انبياء در قرآن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
انبياء در قرآن
صفحه 13 از 19 نخستنخست ... 391011121314151617 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 130 , از مجموع 185
  1. #121
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    5. آنچه مرقوم شد, ظاهر آيات كريمه است كه با قدرى دقت در سؤال وجواب, صحت آن بيش تر واضح مى شود. ولى رواياتى ديگر نيز رسيده است كه از جمله مى گويند: خداوند به سليمان پسرى عطا كرد. يك روز سليمان متوجه شد كه عزرائيل خيره به فرزندش مى نگرد. مطمئن شد كه اين نگ ريستن علتى دارد. لذا در صدد چاره جويى برآمده و جنيان و شياطين هريك براى پنهان كردن آن فرزند راه چاره اى در نظر آورده و پيشنهاد كردند. سليمان پذيرفت كه كودك را در آسمانها و در خلال ابرها پنهان كنند و چون كودك را به آسمانها بردند, عزرائيل كودك را در خلال ا برها قبض روح كرد و جسد بى جان كودك بر روى تخت سلطنت سليمان سقوط نمود.
    برخى از روايات نيز به اين صورت وارد شده است كه: قدرت سليمان از اثر خاتم سليمانى بود. روزى خاتم خود را به خادمه خود سپرد تا به محل تخلى برود. و چون از آنجا بيرون آمد, معلوم شد كه شيطان به صورت وى مجسم شده و خاتم را گرفته و برعرش سلطنتى جلوس كرده است. چهل روز سليمان سرگردان بود تا سرانجام شيطان خاتم را به دريا انداخت تا همه شياطين از شر سليمان برهند و يك ماهى خاتم را بلعيد و چون به دست سليمان رسيد, خاتم را بر انگشت نمود و بر عرش سلطنت جلوس كرد.
    اين دو احتمال, هر دو با ظاهر قرآن مخالف است, زيرا سليمان بعد از انابه و اظهار پشيمانى از مسئله فرزند, تقاضاى حشمت و شوكت مى كند و در اثر تقاضاى او, شياطين در اختيار او قرار مى گيرند و باد را مسخر او مى نمايند, نه قبل از تقاضاى فرزند و يا صاحب فرزند بودن. علاوه بر اين كه مقام نبوت و حشمت الهى سليمان بالاتر از آن است كه چنين موهومات و خرافاتى در اطراف آن گفته شود. بويژه آن روايتى كه مى گويد: سليمان زن مشركى را به خانه آورد و اجازه داد در خانه او به بت پرستى بپردازد و در اثر اين خطا چهل روز سلطنت او به دست شياطين افتاد.
    انبياء در قرآن

  2. #122
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    6. خداوند عزت, شوكت و حشمتى عظيم به سليمان عطا كرد تا آن حد كه جنيان را در خدمت او درآورد و زبان پرندگان را به او آموخت تا بتواند از پرواز پرندگان و سرعت بال آنان براى تحكيم حكومت خود بهره مند شود. وباد را مسخر سليمان ساخت كه چادر سلطنتى او رابه آسمان با لا ببرد و ظرف چند ساعت نيمروز او را از دشت و كوه و دريا بگذراند و ازاصطخر فارس تا شام ببرد و ظرف چند ساعت بعد از ظهر او را به اصطخر بازگرداند.
    اين چنين قدرت و شوكت از اختيار بشر خارج است و به عنوان معجزه الهى به سليمان عطا گشت باشد كه مردم جهان و آنان كه مى گويند (چرا انبياء از طبقه محرومين اجتماع برمى خيزند و از طبقه سلاطين برنمى خيزند) و يا همانند فرعون و فرعونيان مى گويند: (هلا ألقى عليه أسو رة من ذهب) (زخرف/53) و يا همانند مشركين مكه مى گويند: (و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعاً. أو تكون لك جنّة من نخيل و عنب فتفجّر الانهار خلالها تفجيراً أو يكون لك بيت من زخرف أو ترقى فى السماء ) (اسراء/90ـ93) همگان بدانند كه بهانه جوييهاى كافران و منافقان اساسى ندارد و حتى شوكت و قدرت سليمانى هم نمى تواند آنان را به سوى حق و عدالت و ايمان جذب كند.
    از اين رو بود كه حتى قوم بنى اسرائيل كه شيفته عزت و هماره خواهان قدرت و شوكت مادى بوده نيستند, سلطنت سليمان را اثر سحر و جادو مى دانستند و بعد از سليمان هرچه بيش تر به طرف سحر و جادو و شعبده گرايش يافتند كه قرآن مجيد در نكوهش آنان مى گويد: (واتّبعوا ما ت تلوا الشياطين على ملك سليمان و ما كفر سليمان و لكن الشياطين كفروا يعلّمون الناس السحر وما انزل على الملكين ببابل هاروت و ماروت و لقد علموا لمن اشتراه ماله فى الآخرة من خلاق ) (بقره/102) مردم بنى اسرائيل از اوراد و منشهاى شياطين پيروى كردند, همان طلسمات و اورادى كه شياطين به سليمان پيامبر منتسب نمودند. درحالى كه سليمان به سحر و جادو نپرداخت, چرا كه سحر و جادو كفر است بلكه شياطين كافر شدند و به سحر و جادو پرداختند و به مردم سحر و جادو فرادادند و آن افسونها و شعبده ها كه در شهر بابل بر هاروت و ماروت نازل شد كه مردم را از اسرار جادو مطلع سازند كه مفتون نشوند و سحر و جادو را با معجزه انبيا برابر ندانند. با آن كه مردم بنى اسرائيل مى دانستند و به آنان گفته بوديم هركس از سحر وجادو پيروى كند, در روز رستاخيز كاميابى ندارد.
    انبياء در قرآن

  3. #123
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    7. بعد از آن كه شوكت و حشمت به سليمان عطا شد, خطاب رسيد كه اى خاندان داود, شكر اين نعمت الهى را به جا آوريد. سليمان تصميم گرفت كه معبدى عظيم در بيت المقدس بنا كند و دراين زمينه از نيروى پريان و آدميان استفاده مى كرد. دراين باب قرآن مجيد مى گويد: (و لسليم ان الريح غدوّها شهر و رواحها شهر و أسلنا له عين القطر و من الجنّ من يعمل بين يديه باذن ربّه و من يزغ منهم عن امرنا نذقه من عذاب السعير. يعملون له ما يشاء من محاريب و تماثيل و جفان كالجواب و قدور راسيات اعملوا آل داود شكراً و قليل من عبادى الشكور) (سبأ/12 ـ13); ما براى سليمان باد را مسخر كرديم كه صبحگاهان يك ماه مسافت و عصرگاهان يك ماه مسافت را طى مى كرد. ما چشمه سرب و روى را براى او روان ساختيم. و برخى از پريان در حضور او به كارگرى مى پرداختند با رخصت از پروردگار سليمان و هريك از پريان را كه از فرمان ما سرپيچى مى كرد, با آتش سوزان گدازان تأديب و تنبيه مى نموديم. پريان براى سليمان طاقها مى ساختند و مجسمه ها و جامهايى به اندازه حوضها و ديگهاى عظيم جا كرده در زمين. اى خاندان داود, به شكرانه اين موهبت و عطا خدمتى به درگاه خدا تقديم كنيد. بندگان ما بسيارند, ولى شاكران آنان اندكند.
    با توجه به اين جمله (اعملوا آل داود شكراً) سليمان به ساختمان هيكل بيت المقدس پرداخت و چون پريان, فقط در حضور او به خدمت مى پرداختند, سليمان ناچار بود كه هماره بر سرآنان بايستد كه از خدمت و كارسازى دريغ نكنند و به طفره سرباز نزنند, وچون ساختمان معبد به طو ل انجاميد و از فرارسيدن اجل خود ترسان بود, با سپاه خود عازم وادى مورچگان شد كه طلاى لازم را استخراج كند وهرچه زودتر ساختمان معبد را به اتمام برساند. (تفسير قمى/476, ط سنگى)
    قرآن مجيد, دراين زمينه مى گويد: (و حشر لسليمان جنوده من الجنّ و الانس و الطير فهم يوزعون. حتّى اذا أتوا على واد النمل قالت نملة يا ايّها النمل ادخلوا مساكنكم لايحطمنّكم سليمان و جنوده وهم لايشعرون. فتبسّم ضاحكاً من قولها و قال ربّ أوزعنى ان أشكر نعمتك ال تى أنعمت عليّ و على والديّ و أن أعمل صالحاً ترضاه و أدخلنى برحمتك فى عبادك الصالحين) نمل/18ـ19
    سپاهيان سليمان از پريان و آدميان به وادى موران رسيدند. يك تن از مورچگان به خيل موران ندا داد كه اى موران به لانه هاى خود اندر شويد تا سليمان و سپاهيانش ندانسته شما را در زير پا خرد نكنند. سليمان سخن او را شنيد و از آگاهى آن مور كه سليمان و سپاهيانش را مى شناسد به شگفت اندر شد و با رضايت خاطر تبسم كرد و گفت: بارخدايا, چندان مرا در دنيا نگهدار كه فرصت يابم و شكر اين نعمت را بگزارم كه به من و پدر و مادرم عنايت كرده اى و بتوانم در مقام شكرگزارى خدمتى تقديم كنم كه مورد رضاى تو باشد. بارخدايا تو مرا به رحمت خ ود, در سلك بندگان شايسته است درآور.
    بدين رو چون سليمان دار فانى را وداع كرد, همچنان بر عصاى خود تكيه داشته كه گويا به كار ساختمان نظارت مى كند تا آن گاه كه ساختمان به اتمام رسيد, موريانه عصاى او را خورد, و بدن سليمان برخاك در غلتيد و پريان آزاد شدند.
    قرآن مجيد دراين باره مى گويد: (فلمّا قضينا عليه الموت ما دلّهم على موته إلا دابّة الارض تأكل منسأته فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ ان لوكانوا يعلمون الغيب مالبثوا فى العذاب المهين) (سبأ/14); وچون فرمان داديم و سليمان را مرگ فرا رسيد, موريانه اى پريان را از مرگ س ليمان با خبر ساخت. چرا كه عصاى او را خورد و سليمان بر زمين افتاد و پريان را آگاهى حاصل گشت كه اگر از علم غيب با خبر بودند, ظرف اين مدت كه سليمان را شب و روز در كار نظارت ديدند, در عذاب خواركننده ساختمان گرفتار نمى ماندند و از لحظه مرگ سليمان پا به فرار م ى نهادند.
    انبياء در قرآن

  4. #124
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    8. در داستان سليمان و ملكه سبا كه در اساطير به نام بلقيس معرفى شده است, چند نكته جالب وجود دارد كه بايد به آنها اشاره كرد.
    نكته اول, تفاهم با پرندگان است. از بازپرسى هدهد معلوم مى شود كه سليمان سخن هدهد را مى فهميد وهدهد نيز اعتراض سليمان را شنيد و فهميد و پاسخ مناسبى به اعتراض سليمان داد. اگر تفاهم سليمان با پرندگان جنبه اعجاز و خرق عادت داشته باشد و به اصطلاح, مخصوص عهد سل يمان باشد, بلكه بايد پذيرفت كه پرندگان ازماجراى زندگى بشر آگاه مى شود, و يا دست كم هدهد چنين علم و استعدادى دارد, زيرا سليمان نامه كوتاهى به هدهد مى دهد و او را به رسالت مى فرستد و مى گويد: (فألقه اليهم ثمّ تولّ عنهم فانظر ماذا يرجعون) (نمل/20ـ44); نامه را در پيشگاه ملكه سبا بيفكن و سپس در كنارى متوقف شو و بنگر چه پاسخى مى دهند و چه كنكاش مى رانند.
    سپس از زبان هدهد روايت مى شود كه ملكه سبا بعد از قراءت نامه به حاضرين دربار خود گفت: (يا ايّها الملأ انّى القى إليّ كتاب كريم) اى نمايندگان قوم نامه ارجمندى به من واصل شده است. اين نامه از سليمان است و با نام خدا شروع مى شود و فرمان مى دهد كه سركشى و گر دن فرازى نكنيم و تسليم شده به حضور سليمان بشتابيم. من شما نمايندگان را احضار كردم تا همه با هم تصميم بگيريم. ونمايندگان خواهان مقاومت شدند و نيروى رزمى خود را كافى شمردند, ولى ملكه سبا گفت: اگر ما به انتظار بنشينيم تا سليمان به بلاد ما لشكر بكشد مايه خرا بى و فساد اين سامان مى شوند, زيرا هر پادشاهى كه عازم تسخير بلاد ديگران شود, خود را مجهز مى كند و به قصد قتل و غارت هجوم مى آورد و در نتيجه عزيزان اين قوم و ملت را به خاك سياه مى نشانند. تاكنون چنين بوده است و بعد از اين نيز چنين خواهد بود. من فكر مى كنم بهتر آن است كه هديه اى به صورت باج و خراج براى او بفرستيم كه اگر قصد غارت و تاراج دارد, به باج و خراج گذارى ما مطمئن شود و از تسخير و لشكركشى به اين بلاد, منصرف گردد.
    بنابراين, تمام اين ماجرا و كنكاش ملكه سبا به وسيله هدهد به سليمان گزارش شده است و لذا درك و شعور هدهد بايد مورد قبول و پذيرش قرار بگيرد.
    نكته دوم, قدرت پريان است كه يك تن از پريان به قدرت خود مى نازد و ادعا مى كند كه ظرف يك ساعت و يا دو ساعت, تخت ملكه سبا را از يمن به شام مى آورم و دست نخورده تحويل مى دهم. و آصف بن برخيا كه وزير سليمان است مى گويد: من قبل از يك چشم برهم زدن, تخت او را حاص ر مى كنم و فوراً بى درنگ تخت ملكه سبا را حاضر كرد و سليمان كه تخت را حاضر مجلس ديد, خدا را شكر كرد كه چنين سلطنتى در اختيار من قرار گرفته است.
    قرآن مجيد نام اين مرد را ياد نمى كند. نام او در روايات, آصف بن برخيا است. قرآن مجيد از اين مرد به عنوان (الذى عنده علم من الكتاب) ياد مى كند. يعنى كسى كه از لوح محفوظ و اسرار كائنات, اطلاعاتى داشت, دريك طرفة العين تخت بلقيس را حاضر كرد.
    نظر نگارنده اين سطور براين است كه اين فرد مزبور, بايد از طبقه فرشتگان باشد كه براى تحكيم بخشيدن قدرت سليمان و تسخير پريان, در زمره ياران و وزيران سليمان به صورت بشر مجسم شده باشد. و لذا مى بينيم كه با اين عمل خارق العاده, سليمان از او تشكر و قدردانى نمى كند و قدرت او را نمى ستايد, بلكه خدا را شكر مى كند و مى گويد: (هذا من فضل ربّى ليبلونى أاشكر أم أكفر) اگر اين مرد از جنس بشر باشد, قهراً بايد جانشين سليمان باشد و سلطنت و حشمت او را برقرار و بردوام نگه دارد, درحالى كه چنين نيست.
    نكته سومى كه در داستان ديده مى شود, ساختمان قصرى است از آبگينه كه پريان براى سليمان ساخته اند و گويا در همين قصر آبگينه, دار فانى را وداع گفته و جسد او بر روى عصا به حال ايستاده برقرار مانده است تا آن روزى كه پريان از كار ساختمان بيت المقدس فراغت يافته ا ند.
    انبياء در قرآن

  5. #125
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    موسى بن عمران (ع)

    1. نكته هايى كه در قرآن مطرح مى شود, تا اندازه اى فلسفه تاريخ را نيز روشن مى كند, درحالى كه تاريخ اسلام و تاريخ يهود از اين نكته ها خالى است. قرآن مجيد مى گويد: (فرعون در سرزمين مصر بر ديگران سرآمد شد و مردم آن سامان را دسته دسته متحزّب نمود) (قصص /1) طبيعى است كه در اثر دسته بنديهاى مختلف, قدرتها متمركز نمى شوند تا براى قدرت اصلى و مركزى خطرى ايجاد كنند. در ضمن رقابت در ميان دسته بنديها شروع مى شود كه هريك بيش تر خود را به مقام اصلى قدرت نزديك كند و امتياز بگيرد, واين رقابت مايه تحكيم پايه هاى مر كز و تضعيف ساير قدرتها خواهد گشت تا هرچه بيش تر خطر قدرت مركزى منتفى گردد. قرآن مجيد مى گويد: (فرعون يك طايفه ازمردم مصر را ازهمه امتيازات حزبى محروم كرد) اين طـايفه قوم بنى اسرائيل بوده اند. جمعى تصـور مى كنند كه قوم بنى اسرائيل, همان زادگان يعقوب هستند كه به مصر مهاجرت كردند و در عصر عزت و اقتدار يوسف با خوشى و نعمت روزگار مى گذرانيدند و بعد از يوسف, به خاطر اين كه مردم مصر به خداى ابراهيم و ملت حنيف او متدين نشده بودند, خاندان يوسف را بيگانه شمردند و سر انجام اعقاب بنى اسرائيل در مصر به بردگى وكارگرى افتادند. برخى نيز تصور مى كنند كه قوم بنى اسرائيل, پس از رحلت يعقوب به همراه جنازه آن حضرت به وطن اصلى بازگشته اند و بعدها به وسيله فراعنه مصر در فلسطين به اسيرى رفته اند.
    در هر حال قرآن مجيد مى گويد: فرعون, بنى اسرائيل را از امتيازات اجتماعى محروم كرده بود, تا نتوانند به رياست و سرورى برسند و با دين و مذهب و اتحادى كه دارند, ايجاد خطر نمايند, و به همين جهت بود كه پسران اين قوم را مى كشتند تا نسل آنان از حد نياز جامعه فراو ان تر نشود و زنان آن قوم را از كشتن معاف مى كردند تا هر چه بيش تر از نيروى انسانى آنان در كارهاى زندگى مانند آشپزى و خياطى و خدمات اجتماعى بهره مند شوند, بى آن كه از كثرت بانوان بنى اسرائيل خطرى قدرت مركزى فرعون را تهديد كند..
    انبياء در قرآن

  6. #126
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    2. قرآن مجيد, مسئله كشتار غلامان و پسران بنى اسرائيل را يك مسئله عمومى و با سابقه مى داند, نه به عنوان پيشگيرى از ولادت موسى نجات دهنده بنى اسرائيل, آن چنان كه در تاريخ و افسانه هاى يهود, مطرح شده است. ولذا ديديم كه ابقاء نسل بانوان و دوشيزگان را نيز, بر نامه اصلى آنان مى شمارد و دركنار دسته بنديها و تفرقه اندازيهاى اجتماعى ياد مى كند, آن هم با لفظ (يذبّح و يستحيى) كه مضارع استمرارى است. منتها قهرى است كه فناى مردان بنى اسرائيل با فناى نسل آنان ناگزير همراه است, و بايد چنين انديشيد كه برنامه كشتن نوزادان پسر به صورت متناوب اجرا مى شده است, تا نسل آنان منقطع نشود. وچه بسا اين افسانه هم درست باشد كه هارون برادر موسى, در آن سالى متولد شد كه نوزادان از كشته شدن معاف بودند و موسى درآن سالى متولد شد كه مى بايد نوزادان پسر را بكشند.
    انبياء در قرآن

  7. #127
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    3. قرآن مجيد مى گويد: (وچنان تصميم مى گيريم كه اين قوم مستضعف و بى پناه را پيشوايان اجتماع سازيم و وارثان ملك و ملت قرار دهيم و به فرعون مصر و صدراعظم او هامان, نشان دهيم كه چگونه اين قوم بى پناه, مايه خطرى عظيم مى شوند وملك و ملت او را برباد مى دهند) وا ين كه مى گويد: (و نرى فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا يحذرون) گواهى مى دهد كه دستگاه حكومت از فرعون و صدراعظم گرفته تا سران لشكرى و كشورى و امنيتى, از خود اين قوم و حركت انسانى و ايمانى آنان در بيم بودند, نه از ولادت فردى به نام موسى ناجى قوم. و چو ن موسى وهارون به رسالت مبعوث مى شوند و احتمال حركت دسته جمعى و قيام و شورش بنى اسرائيل قوت مى گيرد, فرعون دستور تازه اى صادر مى كند كه تا ده سال آينده, هر ساله نوزادان پسر بنى اسرائيل كشته شوند, مبادا كه نيروى رزمى آنان رو به فزونى بگذارد, در ضمن دعوت مو سى در نظر عوام بنى اسرائيل, شوم و بد يمن جلوه كند و از اطراف او دور شوند. از اين رو قرآن مجيد مى گويد:
    (ولقد أرسلنا موسى بآياتنا و سلطان مبين فلمّا جاءهم بالحق من عندنا قالوا اقتلوا أبناء الذين آمنوا معه و استحيوا نساءهم وما كيد الكافرين الا فى ضلال) مؤمن/25
    اين كيد و حيله فرعون تا آنجا درميان عوام بنى اسرائيل كارگر شد كه به موسى گفتند: (اوذينا من قبل أن تأتينا و من بعد ما جئتنا قال عسى ربّكم أن يهلك عدوّكم و يستخلفكم فى الارض) (اعراف/129) و براى همين بود كه فرعون پس از ديدن معجزات به سناى مصر گفت:
    (انّ هذا لساحر عليم يريد أن يخرجكم من ارضكم بسحره فماذا تأمرون. قالوا أرجه و أخاه وابعث فى المدائن حاشرين يأتوك بكلّ سحّار عليم) شعراء/34ـ38
    زيرا ازحركت قوم بنى اسرائيل و اجتماع آنان در تحت لواى موسى احساس خطر مى كرد, نه آن كه از آزادى بردگان و كوچ كردن آنان به شام و فلسطين نگران باشد. و باز در همين رابطه بود كه از سناى مصر اجازه مى خواست تا موسى را بكشد, ولى سناى مصر در اثر سخنرانى مؤمن آل ف رعون و تهديد او به عذاب آسمانى, همانند آنچه كه بر قوم نوح و عاد و ثمود نازل شده است, از قتل موسى امتناع كرد. (مؤمن/26ـ35) و نزديك بود كه اجازه خروج بنى اسرائيل را امضا كند كه فرعون به حيله ديگرى متوسل شد و در صدد دفع الوقت برآمد و به هامان وزير خود گفت: (يا هامان ابن لى صرحاً لعلّى ابلغ الاسباب. أسباب السموات فأطّلع إلى إله موسى و إنّى لأظنّه كاذباً و كذلك زيّن لفرعون سوء عمله و ما كيد فرعون الا فى تباب) مؤمن/36ـ37
    انبياء در قرآن

  8. #128
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    4. حكومت مصر در عهد موسى بن عمران حكومت فرعونى بود, يعنى اراده فرعون به عنوان مظهر اراده ملى به مرحله اجرا گذاشته مى شد و در مسائل مهم اجتماعى, سران احزاب و ملت در مجلس سنا مجتمع مى شدند و فرعون و كارگزاران لشكرى و كشورى او در برابر سنا مسؤوليت داشتند. ا ين مسائل در خلال آيات قرآن مطرح شده است, نه به صورت كلاسيك و كتابهاى تاريخى و لذا چنان كه بارها اشاره شد, بايد در مفاد كلمات و تعبيرات قرآن دقت كرد.
    موقعى كه فرعون با معجزات موسى و هارون روبه رو مى شود و حقانيت او را در نظر عامه مصريان قطعى تشخيص مى دهد, جلسه سنا را دعوت مى كند تا براى تصميم گيرى دراين امر مهم و سفارت آسمانى حاضر شوند و چون جماعتى از سران مجلس سنا به وسيله شخص فرعون منصوب شده اند و ي ا از ميان خويشان وحزب حاكمه او انتخاب گشته اند, همين هواخواهان قدرت فرعون و بقاى قدرت حاكمه, زبان به سخن مى گشايند و از ديگران براى چاره جويى استمداد مى كنند.
    قرآن مجيد مى گويد: (قال الملأ من قوم فرعون إنّ هذا لساحر عليم. يريد أن يخرجكم من أرضكم فماذا تأمرون) اعراف/108ـ109
    اين عبارت واين مؤامره و نظرخواهى درست همان عبارتى است كه در سوره شعراء به شخص فرعون نسبت مى دهد و در فصل پيشين حكايت كرديم, ولى سناى مصر, از تصميم تند و شديد, امتناع مى كند و دستور مى دهد (أرجه و أخاه و أرسل فى المدائن حاشرين. يأتوك بكلّ ساحر عليم)(اعراف /110ـ111) كه باز جواب سناى مصر, همان جواب قبلى است.
    باز همين دار و دسته فرعون وحزب حاكمه بر مصر كه به فرعون اعتراض مى كنند كه با بى كفايتى تو قدرت مصر نابود مى شود و او را به كارهاى خشونت آميز تشويق مى كنند, چنان كه از قرآن مى شنويم: (وقال الملأ من قوم فرعون أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك وآلهتك قال سنقتّل أبناءهم و نستحيى نساءهم و إنّا فوقهم قاهرون)(اعراف/116) در اثر همين تهديد و اعمال خشونت بود كه قرآن مى گويد: (فما آمن لموسى الا ذريّة من قومه على خوف من فرعون و ملأهم أن يفتنهم) (يونس/83).
    انبياء در قرآن

  9. #129
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    5. رسالت موسى و هارون به فرعون و سناى مصر متوجه است, و لذا در چند مورد قرآن مجيد مى گويد: (ولقد أرسلنا موسى بآياتنا و سلطان مبين. الى فرعون و ملأئه)(هود/97ـ98) و به تعبير ديگر مى گويد: (ثمّ بعثنا من بعدهم موسى و هارون الى فرعون و ملائه بآياتنا) (يونس/75) و براى همين است كه هماره فرعون از سناى مصر كسب تكليف مى كند وحتى به صراحت مى گويد: (وقال فرعون ذرونى أقتل موسى وليدع ربّه إنّى أخاف أن يبدّل دينكم أو أن يظهر فى الأرض الفساد) (مؤمن/27ـ44) و موسى كه درهمان مجلس سنا حاضر شده است به نمايندگان سنا مى گويد: (إنّى عذت بربّى و ربّكم من كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب) ومؤمن آل فرعون كه خود از نمايندگان سناى مصر و از حزب حاكمه است و ايمان خود را پنهان نگه داشته است, مى گويد: (أتقتلون رجلاً أن يقول ربّى اللّه وقد جاءكم بالبيّنات من ربّكم) تا آخر بيانات طولانى او كه نظر سناى مصر را از كشتن موسى باز مى دارد و دفاع او بهترين دفاع از سوى يك وكيل دادگسترى به شمار مى رود.
    انبياء در قرآن

  10. #130
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    6. داستان موسى و فرعون, در سوره هاى متعددى مطرح شده است و در هر سوره اى به نكته هاى ويژه اى پرداخته است. از جمله در سوره طه نقل شده است كه خداوند با ملاطفت, موسى را به كوه طورمى كشاند و با فريادى كه از درون درخت مشتعل مى شنود, مجذوب مى شود و بعد از درياف ت دو معجزه مأمور مى شود كه به دربار فرعون برود و خود را سفير خداوند آسمانها معرفى كند و آزادى بردگان بنى اسرائيل را خواستار گردد.
    موسى درخواست مى كند كه (ربّ اشرح لى صدرى. و يسّر لى امرى. واحلل عقدة من لسانى. يفقهوا قولى. و اجعل لى وزيراً من اهلى. هارون اخى. اشدد به ازرى. و اشركه فى امرى) طه/30ـ36
    اين دعا نشان مى دهد كه موسى از حضور در دربار فرعون احساس ضعف مى كند و لذا خواهان مى شود كه خداوند به او شرح صدرى عطا كند تا بتواند مسائل اجتماعى و سياسى را درست دريابد وكار مشكل سفارت را كه براى اولين بار و بعد از سالها متاركه با دربار, بدان منصوب مى شود , برايش آسان گرداند. و عقده هاى زبانى او را كه مربوط به زبان ديپلماتها است و بايد مطابق مقتضاى مجلس سنا سخنرانى كند, بگشايد, تا نمايندگان مجلس به صراحت سخن او را دريابند و باعث ترديد و اختلاف نگردد. در ضمن تقاضا مى كند كه برادرش هارون كه زبان آورتر از مو سى است در كار سفارت با او شريك شود و با هم راهى دربار شوند كه خداوند اين خواهش او را نيز مى پذيرد. واين بدان معنى نيست كه هارون نيز رسول دست اول باشد و وحى الهى جداگانه به او نازل گردد, بلكه غالباً به وسيله موسى مأموريت مى يابد كه در كنار موسى به يارى و وزارت او اشتغال يابد.
    انبياء در قرآن

صفحه 13 از 19 نخستنخست ... 391011121314151617 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •