▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐
صفحه 14 از 16 نخستنخست ... 410111213141516 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 159
  1. #131
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    محكم و استوار نشستيد و با نام نامى معبود شروع كرديد:
    اَصْبَحْتُ وَاللهِ عائِفةً لِدُنْيا كُنَّ، قالِيَةً لِرِجا لِكُنَّ.
    لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ عَجَمْتُهُمْ
    وَ شَنَئْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ سَبَرْتُهُم
    فَقُبْحاً لِفُلُولِ الْحَدّ
    وَالْلَعْبَ بَعْدَ الْجِدِ
    وَ قَرْعِ الصَفاةِ وَ صَرْع الْقَناةِ
    وَ خَطَلِ آلاراء وَ زَلَلِ اْلاَهْواء
    وَ بِئسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ اَنْفُسُهُمْ
    اَنْ سَخِطَ الله عَلَيْهِمْ وَ فِى الْعَذابِ هُمْ خالِدُون...

    به خدا در حال صبح كردم كه از دنياى شما بيزارم و از مردان شما خشمگين.
    مردانتان را آزمودم، تنفرم را برانگيختند.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  2. #132
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )




    ديندارى و پايمردي‌شان را محك زدم، بي‌دين و ناجوانمرد از بوتة آزمايش درآمدند
    و روسياهى جاودانى را براى خود خريدند.
    مردان شما به شمشيرهاى شكسته و تيغ‌هاى كند و زنگار خورده مي‌مانند
    و چه زشت است اين سستى و مسخرگى و رخوت بعد از آنهمه تلاش و كوشش و جديت.
    و چه قبيح است اين شكاف برداشتن نيزة مردانگى و خوارى و تسليم در برابر هر كس كه بر آنان فرمانروايى كند.
    و چه دردآور است اين لغزش در مسير و انحراف از هدف و فساد در عقل و انديشه.
    يادتان هست؟ اين آيه از قرآن را كه:
    «كافران از بني‌اسرائيل بر زبان داود و عيسى بن مريم لعن گرديدند
    زيرا كه آنان عصيان نموده و تعدى مي‌كردند. نهى از منكر نمي‌كردند و خود فاعل منكر بودند
    و چه بد عمل مي‌كردند. بسيارى از آنان را مي‌بينى كه با كافران دوستى مي‌ورزيدند
    و چه زشت است آنچه از پيش براى خود فرستادند چرا كه غضب خدا بر آنان نازل شده و در عذاب جاودانه‌اند.»
    آرى، چه زشت است آنچه ـ مردان شما! ـ از پيش براى خود فرستادند
    چرا كه غضب خدا بر آنان نازل شده و در عذاب جاودانه‌اند.
    پس به ناچار من كار را به آنان واگذاردم و ريسمان مسئوليت را در گردنشان انداختم
    و آنان بار سنگين حق‌كشى را بر دوش كشيدند در حاليكه من با حربه حقيقت و استدلال از هر سو آنان را احاطه كرده بودم.
    پس لب و دهان و دست و گوش آنان بريده باد و هلاكت سرنوشت محتومشان باد. واى بر آنان!
    چرا نگذاشتند حق در مركز رسالت قرار يابد؟
    و چرا پايگاه خلافت نبوى را از منزل وحى دور كردند؟
    همان منزلى كه مهبط جبرئيل روح‌الامين بود و پيكرة رسالت بر پايه‌هاى آن استوار شده بود.
    چرا افراد مسلط به امور دنيا و آخرت را كنار زدند و افراد نالايق را جايگزين كردند؟

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  3. #133
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )





    اين، بي‌ترديد زيانى آشكار و بزرگ است.
    چه چيز سبب شد كه از ابوالحسن كينه به دل بگيرند و او را كنار بگذارند؟
    من به شما مي‌گويم.
    به اين دليل كه شمشير عدالت او خويش و بيگانه نمي‌شناخت.
    به اين دليل كه او از مرگ هراس نداشت.
    به اين دليل كه با يك لبة شمشيرش، دقيق و خشمگين،
    ريشه شرك و فساد را مي‌بريد و با لبة ديگر بقيه را در سر جاى خود مي‌نشاند.
    به اين دليل كه در مسير رضاى خدا از هيچ چيز باك نداشت و به هيچ‌كس رحم نمي‌كرد.
    به اين دليل كه در كار خدا اهل سازش و مداهنه و مدارا نبود.
    سوگند به خدا كه اگر در مقابل ديگران مي‌ايستاد و زمام امور خلافت را كه رسول الله به على سپرده بود،
    از دستش در نمي‌آورديد او كارها را سامان مي‌بخشيد و امت را به سهولت در مسير هدايت و سعادت قرار مي‌داد
    و به مقصد مي‌رساند و كمترين حقى از كسى ضايع نمي‌شد و حركت اين مركب اينقدر رنج‌آور نمي‌گشت.
    على در آنصورت مردم را به سرچشمة صافى و زلال و هميشه جوشانى مي‌رساند
    كه كاستى و كدورت در آن راه نداشت، آب از همه سويش سرريز مي‌شد و همه سيراب مي‌شدند و هيچكس تشنه نمي‌ماند.
    على در پنهان و آشكار، در حضور يا غيبت مردم، خيرشان را مي‌خواست.


    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  4. #134
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    اهل استفاده از بيت‌المال نبود و از حطام دنيا هم فقط به قدر نياز برمي‌گرفت،
    آب آنقدر كه تشنگى فرو بنشيند و غذايى مختصر آنقدر كه گرسنگى با آن مرتفع شود.
    همين و بس. على همين‌قدر را هم به زحمت از دنيا برمي‌داشت.
    على خود شاهين و ميزان است. اگر او بر مسند خلافت مي‌نشست معلوم مي‌شد
    كه زاهد كيست و حريص كدام است. معلوم مي‌شد كه چه كسى راست مي‌گويد
    و چه كسى دروغ مي‌پردازد. اين كلام قرآن است كه مي‌فرمايد:
    «اگر اهل قريه‌ها ايمان آورده و تقوى پيشه مي‌كردند،
    درهاى بركات زمين و آسمان را بر آنان مي‌گشوديم ولى دروغ گفتند،
    پس ما هم آنان را در برابر آنچه كسب كرده بودند، گرفتيم. و اين حال و روز شماست در آينة قرآن كه:
    «و از اينان كسانى كه ظلم كردند،
    نتايج سوء دست آوردهايشان بزودى بدانان خواهد رسيد و آنان عاجز كنندة ما نيستند».
    هان! پس به هوش باشيد و به گوش گيريد.
    راستى كه روزگار چه بازي‌هاى شگفتى دارد و چه غرايبى را پيش چشم مي‌آورد.
    اما حرفهاى اينان شگفت‌آورتر است!
    اى كاش مي‌دانستم كه مردان شما چرا چنين كردند، چه پناهگاهى جستند، به كدام ستون تكيه زدند؟
    به كدام ريسمان آويختند؟
    كدام پايگاه را برگزيدند؟
    بر كدامين خاندان پيشى گرفتند؟
    به چه كسانى چيرگى يافتند؟
    به كدام اميد اينهمه جفا كردند؟
    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  5. #135
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    عجب سرپرست بدى را برگزيدند و عجب جايگاه زشتى را انتخاب كردند!
    ستمگران در بد منزلى مقيم مي‌شوند و به بدنتايجى دست مي‌يابند.
    بخدا كه بجاى بالها و شاهپرها، كُركها و پَرچه‌ها را برگزيدند و دم را بر سر و پشت را بر سينه ترجيح دادند.
    پس نفرين بر قومى كه خيال كردند خوب عمل مي‌كنند اما جز زشتى و پليدى نكردند.
    قرآن مي‌گويد: اينها فاسدند ولى نمي‌دانند.
    واى بر آنان.
    اين كلام قرآن را به ياد بياوريد:
    «آيا آنكس كه به حق راه يافته، شايسته‌تر است براى پيروى يا آنكس كه خود محتاج هدايت است و بي‌هدايت راه نمي‌يابد؟»
    چه شده است شما را؟
    چگونه حكم مي‌كنيد؟
    هشدار! بجان خودم سوگند كه بذر فتنه پاشيده شد و فساد انتشار يافت.
    پس منتظر باشيد تا اين بذر شوم به ثمر بنشيند و نتايج فساد، آشكار شود.
    از اين پس از پستان شتر اسلام وخلافت، بجاى شير،
    خون فوران خواهد كرد و زهرى مهلك بيرون خواهد ريخت.
    و اينجاست كه باطل گرايان زيان خواهند كرد و آيندگان، نتايج كار پيشينيان را خواهند ديد.
    اينك اين فتنه‌ها و اين قلب‌هاى شما و بشارت بادتان به شمشيرهاى آخته و استيلاى ستمگران و جبابره.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  6. #136
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    بشارت بادتان به هرج و مرج گسترده و نامحدود و استبدادى ظالمانه و دردآلود.
    اموال و حقوقتان از اين پس به غارت خواهد رفت و جمعتان پراكنده خواهد شد.
    دريغ و حسرت و افسوس بر شما. كارتان به كجا خواهد كشيد؟!
    افسوس كه چشم ديدن حقيقت نداريد و من چگونه مي‌توانم شما را به كارى وادارم كه از آن كراهت داريد؟
    حرف، هنوز بسيار مانده بود، پيدا بود از حالت چشمهايتان.
    آن بار سنگين دل چيزى نبود كه با اين چند كلام، سبك شود، اما انگار نفس ديگر يارى نمي‌كرد.
    نفسى عميق از سر درد كشيديد و آرام گرفتيد.
    چهره‌ها و چشمهاى ميهمانان شما را مرور كردم، معلوم نبود كه آنچه موج مي‌زند، بهت و حيرت است،
    شرم و خجلت است، اندوه و حسرت است يا پشيمانى و ندامت.
    حسى غريب بود، شايد آميزه‌اى از اين حس‌هاى متفاوت.
    هر احساسى در انسان، جلوه‌اى دارد اما اگر چندين حس با هم درآميخت، كار عكس‌العمل را مشكل مي‌كند.
    به همين دليل، هيچكدام نمي‌دانستند چه كنند.
    بالاخره يكى از آنها، زبان گشود ولى نگفت:
    اشتباهمان را جبران مي‌كنيم، بيعتمان را پس مي‌گيريم و به صراط مستقيم برمي‌گرديم، گفت:
    ــ اگر اينها را قبل از بيعت با ابوبكر مي‌دانستيم، يقيناً با او بيعت نمي‌كرديم حتماً كسى را جز على برنمي‌گزيديم ولى...
    دروغ مي‌گفتند، مثل كسى كه خود را به خواب زده است و وقتى صدايش مي‌كنى.
    بگويد: من خوابيده‌ام. به همين روشنى، به همين جسارت و به همين وقاحت.
    شما فرموديد:
    ــ بس كنيد. برويد پى كارتان و بيش از اين عذر نتراشيد.
    اين حرفها كه مي‌زنيد در پس آن كارها كه كرده‌ايد، پشيزى نمي‌ارزد.
    شما يك عيادت كننده ديگر هم داشتيد كه البته از اين سنخ نبود، اهل درد بود، اهل صداقت بود.
    ام‌سلمه همان سؤالى را از شما كرد كه اين زنان كردند، او هم پرسيد: چگونه شب را به روز آورديد؟

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  7. #137
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    با آنها عتاب كرديد، اما با ام‌سلمه درد دل فرموديد:
    ــ «كارم شده است سعى ميان غم و اندوه، هروله ميان غربت و مصيبت، پدر از دست داده و حق مسلم شوهر، غصب شده.
    ديدى كه، به حكم خدا و پيامبر، پشت پا زدند و خلافت را از وصى پيامبر و امام پس از او گرفتند، چرا؟
    چون از على كينه داشتند، چون پدران مشرك و ملحدشان را در جنگ بدر و احد كشته بود».
    بانوى من تصور نمي‌كنم كسى مظلوم‌تر و محجوب‌تر از شما در طول تاريخ بوده باشد و خيال نمي‌كنم
    پس از شما كسى بيايد كه اين همه بزرگوار باشد و اينهمه ستم ببيند.
    من آمده بودم كه در محضر شما حجب و حيا بياموزم اما به روشنى ديدم كه اين كوزه طاقت بحر ندارد.
    هيچ نامحرمى در طول حيات، شما را نديد و شما به روشنى غصة فاصله ميان مرگ و مقبره را مي‌خوريد.
    به من فرموديد:
    ــ اين تابوت‌هاى تخت مانند، زن و مرد را از هم متمايز مي‌كنند،
    كاش تابوتى بود كه اندام آدم از روى آن مشخص نمي‌شد.
    چه دقت مؤمنانه‌اى! چه وسواس محجوبانه‌اى! چه تأمل شيرينى!
    عرض كردم:
    در حبشه كه بودم تابوت‌هايى ديدم با لبه‌هايى بلند، بطورى كه پيكر در آن جاى مي‌گرفت و بر روى آن پارچه‌اى مي‌افتاد.
    و بعد با چند شاخه، آن شكل را به شما نشان دادم.
    شما خرسند شديد، لبخندى از سر رضايت بر لبانتان نشست و فرموديد:
    چه چيز خوبى! حجم بدن را مشخص نمي‌كند و تفاوت ميان زن و مرد را آشكار نمي‌سازد.
    براى من چنين چيزى بساز و پس از مرگ، مرا در آن جاى بده.
    خوشحال شدم از اينكه كارى به من سپرديد اما دوست نداشتم كه اين كار، به كار بعد از مرگ شما بيايد.
    اكنون من آن را ساخته‌ام و فقط دعا مي‌كنم كه فاصلة ميان شما كه سازنده منيد
    با آن تابوت كه ساختة من است، لحظه به لحظه بيشتر شود.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  8. #138
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )







    ۩ミ✿ミ۩ شهادت دخت پيامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) ۩ミ✿ミ۩



    فرشتگان بال در بال پرواز مي‌كردند و فرود مي‌آمدند، آنچنانكه آسمان را به تمامى مي‌پوشاندند.
    دو فرشته پيش روى آنها بودند كه طلايه‌دارشان به نظر مي‌آمدند.
    آمدند، سلام كردند و مرا در هودج بالهاى خود به آسمان بردند،
    ناگهان بوى بهشت به مشامم رسيد و بعد باغها و بوستانها و جويبارها، چشمم را خيره كردند.
    حوريه‌ها صف در صف ايستاده بودند و ورود مرا انتظار مي‌كشيدند.
    اول خنده‌اى بسان واشدن گلى و بعد همه با هم گفتند:
    ــ خوش آمدى اى مقصود خلقت بهشت و اى فرزند مخاطب «لولاك لما خلقت الافلاك».
    ملائكه باز هم مرا بالاتر بردند. قصرهاى بي‌انتها، حله‌هاى بي‌همانند، زيورهاى بي‌نظير.
    آنچه چشم از حيرت خيره و دهان از تعجب گشاده مي‌ماند.
    و بعد نهرآبى سفيدتر از شير، خوشبوتر از مشك.
    و بعد قصرى. و چه قصرى!



    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  9. #139
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )





    گفتم:
    ــ اينجا كجاست؟ اين چيست؟ از آن كيست؟
    گفتند:
    ــ اينجا فردوس اعلى است، برترين مرتبة بهشت.
    منزل و مسكن پدر تو و پيامبران همراه او و هر كه خدا با اوست. و اين نهر، كوثر است.
    قصر انگار از دُرّ سفيد بود و پدر بر سريرى تكيه زده بود.
    مرا كه ديد، از جا برخاست، در آغوشم گرفت،
    به سينه‌اش چسباند و ميان دو چشمم را بوسه زد، به من گفت:
    ــ اينجا جايگاه تو، شوى تو و فرزندان و دوستداران توست.
    بيا دخترم كه سخت مشتاق توام. من گفتم:
    ــ بابا! بابا جان! من مشتاق‌ترم به تو. من در آتش اشتياق تو مي‌سوزم.
    زنده شدم وقتى كه باز ـ اگرچه در خواب ـ پيامبر را، پدر را صدا كردم و صداى او را شنيدم.
    يادم آمد كه اين افتخار، تنها از آن من است كه مي‌توانم او را بي‌هيچ كنيه و لقب، بابا صدا كنم. وقتى آن آيه نازل شد كه:
    «لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضُكُمْ بَعْضا...»
    من پدر را پيامبر و رسول الله صدا كردم و او دستى از سر مهر بر سرم كشيد و گفت:
    ــ اين آيه براى ديگران است فاطمه جان. تو مرا همان بابا صدا كن.
    تو به من بابا بگو. بابا گفتن تو قلب مرا زنده‌تر مي‌كند و خدا را خشنودتر.
    شايد او هم مي‌دانست كه چه لطفى دارد براى من، پيامبر با آن عظمت را بابا صدا كردن.



    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  10. #140
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )





    پدر گفت كه همين امشب ميهمان او خواهم بود.
    اكنون على جان! اى شوى هميشه وفادارم! اى همسر هماره مهربانم! من عازمم.
    بر من مسلّم است كه از امشب ميهمان پدرم و خداى او خواهم بود.
    گريزانم از اين دنياى پربلا و سراسر مشتاقم به خانة بقا.
    تنها دل نگراني‌ام براى رفتن، تويى و فرزندانم.
    شما تنها پيوند ميان من و اين دنيائيد كه كار رفتن را سخت مي‌كنيد
    اما دلخوشم به اينكه شما هم آخرتى هستيد، مال آنجائيد. شما جسمتان در اينجاست.
    ديدار با شما از آنجا و در آنجا آسان‌تر است.
    على جان! ولى جدا شدن از تو همين‌قدر هم سخت است.
    به همين شكل هم مشكل است. به خدا مي‌سپارم شما را و از او مي‌خواهم كه سختي‌هاى اين دنيا را بر شما آسان كند.
    على جان! من در سالهاى حياتم هميشه با تو وفادار بوده‌ام، از من دروغ، خدعه، خيانت هرگز نديده‌اى.
    لحظه‌اى پا را از حريم مهر و وفا و عفاف بيرون نگذاشته‌ام.
    بر خلاف فرمان و خواست و ميل تو حرفى نگفته‌ام، كارى نكرده‌ام.
    اعتقادم هميشه اين بوده است كه جهاد زن، رفتار نيكو با همسر است، خوب شوهردارى است.
    و از اين عقيده تخطى نكرده‌ام.
    على جان! مرگ، ناگزير است و انسانِ ميرنده ناگزير از وصيت و سفارش.
    على جان! به وصيت‌هايم عمل كن، چه آنها را كه در رقعه‌اى مكتوب آورده‌ام و چه اينها را كه اكنون مي‌گويم.
    در آنجا باغهاى وقفى پيامبر را نوشته‌ام كه به حسن بسپارى
    و او به حسين و حسين به امامان پس از خويش تا آخر.
    و نيز سهمى براى زنان پيامبر و زنان بني‌هاشم و بخصوص أمامه دختر خواهرم قائل شده‌ام
    و اگر چيزى ماند براى ام‌كلثوم دخترم.
    اينها را نوشته‌ام اما حرفهاى مهم‌ترم مانده است.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


صفحه 14 از 16 نخستنخست ... 410111213141516 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •