انبياء در قرآن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
انبياء در قرآن
صفحه 4 از 19 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 185
  1. #31
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    7. چنان كه در عبارت نهج البلاغه عنوان شده است. سنگى عظيم از آسمان فروافتاد و در اثر لرزش زمين, خانه هاى قوم ثمود برسرشان فرو ريخت. قرآن مجيد مى گويد:
    (فأخذتهم الصيحة بالحق فجعلناهم غثاء فبعداً للقوم الظالمين) مؤمنون/41
    وسنگ آسمانى, از هنگامى كه وارد جو زمين مى شود, با فرياد ونعره شديدى فرود مى آيد تا به زمين سقوط كند. وچون سقوط كند, زمين لرزه شديدى ايجاد مى كند:
    (فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جاثمين) اعراف/77
    اين سقوط در صبحگاهان صورت گرفت:
    (فأخذتهم الصيحة مصبحين) حجر/67
    وحتى نور و درخشش خيره كننده آن را با چشمهاى خود ديدند:
    (فأخذتهم الصاعقة و هم ينظرون) ذاريات/44
    صاعقه آسمانى آنان را فرا گرفت وآنان با چشم خود شاهد بودند.
    انبياء در قرآن

  2. #32
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    ابراهيم خليل (ع)

    1. قرآن مجيد مى گويد:
    (واذ ابتلى ابراهيم ربّه بكلمات فأتمّهنّ قال انّى جاعلك للناس اماماً قال و من ذرّيّتى قال لاينال عهدى الظالمين) بقره/124
    خداوند عزت ابراهيم را در چند مرحله آزمود ودر همه آن مراحل, ابراهيم خليل, آزمون را با سرفرازى طى كرد و بدين جهت خداوند او را به امامت و پيشوايى موحدان برگزيد. مراحل اين آزمون در قرآن مجيد روشن شده است. ازجمله در سوره زخرف آيه 26 تا 28مى گويد:
    ( واذ قال ابراهيم لأبيه و قومه انّنى براء ممّا تعبدون. الا الذين فطرنى فانّه سيهدين. وجعلها كلمة باقية فى عقبه لعلّهم يرجعون)
    درواقع ابراهيم, يك تنه و (امة واحداً) ازهمه مشركان وكافران حتى خاندانش بيزارى جست و از سطوت و شكنجه آنان نهراسيد وخداوند اين خصيصه را در اعقاب ابراهيم برقرار فرمود, باشد كه مشركان وكافران به حق بازگردند. دراين آيه خداوند اين خصيصه و خصلت را به عنوان (كلمه) تلقى مى كند, واين مى رساند كه سايركلمات وآزمايشات الهى از همين نمونه بوده است. بنابراين بايد به ساير آيات قرآن پرداخت تا بقيه اين كلمات آزمايشى را به دست آورد:
    پروردگارا يك تن از نسل خودم را در سرزمين بى آب و علف, نزد خانه با احترامت سكنى دادم. خدايا, تا نماز را برپا دارند.
    واز جمله قرآن مجيد به حكايت از زبان ابراهيم مى گويد:
    (ربّنا إنّى أسكنت من ذريّتى بواد غيرذى زرع عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلاة)
    ابرهيم /37
    واين موقعى بود كه مأموريت يافت فرزند خود اسماعيل را با مادرش هاجر, در وسط كوههاى مكه وانهد و به خدا بسپارد وچنان كرد واين بالاترين مرتبه تسليم و دومين مرحله آزمون بود كه ابراهيم خليل با سرفرازى رضاى خدا را تحصيل كرد. دراين زمينه داستانهاى جالبى وارد شده است كه در تواريخ انبيا و كتب تاريخ و كتاب بحارالانوار جلد 12 مى توان ملاحظه كرد.
    واز جمله درباره همين فرزند دلبندش اسماعيل مى گويد:
    (فلما بلغ معه السعى قال يا بنيّ إنّى أرى فى المنام أنّى أذبحك فانظر ماذا ترى قال يا أبت افعل ما تؤمر ستجدنى ان شاء اللّه من الصابرين. فلمّا أسلما و تلّه للجبين. وناديناه أن يا إبراهيم قد صدّقت الرؤيا إنّا كذلك نجزى المحسنين. ان هذا لهو البلاء المبين)
    صافات/103 ـ 107
    انبياء در قرآن

  3. #33
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    وچون بدان جايگاه رسيدند, ابراهيم گفت: اى پسرم من در خواب همى بينم كه تو را قربانى مى كنم. بنگر كه نظرت چيست؟ اسماعيل گفت: بدانچه فرمان مى يابى عمل كن كه به خواست خدا مرا صابر و شكيبا خواهى يافت. وچون هردوتن تسليم فرمان شدند و ابراهيم جبين اسماعيل را بر خاك نهاد و ما فرياد زديم كه اى ابراهيم, تو رؤياى خود را تصديق كردى. ما اين چنين نيكوكاران را جايزه مى دهيم. و اين مراسم آزمايش بزرگى بود كه اخلاص و تسليم آن دو را روشن كرد.
    واين درموقعى بود كه ابراهيم و اسماعيل خانه كعبه را ساختند و از خدا درخواست كردند كه آداب و مناسك حج را به آنان ارائه كند. و خداوند آداب و مناسك حج را به آنان ارائه مى كرد وآنان به انجام مراسم آن قيام مى نمودند وچون به سعى وادى محسّر رسيدند كه درآن جا وارد منى مى شوند, ابراهيم به فرزندش اسماعيل گفت, درخواب چنين ارائه نمودند كه من بايد تو را به عنوان قربانى درراه خدا تقديم كنم. اسماعيل با جان و دل پذيرفت وهر دو تن تسليم شدند وابراهيم صورت اسماعيل را برخاك نهاد تا او را قربانى كند كه خداوند ندا در داد, لازم نيست فرزندت را قربانى كنى, به جاى فرزندت اين قوچ را قربانى كن. وخداوند گفت: (آزمايشى كه نهايت اخلاص و خلّت را بيان كند همين آزمايش است) وبعد ازاين سه آزمايش به مقام امامت رسيد و اين منصب درنسل آن سرور برقرارماند.
    واين مى رساند كه منصب امامت, رتبه خالصان و تسليم شدگان دربرابر اوامر حق است كه لحظه اى خدا را فراموش نكنند و به گناه آلوده نشوند وهماره درراه خدا از بذل هستى دريغ نكنند, چونان ابراهيم خليل كه از بذل هستى دريغ نكرد. واين بود ملت حنيف ابراهيم كه خداوند گفت:
    (فاتّبعوا ملّة ابراهيم حنيفاً) آل عمران/95
    و از اين رو فرمود:
    (ومن يرغب عن ملّة ابراهيم الا من سفه نفسه ولقد اصطفيناه فى الدنيا وانّه فى الآخرة لمن الصالحين. اذ قال له ربّه اسلم قال اسلمت لربّ العالمين) بقره/131ـ132
    كسى از ملت ابراهيم اعراض نمى كند, مگر آن كه خود را سفيه و بى خرد ساخته باشد. ما ابراهيم را در دنيا برگزيديم و درآخرت از صالحان است. چرا كه خداوندش گفت: تسليم باش. گفت: من براى پروردگار جهانيان تسليم شدم.
    انبياء در قرآن

  4. #34
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    از اين رو به رسول خود گفت: ما به تو اشارت كرديم كه ازملت با اعتدال ابراهيم پيروى كن:
    (ثمّ اوحينا اليك ان اتّبع ملّة ابراهيم حنيفاً) نحل/123
    و نيز فرمود:
    (ان اولى الناس بابراهيم للذين اتّبعوه وهذا النّبى والذين آمنوا واللّه ولى المؤمنين)
    آل عمران /68
    وابسته ترين مردم به ابراهيم, آن كسانى هستند كه او را پيروى كردند و اين پيامبر ما است با ساير مؤمنان. و خداوند سرپرست مؤمنان است.
    2. تماس ابراهيم خليل با عالم وحى به صورت خواب و ارائه حقايق درعالم كشف وشهود بوده است.
    از جمله, بعد از آن كه ابراهيم واسماعيل ديوار كعبه را بالا بردند, ابراهيم خليل دست به دعا برداشت واسماعيل دركنار او به حال نيايش ايستاد و با هم دعا كردند:
    (ربّنا تقبّل منّا إنّك أنت السميع العليم. ربّنا واجعلنا مسلمين لك ومن ذريّتنا أمّة مسلمة و أرنا مناسكنا و تب علينا انّك أنت التواب الرحيم) بقره/127ـ128
    بارخدايا زحمات ما را در بنا نهادن خانه ات بپذير و ما دو تن را در برابر فرمانت پذيرا و با حال تسليم بدار. از فرزندان ما امتى را پذيراى فرمان خود بساز. وآداب و مناسك ما را به ما ارائه فرما. وبه ما توجه كن كه توجهات ورحمت تو فزون است.
    ارائه مناسك, جز به صورت تصوير معنى ندارد, وارائه تصاوير, يا درعالم رؤيا است ويا درحال خلوت كشف و شهود, و ظاهراً درعالم رؤيا بوده است, و لذا درمورد سعى وادى محسّر و قربانى اسماعيل مى گويد: (قد صدّقت الرؤيا) چنان كه شرح اجمالى آن گذشت. نظير اين رؤيا را درفصل بعدى ملاحظه مى كنيد.
    انبياء در قرآن

  5. #35
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    3. قرآن مجيد مى گويد:
    (ولقد آتينا ابراهيم رشده من قبل وكنّا به عالمين. اذ قال لأبيه وقومه ما هذه التماثيل التى أنتم لها عاكفون ) انبياء/51ـ54
    ما رشد ابراهيم را از پيش دراختيار او نهاديم واو را مى شناختيم, آن موقع كه به پدر خود وملت خود گفت, اين پيكرها كه به عبادت آنها پابند شده ايد, چه ارزشى دارند؟
    رشد به معناى تميز و تشخيص است كه انسان بتواند سود و زيان و حق و باطل را ازهم جدا كند. اين رشد فكرى و عقلانى ازكودكى و آغاز جوانى به ابراهيم عطا شد. و اين خود امتيازى بود كه ويژه خليل خدا گشت, آن گاه كه ابراهيم, وارد اجتماع شد و قوم وملت خود را ديد كه دربرابر بتها نيايش مى كنند وحاجت مى طلبند. واز طرف ديگر مى ديد كه پدرش آزر, نقش آفرين آن بتها و پيكرهاى بى جان است. با خود به انديشه فرو رفت كه آيا به واقع نيايش و كرنش دربرابر اين بتها روا هست؟ آيا از وجود اين پيكرهاى گونه گون ثمرى و سود و زيانى متصور هست؟ اگر همه دانشمندان و انديشمندان معترفند كه خالق بشريت, همان خداى آسمانها و زمين است, از چه رومردم دربرابر اين سنگها و چوبها و فلزات رنگارنگ, سرتعظيم فرود مى آورند؟ ويا در برابر افرادى همانند خود كه نام سلطان وخدايگان برخود نهاده اند, كرنش مى كنند و تقرب مى جويند؟
    انبياء در قرآن

  6. #36
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    4. در يك شب تاريك كه ابراهيم دراين گونه افكار, غوطه ور بود و به ستارگان مى انديشيد, كم كم به عالم رؤيا فرورفت و ستاره درخشان را درآسمان تيره و تار مشاهده كرد. با خود انديشيد كه پروردگار گيتى بايد همين ستاره درخشان باشد كه تنها و بى رقيب, تاريكيها را مى شكافد وبانور رخشانش دل مى برد, ولى لحظاتى بعد كه آن ستاره درافق نهان شد, ابراهيم به خود آمد وگفت: خداى گيتى نمى شايد كه رفتنى باشد و جلوه اى زودگذر داشته باشد, چرا كه گيتى وجلوه بشريت, پايدارتر ازجلوه اين ستاره رخشان است.
    لحظه اى بعد, قرص ماه را ديد كه از گوشه افق, ساطع شد وتنها و بى رقيب, همه ستارگان را تحت الشعاع خود ساخت و تاريكيها را شكافته, به فراز آسمان بالا رفت. ابراهيم در عالم رؤيا با خود انديشيد كه پروردگار گيتى بايد همين ماه تابان باشد كه پرتو آن بر ستاره ها و تاريكيها غالب است و لحظه اى بعد كه ماه تابان فرونشست, ابراهيم به خود آمد وگفت: انديشه ما با اين مقياس فكرى هماره راه خطا مى رود و سراب را آب مى پندارد. اگر خداى بشريت, خودش ما را به ذات خود رهنمون نشود, درحيرت وجهالت و سرگشتگى خواهيم ماند.
    پس از لحظه اى خورشيد رخشان را ديد كه يكه تاز عرصه آسمان است و پرتو آن آسمان و زمين را روشن و منور كرده است, درعالم رؤيا با خود گفت: اين خورشيد تابان ازهمه موجودات آسمانى و زمينى تابنده تر و بزرگ تر است. خداى من بايد همين خورشيد رخشان باشد. و چون خورشيد رخشان نيز غروب كرد, متوجه شد كه آن چه درآسمان بشريت و كيهان وجودى بدرخشد, كوچك باشد يا بزرگ, نمى تواند خداى جهان باشد, زيرا همه آنها آمدنى و رفتنى هستند وآنچه رفتنى باشد, نمى تواند رفتنيهاى ديگر را ثبات ببخشد. هم از اين رو آن گاه كه با قوم خود روبرو شد, گفت: من ازهمه اين بتهاى بى جان و با جان بيزارم. من آن خدايى را مى پرستم و خواهانم, كه آسمانها و زمين را شكافت و ماه و خورشيد تابان را مسخّر كرد.
    (وكذلك نرى ابراهيم ملكوت السموات والأرض وليكون من الموقنين. فلما جنّ عليه الليل رأى كوكباً قال هذا ربّى فلمّا أفل قال لااحبّ الآفلين) انعام/76ـ79
    انبياء در قرآن

  7. #37
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    بدين صورت مانهاد آسمانها و زمين را به ابراهيم ارائه كرديم تا فطرت او را بيدار سازيم و فكرت او را رشد وكمال دهيم وتا به يقين ايمان دست يابد. پس چون تاريكى شب او را درآغوش گرفت, ستاره را درخشان ديد, گفت: اين پروردگار من است وچون ستاره غروب كرد, گفت: من آفلين را دوست نمى دارم.
    پس ما ملكوت آسمانها و زمين را بدون ارائه داديم, تا بداند آفلان, نقشى درپرورش كائنات ندارند, چرا كه خود مسخر خالق آسمانند. وچون به يقين كامل رسيد, راه بحث و تحقيق را با قوم و ملت خود باز كرد وگفت: آيا اين بتها نيايش شما را مى شنوند؟ آيا نفع و ضررى به شما مى رسانند؟ آيا نيروى تفكر دارند؟ وآيا زبان سخن گفتن دارند؟ آيا پيكرهاى بى جان كه خود مى تراشيد وخود نام خداى جنگ و خداى صلح ونامهاى ديگر برآن مى گذاريد, شايسته ستايش و عبادت هستند؟ من دراولين فرصت به شما ثابت مى كنم كه خدايان شما پوشالى هستند وهيچ نفع و ضررى ازناحيه آنان متصور نيست.
    پس ازآن كه ابراهيم خليل, بيزارى خود را از بتها اعلام كرد, قوم و ملت او با ابراهيم به محاجّه و مشاجره پرداختند كه خدايان ما بر حقّند واگر به آنان توهين شود, تو را به درد و بلايى مبتلا مى كنند كه چاره اى براى آن نباشد. آنان براساس همان فلسفه شرك كه شمه اى از آن را يادآور شديم, ابراهيم را تهديد كردند كه خداى جهان از بتهاى ما حمايت مى كند, چنان كه تاكنون حمايت كرده است. اگر خداوند جهان از پرستش بتها راضى نباشد, باقدرت قاهره اش ما و بتها را نابود خواهد كرد. پس برحذر باش از آسيبى كه ازجانب بتها بر تو وارد خواهد شد.
    ابراهيم به آنان گفت: ما و شما درهستى خداى جهان كه آفريننده عالم و موجودات است, رأى واحدى داريم, منتها من همان خداى جهان و آفريننده گيتى را مى پرستم كه همه نعمتها ازاوست وشما خداى گيتى را وانهاده ايد و مجسمه هايى را كه به دست خود مى تراشيد و به دروغ, نامهاى بى مسمايى برآنان مى نهيد, عبادت مى كنيد. اگر خداى گيتى خودش دستور داده است كه دربرابر بتها زانو بزنيد, دليل آن را ارائه كنيد. اما شما خود معترفيد كه اين خدايان را با فلسفه فكرى خود انتخاب كرده ايد وبه خواست وميل خود وهر كيفيتى كه بخواهيد, آنان را عبادت مى كنيد, پس براى شما نيز معلوم شد كه ازجانب خداى گيتى فرمانى نداريد كه اين بتها را عبادت كنيد. دراين صورت چه كسى بايد از عذاب الهى بترسد؟ آيا من بايد بترسم كه برخدا دروغ نبسته ام وجز خود او را ستايش و پرستش نمى كنم يا شما كه بتهاى بى جان را به دروغ, نام خدا مى دهيد و عبادت مى كنيد؟ آيا نبايد شما ازخداى گيتى بترسيد كه براى او رقيب و عديل مى تراشيد, ومن بايد ازخدايان پوشالى شما بترسم؟
    انبياء در قرآن

  8. #38
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    (وتلك حجّتنا آتيناها ابراهيم على قومه نرفع درجات من نشاء إنّ ربّك حكيم عليم) انعام /80ـ84
    اين بود حجت ما, كه به ابراهيم عنايت كرديم, تا با قوم خود احتجاج كند. ما هركه را بخواهيم به چند درجه بالا مى بريم. اين را بدان كه پروردگار تو كاردان و داناست.
    ودريك شب كه قوم ابراهيم, خود را براى جشن و شادمانى فردا مهيا مى كردند, تا همگان به صحرا بروند, ابراهيم, نظرى به آسمان دوخت و با مشاهده ستارگان شب تاب, خاطره آن رؤياى ملكوتى در دلش زنده شدو تصميم گرفت به پاس آن نعمت بزرگ, مبارزه اصلى را شروع كند و باطن بتها را برملا سازد:
    (فنظر نظرة فى النجوم. فقال إنّى سقيم) صافات/90ـ91
    پس به مردم گفت: من بيمارم و از شركت دراين جشن و شادمانى عمومى محروم خواهم ماند. مردم شهر را ترك گفتند وابراهيم تبرى برداشت و راهى بتخانه شد وهمه بتها را شكست و تبر را بر دامن بت بزرگ نهاد, تا مسؤوليت آن را به گردن بت اعظم بگذارد و راه بحث و جدل را در برابر عموم مردم بازكند. وچون مردم به بتخانه بازگشتند تا نيايش دسته جمعى را آغاز كنند, بتهاى خود را شكسته و درهم ريخته ديدند و پس از تفحص و گواهى گواهان, معلوم شد كه ابراهيم تنها دشمن بتها است كه پيش از آن تهديد به خرابكارى كرده است. وچون ابراهيم را به محكمه بردند و درحضور همه به بازجويى پرداختند, پاسخ داد كه شايد شكستن بتها كار بت اعظم است كه تبر بردست دارد. ازخود اين بتها بپرسيد كه آيا ابراهيم شما را به رسوايى انداخته است يا بت اعظم؟
    بازپرس محكمه گفت: چگونه از بتها بپرسيم, با آن كه بتها سخن نمى گويند؟
    ابراهيم بحث اصلى را دربرابر تماشاچيان شروع كرد و گفت: پس شما بتهايى را كه نفع و ضررى ندارند و هيچ اثرى ازخود ظاهر نمى سازند, به خدايى گرفته ايد. نفرت بر شما و برخدايانتان باد كه انديشه و تفكر نمى كنيد . سرانجام ابراهيم را محكوم كردند و خداى ابراهيم, آتش را براو گلستان كرد.
    انبياء در قرآن

  9. #39
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    7. داستان رؤيت ستاره وماه و خورشيد و ترديد ابراهيم كه آيا اين خداى گيتى است يا آن؟ در روايات اسلامى به گونه اى ديگر آمده است 2 كه شرح آن در تواريخ انبياء آمده است.
    مى گويند نمرود با خبر شد كه جوانى به دنيا خواهد آمد كه زوال ملك و آيين او به دست او صورت خواهد گرفت. نمرود, فرمود تا نوزادان پسر كشته شوند و لذا مادر ابراهيم فرزند خود را درغارى خارج شهر, دور از اطلاع همگان زاييد و پرورش داد, تا نوجوانى شد ودريك شب كه براى اولين بار ازغار خارج شد و ستاره ماه وخورشيد را نگريست, به ترديد افتاد كه آيا خداى من ماه است يا خورشيد, وبا افول ماه وخورشيد به توحيد ربوبى معترف و آشنا گشت.
    اين داستان به اين منظور خلق شده است تا مسأله رؤيت ستاره ماه و خورشيد را براى اولين بار توجيه كند, اما درهمه تواريخ و سيره ها و درهمه تفاسير و روايات مسطور است وبه قطعيت پيوسته است كه نمرود, ابراهيم را از زادگاهش اخراج كرد و ابراهيم و لوط با خاندانش نينوا را پشت سر نهاده به شام و فلسطين مهاجرت كردند. نه سلطنت و قدرت نمرود به دست ابراهيم زايل شد و نه مردم ازدين خود دست برداشته و به توحيد گراييدند.
    واقعيت همان است كه قرآن مجيد درميان نهاده و به صراحت مى گويد: (وكذلك نرى ابراهيم ملكوت السموات والأرض) واين ارائه مانند ساير موارد, درعالم رؤيا صورت گرفته است وگرنه ستاره وماه و خورشيد هرشب و روز طالع مى شوند وهزاران سال است كه تكرار مى شود, نه افولى درميان است ونه غروبى, جز آن كه در نقطه اى طالع است ودر نقطه اى ديگر شارق و در نقطه ديگر غارب, واين نسل بشريت است كه مانند كاروانى مى آيد و مى رود و جز با انديشه صحيح و عبرت اصيل, نمى تواند با حقائق پشت پرده آشنا گردد.
    انبياء در قرآن

  10. #40
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    8. ابراهيم خليل, نه تنها با بتهاى بى جان مبارزه مى كرد, بلكه با بتهاى جاندار, از قبيل شاهان و سلاطين كه خود را خدايگان مردم و مربى و رهبر جامعه خود مى دانستند, نيز مبارزه مى كرد. از جمله قرآن مجيد مى گويد:
    (ألم تر الى الذى حاجّ ابراهيم فى ربّه ان آتاه اللّه الملك اذ قال ابراهيم ربّى الذى يحيى و يميت قال أنا أحيى و أميت قال ابراهيم فان اللّه يأتى بالشمس من المشرق فأت بها من المغرب فبهت الذى كفر واللّه لايهدى القوم الظالمين) بقره/ 258
    آيا نديدى آن مرد با ابراهيم خليل چسان محاجه و استدلال كرد, ازآن رو كه مغرور شده بود به پادشاهى و قدرتى كه خدا به او عنايت كرده بود. ابراهيم به او گفت پروردگار من خدايى است كه زنده مى كند ومى ميراند. آن مرد گفت: من نيز زنده مى كنم و مى ميرانم. ابراهيم گفت: اما خداوند خورشيد را ازمشرق برمى آورد, تو آن را از مغرب برآور. آن مرد كافر مبهوت مانده و محكوم شد. خداوند, مردمان ستمگر و سيه كار را هدايت نخواهد كرد.
    پس ازآن كه ابراهيم را به آتش افكندند و آتش براو سرد و گلستان شد, براساس يك سنت قديمى, ابراهيم را از كشته شدن معاف كردند و به خاطر اين كرامت شايگان, نمرود, شاه بابل و نينوا خواستار شد تا ابراهيم را ببيند وچون بر دربار او وارد شد, نمرود از او پرسيد: خداى توكيست؟ وابراهيم فرصت را غنيمت شمرد وگفت: پروردگار من آن كسى است كه مرگ و زندگى مى بخشد. نمرود گفت: اين كار ازمن نيز ساخته است. من نيز زنده مى كنم و مى ميرانم. ابراهيم به او گفت خداى من خورشيد را از مشرق طالع مى كند, تو اگر مى توانى خورشيد را ازمغرب طالع كن, ونمرود, درمانده و مبهوت ماند.
    انبياء در قرآن

صفحه 4 از 19 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •