▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐
صفحه 9 از 16 نخستنخست ... 5678910111213 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 159
  1. #81
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    دختر اگر درد مادرش را نفهمد كه دختر نيست.
    من كربلا را ميان دَر و ديوار ديدم، وقتى كه نالة تو به آسمان بلند شد.
    بعد از اين هيچ كربلايى نمي‌تواند مرا اينقدر بسوزاند.
    شايد خدا مي‌خواهد براى كربلا مرا تمرين دهد تا كاروان اسرار را سرپرستى كنم،
    اما اين چه تمرينى است كه از خود مسابقه مشكلتر است.
    در كربلا دشمن به روشنى خيمه كفر علم مي‌كند،(1) اما اينها با پرچم اسلام آمدند،
    گفتند از فتنه مي‌هراسيم، كدام فتنه بدتر از اين؟ ديگر چه مي‌خواست بشود؟
    كدام انحراف ايجاد نشد؟ كدام جنايت به وقوع نپيوست؟ كدام حريم شكسته نشد؟
    كاش كار به همينجا تمام مي‌شد.
    تو را كه تا مرز شهادت سوق دادند، تو را كه از سر راه برداشتند، تازه به خانه ريختند.
    پدر كه حال تو را ديد، برق غيرت در چشمهاى خشمناكش درخشيد، خندق‌وار حمله برد،
    عمر را بلند كرد و بر زمين كوبيد، گردن و بيني‌اش را به خاك ماليد و چون شير غريد:
    ــ اى پسر صحاك! قسم به خدايى كه محمد را به پيامبرى برانگيخت،
    اگر مأمور به صبر و سكوت نبودم، به تو مي‌فهماندم كه هتك حرمت پيامبر يعنى چه؟
    و باز خندق‌وار از روى او بلند شد تا خشم، عنان حلمش را تصاحب نكند.
    اما...اما تداعي‌اش جگرم را خاكستر مي‌كند.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  2. #82
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    به خود نيامدند و از رو نرفتند، عمر و غلامش قنفذ و ابن خزائه و ديگران،
    ريسمان در گردن پدر افكندند تا او را براى بيعت گرفتن به مسجد ببرند.
    ريسمان در گردن خورشيد. طناب بر گلوى حق. مظلوميت محض.
    تو باز نتوانستى تاب بياورى.
    خودت نمي‌توانستى به روى پا بايستى اما امامت را هم نمي‌توانستى در چنگال دشمنان تنها بگذارى.
    خود را با همة جراحت و نقاهت از جا كندى و به دامن على آويختى.
    ــ من نمي‌گذارم على را ببريد.
    نمي‌دانم تازيانه بود، غلاف يا دستة شمشير بود، چه بود؟
    عمر آنقدر بر بازو و پهلوى مجروح تو زد كه تو از حال رفتى و دستت رها شد.
    انگار نه بر بازو و پهلوى تو كه بر قلب ما مي‌زد، اما ما جز گريه چه مي‌توانستيم بكنيم؟
    و پدر هم كه خود در بند بود.
    تو از هوش رفتى و پدر را كشان كشان به مسجد بردند.
    در راه رو به سوى پيامبر برگرداند و گفت:
    يَابْنَ اُمّ اِنَّ الْقّوم اسْتَضْعفونى وَ كادُوا يَقْتُلُونَنى.
    برادر! اين قوم بر ما مسلط شده‌اند و دارند مرا مي‌كشند.
    يعنى همان كلام هارون به برادرش موسى در مقابل يهود بني‌اسرائيل.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  3. #83
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    شايد مي‌خواست علاوه بر درد دل با پيامبر، يهود و سامرى را تداعى كند.
    و شايد مي‌خواست اين حديث پيامبر را به ياد مردم بياورد كه به او گفته بود:
    انت منى بمنزله هرون من موسى الا انه لا نبى بعدى.
    تو براى من مثل هرون براى موسايى (كه برادرش بود و وزيرش)
    با اين تفاوت كه نبوت به من ختم مي‌شود (و وصايت با تو آغاز مي‌شود)
    عمر به پدر گفت:
    على بيعت كن.
    پدر گفت:
    ـ اگر نكنم چه مي‌شود؟
    عمر به پدر، به برادر و وصى پيامبر، به جان پيامبر گفت:
    ــ گردنت را مي‌زنم.
    پدر گردنش را برافراشت و گفت:
    ــ در اينصورت بندة خدا و برادر پيامبر خدا را كشته‌اى.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  4. #84
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    عمر گفت:ــ بندة خدا آرى اما برادر پيامبر نه.
    پدر تا اين حد وقاحت را تصور نمي‌كرد، پرسيد:
    ــ يعنى انكار مي‌كنى كه پيامبر بين من و خودش، صيغة برادرى جارى كرد؟
    عمر گفت و ابوبكر هم:
    ــ انكار مي‌كنيم، بيعت كن.
    پدر گفت:
    ــ بيعت نمي‌كنم. من در سقيفه نبودم اما استدلال شما در آنجا اين بود كه شما از انصار به پيامبر نزديك‌تر بوده‌ايد،
    پس خلافت از آن شماست. من بر مبناى همين استدلالتان به شما مي‌گويم كه خلافت حق من است،
    هيچكس به پيامبر نزديكتر از من نبوده و نيست. اگر از خدا مي‌ترسيد، انصاف دهيد.
    هيچكدام حرفى براى گفتن نداشتند.
    اما عمر گفت:
    ــ رهايت نمي‌كنيم تا بيعت كنى.
    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  5. #85
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    در رو به عمر كرد و گفت:ــ گره خلافت را براى ابوبكر محكم مي‌كنى تا او فردا آن را براى تو باز كند.
    از اين پستان بدوش تا سهم شير خودت را ببرى.
    بخدا كه اگر با شما غاصبان نيرنگ‌باز بيعت كنم.
    تو وقتى به هوش آمدى از فضه پرسيدى:
    ــ على كجاست؟
    فضه گفت كه او را به مسجد بردند.
    من نمي‌دانم تو با كدام توان به سوى مسجد دويدى و وقتى على را در چنگال دشمنان ديدى
    و شمشير را بالاى سرش فرياد كشيدى:
    ــ اى ابوبكر! اگر دست از سر پسر عمويم برندارى، سرم را برهنه مي‌كنم،
    گريبان چاك مي‌زنم و همه‌تان را نفرين مي‌كنم.
    به خدا نه من از ناقة صالح كم ارج‌ترم و نه كودكانم كم‌قدرتر.
    همه وحشت كردند، اى واى اگر تو نفرين مي‌كردى! اى كاش تو نفرين مي‌كردى.
    پدر به سلمان گفت:
    ــ برو و دختر رسول الله را درياب. اگر او نفرين كند...
    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  6. #86
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    سلمان شتابان به نزد تو آمد و عرض كرد:
    ــ اى دختر پيامبر! خشم نگيريد. نفرين نكنيد. خدا پدرتان را براى رحمت مبعوث كرد...
    تو فرياد زدى:
    ــ على را، خليفة به حق پيامبر را دارند مي‌كشند...
    اگر چه موقت، دست از سر على برداشتند و رهايش كردند.
    و تو تا پدر را به خانه نياوردى، نيامدى. ولى چه آمدنى، روح و جسمت غرق جراحت بود.
    و من نمي‌دانم كدام توان، تو را بر پا نگاه داشته بود.
    تو از على، خسته‌تر، على از تو خسته‌تر. تو از على مظلوم‌تر، على از تو مظلوم‌تر.
    هر دو به خانه آمديد اما چه آمدنى.
    تو چون كشتى شكسته، پهلو گرفتى.
    و پدر درست مثل چوپانى كه گوسفندانش، داوطلبانه خود را به آغوش مرگ سپرده باشند،
    غم‌آلوده، حسرت‌زده و در عين حال خشمگين خود را به خانه انداخت.
    قبول كن كه غم عاشورا هر چه باشد، به اين سنگينى نيست.
    پدر به هنگام تغسيل، روى تو را خواهد ديد و بازوى تو را و پهلوى تو را.
    و پدر را از اين پس هزار عاشورا است.
    (1). لا خَبرٌ جاءٌ وَلا وَحْى نَزَل. يزيد.
    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  7. #87
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )






    دفعتاً خبر آمد كه فدك از دست رفت و اين براى شما بانوى من كه تازه داغ غصب خلافت ديده بوديد، كم غمى نبود.
    كارگزاران شما هراسان آمدند و گفتند:
    ــ خليفه ما را از فدك بيرون كرد و افراد خود را در آنجا گماشت.
    شما در بستر بيمارى بوديد. رنگ رويتان زرد بود و دستهايتان هنوز مي‌لرزيد،
    فروغ نگاهتان رفته بود و دور چشمانتان به كبودى نشسته بود.
    از هماندم كه عمر در را بر پهلوى شما شكست و جان كودك همراهتان را گرفت و شما فرياد زديد:
    ــ فضه مرا درياب!
    من فهميدم كه كار تمام است و شده است آنچه نبايد بشود.
    شما مضطر و مضطرب از بستر بيمارى جهيديد و گفتيد:
    ــ چرا؟!!
    و شنيديد:
    ــ فدك را هم غصب كردند، به نفع حكومت غصبى.


    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  8. #88
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )





    ــ چرا؟!
    اين چرا ديگر جوابى نداشت، نه فقط كارگزاران شما كه خود خليفه هم براى اين چرا پاسخى نداشت.
    من كه كنيزي‌ام ـ به افتخار ـ در خانة شما، مي‌دانم كه:
    «فدك قريه‌اى است در اطراف مدينه، از مدينه تا آنجا دو ـ سه روز راه است.
    اين باغ از ابتدا دست يهود بوده است تا سال هفتم هجرت.
    در اين سال كه اسلام، نضج و قدرتى فوق‌العاده مي‌گيرد، يهود، بيم زده، از در مصالحه در مي‌آيند.
    و اين باغ را به شخص پيامبر هديه مي‌كند تا در امان بمانند.
    پيامبر آن را مي‌پذيرد و باغ در دست پيامبر مي‌ماند تا آيه «واتِ ذَالْقُرْبى حَقَّهُ»... نازل مي‌شود
    و پيامبر به دستور صريح خداوند، فدك را به شما مي‌بخشد.»
    اين، واقعيتى نيست كه كسى بتواند آن را انكار كند. اگر پدرتان رسول خدا هم پيش از ارتحال،
    همة مسلمانان را جمع مي‌كرد و سؤال مي‌فرمود: فدك از آن كيست؟ همه بي‌تأمل مي‌گفتند:
    ــ فاطمه.
    اينكه حالا چرا همه خفقان گرفته‌اند و دم برنمي‌آورند، من نمي‌دانم.
    حداقل بايد همان فقرا و مساكينى كه از اين باغ به دست شما روزى مي‌خوردند
    و حالا نمي‌خورند صدايشان دربيايد، اما انگار ايمان مردم هم با پيامبر،
    رخت بربست و جاى آن را رعب و وحشت و حب دنيا گرفت.
    شما برخاستيد، با همان حال نزار و تن بيمار.
    پس از وفات پدر بزرگوارتان، هر روز چروك تازه‌اى بر پيشانى مباركتان مي‌نشست،
    اما از اين حادثه، آنچنان برآشفتيد كه من مبهوت شدم.
    مرا ببخشيد بانوى عالميان!
    با خودم فكر كردم كه اين فدك مگر چيست كه غصب آن زهراى مرضيه را اينگونه برمي‌آشوبد؟

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  9. #89
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )







    فدك ملك با ارزش و پردرآمدى است. درست، اما براى فاطمة بريده از دنيا و پيوسته به عقبى كه مال دنيا،
    ارزش نيست، تازه، از فدك هم كه خود هيچگاه بهره نمي‌برديد.
    فدك در تملك شما بود و فقر از سر و روى اين خانه مي‌باريد.
    فدك از آن شما بود و نان جويى هم سفرة شما را زينت نمي‌داد.
    فدك ملك شخص شما بود و روزها و روزها دودى از مطبخ اين خانه بلند نمي‌شد.
    شوى شما على، جان عالمى بفداش، هزاران هزار درهم را در ساعتى بين فقرا تقسيم مي‌كرد،
    دستهايش را مي‌تكاند و گرسنگي‌اش را به خانه مي‌آورد.
    پس چه رازى بود در اين ماجرا كه شما را چون اسپندى از بستر بيمارى خيزاند و به سوى ابوبكر كشاند؟
    من اين راز را دريافتم. اما چه فرقى مي‌كند كه فضة خادمه‌اى اين راز را دريافته باشد يا نيافته باشد.
    كاش مردم اين راز را مي‌فهميدند، ايمانشان را طوفان حادثه برده بود، عقلشان چه شده بود؟
    فدك براى شما باغ و ملك نبود، روى ديگر سكة خلافت بود.
    و شما به همان محكمى كه در مقابل غصب خلافت ايستاديد،
    در مقابل غصب فدك مقاومت كرديد، شما در ماجراى غصب فدك درست مثل غصب خلافت،
    انحراف از اصل اسلام و پيام پيامبر را مي‌ديديد.
    فدك يعنى خلافت و خلافت يعنى فدك، فدك بُعد اقتصادى خلافت است
    و خلافت بعد سياسى فدك و خلافت و فدك يعنى اسلام، يعنى پيامبر، يعنى سنت نبوى.
    وقتى جنازة پيامبر بر زمين است، مي‌توان حكم او را در خاك كرد،
    وقتى هنوز رطوبت قبر پيامبر خشك نشده،
    مي‌توان كلام او را لگدمال كرد، هر اتفاق و انحراف ديگرى بعيد نيست.
    و اسلام بعد از چهار روز پوستين وارونه مي‌شود بر تن خلق الله كه جز تمسخر برنمي‌انگيزد.
    و اين بود آنچه جگر شما را مي‌سوزاند و بر جان شما ـ سرور زنان عالم ـ آتش مي‌افكند.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


  10. #90
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کشتی پهلو گرفته /سید مهدی شجاعی(داستان شهادت حضرت زهرا (س)-حتما بخونیدش )





    غضبناك و خشم‌آلود به ابوبكر فرموديد:
    ــ فدك از آن من است، مي‌دانى كه پدرم به امر خدا آن را به من بخشيده است، چرا آن را غصب كردى؟
    ابوبكر گفت:
    ــ بر اين مدعايت شاهد بياور.
    به شما، به مخاطب آيه «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».
    گفت: شاهد بياور. به كسى كه كلامش حجت است گفت كه شاهد بياور.
    يعنى، زبانم لال، پناه بر خدا، صديقة كبرى، راستگوترين زن عالم دروغ مي‌گويد،
    يعنى آنكه رسول الله درباره‌اش فرمود:
    ــ «اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَّلَ فَطَمَ ابْنَتى فاطِمَةَ و وَلَدَها وَ مَنْ اَحَبَّهُمْ مِنَ النّارِ فَلِذلِكَ سُمّيَتْ فاطِمَه».
    خداوند عزوجل دخترم فاطمه را و فرزندان و دوستدارانش را از آتش جهنم مصون داشت
    و بدين سبب، فاطمه، فاطمه ناميده شد، صحت سخنش با گواه، اثبات مي‌شود؟!
    يعنى آنكه به تصريح پيامبر، خشم خدا در گروى خشم اوست و رضاى خدا،
    در گروى رضاى او، بايد كلامش بواسطة كسى ديگر تأييد شود؟!
    بانوى من! جسارت حد و مرز نمي‌شناسد، بخصوص در وادى جهالت.

    ▐♥♥♥▐کشتی پهلو گرفته ،حکایت شهادت غمبارحضرت زهرا(س) ▐♥♥♥▐


صفحه 9 از 16 نخستنخست ... 5678910111213 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •