▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐
صفحه 5 از 16 نخستنخست 12345678915 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 159
  1. #41
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    هر دو عرضه داشتيد:
    ــ ما در نامگذارى كودكمان از شما سبقت نمي‌جوييم.
    پيامبر فرمودند:
    ــ من نيز از خدا در اين باره پيشى نمي‌گيرم.
    تا اين كه جبرئيل آمد و نام انتخابى خداوند «حسن» را به ارمغان آورد،
    نام اولين فرزند هرون اما در لسان عرب.
    اينها هنوز از خاطرم نرفته است، اما آنچه بيش از اينها، اكنون،
    جگرم را مي‌سوزاند، تداعى نوازش‌هاى مادرانه توست.
    مرا به هوا مي‌انداختى، بغل مي‌كردى، در آغوش مي‌فشردى،
    غرق بوسه‌ام مي‌كردم و برايم شعر مي‌خواندى:

    اَشْبِه اَباكَ يا حَسَنْ وَاعْبُدْ اِلهَاً ذامَنَنْ وَلا توال ذاالاْحَنْ.(1)
    وَاخْلَعْ عَنِ الْحَقّ اَلرَسنْ وَلا توال ذاالاْحَنْ.(1) وَلا توال ذاالاْحَنْ.(1)
    «حسن جان! مثل پدرت على باش و ريسمان از گردن حق باز كن
    و به عبادت خداى بخشنده برخيز و با كينه‌توزان دوستى مكن».



    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  2. #42
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    من كه شعرهاى نوازشگرانه تو را در دوران كودكي‌ام، فراموش نكرده‌ام،
    چگونه مي‌توانم نيايش‌ها و مناجات‌هاى شيرين تو را با خدا از ياد برده باشم:
    «خداوندا! به حق عرش و آنكه علوّش بخشيد، به حق وحى و آنكه نازلش فرمود
    و به حق پيامبر و آنكه به او پيام داد و به حق كعبه و آن كه آن را بنا كرد.
    اى شنوندة هر صدا و اى جمع كنندة همه از دست رفته‌ها و اى زنده كنندة خلايق پس از مرگ!
    بر محمد و اهل بيت او درود فرست و به ما و جميع مؤمنين و مؤمنات در شرق و غرب زمين فرج و گشايشى
    نزديك از جانب خودت عنايت فرما، به شهادت اين كه خدايى جز خداى يگانه نيست و محمد (صلّى الله عليه وآله وسلّم)
    بنده و رسول توست، درود خدا بر او و فرزندان پاك و شايسته‌اش».(2)
    يا اين شكر و سپاس هميشگى تو كه:
    «اَلْحَمْدُِللهِ عَلى كُلّ حَمْدٍ وَ ذِكْرٍ وَ شُكْرٍ وَ صَبْرٍ وَ صَلاةٍ وَ زَكاةٍ وَ قِيام
    وَ عِبادةٍ وَ سَعادةٍ وَ بَرَكة وَ زيادَةٍ وَ رَحْمَةٍ وَ نِعْمَةٍ وَ كَرامَةٍ وَ فَريضةٍ
    وَ سَرّاءٍ وَ ضرّاءٍ وَ شِدَّةٍ وَرَخاءٍ وَ مُصيبَةٍ وَ بَلاء و عُسْرٍ وَ يُسْر و غِناءٍ
    وَ فَقْرَ وَ عَلى كُلّ حالٍ وَ فى كُلّ أوانٍ وَ زَمانٍ وَ فى كُلّ مَثْوى وَ مُنْقَلبَ وَ مقام.»

    مادر! تو را كه چنين فاطمه‌اى هستى چطور مي‌توان دوست نداشت؟
    چطور مي‌توان دل از تو كند؟
    مگر من يادم مي‌رود آن شب را كه تا صبح در كنار محراب تو نشستم
    و نمازهاى تو را و نفس نفس‌هاى خائفانه تو را ديدم و مناجات و دعاهاى تو را شنيدم
    و در حسرت يك دعا براى خودت، براى خودمان ماندم و صبح گفتم:
    ــ مادر! چرا همه‌اش ديگران؟ پس خودت؟ خودمان؟
    و تو گفتى ـ و هنوز اشك چشمهايت خشك نشده بود ـ

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  3. #43
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    ــ فرزندم! عزيزم! اَلْجارُ ثمَّ اَلدّار. اول همسايه و بعد خانه، اول ديگران و بعد خودمان.
    و اين شيوة معمول و موسوم زندگى تو بود.
    تو اصلاً براى خودت نبودى، ايثار محض بودى و زيباترين سرمشق بخشش.
    يادت هست كه تو و پدر به خاطر شفاى من و برادرم حسين، تصميم به روزه گرفتيد؟
    و سه روز متوالى افطارتان را به ديگران بخشيديد؟
    من و حسين در بستر بيمارى خفته بوديم و تو و پدر پروانه‌وار گردمان مي‌گشتيد و مداوايمان مي‌كرديد.
    پيامبر به عيادتمان آمد و به شما گفت:
    ــ نذرى كنيد براى شفاى اين دو كودك.
    تو و پدرم على گفتيد:
    ــ ما نذر مي‌كنيم كه با شفاى اين دو نور چشم، سه روز متوالى روزه بگيريم.
    من و حسين، چشمان بيمارمان را گشوديم و گفتيم:
    ــ ما نيز سه روز، روزه مي‌گيريم.
    و پيشاپيش حلاوت سه بوسه از لبان مبارك پيامبر را چشيديم.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  4. #44
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    فضه خادمه هم گفت:
    ــ اگر خدا اين دو عزيز را شفا عنايت كند، من نيز سه روز پياپى روزه مي‌گيرم.
    ما به لطف خدا و دعاى شما شفا يافتيم و اولين روز اداى نذر آغاز شد.
    وقت افطار بود، دور سفره نشسته بوديم تا پدر از مسجد بيايد و يك روز، روزه را در كنار او بگشاييم.
    ما حضرى پنج نان جو بود كه جُو آن را پدر وام گرفته بود، فضه آرد كرده بود و تو پخته بودى.
    هر كدام يك نان جو و آب.
    دستهاى پنج روزه دار هنوز به سفره نرسيده بود كه صداى در بلند شد.
    ــ سلام اى خاندان وحى! اى اهل بيت نبوت! مسكينم و در نهايت فقر.
    از آنچه مي‌خوريد به ما نيز بخورانيد تا خداى جزاى خير به شما بدهد...
    هنوز كلام فقير به پايان نرسيده بود كه تو و پدرم نان‌هاى خود را بر روى هم گذاشتيد
    و ناگاه نانهاى من و حسين و فضه را هم بر روى آن يافتيد و همه را تحويل سائل داديد و از او عذر خواستيد.
    افطار با آب گشوده شد و همه گرسنگى را با خود به رختخواب برديم.
    فرداى آن روز نيز ماجرا به همين نحو گذشت، وقت افطار يتيمى در زد و هر پنج نان جو در دامان او قرار گرفت
    و آنچه بر سر سفرة افطار ماند، كاسه گلين آب بود.
    روز سوم علاوه بر گرسنگى، ضعف نيز آمده بود ولى او هم نتوانست نانها را در سفره نگاه دارد و سائل را دست خالى باز گرداند.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  5. #45
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    بعد از اين كه پنج نان روز سوم روزه نيز به اسيرى درمانده، بخشيده شد، من و حسين از حال رفتيم،
    تو چشمانت به گودى و كبودى نشسته بود، اما به نماز ايستادى و پدر هم كه مرد گرسنگى بود و صبورى،
    چون كوه، استوار ايستاده بود و خم به ابرو نمي‌آورد ولى به حال ما رقت مي‌برد.
    تنها چيزى كه مي‌توانست ما را از آن نحافت و ضعف در بياورد، ديدار پيامبر بود.
    من و حسين بدين اشتياق از جا كنده شديم و دست در دست پدر، به سوى خانه پيامبر راه افتاديم.
    وقتى پيامبر ما را به آن حال ديد، سخت غمگين شد، بغض گلويش را فشرد و بلافاصله از حال تو پرسيد.
    و به پرسش اكتفا نكرد، گفت برخيزيد! برخيزيد! تا حال و روز فاطمه را جويا شويم.
    و در طول راه همه‌اش با خدا مي‌گفت:
    ــ خدايا ببين چه مي‌كنند اينها براى رضاى تو! خدايا! عشق تو با اينها چه كرده است!
    وقتى به خانه درآمديم و پيامبر ديد كه شكمت از گرسنگى به پشت چسبيده و توان از تنت و حالت از چشمانت رفته است،
    بغضش تركيد، ترا در آغوش گرفت و هاى هاى گريست. در اين تب و تاب، هيچ كس مثل جبرئيل نمي‌توانست،
    غم سنگين دل پيامبر را از جا تكان دهد. انگار اين جبرئيل نبود، خود خدا بود كه در خانه ظهور مي‌كرد.
    جبرئيل به پيامبر سلام كرد و مژده داد كه هديه‌اى از جانب خدا براى اين خاندان آورده است.
    چه ذوقى مي‌كرد جبرئيل كه اين هديه را با دست‌هاى امانت خود حمل كرده بود، آنچنانكه عطر بي‌نظير خنده‌اش در فضا مي‌پيچيد.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  6. #46
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    آن هديه چه بود؟
    خدا شما روزه‌داران ايثارگر و ما را به بهانه و طفيلى شما ستايش كرده بود.
    و چه هديه‌اى برتر از اين كه انسان مورد تمجيد و ستايش خدا قرار بگيرد:
    «خوبان اين جهان، در آن جهان، جامهايى از چشمه‌هاى بهشتى مي‌نوشند.
    چشمه‌هاى جوشنده‌اى كه تنها براى بندگان ناب و خالص خدا فوران مي‌كند.
    آنان كه به نذر خود وفا مي‌كنند و از روز قيامت كه شرّ آن گسترده است مي‌هراسند
    و طعام خود را عليرغم نياز شديدشان به مسكين و يتيم و اسير مي‌بخشند. (و حرف دلشان اين است كه:)
    «ما تنها و تنها به خاطر خدا ايثار مي‌كنيم و چشم تشكر و پاداش از شما نداريم.
    (1). بحار الانوار، جلد 43، صفحه 286.
    (2). اَلّلهُمَ بِحَقّ الْعَرْشِ وَ مَنْ عَلاه، وَ بِحَقّ الْوَحْى وَ مَنْ اَوْحاه وَ بِحَقّ النَّبِى وَ مَنْ نَباه وَ بِحَقّ اَلْبَيْتِ وَ مَنْ بَناه.
    يا سامِعَ كُلّ صَوْتٍ، يا جامِعَ كُلّ فَوْتٍ. يا بارٍى النُّفوس بَعْدَ الْمَوْتِ،
    صِلّ عَلى مُحّمَدٍ وَ اَهْلِ بَيْتِه و آتِنا وَ جَميع الْمُؤمِنينَ وِ الْمُؤمِنات فى مَشارِقِ اْلاَرْضِ و مَغارِبِها فَرَجاً مِنْ عِنْدِكَ
    عاجِلاً بِشَهادَةِ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ الله وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدٌكَ وَ رَسُولَكَ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ
    وَ عَلى ذُرَّيتهِ الطّيبينَ الطّاهِرين وَسَّلَم تَسْليماً، مهج الدعوات، ص 177

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  7. #47
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    ما به خدا عشق مي‌ورزيم و از روز وحشتناك قيامتش مي‌هراسيم.»
    پس خداوند آنان را از شر آن روز در امان مي‌دارد و خرمى و شادكامي‌شان مي‌بخشد.
    و پاداش صبورى و ايثارشان را، بهشت و حرير عنايت مي‌كند(1)...»
    هر چه هست از بركت توست مادر! و هر چه فرزندانمان هم داشته باشند از بركت وجود توست.
    تو زنى هستى كه امامت بشر در مقابل تو زانو مي‌زند، تو همسر و مادر رهبرى خلايقى.
    و آنچه هم اكنون از دست ما مي‌رود چنين عظمتى است، نه ما كه جا دارد جهان بر اين مصيبت گريه كند.
    جا دارد كوهها در اين اندوه متلاشى شود.
    بي‌آنكه بخواهم، شعرهايى كه تو در سوگ پيامبر مي‌خواندى در ذهنم تداعى مي‌شود:
    اِنَّ حُزْنى عَلَيْكَ حُزْنٌ جَديد كُل يَوْمٍ يَزيدُ فيه شجونىنَفْسى على زَفَراتِها مَحْبُوسة
    لاخَيْرَ بَعْدَكَ فِى الْحَياةِ و اِنَّمااَبكى مَخافة اَنْ تَطُولَ حَياتى.(3)

    وَفُوادى وَاللهِ صَبٌّ عَنيد وَاكْتِأبى عَلَيْكَ لَيْسَ يَبيد.(2)
    يالَيْتَها خَرَجت مَعَ الزفّراتاَبكى مَخافة اَنْ تَطُولَ حَياتى.(3)



    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  8. #48
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    اينها زبان حال ماست مادر!
    وقتى دست ما را مي‌گرفتى، به مزار پيامبر مي‌بردى، در كنار قبر او مي‌نشستى و اين شعرها را زمزمه مي‌كردى،
    ضجه مي‌زدى و ما را مي‌گرياندى، ما چگونه مي‌توانستيم تصور كنيم كه همان شعرها، زبان حال ما بشود بر بالين احتضار تو؟!
    خدايا چه سخت است از دست دادن مادرى كه عصارة خوبى است.
    (1). آيات 5 تا 22 سورة انسان.
    (2). اندوه من بر تو اندوه تازه‌أى است.
    و قلب من به خدا در تب و تاب مصيبتى سرسخت است.
    هر روز غم و اندوه من افزوده مي‌شود.
    اما گريه‌ام بر تو هرگز پايان نمي‌پذيرد. (بيت الاحزان، ص 70).
    (3). جانم زندانى نفسهايم گشته است.
    أى كاش اين جان و اين نفسهايم با هم از وجودم رخت مي‌بستند.
    بعد از تو هيچ خير در اين زندگانى نيست.
    و گريه‌ام از اين است كه مبادا حياتم پس از تو طولانى شود. (بيت الاحزان، ص 48.


    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  9. #49
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )







    وداع با پدر

    مادر! اگرچه تو در زمان حيات پيامبر هم سختى بسيار كشيدى، اما در مقايسه با ظلمت بعد از وفات،
    آن روزها، روزهاى خوشى و خوبى و روشنى بود.
    اگرچه تو و پدرم پا به پاى پيامبر، آسيب ديديد، شكنجه شديد و رنج برديد،
    اما چشمتان مدام به پرچم اسلام بود كه لحظه به لحظه بالاتر مي‌رفت و سايه‌اش نفس به نفس گسترده‌تر مي‌شد.
    اگرچه روزها و شب‌ها مي‌گذشت و كمترين خوراك مرسوم،
    يك لقمه نان جو هم به دهانتان نمي‌رسيد و پوستتان بيش از پيش به استخوان مي‌چسبيد،
    اما رشد اسلام را به چشم مي‌ديديد و مي‌ديديد كه كودك اسلام،
    استخوان مي‌تركاند، مي‌بالد و خون در رگهايش جريان مي‌يابد.
    اگر چه سالها و سالها زيراندازتان، رختخوابتان،
    سفرة شترتان و همة دارايي‌تان يك تكه پوست گوسفند دباغى شده بود كه همه كار مي‌كرد.
    اگرچه زندگي‌تان سراسر جنگ و دفاع بود و هنوز پدر از جنگى نيامده،
    عرق از تن نسترده و خون از شمشير نشسته راهى جنگى ديگر مي‌شد و جبهه‌اى ديگر را رهبرى مي‌كرد.
    اما دلخوشي‌تان به اين بود كه پيامبر هست و ابرهاى تيرة جهل و كفر
    با سرپنجه‌هاى نورانى شما كنار مي‌رود و لحظه به لحظه خورشيد اسلام نمايان‌تر مي‌شود.
    مگر خود من در سال جنگ خندق به دنيا نيامدم؟!
    مگر سختى، حاكم نبود؟ مگر مشقت، دامن نگسترده بود؟ مگر رنج، پلاس خود را نگشوده بود؟

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  10. #50
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    چرا، ولى يك جملة افتخارآفرين پيامبر، همة سختي‌ها را مي‌زدود:
    ــ ضَرْبَةُ عَلى يَوْمَ الْخَنْدق اَفْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلين.(1)
    آرى. امروز روز اندوه است، آن روزها، ايام شادكامى بود.
    پيامبر دست‌هاى ما را مي‌گرفت، من و حسن پا بر پاى پيامبر مي‌گذاشتيم
    و بعد زانوان او و بعد رانهاى او و بعد شكم او و بعد سينة او و او مرتب مي‌گفت:
    ــ بالاتر بياييد نور چشمان من، بالاتر بياييد.
    و بعد لبش را بر لبهاى ما مي‌گذاشت، حلاوت دهانش را به كام ما مي‌ريخت و مدام مي‌گفت:
    ــ خدايا! چقدر من اين حسن و حسين را دوست دارم.
    ما را بر پشت خود مي‌نشاند، چهار دست و پا بر روى زمين راه مي‌رفت و مي‌گفت:
    ــ چه مركب خوبى و چه سواركاران خوبى!
    گاهى كه مرا در كوچه مي‌ديد، من از دستش به بازى مي‌گريختم و او تا مرا نمي‌گرفت،
    آرام نمي‌گرفت، دستى به زير چانه‌ام و دستى به پشت سرم و لب‌هايش را بر لب‌هايم مي‌‍فشرد:
    ــ واى كه من چقدر اين حسين را دوست دارم.


    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


صفحه 5 از 16 نخستنخست 12345678915 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •