انبياء در قرآن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
انبياء در قرآن
صفحه 15 از 19 نخستنخست ... 5111213141516171819 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 141 تا 150 , از مجموع 185
  1. #141
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    18. بنى اسرائيل كه درحاشيه صحراى سينا حركت مى كردند, در يك آبادى اطراق نمودند. مردم آن آبادى به پرستش بتهاى خود پرداخته بودند, و منظره زانو زدن در برابر بتها براى بنى اسرائيل جالب توجه بود. لذا درخواست كردند كه براى ما نيز مجسمه هايى از خدايى آسمانى در ن ظر بگير, تا در برابر آن به راز و نياز بپردازيم و نماز خود را در برابر او اقامه كنيم كه حضور ذهن بيش ترى را ايجاد خواهد كرد.
    موسى گفت: (انّكم قوم تجهلون. ان هؤلاء متبّر ما هم فيه و باطل ماكانوا يعملون) (اعراف/127ـ129) اى مردم اين پيشنهاد شما كاملاً جاهلانه است. اين مردم مشرك در جهالت به سر مى برند. اعمال اينان باطل و بى ارزش است و پرستش غير خدا شرك است. آيا خداى ديگرى غير از خداى عالميان مى جوييد, پس از آن كه شما را بر قوم فرعون ارجمندى و برترى بخشيد.)
    از اين داستان معلوم مى شود كه مردم بنى اسرائيل در ظرف مدت اسارت و تماس با فرعونيان بت پرست, مجذوب شوكت و اقتدار و تمدن آنان شده بودند, تا آن كه مظاهر شرك و بت پرستى را نيز موجه مى شمردند, با آن كه بردين ابراهيم خليل و فرزندان او عمل مى كردند. و اين خود م ى رساند كه حشر با مشركين مايه سقوط فكر و مذهب مى گردد.
    شگفت تر از همه آن است كه اين مردم با چشم خود ديدند كه خداى موسى و ابراهيم چگونه ملت بنى اسرائيل را از چنگال فرعون رهانيد و خداى فرعون نتوانست ملت فرعون را حمايت كند, در عين حال جوياى خداى مجسم مى شوند.
    البته بايد به اين نكته توجه داشت كه قرآن مجيد, اين گونه مسائل را نقل مى كند, تا روحيات يك قوم و ملت را ارزيابى كند و نيز ملت اسلامى را از توجه به مظاهر شرك و تماس با اقوام و ملل فاسد, گرچه قوم بنى اسرائيل باشد, پرهيز بدهد. در ضمن اگر مردم بنى اسرائيل به پيشنهادهاى واهى دست بزنند و ايمان خود را در گرو معجزات خود خواسته قرار بدهند, به سخنانشان ترتيب اثر ندهند كه ايراد و انتقاد, جزء خميره اين مردم شده است.
    انبياء در قرآن

  2. #142
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    19. پس از نجات بنى اسرائيل, خداوند عزت به موسى گفت: بنى اسرائيل را به سوى قدس هدايت كن و آنان را از وادى طور بگذران (طه/79) وچون به وادى طور رسيدى به ميقات ما بيا تا برنامه زندگى و تورات آسمانى را بر تو نازل سازيم كه ازاين پس بايد قوم بنى اسرائيل برنامه جديدى را دنبال كند. موسى به خاطر اين كه قافله سنگين بنى اسرائيل را بى برگ و آذوقه در كنار طور معطل نكند, هدايت قوم را بر عهده برادرش هارون نهاد و گفت: (اخلفنى فى قومى و أصلح و لاتتّبع سبيل المفسدين) (اعراف/141)
    پس با زاد و توشه اندك روانه راه شد تا خود را به ميقات برساند. موسى به ميقات رسيد و بر كوه طور بالا رفت و به مراسم عبادت پرداخت. ميقات موسى, همانند اعتكاف خاتم پيامبران است كه در اسلام مقرر شده است. حداقل ميقات و اعتكاف سه روز است. البته رسول خدا سه دوره اعتكاف را با هم به سر مى برد و يك روز برآن مى افزود تا ده روز را كامل كرده باشد. موسى نيز سه روز ميقات گرفت و در شب سوم به انتظار نشست كه خدا با او سخن بگويد و نگفت. چرا كه خداوند اعتكاف را درحال سفر نمى پذيرد, جز آن كه قصد اقامه ده روز كند و يا آن كه سى روز كامل بگذرد و سپس در حكم مقيم شود. به همين جهت موسى هر شب به خود وعده مى داد كه تورات را دريافت كند و خدا با او سخن بگويد و موفق نمى شد, تا پس از چهل روز كه دوره ميقات ده روزه او كامل شد, خداوند با موسى سخن گفت و اولين سخن اين بود: (وما أعجلك عن قومك يا موسى) (طه/83) اى موسى از چه رو با قوم نيامدى و زودتر از آنان آمده اى. و موسى گفت: خدايا زودتر به خدمت رسيدم تا موجبات خرسندى تو را فراهم آورم . خدا گفت: ولى ما پس از تو قوم بنى اسرائيل را به كوره آزمايش برديم تا ايمانشان را بياز ماييم و آنان با وسوسه سامرى به گوساله پرستى گراييدند.
    انبياء در قرآن

  3. #143
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    20. از جمله مسائلى كه در ميقات گذشت, تقاضاى رؤيت بود. (قال ربّ أرنى أنظر اليك) اگر منظور از كلمه (ربّ) كه در بيش تر آيات قرآن مطرح شده است, ذات احديت باشد, به اعتبار جلوه ربوبيت او در وجود روح القدس, تمام اشكالات مسئله حل شده خواهد بود, بلكه بايد گفت: اش كال به ذهن وارد نمى شود, تا نيازى به حل اشكال ويا توجيه مطلب باشد. بر اين مبنا, موسى بن عمران عليه السلام كه با ذات ربوبى تا اين حد مأنوس شده است كه از ميان انبياء الهى به شرف مكالمه ارتقا يافته است (اعراف/144, نساء/164), جسارت مى كند و تقاضاى بالاترى م طرح مى كند و آن, نائل شدن به شرف رؤيت و لقاء است, در همين زندگى دنيا و در همين كره زمين كه روح القدس را به عيان رؤيت كند, ولى جواب ردّ مى شنود, زيرا ملاقات و رؤيت روح القدس موجب فنا و نابودى محض است كه تار و پود انسان به ذرات اصلى اتمها و ملكولها تجزيه م ى گردد. و لذا در پاسخ مى شنود: (لن ترانى و لكن انظر الى الجبل فان استقرّ مكانه فسوف ترانى. فلمّا تجلّى ربّه للجبل جعله دكّاً و خرّ موسى صعقاً فلمّا أفاق قال سبحانك تبت اليك و أنا اوّل المؤمنين) (اعراف/142)
    از اين آيه روش مى شود كه عدم امكان رؤيت به خاطر تاب نياوردن موجودات مادى است, آن چنان كه كوه و صخره در اثر تجلى و جلوه ربوبيت روح القدس آب مى شود و نيست مى گردد, نه به خاطر دريغ كردن. و به همين جهت قرآن مجيد, در بيش تر آيات آن مژده مى دهد كه مؤمنين پس از مرگ و رها شدن از قيودات مادى و منتقل شدن به عالم غيب نطفه ها و ملكولها, از شرف ملاقات روح القدس, يعنى جلوه ربوبيت ذات احديت بهره مند مى گردند, درحالى كه كافران از اين نعمت ديدار محروم هستند (كلا انّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون) (مطففين/13) و از اين روست ك ه همين شرف ملاقات براى خاتم الانبياء فقط در معراج آسمانها حاصل شد كه گفت: (ولقد رآه بالافق المبين) (تكوير/15) واين ملاقات با روح القدس است كه گفت: (علّمه شديد القوى. ذو مرّة فاستوى. و هو بالافق الاعلى. ثمّ دنا فتدلّى. فكان قاب قوسين او أدنى. فأوحى الى عب ده مااوحى. ماكذب الفؤاد ما رأى. افتمارونه على ما يرى. ولقد رآه نزلة اخرى. عند سدرة المنتهي لقد رأى من آيات ربّه الكبرى)(نجم/5ـ18)
    انبياء در قرآن

  4. #144
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    در روايت آمده است كه خداوند عزت به هريك از انبياء عظام, شرافت خاصى عطا فرمود: (تلك الرسل فضّلنا بعضهم على بعض منهم من كلّم اللّه و رفع بعضهم درجات و آتينا عيسى بن مريم البيّنات و ايّدناه بروح القدس) (بقره/253) و از جمله موسى به شرافت مكالمه نائل شد و عيس ى به حلول روح القدس در نفس او و خاتم انبياء به شرف ملاقات و لذا مى گويد: (يا موسى انّى اصطفيتك على الناس برسالاتى و بكلامى فخذما آتيتك و كن من الشاكرين) (اعراف/144)
    21. برخى گفته اند كه اين تقاضا, به خاطر فشارى بود كه از جانب بنى اسرائيل وارد شد و آنان گفتند: (لن نؤمن لك حتى نرى اللّه جهرة) (بقره/66) وهر چند موسى گفت كه اين كار ممكن نيست, خداوند جسم نيست تا قابل رؤيت باشد و در جهت ديد ديدگان شما قرار بگيرد, ولى آنان گفتند: تا او را نبينيم, ايمان نمى آوريم و لذا موسى تقاضاى مردم يعنى هفتاد تن افراد برگزيده بنى اسرائيل را مطرح كرد, نه اين كه شخصاً مرتكب چنين جهالتى شده باشند.
    اين توجيه با قرآن مخالف است, زيرا ميقات موسى در اولين نوبت خصوصى بود, براى دريافت الواح تورات, و لذا پيش از قوم بنى اسرائيل به ميقات آمد و كسى با او نبود و ميقات او چهل شب به طول انجاميد. و چون الواح تورات را به مردم عرضه كرد, نپذيرفتند و گفتند تا همراه تو به ميقات نياييم, و سخن گفتن خدا را با تو نبينيم, باور نمى كنيم, و بعد از شنيدن مكالمه گفتند: تا خود او را نبينيم كه با تو سخن مى گويد نمى پذيريم, شايد كسى در جايى پنهان شده باشد و با تو سخن بگويد. و به همين جهت كه در سوره اعراف, بعد از ميقات او و دريا فت الواح مى گويد: (و لما سكت عن موسى الغضب اخذ الالواح و فى نسختها هدى و رحمة للذين هم لربّهم يرهبون. و اختار موسى قومه سبعين رجلاً لميقاتنا) (اعراف/154ـ155) و همچنين در سوره بقره, ميقات دوم را پس از ميقات اول مطرح مى كند و مى گويد: (واذ قلتم يا موسى لن نؤمن لك حتّى نرى اللّه جهرة فأخذتكم الصاعقة و أنتم تنظرون. ثمّ بعثناكم من بعد موتكم لعلّكم تشكرون) (بقره/66ـ67) اين صاعقه اى كه بر هفتاد نفر نمايندگان بنى اسرائيل نازل شد, باعث مرگ و ازكار افتادن قلبهاى آنان گشت, بى آن كه اجسادشان صدمه ببيند, زيرا زير آسمان و بر سر كوه طور بودند نه در زير آوار, لذا با دعاى موسى, دوباره زنده شدند تا مايه تهمت نشود.
    انبياء در قرآن

  5. #145
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    22. در ساختمان گوساله سامرى, رواياتى در دست است. آنچه با متن قرآن و منطق و خرد تطبيق مى كند آن است كه سامرى از شكافتن آب دريا و سوار شدن بر روى هم به شگفت آمد و از روى كنجكاوى موضوع را بررسى مى كرد كه راز مطلب را دريابد. متوجه شد كه شخصى سوار بر ماديان ب ه رتق و فتق كاروان پرداخته, آنان را وادار مى كند كه وارد شكاف دريا شوند و با وارد شدن او به شكاف دريا ديگران نيز تشجيع شدند و پشت سر او روانه دريا گشتند. سامرى با دقت آن مرد ناشناخته را وارسى كرد و از جمله به ماديان او خيره شد, و در ضمن اين وارسى كردن مت وجه شد كه ماديان هر جا پا مى گذارد, زير پاى او سبز و خرم مى شود وحالت فوق العاده ايجاد مى گردد. از اين رو قسمت زيادى از همان خاكهاى اكسير شده را برداشت و در انبانى ريخت و با خود حمل مى كرد.
    موقعى كه قافله بنى اسرائيل به كوه طور رسيدند و به انتظار موسى اطراق كردند, مهلت سه روزه موسى به طول انجاميد, سامرى به فكر افتاد و از ناپديد شدن موسى كه به احتمال نزديك به يقين هلاك شده بود, استفاده كرد و مى خواست رهبرى قوم بنى اسرائيل را ازآن خود سازد و هارون را ازكار زعامت بركنار كند. پس به مردم گفت: مكتب موسى باطل است و خداى ناديده قابل ستايش نيست, ستايش بايد در برابر خداى مجسم باشد, مانند قوم فرعون كه سالها شاهد قدرت و تمدن آنان بوديم, اينك من خداى واقعى را براى شما مجسم مى كنم.
    ابتدا زرينه آلات قوم بنى اسرائيل را گرفت و در قالبى از طلا و نقره مخلوط به صورت گوساله تهيه كرد, سپس گلهاى اكسير شده را داخل آن ريخت. گلها از قسمت داخل به شكل گوساله درآمد و مانند گوساله نعره مى كشيد ومردمان عامى بدين وسيله مفتون شدند و سخن سامرى را پذير فته, از اطراف هارون كناره گرفتند. بعيد نيست كه شغل سامرى ريخته گرى بوده باشد كه در اثر تداعى از خدايان قوم فرعون كه گوساله را مظهر خداى كشاورزى مى دانستند, به ساختن گوساله مبادرت كرده باشد تا به مردم بگويد كه شما بايد خداى كشاورزى را ستايش كنيد.
    انبياء در قرآن

  6. #146
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    23. بعد از آن كه موسى از طور فرود آمد و با گوساله پرستى قوم خود مواجه شد از سامرى پرسيد كه چرا و چگونه چنين فتنه اى را سبب گشتى؟ و او ماجراى خود را كه از تسويلات نفسانى او مايه مى گرفت گزارش كرد و موسى سامرى را كه مرتد و باعث ارتداد بنى اسرائيل شده بود, نكشت, بلكه او را زنده گذاشت, با آن كه كيفر مرتدان مرگ است, ولى او را محكوم كرد و نفرين نمود كه اگر كسى بدو نزديك شود و بخواهد از ماجراى معمارى و اكسير او مطلع گردد, دردى جانكاه و تبى كشنده بر او مستولى گردد كه طاقت نياورد, پس مجبور شود كه براى پيشگيرى از اين عارضه فرياد زند كه (به من نزديك نشويد) (به من نزديك نشويد) سپس دستور داد تا مجسمه گوساله را بسوزانند و خاكسترش را كه باخاك اكسير شده قرين بود, به دريا بريزند كه ديگر مورد استفاده شيادان قرار نگيرد.
    انبياء در قرآن

  7. #147
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    24. پس از آن كه موسى قوم خود را سرزنش كرد و سامرى رانفرين نمود و خداى او را سوزانيد و به دريا ريخت, بنى اسرائيل به خطاى خود يقين كردند و به دامن موسى آويختند كه خطاى آنان را ببخشايد و باز هم رهبرى آنان را به عهده بگيرد, باشد كه از بدبختى و دوره گردى رهاي ى يابند. موسى به آنان گفت: جز آن كه حكم خدا را جارى كنم راهى براى شما نمى بينم: (إنّكم ظلمتم أنفسكم باتّخاذكم العجل فتوبوا الى بارئكم فاقتلوا انفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم) (بقره/54) و اين بدان جهت بود كه توبه مرتد فطرى كه از دين آباء و اجداد خود برگشته باشد, جز با تن دادن به قتل, پذيرفته نخواهد شد. و لذا حاضر شدند كه تن به اين كيفر بدهند و موسى گوساله پرستان را به دو بخش كرد و قرار شد مانند دو لشكر دشمن به هم بريزند و يكديگر را بكشند. و براستى چنان كردند و چون خداوند صدق نياتشان را ديد, توبه بقية السي ف را پذيرفت وبى اجراى كيفر به ايمان بازگشتند و همراه موسى راهى قدس شدند.
    انبياء در قرآن

  8. #148
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    25. قوم بنى اسرائيل اگر به اين كيفر الهى تن نمى دادند, باز هم هلاك و تباه بودند, زيرا خارج شدن از صحراى سينا پس از توقف در كنار طور و از دست دادن آب آشاميدنى, كارى ناممكن بوده است, از اين رو هنگامى كه موسى با قوم بنى اسرائيل راهى قدس شد, هرگاه نياز به آب پيدا مى كردند, موسى با عصاى خود بر قطعه سنگى كه مانند كوزه بر روى شتر بار مى شد, مى كوبيد و دوازده چشمه از آن مى جوشيد و هر سبطى و نقيبى از يك چشمه آن آب برمى داشت و در كوزه و يا مشك مى كرد تا در موقع نياز مصرف كند و در راه از منّ و سلوى كه بر سر آنان ف رو مى ريخت به جاى غذا استفاده مى كردند وبه راه خود ادامه مى دادند. وهرگاه تابش و تفت صحرا باعث رنج آنان مى شد, ابرى بر سرآنان سايه مى افكند تا از گرما برهند. ولى باز اين ملت خودخواه, به موسى گله كردند كه تا كى بايد منّ و سلوى بخوريم, ما به پياز و تره و س ير و حبوبات عادت كرده ايم (واذ قلتم يا موسى لن نصبر على طعام واحد فادع لنا ربّك يخرج لنا ممّا تنبت الأرض) (بقره/61) شما اى ملت يهود, به خاطر داريد و مى دانيد كه به موسى گفتيد: ما يك نوع غذا را تحمل نتوانيم كرد. دعا كن تا خدايت براى ما ا
    ز زمين سبزى و خيار و سير و عدس برآورد. و عجب است كه گفتند (خدايت) و نگفتند: (خدايمان). موسى به آنان گفت: اگر به اين گونه خوردنيها مشتاق هستيد به يكى از روستاهاى بين راه و يا شهرهاى مسير راه برويد و درآن جا هرچه مى خواهيد سبزى بخوريد. هر كه به سرزمين قدس علاقه دارد, بايد با ما بيايد. وبه اين سبب بود كه خداوند داغ ذلت و مسكنت را بر پيشانى آنان زد
    انبياء در قرآن

  9. #149
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    26. سرانجام قوم بنى اسرائيل افتان و خيزان به كنار شهر قدس رسيدند و موسى به آنان گفت: (يا قوم ادخلوا الأرض المقدّسة التى كتب اللّه لكم)(مائده/21ـ26) اى مردم اينك وارد سرزمين مقدس بشويد, همان زمينى كه خداوند به نام شما ملت بنى اسرائيل ثبت كرده است. مأموري ت من اين بود كه شما را از سرزمين مصر به سرزمين پدران و اجدادتان كه انبياء و اولياء و پادشاهان بوده اند, رهبرى كنم. اينك شما در آستانه اين شهر قرار گرفته ايد. ديگر مأموريت من تمام است و شما بايد وارد شهر شويد و درآن جا سكنى بگيريد. مبادا به حاشيه نشينى بپ ردازيد و به فرمان خدا پشت كنيد كه خسران دنيا و آخرت شما قطعى است .
    آنان گفتند اى موسى در اين شهر مردمى قلدر حكومت مى كنند. ما از شهر قلدران به در آمديم كه استثمار نشويم, اگر به اين شهر درآييم دوباره به استثمار و بدبختى و بردگى كشانده خواهيم شد. ما به اين شهر وارد نمى شويم, مگر آن گاه كه اين مردم قلدر از شهر كوچ كرده باش ند. اگر آنان كوچ كنند, ما درآن جا سكنى مى گزينيم.
    دو تن از خدا ترسان بنى اسرائيل كه خداوند برآن دو منت نهاده بود و به ايمان و يقين رسيده بودند, گفتند: شما از دروازه شهر هجوم ببريد و وارد شويد. اگر يك تنه وارد پيكار شويد, شما پيروز مى شويد. اگر به خدا ايمان داريد, بايد بر او توكل كنيد. آن قوم گفتند: اى م وسى همانند مبارزات سابق, تو با خدايت ـ و با نگفتند با خداى بنى اسرائيل ـ برويد و قلدران را بكشيد. ما همين جا مى نشينيم, وقتى كه شهر را تصرف كرديد, ما وارد مى شويم و ميراث قلدران را مى خوريم.
    موسى گفت: (ربّ انّى لااملك الا نفسى و أخى فافرق بيننا و بين القوم الفاسقين) خدايا من فقط اختيار خود را دارم و اختيار برادرم هارون را. ديگر تكليف ما دو تن كه رسولان تو بوديم به پايان رسيد. تو خود ميان ما دوتن با اين ملت سيه روز بدبخت فاسق جدايى بينداز. مو سى وهارون ملت بنى اسرائيل را ترك گفتند و خدا به آنان گفت: ما ورود به اين شهر را بر اين مردم حرام كرديم كه تا چهل سال نتوانند به شهر درآيند, گرچه به صورت گدايى باشد. بايد بروند و درون زمين يهودى سرگردان باشند و در شهرها و دهات و بيابانهاى ديگر زندگى كنند. تو اى رسول ما براين قوم ناسپاس اندوهگين مباش.
    انبياء در قرآن

  10. #150
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    27. از جمله مسائلى كه در زندگى موسى مطرح است, داستان گاو بنى اسرائيل است كه قرآن مى گويد: (واذ قال موسى لقومه ان اللّه يأمركم أن تذبحوا بقرة)(بقره/67ـ73) و علت آن بود كه در سرزمين مصر, پيش از آن كه به سوى قدس راه برگيرند, يك نفر از بنى اسرائيل مقتول شد و قاتل ناشناخته ماند. به خاطر اين كه اختلافى در ميان ملت بنى اسرائيل رخ ندهد وكار به انتقامجويى هاى كور نكشد و احياناً دخالت قوم فرعون باعث شكست نهضت و مبارزه نگردد, خداوند دستور داد تا گاوى بكشند و مقدارى ازخون گاو را به رگهاى مقتول تزريق كنند تا لحظه اى زنده شود و خود بگويد قاتل او كيست, ولى اين ملت بدخيم و پرمدعا مى گفتند: اين چگونه گاوى مى تواند باشد كه خونش معجزه كند و مرده را زنده نمايد. لذا پرسيدند, رنگ آن چيست؟ جوان باشد يا پير باشد؟ مشخصات كامل آن را بدهيد, (فذبحوها وماكادوا يفعلون).
    انبياء در قرآن

صفحه 15 از 19 نخستنخست ... 5111213141516171819 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •