انبياء در قرآن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
انبياء در قرآن
صفحه 3 از 19 نخستنخست 123456713 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 185
  1. #21
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    11. چنان كه در شرح حال انبياى بعدى خواهيم ديد, انبياى الهى همگان جز سليمان, ازميان مردم مستضعف و طبقه متوسط انتخاب شده اند نه ازميان سران و حكمرانان و سلاطين و پادشاهان و بدين جهت هميشه با سران و سروران قوم خود درگير شده اند و مورد تهمت قرار گرفته اند كه اين مرد جاه طلب است: (يريد أن يتفضّل عليكم) ويا مى خواهد به اين وسيله دنياى خود را تأمين كند. هماره سيره انبيا بوده است كه يك صدا و يك سخن مى گفته اند: (ما أسألكم من أجر إن أجرى إلاّ على اللّه رب العالمين); يعنى ما براى جيفه دنيا سخن از رسالت نمى گوييم, ما همانند سران و سروران قوم باج و خراج نمى طلبيم, حقوق ساليانه و مستمرى نمى طلبيم. ما براى اجر و پاداش الهى قيام كرده ايم. ما براى هدايت بشر ورهانيدن مردم ازجهالت وگمراهى به پا خاسته ايم. اجر و مزد ما بر خداى عالميان است. (شعراء/109 و 127 و 145 و 164 و 180, يونس/72, هود/29 و 51, سبأ/47)
    12. چنان كه دانستيم, رسالت نوح به ثمر نرسيد. يعنى قوم او ايمان نياوردند. درنتيجه ريشه كن گشتند. بدين جهت نوح پيامبر, نيازى به كتاب و قانون و برنامه اجتماعى پيدا نكرد تا قرآنى و يا صحيفه اى بر او نازل گردد. حتى قرآن مجيد, براى نوح پيامبر ونيز براى هود پيامبر, معجزه اى ياد نمى كند, زيرا مردم يك صدا و يك سخن موضوع نبوت و اصل رسالت را منكر بودند; يعنى امكان نبوت و رسالت رامنع مى كردند. اما قوم صالح, مسئله نبوت و رسالت را از ريشه منكر نشدند, زيرا سابقه رسالت نوح وهود را ازنياكان وهمسايگان خود شنيده بودند, ولى درمصداق رسالت ترديد نموده ومى گفتند: از كجا كه تورسول خدا باشى, و اين سبب شد تا صالح پيامبر براى اثبات رسالت خود نيازمند معجزه باشد و ناقه صالح را به اقتراح و پيشنهاد خود مردم ارائه كند.
    انبياء در قرآن

  2. #22
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    هود (ع)

    رسالت هود (ع)

    1. قرآن مجيد مى گويد:
    (واذكر اخا عاد اذ أنذر قومه بالاحقاف و قد خلت النذر من بين يديه ومن خلفه)
    احقاف/21
    تپه هاى ماسه و شن را كه مانند پشته هاى مارپيچ باشد, احقاف مى گويند. ولى اين را نيز مى دانيم كه شنزارها و كويرها نمى توانند محل سكونت باشند. قرآن مجيد مى گويد:
    (الم تر كيف فعل ربّك بعاد. ارم ذات العماد. التى لم يخلق مثلها فى البلاد)
    حجر/6 ـ 8
    و تصريح مى كند كه خانه هايشان را با ستونهاى سنگى افراشته بودند. وباز مى گويد:
    (أتبنون بكل ريع آية تعبثون. و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون) شعراء/129ـ 128
    واين مى رساند كه در كوهستانهاى مرتفع مى زيسته اند وبازمى گويد:
    (أمدّكم بانعام و بنين. و جنات و عيون) شعراء/134ـ133
    وباز مى گويد:
    (فلما رأوه عارضاً مستقبل أوديتهم) احقاف/24
    و در مجموع مى رساند كه در داخل دره ها و طرفين رودخانه ها زندگى مى كرده اند. بنابراين امكان دارد كه بعد از يك هفته صاعقه و طوفان, خانه ها و دره ها به وسيله شن وماسه به صورت پشته هاى ريگ و شن و رمل درآمده باشد, ولى روشن نيست كه اين دره ها در كجا واقع شده اند.
    با توجه به آنچه گذشت و آيه قرآن كه صراحت داشت كه قوم عاد, جايگزين قوم نوح شده اند, بايد سرزمين همه آنان را دريك منطقه جغرافيايى جست وجو كرد, منطقه اى كه سرزمين قوم ثمود هم بوده باشد.
    در روايات و اساطير, كه سرزمين نوح را همين عراق فعلى مى دانند و سرزمين قوم عاد را در يمن و عمان جست وجو مى كنند و سرزمين ثمود را در حدود شام و فلسطين مى دانند, در مجموع, منطقه واحدى را معرفى كرده اند كه همين شبه جزيره عربستان و يمن وعمان است كه از ناحيه مشرق به خليج فارس و ازناحيه جنوب به درياى عمان وازناحيه مغرب به درياى سرخ و درياى مديترانه محدود مى شود و شمال آن را كوههاى كردستان احاطه كرده است درهرحال, مناطق قوم عاد كوهستانى بوده و عذاب مناسب آن قوم, طوفان بود.
    انبياء در قرآن

  3. #23
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    2. قوم عاد هم مانند قوم نوح, بت پرست بوده اند. قرآن مجيد از زبان قوم عاد مى گويد:
    (قالوا أجئتنا لنعبد اللّه وحده ونذر ما كان يعبد آباؤنا) اعراف/69
    (قالوا يا هود ما جئتنا ببيّنة وما نحن بتاركى آلهتنا عن قولك وما نحن لك بمؤمنين. ان نقول الا اعتراك بعض آلهتنا بسوء) هود/54 ـ 55
    واين مى رساند كه قوم عاد, از ذريه تنها نوح پيامبر نبوده اند و طوفان نوح, عالمگير نبوده است, وگرنه پدران مؤمنى چون كشتى نشينان نوح, درسايه رهبرى و رسالت نوح, چنين نسل جاهلى پرورش نمى دادند.
    3. قرآن مجيد مى گويد:
    (وفى عاد اذ ارسلنا عليهم الريح العقيم) ذاريات/41
    عقيم, يعنى نازا كه با هيچ موجودى سمت پدرى و مادرى ندارد. الملك عقيم, يعنى سياست پدر و مادر وخويش و بيگانه نمى شناسد و در واقع به كسى ترحم نمى كند. بدين رو, قرآن مجيد مى گويد:
    (ما تذر من شيئ أتت عليه الاّ جعلته كالرميم) ذاريات/42
    برهيچ بنيادى نمى گذشت, مگر خاك آن را برباد مى داد. حيوانات را چنان بر در و ديوار وكوه و سنگ مى كوبيد كه احشاء آنان بيرون مى ريخت و لاشه نرم شده آنان بر زمين مى غلتيد.
    4. قرآن مجيد مى گويد:
    (فان أعرضوا فقل أنذرتكم صاعقة مثل صاعقة عاد و ثمود) سجده/41
    كلمه صاعقه مى رساند كه طوفان عاد هم در اثر انقلابات مغناطيسى رخ داده است. اما در روايات و اساطير وارد شده است كه طوفان عاد از زير هفتمين طبقه زمين خارج شده از سوراخى به اندازه سوراخ دماغ گاو, وچون همه دنيا را به هلاكت مى كشانيد, جبرئيل با بالهاى خود, جلو باد را گرفت تا به اندازه حلقه انگشترى خارج شود و فقط قوم عاد را هلاك سازد.
    اين روايات, گرچه سندهاى صحيحى دارد, مخالف قرآن است و قابل قبول نخواهد بود, چرا كه امامان گفته اند: (ماخالف القرآن لم نقله) پس روايات رسيده را بايد مجعول بدانيم كه نام امام صادق را وسيله ترويج خرافات يهوديان ساخته اند. قرآن مجيد مى گويد:
    (فلما رأوه عارضاً مستقبل أوديتهم قالوا هذا عارض ممطرنا بل هو ما استعجلتم به ريح فيها عذاب أليم. تدمّر كل شيئ بأمر ربها) احقاف/25ـ24
    طوفانى سهمگين خاك و شن را از دشتهاى مقابل به آسمان برداشت و با سرعت رو به دره ها و كوهستانهاى قوم عاد نهاد. آنان تصور كردند كه ابرى پربار به سوى آنان مى آيد و با خرمى وخوشحالى به انتظار باران بودند تا نهرها و دره ها پرآب شود, اما چنين نبود, طوفانى بود همراه عذاب كه خاك هر چيزى را بر باد مى داد.
    انبياء در قرآن

  4. #24
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    صالح (ع)

    مردم سرزمين (حجر) همه پيامبران را تكذيب كردند.
    1. قرآن مى گويد:
    (ولقد كذب اصحاب الحجر المسلمين) حجر/80
    مى گويند سرزمين حجر, ميان شام و مدينه قرار داشته است. گويا مفهوم حجر و منع دراين كلمه ملاحظه شده است. يعنى سرزمينى كه حد فاصل باشد ميان شام سردسير و عربستان گرمسير ويا كوهستانى باشد ميان دو دشت شام و عربستان .
    (تتّخذون من سهولها قصوراً و تنحتون من الجبال بيوتاً) اعراف/73
    شما قوم ثمود, در دشتها قصر مرتفع مى سازيد و از كوهستانها خانه هاى سنگى مى تراشيد.
    بنابراين بايد مساكن قوم ثمود را در دشتى هموار, در دامنه كوههاى سنگى جست وجو كرد, درجاى ديگرى مى گويد:
    (فى جنات و عيون. و زروع ونخل طلعها هضيم) شعراء/147 ـ 148
    از اين معلوم مى شود, دشتهاى آنان گرمسير بوده و استعداد پرورش نخل خرما داشته است.
    2. اعتقادات قوم ثمود هم مانند قوم عاد و قوم نوح براساس بت پرستى بوده است. قرآن, فصل بيش ترى ازمعتقدات آنان را ياد مى كند. از جمله مى گويد:
    (سران قوم ثمود كه دعوت صالح را تكذيب كردند و روز قيامت را دروغ انگاشتند. همانها كه ما در زندگى دنيا به آنان نعمت و عافيت بخشيديم, گفتند: صالح نيز مانند شما مردمان, بشرى است. مانند شما مى خورد و مى آشامد. اگر شما مردى همانند خود را در موضوع رسالت الهى تصديق كنيد و اطاعت نماييد, در سرنوشت خود دچار خسارت و زيان مى شويد. صالح به شما مؤمنان وعده مى دهد كه چون بميريد و خاك شويد و استخوانتان بپوسد, تجديد حيات مى كنيد و از گور بر مى خيزيد. هيهات! هيهات! ازاين وعده پوچ و بى اعتبار. زندگى جز همين زندگى حاضر نيست كه جمعى مى ميرند و عده اى ديگر جامه حيات مى پوشند. ما دوباره لباس زندگى برتن نخواهيم كرد كه از گورها برخيزيم. اين مرد بر خداى جهان افترا بسته است وما سخن او را نمى پذيريم.) مؤمنون/33 ـ 38
    انبياء در قرآن

  5. #25
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    فرق مكتب انبياء با مكتب متفكران بشرى

    عقايد شرك و بت پرستى به وسيله متفكران بشر منتشر گشته است. تفكرى ساده از ظاهر زندگى دنيا, از مشاهده خورشيد و طلوع و غروب شكوهمندش ازماه و ستارگان درخشانش. از درياها و كوهها و دشتهايش. از پرندگان وچرندگان وخزندگانش, وبالاخره ازنسل بشر كه با عقل و خرد از همه جاندارانش ممتاز است.
    همه مشركان از ديرباز به خداى يكتا باور داشته اند: خدايى كه با آفرينش كائنات, قدرت و عظمت خود را به نمايش گذاشته است. خدايى كه در آفرينش يكتا است, اما درنظام آفرينش وكائنات, خدايان آسمانى و مقدسات عالم بالا را به عنوان ارباب انواع برگزيده است و درنظام زندگى خاكى, خدايان زمينى و پادشاهان و اميران را برگزيده است تا حافظ نظم اجتماع باشند و رهبرى نسل بشر را به عهده بگيرند.
    متفكران نسل اول مى گفتند: اراده ذات قاهر احديت بر افلاكيان وخاكيان جارى است. هيچ كس ازحيطه اقتدار اوخارج نيست. هرقانونى كه درعالم بالا اجرا شود, وهر نظامى كه در قبايل و عشاير وملتها حكومت كند براساس مشيت او است واگر خداوند قاهر لايزال بخواهد قانونى را نسخ كند و نظامى را منحل كند, با قدرت قاهره اش دريك لحظه اراده خود را به كرسى مى نشاند.
    ازاين رو فرستادن رسولان و انبياء كه بيايند و به نام الله در برابر بشر به دعوت برخيزند, كار معقولى نخواهد بود, وكار نامعقول از خداوند قاهر سرنخواهد زد. و به فرض آن كه كه خداوند قاهر بخواهد كه خود مردم به تغيير نظام اجتماعى بپردازد, بايد رسول را از عالم بالا گسيل دارد, مانند فرشتگان كه كارگزاران عالم بالايند. موجودات خاكى را به رسالت عالم بالا چه كاراست؟
    انبياء در قرآن

  6. #26
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    واگر به فرض, خداوند قاهر بخواهد موجود خاكى را به رسالت برگزيند, بايد وسائل قدرت وشوكت او را در همين مهد طبيعت در اختيار آن رسول بگذارد تا در اثر قدرت قاهره و شكوه و جلال طبيعى بتواند اراده خدا را اجرا كند و دنياى مطلوب را بنيان گذارى نمايد. پس چرا برخلاف عقل و منطق, هماره مردمان فقير و متوسط, افرادى مقهور و مستضعف, دعوى رسالت مى كنند؟
    بت پرستان انديشه مى كردند كه اگر خداوند قاهر از كارهاى ما ناراضى و ناخرسند باشد, چرا همين امروز كه درحال معصيت ونافرمانى او هستيم عذابمان نمى كند تامايه عبرت ديگران گرديم؟ چرامى گذارد به تمرد و عصيان ادامه دهيم تا سپس مجبور شود دوباره دنيا را به هم بريزد و حشر همگانى ايجاد كند وما را كيفر نمايد؟
    بنابراين, نه ادعاى رسالت قابل قبول است ونه موضوع معاد و رستاخيز, زندگى همين است كه ما داريم, ونظام اجتماعى مطلوب, همين است كه در اقطار دنيا برقرار است و هر قومى به ميزان استعداد و لياقت خود, مرام و مسلكى را زنده مى سازند و به زندگى خود ادامه مى دهند. كاروان بشريت مى آيد و مى رود. جمعى زنده مى شوند وجمعى مى ميرند ومردگان هرگز زنده نخواهند شد.(معجزه قرآن و مبارزه با فلسفه شرك/30 ـ 42)
    متفكران بشريت امروز هم به همان عقايد و افكار ديرين مى انديشند. توحيد را به صورتى كه خود مى گويند مى پذيرند: توحيد در آفرينش, نه درعالم تربيت و پرورش. ذات احديت راخداى گيتى مى دانند و تربيت جهان آفرينش را به انديشمندان و رهبران مى سپارند. با وجود اين كه حاضر شده اند در مسأله توحيد با انبيا كنار بيايند و توحيد افعال و تربيتى را تأييد كنند وحتى حاضر شده اند كه در برابر مردان الهى سر تعظيم فرود آورند و رسالت آنان را بپذيرند, اما راجع به رستاخيز, هيچ گاه وهيچ وقت, سرتسليم فرود نياورده اند.
    مسأله رستاخيز, تنها مايه افتراق مكتب انبيا با مكتب انديشمندان بشرى است. و انبياى الهى هماره در راه احياى مكتب خود و آگاه كردن مردم از زندگى بعدى فداكاريها كرده اند و مرارتها و سختيها كشيده اند. و بدين جهت مى بينيم كه سوره هاى مكى, همه وهمه درباره معاد و رستاخيز است, وهر مسأله اى را كه قرآن شروع مى كند, از روز معاد و رستاخيز سر بر مى آورد و به آخرت ختم مى كند.
    انبياء در قرآن

  7. #27
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    اساس مكتب انبيا بر تشويق وتهديد است, مى گويد: اى بشر در برابر زرق و برق دنيا خاضع شده اى, دنيايى كه نوش و نيش آن همطراز است. تو به خاطر شيفتگى به نعمتهاى فراوان دنيا تن به خوارى و مذلت مى دهى يا بر سر ديگران مى زنى تا به خواسته هايت برسى. ما براى تو در زندگى بى پايان آخرت, نعمتها و مقامها و لذتها و كامها مهيا كرده ايم. تا اين حدّ بنده دنيا مشو و دل به خدا بسپار و براى آخرت بكوش كه نوشى بى نيش خواهد بود. تو اى بشر دست از خطاكارى و ستمبارگى بردار و در برابر حق خاضع شو و رسالت الهى را دائر به زندگى معاد و رستاخيز بپذير و گرنه در آخرت از همه نعمتها محروم مى شوى و درخوارى عذاب دوزخ جاويد و مخلد خواهى ماند. پس هرآن كس كه نعمت مى خواهد در دنيا به حق خود قناعت كند و نعمت آخرت بجويد وهرآن كس كه از نقمت مى هراسد, در دنيا دست از ستمكارى بردارد تا از عذاب دوزخ برهد, ولى انتخاب آخرت و وانهادن زندگى حاضر دنيا جز در اثر ايمان حاصل نمى شود وهمين ايمان است كه مكتب انبيا را پايه گذارى مى كند.
    دعوت انبيا ازايمان به رسالت آغاز مى شود و به رستاخيز ومعاد خاتمه مى يابد.
    در اين ميان احكام عبادات و تكاليف فردى واجتماعى است كه بايد براساس مكتب انبيا انجام شود. اگر پيامبرى در آغاز مكتب نتواند موفق شود و مردم رسالت او را باور نكنند,, نوبت به شاخص دوم كه رستاخيز و معاد است نخواهد رسيد. لذا مى بينيم كه دعوت نوح و هود, بيش تر در پيرامون همان شاخص اول دور مى زند, ولى دعوت صالح از شاخص اول گذشته و در پيرامون شاخص دوم بيش تر به بحث و كنكاش مى پردازد و بديهى است كه رفته رفته انبياء الهى شاخص دوم را هم كه معاد باشد, مدلل كرده و ايمان امتها را به سوى آن جلب كرده و بالاخره از دوران موسى و عيسى و بالاخص از دوران محمد(ص) خاتم انبيا بيش تر به مسأله زندگى و تكاليف فردى واجتماعى پرداخته اند.
    انبياء در قرآن

  8. #28
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    3. ازنظر تاريخ قرآن, ناقه صالح اولين معجزه اى است كه در عالم رسالت ارائه شده است. و اين بدان خاطر بود كه قوم ثمود تا حدى نرمش نشان دادند و گروه نسبتاً عظيمى به او ايمان آورده و موضوع رسالت را پذيرا شدند. وگويى ازسرنوشت قوم نوح وعاد, درس عبرت آموخته بودند.
    سران و سروران قوم نوح, تنها با نوح سخن مى گفتند وخود را همپايه مؤمنان به اصطلاح اراذل نمى دانستند, چرا كه عده آنان معدود بود. سران و سروران قوم هود هم تنها با هود سخن گفتند و با مؤمنان قوم كه معدود و بى جايگاه بودند, سخن نگفته. اما سران و سروران قوم ثمود, با مؤمنان قوم خود سخن مى گفتند:
    (سران مستكبر ثمود به مؤمنان مستضعف, گفتند: آيا شما يقين كرديد كه صالح ازجانب خدا مبعوث شده است؟
    مؤمنان گفتند: ما به رسالت صالح و برنامه هاى اعتقادى او ايمان داريم.
    ستكبران گفتند: ما به اعتقادات شما كافريم و در نهايت ناقه صالح را پى كردند و به صالح گفتند:
    اگر واقعاً رسول خدايى ما را به عذاب الهى كيفر كن.
    در پى اين درخواست صاعقه اى از آسمان بر زمين افتاد و زمين را چنان لرزاند كه فرصت برخاستن نيافتند, وهركس از بسترخواب خود برخاست, پيش از آن كه زانوها را از زمين بردارد, زير هوار مدفون شد.)(اعراف/74 ـ 78, مؤمنون/33 ـ 38, نمل/45 ـ 48)
    انبياء در قرآن

  9. #29
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    4. براساس روايات, ناقه صالح به اقتراح و پيشنهاد قوم ثمود, ارائه شد. يعنى قوم ثمود تا اين حد تسليم شدند كه رسالت بشر ناممكن نيست, ولى گفتند: هركس ازجانب شخص غايبى پيام مى آورد, بايد با نشانه اى همراه باشد. بدين رو, از صالح تقاضا كردند, تقاضايى مشروع و مقدس و گفتند: بايد از جانب خداى ناپيدا, نشانه اى بياورى تا صدق ادعايت معلوم شود. صالح گفت: هر نشانه اى را كه شما خود پيشنهاد كنيد, مى پذيرم و ازخداوند تقاضا مى كنم كه خواسته شما را عملى سازد.
    آنان با وسوسه سران قوم, به صالح پيشنهاد كردند كه همين تپه معهود را به صورت ناقه اى لباس حيات بپوشاند و خداوند خواسته آنان را عملى كرد و ازخاك تپه, ناقه اى بزرگ و جسيم آفريد كه مى توانست آب يك چشمه عظيم را در يك روز بياشامد و روزى كه ناقه را كشتند, فقط توانستند با شمشير, رگ پاى شتر را قطع كنند كه از حركت باز ماند و نتواند به آبشخور آنان بيايد. قرآن مجيد, اين روايات را به طور موجز و در حد اجمال تأييد مى كند. از جمله مى گويد:
    (وآتينا ثمود الناقة مبصرة فظلموا بها وما نرسل بالآيات الاّ تخويفاً) اسراء/59
    ما به قوم ثمود, ماده شترى به رسم آيت ونشانه عطا كرديم كه هر كوردل را بينا مى نمود و راه ايمان را براى او هموار مى كرد. ولى قوم ثمود, سيه كارى نمودند و ناقه را پى كردند. اينك ديگر ما آيات و نشانه ها را فقط به خاطر انذار و بيم عطا مى كنيم, نه براى چشم روشنى مردم و اقتراح آنان. وبازمى گويد:
    (هذه ناقة لها شرب ولكم شرب يوم معلوم) شعراء/155
    و مى گويد:
    (انا مرسلوا الناقة فتنة لهم فارتقبهم و اصطبر. ونبّئهم انّ الماء قسمة بينهم كلّ شرب محتضر. فنادوا صاحبهم فتعاطى فعقر) قمر/27 ـ 29
    اين بديهى است حيوانى كه بتواند به اندازه يك جمعيت وافر آب بياشامد و آب چشمه يا قناتى را براى يك روز به خود اختصاص دهد, بسيار عظيم الجثه خواهد بود و طبيعى است كه اگر بخواهند آن را بكشند با شمشير و نيزه و تيركمان, امكان آن را نمى يابند , لذا عصب پاى شتر را قطع كردند تا نتواند به آبشخور برود و يا در صحرا به چرا مشغول شود.
    انبياء در قرآن

  10. #30
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    5. براساس آنچه در مبدء آفرينش و آغاز نسل بشر گذشت, هر موجود زنده اى, نطفه خاصى دارد. اگر نطفه آن حيوان با آب حيات مخلوط شود, رشد و پرورش پيدا مى كند. چه در رحم مادر باشد و يا در لابراتوار طبيعت و بسترخاك وهرچند آب حيات بيش ترى در آفرينش و پرورش نطفه دخالت كند, آن حيوان جثه بزرگ تر و عمر بيش ترى خواهد داشت. اينك نطفه هاى حيوانات و ازجمله نطفه بشر با يك سر سنجاق از مايع پرتوپلاسم (آب حيات) تغذيه و كشت مى شود و جثه اى دارد كه همگان مى بينند. اگر براى نطفه يك شتر به مقدار خروارها آب حيات مصرف شود, طبيعى است كه ناقه اى مانند ناقه صالح پا به عرصه وجود مى گذارد. بلى وهو الخلاق العليم.
    نمونه اين پديده ها را در فسيل حيوانات عظيم الجثه وماموتهاى ادوار اوليه خلقت مى توانيم مشاهده كنيم. البته در آفرينش حيات, اسرار ديگرى هم هست كه نمونه آن را درمورد عصاى موسى خواهيم خواند.
    6. براساس روايات, ناقه صالح را يك نفر كشت. مردى سرخ مو و سرخ چهره. اين مسأله در روايات اسلامى به صحت پيوسته است:
    (رسول خدا به على گفت: شقى ترين افراد نسل بشر دوتن مى باشند. اولين آن دو تن, مردك سرخ چرده قوم ثمود كه ناقه صالح را پى كرد و دومين آن دو تن, كسى است كه موى محاسنت را ازخون سرت خضاب خواهد كرد) (مناقب ابن مغازلى, حديث5,9,241; شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد, 1/78)
    دراين زمينه روايات بسيارى وارد شده است نكته اى كه بايد در اين جا مطرح شود بحث از نام و نشان آن مرد نيست, چرا كه درمسائل تربيتى تأثيرى ندارد. نكته اى كه بايد مطرح شود آن است كه قرآن مجيد, مسؤوليت ناقه را به عهده همگان مى گذارد وهمگان را با صاعقه آسمانى هلاك مى كند.
    شرح اين نكته در سوره شمس مطرح شده است كه بعد از سوگندهاى غلاظ و شداد, مى گويد:
    (كذّبت ثمود بطغواها, اذ انبعث اشقاها)
    درآن هنگام كه شقى ترين قوم ثمود براه افتاد تا ناقه را پى كند وهمگان رضا دادند, طغيان قوم ثمود و تكذيب آنان مسجّل شد, ولذا همگان را نابود كرديم. از اين رو, على (ع) در نهج البلاغه مى گويد:
    (اى مردم, اين رضايت عموم, ونارضايتى عموم است كه مردم را به هم پيوند مى دهد. ناقه صالح را يك تن تنها پى كرد, اما خداوند همه آنان را با عذاب خود ريشه كن ساخت, چرا كه همگان به پى كردن ناقه رضا دادند.
    قرآن مجيد مى گويد:
    (فعقروها فأصبحوا من النادمين) (شعراء/157) وندامت آن گاه بود كه سنگى عظيم مانند پاره آتش در زمين آنان فرود آمد و بنيان اجتماع آنان را به زيرخاك فرو برد.)
    انبياء در قرآن

صفحه 3 از 19 نخستنخست 123456713 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •