انبياء در قرآن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
انبياء در قرآن
صفحه 12 از 19 نخستنخست ... 28910111213141516 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 185
  1. #111
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    داود (ع)

    1. جماعتى از قوم بنى اسرائيل به وسيله جالوت ازخانه وكاشانه خود آواره شدند و در بيابانها و آباديهاى اطراف اريحا سرگردان بودند. يكى از پيامبران بنى اسرائيل به نام شمويل عهده دار تربيت دينى و مذهبى آنان بود, سران بنى اسرائيل و رؤساى عشاير و قبايل به نزد شمويل آمدند و تقاضا كردند تا فرماندهى از جانب خداوند براى آنان نامزد كند تا در ركاب او به پيكار با جالوت بپردازند. آن چنان كه قرآن مجيد حكايت مى كند, سران بنى اسرائيل تعهد كردند كه اگر فرماندهى به عنوان ملك برآنان گماشته شود, از فرمان او اطاعت مى كنن د.
    قرآن مجيد مى گويد: (قالوا لنبيّ لهم ابعث لنا ملكاً نقاتل فى سبيل اللّه)(بقره/246ـ251). تقدير كلام چنين است: (وابعث لنا ملكاً فان بعثت لنا ملكاً نقاتل فى سبيل اللّه); يعنى با شمويل شرط و عهد نهادند كه اگر ملكى و فرماندهى معين شود, در ركاب او از بذل جان و مال دريغ نخواهند كرد. با وجود اين, شمويل از تعهد و شرط آنان اطمينان نيافت و لذا گفت: (هل عسيتم إن كتب عليكم القتال أن لاتقاتلوا); آيا امكان دارد كه اگر فرماندهى بر شما مبعوث شود, و در نتيجه به شرط و عهد شما پاسخ مثبت بدهيم, شما از پيكار با دشمن سر بتابيد ؟ نكته جالب اين جا است كه با تعيين فرمانده, پيكار با دشمن بر آنان فرض و مكتوب مى شد, زيرا خود آنان تعهد كرده و شرط نهاده بودند كه اگر فرماندهى معين شود, از پيكار با دشمن فروگذار نخواهند كرد. و لذا است كه قرآن مجيد در عوض آن كه بگويد: (فلمابعث عليهم ملك ت ولّوا الا قليلاً منهم) چنين گفت: (فلمّا كتب عليهم القتال تولّوا إلا قليلاً منهم).
    انبياء در قرآن

  2. #112
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    2. از جانب خداوند عزت, طالوت به عنوان ملك و فرمانده معين گشت با آن كه طالوت , نه از بازماندگان لاوى بود كه ميراث نبوت در نسل او برقرار شده بود, و نه از بازماندگان يهودا كه هماره دولت و ثروت در نسل او برقرار مانده بود. مردم بنى اسرائيل كه خود را از نسل لا وى و يهودا مى دانستند, از انتخاب طالوت به شگفت آمدند, زيرا انتظارش آن بود كه از ميان اين دو نسل كسى به فرماندهى انتخاب گردد. لذا به شمويل اعتراض كردند كه چگونه مى شود كه طالوت بر ما فرماندهى كند, درحالى كه اقلاً از سبط يهودا هم نيست كه صاحب ثروت و دولتى باشد. ما كه از نسل لاوى و يهودا هستيم به فرماندهى سزاوارتريم.
    شمويل گفت: خداوند نسل شما را لايق اين فرماندهى نديد و لذا طالوت را كه از حيث دانش و توان جسمى لايق فرماندهى است, به پادشاهى شما منصوب كرده است. (واللّه يؤتى ملكه من يشاء و اللّه واسع عليهم) خداوند پادشاهى خود را به هر كس بخواهد عطا مى كند. خداوند, در عطا ى پادشاهى گشايش مى دهد و تنها نسل يهودا و لاوى را به پادشاهى نمى گمارد, بلكه هر كس را لايق بداند به اين سمت مى گمارد. انتخاب طالوت, به راى و فكر من نبوده است, بلكه اين انتخاب و گزينش امر الهى است و نشانه صحت گفتارى آن است كه تابوت موسى به وسيله فرشتگان ب ه شما بازمى گردد. همان تابوتى كه مايه آرامش و اطمينان خاطر شما به پيروزيها بوده است و ميراث موسى و هارون در آن نهفته است. تابوت موسى هماره در خاندان قدرتمند بنى اسرائيل بود, ولى در اثر نالايقى, به دست دشمن افتاد.
    در متن قرآن حكايت شده است كه اين تابوت به وسيله فرشتگان الهى به خانه طالوت آورده شد و جمعى از مورخين پنداشته اند كه دشمن از نگهدارى تابوت فال بد زدند, چرا كه هر كسى به نگهبانى آن مى پرداخت, دچار بلا مى شد, لذا تابوت را بر روى كالسكه اى بستند و كالسكه را به سوى بيابان رها كردند و كالسكه به وسيله فرشتگان هدايت شد تا به دست طالوت رسيد.
    انبياء در قرآن

  3. #113
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    3. طالوت با يهوديان آواره به سوى جالوت حركت كرد. در راه به نزديك نهرى رسيدند كه از سيلاب بهارى روان شده بود. طالوت به آنان گفت: شما در برابر خود نهرى خواهيد يافت. خداوند مى خواهد شما را بيازمايد. هيچ كس نبايد ازاين آب بياشامد. هر كس ازاين آب بياشامد, در حمايت من نيست و هركس نياشامد و نچشد در حمايت من است, مگر آن كه تنها به يك مشت آب قناعت كند كه باز هم در حمايت من خواهد بود. در حديث امام باقر(ع) آمده است كه تمام سپاهيان از آب نهر نوشيدند, جز سيصد و سيزده نفر كه برخى ننوشيدند و برخى به يك مشت آب قناعت كر دند. آنان كه از آب نهر نوشيدند, دچار رعب و هراس شدند و ازهمراهى طالوت امتناع كردند و لذا طالوت تنها با همان سيصد و سيزده نفر از آب نهر گذشتند و به سوى جالوت راه برگرفتند. و چون عظمت سپاه جالوت را مشاهده كردند, آنان كه يك مشتى از آب نهر نوشيده بودند, گفتن د: ما با اين عدد كه نمى توانيم در برابر جالوت و سپاهيانش مقاومت كنيم, و آنان كه از آب نهر ننوشيده و نچشيده بودند, گفتند: (كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن اللّه واللّه مع الصابرين). (روضه كافى/316)
    انبياء در قرآن

  4. #114
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    4. درميان اين سپاه اندك, داود پيامبر نيز حضور داشت. قبل از درگيرى و پيكار, داود به صفوف دشمن نگريست و جالوت را با كلاه پادشاهى از دور شناخت. لذا در پيشاپيش صف قرار گرفت و با فلاخن, سنگى به سوى او پرتاب كرد. سنگ بر پيشانى او اصابت كرد و جالوت را به قتل رس انيد. در اثر قتل جالوت, سپاهيان او در هم ريختند و جماعتى مرعوب شده رو به فرار نهادند و همان 313 نفر طالوتيان به سوى جالوتيان هجوم برده, همگان را فرارى دادند و قدرت را در شهر اريحا به دست گرفتند. داود, در اثر اين فتح و گشايش كه ارمغان بنى اسرائيل كرد, در ميان آنان عظمت يافت وخداوند پادشاهى وحكمت و نبوت را به او تفويض كرد.
    انبياء در قرآن

  5. #115
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    5. قرآن مجيد مى گويد: (وهل أتاك نبؤالخصم اذ تسوّروا المحراب. اذ دخلوا على داود ففزع منهم قالوا لاتخف خصمان بغى بعضنا على بعض)(ص/21ـ26) داود, درمحراب عبادت بود. منظور از محراب, اطاق كوچك و مخصوصى بوده است كه براى عبادت اختصاص يافته است وچون بايد محل عباد ت سقف گلى نداشته باشد بالاى اطاقك را با چادر سايبان مى زده اند. جماعتى از ديوار محراب فرود آمدند و داود گمان برد كه دشمن براى قتل او آمده است و بسيار بيمناك شد. آنان گفتند: مترس ما دو تن به محاكمه و داورى آمده ايم. ميان ما به حق داورى كن و حكم ناحق و نار وا مران و ما را به راه راست و درست هدايت كن. اين مرد برادر من است. نود و نه ميش دارد و من فقط يك ميش دارم. با قهر و زور مى گويد: اين ميش را هم در اختيار او بگذارم.
    داود گفت: بى شك بر تو ستم كرده است كه مى خواهد يك ميش خود را به ميشهاى او بيفزايى. بيش تر آن كسانى كه با هم زندگى مى كنند, از روى خودخواهى به حق ديگران تجاوز مى كنند, جز مردمان مؤمن و نيكوكار كه شمار آنان اندك است. در اين موقع, واردين به محراب ناپديد شدن د و داود متوجه شد كه اينان فرشتگان بوده اند و قهراً براى آزمايش او آمده اند و طرح دعوا كرده اند. وچون با خود انديشيد, دانست كه خطا از او بوده است, و لذا ازخداوند طلب بخشايش نمود و به سجده افتاد و از خطاى خود معذرت خواست.
    مفسرين اسلامى درباره تفسير و شرح اين ماجرا دو راه مختلف را انتخاب كرده اند. برخى كه همگان شيعه جعفرى هستند و انبياء را به كلى و از همه جهت معصوم مى دانند, خطاى داود را دراين مى دانند كه در قضاوت شتاب كرد وبى آنكه از طرف مقابل بپرسد(از چه رو خواسته اى كه ميش او را با ميشهاى خودت در هم بياميزى؟ و آيا حقى و دليلى و سندى هم دارى) داورى كرده است كه برادرت بر تو ستم رانده است. درحالى كه مى بايد شتاب نكند و سخنان مدعى عليه را نيز بشنود و سپس قضاوت كند. و برخى ديگر كه اكثريت مفسرين را تشكيل مى دهد و همگان اهل س نت مى باشند, خطاى داود را در اين مى دانند كه با داشتن 99 همسر در حرمسراى خود, شيفه همسر اوريا شد و او را به حباله نكاح خود درآورد.
    اين دسته از مفسرين به متن تورات و شروح آن استناد كرده اند كه مى گويد: (داود به تعقيب مرغ زيبايى به پشت بام رفت و چشمش به خانم زيبايى افتاد و شيفته آن خانم شد و چون تحقيق كرد, معلوم شد كه اين خانم شوهر دارد و همسر اوريا است كه يكى از سران سپاه بنى اسرائيل است. لذا او را به مأموريت جنگى فرستاد تا كشته شد و سپس همسر او را به زنى گرفت. اين داستان به صورتى كه اجمال آن گذشت و تفصيل آن را بايد در تواريخ و تفاسير ملاحظه كرد, نمى تواند قابل پذيرش باشد, زيرا مردان خدا حيله نمى كنند. اگر ما اصرار كنيم كه داستان او ريا صحت دارد, بايد بگوييم كه داود, از درباريان خود پرسيد, خانمى كه درآن ضلع كاخ و درهمسايگى ما به سر مى برد, آيا بى شوهر است و يا شوهر دارد, وچون معلوم شد كه شوهر دارد, و خبر به گوش شوهرش رسيد, شخصاً به خاطر جلب نظر داود, همسر خود را طلاق گفت تا داود بتو اند او را به همسرى بگيرد.
    انبياء در قرآن

  6. #116
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    6. داود پيامبر با وجود اين قدرت و سلطنت و امتيازات قومى, خوراك و پوشاك خود را از دسترنج خود تهيه مى كرد. و خداوند عزت به خاطر اين كه محصول كار او نيز جنبه اجتماعى و سياسى و پادشاهى داشته باشد, آهن را براى او نرم كرد كه همانند موم در دست او لوله مى شد و ب ا مفتول كردن آهن پاره ها, زره مى ساخت تا سپاهيان و لشكريان بنى اسرائيل از زخم شمشير دشمن در امان باشند. در نهج البلاغه چنين آمده است(خطبه/158) (وان شئت ثلّثت بداود صاحب المزامير و قارئ اهل الجنة, فلقد كان يعمل سفائف الخوص بيده, و يقول لجلسائه أيّكم يكفى بيعها؟ و يأكل قرص الشعير من ثمنها) واين متن با حكايت قرآن برابر نيست.
    7. در حديث صحيح آمده است كه داود يك روز در ميان روزه گرفت (كافى4/90) و از حكمتهاى آل داود است كه عاقل بايد محيط خود را بشناسد و به كار خود بپردازد و زبان خود را نگهبان باشد. (كافى2/116).a سليمان بن
    انبياء در قرآن

  7. #117
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    داود (ع)

    داود پيامبر در مجلس قضاء جلوس كرده بود. دانشمندان تورات و از جمله سليمان فرزند داود هم حاضر بود. مردى شكايت كرد گوسفندان اين مرد, شبانه به تاكستان من ريخته اند و برگها وخوشه هاى آن را خورده اند. دراين مسئله, حكم شرعى وقانونى روشن است و اختلافى ندارد, زير ا ضمانت قطعى است و صاحب گوسفند بايد خسارت صاحب تاكستان را بپردازد. ولى در آن موقع كه سكه هاى طلا و نقره درحد وفور نبود و اغلب معاملات روستائيان پاياپاى صورت مى گرفت و صاحب گوسفندان از پرداخت خسارت معذور بود, براى چاره اين موضوع خارج از حكومت و داورى, داو د به اين صورت چاره جويى كرد و به اصطلاح حكم عرفى صادر كرد كه خسارت را به اين صورت بپردازد, كه چند رأس گوسفند به صاحب تاكستان بدهد كه ارزش آن با خسارت وارد شده برابر باشد. ساير دانشمندان نيز, همين حكم را صادر كردند. سليمان راه بهترى به فكرش رسيد و گفت: به تر آن است كه چندين رأس از گوسفندان اين مرد را به صاحب تاكستان بسپاريم تا از پشم و شير و نتايج آن به قدرى استفاده ببرد كه خسارت او را جبران كند, و در ضمن گذران معاش خود را تأمين كرده باشد و چون تاكستان او براى نوبت بعدى و يا سال بعدى به حال خود بازگشت و آماده بهره بردارى شد, صاحب تاكستان بر سركار اصلى و شغل قبلى خود برود و گوسفندان را به صاحب اصلى آن بازپس دهد كه چوپانى و شبانى كار اصلى اوست. ازاين چاره جويى منصفانه و عاقلانه كه منافع طرفين دعوى را بهتر تضمين مى كرد, داود متوجه شد كه تنه ا سليمان مى تواند لايق ميراث ملك و سلطنت او باشد كه آثار علم و نبوت از سخنان او پيداست. و لذا با وجود آن كه داود پيامبر فرزندان ديگرى هم داشت, فرزند كوچك خود سليمان را به خلافت و جانشينى خود منصوب كرد.
    انبياء در قرآن

  8. #118
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    دراين زمينه قرآن مجيد مى گويد: (و داود و سليمان اذ يحكمان فى الحرث اذ نفشت فيه غنم القوم وكنّا لحكمهم شاهدين. ففهّمناها سليمان و كلاً آتينا حكماً و علماً ) (انبياء/78ـ79). دراين آيه, نفش, به معناى چريدن در شب است. امام صادق مى فرمايد: (اگر گوسفندان كسى در روز روشن, بى اطلاع صاحب گوسفندان به مزرعه كسى آسيب وارد كند, ضمانت ندارد, زيرا وظيفه صاحب مزرعه آن است كه در غوغاى زندگى و در هنگامى كه هر موجودى در تلاش معاش است, از مزرعه خود نگهبانى كند. اما اگر شب باشد, صاحب مزرعه حق دارد به استراحت بپردازد و صاحب گوسفندان بايد گوسفندان خود را به گاش ببرد و راه خروج آنان را مسدود كند واگر وظيفه خود را انجام ندهد و گوسفندان او به ديگران خسارت بزنند, بايد خسارت بپردازد (كافى5/301) واگر كسى در شب گوسفند او را به تصور اين كه حيوان درنده است بكشد, ضمانتى ندارد.
    2. سليمان در عنفوان جوانى بر اريكه قدرت نشست و با هوش و درايت و بينش نبوت به فتوحاتى نايل گشت. در يكى از فتوحات جنگى اسبهاى اصيل و نجيبى به غنيمت آورد و دستور داد كه اسبها را بر او عرضه كنند. موقع عصر بود كه اسبها را بر او عرضه دادند. بازديد از اسبها تا غروب خورشيد به طول انجاميد. براى آن كه اين سان ديدن ازاسبها, در نظر مردم سوء اثر نگذارد و تصور نكنند كه سليمان دچار كبريا و تفرعن گشته است كه چند ساعت از اوقات گرانبهاى خود را صرف بازديد اسبها مى كند, به مردم گفت: (انّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى حتى تو ارت بالحجاب) (ص/31ـ 35); من كه تا اين حد به ديدن اسبها علاقه نشان مى دهم به خاطر آن است كه خداوند عزت از پرورش اسبها و نگهدارى آن خشنود مى شود. و در تعقيب اين بيان گفت: (ردّوها على فطفق مسحاً بالسوق و الاعناق); اسبها را دوباره بر من عرضه كنيد وچون اسبها را مجدداً بر او عرضه نمودند, دستى بر گردن اسبها و بر ساق پاى آنها كشيد تا هم تفقدى از اسبها شده باشد وهم اسبهاى دلخواه خود را گزين نمايد.
    انبياء در قرآن

  9. #119
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    3. برخى ضمير مؤنث (توارت) و (ردّوها) را به شمس يعنى خورشيد ارجاع داده اند. يعنى: اسبهاى نجيب و اصيل را بر سليمان عرضه دادند تا آن كه خورشيد در پرده افق پنهان شد و سليمان به فرشتگان گفت: خورشيد را برگردانيد كه نماز عصر من قضا شده است و بايد آن را به موقع بخوانم. و به همين جهت, مسح گردنها و پاها را كنايه از وضوء و يا تيمم دانسته اند, ولى اين تفسير و تأويل دور از ظاهر آيات است بويژه اگر مسح سوق و اعناق را كنايه از كشتن و پى كردن اسبها را بدانيم. اصولاً اگر نماز كسى قضا شود, و قضا شدن نماز را خطا و گناه بشم اريم با مراجعت خورشيد خطاى انجام شده, به صواب و صحت تبديل نمى شود, بلكه بايد نماز را قضا كنند و از خطاى تأخير معذرت بخواهند. علاوه براين كه مراجعت خورشيد از نظر طبيعت و گردش سياره زمين قابل قبول نمى نمايد, زيرا مستلزم درهم ريختن كره زمين و انقراض حيات و آثار حيات و وسائل و علل حيات از روى كره زمين خواهد گشت.
    انبياء در قرآن

  10. #120
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    4. سليمان با خود فكر مى كرد كه اگر سلطنت و نبوت به همين صورت در نسل او برقرار بماند, دين الهى شرق و غرب عالم را فراگير مى شود و سلسله داوديه در بنى اسرائيل, همه قدرتها را تحت الشعاع خود خواهد گرفت, لذا مانند پدرش داود به تعداد همسران خود مى افزود تا صاحب پسر گردد, ولى موفق نمى گشت. وچون كوشش او در اين زمينه از حد گذشت, خداوند به او پسرى عطا كرد كه مانند جسد بى روح, ياراى حركت نداشت.
    قرآن مجيد دراين زمينه مى گويد: (ولقد فتنّا سليمان و ألقينا على كرسيّه جسداً ثم أناب); يعنى ما سليمان را آزموديم و بركرسى ولايت عهدى او جسد بى روح را به عنوان وليعهد افكنديم. وچون سليمان متوجه شد كه اراده ما برآن است كه سلسله داود منقرض گردد و قدرت سليمان آخرين قدرت بنى اسرائيل است, تقاضا كرد كه بار خدايا پس اين سلطنت مرا چنان با حشمت و شوكت قرار بده كه بعد ازاين تاريخ براى هيچ كس چنان حشمت و قدرتى قرار ندهى و خداوند تقاضاى او را اجابت كرد.
    قرآن مجيد دراين رابطه مى گويد: (قال رب اغفرلى وهب لى ملكاً لاينبغى لاحد من بعدى إنّك أنت الوهّاب فسخّرنا له الريح تجرى بأمره رخاء حيث اصاب. و الشياطين كل بنّاء و غوّاص. و آخرين مقرّنين فى الأصفاد. هذا عطاؤنا فامنن أو أمسك بغيرحساب. وانّ له عندنا لزلفى و حسن مآب) (ص/34ـ39); از پس آزمون سليمان گفت: بار خدايا بر من ببخشاى و سلطنتى و قدرتى عطايم بفرما كه با هيچ كس ديگرى بعد از من متناسب نباشد. وخداوند تقاضاى او را پذيرفت و باد را مسخر كرد كه نرم و آرام برهر جا مايل بود, مسافرت مى كرد. شياطين جنى به خدمت او درآمدند وبه كار بنائى ساختمانهاى عظيم و غواصى هاى عميق مشغول شدند و آن دسته از شياطين كه تمرد مى كردند, به بند وزنجير كشيده مى شدند. بعد ازاين عطاهاى شگرف و شوكت و اقتدار وسيع و افسانه اى به سليمان گفتيم: عطاى ما اين چنين است. اگر خواهى منت گذار و به ديگ ران نيز عطا كن و يا نه امساك كن و عطا ويژه تو باشد, حساب و كتابى يا ايراد و سؤالى بر تو نيست.
    انبياء در قرآن

صفحه 12 از 19 نخستنخست ... 28910111213141516 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •