انبياء در قرآن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
انبياء در قرآن
صفحه 10 از 19 نخستنخست ... 67891011121314 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 185
  1. #91
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    17. هجرت دادن اسماعيل وهاجر به فرمان حق بوده است تا خانه كعبه را عمارت كنند نه به خاطر حسادت ساره كه حسادت ساره نمى تواند چنين مسئله اى بيافريند. ولذا درهمه جا قرآن از زبان ابراهيم مى گويد:
    (پروردگارا اين شهر مكه را امن و ايمن ساز و فرزندان مرا از پيروى بتها برحذر دار.)
    لذا است كه وحى الهى بر ابراهيم و اسماعيل نازل مى شود كه خانه كعبه را براى حاجيان پاك و مطهر نگه دارند (بقره/125) كه اين خود توليت خانه خدا است.
    18. قرآن مجيد مى گويد:
    (واذ جعلنا البيت مثابة للنّاس وأمناً و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلّى) بقره/125
    وآن گاه كه خانه كعبه را ميعادگاه مردم ساختيم و جايگاه امن. وگفتيم ازمقام ابراهيم, قسمتى را به عنوان نمازگاه انتخاب كنيد.
    مقام ابراهيم همين سنگى است كه اكنون درمقابل كعبه داخل ضريح قراردارد. اين سنگ, به منزله داربستى بود كه ابراهيم برآن بالا مى رفت و ديوار كعبه را به ارتفاع تقريباً پنج متر بالا برد. اسماعيل سنگ مى آورد و ابراهيم سنگها را بر روى هم مى چيد. گويا ملاطى متداول نبوده است. اين سنگ مقام درحدود يك متر و نيم ارتفاع دارد كه اينك مقدارى ازآن در زير خاك مدفون است. گويا اين سنگ در ابتداى امر كه از آسمان نازل شده, دراثر حرارت نرم شده بود وابراهيم كه براى اولين بار بر روى آن قرار گرفت, اثر پاهاى مباركش برسنگ نقش بست. اين سنگ, نخست كنار ديواركعبه بود, پس از آن كه ابراهيم خليل از چيدن ديوار فارغ شده بود. بعدها قريش آن را به محل فعلى آن منتقل كردند. رسول خدا درسال حجّة الوداع آن را به جاى اصلى آن برگرداند وعمربن خطاب دريكى از سالهايى كه به حج رفت, دوباره آن را به جاى قبلى برگرداند كه هم اينك مشاهده مى شود. در اساطير وارد شده است كه ابراهيم براى ديدن فرزندش اسماعيل از شام به مكه آمد, اما اسماعيل در خانه نبود. وچون ساره به او دستور داده بود كه كه حق نزول ندارد!! ابراهيم پياده نشد و عروسش اين سنگ را آورد وزير پاى ابراهيم قرا ر داد و سرابراهيم را شست درنتيجه اثر پاى ابراهيم بر روى سنگ باقى ماند. ولى ظاهراً معقول نمى نمايد كه ابراهيم خليل تا اين حدّ بازيچه دست همسرش ساره باشد.
    20. (انّ ابراهيم كان امّة قانتاً للّه حنيفاً ولم يك من المشركين) نحل/120
    ابراهيم پيشتازى بود مطيع اللّه و متعادل واز مشركان نبود.
    انبياء در قرآن

  2. #92
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    حنيف, يعنى ميانه رو كه به هيچ طرف, متمايل نباشد, نه به سوى دنياى محض و نه به سوى آخرت محض, نه به سوى چپ و نه به سوى راست. واين مفهوم, بيش تر, از سوره آل عمران مفهوم مى شود كه گفت:
    (اى يهوديان واى نصرانيان. ازچه رو ابراهيم را يهودى و نصرانى مى خوانيد با آن كه تورات وانجيل پس از او نازل شده است. آيا انديشه نداريد؟ شما درباره چيزهايى كه مى دانيد, بحث واحتجاج مى كنيد از چه رو درباره آنچه نمى دانيد هم بحث وبدل مى كنيد. خدا است كه همه چ يز را مى داند و شما نمى دانيد.
    ابراهيم يهودى و نصرانى نبود, اما حنيف بود و درميانه يهوديت و نصرانيت متعادل بود. مردى درحال تسليم و بيزار از مشركان. آن كسى به ابراهيم اولويت دارد كه او را درتسليم و رضا و نفى شرك پيروى كند و همين پيامبر ما خاتم انبياء و پيروانش كه از يهوديت و نصرانيت و شرك بى شده اند وخداوند سرپرست مؤمنان است.)(آل عمران/65ـ68)
    21. يهوديت, خدا را از راه دنيا مى جويد و نصرانيت, خدا را با رهبانيت و ترك دنيا مى جويد و درمقابل اين دو مذهب مشرك, فقط دنيا را مى خواهد نه آخرت را كه بدان اعتقادى ندارد. اما فرد متعادل وسالم و سليم النفس كه خدا را مى شناسد و وعده خدا را صدق مى داند. درمي ان دنيا و آخرت با گامهاى استوار و متعادل سير مى كند و دربرابر خدا تسليم است. واين همان وصيت ابراهيم است كه گفت: به اين وصيّت بود كه ابراهيم فرزندانش را وصيت كرد و به اين مليت بود كه يعقوب فرزندانش را وصيت كرد وگفت: اى فرزندان من خداوند دين خود را براى شم ا برگزيده است. مبادا درحالى بميريد كه از خط تسليم و اطاعت فرمان او خارج باشيد:
    (و وصّى بها ابراهيم بنيه و يعقوب يا بنيّ ان اللّه اصطفى لكم الدين فلاتموتنّ الاّ و أنتم مسلمون)
    (ولقد جاءت رسلنا ابراهيم بالبشرى قالوا سلاماً قال سلام فما لبث أن جاء بعجل حنيذ. فلمّا رأى أيديهم لاتصل اليه نكرهم و أوجس منهم خيفة قالوا لاتخف انا ارسلنا الى قوم لوط. وامرأته قائمة فضحكت فبشّرناها باسحاق ومن وراء اسحاق يعقوب. قالت يا ويلتى أألد و أنا ع جوز وهذا بعلى شيخاً إنّ هذا لشيئ عجيب. قالوا أتعجبين من امر اللّه رحمت اللّه وبركاته عليكم أهل البيت انّه حميد مجيد. فلمّا ذهب عن ابراهيم الروع و جاءته البشرى يجادلنا فى قوم لوط. انّ ابراهيم لحليم أوّاه منيب. يا إبراهيم أعرض عن هذا إنّه قد جاء أمر ربّك و انّهم آتيهم عذاب غير مردود) هود/69ـ76
    انبياء در قرآن

  3. #93
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    22. پس ازمهاجرت ابراهيم و لوط به شام و اردن كه قرآن گفت:
    (ونجّيناه و لوطاً الى الأرض الّتى باركنا فيها للعالمين) انبياء/71
    ما ابراهيم را با لوط نجات داديم وبه سوى سرزمين قدس هجرت داديم, كه براى همگان فرخنده ومبارك خواهد شد.
    لوط در اردن درشهر سدوم مستقر شد وابراهيم به شام و فلسطين رفت. لوط مدتها در اردن زندگى كرد, تا آن گاه كه مستحق عذاب شدند واز سوى خدا فرمان صادر شد كه شهر سدوم و ساير شهرهاى تابعه را زير و رو كنند وهمه ساكنان آن را هلاك سازند.
    فرستادگان الهى مأمور شدند كه ابتدا برابراهيم وارد شوند واو را به فرزندش اسحاق پيامبر بشارت دهند و سپس به مأموريت قوم لوط بروند. يك روز قبل, فرستادگان به منزل ابراهيم وارد شدند و پس از سلام و جواب ساده وبى پيرايه نشستند و ابراهيم درپى تهيه غذا شد و طبق مع مول آن زمان كه براى ميهمانان گوشت تازه تهيه مى ديدند, ابراهيم گوساله اى را كشت و كباب كرده آورد. اما ميهمانان, دست خود را به سوى غذا دراز نكردند. درآن زمان معمول شرقيان اين بود كه اگر نسبت به كسى قصد سوئى داشته باشند, از نمك او پرهيز كنند واگر از روى اتف اق وناشناخته با او هم نمك مى شدند, ديگر انتقام را فراموش مى كردند. روى اين مسئله عرفى واجتماعى, ابراهيم احساس خطر كرد كه شايد ميهمانان او دشمنان او باشند, وميهمانان كه متوجه بودند گفتند: باكى بر تو نيست. ما فرشتگانيم و درچشم تو مجسم شده ايم. ما وجود مادى شما را نداريم كه غذا تناول كنيم.
    ابراهيم پرسيد: براى چه مأموريتى فرود آمده ايد؟
    فرشتگان گفتند: براى هلاك ونابودى قوم لوط آمده ايم وتا در فرصت فعلى تو را بشارت دهيم كه پسرى دانا به تو روزى خواهد شد. همسر ابراهيم, ساره, با شنيدن اين سخن با شتاب وارد مجلس شد واز شگفتى بر صورت خود نواخت, با خنده اى بهت آميز وگفت: من صاحب فرزند مى شوم با آن كه پيرزال نازايم وشوهر من پيرى فرتوت است؟
    فرشتگان گفتند: از فرمان خدا شگفت آورده اى. با پيرزالى تو وبا پيرى وسالخوردگى شوهرت, شما صاحب فرزند مى شويد كه اين فرمان خداست. رحمت خدا و بركات خدا بر شما خاندان نازل باد. كه او ستوده وبزرگوار است.
    وچون وحشت ابراهيم فرو نشست ودلش با بشارت فرزندى به نام اسحاق و عمرى طولانى تا آن حد كه نوه اش يعقوب را ببيند, آرام گرفت, درباره قوم لوط و شفاعت و بخشش آنان وتأخير عذاب به مجادله پرداخت, چرا كه ابراهيم مردى بردبار و غمگسار بود.
    فرشتگان گفتند: ازاين بحث و جدل منصرف شو كه فرمان خدا در راه است و عذاب وهلاك آنان قطعى وفرمان خدا را بازگشتى نخواهد بود.
    انبياء در قرآن

  4. #94
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    23. قرآن مجيد, شرح مجادله را ياد نمى كند. شرح آن در تورات چنين آمده است كه ابراهيم به فرشتگان گفت: اگر در سرزمين لوط, صدتن مؤمن باشند, خداى من آنان را عذاب مى كند؟
    فرشتگان گفتند: نه, اما درآن سرزمين صد تن مؤمن نيست.
    ابراهيم گفت: اگر پنجاه تن مؤمن باشد, خدا آنان را هلاك مى كند؟
    فرشتگان گفتند: نه, اما درآن سرزمين پنجاه تن مؤمن نيست.
    ابراهيم كه از عدم پيشرفت لوط در امر رسالت متأسف شده بود, گفت: آيا پروردگار شما سرزمين لوط را زير و رو مى كند, درصورتى كه چهل تن مؤمن درآن باشند؟ وبالاخره گفت وگو ادامه يافت, تا رسيد به ده تن وبالاخره به يك تن, كه آيا اگر دراين سرزمين يك تن مؤمن باشد, خدا بازهم عذاب ابد را برآنان نازل مى كند وفرشتگان گفتند: نه.
    ابراهيم با سرعت گفت: ولى در سرزمين اردن كه لوط پيامبر هست واو مؤمن است؟ پس چرا عذاب نازل مى شود؟
    فرشتگان گفتند: ما لوط را و خاندانش را جز همسرش, ازآن سرزمين خارج مى كنيم و سپس عذاب خدا برآنان نازل خواهد شد; عذابى كه راه برگشت ندارد.
    انبياء در قرآن

  5. #95
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    24. بنابر اين تصور مى شود كه ولادت اسحاق درحدود بيست سال, بلكه سى سال پس از ولادت اسماعيل باشد, زيرا ولادت اسماعيل در اوائل هجرت به شام صورت گرفت ودرآن وقت ابراهيم وساره پيرفرتوت نبودند, ولى درهنگام ولادت اسحاق هر دو پير وفرتوت شده بودند.
    در روايات اسلامى و تواريخ انبيا نيز نوشته اند كه لوط پيامبر, سى سال درميان قوم خود زندگى كرد. 6 وباز نوشته اند كه ساختمان كعبه در هنگامى صورت گرفت كه اسماعيل در حدود 26 سال داشت 7 وچون مناسك آن پس از بناى خانه صورت گرفته است و تولد اسحاق پس از قربانى اسم اعيل است, بايد ولادت اسحاق سى سال پس از ولادت اسماعيل بوده باشد. واين معنى با آيات 100 ـ 113 سوره صافات كاملاً تأييد مى شود:
    ( و قال انّى ذاهب الى ربّى سيهدين. ربّ هب لى من الصالحين. فبشّرناه بغلام حليم. فلمّا بلغ معه السعى قال يا بنيّ إنّى أرى فى المنام أنّى اذبحك)
    تا آن جا كه مى گويد:
    (وبشّرناه باسحاق نبيّاً من الصالحين. وباركنا عليه وعلى اسحاق و من ذرّيّتهما محسن و ظالم لنفسه مبين)
    ييعنى برآورده شدن دعاى ابراهيم كه فرزند شايسته تقاضا كرد: ابتدا فرزندى بردبار و شكيبا روزى شد كه اسماعيل ذبيح است و پس از تمام شدن جريان مناسك و قربانى اسماعيل و نداى آسمانى دوباره مى گويد: وبشارت داديم او را به اسحاق پيامبر و يعقوب پيامبر نيز و بركات خو د را برابراهيم واسحاق نازل كرديم, واين مى رساند كه ولادت اسحاق, پس از مراسم حج و ذبح اسماعيل صورت گرفته است كه حدود سى سال فاصله را اقتضا مى كند.
    انبياء در قرآن

  6. #96
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    25. فرزندان ابراهيم, منحصر به اسماعيل و اسحاق مى باشند واسحاق با بشارت الهى وخرق عادت متولد شد كه ديگر نه ساره آبستن شد ونه ابراهيم نيروى جوانى و لقاح داشت و لذا گفت:
    (الحمد للّه الّذى وهب لى على الكبر اسماعيل واسحاق انّ ربّى لسميع الدعاء)
    ابراهيم/39
    بنابراين ساير فرزندانى كه براى ابراهيم ياد كرده اند, افسانه يهوديان است. بويژه كه مى بينيم خداوند عزت به ابراهيم بشارت مى دهد كه نوه خود را نيز ببيند كه همين يعقوب بن اسحاق است. اگر خداوند به او فرزند ديگرى مى داد, نيازى به يادآورى يعقوب نبود تا بگويد: ( ووهبنا له اسحاق و يعقوب نافلة) انبياء/72
    انبياء در قرآن

  7. #97
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    26. فرزندان يعقوب هم اسماعيل وهم اسحاق از پيامبران خدايند. آن نوع پيامبرى كه مانند لوط, بر سيره ابراهيم خليل مى رفتند و دعوت او را دنبال مى كردند و صحف ابراهيم را ترويج مى نمودند و درمورد نياز به آنان وحى مى شد تا آنچه بايد بدانند, بدانند و لذا گفت:
    (انا اوحينا اليك كما اوحينا الى نوح والنبيّين من بعده و اوحينا الى ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب والاسباط وعيسى و ايوب و يونس و هارون و سليمان و آتينا داود زبوراً) نساء/163
    ما به تو وحى كرديم آن سان كه به نوح و پيامبران بعد از نوح وحى كرديم, به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزندگان يعقوب و عيسى و ايّوب و يونس و هارون و سليمان وحى كرديم. و ما به داود پيامبر زبور داديم.
    (قل آمنا باللّه وما انزل علينا وما انزل على ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و الاسباط) آل عمران/84
    اى پيامبر بگو ما به خدا ايمان آورديم و به آنچه برما نازل شد و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزندانش نازل شد.
    ولى نزول صحيفه, برنامه ويژه ابراهيم خليل بود و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزند زادگانش همه وهمه ناشر دعوت ابراهيم و مجرى صحيفه وبرنامه او بودند.
    انبياء در قرآن

  8. #98
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    ذوالقرنين

    1. ذوالقرنين به عنوان يك پيامبر مطرح نشده است, بلكه به عنوان يك جهانگرد صاحب هنر, اما متدين و مؤمن مطرح شده است. قرآن مجيد مى گويد: (انّا مكّنّا له فى الارض و آتيناه من كلّ شيئ سبباً); يعنى (ما براى او در پهنه زمين امكاناتى فراهم كرديم و از هر پدي ده اى دستاويزى به او سپرديم) (كهف/86). سبب, يعنى دستاويز و يا ريسمانى كه از بالا به پايين مى آويزند. گويا منظور قرآن مجيد, يك وسيله ارتباطى باشد كه با سرعتى خارق العاده در آسمان پرواز كند و يا در دشت و هامون حركت كند.
    قرآن مجيد, كلمه (سبب) و (اسباب) را به همين معنى استعمال كرده است. از جمله مى گويد: (من كان يظنّ أن لن ينصره اللّه فى الدنيا و الآخرة فليمدد بسبب الى السماء ثم ليقطع فلينظر هل يذهبنّ كيده ما يغيظ) (حج/15); هرآن كه مى پندارد خداوند در دنيا و در آخرت او ر ا يارى نخواهد كرد, چه بهتر كه دستاويزى به سوى آسمان فراز كند, و سپس ارتباط آن دستاويز را از زمين قطع كند و به آسمانها برود, سپس بنگرد كه آيا با اين حيله و اين وسيله مى تواند بر آتش خشم خود آبى فرو پاشد؟ و از جمله قرآن مجيد مى گويد: (ام لهم ملك السموات و الارض و مابينهما فليرتقوا فى الاسباب) (ص/10); يعنى : آيا ملك و پادشاهى آسمانها و زمين و آنچه در ميان آسمان و زمين است, در اختيار مشركين است؟ اگر چنين است, بايد بر وسائل سفر آسمانى سوار شوند و از قلمرو خود ديدن كنند.
    و باز قرآن مجيد مى گويد: (وقال فرعون يا هامان ابن لى صرحاً لعلّى ابلغ الاسباب. اسباب السموات فأطّلع الى اله موسي ) (مؤمن/36) يعنى: (فرعون به هامان وزير گفت: برجى بلند بنيان كن تا برآن برج عالى بالا روم و بعد از صعود برآن برج عالى به وسيله اى دست يابم ك ه بتوانم بر آسمانها صعود كنم و لااقل از فرود آسمانها سرك بكشم و خداى موسى را بيابم.)
    با توجه به معانى اين كلمه (سبب) كه از قرآن استنباط شد, آن سببها و دستاويزها و وسيله ها كه ذوالقرنين به اختراع و اكتشاف آن موفق شده بود و توانست اقصى نقاط شرق و غرب و شمال زمين را طى كند, از وسائل فنى علمى بوده است مانند بالن كه با نيروى گاز پرواز كند ويا چترى كه با وزش بادهاى موسمى پرواز كند. البته با در دست داشتن اين گونه وسائل, شور و شوق سياحت و جهانگردى در انسان افزون مى شود.
    انبياء در قرآن

  9. #99
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    2. در سفر به غرب دو نكته قابل بحث وجود دارد: نكته اول جنبه ادبى و هنرى دارد و آن بيان منظره غروب خورشيد در ميان دريا است كه ذوالقرنين را به ياد كارگاه ذوب فلزات مى اندازد. قرآن مجيد گويد: ذوالقرنين بر لب دريا ايستاد و به منظره غروب خورشيد مى نگريست كه اي ن منظره جالب در ديدگاه او مجسم شد كه يك قرص آهن و فولاد گداخته را براى آب دادن وارد ظرف آب كنند كه با داخل شدن قسمتى از آهن گداخته آب ظرف به حالت غليان در مى آيد و شعاع رنگارنگى پديد مى آورد و اين نكته مى رساند كه ذوالقرنين بايد از هنرمندان و متفكران و م هندسان عهد خود باشد كه غروب خورشيد, منظره كارگاه ذوب فلزات و آب دادن آنها را به خاطر او آورده است.
    البته بايد توجه داشت كه منظره طلوع خورشيد, گرچه از افق دريا باشد, چنين منظره جالب و بديعى را ايجاد نمى كند, زيرا در سحرگاهان بخار دريا تقليل مى يابد و قرص خورشيد به هنگام طلوع از افق دريا, فقط به صورت قرص نورانى ديده مى شود, بى آن كه شعاع آن طولانى و رنگ ارنگ باشد ومنظره دلفريبى ايجاد كند. برخلاف هنگام غروب خورشيد كه با تابش چند ساعته, افق دريا كاملاً از بخار آب انباشته خواهد بود و شعاع خورشيد در فضاى آبگونه بخار, به رنگهاى مشعشع جلوه مى كند و بسيار دلربا و دلفريب مى گردد.
    نكته دوم مربوط به حسن تدبير و سياست صحيح او درحل و فصل امور و روش حكيمانه او در رفع اختلاف است. قرآن مجيد مى گويد: (قلنا يا ذاالقرنين إمّا أن تعذّب و إمّا ان تتّخذ فيهم حسناً); يعنى (ما به ذوالقرنين گفتيم: يا بايد همه ٌ آنان را عذاب كنى و يا روش نيكى درب اره آنان اتخاذ كنى) و اين جمله مى رساند كه آن قوم روى هم رفته بايد سر به شورش و طغيان زده باشند كه همگى سزاوار عذاب گشته باشند, وگرنه يك ملتى كه هنوز حجت برآنان تمام نشده باشد و ايمانى به آنان عرضه نشده باشد, مستوجب عذاب نخواهند بود. و چون قوم مزبور همگا ن ياغى و طاغى نبوده اند, بلكه جمعى از آنان در برابر ياغيان تسليم شده وحكومت آنان را پذيرفته اند, لذا ذوالقرنين مى گويد: (أمّا من ظلم فسوف نعذّبه ثمّ يردّ الى ربّه فيعذّبه عذاباً نكراً. و أمّا من آمن وعمل صالحاً فله جزاء الحسنى. و سيقول له من أمرنا يسراً) ; يعنى اين جماعت شورشى به دو دسته جدا از هم تقسيم شده اند. جمعى ياغيان و ستمگرانى هستند كه هسته اصلى شورش را تشكيل داده اند و براى در دست گرفتن قدرت به قتل و غارت پرداخته اند, اينان را بزودى كيفر مى دهم و معدوم مى سازم و قهرى است كه چون به پيشگاه خداوند درآيند به عذابى ناهنجار و ناشناخته گرفتار آيند. و آن جماعتى كه ايمان بياورند وخطاى گذشته را اصلاح كنند, درنزد خداوند, پاداش نيكى خواهند داشت و ما نيز با سادگى و صفا با آنان مقابله خواهيم كرد. واين درست, همان سيره و روش است كه حضرت عل ى (ع) با شورشيان بصره در جنگ جمل در پيش گرفت.
    انبياء در قرآن

  10. #100
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    3. با توجه به آن كه قرآن مجيد, ذوالقرنين را به عنوان پيامبرى از پيامبران الهى به او مأموريت داده باشد ويا همراه او باشد كه حكم خدا را به او ابلاغ كنند, و يا آن كه همه حكم خدا براساس مذهب خداپرستى و آئين الهى براى او مكشوف بوده باشد, آن چنان كه اميرالمؤمن ين درباره شورشيان جمل به فرمان ويژه رسول خدا عمل كرد و لذا از اميرالمؤمنين به عنوان ذوالقرنين امت ياد شده است. و ازهمين جا مكشوف مى شود كه ذوالقرنين قرآن, نمى تواند كورش كبير باشد و نه مى تواند اسكندر مقدونى باشد, زيرا آنان به روز قيامت ايمان نداشته اند و از پيامبران الهى پيروى نمى كرده اند.
    علاوه براين كه كورش كبير با ملل مغلوب مانند يك ديپلمات عمل مى كرد تا قلوب آنان را به سوى خود جلب كند و فكر شورش به مغز آنان وارد نشود, حتى در سفر به ليدى, كرزوس رئيس شورشيان را عفو كرد و فرمان داد كسى او را نيازارد گرچه با اسلحه به آنان حمله كند وچون تسل يم شد او را تا پايان زندگى در آغوش عزت و آسايش جاى داد.
    برخلاف كورش, اسكندر مقدرونى, مردى خونخوار و خون آشام بود وهم ويرانگر و يغماگر و موقعى كه درسال 336 قبل از ميلاد, شهرهاى يونان عليه او شورش كردند, در شهر طيبه چنان قتل عامى به راه انداخت وچنان شهر را ويران كرد كه شورشيان سراسر كشور مرعوب شدند. اسكندر سى ه زار تن را به بردگى فروخت و شش هزار تن را از دم تيغ گذراند و جز خانواده يك شاعر, هيچ كس جان سالم به در نبرد.
    انبياء در قرآن

صفحه 10 از 19 نخستنخست ... 67891011121314 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •