▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐
صفحه 13 از 16 نخستنخست ... 3910111213141516 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 130 , از مجموع 159
  1. #121
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    من با چشمهاى كودكانة خودم شاهد بودم كه تو با آن حال نزار،
    سوار بر مركب مي‌شدى و به همراه پدرم على و دو برادرم حسن و حسين،
    شبانه بر در خانه‌هاى تك‌تك مهاجرين و انصار مي‌رفتيد و آنها را به دريافتن حقيقت، دعوت مي‌كرديد.
    «اى گروه مهاجرين و انصار! خدا را، پيامبر را و وصى و دخترش را يارى كنيد.
    اين شما نبوديد كه با پيامبر بيعت كرديد و عهد بستيد كه فرزندان او را به مثابه فرزندان خود بشماريد؟
    هر ظلمى را كه بر خاندان خود نمي‌پسنديد، بر خاندان رسول هم نپسنديد؟
    اكنون اگر مَرديد به عهد خود وفا كنيد.»
    اما مرد نبودند، به عهد خود وفا نكردند، بهانه آوردند،
    بهانه‌هايى كه حتى كودكانشان را مي‌خنداند و دل برزگان را به آتش مي‌كشيد:
    ــ حيف شد، ما ديگر با ابوبكر بيعت كرده‌ايم.
    ــ دير آمديد، اگر زودتر گفته بوديد، با شما بيعت مي‌كرديم.
    ــ براى ما كه فرقى نمي‌كند، شما هم زودتر مي‌آمديد با شما بيعت مي‌كرديم.
    ــ حق با شماست ولى كارى است كه شده.
    ــ افسوس، نصّ پيامبر آن زمان يادمان نبود.
    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  2. #122
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    ــ عجب! ماجراى غدير را به كل فراموش كرده بوديم، حالا كه گذشته...
    ــ آيه تطهير مختص شماست ولى....
    ــ من قرآن را حفظم... ولى... آية اكمال رسالت هم در قرآن هست، بله، ولى...
    ــ فدك را يادم هست پيامبر به شما بخشيد ولى در افتادن با خليفه زندگى آدم را ساقط مي‌كند.
    ــ بگذاريد زندگي‌مان را بكنيم...
    ــ آرامشمان به هم مي‌خورد...
    اينها كه مهاجرين و انصار بودند، اصحاب بودند، جواب‌هايى از اين دست دادند،
    واى به حال بقيه. يادم هست كه آخرين خانه، خانة معاذبن جبل بود، حرفها را كه شنيد گفت:
    ــ كسى ديگر هم حاضر به حمايت از شما شده است؟
    و تو مادرم، پاسخ گفتى كه:
    ــ نه، هيچكس.
    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  3. #123
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )





    معاذبن جبل گفت:
    ــ پس از من تنها، چه كارى ساخته است؟
    يعنى كه: من هم «نه».
    تو روى برگرداندى و گفتى:
    ــ معاذ! ديگر با تو سخن نمي‌گويم تا بر پيامبر وارد شوم.
    شنيدم كه بعد از تو، پسر معاذ از راه مي‌رسد و ماجرا را از پدرش مي‌پرسد
    و وقتى حرف آخر تو را مي‌شنود به پدرش مي‌گويد:
    ــ من هم ديگر با تو حرف نمي‌زنم تا بر پيامبر وارد شوم.
    كاش اين مردم مي‌فهميدند كه مهر تو يعنى چه،
    قهر تو يعنى چه؟
    لطف تو يعنى چه؟
    خشم تو يعنى چه؟
    رسول الله بسيار تلاش كرد كه اين معنا را به مردم بفهماند اما نشد. نتوانست.
    در ملاء عام جار زد كه:
    ــ اى فاطمه مهر تو يعنى جواز بهشت و قهرتو يعنى قعر جهنم.
    ــ اى فاطمه مهر تو يعنى مهر خدا، قهر تو يعنى قهر خدا.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐

  4. #124
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    ــ اى فاطمه رضاى تو رضاى خداست و خشم تو خشم خداست.
    همة اين ماجراها مگر چند روز پس از وفات پيامبر اتفاق افتاد؟
    چه كسى خشم آشكار تو را نفهميد؟
    چه كسى نارضايى تو را از اوضاع و زمانه درك نكرد؟
    اگر كسى به من بگويد كه من گونة نيلگون مادرت را،
    جاى سيلى عمر را بر گونة مادرت نديدم، مي‌گويم:
    ــ بازويش را چطور؟ جاى تازيانه‌هاى عمر را هم نديدى؟
    اگر بگويد نديدم، مي‌گويم:
    ــ صداى نالة او را از ميان در و ديوار چطور، آن را هم نشنيدى؟
    اگر بگويد نشنيدم، مي‌گويم:
    ــ دود و آتش را چطور؟ سوزاندن در خانة رسول الله را هم، نديدى؟
    اگر بگويد دودش به چشمم نيامد يا نرفت، مي‌گويم:
    ــ گريه‌هاى آشكار و شب و روز مادرم را چطور؟
    آن را هم نديدى؟
    نشنيدى؟
    گريه‌اى كه پس از آن مردم آمدند و گفتند:
    به فاطمه بگوئيد يا روز گريه كند يا شب، آسايش ما مختل شده است.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  5. #125
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )





    اگر بگويد، نديدم، نشنيدم، مي‌گويم:
    ــ خطبه مسجد را چطور؟
    آن را هم نبودى؟
    نديدى؟
    نشنيدى؟
    مگر هيچ مردى در مدينه بود كه به مسجد نيامده باشد؟
    اگر بگويد، نبودم، نديدم، نشنيدم، مي‌گويم:
    ــ اعلام قهر با خليفه را چطور؟
    اين را كسى نمي‌تواند بگويد، نشنيدم، نفهميدم، چرا كه اعلام قهر تو با ابوبكر و عمر،
    آنچنان انتشار يافت كه همين دو ـ كه آنهمه مصيبت را به روزت آورده بودند ـ به دست و پا افتادند.
    داشت از مردم مردار، مردم مقبور، مردم جنازه صدا درمي‌آمد كه:
    ــ چه شده است؟ دختر پيامبر با خليفه سخن نمي‌گويد.
    و اينها مي‌بايست، فكرى بينديشند، به خدعه‌اى بياويزند و نيرنگى بسازند.
    دهها نفر را واسطه كردند تا از تو وقت ملاقات بگيرند و تو به همه پاسخ رد دادى.
    آخرالامر دست به دامان پدرم على شدند.
    على به باران مي‌ماند، بر مؤمن و كافر بي‌مضايقه مي‌بارد.
    على كه از سينة عمروبن عبدود بي‌تقاضا برمي‌خيزد، تقاضاى دشمنش را زمين نمي‌زند،
    هر چند كه در جوف اين تمنا، نيرنگ خفته باشد و او اين نيرنگ را بداند و خدعه‌سازان و نيرنگ‌بازان را بشناسد.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  6. #126
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )





    پدر به تو گفت:
    ــ آن دو تقاضاى ملاقات كرده‌اند، شما چه مي‌گوئيد؟
    تو گفتى:
    ــ‌ على جان! تو رأى مرا مي‌دانى، اما خانه، خانة توست و من مطيع فرمان تو.(1)
    وقتى آن دو وارد شدند و سلام كردند، تو روى برگرداندى و ديوار را بر آندو ترجيح دادى.
    ابوبكر گفت:
    ــ ما اشتباه كرده‌ايم، پشيمانيم، آمده‌ايم كه از گناه ما بگذرى و ما را ببخشى.
    دروغ مي‌گفتند، وقاحت بسيار مي‌خواست گفتن اين چند كلام.
    آنچه آنها كرده بودند اول غصب خلافت بود، دوم غصب فدك و باقى كارها به تبع آن.
    بازگشت از اين دواشتباه يعنى دست برداشتن از خلافت و پا كشيدن از فدك.
    و زمان براى اين هر دو دير نبود.
    پس آنها قائل به اشتباه خود نبودند، دروغ مي‌گفتند، از كرده‌هاى خود پشيمان نبودند،
    مي‌خواستند هم خلافت و فدك را داشته باشند و هم از خشم و غضب تو در منظر عام در امان بمانند
    و اين هر دو با هم نمي‌شد. زر و زور را گرفته بودند، مي‌خواستند به ريسمان تزوير هم چنگ بزنند
    و تو اين ريسمان را با خنجر كياست بريدى.
    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  7. #127
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    گفتى ـ البته نه به آنها ـ به پدرم على گفتى كه به آنها بگويد:
    ــ من عهد كرده‌ام با شما سخن نگويم، اما اكنون يك سؤال از شما مي‌كنم،
    حاضريد كه به صدق جواب دهيد؟
    آن هر دو سوگند خوردند به خدا كه جز به راستى پاسخ نگويند.
    به پدر گفتى كه از آنها بپرسد، اين كلام رسول الله را به گوش خود شنيده‌اند كه:
    ــ فاطمه پارة تن من است و من از اويم، هر كه او را بيازارد، مرا آزرده و هر كه مرا بيازارد،
    خدا را آزرده و هر كه پس از مرگم او را بيازارد، همانند كسى است
    كه در زمان حياتم او را آزرده و هر كه در زمان حياتم او را بيازارد،
    همانند كسى است كه پس از مرگم او را آزرده.
    آندو گفتند:
    ــ آرى بخدا سوگند كه اين كلام پيامبر را شنيده‌ايم.
    بار دوّم و سوّم همان سؤال را پرسيدى و همين پاسخ را شنيدى.
    و بعد تو مادر! رو به آسمان كردى و گفتى:
    ــ «خدايا. من تو را گواه مي‌گيرم و همه اينها را كه در اينجا نشسته‌اند به شهادت مي‌طلبم
    كه ايندو مرا آزرده‌اند، من از ايندو ناراضي‌ام و تا زمان لقاى خداوند با ايندو سخن نخواهم گفت.
    خدايا! من به هنگام ديدار، شكايت ايندو را به تو خواهم كرد و به تو خواهم گفت كه ايندو با من چه كردند.»
    ابوبكر اين حرفها را كه شنيد، اظهار گريه و ناراحتى كرد و گفت: «كاش من مرده بودم، كاش مرا نزائيده بود.»
    اما از آنچه گرفته بود، هيچ پس نداد. عمر كه خيال كرد گريه و اظهار تأسف، واقعى است برآشفت و ابوبكر را دعوا كرد:
    ــ «اين چه وضعى است، تعجب از مردمى است كه تو پيرمرد بي‌عقل را خليفة خود كرده‌اند.
    تويى كه به خاطر خشم يك زن بي‌تابى مي‌كنى و از رضايتش خوشحال مي‌شوى. تو را با خشم يك زن چه كار، بلندشو.»
    هميشه عمر بود كه ابوبكر را بلند مي‌كرد و مي‌نشاند.
    هر دو بلند شدند و از خانه رفتند، چيزى براى فريفتن عوام به دست نياورده‌ بودند.
    پدر كه خود اسوة صلابت بود، از اينهمه استوارى تو لذت مي‌برد،
    اما دلش از مشاهدة حال و روز تو خون بود. زنى هيجده‌ ساله، اما اين طور مريض و رنجور و خسته.
    خدا بكشد دشمنان تو را مادر. كه در طول چند ماه با سوهان خباثت، رشته حيات تو را بريدند.
    ام‌كلثوم به فداى چشمهايى كه لحظه به لحظه بي‌فروغ‌تر مي‌شوند.
    (1). يا عَلى اَلْبَيْتُ بَيْتُك وَالْحُّرةُ أَمَتُك:
    أى على! خانه، خانة توست و زهراى آزاد، كنيز تو.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  8. #128
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )





    آتش ظلم بر خانه وحى

    من هم مثل شما تعجب كردم وقتى كه ديدم عده‌اى زن پشت در خانه جمع شده‌اند.
    شما به من فرموديد:
    ــ اسماء! ببين چه خبر است.
    من رفتم و خبر آوردم كه:
    ــ عده‌اى از زنان مهاجر و انصار به عيادت شما آمده‌اند.
    من مي‌دانستم كه دل مباركتان از هر چه مهاجر و انصار،
    خون است اما هم مي‌دانستم كه كرامت شما ميهمان را از در خانه نمي‌راند،
    اگر چه ميهمان، جفاكار و خيانت‌پيشه باشد.
    اين بود كه گفتم داخل شوند. عده‌شان زياد بود. وقتى دور بستر شما را گرفتند.
    اتاق كاملاً پر شد. آدمى دراين چهار روز عمر چه چيزهاى غريبى كه نمي‌بيند.
    آن از ملاقات عمر و ابوبكر و اين هم از عيادت زنان مهاجر و انصار.
    پيكر را غرق زخم مي‌كنند و مي‌آيند به عيادت زخمى!
    نشتر بر جگر فرو مي‌برند و بعد، از حال و روز جراحت سؤال مي‌كنند.
    كاش بيايند براى زخم زدن، لااقل جاى سالم را برمي‌گزينند.
    مي‌آيند به عنوان مرهم گذاشتن و درست بر روى زخم مي‌نشينند.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  9. #129
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    يكى از آنها به نيابت از سوى همه سؤال كرد:
    ــ كَيْفَ اَصْبَحْتِ مِنْ عِلّتكِ يا اِبْنَةَ رَسُولِ الله؟
    ــ اى دختر رسول خدا! با اين بيمارى شب را چگونه به صبح آورديد؟
    اگر چه پهلوتان شكسته بود، اگر چه ميخهاى در به سينه‌تان فرو رفته بود،
    اگر چه كودك نازنينتان سقط شده بود، اگر چه بازويتان مجروح بود و صورتتان كبود،
    اما اينها همه منشأ روحى داشت، منشاء معنوى داشت.
    شما به حادثه‌اى طبيعى كه بيمار نشده بوديد، پايتان كه به سنگ نگرفته بود،
    جسمتان كه غفلتاً به زمين و در و ديوار نخورده بود، اگر چنين بود، در مقابل سؤال آنان مي‌گفتيد:
    ــ دردم كم شد است يا نشده است، جراحتم بهبود يافته يا نيافته است...
    اما بيمارى شما كه اينها نبود، اينها تبعات بيمارى بود.
    علت بيمارى شما، شوى من ابوبكر و فرماندهش عمر بودند
    و فضاى مناسب براى بروز و رشد بيمارى همين مردم، همين مهاجر و انصار.
    همين دور افتادگان از وادى شرف.
    اگر همين مردم در دام جهل مركب فرو نمي‌افتادند كه غصب خلافت ممكن نمي‌شد
    و اولين ضربه بر فرق روح شما وارد نمي‌آمد.
    اگر همين مردم، افسار بي‌غيرتى و بي‌حميّتى را از گردن خود درمي‌آوردند
    كه فدك به سادگى مصادره نمي‌شد و دومين شمشير بر سينة روح شما فرود نمي‌آمد و شما را از پاى درنمي‌آورد.
    در شب تاريك، جهالت مردم است كه مي‌توان به خانة دختر پيامبر هجوم برد و آن را به آتش كشيد،
    در روز روشن بصيرت كه دست از پا نمي‌توان خطا كرد.
    وقتى مردم به بن‌بست‌هاى خيانت پناه برده‌اند و خيابانهاى سياست را خالى گذاشته‌اند
    مي‌توان در خيابان مدينة النبى، به گونة عزيز خدا و دختر رسول خدا سيلى زد
    آنچنانكه خون در چشمهايش بنشيند و اشك از ديدگانش بريزد.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  10. #130
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )







    گاهى من تصور مي‌كنم، خدايى كه اشك بندگان را دوست دارد،
    حتى گريه‌هاى محرابى شما را دلش نمي‌آيد ببيند،
    چگونه سنگ دل اين مردم را سيل اشك‌هاى مظلومانة شما تكان نداد!؟
    آرى بانوى من، وقتى مردم به سردابهاى آسايش مي‌خزند،
    مي‌توان ريسمان در گردن خورشيد انداخت و از او بيعت با شب را طلب كرد.
    خورشيد عهد ببندد كه ـ چند سال؟ ـ نتابد تا شب بتواند راحت زندگى كند.
    هميشه كور باد اين چشمهاى شب‌جوى شب‌پرست.
    به ابوبكر گفتم:
    ــ من اگر چه با مركب جهالت به خانة تو فرود آمدم، اما شأن من بسيار برتر از همسرى با توست،
    شأن من كنيزى زهراست، اگر كه منت گذارد و راه دهد و بپذيرد.
    و شما پذيرفتيد و عاقبت و آخرت مرا نجات داديد، اكنون كه مي‌رويد سلام مرا به پدرتان برسانيد
    و بگوئيد كه اسماء بنت عميس اينجايى است، آنجايى نيست. كنيز اين كوخ است،
    بانوى آن كاخ نيست، از قول من به آسيه هم سلام برسانيد.
    من بي‌تاب بودم ببينم شما در مقابل سؤال اين عيادت كنندگان چه پاسخى مي‌دهيد.
    و اصلاً ترديد داشتم كه شما با آن كسالت و نقاهت و حضور اينان و تداعى آنهمه درد، بتوانيد لب بگشائيد و حرفى بزنيد.
    اما غوغا كرديد، انگار اين كلام: «كَيْفَ اَصْبَحْتِ؟»، چگونه صبح كرديد؟
    ، طوفانى بودكه خاكسترها را از روى آتش كنار زد و شعله‌هاى درد، زبانه كشيد.
    انگار نشترى بود بر زخم كهنه كه خون تازه از آن جارى كرد.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


صفحه 13 از 16 نخستنخست ... 3910111213141516 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •