انبياء در قرآن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
انبياء در قرآن
صفحه 2 از 19 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 185
  1. #11
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    آزمون و اختبار

    خداوند عزت, نطفه هاى انسانى را در كره بهشتى آفريد و پرورش داد. سپس يك زوج آنان را به عنوان نمونه كشت داد و به صورت بشرى قابل لمس با اعضا و اندام بياراست و در بهشت مزبور سكنى داد, تا براى همگان معلوم شود كه خداوند عزت از لطف و رحمت خود دريغ ندارد واگر نسل آدم شايستگى اين رحمت را داشته باشد, جاودانه ازكرامت بى پايان حق بهره مند وكامياب خواهد گشت. لذا به آدم و حوا گفت:
    (اى آدم! اين شيطان را كه مى بينى دشمن تو و دشمن همسرت حوا است. مراقب باش كه شما را ازاين بهشت بيرون نكند كه بيرون اين جايگاه برين جز بدبختى و مشقت حاصلى به دست نيايد, دراين جايگاه برين نه گرسنه خواهى ماند و نه بى لباس, نه تشنه خواهى شد و نه در تابش و تفت آفتاب خواهى ماند. اما اگر اين جايگاه را از دست بدهيد, همه اين بدبختيها از گرسنگى و بى جامگى و تشنگى و تفت و تابش خورشيد به سراغ شما خواهد آمد. (طه/117, 118, 120)
    خداوند بالاترين نعمت رايگان رادر اختيار اين زوج نمونه قرار داد و شرط نگهدارى نعمت را به آنان گفت, اما آن دو, فريب خوردند و هشدار خدا را ازخاطر بردند و دل به نصايح شيطان سپردند و نعمت رايگان را ازكف دادند. در واقع نتوانستند ازيك آزمايش ساده سرفراز بيرون آيند. واين خود گواه بود كه ديگران تاچه حد شايستگى خلود در بهشت را داشته باشند. ازاين رو بود كه خداوند عزت برنامه آزمايش واختبار بشر را به صورت ديگرى به مرحله اجرا نهاد; يعنى نسل بشر را ازكره بهشت بيرون ريخت تا دركره زمين ديرى بپايند و لحظه ها و روزها وماهها و سالها با شيطان دست و پنجه نرم كنند: انسان گناه كند وخدا او را ببخشد, بى آن كه مستوجب آتش شود, طاعت بجا آورد ويك قدم به بهشت و رضوان الهى نزديك شود, وچون مرتكب خطا شود, باز به قهقرا بازگردد. وبالاخره در فراز و نشيب زندگى, سرد وگرم روزگار ببيند و قدر نعمت و عافيت بشناسد و دوست و دشمن را تميز دهد, باشد كه پس از سالها عمر و زندگى شايستگى, بهشت را تحصيل كند.
    انبياء در قرآن

  2. #12
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    هابيل و قابيل

    درآيات سوره مائده آن جا كه راجع به دو فرزند آدم بحث مى كند, چند نكته قابل ملاحظه و تحقيق است.
    اولاً, بايد دانست كه كلمه (ابنتى آدم) دلالت ندارد كه اين دو تن بايد از صلب آدم ابوالبشر و شكم حوا همسرش به دنيا آمده باشند, زيرا كلمه فرزند آدم و فرزندان آدم به عنوان نسل آدم تلقى مى شوند, نه فرزندان صلبى او. قرآن مجيد در هفت مورد كلمه (بنى آدم) را ذكر مى كند و بدون ترديد, فرزندان صلبى او را منظور نمى دارد, بلكه در چهار مورد آن به مردم صدر اسلام خطاب كرده است و مى گويد (يا بنى آدم). دراحاديث قدسيه كه ترجمه و برداشتى از كتب عهد عتيق است, كلمه (يابن آدم) فراوان به چشم مى خورد, وازجمله حديث مشهورى است كه دركافى روايت شده ومى گويد: (يابن آدم, بمشيّتى كنت أنت الّذى تشاء لنفسك) (صحيح الكافى, حديث 62) و بدون ترديد, فرزند صلبى آدم منظور نبوده است. پس چه اصرارى هست كه اگر كلمه تثنيه به كار مى رود, بايد به معناى دو تن فرزند صلبى آدم باشد؟
    ثانياً, موضع قربانى كه پذيرش وعدم پذيرش آن با آتش آسمانى و سوختن قربانى معلوم مى شد, مربوط به انبياء و خوابگزاران بنى اسرائيل است:
    ( الذين قالوا إن اللّه عهد الينا ألاّ نؤمن لرسول حتى يأتينا بقربان تأكله النار)
    آل عمران/183
    واين علامتى بود كه در امت بنى اسرائيل, صاحبان واقعى نبوت و امامت رااز مدعيان دروغين امتياز مى دادند ومى شناختند وهمين عدم پذيرش قربانى كه باعث رسوايى مدعيان دروغين بود, مى توانست حسد و كينه توزى را برانگيزد تا آن جا كه مانند قابيل را به كشتن هابيل وا بدارد.
    انبياء در قرآن

  3. #13
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    ثالثاً, نام قابيل وهابيل, مطابق عرف و اصطلاح امت يهود, به ثبت رسيده ومشابه آن را فقط در نامها و القاب ملت يهود مى توانيم پيدا كنيم, مانند بنى اسرائيل كه لقب يعقوب پيامبر است, و مانند جبرئيل, يعنى روح القدس وميكائيل و اسرافيل وعزازيل و دردائيل و رفايل كه در اساطير ملت يهود ديده مى شود, و اين نيز گواهى مى دهد كه داستان قابيل وهابيل بايد مربوط به امت يهود باشد, نه فرزندان صلبى آدم ابوالبشر.
    رابعاً, قرآن, در تعقيب اين داستان به صراحت اعلام مى دارد:
    (من أجل ذلك كتبنا على بنى اسرائيل أنّه من قتل نفساً بغير نفس أو فساد فى الأرض فكانّما قتل الناس جميعاً) مائده/32
    به خاطر اين واقعه, برامت يهود مقرر كرديم كه هركس آدميزاده اى را بكشد بى آنكه مقتول, كسى راكشته باشد و يا فسادى برانگيخته باشد, قاتل را قاتل همه جهانيان مى شناسيم.
    اين نيز گواهى مى دهد كه واقعه, مربوط به فرزندان صلبى آدم نخواهد بود.
    نكته ديگر, مربوط به انگيزش كلاغ است. در اساطير شيعه و سنى وارد شده است كه خداوند دو كلاغ را برانگيخت تا با هم جنگ كردند وچون يكى ازآن دو كلاغ كشته شد, كلاغ قاتل زمين را كاويد و جسد كلاغ مقتول را درآن نهفت, و قابيل بدين وسيله دانست كه بايد جسد برادرش را در زمين نهان سازد. اين اسطوره با فطرت و با متن قرآن نيز مخالفت دارد.
    اولاً, قرآن فقط ازيك كلاغ نام مى برد كه زمين را كاويد و چيزى را كه قبلاً پنهان كرده بود, بيرون آورد, ويا چيزى را كه مى خواست پنهان كند, در زمين پنهان كرد. واين فطرت و طبع كلاغ است كه اگر زر و زيورى بدزدد و يا قطعه استخوانى را بخواهد ذخيره كند, در زير خاك نهان مى سازد.
    ثانياً, فطرت كلاغ نيست كه به خاطر مسائل جنسى و يا مسأله زاد وتوشه و شكم, همجنس خود را بكشد و لاشه اش را زيرخاك نهان سازد.
    انبياء در قرآن

  4. #14
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    ادريس (ع)

    مورخان صدر اسلام امثال طبرى و نيز مفسران قرآن اعم از شيعه و سنى, ادريس را جد نوح مى دانند. اين تاريخ و تفسير از روايات يهوديان استخراج شده است. قرآن مجيد نام ادريس رادر دوسوره قرآن ياد مى كند. يك بار در سوره مريم و يك بار در سوره انبياء .سوره مريم درآيه 41 به داستان ابراهيم خليل مى پردازد و درآيه 48 نامى از اسحاق فرزند ابراهيم و از يعقوب نوه ابراهيم به ميان مى آورد. درآيه 51 نام موسى و درآيه 52 نام برادرش هارون و درآيه 54 نام اسماعيل صادق الوعد و درآيه 55 نام ادريس را به اين صورت ياد مى كند:
    (واذكر فى الكتاب ادريس انّه كان صديقاً نبياً و رفعناه مكاناً علياً)
    اين خود گواهى مى كند كه ادريس هم مانند اسماعيل صادق الوعد, از انبياء بنى اسرائيل است كه از نسل يعقوب پيامبر به دنيا آمده اند, ولذا درآيه 58 مى گويد:
    (اولئك الذين انعم اللّه عليهم من النبيين من ذرية آدم وممن حملنا مع نوح ومن ذرية ابراهيم واسرائيل)
    و در سوره انبياء آيه 78 به ياد داود و سليمان مى پردازد ودرآيه 83 از ايوب پيامبر نام مى برد و درآيه 85 مى گويد:
    (واسماعيل وادريس و ذاالكفل كلّ من الصابرين)
    وبا همان ترتيب در سوره مريم اسماعيل صادق الوعد وادريس را در زمره انبياى بنى اسرائيل نام مى برد. بنابراين ادريس پيامبر جد نوح نخواهد بود, و همچنين اساطيرى كه درباره نام او وارد شده است, معقول نمى نمايد; ازجمله طبرسى مى نويسد:
    (وقيل انّه سمّى ادريس لكثرة درسه الكتب وهو اول من خط بالقلم.)
    چه اگر اولين خط را ادريس پيامبر نوشته باشد, پس كتابهاى پيشينيان را چه كسى درس گرفته و چه كسى نوشته است؟ اصولاً كلمه ادريس عربى نيست تا مفهومى از درس و دراست درآن نهفته باشد, بلكه اعجمى و لغت بيگانه است, ولذا به خاطر عجميت وعلميت, منصرف نيست. چنان مى نماي د كه ادريس, تعريبى از كلمه ادريوس باشد واگر چنين باشد, نشان مى دهد كه دين يهوديت در يونان باستان نيز نفوذى داشته است.
    انبياء در قرآن

  5. #15
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    نوح (ع)

    1. بعد از هبوط نسل آدم, مدتها گذشت كه پيامبرى ازجانب خدا مبعوث نشد; از اين رو فرمود:
    (فاما يأتينكم منى هدى) (اعراف/35 و 38, طه 123)
    و فرمود:
    (كان الناس امّة واحدة فبعث اللّه النبيّين مبشّرين و منذرين وأنزل معهم الكتاب)
    بقره/213
    ييعنى ابتداى آفرينش, نسل بشر بر روش واحدى مى رفتند و غير از روش انبياء كه اعتقادى به دوزخ و بهشت در فكر و قلب آنان جاى نداشت. مدتى گذشت وخداوند پيامبران خود را فرستاد تا به بهشت موعود بشارت دهند و از كيفر دوزخ انذار كنند و قانون وكتاب را با پيامبران فرستاد تا مردم بر عدل و دادى كه مورد نظر الهى است قيام گيرند) اين منطق قرآن, نبوت آدم را نفى مى كند و از اين رو مى بينيم, پس از هبوط آدم و نسل بشر, قرآن مجيد, پرونده آدم وحوا را مختومه اعلام مى كند و ديگر به هيچ وجه, نامى و خبرى از آدم و حوا به ميان نمى آورد.
    2. قرآن مجيد از اولين پيامبرى كه نام مى برد, نوح است دراين زمينه چند شاهد قرآنى وجود دارد:
    اولا, در سوره نوح آيه 18 به صراحت از زبان نوح ياد مى كند كه به امت خود گفت: (واللّه أنبتكم من الأرض نباتاً ثم يعيدكم فيها و يخرجكم اخراجاً) اين صراحت به خاطر آن بود كه امت نوح مى دانستند, اجداد آنان مانند نبات از زمين روئيده اند و اين خود گواهى مى كند كه نسل آن زمان از طبقات اوليه بشر بوده اند كه نطفه هاى آنان به همراه آب حيات بهشتى به زمين نازل شده تار و پود وجودشان بر روى بستر زمين پرورش يافته است. ولذا عمر طولانى كرده اند و پيامبرشان نوح 950 سال عمر مى كند كه عمر مشابه نسل آن زمان است.
    ثانياً, در سوره (اعراف) و سوره (هود) كه سلسله انبياء را ياد مى كند, به ترتيب ازنوح پيامبر آغاز مى كند و پس از انقراض امتش قوم عاد و پيامبرشان هود را دوم قرار مى دهد و سپس قوم ثمود و پيامبرشان صالح را سومين. كه شرح اين مسائل در زندگى هود صالح ملاحظه خواهد شد.
    انبياء در قرآن

  6. #16
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    . قرآن مجيد درباره صالح پيامبر مى گويد:(والى ثمود أخاهم صالحاً)
    سپس از زبان صالح مى گويد:
    (واذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد و بوّءكم فى الأرض) اعراف/74
    واين مى رساند كه قوم ثمود, بعد از انقراض قوم عاد, در سرزمين آنان مستقر شدند. وباز درباره قوم عاد مى گويد:
    (واذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد قوم نوح و زادكم فى الخلق بسطة) (اعراف/69)
    واين مى رساند كه قوم عاد بعد از انقراض قوم نوح, درجاى آنان مستقر شده اند. وچون قوم عاد, در يك منطقه زمين زندگى مى كرده اند كه با طوفان سهمگين هوا هلاك شده اند ونيز, قوم ثمود, درهمان منطقه زمين با زلزله شديد و سنگ آسمانى هلاك شده اند, قهراً قوم نوح هم در همان منطقه مخصوص مى زيسته اند, و در اثر طوفان سهمگين آب هلاك و نابود شده اند. اگر واقعيت چنين باشد كه تنها منطقه مسكونى بشر در عهد اول را همان منطقه عاد و ثمود و قوم نوح بدانيم, مانعى ندارد كه طوفان نوح, عالمگير باشد و در ضمن آن كه تمام زمين زير آب رفته باشد, منطقه قوم نوح هم زير آب رفته باشد, اما اگر ساير مناطق زمين هم مسكونى بوده باشد, هلاك شدن آنان غيرمعقول است, زيرا حجت برآنان تمام نبوده است. قرآن مجيد مى گويد:
    (وماكان ربّك مهلك القرى حتى يبعث فى امّها رسولاً يتلوا عليهم آياتنا وما كنّا مهلكى القرى إلاّ و أهلها ظالمون) قصص/59
    و نيز مى گويد:
    (وما كنّا معذّبين حتّى نبعث رسولا. واذا اردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها فحقّ عليها القول فدمّرناها تدميراً) اسراء/16
    پس تا رسولى مبعوث نشود وآنان نافرمانى را از حد به درنبرند, عذاب ريشه كن نازل نخواهد شد, واگر قوم نوح, مستوجب عذاب باشند, هلاكت ديگران برخلاف سيره الهى است. ولذا است كه قرآن مى گويد:
    (ونصرناه من القوم الذين كذبوا بآياتنا انهم كانوا قوم سوء فأغرقناهم أجمعين)
    انبياء/77
    4. برخى تصور كرده اند كه وجود فسيلهاى حيوانات آبزى درغارها وكوهستانها دليل برآن است كه روزى يا روزگارى تمام سطح زمين زيرآب رفته باشد و اين همان طوفان سراسرى نوح است. ولى اگر ما به سرگذشت قاره ها از اولين روزهاى آفرينش زمين آگاهى پيدا كنيم, چه بسا متوجه شويم كه قسمتهاى خشكى امروز, قبلاً زير آب بوده و قسمتهاى زيرآب, به صورت خشكى مورد سكونت افراد بشر بوده است. نظير اين مسائل تا حدى درتاريخ زيست شناسى مشهود و روشن است, ولذا وجود فسيلها نمى تواند گواه طوفان سراسرى نوح باشد.
    انبياء در قرآن

  7. #17
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    . قرآن مجيد درباره ساكنان كشتى مى گويد:(حتى إذا جاء أمرنا وفار التنّور قلنا احمل فيها من كلّ زوجين اثنين وأهلك الا من سبق عليه القول ومن آمن وما آمن معه الاّ قليل) هود/41
    وباز مى گويد:
    (فاذا جاء أمرنا وفار التنور فاسلك فيها من كلّ زوجين اثنين و أهلك الاّ من سبق عليه القول منهم و لاتخاطبنى فى الذين ظلموا انهم مغرقون) مؤمنون/18
    كلمه (كل) دائم الاضافه است. دراين دو مورد, مضاف اليه آن به قرينه حذف شده است. مضاف اليه محذوف كلمه (نعم) است; يعنى دام خوراكى, چراكه قرآن مجيد مى گويد:
    (أنزل لكم من الأنعام ثمانية أزواج) زمر/6
    وباز مى گويد:
    (ثمانية أزواج من الضأن اثنين ومن المعز اثنين و من البقر اثنين و من الابل اثنين)
    انعام/143
    وچون هشت جفت دام اهلى و وحشى براى خوراك بشر, همراه نسل بشر هبوط كرده بود, واعدام نسل آنها در منطقه زيست نوح, مايه اشكال و عسرت بود, نوح موظف شد كه ازهر نوع دام اهلى يك جفت نر وماده و يا بيش تر باخود حمل كند, تابعدها وسائل تغذيه آنان فراهم باشد.
    ولى مفسران صدراول, در اثر اوهام يهود, دچار اشتباه شده اند ومضاف اليه محذوف را كلمه (حيوان) گرفته اند, يعنى ازهر حيوان برّى يك جفت نر و ماده با خود حمل كن, واين چنين عموميتى لازم دارد كه كشتى نوح چند فرسخ در چند فرسخ عرض و پهنا داشته باشد, تا بتواند يك جفت ازهمه اين حيوانات خاك زى را كه ما اكنون شاهد وجود آنان هستيم, درخود جاى بدهد. گويا علت اين توهّم آن است كه طوفان نوح را سراسرى گرفته اند, وچون طوفان سراسرى موجب اعدام وهلاك همه اين حيوانات زنده امروزى شده است, به ناچار گفته اند كه ازهمه اين حيوانات, يك جفت نر وماده در كشتى حمل شده است تا نسل آنان برقرار بماند, و از اين رو نسل آنان تا امروز باقى است. ولى مى توانستند باخود چنين بينديشند كه چون ما امروز, شاهد نسل همه حيوانات خشك زى هستيم, پس معلوم مى شود كه طوفان نوح, عالمگير و سراسرى نبوده است.
    انبياء در قرآن

  8. #18
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    برخى گفته اند كه چون نوح از پيامبران اولى العزم است و دعوت نوح جهانى وعالمگير بوده است, پس طوفان نوح هم بايد جهانى و عالمگير باشد. ولى قرآن مجيد درهمه جا مى گويد: (لقد ارسلنا نوحاً الى قومه) چنان كه درباره هود و صالح و لوط مى گويد: آنان به سوى قوم خود مبعوث شدند. پس بايد دعوت هود و صالح و لوط هم جهانگير و عالمى باشد. اصولاً دعوت انبياء از منطقه قومى خويشتن شروع مى شود وچون مورد پذيرش واقع شود وهمگان دربرابر قانون خدا تسليم شوند, آن گاه نوبت به اقوام همسايه مى رسد كه دعوت شوند و ايمان بياورند.
    رسول گرامى اسلام كه بى شك دعوت جهانى داشت, سيزده سال در مكه فقط به دعوت قوم خود پرداخت وچون درمدينه مستقر شد ومكه را فتح كرد, يعنى شبه جزيره عربستان را در حيطه اقتدار گرفت, به وسيله نامه دعوت خود را به جهانيان اعلام كرد. اما نوح وهود و صالح و لوط وهمه پيامبرانى كه دعوتشان مورد پذيرش عمومى قرار نگرفت, ودرنتيجه اقوام آنان با عذاب الهى نابود شدند, نوبت به اقوام همسايه نرسيده تا چه رسد به عموم عالم وجهان بشريت درهمه قاره ها و مناطق مسكونى.
    7. قرآن مجيد به نوح گفته بود:
    (احمل فيها من كلّ زوجين اثنين و اهلك الا من سبق عليه القول) هود/41
    خاندانت را بر كشتى بنشان, جز آن كسى كه قبلاً درباره او سخن رفته است.
    پيش از آن درباره فرزندش وهركسى ازخاندانش كه كافر باشد به او هشدار و آگاهى داده شد كه از آنان شفاعت نكند.
    قرآن درآيه ديگرى حكايت مى كند:
    (فاسلك فيها من كل زوجين اثنين واهلك الا من سبق عليه القول منهم ولاتخاطبنى فى الذين ظلموا انهم مغرقون) مؤمنون/28
    ييعنى درباره ستمگران هركسى كه باشد حق شفاعت ندارى. وچون يكى از پسرانش منافق بود ونوح نمى دانست, بعد از غرق همگان به حالت گله و اعتراض گفت:
    (ربّ انّ ابنى من أهلى وانّ وعدك الحقّ وأنت أحكم الحاكمين) هود/46
    خدايا پسرم ازخاندان من بود و تو خود وعده كردى كه اهل من نجات مى يابند. خدايا وعده تو حق است, پس چرا فرزندم تباه شد. وخدا درآيه بعدى به او پاسخ داد:
    (انّه ليس من أهلك انه عمل صالح فلاتسئلن ماليس لك به علم)
    او از خاندانت محسوب نمى شود, زيرا خلف صالح نيست. او منافق است و لذا به كشتى سوار نشد و گفت: (سآوى الى جبل يعصمنى من الماء), زيرا به خدا ايمان نداشت وهلاك همگانى را باور نمى كرد, حتى در لحظات آخر حاضر نشد به جمع كشتى نشينان ملحق شود.
    انبياء در قرآن

  9. #19
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    8. قرآن مجيد مى گويد:
    (ففتحنا أبواب السماء بماء منهمر. و فجّرنا الارض عيونا فالتقى الماء على امر قد قدر) قمر/12 ـ 13
    ازآسمان آبى چون مشك مى ريخت واز چاههاى زمين مانند چشمه آب مى جوشيد. آب چشمه ها سطح زمين را پوشانيد و آب آسمان بر زبر آن فرو مى ريخت كه گويا دريايى درآسمان است و دريايى در زمين.
    واين مى رساند كه اوضاع جغرافيايى منطقه متحول گشته بود. گويا كره نسبتاً عظيمى از كنار زمين گذشته باشد كه ابرهاى دريايى را به دنبال خود بكشد و در اثر جاذبه شديدش آب چاهها را از قعر زمين به حالت مد بيرون بريزد و بعد از چند ساعت كه دور شود, تمام اوضاع واحوال عادى گردد و زمين آب خود را به صورت جزر فرو برد و آسمان از باريدن فرو ماند و لذا گفت: (وفار التنّور); زيرا تنورها را در قعر زمين ساخته بودند و آب از قعر تنور فوران كرد مانند چاهها. از اين رو گفت:
    (يا ارض ابلعى ماءك و يا سماء اقلعى و غيض الماء و قضى الامر و استوت على الجوديّ) هود/45
    اى زمين آبت را دركام فرو بر! واى آسمان بس كن! آب فرو نشست و كار الهى به سامان رسيد و كشتى بر زير تپه جودى مستقر شد.
    9. قرآن مجيد درباره قوم نوح مى گويد:
    (وقالوا لاتَذَرُنَّ آلهتكم ولاتذرنّ وَدّاً ولاسُواعاً ولايغوث ويعوق ونسراً) نوح/24
    اين آيه كريمه افاده مى كند كه بت پرستى در قوم نوح, ريشه عميقى داشته است و علاوه برخدايان كوچك, پنج خداى بزرگ داشته اند كه در حوائج مختلف به آنهانياز مى برده اند: اين يك خداى جنگ و آن يك خداى رحمت. اين يك خداى آفتاب و آن يك خداى باران و. بديهى است كه اين ابليس لعين بوده كه نسل بشريت را به سوى بت پرستى اغوا كرده است, (تفسير مجمع البيان 10/364), ولى چنين مى نمايد كه درابتداى امر, مردان و زنانى درجامعه بشريت به شخصيت رسيده باشند و در اثركاردانى و رهبرى اجتماع به سوى مدنيت و زندگى اجتماعى و دعوت مردم به همكارى و هميارى ونظام اجتماعى, در قلوب مردم جا گرفته باشند وبعد از مرگ آنان ابتدا تربت آنان مزار و نيايشگاه شده و رفته رفته ياد آنان ومجسمه آنان مورد تقديس و پرستش واقع شده باشد. وبه همين جهت, مى بينيم كه هماره ملأ قوم, يعنى سران و سروران وحكمرانان بشريت با رسولان الهى درگير شده اند, چرا كه با قبول رسالت, سرى و سرورى آنان و پيشينيان نقش برآب مى شده است. وبه همين جهت مى بينيم كه چون مردم مستضعف وبى مقدار اجتماع به نوح پيامبر ايمان مى آورند, به عنوان اراذل و اوباش معرفى مى شوند.
    انبياء در قرآن

  10. #20
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    .10. درآن عهد و زمان, حتى عقيده به فرشتگان و جنيان (پريان) نيز رايج و عمومى بوده است, واين مى رساند كه اعتقادات مذهبى نيز, درميان آن قوم بى سابقه و بى اساس نبوده است, وچه بسا اين گونه عقائد را از آدم وحوا به يادگار نگه داشته اند. قرآن مجيد دراين زمينه مى گويد:
    (فقال الملأ الذين كفروا من قومه ما هذا الا بشر مثلكم يريد أن يتفضّل عليكم ولوشاء اللّه لانزل ملائكة ما سمعنا بهذا فى آبائنا الاوّلين. ان هو رجل به جنّة فتربّصوا به حتّى حين) مؤمنون/25
    سران قوم نوح كه كافر بودند گفتند: نوح مانند شما بشر است. مى خواهد با دعوى رسالت ازجانب اللّه, خود را بر شما سران و سروران قوم ارجمندى بدهد. اگر خدا مى خواست كه با مردم تماس بگيرد و غير از نعمتها و علم و دانشى كه درسايه عقل و بينش به ما داده است, پيامبرى براى ما ارسال دارد, فرشتگان خود راكه با عالم بالا در تماس بوده و با عالم قدس مأنوسند, به رسالت مى فرستاد, زيرا سرى و سرورى فرشتگان بر نسل بشريت قطعى ومسلم است. اما اين مرد مصروع و جن زده است. ارواح خبيثه در وجود او و در قلب ومغز او رخنه كرده اند. واو را به ياوه گويى وادار مى كنند, وگرنه, رسالتى درميان نيست. و روز قيامتى هم دركار نخواهد بود.
    دليل ديگرى كه براى معتقدات آن قوم مى توانيم اقامه كنيم, اين سخن نوح است:
    (قل لااقول لكم عندى خزائن اللّه و لاأعلم الغيب ولاأقول انى ملك) انعام /50
    من ادعا نمى كنم كه خزائن رحمت خدا در اختيار من است تا شما ايراد كنيد كه پس چرا فقير و مستمندى. من نمى گويم از علم نهان و حقايق عالم بالا باخبرم تا بگوييد پس چرا از علم و دانش خوداستفاده نمى كنم و گنجى از زمين بيرون نمى كشم و تجارتى پرسود پيشه نمى كنم. من نمى گويم كه فرشته هستم وهماره با عالم بالا مأنوس و دمسازم, من فقط رسالت عالم بالا را ابلاغ مى كنم و شما را از عذاب الهى مى ترسانم.
    انبياء در قرآن

صفحه 2 از 19 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •