و رژيم صهيونيستي و گرفتن انتقام از ليبي، سرنگوني خود قذافي بود. اين حمله يك تجاوز آشكار در مجامع بين‏المللي قلمداد شد.
    13) ترور "ابوجهاد" از مبارزان فلسطيني توسط عوامل رژيم صهيونيستي (1988م): خليل الوزير معروف به ابوجهاد از پايه‏گذاران و مرد شماره دو سازمان آزادي‏بخش فلسطين، در سال 1941م در غزه متولد شد. وي از فرزندان شايسته ملت مظلوم و مسلمان فلسطين بود كه با درك ضرورت مبارزه مسلحانه با اشغال‏گران ميهنش، فلسطين، به اتفاق هم فكرانش، در قاهره، يك سازمان مسلح را با خط مشي چريكي به نام جنبش آزادي‏بخش فلسطين موسوم به ساف پايه‏گذاري كرد و بعدها به عنوان مسئول شاخه نظامي اين جنبش برگزيده شد. ابوجهاد كه در جمهوري خلق چين آموزش‏هاي نظامي ديده بود، مسئول گردآوري سلاح از دولت‏هاي مختلف جهان براي ساف نيز بود. او هم‏چنين اغلب به عنوان يكي از اعضاي بلند پايه هيأت‏هاي فلسطيني بود كه به كشورهاي جهان عزيمت مي‏كرد. ابوجهاد رهبر سازمان فلسطيني سپتامبر سياه نيز بود؛ سازماني كه پس از قتل‏عام فلسطينيان در اردن در سال 1970م به وجود آمد. ترور نخست‏وزير اردن در سال 1971 و گروگان‏گيري و قتل ورزشكاران اسرائيلي در المپيك 1972م مونيخ نيز به دست همين سازمان انجام گرفت. ابوجهاد علاوه بر آن، فرماندهي ده‏ها عمليات چريكي پرتلفات عليه نيروهاي رژيم اشغال‏گر قدس را در دهه هفتاد برعهده داشت. با اين حال وي به عرفات كاملاً وفادار بود و از مواضع محافظه‏كارانه عرفات در خصوص روي آوردن به راه‏حل‏هاي سياسي به جاي حركت‏هاي نظامي حمايت مي‏كرد، به همين جهت هم در آوريل 1978م، از نيروهاي خود جهت سركوب فلسطينيانِ مخالفِ سياستِ محافظه كارانه جنبش فتح استفاده كرد. رژيم صهيونيستي از ساليان قبل، قصد داشت ابوجهاد را ترور كند. در سال 1978م بمبي به قصد ترور كردن او در مسير عبور اتومبيلش منفجر شد كه وي از اين سوء قصد جان سالم به در بُرد. ابوجهاد پس از حمله نيروهاي رژيم صهيونيستي به لبنان در سال 1982م، به كشور افريقايي تونس رفت، اما سرانجام در پانزدهم آوريل 1988 در محل سكونت خود به دست عوامل رژيم صهيونيستي در چهل و هفت سالگي به قتل رسيد.
    14) تحريم هوايي ليبي توسط شوراي امنيت سازمان ملل متحد (1992م): در پانزدهم آوريل 1992م شوراي امنيت سازمان ملل متحد، قطعنامه‏اي مبني بر تحريم هوايى و تسليحاتي ليبي تصويب و دارايى‏هاي آن كشور را در خارج مسدود كرد. اين تحريم تحت فشار امريكا و انگليس انجام شد كه مدعي هستند، ليبي در انفجار و سرنگوني هواپيماي امريكايى در سال 1988م بر فراز لاكِربي اسكاتلند و كشته شدن 272 سرنشين آن دست داشته است. واشينگتن و لندن خواستار تحويل گرفتن دو ليبيايى متهم به دخالت در اين انفجار و محاكمه آنان بودند كه طرابس از اين كار امتناع كرد تا آن كه در سال 1999م، ليبي دو متهم را تحويل ديوان بين المللي دادگستري داد. پس از اين اقدام، شوراي امنيت، تحريم ليبي را به حال تعليق در آورد. اين تحريم علاوه بر لطمات انساني، حدود 25 ميليارد دلار خسارت به ليبي وارد كرد. با اين حال ليبي سرانجام غرامت كشته شدگان حادثه هواپيماي امريكايي را نيز با بازماندگان قربانيان پرداخت نمود.
    15) سقوط نظام كمونيستي در افغانستان كشور مسلمان (1992م): پس از كودتاي خونين كمونيستي در 27 آوريل 1978م توسط افسران كمونيست ارتش افغانستان و قتل محمد داود خان اولين رئيس جمهور اين كشور، نور محمد تركي به عنوان نخستين رئيس جمهور كمونيست افغانستان زمام امور آن كشور را به دست گرفت. اما اين حكومت ديري نپاييد و طي كمتر از دو سال، دو كودتا در اين كشور روي داد و حكومت را سرنگون كرد، تا اينكه نوبت به بَبرك كارمِل كه مورد حمايت شوروي بود، رسيد. در اين زمان ورود ارتش سرخ شوروي و دخالت نظامي شوروي در افغانستان با مخالفت شديد غرب و كشورهاي مسلمان روبرو شد. از طرف ديگر، نيروهاي مخالف رژيم دست نشانده افغانستان كه با دريافت اسلحه و كمك‏هاي مالي از خارج تقويت مي‏شدند، در نقاط مختلف اين كشور دست به شورش برداشتند. در اين ميان، دولت شوروي پس از هشت سال جنگ بي‏حاصل در افغانستان، سرانجام درصدد تغيير سياست خود در اين كشور برآمد. از اين‏رو، در چهارم مه 1986م، به عنوان نخستين گام در راه اين تغييرسياست، ببرك كارمل را از رياست جمهوري افغانستان بركنار كرد و محمد نجيب اللَّه را به جانشيني وي برگزيد. دومين مرحله اين تغيير سياست، تخليه بيش از يك‏صد هزار سرباز ارتش سرخ شوروي از خاك افغانستان بود كه از 16 مه سال 1988م آغاز و در 15 فوريه 1989م به پايان رسيد. نجيب‏اللَّه از آغاز زمام‏داري و به ويژه پس از تخليه افغانستان از نيروهاي شوروي درصدد جلب همكاري مخالفين با دولت خود برآمد ولي رهبران اصلي مجاهدين افغان، تحت هيچ شرايطي حاضر به همكاري با وي نشدند. حكومت نجيب‏اللَّه در سال‏هاي 1990 و 1991م، بيشتر در نتيجه اختلاف بين رهبران مجاهدين بر سر تقسيم قدرت دوام يافت، ولي از اوايل سال 1992م كه رهبران مجاهدين به يك موافقت اصولي درباره جانشيني رژيم حاكم بر افغانستان دست يافتند، نجيب‏اللَّه چاره‏اي جز كناره‏گيري از حكومت نيافت. سرانجام در روز پانزدهم آوريل 1992م، با استعفاي وي از مقام رياست جمهوري، دوران حكومت 14 ساله كمونيستي در افغانستان به پايان رسيد و شوراي موقت رهبري افغانستان در بيست و چهارم آوريل 1992م شكل گرفت. با اين حال، اختلاف نظر در تقسيم قدرت، نزاع‏ها و كشمكش‏هاي خونيني در اين كشور به وجود آورد و دهه بعد از سقوط كمونيسم در افغانستان، به صحنه‏هاي درگيري‏هاي قومي تبديل شد. لازم به ذكر است كه حكومت داودخان مورد حمايت كامل شوروي بود و از بُعدي ديگر، با احتساب دوره زمام‏داري داودخان، مي‏توان دوران حكومت كمونيست‏ها در افغانستان را نوزده ساله دانست.
    16) كناره‏گيري "محمد نجيب اللَّه" آخرين رئيس جمهور كمونيست افغانستان (1992م): ژنرال محمد نجيب‏اللَّه زمام‏دار كمونيست افغانستان، در سال 1947م در خانواده‏اي از نژاد پشتو در افغانستان به دنيا آمد. وي در 18 سالگي به عضويت حزب كمونيست افغانستان درآمد و دو سال بعد به كميته مركزي اين حزب راه يافت. نجيب اللَّه در سال‏هاي بعد مدارج ترقي را در پست‏هاي دولتيِ نظام كمونيستي افغانستان طي كرد و سمت‏هايى هم‏چون رياست سازمان پليس مخفي افغانستان و وزير امنيت افغانستان را به دست آورد. در نهايت با اشاره و حمايت شوروي و پس از كناره‏گيري ببرك كارمل، نجيب‏اللَّه در چهارم مه 1986م به دبيركلي حزب كمونيست افغانستان و در سال بعد به رياست جمهوري افغانستان رسيد. با اين حال، نجيب‏اللَّه پس از احراز اين مقام، تلاش فراواني كرد تا عدم وابستگي خود را به كرملين نشان دهد. وي از اين طريق، سعي نمود تا حمايت احزاب و گروه‏هاي سياسي مختلف افغاني را كه با دولت مركزي در جنگ بودند، جلب كند. به همين دليل درپي وقوع اصلاحات سياسي در شوروي سابق و بلوك شرق كه با قطع كمك‏هاي نظامي و مالي مسكو به دولت‏هاي وابسته به شوروي سابق و نيز خروج نيروهاي اين كشور از افغانستان همراه بود،خود را بيم‏ناك نشان نداد. با اين حال، با اوج‏گيري تلاش‏هاي بين‏المللي براي فيصله دادن به بحران داخلي افغانستان و تعيين دولتي جديد براي اين كشور، وي مقاومتي نكرد و حمايت خود را از برگزاري انتخابات آزاد در افغانستان اعلام نمود. نجيب‏اللَّه سرانجام با تشكيل شورايى مركب از نمايندگان طرفين درگير در افغانستان كه از طرف سازمان ملل تعيين شده بودند، در پانزدهم آوريل 1992م پس از نزديك به پنج سال رياست جمهوري از قدرت كناره‏گيري كرد و در مقر نمايندگي سازمان ملل در كابل پناهنده شد. با استعفاي نجيب‏اللَّه، دوران حكومت چهارده ساله كمونيستي در اين كشور مسلمان به پايان رسيد. با اين حال، حاكمان بعدي، از اين فرصت به نحو مطلوب استفاده نكردند و جنگ‏هاي داخلي آغاز شد.
    17) امضاي توافق نامه ايجاد سازمان تجارت جهاني (1994م): مقدمات تشكيل سازمان تجارت جهاني در جريان جنگ جهاني دوم، توسط امريكا و انگليس فراهم شد و بر اين اساس در سال 1947م، 23 كشور پيشرفته جهان، موافقت‏نامه عمومي تعرفه و تجارت موسوم به گات را امضا كردند. اين موافقت نامه مقرر مي‏داشت تا مذاكراتي جهت كاهش تعرفه‏هاي گمركي، رفع محدوديت‏هاي بازرگاني و از ميان بُردن موانع تجارت آزاد، انجام شود، سرانجام هشتمين دور از اين مذاكرات در آوريل 1994 در مراكش خاتمه يافت و براساس سند نهايى اين گفتگوها، گات در جهت جهاني شدن تجارت به سازمان تجارت جهاني تغيير نام داد و تعداد زيادي از كشورهاي جهان عضو آن شدند. در حال حاضر امريكا و تعداد ديگري از كشورهاي غربي از نفوذشان در سازمان تجارت جهاني در جهت منافع خود استفاده مي‏كنند. هم‏چنين بسياري از كارشناسان اقتصادي، از ميان برداشتن تعرفه‏هاي تجاري را به خاطر برتري اقتصادي كشورهاي غربي، به نفع اين كشورها و به ضرر كشورهاي جهان سوم مي‏دانند.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  12. تشكر

    خراباتي (07-03-1389)

  13. #57
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    27 فروردین 1389 / 1 جمادی الاولی 1431 / 16 آوریل 2010



    1) 27فروردين ماه سال1366هجري شمسي: عمليات نصر يك با رمز يا صاحب الزّمان (علیه السلام) ادركني اجرا شد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نصريك را درغرب بانه و درداخل خاك عراق با موفقيت به پايان رساندند و ارتفاعات مهمي ازجمله كوخ نم نم را ازوجود دشمن پاك كردند.
    2) 27فروردين ماه سال1367هجري شمسي: ابوجهاد از پايه گذاران سازمان آزاديبخش فلسطين بدست نيروهاي رژيم اشغالگر قدس به شهادت رسيد. ابوجهاد ازفرزندان مسلمان و مظلوم فلسطين بود كه با درك ضرورت مبارزه مسلحانه به اتفاق و همفكرانش درقاهره سازماني مسلح با خط مشي چريكي بنام جنبش آزاديبخش فلسطين پايه گذاري كرد. ابوجهاد سرانجام دراثناي مبارزات پيگيرخود مورد اصابت گلوله يك گروه مسلح صهيونيست قرارگرفت و به شهادت رسيد.
    3) درگذشت خطيب شهير و خدمتگزار، حجت الاسلام "عباسعلي اسلامي سبزواري" (1364 ش): حجت الاسلام و المسلمين شيخ عباسعلي اسلامي در سال 1281 ش (1320 ق) در سبزوار به دنيا آمد. وي پس از تحصيل در سبزوار راهي مشهد و عتبات عاليات شد و از محضر حضرات آيات: آقا بزرگ تهراني، حاج آقا حسين طباطبايي قمي و سيدابوالحسن اصفهاني استفاده‏هاي فراواني بُرد. سپس به تهران بازگشت و به ترويج دين پرداخت. او براي نجات جوانان از انحرافات حاكم بر محيط مدارسِ آن روزگار، به فكر تشكيل مدارس اسلامي افتاد و با تلاشي وصف‏ناپذير براي رسيدن به مقاصد ديني خود تلاش و مبارزه كرد تا سرانجام موفق به تأسيس جامعه تعليمات اسلامي شد. حجت الاسلام اسلامي در زمينه خدمات اجتماعي در تهران و شهرستان‏ها آثار و ابنيه‏هاي ارزنده و فراواني پديد آورد كه تاسيس حدود يكصد و هشتاد مدرسه و كتابخانه و 84 مسجد از آن جمله‏اند. اين روحاني مبارز، در جريان كشف حجاب و پس از آن به دليل اعتراض به اين اعمال رژيم، بارها توسط مزدوران پهلوي دستگير و به زندان افتاد و ممنوع المنبر شد. وي پس از انقلاب اسلامي نيز با اين كه بيش از هشتاد سال داشت. بارها به جبهه رفت و به رزمندگان روحيه مي‏داد. رساله حجاب، عدم تشابه و تساوي حقوق زن و مرد و نيز خاطرات در 8 جلد از جمله آثار اوست. اين شخصيت برجسته سرانجام در 27 فروردين سال 1364 ش برابر با 25 رجب 1406 ق در 83 سالگي درگذشت و در حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله عليها) به خاك سپرده شد.
    4) رحلت عالم بزرگوار آيت‏اللَّه "شيخ علي جواهري" (1374 ش): آيت‏اللَّه حاج شيخ علي جواهري از علماي بزرگ بروجرد، در سال 1283 ش برابر با 1322 ق در بيت رفيع و با شكوه آيت‏اللَّه شيخ محمد حسن نجفي صاحب كتاب عظيم جواهرالكلام به دنيا آمد. وي پس از فراگيري مقدمات علوم اسلامي از پدر و ديگر اساتيد، به درس حضرات آيات: ميرزاي ناييني، آقاضياءالدين عراقي و سيد ابوالحسن اصفهاني شتافت و همزمان علاوه بر تدريس، به تبليغ و ترويج شعائر ديني در شهرهاي خوزستان پرداخت. آيت‏اللَّه جواهري پس از سفري كه به ايران داشت به دعوت آيت‏اللَّه‏بروجردي كه در آن زمان ساكن بروجرد بود، به آن شهر رفته و ساليان متمادي در آن جا اقامت گزيد. ايشان شعر عربي را بسيار روان مي‏سرود و با خط بسيار زيبايش به استنساخ كتب مي‏پرداخت. از ويژگي‏هاي اين عالم برجسته، زهد و تقوي و تهجّد و مداومت بر ادعيه و نوافل و كثرت مطالعه و نوشتن بود. از تأليفات ايشان مي‏توان از ديوان اشعار، تقريرات درس فقه آيت‏اللَّه بروجردي و جواهرالعلوم در چهار جلد نام برد. او همچنين از حضرات آيات سيدحسين بروجردي، ميرزاي ناييني، سيد ابوالحسن اصفهاني، سيد عبدالهادي شيرازي، سيد ابوالقاسم خويي و سيد محسن حكيم داراي اجازه اجتهاد بود. آيت‏اللَّه علي جواهري سرانجام در 27 فروردين 1374 ش برابر با 16 ذي قعده 1415 ق در 91 سالگي در بروجرد به ديار باقي شتافت و در همان شهر به خاك سپرده شد.
    5) ارتحال فقيه جليل آيت‏اللَّه "بيوك خليل‏زاده مروّج" امام جمعه اردبيل (1380 ش): آيت‏اللَّه حاج شيخ بيوك خليل‏زاده مروج در سال 1309 ش (1349 ق) در اردبيل زاده شد و پس از پشت سرگذاشتن علوم ابتدايي، براي تحصيل سطوح عاليه، در 17 سالگي به حوزه علميه قم رفت. ايشان در درس خارج حضرات آيات سيد حسين بروجردي، سيد محمد محقق داماد و اندكي هم درس امام خميني(رحمة الله علیه) در قم و آيت‏اللَّه يونس اردبيلي در مشهد شركت كرد و مباني علمي‏اش را استوار نمود. آيت‏اللَّه مروج از آن پس به زادگاهش بازگشت و به خدمات ديني و علمي و رسيدگي به امور مردم همت گماشت. ايشان همچنين در جريان نهضت اسلامي مردم از هيچ كوششي دريغ نورزيد و بر اثر اين فعاليت‏ها، در سال‏هاي دهه 1350 ش، ممنوع المنبر شد. وي به رغم همه مشكلات، در آستانه پيروزي انقلاب، از فرو افتادن جوانان در گرداب گروهك‏هاي منحرف جلوگيري مي‏كرد و اقدامات آگاهي بخش فراواني به انجام رساند. آيت‏اللَّه مروج پس از پيروزي انقلاب، از سوي امام خميني(رحمة الله علیه) به عنوان امام جمعه اردبيل و از سوي مردم آن ديار به نمايندگي مجلس خبرگان رهبري در چند دوره انتخاب شد. وي در جريان جنگ تحميلي بارها به جبهه‏هاي نبرد شتافت و با كمك‏ها و سخنراني‏هاي خود، شور فراواني در رزمندگان اسلام ايجاد كرد. سرانجام آن عالم خدمتگزار در 27 فروردين 1380 ش برابر با 21 محرم 1422 ق در 71 سالگي چشم از جهان فروبست و پس از تشييع باشكوه، در گلزار شهداي اردبيل به خاك سپرده شد.
    6) تولد سياستمدار و نويسنده‏ي ايراني شريف‏الدين كاشاني(459 ق)
    7) صدور حكم تحريم تنباكو توسط ميرزاي بزرگ شيرازي(1309 ق): يكي از امتيازات ننگيني كه در زمان قاجار نتايج نامطلوبي را به بار آورد امتياز انحصار تنباكو معروف به امتياز رِژي بود. به موجب اين امتياز كه در زمان ناصرالدين شاه قاجار با تالبوت انگليسي منعقد شد، شركت رِژي به مدت 55 سال صاحب حق انحصاري تجارت تنباكوي ايران و حتي نظارت در زراعت آن شناخته مي‏شد. وقتي مردم، اين قرارداد را با قرارداد مشابهي كه با دولت عثماني منعقد شده بود مقايسه كردند، از بابت اين كه منفعت بسيار كمتري نصيب كشور شده است دست به اعتراض زدند. با گسترده شدن اعتراضات مردمي و پيگيري علماي بزرگ تهران از جمله حاج ميرزا حسن آشتياني، اين اعتراضات شكلي وسيع به خود گرفت و سرانجام حكم تحريم استعمال تنباكو توسط ميرزاي بزرگ شيرازي، تكليف مردم و شاه را يكسره كرد. پس از صدور اين فتوا كه استعمال تنباكو به هر نحو را در حكم محاربه با امام زمان(علیه السلام) عنوان كرده بود، مردم قليان‏ها را شكستند و انبارهاي توتون را به آتش كشيدند. تاثير اين فتوا به حدي بود كه در درون دربار قاجار نيز كسي از تنباكو استفاده نمي‏كرد. سرانجام ناصرالدين شاه قاجار مجبور شد كه اين قرارداد را فسخ نموده و مقداري غرامت به شركت رژي پرداخت كند.
    8) 16آوريل سال1966ميلادي: «عبدالرّحمن عارف» بطوررسمي رياست جمهوري خود را درعراق اعلام كرد. او درپي كشته شدن عبدالسَّلام عارف درسانحه هوايي به اين مقام دست يافت و اولين نخست وزيرغيرنظامي عراق بود. عبدالرّحمن عارف درسال1968درپي يك كودتاي بدون خونريزي به رياست احمد حَسَنُ البَكر رهبرحزب بعث عراق از حكومت بركنار شد.
    9) آغاز تهاجم ترك‏هاي عثماني عليه امپراتوري روم شرقي (1453م): امپراتوري روم شرقي يا بيزانس با تقسيم امپراتوري روم باستان در اواخر قرن چهارم ميلادي شكل گرفت. حدود جغرافيايى اين امپراتوري متغير بوده اما مي‏توان شبه جزيره بالكان و آسياي صغير را قسمت عمده آن دانست. اين امپراتوري در مدت عمر هزار ساله‏اش با مهاجمين خارجي مانند بلغارها، اسلاوها، ترك‏ها، اعراب و ايرانيان مواجه بوده است. اولين امپراتور بيزانس در سال 395م به سلطنت رسيد و پس از وي حدود 80 نفر در اين مسند قرار گرفتند. در قرون پاياني، اين امپراتوري با تهاجم ترك‏هاي عثماني مواجه بود اما همچنان به مقاومت خود ادامه مي‏داد و اگرچه از دولت‏هاي اروپايى كمك طلبيد اما اين درخواست كمك، بي‏پاسخ ماند. سرانجام در دوره كُنسْتانْتين يازدهم، شهر قسطنطنيه توسط سلطان محمد فاتح پادشاه عثماني و ارتش وي تصرف گرديد. سلطانِ عثماني كه دو سال قبل از آن به حكومت رسيده بود با تدارك لشكري عظيم و نيز تهيه تجهيزات جنگي و از جمله توپ‏هايي با گلوله نيم تني، در 16 آوريل 1453م حمله خود را آغاز نمود و در روز 29 مه آن سال تهاجم نهايي را عملي نمود. در جريان اين حمله امپراتور روم كشته شد و شهر به تصرف ترك‏ها درآمد و امپراتوري روم شرقي سقوط نمود. تاريخ نگاران اين مقطع را آغاز "عصر جديد" مي‏دانند.
    10) تولد "آناتول فرانس" نويسنده و شاعر معروف فرانسوي (1844م): آناتول فرانسوا تيبو معروف به آناتول فرانس منتقد، شاعر و نويسنده معروف فرانسوي، در 16 آوريل 1844م، در پاريس به دنيا آمد. پدرش شغل كتاب‏فروشي داشت و او را از كودكي باكتاب آشنا ساخت. وي در آغاز زندگي، كاتوليكي پرشور بود، اما هر چه بر سنش افزوده مي‏شد، بيشتر خواهان اصلاحات اساسي در جامعه مي‏گشت. چون آناتول بزرگ شد، علاقه شديدي به مطالعه پيدا نمود و پس از مدت كوتاهي به سرودن شعر و مقالات ادبي دست زد. او پس از حضور در مجامع ادبي پاريس و جمع‏آوري آثار خود، آنها را در چهار جلد منتشر ساخت و شخصيت ادبي خود را به ثبوت رساند. فرانس مدتي نيز وارد سياست شد و نگراني‏هاي بشرِ قرن بيستم را در مقالات كوتاه و در داستان‏ها و آثار ديگر خويش منعكس كرد. وي در صدد پيدا كردن راه حلي براي نگراني‏ها بود و آثاري نيز در اين‏باره پديد آورد. او معتقد بود كه نثر روشن، به آفتاب شباهت دارد اما اگر آفتاب را زير منشور تجزيه كنيم متوجه مي‏شويم كه آفتاب از انواع و اقسام نورها و سايه روشن‏ها ساخته شده است. فرانس، سنگين، قوي و سهل مي‏نوشت و در نگارش، سنت‏هاي كلاسيك و قديمي را رعايت مي‏كرد. نثر او آهنگ‏دار، خوشايند، هوس‏انگيز و روي هم رفته يك سمفوني آهنگين است. با اين حال چون آثار او سخت طنزآميز و نيش‏دار بود بيشتر مقامات مذهبي كليسا علناً با او به مخالفت برخاستند و حتي زماني آثار او را تحريم كردند. آناتول فرانس از جمله نويسندگان معدودي است كه در جهان شهرت و طرفداران زيادي دارد و در ادبيات به قدري پيش رفته كه او را سلطان نثر فرانسه لقب داده‏اند. هم‏چنين او را پس از مرگ به گل قريحه نژاد لاتين ملقب نمودند. بيشتر آثار ادبي آناتول فرانس از برق لبخند شكاكيّتي خوش بينانه روشن است. باوجود بينش و نظر فوق‏العاده جديدي كه داشت، هم‏چون فلاسفه جانْ‏گراي قديم، معتقد بودند كه تمام اطراف ما را ارواح جانْ‏دار فرا گرفته‏اند، ولي حواس انساني ما قادر به مشاهده آنها نيست. فرانس نويسنده‏اي است با هوشي تيز و ذهني قاطع و ادراكي قوي و استعدادي عميق در طنزگويى، با فرهنگي شگفت‏انگيز و قلبي حساس در برابر بي‏عدالتي‏ها. با اين حال، آناتول فرانس، چه در نوشته‏هايش و چه در زندگي‏اش، مخلوطي از يك فيلسوف و مسيحي كافر بود. هميشه طرفدار آزادي‏خواهي بود و در اين راه تلاش مي‏كرد. برخي از آثار معروف فرانس شامل زندگي ادبي در 5 جلد، ژاندراك، عصيان فرشتگان، پيركوچك و زندگي در آغوش گل‏ها مي‏باشند. آناتول فرانس در سال 1921م موفق به دريافت جايزه ادبي نوبل شد و سرانجام در 12 اكتبر 1924م، در اوج شهرت و افتخار، در 80 سالگي درگذشت.
    11) تولد "چارلي چاپلين" كمدين معروف سينما (1889م): چارلْزْ اسپِنسِر چاپْلين معروف به چارلي چاپلين كمدين و بازيگر شهير جهان در 16 آوريل 1889م در لندن به دنيا آمد. وي از كودكي بر صحنه تئاتر ظاهر شد و به تدريج به شهرت رسيد. يكي از ويژگي‏هاي خارق‏العاده چاپلين، وسعت جاذبه او بود به صورتي كه حتي منتقدين بدبينِ او نيز، به موفقيت و اعتبار چاپلين به عنوان "محبوب عام" اذعان داشتند. او در جواني به آمريكا رفت و از سال 1945م به كارگرداني و فيلم‏نامه‏نويسي روي آورد. چاپلين در امريكا به دليل ساختن فيلم‏هاي انتقادي و همدردي با فقرا و محرومين جامعه از سوي دولت آن كشور با محدوديت‏هايى مواجه گرديد و در سال 1952م حكم تبعيد وي از امريكا صادر شد. در واقع به علت آن‏كه وي در آثارش به عنوان يك مصلح اجتماعي، به نظام طبقاتي حمله مي‏نمود و مشكلات جامعه را مطرح مي‏ساخت و از سوي ديگر ديدگاه منفي وي نسبت به جامعه مدرن و ماشينيسم، باعث شد تا در فضاي ضد كمونيستي پس از جنگ دوم جهاني، مورد انتقاد قرار بگيرد. او كه خود را "شهروند جهان" مي‏دانست و تابعيت امريكا را نپذيرفته بود، در دوره حاكميت نظريه ضدكمونيستي "مك كارتيسم" به عنوان يك شهروند متمايل به انديشه‏هاي كمونيستي در معرض اتهام قرار گرفت. چاپلين كه ادامه كار در امريكا را دشوار مي‏ديد، همراه همسرش به سوئيس رفت. چارلي در دوران جديد كه جهان در حال تغيير كه تغييرات آن، در جهت بهبود اوضاع فعلي نبود، به جاي مضامين بي‏عدالتي، گرسنگي، بيكاري و فقر، در آثارش به جنايات سازمان يافته و شكنجه و كشتار جمعي مي‏پرداخت. او هيچگاه به بي‏بند و باري‏هاي عالم سينما آلوده نشد و با وجود آن كه در حرفه خود از نوابغ به شمار مي‏رفت، همواره از پليدي‏ها و فساد حاكم بر جامعه سينماي غرب دوري مي‏جست. او در نامه معروف خود به دخترش، برهنگي را بيماري هنر معاصر مي‏داند و تصريح مي‏نمايد: "در دنيايى كه زندگي مي‏كني تنها رقص و موسيقي نيست... گهگاه با اتوبوس در شهر بگرد، زنان بيوه و كودكان يتيم را نگاه كن. روزي يك بار با خود بگو من هم يكي از اينان هستم، و تو يكي از آنها هستي دختر من، نه بيشتر". كلام آخر چارلي به دخترش اين است كه "تا آن جا كه در توان من بود تلاش كردم آدمي باشم، تو نيز تلاش كن". به‏طور كلي فيلم‏هاي چارلي چاپلين حاوي طنز گزنده آميخته با اندوه است و انتقادات جسورانه او از مناسبات نابرابر اجتماعي و عشق به انسانيت در تمام آثارش به چشم مي‏خورد. جويندگان طلا، ديكتاتور بزرگ و عصر ماشين از كارهاي معروف اوست. چارلي چاپلين سرانجام در دسامبر در بيست و پنجم سال 1977م در هشتاد و هشت سالگي در سوئيس درگذشت.
    12) تولد"آندره برتون" شاعر و اديب برجسته فرانسوي (1902م) (ر.ك: 28 سپتامبر)
    13) مصطلح شدن عبارت "جنگ سرد" بين بلوك شرق و غرب (1947م): پس از جنگ جهاني دوم، بر سر مسائلي چون سرنوشت آلمان، اروپاي خاوري و حكومت اين كشورها و... اختلافاتي بين امريكا و هم‏پيمانانش با شوروي پديد آمد كه باعث جنگ تبليغاتي وسيعي عليه يك‏ديگر گرديد. اين جنگ رسانه‏اي و تبليغاتي در نهايت توسط برنارد باروك، سياست‏مدار امريكايى به عنوان جنگ سرد مطرح شد و اين واژه از اين زمان براي توصيف روابط شرق و غرب وارد فرهنگ سياسي جهان گرديد. به بيان ديگر جنگ سرد اصطلاحي است كه نخستين بار در مورد جنگ رواني و تبليغاتي بين شوروي و كشورهاي كمونيست از يك طرف و كشورهاي بلوك غرب از سوي ديگر به كار برده شد. در اين جنگ، كشورهاي متخاصم به جاي توسل به زور و اقدام به جنگ، به تبليغات و عمليات ايذايى عليه يك‏ديگر اكتفا مي‏كنند. در جنگ سرد هم‏چنين حالت كشمكش دو كشور كه هر يك مي‏كوشد خود را قوي و كشور مقابل را ضعيف نشان دهد به وفور يافت مي‏شود. در اين ميان، كشورهاي بلوك شرق و غرب، پيمان‏هاي متعددي عليه هم منعقد كردند كه انعقاد پيمان‏هاي ناتو، سيتو و پيمان‏هاي دوجانبه امريكا با كشورهاي جهان سوم به منظور قرنطينه و محاصره بلوك كمونيست، و نيز پيمان ورشو در شرق، از جمله عوارض و جنبه‏هاي ديگر جنگ سرد به شمار مي‏آيند. نخستين دوره جنگ سرد از سال‏هاي 1946 تا 1962م ادامه داشت و با مرگ رهبران پيشين امريكا و شوروي، دوره تازه جنگ سرد تا اوايل دهه 1990م نيز ادامه يافت. به طور كلي ويژگي‏هاي جنگ سرد عبارتند از: آماده سازي نيروهاي نظامي دو طرف و مسلح شدن به سلاح‏هاي هسته‏اي، مبارزه تبليغاتي بسيار فشرده در دو طرف، عدم انجام هيچ گفت‏وگوي موفقيت‏آميز بين طرفين و سرايت كشاكش كمونيسم و سرمايه‏داري به جهان سوم.
    14) يورش صهيونيست‏ها به فلسطينيان در آستانه تشكيل رژيم صهيونيستي (1948م): در روز شانزدهم آوريل 1948م، صهيونيست‏هاي مسلح در حمله به اردوگاه سابق ارتش انگلستان در تل ليتفنسكي در فلسطين، نود فلسطيني را كشته و تعدادي را مجروح كردند. اين فاجعه زماني روي داد كه از يك طرف نيروهاي انگليسي در حال ترك پادگان‏ها و اردوگاه‏هاي خود و بازگشت به ميهن‏شان بودند و از طرف ديگر صهيونيست‏ها عمليات كشتار فلسطيني‏هاي بي‏گناه را با هدف تشكيل دولت نامشروع صهيونيستي تشديد كرده بودند. نتيجه اين اقدامات هماهنگ انگليسي‏ها و صهيونيست‏ها عليه مسلمانان فلسطيني، قتل عام و آوارگي تعداد زيادي از آنان و اعلام موجوديت رژيم اشغال‏گر قدس در يك ماه بعد بود.
    15) وقوع آتش‏سوزي مهيب در سرزمين مناي عربستان (1997م): در 16 آوريل 1997م و در جريان مراسم معنوي حج، انفجار يك كپسول گاز پيك نيك باعث ايجاد آتش سوزي مهيبي در محل وقوف حجاج خانه خدا در سرزمين مِنا در 10 كيلومتري مكه شد. در اثر اين آتش‏سوزي، 343 تن از حجاج كشته و 1290 تن ديگر مجروح شدند و هفتاد هزار چادر در آتش سوخت. اين حادثه دومين آتش‏سوزي بزرگ در منا پس از آتش‏سوزي دسامبر 1975 م بود كه باعث مرگ هزار نفر و جراحت چندين هزار حاجي شد. وقوع چنين حوادث مرگبار باعث شد تا دولت عربستان در سرزمين منا، چادرهاي نسوز نصب كند.
    16) روز ملي "دانمارك": كشور دانمارك در شمال اروپا بين درياي بالتيك و درياي شمال قرار گرفته است. مساحت دانمارك 43/094 كيلومتر مربع و جمعيت آن 5/300/000 نفر مي‏باشد. پيش‏بيني جمعيت دانمارك تا سال 2025 در حدود 5/2 ميليون نفر است. ميزان جمعيت اين كشور اروپايى تقريباً ثابت است. پايتخت دانمارك كپنهاك و واحد پول آن كرون است. حدود 90 درصد مردم دانمارك پيرو مذهب پروتستان بوده و اكثريت آنها مليت دانماركي دارند و از نژاد سفيد اروپايى هستند. زبان رسمي مردم، دانماركي است. از نظر اقتصادي، دانمارك يكي از كشورهاي ثروت‏مند اروپايي به شمار مي‏آيد. اورهوس، اودنسه و اولبورگ از شهرهاي مهم اين كشور هستند. حكومت دانمارك مشروطه سلطنتي با يك مجلس قانون‏گزاري مي‏باشد. اين كشور داراي دو روز ملي مي‏باشد كه يكي پنجم ژوئن و ديگري شانزدهم آوريل است
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  14. تشكر

    خراباتي (07-03-1389)

  15. #58
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    28 فروردین 1389 / 2 جمادی الاولی 1431 / 17 آوریل 2010



    1) پايان ساختمان سد ساحلي بندرعباس (1340 ش)
    2) اعطاي وام 65 ميليون دلاري به عراق از جانب اردن جهت جنگ با ايران(1362ش)
    3) درگذشت "محمد امين مكري" شاعر و نويسنده كُرد (1365 ش): محمد امين شيخ الاسلامي مكري، در سال 1300 ش در يكي از روستاهاي غرب ايران به دنيا آمد. در دوران تحصيل خود با استاد عبدالرحمن شَرَفْكَندي، دانشمند و شاعر كُرد آشنا شد و دوستي اين دو تا پايان عمر ادامه يافت. شيخ‏الاسلامي مكري در 21 سالگي به عضويت شوراي نويسندگان روزنامه نيشمتان درآمد. اين روزنامه به طور مخفيانه عليه رژيم شاه فعاليت مي‏كرد و انحرافات و خيانت‏هاي آن را افشا مي‏نمود. از آثار اين شاعر و نويسنده كُرد مي‏توان به نامه جدايي در قالب شعر و همه وادي خالي به نثر اشاره كرد. محمد امين مكري سرانجام در 28 فروردين 1365، در 65 سالگي درگذشت.
    4) بازپس‏گيري فاو توسط رژيم بعث عراق (1367 ش): در فروردين 1367، در زماني كه ايران در آستانه برگزاري انتخابات دوره سوم مجلس شوراي اسلامي و فرارسيدن ماه مبارك رمضان بود و نيروهاي خودي پس از انجام عمليات والفجر 10 در زمستان 1366، به شهرهاي خود بازگشته بودند، ارتش عراق در ساعت 5 بامداد روز 28 فروردين 1367، با اجراي آتش سنگين در سراسر خطوط و عقبه يگان‏هاي خودي در فاو و اجراي حمله شيميايي به صورت گسترده، تهاجم خود را به منطقه استراتژيك فاو آغاز كرد. عراق براي حمله به فاو، 26 ماه زيرسازي‏هاي لازم را به عمل آورده و ضمن انجام تلاش‏هاي گسترده، در انتظار فرصتي مناسب براي حمله به نقطه مهم بود. در جبهه خودي، با وجود آمادگي نيروها، سلاح‏ها و ادوات موجود در خط، بر اثر حجم گسترده آتش دشمن، منهدم و بر اثر حملات شيميايي نيز نيروهاي مسؤول و خدمه يگان‏هاي ادوات، ضد زره و توپخانه، زخمي و شهيد شدند و امكان پشتيباني آتش از نيروهاي درگير در خط، در همان آغاز عمليات از ميان رفت. سرانجام علي رغم فداكاري و جانبازي فراوان رزمندگان اسلام، شهر مهم فاو در عرض 36 ساعت به دست نيروهاي عراقي افتاد و منطقه فاو پس از دو سال و سه ماه، به طور كامل از قواي ايراني تخليه شد. برتري كمّي فوق‏العاده عراق از نظر نيرو و تجهيزات، عدم حضور كافي نيروهاي خودي در منطقه، برنامه‏ريزي دقيق و دراز مدت دشمن براي بازپس‏گيري فاو و جمع‏آوري اطلاعات بسيار دقيق از مواضع استقرار نيروهاي ايران در فاو با كمك ماهواره‏هاي اطلاعاتي آمريكا و منافقين و... از جمله علل اصلي سقوط فاو به شمار مي‏روند.
    5) رحلت علامه "سيد ذي شأن حيدر جوادي" عالم و اصلاح‏گر مسلمان هندي (1379 ش): علامه سيد ذي شأن حيدر جوادي، يكي از مشهورترين علماي شيعه در هندوستان، در سال 1317 ش (1357 ق) در روستايي از توابع اللَّه آباد هند به دنيا آمد و پس از طي دروس مقدماتي علوم، راهي نجف اشرف گرديد. وي پس از طي سطوح عاليه، در درس خارج فقه و اصول حضرات آيات: سيد محسن حكيم، سيد ابوالقاسم خويي و شهيد سيد محمدباقر صدر شركت جست و پس از اقامت ده ساله و اخذ اجازات متعدد روايي و حسبيه از مراجع نجف، براي انجام خدمات ديني به زادگاهش بازگشت. علامه حيدر جوادي در اللَّه آباد هند به مقابله جدي با تفكر مادي‏گرايي و بدعت وهابيت و تأليف و تدريس و سخنراني پرداخت و با همكاري يكي از عالمان منطقه، به تأسيس سازمان ديني "تنظيم المكاتب" كه سازماني بزرگ و فعال در امور ديني است، دست زد. اين عالم مسلمان در سال 1356 ش به ابوظبي رفت و با بر عهده گرفتن سرپرستي شيعيان اردو زبان و ارشاد و تبليغ دين، ده‏ها نفر از اهل تسنن را به تشيع رهنمون ساخت. علامه حيدر جوادي علاوه بر آن، ده‏ها مسجد، مدرسه، حسينيه، كتابخانه و درمانگاه را در سراسر هندوستان پايه‏گذاري كرد و در سال 1376 ش، با حكم مقام معظم رهبري، حضرت آيت‏اللَّه خامنه‏اي به وكالت ايشان در هند منصوب گرديد. او همچنين علاوه بر تأليف و تصنيف كتب مفيد ، موفق شد شبكه جهاني اسلامي را در تلويزيون بمبئي تأسيس نمايد و صداي اسلام را به اقصي نقاط هند برساند. از ايشان علاوه بر يكصد تأليف و پنجاه ترجمه، حدود پانزده هزار نوار صوتي و تصويري و هزاران مقاله بر جاي مانده است. وي به زبان‏هاي عربي، فارسي، اردو و انگليسي نيز مسلط بود. آن مرد بزرگ سرانجام در 28 فروردين 1379 ش برابر با عاشوراي 1421 ق در 62 سالگي دارفاني را وداع گفت و در اللَّه آباد به خاك سپرده شد.
    6) درگذشت كسايي مروزي شاعر شهير و نامدار ايراني(391 ق): ابوالحسن مجدالدين كسايى مَروَزي شاعر قرن چهارم هجري قمري در سال 341 هجري در مرو ولادت يافت و در دوران سلطنت سلطان محمود غزنوي، وي را مدح گفته است. پايان عمر اين شاعر در ندامت از مدح سلاطين و اشتغال به شعر زاهدانه و پند و اندرز گذشت. از اشعار موجود او معلوم است كه در ابداع مضامين و بيان معاني نو و توصيفات بديع و تشبيهات لطيفِ طبيعي، مهارت بسيار و قدرت فراواني داشت. كسايي مروزي در مدح اهل بيت، اشعاري سروده است و از اين اشعار، شيعه بودن وي آشكار مي‏گردد.
    7) رحلت عالم زاهد شيخ علي اكبر نهاوندي(1369 ق): علي‏اكبر بن ملا محمد حسين نهاوندي، در اصل از اهالي نهاوند بود، اما خود در مشهد به دنيا آمد. وي در تهران نزد حاج ميرزا حسن آشتياني و در نجف نزد حاج ميرزا حبيب اللَّه رشتي و شريعت اصفهاني تلمذ كرد. نهاوندي در 1328 ق راهي مشهد مقدس گرديد و ساكن آن ديار شد. البَيانُ الرَّفيع في احوال خواجِه ربيع، گلزار اكبري و لاله زار از آثار اوست. سرانجام اين عالم رباني در نودسالگي دار فاني را وداع گفت و در مشهد مقدس به خاك سپرده شد.
    8) 17آوريل سال1795ميلادي: «معاهده سي مونوزوكي» ميان چين و ژاپن به امضا رسيد و جنگ دوكشور بر سرتصاحب شبه جزيره كره خاتمه يافت. چيني ها بدون اطلاع ژاپن برشمارقواي خود دركره افزودند و ژاپني ها درمقابل بدون اخطارقبلي به قواي چين حمله كردند. سرانجام چين پس ازچند شكست سخت و پي درپي به پذيرش شرايط قرارداد سي مونوزوكي تن داد.
    9) 17آوريل سال1889ميلادي: نخستين بار در تاريخ روابط سياسي- اجتماعي قرون جديد در سرزمين زلاندنو يا نيوزيلند به زنان حق شركت درانتخابات داده شد. دراين كشورجمعيت زنان بسياركمترازمردان بود و دولت نيوزيلند با اين نيرنگ سياسي و آزادي مصلحتي قصد داشت موجبات مهاجرت زنان ديگركشورها را به اين كشورفراهم كند.
    10) مرگ "بنجامين فرانْكْلين" دانشمند، مخترع و سياست‏مدار معروف امريكايي (1790م): بنجامين فرانكلين دانشمند و سياست‏مدار امريكايى، در هفدهم ژانويه 1706م در بندر بوستون امريكا به دنيا آمد. وي در ابتدا دو سال به مدرسه رفت و در اين دو سال، شاگرد خوبي شناخته نشد. با اين حال بنجامين در خارج از مدرسه، بدون معلم همه چيز را فراگرفت. وي در ابتدا به فن چاپ روي آورد و پس از چند سال، در شمار مهم‏ترين چاپگران امريكا قرار گرفت. فرانكلين در اين مدت به انتشار روزنامه دست زد و به نويسندگي و رونامه‏نگاري پرداخت. وي در طي سال‏هاي فعاليت خود انجمن فيلسوفان امريكا را بنياد نهاد و عقايد و ايمان اين گروه به سياست استقلال امريكا و تشكيل جلسات مخفيانه‏شان، شالوده انقلاب بزرگ امريكا را فراهم نمود. وي هم‏چنين اولين اداره آتش نشاني در فيلادلفيا، اولين پستخانه در امريكا و نيز دانشگاه پنسيلوانيا را تأسيس كرد. فرانكلين در جنگ‏هاي استقلال طلبانه مردم امريكا عليه استعمار انگليس، وارد عرصه مبارزات سياسي گرديد و نقش مهمي ايفا كرد. او تنها كسي است كه در چهار كار مهم و سرنوشت ساز ايالات متحده دخيل بوده و در به ثمر رسيدن آن تلاش كرده است: اعلام استقلال ايالات متحده امريكا، امضاي پيمان صلح با انگلستان، امضاي پيمان اتحاد با فرانسه و امضاي قانون اساسي امريكا. در اين زمانْ فرانكلين يگانه فرد امريكايى بود كه در دوران استعمار اروپا شهرت فراگيري داشت. فرانكلين در كنار فعاليت‏هاي سياسي، از امور علمي غافل نبود و در آزمايشگاهي كه براي خود ساخت، به كشف و اختراعات مهمي نايل آمد. او براي اولين بار دريافت كه برق نوعي جريان است و جريان برق، جرياني از انرژي مي‏باشد. هيچ دانشمندي در زمان فرانكلين به اندازه او از برق اطلاع نداشت. او توانست باتري برق بسازد و انواع برق را به كنترل درآورد. فرانكلين هم‏چنين برق‏گير را براي جلوگيري از خرابي‏هاي صاعقه اختراع كرد و از خسارات صاعقه جلوگيري نمود. وي موقعي كه چشمانش ضعيف شد، ذره بين و عينك دقيق مخصوصي را اختراع كرد و اسبابي را براي آوردن كتاب از قفسه‏هاي بالايى ساخت كه امروزه در كتابخانه‏ها از آن استفاده مي‏شود. فرانكلين، كليه تحقيقات و اكتشافات خود در باب الكتريسيته را در كتابي جمع آوري كرد كه به عنوان پرتيراژترين كتاب علمي نيمه قرن هجدهم شناخته شد. فرانكلين مردي دانشمند، متفكر، سياست‏مدار، نيكوكار و ماجراجو بود و در راه خدمات اجتماعي فعاليت‏هاي زيادي نمود. موفقيت‏هاي علمي و سياسي فرانكلين، همه از اين شعار و اعتقاد فلسفي سرچشمه مي‏گرفت كه هر انساني براي آن به جهان مي‏آيد تا زندگي را براي هم‏نوعان خود آسان‏تر سازد. فرانكلين قبل از مرگ، اميد خود را درباره جاوداني شخص پس از زندگي چنين بيان كرد: از آنجا كه به خدا ايمان دارم، به زندگي پس از مرگ، با دليل عقيده دارم. وقتي كه مي‏بينم هيچ چيز در دنيا نيست نمي‏شود، حتي يك قطره آب هم به هدر نمي‏رود، نمي‏توانم نابودي روح را قبول كنم، از اين‏رو، چون خويشتن را در جهان موجود مي‏بينم، اعتقاد دارم كه به اين شكل يا شكل ديگري هميشه در جهان، موجود خواهم بود. بنجامين فرانكلين سرانجام در 17 آوريل 1790م در 84 سالگي درگذشت.
    11) شركت زنان در انتخابات براي اولين‏بار در جهان در كشور زلاندنو (1889م)
    12) تولد "نيكيتا خروشچف" رهبر پيشين اتحاد جماهير شوروي (1894م): نيكيتا سرگئي يوويچ خُروشْچُف، رهبر پيشين اتحاد جماهير شوروي سابق و پدر اصلاحات سياسي و اقتصادي اين كشور، در 17 آوريل 1894م در اوكراين به دنيا آمد. وي پس از طي تحصيلات خود، در جريان انقلاب اكتبر 1917م در كنار لنين و يارانش قرار گرفت و از 1929م دبير حزب كمونيست در مسكو شد. خروشچف در ساليان بعد، مدارج ترقي در حزب كمونيست را پيمود و پس از مرگ استالين، در سال 1953م به مقام دبير اولي حزب كمونيست شوروي سابق و در واقع رهبري اين كشور نايل آمد، مقامي كه استالين، 30 سال در اختيار داشت. شهرت خروشچف در تاريخ شوروي، بيشتر به سبب افشاگري مهمي بود كه پس از مرگ استالين عليه او در اين كشور كرد و پرده از جنايات بي‏رحمانه‏اش برداشت. خروشچف در كنگره بيستم حزب كمونيست به تشريح جزئيات وحشتناك شكنجه و قتل عام مردم بي‏گناه در دوران استالين پرداخت و قساوت‏هايى را كه استالين سال‏ها در انكار آن كوشيده بود مطرح كرد. او در ادامه سياست استالين زدايى، بسياري از اردوگاه‏هاي كار اجباري را تعطيل كرد و صدها هزار زنداني دوران استالين را گروه گروه آزاد ساخت. او بودجه نظامي را كاهش داد و به تامين رفاه و آسايش سياسي و اجتماعي مردم پرداخت. هم‏چنين به مطبوعات نيز آزادي نسبي اعطا كرد و به آنان اجازه داد تا از دولت انتقاد كنند. در ادامه سياست استالين‏زدايى، خروشچف بيش از نيمي از دبيران اول حزب كمونيست شوروي را از كار بركنار كرد. خروشچف به سبب تغييرات سياسي و بعضاً اقتصادي كه در شوروي به وجود آورد به پدر اصلاحات سياسي و اقتصادي معروف شد. او با طرح دكترين هم‏زيستي مسالمت آميز با غرب، جنگ سرد را تخفيف داد ولي مخالفت چين را برانگيخت كه به ويژه با ممانعت صدور تكنولوژي هسته‏اي شوروي به چين، دامنه آن بالا گرفت. ادامه اختلافات خروشچف با حاكميت چين، ضربه بزرگي بر اقتدار وي وارد آورد. هم‏چنين سازش خروشچف با امريكا بر سر بحران موشكي كوبا و نيز شكست برنامه‏هاي توسعه كشاورزي او، موقعيت وي را بيش از پيش تضعيف كرد. با تضعيف موقعيت داخلي و بين‏المللي خروشچف و تشديد حملات چيني‏ها به رهبر شوروي كه ديگر علناً او را به تجديدنظرطلبي و خيانت به آرمان كمونيسم متهم مي‏ساختند، از اواسط سال 1964م، توطئه‏اي عليه خروشچف در كميته مركزي حزب كمونيست شوروي شكل گرفت و هنگامي كه خروشچف در اكتبر 1964م براي استراحت به سواحل كريمه رفته بود در 15 اكتبر 1964م در جريان جلسه حزب كمونيسم شوروي از همه مشاغل حزبي و دولتي‏اش بر كنار شد و پس از وي لئونيد بِرِژنف كه تمام نفوذ و قدرت خود را مرهون حمايت‏هاي ويژه خروشچف بود، به دبير كلي حزب كمونيست شوروي و رهبري اين كشور منصوب گرديد. نيكيتا خروشچف سرانجام هفت سال بعد در 11 سپتامبر 1971 در 77 سالگي درگذشت.
    13) به كارگيري اولين گاز خفه كننده در جريان جنگ جهاني اول (1915م): در هفدهم آوريل 1915م، براي اولين بار در جهان از گاز خفه كننده در جريان جنگ جهاني اول استفاده شد. آلمان در جنگ با انگلستان و فرانسه در ناحيه ايپر فرانسه، با استفاده از اين گاز تعداد زيادي از سربازان متفقين را كشت. در اين جنگ كه به جنگ گاز معروف شد، آلماني‏ها پيروزي نسبي به دست آوردند. پس از پايان جنگ جهاني اول، تلاش‏هايى براي ممنوعيت استفاده از گازهاي شيميايى در جنگ آغاز شد كه منجر به تدوين و امضاي چند معاهده بين‏المللي مبني بر منع توليد، تكثير و استفاده از سلاح‏هاي شيميايي در جنگ شد. با وجود اين، برخي كشورها همچنان به استفاده از انواع پيشرفته‏تر اين گازهاي خطرناك پرداختند كه استفاده از مواد شيميايي در جنگ ويتنام توسط امريكا و استفاده رژيم عراق از انواع سلاح‏هاي شيميايي در جنگ اين رژيم عليه ايران از آن جمله است.
    14) نمايش اولين فيلم سينمايي ناطق جهان با نام "نگهبان گيج" در شهر نيويورك (1923م)
    15) اختراع تلويزيون توسط "جان بيرد" مخترع اسكاتلندي (1926م): تلويزيون عبارت است از دستگاهي كه صحنه‏هاي ثابت يا متحرك را به وسيله برق انتقال مي‏دهد. از نخستين پيش‏گامان موفق در ساخت اين دستگاه، "جيوواني كازلي" دانشمند ايتاليايى است كه در سال 1862م موفق به ساخت دستگاهي شد كه با استفاده از سيستم دستگاه تلگراف قادر به مخابره نقوش و تصاوير ساده بود. سال‏ها طول كشيد تا اين دستگاه براي انتقال عكس آماده شود. اما اولين كسي كه عملاً يك تلويزيون ابتدايى ساخت "جان بيرْدْ" پژوهشگر اسكاتلندي بود. وي با كمك ابزار و آلات اوليه در سال 1922م دستگاهي ساخت كه براي اولين بار انتقال تصوير را امكان‏پذير نمود، گرچه در مراحل اوليه فقط قادر به انتقال يك تصوير از يك اتاق به اتاق ديگر در همان خانه بود. تلاش‏هاي جان بيرد ادامه يافت و سرانجام در 17 آوريل 1926م اولين تصوير تلويزيوني براي انجمن سلطنتي انگلستان به نمايش گذاشته شد. تكنيك اصلي تلويزيون عبارت است از تصويربرداري از صحنه‏هاي مورد نظر و تجزيه اين تصاوير به صورت نقاط و خطوط و سپس پخش آن از فرستنده پس از تبديل به امواج الكترومغناطيسي. پس از تكميل اين دستگاه، سرانجام اولين برنامه‏هاي تلويزيوني در سال 1936م در ايستگاه‏هاي فرستنده تلويزيوني تهيه و ارسال گرديد. در طي سال‏هاي بعد تحولاتي در تلويزيون پيدا شد كه دستيابي به تكنيك تلويزيون رنگي، استفاده از ماهواره براي پخش جهاني و كاربردهاي علمي و آموزشي از آن جمله است. تلويزيون در مسير خود همچنان راه پيشرفت را طي مي‏نمايد و در هر مدت پديده‏اي جديد در اين عرصه ارائه مي‏گردد.
    16) روز ملي و استقلال "سوريه" از تحت قيموميت فرانسه (1946م): كشور سوريه در غرب آسيا و در ساحل شرقي درياي مديترانه قرار دارد و داراي 185/180 كيلومتر مربع وسعت و بيش از 16 ميليون نفر جمعيت مي‏باشد. پيش‏بيني مي‏شود كه جمعيت آن تا سال 2025 بيش از 26 ميليون نفر خواهد بود. 88 درصد جمعيت آن را مسلمانان و بقيه را ساير اديان، از جمله مسيحيان تشكيل مي‏دهند. مليّت مردم سوريه عرب و زبان رسمي آنها نيز عربي است. پايتخت سوريه شهر دمشق و از شهرهاي مهم آن حلب، حمص و لاذقيه مي‏باشد. نظام سياسي حاكم بر سوريه جمهوري چند حزبي با يك مجلس قانون‏گزاري است و حزب حاكم بر آن حزب بعث است. واحد پول كشور سوريه ليره سوريه مي‏باشد. سوريه پيش از اضمحلال امپراتوري عثماني، جزو متصرفات آسيايى آن كشور بود. سپس همراه لبنان، تحت قيموميت فرانسه درآمد و سرانجام در جريان جنگ جهاني دوم، در سال 1941م به استقلال ظاهري رسيد و رژيم جمهوري در آن كشور اعلام شد. با پايان جنگ جهاني دوم، نيروهاي متفقين، خاك سوريه را ترك نمودند و در 17 آوريل 1946، اين كشور به استقلال كامل رسيد كه روز ملي سوريه نيز به حساب مي‏آيد.
    17) شكست حمله شورشيان كوبايي برضد دولت "فيدل كاسترو" (1961م): در طي سال‏هاي اوليه پس از انقلاب كوبا، هزاران كوبايى مخالفت دولت جديد، از كشور گريخته و عمدتاً به ايالت فلوريداي امريكا رفتند. در اين زمان، فيدل كاسترو رهبر كوبا نيز دست به اصلاحات اقتصادي زد و ضمن مصادره مزارع نيشكر كه متعلق به سرمايه‏داران امريكايى بود، حكومت را به سوي يك نظام سوسياليستي پيش برد. از همان ابتداي كار مشخص بود كه امريكا نمي‏تواند يك حكومت مستقل و يا غيروابسته به نظام سرمايه‏داري را تحمل نمايد. امريكا با اين بهانه كه خطر ماركسيسم به ايالات متحده نزديك مي‏شود صراحتاً حضور و سلطه كمونيست‏ها در آن منطقه را غيرقابل گفتگو مي‏دانست. بنابراين با تصويب دوايت آيزنهاور و سپس جان كِنِدي، رؤساي جمهوري وقت امريكا عمليات اعزام مزدوران و نظاميان فراري وابسته به رژيم سرنگون شده باتيستا، در اواسط آوريل آغاز شد. در اين زمان هزاران تن از ضد انقلابيون كوبايى كه در امريكا آموزش ديده بودند تصميم گرفتند در يك يورش زميني و هوايى به يكي از سواحل كوبا از طريق خليج باهيادو كوچينوس وارد خاك اين كشور شوند. اين مزدوران داراي سلاح‏هاي سنگين از جمله تانك بودند و با كشتي و هواپيما نيز حمايت مي‏شدند. در اين حملات، گرچه امريكا متعهد شده بود كه نيروهاي خود را در هيچ صورت وارد عمليات نكند اما حمايت‏هاي آشكار و پنهان مالي و نظامي از شورشيان كوبايى آن‏چنان گسترده بود كه حتي در درون هيأت حاكمه امريكا اختلاف نظر به وجود آورد پس از حمله ضد انقلابيون به سواحل كوبا كه بعداً به خليج خوك‏ها معروف شد قواي دولتي كوبا به سرعت وارد عمل شده و ظرف 48 ساعت نيروهاي مهاجم را متلاشي نمودند. در جريان اين حمله سي‏صد تن از مهاجمان كشته و 1500 نفر از آنان نيز به اسارت درآمدند. اين شكست، ضربه سختي به حيثيت امريكا در صحنه جهاني وارد كرد و گذشته از آن كه بر شخصيت سياسي آنان لطمه شديدي وارد ساخت، حكومت واشينگتن را به عنوان حامي تروريسم در صحنه بين‏المللي معرفي نمود.
    18) به قدرت رسيدن گروه خون‏خوار خِمِرهاي سرخ در كشور كامبوج (1975م): كشور آسيايى كامبوج تا سال 1970م داراي رژيم سلطنتي بود ولي در اين سال، رژيم سلطنتي با يك كودتاي نظامي سرنگون شد و رهبر جديد كامبوج كه يك ژنرال دست نشانده امريكا بود، يك حكومت ديكتاتوري نظامي در آن كشور برقرار كرد. در اوايل سال 1975م كمونيست‏هاي كامبوج معروف به خِمِرهاي سرخ به رهبري پول پوت دست به يك شورش مسلحانه زدند و با تصرف پايتخت كامبوج، يك حكومت جمهوري خلق تشكيل دادند. خِمِرهاي سرخ كه با سلاح‏هاي چيني مسلح شده و اكثراً جوانان نابالغ و كم سن و سال بودند، در جريان شورش و تصرف شهرهاي كامبوج و پس از تسلط بر اين كشور، مرتكب فجايع بي‏شماري شدند و تنها در جريان تصرف پايتخت، صدها هزار نفر را قتل عام كرده و بيش از يك ميليون نفر از جمعيت شهر را از خانه و كاشانه خود بيرون راندند. هم‏چنين تعداد كساني كه در مدت سه سال حكومت خِمِرهاي سرخ در كامبوج كشته شدند در حدود دو ميليون نفر يعني يك چهارم جمعيت هشت ميليوني كامبوج تخمين زده شده است. ادامه اين روند باعث شد تا خِمِرهاي سرخ در سال 1978م با حمله نيروهاي ويتنامي به كامبوج، از حكومت رانده شوند و در روز هفتم ژانويه 1979 به كلي شكست بخورند. خمرهاي سرخ پس از اين شكست تا اوايل دهه 1990م، همچنان به مقاومت در برابر حكومت طرفدار ويتنام در كامبوج ادامه مي‏دادند. با اين حال، حكومت خِمِرهاي سرخ كامبوج، تا روزي كه بر اثر مداخله مستقيم ويتنام در كامبوج سرنگون شد، از حمايت امريكا برخوردار بود. نام كمونيست‏هاي كامبوج معروف به خِمِرهاي سرخ كه به واسطه خشونت و سبوعيّتي كه در كشتار مردم در دوره حكومت بر آن كشور نشان دادند، به عنوان نمونه و سمبل گروه‏هاي افراطي چپ شهرت يافته است.
    19) درگذشت "تُورگوتْ اوزال" رئيس جمهور پيشين تركيه (1993م): تورگوت اوزال سياست مدار تركيه و رئيس‏جمهور پيشين اين كشور، در سال 1927م متولد شد و در رشته مهندسي برق فارغ التحصيل گشت. وي تحصيلاتش را در امريكا ادامه داد و پس از بازگشت، مدير كل منابع نيروي برق تركيه شد. اوزال طي سال‏هاي بعد مدارج ترقي را طي نمود تا اين‏كه در سال 1979م به سمت معاون نخست وزير و كفيل سازمان برنامه ريزي تركيه منصوب گرديد. وي در سال 1982 حزب مام ميهن را تأسيس كرد و در نوامبر 1983 نخست‏وزيري تركيه را برعهده گرفت. او توانست در طول 6 سال نخست‏وزيري خود، اقتصاد تركيه را سر و سامان دهد و آن را به اقتصاد جهاني متصل سازد. وي حكومت نظامي را كه در اكثر نقاط كشور تركيه حاكم بود، برچيد و تا حد قابل ملاحظه‏اي، ثبات و امنيت را به كشور بازگرداند. تورگوت اوزال هم‏چنين در دوران نخست‏وزيري خود، تلاش‏هاي زيادي براي عضويت تركيه در بازار مشترك اروپا كرد ولي اين تلاش‏ها بي‏حاصل ماند. اوزال اين سِمَت را تا انتخابات پارلماني سال 1989م كه وي را به رياست جمهوري تركيه رساند، حفظ كرد. انتصاب اوزال به رياست جمهوري تركيه، به منزله پايان سي سال سلطه نظاميان بر اين كشور محسوب مي‏شود. تورگوت اوزال كه روابط حسنه‏اي با جمهوري اسلامي ايران داشت، سرانجام در 17 آوريل 1993م بر اثر سكته قلبي در 66 سالگي درگذشت.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  16. تشكر

    خراباتي (07-03-1389)

  17. #59
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    29 فروردین 1389 / 3 جمادی الاولی 1431 / 18 آوریل 2010



    1) 29فروردين ماه سال1358هجري شمسي: ارتش جمهوري اسلامي ايران براي بيعت با حضرت امام خميني(رحمة الله علیه) و تأكيد بر وفاداري خويش به انقلاب اسلامي رژه كم سابقه و شورانگيزي در سراسر كشور برگزار كرد. مردم از اين رژه پرشور استقبال گسترده اي كردند. درآن روزارتش و مردم يگانگي و همسويي خود را درفداكاري براي اسلام و انقلاب اسلامي به نمايش گذاشتند و ازآن تاريخ به بعد اين روز، روز ارتش جمهوري اسلامي اعلام شد و هرسال به همين مناسبت مراسمي برگزار مي شود.
    2) حماسه ناوچه قهرمان جوشن در خليج فارس (1367 ش): به دنبال تهديدات نظامي آمريكا در خليج فارس، ناوچه ايراني جوشن در روز 28 فروردين 1367 ش بندر بوشهر را به قصد دريا و حراست از مرزهاي آبي جمهوري اسلامي و صيانت از آب‏هاي خليج فارس ترك كرد. در روز 29 فروردين، كشتي‏هاي نظامي آمريكايي در تجاوزي آشكار به كيان جمهوري اسلامي ايران و در حمايت از رژيم بعث عراق در جنگ تحميلي به سكوهاي نفتي ايراني سلمان، نصر و مبارك حمله برده و آنها را به آتش مي‏كشند. با حضور ناوچه ايراني در اطراف سكوهاي نفتي ايران، فرمانده ناوگان آمريكايي از نيروهاي ناوچه جوشن مي‏خواهد كه هر چه سريع‏تر كشتي را ترك كنند و از محل دور شوند. فرمانده ناوچه جوشن در پاسخ رَجَزخواني‏هاي آمريكايي‏ها با قاطعيت تمام اعلام مي‏كند كه هرگونه حركت تجاوزكارانه آنها با واكنش كوبنده روبه‏رو خواهد شد. از اين رو، هلي‏كوپترها و هواپيماهاي آمريكا، ناوچه جوشن را در محاصره خود مي‏گيرند و پس از دقايقي، درگيري شديدي بين دو طرف واقع مي‏شود. سرانجام پس از اصابت چهار موشك ليزري هاريون و سيصد گلوله توپ به ناوچه جوشن، اين كشتي قهرمان غرق مي‏گردد. مقاومت اين ناو با يازده شهيد و سي و سه مجروح، برگ زرّين ديگري به پرونده حماسه‏هاي نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران مي‏افزايد و خاطره ناوچه حماسه آفرين جوشن را براي هميشه زنده نگاه مي‏دارد.
    3) روز ارتش جمهوري اسلامي ايران و نيروي زميني: همزمان با به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي، ارتش رژيم شاهنشاهي كه پيكره اصلي آن را جوانان برومند خانواده‏هاي مسلمان و اغلب مستضعف ايراني تشكيل مي‏داد به نداي رهايي‏بخش رهبر كبير انقلاب اسلامي لبيك گفت و در نتيجه، هم صدا و همراه با امت بعد از براندازي نهايي رژيم ستم‏شاهي، به ستيز بي‏امان با دشمنان داخلي و خارجي انقلاب برخاست. ارتش به عنوان نخستين بازوي توانمند نظامي انقلاب در جهت تحقق اهداف جمهوري اسلامي ايران، تلاش‏هاي خستگي‏ناپذير و مستمري را با فداكاري و ايثار و در ابعاد مختلف آغاز كرد. امام خميني(ره) روز پيوستن ارتش به مردم را با عبارت حكيمانه "لحظه شادي بندگان خدا و يأس ستمگران" نقطه عطف درخشان و افتخارآميز قلمداد فرمود. در اين حال و در شرايطي كه عده‏اي از ناآگاهان و غرض ورزان در همان دوران خواهان انحلال ارتش بودند امام امت به عنوان بزرگ‏ترين حامي ارتش، پاي به ميدان نهاد و طي پيامي در 27 فروردين 1358 ضرورت حفظ ارتش را اعلام و در جهت انسجام و يكپارچگي ارتش، فرمان تاريخي و مهمي را صادر و روز 29 فروردين را روز ارتش نامگذاري كردند. ايشان در اين پيام فرمودند: "اكنون ارتش در خدمت اسلام است و ارتشِ اسلامي است و ملت شريف لازم است پشتيباني خود را از آنان اعلام نمايند. اكنون مخالفت با ارتش اسلامي كه حافظ استقلال و نگهبان آن است جايز نيست. ما و شما و ارتش، برادرانه بايد براي حفظ و امنيت كشورمان كوشش كنيم و به شرارت اشرار و اخلال مفسدين خاتمه دهيم." پس از صدور اين پيام تاريخ ساز، ارتشيان نيز در عمل ثابت كردند كه شايستگي حمايت و پشتيباني امام امت را داشته و دارند و در اين رهگذر، با خلق حماسه‏هاي عظيم و به ياد ماندني در سال‏هاي پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن، اوراق زريني بر دفتر تاريخ سراسر حماسه قيام ملت ايران افزودند.
    4) درگذشت عالم بزرگ و محقق برجسته ميرزا ابوالقاسم موسوي زنجاني(1293ق): ميرزا ابوالقاسم موسوي زنجاني فرزند ميرزا كاظم، يكي از علماي شيعه‏ي قرن سيزدهم هجري قمري و از شاگردان سيدمحمدباقر، حجت‏الاسلام رشتي و حاج محمدابراهيم كلباسي بوده است. وي براي تكميل تحصيلات خود به عتبات عاليات رفت و پس از اتمام دروس به زنجان بازگشت. ميرزاي زنجاني پس از ورود به زادگاهش، رياست مذهبي آن شهر را به عهده گرفت و نفوذ بسياري در ميان مردم يافت. از وي بيش از ده دوره اثر ارزشمند بر جاي مانده است كه ايضاحُ الدَّلائل في حساب عِقد الاَنامِل، تخريبُ الاسباب و مَقاليدُ الابواب و... از آن جمله‏اند. وفات اين عالم بزرگوار در سوم جمادي الاول 1293 قمري در زنجان اتفاق افتاد.
    5) رحلت فقيه و مرجع بزرگوار آيت اللَّه سيد اسماعيل صدر(1337 ق): حاج سيداسماعيل بن سيد صدرالدين صدر از بزرگ‏ترين علما و مراجع تقليد و طراز اول قرن چهاردهم هجري مي‏باشد. مراتب علمي و كمالات نفساني او مشهور و مسلم بوده و مورد تاييد است. در شش سالگي و بعد از فوت پدر، در 1262 ق تحت تعليم برادر بزرگ خود معروف به آقامجتهد قرار گرفت. سپس راهي عتبات گرديد و از محضر ميرزا محمدحسن شيرازي و ديگر بزرگان استفاده كرد و به حَسَب تكليف شرعي، در كربلا اقامت گزيد. در آن جا بناي تدريس گذاشت و از مراجع وقتِ آن ديار شد. ميرزا حسين ناييني، سيدشرف الدين عاملي و سيدحسين فشاركي از جمله شاگردان اويند. فتواي مشهور سيداسماعيل صدر در خصوص تاييد حركت‏هاي استقلال طلبانه و رَدِّ سلطه‏ي بيگانگان، از عشق او به جهان اسلام حكايت دارد و با اين همه، ساده‏زيستي، دوري از تعارفات و تشريفات، رسانيدن وجوه شرعي به مستحقّان و تحمل شرايط دشوار زمانه، از خصوصيات و صفات برجسته‏ي اين عالم رباني است. سرانجام اين فقيه بزرگوار در سامرا چشم از جهان فرو بست و در حرم امام موسي كاظم(علیه السلام) مدفون گشت.
    6) 18آوريل سال1909ميلادي: بلغارستان استقلال كامل خود را اعلام كرد. اين كشور در سال1878ميلادي ازدولت عثماني جدا شد و برطبق پيمان سَن اِستفانو اميرنشيني خودمختاروقسمتي ازمقدونيه شد. اين پيمان دركنگره برلين مورد تجديد نظرقرارگرفت و بدين ترتيب بلغارستان تقسيم شد و هرسه ناحيه به نحوي تحت نفوذ دولت عثماني قرارگرفتند. سرانجام نخستين شاه بلغارستان، روملياي شرقي را تصرف كرد و جانشين او فرديناند كوبورگ كوتا درسال1909ميلادي استقلال كامل اين سرزمين را اعلام كرد.
    7) 18آوريل سال1949ميلادي: جمهوري ايرلند به موجب قانون اين جمهوري مستقل اعلام شد و ازجامعه كشورهاي مشترك المنافع خارج شد. اين جمهوري مبارزات 800 ساله اي درتاريخ خود براي كسب استقلال ازانگلستان ثبت كرده است. شايان توجه است كه هنوز بخشهايي ازايرلند براي بدست آوردن آزادي با عوامل انگليسي مبارزه كنند.
    8) 18آوريل سال1955ميلادي: نخستين كنفرانس نمايندگان ملل آسيايي و اِفريقايي مشهور به كنفرانس باندونگ در شهري به همين نام دراندونزي تشكيل شد. دراين كنفرانس عِلاوه برنمايندگان 29كشوراِفريقايي و آسيايي و نمايندگاني ازجانب كنگره ملي اِفريقا، اسقف ماكاريوتين و سياهپوستي ازاِمريكا براي نظارت حضورداشتند. درپايان اين نشست قطعنامه اي به منظورحمايت ازهمكاريهاي اقتصادي و فرهنگي و حق تعيين سرنوشت ملل آسيايي و اِفريقايي تصويب شد. همچنين قطعنامه اي برضد استعمارازجمله استعمارفرانسه درمراكش و تونس و استعمارهلند درگينه جديد به تصويب رسيد.
    9) كودتاي موفقيت‏آميز "جمال عبدالناصر" عليه "محمد نجيب" در مصر (1954م): پس از آن كه جنبش افسران آزاد مصر به فرماندهي ژنرال محمد نجيب در 23 ژوئيه 1952م عليه رژيم سلطنتي كودتا كرد، ملك فاروق، پادشاه مصر را مجبور به استعفا نمود. از آن هنگام، محمد نجيب رياست شوراي فرماندهي انقلاب را بر عهده گرفت و هنگامي كه فرزند ملك فاروق را كه به عنوان پادشاه جديد مصر معرفي شده بود از مقامش خلع كرد، خود در ژوئن 1953م به عنوان اولين رئيس جمهور مصر برگزيده شد. اين مقام چندان پايدار نماند و ژنرال نجيب در 18 آوريل 1954م قرباني هم‏رزم خود، سرهنگ جمال عبدالناصر گرديد و تا پايان عمرِ عبدالناصر، تحت نظر بود.
    10) درگذشت "آلبرت انيشتين" فيزيك‏دان شهير و مبتكر فرضيه اتمي (1955م) (ر.ك: 14 مارس)
    11) تشكيل اولين كنفرانس كشورهاي غير متعهد در باندونگ اندونزي (1955م): فكر تشكيل جامعه‏اي از كشورهاي غيرمتعهد يا كشورهاي مستقل و غيروابسته به دو بلوك شرق و غرب كه به نام جنبش عدم تعهد معروف است، نخستين بار در جريان تشكيل اولين كنفرانس سران 22 كشور آسيايى و 6 كشور افريقايى در شهر باندونگ اندونزي به وجود آمد. در اين كنفرانس كه از 18 تا 27 آوريل 1955م به دعوت دكتر احمد سوكارنو رئيس جمهور وقت اندونزي تشكيل شد، شخصيت‏هاي نامداري هم‏چون جواهر لعل نهرو نخست‏وزير هند، چوئن لاي نخست وزير چين و جمال عبدالناصر رئيس جمهور مصر حضور داشتند. در كنفرانس باندونگ، پنج اصل معروف هم‏زيستي مسالمت‏آميز بين كشورهاي داراي نظام‏هاي مختلف سياسي به تصويب رسيد كه شامل: استعمارزدايى و مبارزه با امپرياليسم، ايجاد وحدت و يك‏پارچگي ميان كشورهاي جهان سوم، برقراري مناسبات اقتصادي آزاد و مستقل از هر دو ابرقدرت شرق و غرب و كمك به برقراري صلح و امنيت ميان كشورهاي عضو مي‏باشد. جنبش عدم تعهد، تشكيلات و مركز ثابتي ندارد و در فاصله هر يك از كنفرانس‏هاي سران، رئيس آخرين كشور ميزبان، رياست جنبش و ترتيب دعوت جلسات بعدي كنفرانس را برعهده دارد. با اين حال تشكيلات اين جنبش عبارتند از: كنفرانس سران كه بايد در هر سه سال تشكيل جلسه دهند؛ دفتر اجرايى شامل كميته هماهنگي متشكل از برخي كشورهاي عضو، و كنفرانس وزراي امور خارجه كه هر سال يك جلسه دارند. اولين جلسه رسمي جنبش عدم تعهد و آغاز به كار آن، در جريان كنفرانس سال 1961م در شهر بلگراد يوگسلاوي بود. اين جنبش در حال حاضر بيش از يك‏صد عضو دارد و پس از سازمان ملل متحد، بزرگ‏ترين سازمان بين‏المللي جهان است.
    12) روز ملي و استقلال كشور افريقايي "زيمْبابْوه" از استعمار انگليس (1980م): جمهوري زيمبابوه با 390/757 كيلومتر مربع مساحت در جنوب افريقا و در همسايگي زامبيا، بوتْسوانا و موزامبيك واقع شده است. جمعيت زيمبابوه بيش از 11 ميليون نفر بوده و پيش‏بيني مي‏شود كه جمعيت آن تا سال 2025م بيش از 15 ميليون نفر شود. اكثريت مردم زيمبابوه سياه مي‏باشند، بيشتر آنها مسيحي بوده و داراي زبان رسمي انگليسي هستند. پايتخت زيمبابوه، شهر هراره و ديگر شهرهاي آن بولاوايو و گوِرو مي‏باشند. واحد پول اين كشور، دلار زيمبابوه است. زيمبابوه كه نام قديمي آن رودزياي جنوبي بوده است. در قرن نوزدهم به وسيله فردي انگليسي كشف و تسخير شد. انگليسي‏ها در قرن نوزدهم تمام سرزمين فعلي زيمبابوه را به تصرف خود درآوردند و در سال 1888 آن را تحت الحمايه خود خواندند. در سال 1895 تمام سرزمين‏هايى كه اكنون دو كشور زامبيا و زيمبابوه را شامل مي‏شود به نام "رودزيا" خوانده شد و اداره امور آن به كمپاني "افريقاي جنوبي انگليسي" واگذار شد. در سال 1964، پس از اعلام استقلال رودزياي شمالي كه به نام زامبيا خوانده شد، در رودزياي جنوبي نيز سياهپوستان خواهان سهمي در حكومت شدند، اما دولت انگليسي زير بار نرفت. تا اين كه سرانجام پس از مبارزات بسيار و مقاومت در برابر فشارهاي بين‏المللي از جمله تحريم‏هاي اقتصادي، در 18 آوريل سال 1980 به دنبال انتخابات عمومي، رژيم جديد رودزيا با نام جديد زيمبابوه از طرف كليه كشورهاي جهان به رسميت شناخته شد. نظام حكومتي زيمبابوه، جمهوري چند حزبي با يك مجلس قانون‏گزاري است. زيمبابوه به معناي "خانه سنگي" است و ساختمان‏هاي عظيم سنگي از قرون قبل از ميلاد در آن به يادگار مانده است.
    13) كشتار اهالي روستاي "قانا" در لبنان توسط رژيم صهيونيستي (1996م): در 18 آوريل 1996م نيروي هوايى رژيم صهيونيستي، مقر نيروهاي حافظ صلحِ سازمان ملل در دهكده قانا در جنوب لبنان را كه صدها غير نظامي لبناني در آن پناه گرفته بودند مورد حمله قرار داد. در اين حمله وحشيانه كه در جريان عمليات نظامي ارتش رژيم صهيونيستي عليه لبنان تحت عنوان خوشه‏هاي خشم انجام شد، حدود 110 غير نظامي لبناني كشته و تعدادي نيز مجروح شدند. قتل عام فجيع اين پناهندگان كه 33 تن از آنان، كودكان زير 10 سال بودند، خشم افكار عمومي را در جهان برانگيخت و صهيونيست‏ها را به خاتمه دادن به بمباران لبنان مجبور كرد. در اين حال، امريكا مانع تصويب قطعنامه شوراي امنيت در محكوميت رژيم اسرائيل شد. اما مجمع عمومي سازمان ملل با تصويب قطعنامه‏اي، ضمن محكوم كردن اين جنايت، تل آويو را به پرداخت 2/4 ميليارد دلار غرامت به قربانيان فاجعه قانا ملزم كرد. هرچند كه رژيم صهيونيستي به دليل عدم ضمانت اجرايي مصوبات سازمان ملل از پرداخت اين غرامت نيز خودداري نمود، اما اين محكوميت بازتابي از انزجار جهانيان از جنايات رژيم صهيونيستي به دنبال آورد.
    14) مرگ "پول پوت" رهبرِ خون‏خوار خِمِرهاي سرخ كامبوج (1998م) : سالوت سار با نام مستعار پول پوت و معروف به قصاب كامبوج، در سال 1928م در خانواده‏اي ثروت‏مند در اين كشور به دنيا آمد. وي از شش سالگي به واسطه برادرش كه در دربار كامبوج خدمت مي‏كرد وارد كاخ سلطنتي شد و نزد معلمان فرانسوي به تحصيل پرداخت. پول پوت در 21 سالگي به همراه جوانان درباري عازم فرانسه شد و چهار سال در بهترين مدارس اين كشور تحصيل كرد. وي در اين مدت تحت تأثير افكار كمونيستي قرار گرفت و پس از بازگشت از فرانسه به همراه چند تن از همفكران خود به سازمان زيرزميني كمونيست‏هاي كامبوج پيوست. پول پوت از اواخر دهه 1960م كه رژيم طرفدار غرب در كامبوج بر اثر پيروزي‏هاي كمونيست‏ها در ويتنام تضعيف شده بود، مشغول سازماندهي يك نيروي چريكي براي سرنگون ساختن حكومت كامبوج و قبضه كردن قدرت شد. در اين ميان هر چند پس از آن، حكومت دست‏نشانده امريكا برسر كار آمد، اما ديكتاتوري او، موجبات نارضايتي مردمي را فراهم ساخت. از اين رو، پول پوت با استفاده از اين فرصت، بر طرفداران خود افزود و با كمك نيروي مقاومت كامبوج موسوم به خِمِرهاي سرخ به تدريج كنترل بخش بزرگي از كشور را به دست گرفت. اين نيروها در سال 1975م حكومت نظامي را سرنگون كردند و خود زمام امور را به دست گرفتند. آغاز حكومت خِمرهاي سرخ در كامبوج در واقع آغاز فاجعه‏اي بود كه نه تنها در قرن بيستم كه در طول تاريخ، كمتر نظير آن ديده شده است. به دستور پول پوت، كمترين مقاومت با مرگ پاسخ داده مي‏شد و به اين ترتيب نزديك به يك چهارم جمعيت هشت ميليوني كامبوج طي كمتر از چهار سال به كام مرگي سخت فرو افتادند. در اين مدت، چين تنها كشوري بود كه با رژيم پول پوت رابطه داشت هر چند وي از حمايت پنهاني امريكا نيز برخوردار بود. پول پوت با اعتقاد به حذف سرمايه‏داري، شهرها را نابود ساخت و كمترين مظاهر تمدن را از بين برد. منسوخ شدن كامل مالكيت خصوصي، مبارزه خشن و بي رحمانه با دين و قتل عام فراوان با وسايل ابتدايى، بخشي از كارنامه جنايت بار رژيم پول پوت به شمار مي‏رود. رژيم پول پوت در نهايت در 17 ژانويه 1979م با يورش نظامي ويتنام به كامبوج كه به عنوان حمايت از مخالفان رژيم صورت گرفت ساقط شد و خودِ پول پوت، از پايتخت گريخت. سال‏هاي پاياني عمر پول پوت به انزوا، بيماري و خشونت بر زيردستان گذشت. اين امر باعث شورش اطرافيان و تحويل او به دادگاه گرديد. اما اجلْ مهلت چنداني به وي نداد و قصاب كامبوج پس از عمري جنايت، وحشي‏گري و آدم‏كشي سرانجام در 18 آوريل 1998م در هفتاد سالگي درگذشت و با كوله‏باري از قساوت و بي‏رحمي به زباله‏دان تاريخ فروافتاد.
    15) ترور "عبدالعزيز رِنتيسي" رهبر جنبش حماس توسط رژيم صهيونيستي (2004م): عبدالعزيز علي عبدالحفيظ الرِّنتيسي، مبارز معروف فلسطيني و رهبر جنبش مقاومت اسلامي فلسطين حماس در 23 اكتبر 1947م، يعني هفت ماه پيش از شكل‏گيري رژيم نژادپرست اسرائيل در منطقه يافا در فلسطين به دنيا آمد. با اعلام موجوديت رژيم غاصب قدس، پدر و مادرش ناگزير شدند همراه وي و نه برادر و دو خواهرش به اردوگاه خان يونس در جنوب نوار غزّه كوچ كنند. رنتيسي در شش سالگي وارد مدرسه ابتدايى شد اما فقر و تنگناي شديد مالي، وي را وادار كرد تا براي كمك به خانواده به دست فروشي روي آوَرَد. با اين حال تحصيلات خود را ادامه داد و دوره دبيرستان را با رتبه ممتاز به پايان رساند. وي سپس براي تحصيل در رشته پزشكي راهي شهر اسكندريه مصر شد و در 1976م با رتبه بالا از اين دانشگاه فارغ‏التحصيل گرديد. رنتيسي از آن زمان به فلسطين بازگشت و در كنار مسئوليت‏هاي سياسي و اجتماعي، به تدريس، معالجه و درمان بيماران و مجروحان فلسطيني پرداخت. وي در سال‏هاي 1982 تا 1992م بارها به زندان رژيم صهيونيستي افتاد و آخرين بار در سال 1997م از زندان رهايى يافت. عبدالعزيز رنتيسي و شيخ احمد ياسين، ديگر مبارز فلسطيني، از پايه‏گذاران جنبش مقاومت اسلامي فلسطين، حماس، در سال 1987م بودند. وي در سال 1992م به همراه چهارصد تن از مجاهدان فعال و مسؤولان حماس و جهاد اسلامي به لبنان تبعيد شد و در مقام سخنگوي رسمي تبعيد شدگان فعاليت كرد. پس از چندي، رژيم صهيونيستي تحت فشار افكار عمومي، به وي و ديگر مبارزان فلسطيني اجازه ورود به فلسطين را داد، اما وي به محض ورود به فلسطين بازداشت شد و تا سال 1997م در زندان به سر بُرد. رنتيسي در سال‏هاي پس از آن، فعاليت‏هاي سياسي خود را افزايش داد و تحت نظر او، تلفات سنگيني به رژيم صهيونيستي وارد آمد. وي در سال‏هاي پاياني عمر، به عنوان يكي از رهبران مؤثر مبارزان فلسطيني و مرد شماره دو جنبش حماس فعاليت كرد. از اين رو، مزدوران رژيم صهيونيستي درصدد از ميان برداشتن او بودند اما ترور رنتيسي در بهار 2003م ناكام ماند. آشنايى با زبان انگليسي و شخصيت مؤثر وي در محافل سياسي داخل فلسطين، ذهن باز و روشن، حافظه قوي و برخورد قاطع با اقدامات اسرائيل، از جمله ويژگي‏هاي بارز شهيد عبدالعزيز رنتيسي بود. عبدالعزيز رنتيسي پس از شهادت شيخ احمد ياسين، رهبر معنوي حماس، به رهبري اين جنبش در نوار غزه برگزيده شد، اما 26 روز بعد در حمله بالگردهاي رژيم صهيونيستي در 18 آوريل 2004م در 57 سالگي به شهادت رسيد. در اين ترور، فرزند و دو همراه رنتيسي نيز به شهادت رسيدند و بار ديگر قساوت و سبوعيت رژيم صهيونيستي را به اثبات رساند.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  18. تشكر

    خراباتي (07-03-1389)

  19. #60
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقويم





    30 فروردین 1389 / 4 جمادی الاولی 1431 / 19 آوریل 2010



    1) 30فروردين ماه سال1366هجري شمسي: نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي عمليات كربلاي 10را با رمز عملياتي يا صاحب الزمان(علیه السلام) اجرا كرد. اين عمليات با هدف تصرف و تأمين ارتفاعات مسلط برشهرماووت عراق آغازشد و با موفقيت به پايان رسيد.
    2) 30فروردين ماه سال1372هجري شمسي: دكترعباسعلي خواجه نوري محقق علم آمار و بنيانگذار روش نمونه گيري آماري در ايران بدرود حيات گفت. وي فارغ التحصيل رشته مهندسي ازدانشكده كشاورزي و كارشناسي ارشد آمارتجربي ازدانشگاه كاروانياي شمالي و دكتري آمار ازدانشكده علوم پاريس بود. دكترخواجه نوري درمشاغل پژوهشي، آموزشي و مشاوره دراموراجرايي وزارتخانه هاي مختلف فعاليت گسترده اي داشت و درسال1345شمسي مؤسسه آموزش عالي آماررا تأسيس كرد. ازاستاد خواجه نوري تأليفات متعددي باقيست كه روشهاي مقدماتي آمار، با همكاري چند تن ازكارشناسان آمار، احتمال مقدماتي، روش تحقيق، آماررياضي چند متغيري و آمارپيشرفته و بيومتري ازآن جمله اند.
    3) 30فروردين ماه سال1375هجري شمسي: «دكتر كليم صديقي» متفكر، نويسنده و سياستمدار مسلمان انگليسي درگذشت. او درپايان دوره تحصيلات عالي به روزنامه نگاري پرداخت و تا معاونت سردبيري روزنامه پرشمارگاردين ارتقا يافت. دكترصديقي مديريت انستيتومسلمانان انگليس را به عهده داشت و همواره براي ايجاد وحدت ميان فرق اسلامي تلاش مي كرد. وي درسال 1991 ميلادي پارلمان مسلمانان انگليس را به منظورهماهنگ كرن فعاليتهاي مسلمانان اين كشوربا150عضو پايه ريزي كرد. دكتركليم صديقي ازانقلاب اسلامي ايران پشتيباني مي كرد و اين انقلاب عظيم را تجسم آرمانهاي مسلمانان مي دانست. مراحلي ازانقلاب اسلامي آخرين اثرمنتشرشده ازاين مسلمان مبارزو متفكراست.
    4) اولين سفر "ناصرالدين شاه قاجار" به اروپا (1252 ش): ميرزا حسين‏خان مشيرالدوله، صدراعظم ناصرالدين شاه قاجار، در نخستين سال صدارتش كوشيد براي آشنايي شاه با مظاهر تمدن اروپا و ايجاد زمينه‏هاي مناسب براي اجراي برنامه‏هاي مورد نظر خود در ايران زمينه‏هاي سفرِ شاه قاجار را به اروپا فراهم سازد. پس از انجام مذاكرات با رؤساي كشورهاي اروپايي، امپراتور اتريش و دولت‏هاي آلمان، فرانسه، بلژيك، سوئيس و ايتاليا آمادگي خود را براي پذيرايي از شاه ايران اعلام كردند. تا اينكه در اين روز موكب شاهانه از تهران به طرف گيلان حركت كرد و به سمت مسكو پايتخت روسيه به راه افتاد. اين سفر چندين ماهه، گر چه به اميد مشاهده ترقيات دولت‏هاي اروپايي و رغبت يافتن به اجراي اصول تمدن و نظام جديد زندگي در ايران بود، عملاً نتيجه خوبي نداد. زيرا شاه را مأيوس ساخت و فاصله ميان تمدن شرق و غرب را آن قدر زياد يافت كه نه تنها اميد به رسيدن به پاي دولت‏هاي بزرگ را از او سلب كرد، بلكه او را آماده جلوگيري از تأسي به اروپاييان و حتي مسافرت به اروپا گرداند. در اين ميان، اصرار و تهديد روس‏ها و نفوذ درباريان بي‏اطلاع، سودجو و تطميع شده و بي‏حقيقتي انگليسي‏ها كه به لباس دوستي در پي بسط نفوذ خود و تضعيف ايران بودند و سياست دول بزرگ كه فقط نفع خود را مي‏خواستند، از عوامل تأييد نظر شاه بود. با اين همه، دو سفر ديگر شاه نيز، براي خوشگذراني بود نه يافتن راه ترقي. همچنين هزينه‏هاي سرسام‏آور و كمرشكن اين مسافرت‏هاي بيهوده، باعث عقب ماندگي هرچه بيشتر مملكت، فقر سراسري و وابستگي بيشتر به اجانب مي‏گرديد. در اين ميان، دربار قاجار براي تهيه مخارج اين خوشگذراني‏ها، مجبور بود كه به بيگانگان دست نياز دراز كند و امتيازهاي وطن فروشانه‏اي را به آنان واگذار كند كه بيش از پيش، اقتصاد ايران را درهم مي‏كوبيد. امتيازاتي كه برخي از آنها، تا بيش از شصت سال نيز ادامه داشت.
    5) درگذشت "ابن جَزار" طبيب و فيلسوف شهير(395 ق): ابوجعفر احمد بن ابراهيم بن ابي خالد، معروف به ابن جَزار، از مشاهير اطباي اسلامي قرن چهارم هجري مي‏باشد. وي پس از آن كه هر دو نوع عِلمي و عَمَلي طبّ را آموخت به تدريس و معالجه پرداخت. ابن جَزار در تشخيص بيماري و مداواي بيماران داراي يد بيضا و نَفَس مسيح گونه بود. اِبدال الادويه، نصايحُ الابرار و زادُالمسافر از جمله تاليفات اوست. در گذشت ابن جزار را سال چهار صد هجري قمري نيز گفته‏اند.
    6) رحلت فقيه و محدث بزرگوار آيت‏اللَّه شيخ حيدرقلي سردار كابلي (1372 ق): علامه حيدر قلي فرزند سردار نورمحمدخان در 18 محرم 1293 ق در كابل به دنيا آمد. در آغاز كودكي كه استعمار انگلستان بر افغانستان چيره شده بود، به همراه پدر كه از سرداران ارتش بود به لاهور تبعيد شد. حيدرقلي در آن سامان به تحصيل روي آورد و در اندك زماني پيشرفت كرد. آزار حُكّام لاهور، نورمحمد خان را وادار به مهاجرت به عراق كرد و علامه تلاش بي‏وقفه‏اي را در راه كسب علم آغاز كرد. اين حكيم وارسته پس از كسب مدارج علمي و رسيدن به درجه‏ي اجتهاد و فتوا، از رجال نامي و استوانه‏هاي بزرگ حوزه همچون حضرات آيات عظام: سيدحسن صدر، حاج شيخ عباس قمي، سيديحيى خراساني و شيخ آقابزرگ تهراني، مفتخر به دريافت اجازه و نقل روايات گرديد. سردار كابلي همراه با فراگيري علوم معقول و منقول، به يادگيري چندين زبانِ زنده‏ي دنيا همت گماشت و در اين امر نيز موفق بود. وي پس از مدتي راهي كرمانشاه در غرب ايران گرديد و به نشر احكام ديني و ارشاد مردم همت گماشت. دُرُّالنثير، رساله در معرفت و شرح دعاي صباح از جمله تاليفات اوست. سرانجام، حكيم فرزانه، دانشمند برجسته و ستاره‏ي خاور، پس از بيش از نيم قرن تلاش، بررسي و نشر معارف اسلامي در حال راز و نياز با خداوند و در سَرِ سجاده‏ي نماز، در 79 سالگي در كرمانشاه در گذشت و طبق وصيتش در نجف اشرف به خاك سپرده شد.
    7) 19آوريل سال1895ميلادي: «لويي پاستور» شيميدان فرانسوي ازخدمتگزاران بشردارفاني را وداع گفت. لويي درپايان تحصيلات مقدماتي درپاريس چندسالي را با معلمي گذراند و در27سالگي موفق به كسب درجه دكتري دررشته علوم شد و ازهمان زمان با سمت استاد شيمي مشغول تدريس شد. و همزمان با آن مديريت تحقيقات علمي دانشسراي پاريس را نيزبه عهده گرفت. پاستوردرباره تخميرو بيماريهاي كرم ابريشم و همچنين امراض مُسري بويژه هاري نظريه هاي جديدي ارائه كرد. و دراين موارد به كشفياتي بزرگ دست يافت. پاستوردررفع بيماريهاي عفوني و مبارزه با ميكروبها هم موفقيت هاي بزرگي كسب كرد. اين شيميدان محقق اصول معالجه بيماريها و طريقه درمان امراض را تغيير داد و پايه هاي جديدي دراين زمينه ها بنا نهاد. گفتني است كه به پاس قدرداني اززحمات پاستوردولت فرانسه درسال1888ميلادي انستيتوپاستوررا بنام وي نامگذاري كرد. اين مركزبزرگترين مركزتحقيقاتي طبي است و دراكثركشورهاي جهان شعبه دارد.
    8) 19آوريل سال1915ميلادي: آلباني استقلال كامل خود را بازيافت. اين كشوردرزمان جنگ جهاني اول دچارهرج ومرج شد. درسال1925ميلادي احمد باي زوغو رهبرقيام كنندگان آلباني نظام جمهوري را برقراركرد و خود رئيس جمهورآلباني شد. پس ازاشغال اين سرزمين به دست موسوليني زوغو تبعيد شد. درپايان جنگ جهاني دوم جنبش پارتيزاني به رهبري انورخوجه مجدداً جمهوري را درآلباني اعلام كرد. پس ازمرگ خوجه آليا راميرز حكومت را درآلباني بدست گرفت.
    9) تولد "ژرژ بوفون" محقق و طبيعي‏دان معروف فرانسوي (1709م): ژرژ لويى بوفون طبيعي‏دان و نويسنده فرانسوي، در 19 آوريل 1709م در فرانسه به دنيا آمد. وي بيشتر عمر خود را صرف تحقيقات علمي كرد و نتايج اين مطالعات را در كتاب تاريخ طبيعي در 36 جلد تاليف نمود. اين كتاب مجموعه‏اي از اطلاعات علمي، تاريخ، زمين، گياهان و جانوران و سنگ‏ها است و به سبكي ساده نوشته شده است. گرچه طرح اين دائرة المعارف از بوفون بود اما در واقع با همكاري گروهي از دانشمندان و نويسندگان تحت نظارت وي نوشته شد. در واقع مديريت بوفون در باغ سلطنتي پاريس و در اختيار داشتن مجموعه‏هايى از موزه تاريخ طبيعي باعث شد تا نقشه اين طرح عظيم ريخته شود. بوفون در اين مجموعه ابتدا درباره روش مطالعه و بحث پيرامون تاريخ طبيعي سخن گفته و آن‏گاه در موضوع نظريه خود درباره زمين و سپس تاريخ طبيعي انسان مطالبي مطرح مي‏نمايد و از جلد چهارم مطالعه جانوران آغاز مي‏شود. مطالب 11 جلد بعدي به زندگي چهارپايان اختصاص دارد. ده جلد از اين كتاب نيز به پرندگان و يازده مجلد آخر به كاني‏ها و سنگ‏ها پرداخته است. بوفون در سال 1753م به عضويت آكادمي علوم فرانسه پذيرفته شد و اين به خاطر كاميابي و موفقيت وي در ارائه مجموعه تاريخ طبيعي بود. بوفون در سال‏هاي پاياني عمر شهرتي فراوان كسب كرد به طوري كه به پاسداشت مقام علمي وي، در زمان حياتش مجسمه‏اي از وي ساختند و در محلي نصب كردند. وي آنچنان مورد تحسين و تشويق در سراسر اروپا قرار گرفت كه برخي وي را "ارسطوي فرانسه" ناميدند. ژرژ لويي لوكلر كنت دو بوفون سرانجام در چهاردهم اوت 1778م در شصت و نه سالگي درگذشت.
    10) عقب نشيني سربازان متجاوز انگليسي از بندر اسكندريه مصر (1807م): دولت انگليس كه براي به دست آوردن منافع بيشتر، در صدد گسترش مستعمرات خود در نقاط مختلف جهان بود، در اوايل قرن نوزدهم ميلادي تصميم گرفت سرزمين مصر را كه جزو امپراتوري عثماني بود به تصرف خود درآورد. به همين دليل ناوگان انگليس به مصر حمله كرد و بندر اسكندريه را اشغال نمود. اما محمدعلي پاشا، والي مصر با كمك مردم و علماي اين كشور كه فتواي جهاد عليه مهاجمين را داده بودند، به دفاع از مصر پرداخت. در اين نبرد، مردم مسلمان مصر با شجاعت و از خودگذشتگي بسيار مبارزه كردند و دشمن را كه به پيشرفته‏ترين سلاح‏هاي آن دوران مجهز بود، شكست دادند. در پي اين شكست، نيروهاي مهاجم انگليسي نيز در 19 آوريل 1807م از بندر اسكندريه مصر عقب‏نشيني كردند. 11) مرگ "جورج بايرون" شاعر و اديب بلندآوازه انگليسي (1824م): لرد جورج گوردون نوئل بايْرون اديب و متفكر انگليسي، در 22 ژانويه 1788م در لندن به دنيا آمد. وي دوران كودكي را در محيطي پرماجرا و عنان گسيخته گذراند و تحت فشار مادري تندخو و بي‏محبت، تربيت شد. بايرون پس از ورود به دانشگاه، اولين مجموعه شعر خود با نام ساعات فراغت را منتشر كرد كه نظر منتقدان را جلب نمود و گروهي هم آن را به دليل تأثيرپذيري از مكتب رمانتيسم با توجه به احساسات و تخيل و به صورت داستاني، مورد انتقاد قرار دادند. بايرون نيز در مقام مقابله، مجموعه معروف رامشگران انگليسي و منتقدان اسكاتلندي را نوشت و بي‏درنگ به سوي مشرق زمين سفر كرد. وي در بازگشت، اشعار تازه‏اي را عرضه داشت كه بيشتر آنها جنبه ملودراماتيك يا بدْ آغاز و خوش فرجام دارند ودر تمام آنها شور احساس موج مي‏زند. بايرون يك بار براي اينكه قطعه بسيار معروف زنداني شيلن را بسازد با پاي خود به برج شيلن رفت و چندي مانند محبوسين در آنجا زندگي كرد تا بتواند به روحيه زندانيان سابق آن مكان پي ببرد. درنتيجه، اين قطعه او از بزرگ‏ترين شاه‏كارهاي حيات ادبي بايرون به شمار مي‏رود. وي در سال 1824م پس از درخواست آزادي‏خواهان يونان براي مقابله با امپراتوري عثماني، به جنگ عثماني شتافت و در حين جنگ در 19 آوريل 1824م در 36 سالگي بر اثر تب درگذشت. علاوه بر ادبيات، بايرون به فلسفه نيز توجه داشت ولي نظرات خود را با توجه به زندگي ناگوار خويش ارائه داد. وي اعلام كرد كه همه چيز پوچ و بي‏فايده است و من در كاخ و باغ و خَدَم و حَشَم و پول، معني حيات و زندگي را در نيافتم. بايرون مي‏گفت: بدي و شرارت با خون من عجين شده است. با اين حال معتقد بود كه كلمات چون ابزارند و هر قطره كوچكي از مركّب، هنگامي كه مانند شبنمي بر صفحه انديشه چكد، چيزي به وجود مي‏آورد كه هزاران بلكه ميليون‏ها نفر را به تفكر وا مي‏دارد. لُرد بايرون، گرچه در زندگي خصوصي و خانوادگي خود، دچار انحرافات و رفتارهاي غيراخلاقي بود، اما نوشتارهاي فراوانش كه در بعضي از آنها از گوته و دانته الهام گرفته بود، باعث رونق ادبيات داستاني و شاعرانه انگلستان و گسترش آن در سراسر اروپا گرديد. بايرون آدم خودپسند و مغروري بود و خود را بهترين شاعر و مرثيه‏گو مي‏دانست نبوغ او فقط در هجاسازي بود. قدرت توصيف و نمايش احساس‏هاي انساني او زايدالوصف بود و آثار بديعي به تقليد از كارهاي وي شكل گرفته‏اند. با آنكه انگلستان به سبب رفتار ضد اخلاقي و عصيانش بر ضد آداب و رسوم، او را طرد كرد، بايد دانست كه بدون وجود بايرون، هرگز چنان تكاملي در ادبيات رمانتيك انگلستان كه سراسر اروپا را فرا گرفت پديد نمي‏آمد. در حال حاضر، بايرون در خارج از انگلستان مشهورتر از داخل اين كشور است.
    12) درگذشت "چارلز داروين" طبيعي‏دان نامي انگليسي (1882م): چارلز رابرت داروين طبيعي‏دان، فيزيولوژيست و دانشمند انگليسي در 12 فوريه 1809م در انگليس به دنيا آمد. وي در ابتدا مقداري دروس طب خواند و سپس الهيات را به پايان رساند، ولي مصاحبت دوستان جديد او را به علوم طبيعي رهنمون ساخت. داروين در سال 1831م به عنوان طبيعي‏دان، عضو هيأتي از محققان شد كه قرار بود به امريكاي جنوبي و جزاير غربي اقيانوس آرام سفر كنند. در اين سفر پنج ساله، داروين درباره جانداران و سنگواره‏هاي روزگاران پيشين مطالعات فراواني انجام داد و اصل انتخاب طبيعي در مغزش پرورده شد. هرچند پژوهش‏هاي داروين نزديك به بيست سال به طول انجاميد اما او از نگارش و انتشار آن پرهيز مي‏كرد تا اينكه با اطلاع از پژوهشي درباره تكامل، دريافتْ نتيجه‏اي را كه از 20 سال مطالعه به دست آورده بود، دانشمندي ديگر در كتاب خود خاطر نشان ساخته است. از اين رو داروين درصدد برآمد تا نتايج تحقيقات و مطالعات خود را عنوان سازد. از اين‏رو، داروين در اول ژانويه 1858م نتايج كارهاي علمي خود را مطرح كرد و آنها را در كتاب "اصل انواع"، منتشر نمود. نظراتي كه وي در اين كتاب و در كتب ديگر در باب تغيير انواع داده، موجب تأسيس مكتبي به نام داروينيسم گرديده است. بنابر قانون تبديل انواع، موجودات در آغازِ خلقت، چنان كه امروزه هستند، خلق نشده‏اند. آنها در ابتدا بسيار پَست و ساده بوده، سپس طي ميليون‏ها سال، طبق قوانين طبيعي به سوي كمال رفته و به دو دسته گياهان و جانوران تبديل شده‏اند. آنها بعدها استخوان دار شده و چهار پايان ظهور كرده‏اند. سرانجام، حيوان دو پا كه حُكما، حيوان ناطق خوانده و آن را اشرف مخلوقات مي‏دانند، بالاتر از همه قرار گرفته است. داروين نخستين كسي بود كه گفت رستني‏ها و جانوران، به خودي خود دگرگون مي‏شوند اما اگر اين دگرگوني‏ها با محيط دمساز باشد آن گياه يا جانور به زندگي خود ادامه مي‏دهد و گرنه محكوم به فناست. داروين عقيده قدما درباره نژاد انسان كه بنا بر حكايات تورات، همه از نسل آدم بودند را مورد انتقاد قرار داد و نظريه تطوّر يا تكامل را عرضه داشت كه بر عكس نظر قدما، به جاي هبوط، در حقيقت، صعود آدمي را از مرحله بسيار ابتدايى به مرحله پيچيده حيات و تكامل او را از راه تطابق و سازگاري با محيط به پيش مي‏كشيد. وي مخالف انتقاد جزمي دين به داستان غير علمي آفرينش بود. هرچند انتشار افكار داروين در ابتدا باعث بحث و جنجال فراواني در جامعه علمي آن روز گرديد ولي پس از طي سالياني و حتي ده‏ها سال پس از مرگ داروين، تحت بررسي‏هاي فراوان قرار گرفت و مورد نقد و تشكيك بسياري از متفكران واقع شد چارلز داروين سرانجام در نوزدهم آوريل 1882م در 73 سالگي درگذشت و در كنار اسحاق نيوتن در كليساي وست مينْسْتِر به خاك سپرده شد.
    13) مرگ "آفاناسي فيت" شاعر و اديب برجسته روسي (1892م): آناتاسي فيت شاعر برجسته روسي در 18 مارس 1820 م در ناحيه اورال روسيه به دنيا آمد. وي نخست در مدرسه شبانه روزي كه در استوني امروزي قرار داشت، آموزش ديد و سپس وارد دانشكده زبان‏شناسي در دانشگاه مسكو گرديد و تا سال 1844 م به تحصيل اشتغال داشت. فيت آن‏گاه وارد خدمت نظام شد و مدت 8 سال در شهرهاي مختلف خدمت نمود. در سال 1853م به گارد ويژه منتقل شد و از اين فرصت استفاده نمود تا در پترزبورگ با نويسندگان برجسته روس آشناشود. تلاش عمده فيت در ابتدا بازستانيِ عنوان اشرافي خود بود كه در سال 1873م با فرمان تزار محقق گرديد. آناناسي فيت سرودن شعر را از دوره دانشجويى آغاز كرد و در 1840م اولين مجموعه شعرش را منتشر نمود. وي در عين حال اشعار خود را در دو نشريه محلي ارائه مي‏كرد. بسياري از اشعار تغزلي مشهور او مربوط به همين دوره مي‏باشد. وي در اول كار شاعري وصّاف بود كه به توصيف هنرمندانه صحنه‏هاي تجسمي همت مي‏گماشت. مجموعه‏هاي بعدي اشعارش، تحسين و ستايش منتقدان برجسته را در پيداشت. وي در اشعارش از بيان اعتقادات ايدئولوژيك دوري مي‏جست و از نظر سياسي نيز، گرايشاتي محافظه كارانه داشت. او معتقد بود هنر فقط يك هدف دارد و آن خدمت به زيبايى است. شعر فيت فراتر از همه به دو موضوع و مضمون مي‏پردازد؛ طبيعت و عشق. ديگر موضوع اشعار وي را مي‏توان مضامين فلسفي يا متأمّلانه دانست. اشعار او درباره طبيعت داراي نگاهي عميق، دقيق و ظريف است. او همه چيز را با نگاهي تيزبين مي‏بيند و زيبايى در اشعار او بعضاً مرموز و غيرعادي است. در شعر فيت، طبيعت زنده است. با انسان سخن مي‏گويد و متقابلاً انسان هم با او سخن مي‏گويد. بايد افزود فيت از ستايشگران شوپنهاور فيلسوف آلماني است و اشعاري سروده است كه حاكي از نوعي بدبيني است. جوهر اصلي شعر او را رؤياها، احساسات گريزپا و احساسات مبهم تشكيل مي‏دهد. از آثار فيت مي‏توان از آتش‏هاي شبانه، در شبي جنوبي بر كومه علف، زماني دراز بي‏حركت ماندم و ترجمه آثاري از شوپنهاور، گوته، فاوست و شاعران كلاسيك لاتين و نيز دوره سه جلدي خاطراتش ياد كرد. آناتاسي فيت درس در سن هفتاد و دو سالگي در نوزدهم آوريل سال 1892م درگذشت.
    14) درگذشت "پيركوري" دانشمند فرانسوي و مكتشف راديوم و پولونيوم (1906م): پيِر كوري فيزيك‏دان شهير فرانسوي در 24 اوت 1859م در پاريس به دنيا آمد. وي از كودكي داراي استعدادي شگرف در امور رياضي و فني بود. از اين‏رو تحصيلات خود را در دانشگاه سوربن به پايان رساند و پس از اخذ درجه دكتري، استاد فيزيك آن دانشگاه شد. پيِر كوري در طي سال‏هاي تدريس و تحقيق درصدد بود تا همسري نابغه بيابد تا اينكه در 35 سالگي با مانيا سلكودوسكا معروف به مادام كوري ازدواج كرد. اين زوج دانشمند از آن پس به فعاليت‏هاي علمي گسترده‏اي دست زدند. آنها دريافتند كه عنصر توريوم همانند اورانيوم، اشعه‏اي نامرئي از خود ساطع مي‏كند. آنان نام اين اشعه را راديو اكتيويته گذاشتند و چون تشعشع اورانيوم را مورد آزمايش قرار دادند به اين نتيجه رسيدند كه شايد در ماده ديگري، بيش از آن، راديو اكتيويته موجود باشد. پس از رنج‏هاي فراوان، اين زن و شوهر به اين كشف رسيدند كه دو ماده پلونيوم و راديوم نيز از راديو اكتيوتيه برخوردار مي‏باشند. چهار سال طول كشيد تا توانستند يك دهم گرم راديوم تهيه كنند و كشف خود را به جهان دانش عرضه دارند. از آن پس خانواده كوري غرق در شهرت و افتخار شدند و در همان سال جايزه نوبل را نصيبشان ساخت. اين كشف‏ها، سرآغاز تولد فيزيك مدرن هسته‏اي بود كه به آفرينش رشته علمي جديد منجر گشت كه به راديوتراپي يا پرتو درماني شهرت دارد. پيركوري سرانجام در 19 آوريل 1906م در حال مراجعت به منزل بر اثر تصادف با درشكه و اتومبيل در 47 سالگي درگذشت. هرچند اين حادثه تأثير بسيار بدي بر روي خانواده كوري نهاد ولي همسرش مادام كوري به كارهاي علمي خود ادامه داد و منشا كشفيات مهم ديگري در صحنه علم فيزيك گرديد.
    15) انحلال جامعه ملل پس از جنگ جهاني دوم (1946م): جامعه ملل نخستين سازمان بين‏المللي است كه بعد از پايان جنگ اول جهاني به پيشنهاد وودرو ويلسون، رئيس جمهور وقت امريكا و فرمان پاپ در دهم ژانويه 1920م شكل گرفت. ميثاق جامعه ملل در سال 1919م در كنفرانس صلح پاريس به تصويب رسيد. ولي با عدم تصويب صلح ورساي از طرف كنگره امريكا، جامعه ملل بدون عضويت ايالات متحده امريكا شروع به كار كرد. مقر جامعه ملل در ژنو در كشور سوئيس و نخستين دبير كل آن يك ديپلمات انگليسي بود. جامعه ملل با عضويت 49 كشور شروع به كار كرد و سيزده كشور ديگر نيز در طول حيات جامعه به آن پيوستند. با اين حال اين جامعه‏ملل در جلوگيري از وقوع جنگ جهاني دوم و دفع تجاوز ايتاليا به اتيوپي، تجاوز آلمان به اتريش، تجاوز ژاپن به چين و تجاوز شوروي به فنلاند به تدريج اعتبار خود را از دست داد و اين مسئله سرآغاز نابودي جامعه ملل شد. از آن سو، كشورهاي متجاوز براي اين كه تعهدي در قبال جامعه ملل نيز نداشته باشند به تدريج آن را ترك كردند و اين امر بيش از قبل، ضعف جامعه را به دنبال آورد. مشكل اساسي كار جامعه ملل چنان كه سازمان ملل بدان دچار است، نبودن ضمانتي براي اجراي قطعنامه‏هاي جامعه‏ملل بود و جامعه ملل نمي‏توانست دولت‏هاي بزرگ را وادار به پيروي از مقررات خود كند. در جريان جنگ دوم جهاني، جامعه ملل عملاً به حال تعليق درآمد و در پايان جنگ با واگذاري مسئوليت خود به سازمان ملل، انحلال خود را در نوزدهم آوريل 1946م پس از حدود بيست و شش سال فعاليت اعلام كرد.
    16) كشتار پيروان فرقه داوديان در امريكا (1993م): با حمله پليس ايالتي امريكا اف .بي.آي به مقر پيروان فرقه داوديان در سال 80 1993 تن از اعضاي اين فرقه كشته شدند. هواداران اين فرقه كه مخالفان سياست‏هاي امريكا هستند، پس از چند روز محاصره در مقر خود مورد حمله و كشتار قرار گرفتند. كشتار مخالفان حكومت در كشوري چون امريكا كه مدعي آزادي بيان و دفاع از حقوق بشر است، باعث حيرت مردم جهان و رسوايي واشينگتن شد.
    تقويم تاريخ ،در چنين روزي ....

  20. تشكر

    خراباتي (07-03-1389)

صفحه 6 از 51 نخستنخست ... 234567891016 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •