انبياء در قرآن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
انبياء در قرآن
صفحه 8 از 19 نخستنخست ... 45678910111218 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 185
  1. #71
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    2. شهر مدين در مسير قافله هاى تاجران قرارداشت وآن مردم با كم فروشى ازيك سو و بى ارزش جلوه دادن كالاى ديگران از سوى ديگر واحياناً راهزنى و اختلاس اموال مردم بيگانه, فساد و تباهى مى كردند, واگر مسافران را ازمردم مؤمن تشخيص مى دادند, به آزار آنان مى پرداختن د.
    شعيب به آنان گفت: (اى مردم خدا را بپرستيد ودست از پرستش بتها برداريد. اينك با ابلاغ رسالت من, آئين روشن و معقولى از جانب خدايتان به شما هديه مى شود. بر اساس اين آيين الهى, پيمانه را پركنيد و ترازو را ميزان كنيد وكالاى مردم را بى ارزش جلوه ندهيد و ارزان ن خريد و سرزمين شما كه با خير و خوبى وصلاح قرين است, آن را به فساد و تباهى نكشيد و مردم مؤمن را به خاطر صلاح و عفت تهديد مكنيد وآزار مدهيد و از فرجام كار مفسدان بترسيد كه مانند قوم نوح و قوم هود و قوم صالح به عذاب الهى دچار شويد. بويژه از سرنوشت قوم لوط كه شما با آنان درفساد و راهزنى هماهنگ شده ايد, و حتى ازنظر تاريخ يعنى از نظر زمان ومكان با آنان فاصله چندانى نداريد) (اعراف/84ـ85) ازاين رو مراقب اعمال خود باشيد و دست از تباهى در اموال و پرستش بتها برداريد كه عذاب قوم لوط بر شما نازل نشود.
    عذابى كه بر قوم صالح و قوم لوط نازل شد, يك سنگ آسمانى بود كه با غرشى مهيب برسرآنان نازل شده بود, و لذا قوم شعيب گفتند:
    (فأسقط علينا كسفاً من السماء ان كنت من الصادقين) شعراء/188
    اگر راست مى گويى, سنگى از آسمان برسر ما فرو انداز.
    انبياء در قرآن

  2. #72
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    3. قرآن مجيد درسوره اعراف مى گويد:
    (فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جاثمين) اعراف/91, عنكبوت/37
    باز درسوره هود مى گويد:
    (واخذت الذين ظلموا الصيحة فأصبحوا فى ديارهم جاثمين) هود/95
    اين مانند عذاب قوم لوط و عذاب قوم صالح است كه شرح آن گذشت و چگونگى آن چنين است كه سنگى از آسمان فرو افتد كه غرشى عظيم ايجاد كند و زمين منطقه را به شدت بلرزاند. مردم با وحشت صدا, خرد خود را ازكف بدهند ومبهوت شوند و سقف و ديوار خانه ها برسرآنان فرو افتد و فرصت نيابند كه فرار كنند, جز آن كه براى فرار, برسر زانو برخاسته باشند و سقف برسر آنان فروريخته باشد واين است معنى (جاثمين) به زانو درآمدگان.
    انبياء در قرآن

  3. #73
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    4. محل فروافتادن اين سنگ, داخل جنگل بود ودراثر آتش گرفتن جنگل, آتشى عظيم با دودى غليظ و سياه برسر شهر سايه افكن شد و بارانى ازخاشاك و خاكستر برسرآنان فرو باريد. اين گونه عذاب, شباهت كاملى دارد با عذاب دوزخ كه به تعبير قرآن (عذاب يوم عظيم) 9 است. قرآن مجي د درباره عذاب دوزخ مى گويد
    (إنّا أعتدنا للظالمين ناراً أحاط بهم سرادقها) كهف/29
    ونيز مى گويد: (إنّها عليهم مؤصدة. فى عمد ممدّة) (همزه/8ـ9) كه در كره دوزخ, مانند سياره زهره, گازها به آسمان متصاعد مى شود وتا به جو بالا نرسد, مشتعل نمى گردد وگويا آتش رامانند خيمه اى سياه برسركره زهره طناب كشيده اند و سايبان كرده اند. قرآن مجيد اين نكت ه را در سوره شعراء يادآور مى شود:
    (كذّب أصحاب الأيكة المرسلين. إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون أوفوا الكيل ولاتكونوا من المخسرين. وزنوا بالقسطاس المستقيم. ولاتبخسوا الناس أشياءهم )
    تا آن جا كه مى گويد:
    (فأسقط علينا كسفاً من السماء إن كنت من الصادقين فكذّبوه فأخذهم عذاب يوم الظلّة إنّه كان عذاب يوم عظيم) شعراء/176ـ189
    عذاب يوم الظلّة, نام آن عذابى نيست كه بر قوم مدين سايه افكند, بلكه مانند آن عذابى است كه قرآن مجيد گفته است:
    (وأصحاب الشمال ما أصحاب الشمال. فى سموم و حميم. و ظلّ من يحموم. لابارد و لاكريم) واقعه/41ـ44
    ونيز گفته است:
    (لهم من فوقهم ظلل من النار و من تحتهم ظلل) زمر/16
    بنابراين اصحاب أيكه, همان اصحاب مدين مى باشند, نه آن كه شعيب بردوقوم و دوملت مبعوث شده باشد, اول, قوم مدين كه با عذاب صيحه و رجفه هلاك شدند, ودوم, اصحاب ايكه كه با آتش جنگل هلاكت رسيدند.
    انبياء در قرآن

  4. #74
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    5. شعيب به اهل مدين گفت: كم فروشى نكنيد وكالاى مردم را معيوب نشماريد كه ارزان بخريد. سپس گفت:
    (بقية اللّه خيرلكم إن كنتم مؤمنين)
    منظور ازاين بقيه الهى, بركت است. به اين معنى كه اگر شما مؤمن باشيد, خداوند به همان سود اندك وبهره ده درصد و پنج درصد, بركت مى دهد كه براى نيازهاى شما باقى بماند. اگر شما ايمان نداشته باشيد, خداوند, شما را به درد و مرض و آفت مبتلا مى كند كه سودهاى كلان ني ز نمى تواند نيازهاى شما را برآورده سازد وهماره بايد درآمد خود را بى جا و بى مورد خرج كنيد ورنجى را هم به جان بخريد. آنچه درعرف مسلمين مشهور شده است و مى گويند: (خداوند بركت بدهد), همين معنى از آن منظور است, زيرا بركت, يعنى بجا ماندن, مانند آبى كه از سيل و باران دركوهها جمع مى شود و عرب آن را بركه مى نامند.
    * اين نوشتار, نخستين بخش از متن درسهايى است كه در دانشگاه تربيت مدرس القاء شده و سپس توسط استاد بهبودى به نگارش درآمده است. بخش دوم آن نيز در شماره آينده خواهد آمد.
    1. بحارالانوار, 12/ 44 ـ 47.
    2. مجمع البيان طبرسى, 4/ 325; بحارالانوار,12/ 18; تاريخ طبرى,1/ 236; تفسير قمى / 194.
    3. به جلد 12بحارالانوار ص 4 و 5 مراجعه شود.
    4. بقره/ 140 , ابراهيم / 39.
    5. صافات / 101 ـ 112.
    6. بحارالانوار, 12/ 152 و 147.
    7. تاريخ الخميس, 1/ 98.
    8. بحارالانوار,12/ 372 نقل از ثعلبى.
    9. انعام / 15 , اعراف / 59 , يونس / 15 , نحل / 94 , شعراء / 135 و 156 , زمر / 13 , احقاف / 21.
    انبياء در قرآن

  5. #75
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    ابراهيم خليل (ع)

    1. قرآن مجيد مى گويد:
    (واذ ابتلى ابراهيم ربّه بكلمات فأتمّهنّ قال انّى جاعلك للناس اماماً قال و من ذرّيّتى قال لاينال عهدى الظالمين) بقره/124
    خداوند عزت ابراهيم را در چند مرحله آزمود ودر همه آن مراحل, ابراهيم خليل, آزمون را با سرفرازى طى كرد و بدين جهت خداوند او را به امامت و پيشوايى موحدان برگزيد. مراحل اين آزمون در قرآن مجيد روشن شده است. ازجمله در سوره زخرف آيه 26 تا 28مى گويد:
    ( واذ قال ابراهيم لأبيه و قومه انّنى براء ممّا تعبدون. الا الذين فطرنى فانّه سيهدين. وجعلها كلمة باقية فى عقبه لعلّهم يرجعون)
    درواقع ابراهيم, يك تنه و (امة واحداً) ازهمه مشركان وكافران حتى خاندانش بيزارى جست و از سطوت و شكنجه آنان نهراسيد وخداوند اين خصيصه را در اعقاب ابراهيم برقرار فرمود, باشد كه مشركان وكافران به حق بازگردند. دراين آيه خداوند اين خصيصه و خصلت را به عنوان (كلم ه) تلقى مى كند, واين مى رساند كه سايركلمات وآزمايشات الهى از همين نمونه بوده است. بنابراين بايد به ساير آيات قرآن پرداخت تا بقيه اين كلمات آزمايشى را به دست آورد:
    پروردگارا يك تن از نسل خودم را در سرزمين بى آب و علف, نزد خانه با احترامت سكنى دادم. خدايا, تا نماز را برپا دارند.
    واز جمله قرآن مجيد به حكايت از زبان ابراهيم مى گويد:
    (ربّنا إنّى أسكنت من ذريّتى بواد غيرذى زرع عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلاة) ابرهيم /37
    واين موقعى بود كه مأموريت يافت فرزند خود اسماعيل را با مادرش هاجر, در وسط كوههاى مكه وانهد و به خدا بسپارد وچنان كرد واين بالاترين مرتبه تسليم و دومين مرحله آزمون بود كه ابراهيم خليل با سرفرازى رضاى خدا را تحصيل كرد. دراين زمينه داستانهاى جالبى وارد شده است كه در تواريخ انبيا و كتب تاريخ و كتاب بحارالانوار جلد 12 مى توان ملاحظه كرد.
    واز جمله درباره همين فرزند دلبندش اسماعيل مى گويد:
    انبياء در قرآن

  6. #76
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    (فلما بلغ معه السعى قال يا بنيّ إنّى أرى فى المنام أنّى أذبحك فانظر ماذا ترى قال يا أبت افعل ما تؤمر ستجدنى ان شاء اللّه من الصابرين. فلمّا أسلما و تلّه للجبين. وناديناه أن يا إبراهيم قد صدّقت الرؤيا إنّا كذلك نجزى المحسنين. ان هذا لهو البلاء المبين)
    صافات/103 ـ 107
    وچون بدان جايگاه رسيدند, ابراهيم گفت: اى پسرم من در خواب همى بينم كه تو را قربانى مى كنم. بنگر كه نظرت چيست؟ اسماعيل گفت: بدانچه فرمان مى يابى عمل كن كه به خواست خدا مرا صابر و شكيبا خواهى يافت. وچون هردوتن تسليم فرمان شدند و ابراهيم جبين اسماعيل را بر خ اك نهاد و ما فرياد زديم كه اى ابراهيم, تو رؤياى خود را تصديق كردى. ما اين چنين نيكوكاران را جايزه مى دهيم. و اين مراسم آزمايش بزرگى بود كه اخلاص و تسليم آن دو را روشن كرد.
    واين درموقعى بود كه ابراهيم و اسماعيل خانه كعبه را ساختند و از خدا درخواست كردند كه آداب و مناسك حج را به آنان ارائه كند. و خداوند آداب و مناسك حج را به آنان ارائه مى كرد وآنان به انجام مراسم آن قيام مى نمودند وچون به سعى وادى محسّر رسيدند كه درآن جا وار د منى مى شوند, ابراهيم به فرزندش اسماعيل گفت, درخواب چنين ارائه نمودند كه من بايد تو را به عنوان قربانى درراه خدا تقديم كنم. اسماعيل با جان و دل پذيرفت وهر دو تن تسليم شدند وابراهيم صورت اسماعيل را برخاك نهاد تا او را قربانى كند كه خداوند ندا در داد, لاز م نيست فرزندت را قربانى كنى, به جاى فرزندت اين قوچ را قربانى كن. وخداوند گفت: (آزمايشى كه نهايت اخلاص و خلّت را بيان كند همين آزمايش است) وبعد ازاين سه آزمايش به مقام امامت رسيد و اين منصب درنسل آن سرور برقرارماند.
    واين مى رساند كه منصب امامت, رتبه خالصان و تسليم شدگان دربرابر اوامر حق است كه لحظه اى خدا را فراموش نكنند و به گناه آلوده نشوند وهماره درراه خدا از بذل هستى دريغ نكنند, چونان ابراهيم خليل كه از بذل هستى دريغ نكرد. واين بود ملت حنيف ابراهيم كه خداوند گفت :
    (فاتّبعوا ملّة ابراهيم حنيفاً) آل عمران/95
    انبياء در قرآن

  7. #77
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    و از اين رو فرمود:
    (ومن يرغب عن ملّة ابراهيم الا من سفه نفسه ولقد اصطفيناه فى الدنيا وانّه فى الآخرة لمن الصالحين. اذ قال له ربّه اسلم قال اسلمت لربّ العالمين) بقره/131ـ132
    كسى از ملت ابراهيم اعراض نمى كند, مگر آن كه خود را سفيه و بى خرد ساخته باشد. ما ابراهيم را در دنيا برگزيديم و درآخرت از صالحان است. چرا كه خداوندش گفت: تسليم باش. گفت: من براى پروردگار جهانيان تسليم شدم.
    از اين رو به رسول خود گفت: ما به تو اشارت كرديم كه ازملت با اعتدال ابراهيم پيروى كن:
    (ثمّ اوحينا اليك ان اتّبع ملّة ابراهيم حنيفاً) نحل/123
    و نيز فرمود:
    (ان اولى الناس بابراهيم للذين اتّبعوه وهذا النّبى والذين آمنوا واللّه ولى المؤمنين)
    آل عمران /68
    وابسته ترين مردم به ابراهيم, آن كسانى هستند كه او را پيروى كردند و اين پيامبر ما است با ساير مؤمنان. و خداوند سرپرست مؤمنان است.
    انبياء در قرآن

  8. #78
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    2. تماس ابراهيم خليل با عالم وحى به صورت خواب و ارائه حقايق درعالم كشف وشهود بوده است.
    از جمله, بعد از آن كه ابراهيم واسماعيل ديوار كعبه را بالا بردند, ابراهيم خليل دست به دعا برداشت واسماعيل دركنار او به حال نيايش ايستاد و با هم دعا كردند:
    (ربّنا تقبّل منّا إنّك أنت السميع العليم. ربّنا واجعلنا مسلمين لك ومن ذريّتنا أمّة مسلمة و أرنا مناسكنا و تب علينا انّك أنت التواب الرحيم) بقره/127ـ128
    بارخدايا زحمات ما را در بنا نهادن خانه ات بپذير و ما دو تن را در برابر فرمانت پذيرا و با حال تسليم بدار. از فرزندان ما امتى را پذيراى فرمان خود بساز. وآداب و مناسك ما را به ما ارائه فرما. وبه ما توجه كن كه توجهات ورحمت تو فزون است.
    ارائه مناسك, جز به صورت تصوير معنى ندارد, وارائه تصاوير, يا درعالم رؤيا است ويا درحال خلوت كشف و شهود, و ظاهراً درعالم رؤيا بوده است, و لذا درمورد سعى وادى محسّر و قربانى اسماعيل مى گويد: (قد صدّقت الرؤيا) چنان كه شرح اجمالى آن گذشت. نظير اين رؤيا را در فصل بعدى ملاحظه مى كنيد.
    انبياء در قرآن

  9. #79
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    3. قرآن مجيد مى گويد:
    (ولقد آتينا ابراهيم رشده من قبل وكنّا به عالمين. اذ قال لأبيه وقومه ما هذه التماثيل التى أنتم لها عاكفون ) انبياء/51ـ54
    ما رشد ابراهيم را از پيش دراختيار او نهاديم واو را مى شناختيم, آن موقع كه به پدر خود وملت خود گفت, اين پيكرها كه به عبادت آنها پابند شده ايد, چه ارزشى دارند؟
    رشد به معناى تميز و تشخيص است كه انسان بتواند سود و زيان و حق و باطل را ازهم جدا كند. اين رشد فكرى و عقلانى ازكودكى و آغاز جوانى به ابراهيم عطا شد. و اين خود امتيازى بود كه ويژه خليل خدا گشت, آن گاه كه ابراهيم, وارد اجتماع شد و قوم وملت خود را ديد كه درب رابر بتها نيايش مى كنند وحاجت مى طلبند. واز طرف ديگر مى ديد كه پدرش آزر, نقش آفرين آن بتها و پيكرهاى بى جان است. با خود به انديشه فرو رفت كه آيا به واقع نيايش و كرنش دربرابر اين بتها روا هست؟ آيا از وجود اين پيكرهاى گونه گون ثمرى و سود و زيانى متصور هست؟ اگر همه دانشمندان و انديشمندان معترفند كه خالق بشريت, همان خداى آسمانها و زمين است, از چه رومردم دربرابر اين سنگها و چوبها و فلزات رنگارنگ, سرتعظيم فرود مى آورند؟ ويا در برابر افرادى همانند خود كه نام سلطان وخدايگان برخود نهاده اند, كرنش مى كنند و تقرب مى جويند؟
    انبياء در قرآن

  10. #80
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انبياء در قرآن




    4. در يك شب تاريك كه ابراهيم دراين گونه افكار, غوطه ور بود و به ستارگان مى انديشيد, كم كم به عالم رؤيا فرورفت و ستاره درخشان را درآسمان تيره و تار مشاهده كرد. با خود انديشيد كه پروردگار گيتى بايد همين ستاره درخشان باشد كه تنها و بى رقيب, تاريكيها را مى ش كافد وبانور رخشانش دل مى برد, ولى لحظاتى بعد كه آن ستاره درافق نهان شد, ابراهيم به خود آمد وگفت: خداى گيتى نمى شايد كه رفتنى باشد و جلوه اى زودگذر داشته باشد, چرا كه گيتى وجلوه بشريت, پايدارتر ازجلوه اين ستاره رخشان است.
    لحظه اى بعد, قرص ماه را ديد كه از گوشه افق, ساطع شد وتنها و بى رقيب, همه ستارگان را تحت الشعاع خود ساخت و تاريكيها را شكافته, به فراز آسمان بالا رفت. ابراهيم در عالم رؤيا با خود انديشيد كه پروردگار گيتى بايد همين ماه تابان باشد كه پرتو آن بر ستاره ها و ت اريكيها غالب است و لحظه اى بعد كه ماه تابان فرونشست, ابراهيم به خود آمد وگفت: انديشه ما با اين مقياس فكرى هماره راه خطا مى رود و سراب را آب مى پندارد. اگر خداى بشريت, خودش ما را به ذات خود رهنمون نشود, درحيرت وجهالت و سرگشتگى خواهيم ماند.
    پس از لحظه اى خورشيد رخشان را ديد كه يكه تاز عرصه آسمان است و پرتو آن آسمان و زمين را روشن و منور كرده است, درعالم رؤيا با خود گفت: اين خورشيد تابان ازهمه موجودات آسمانى و زمينى تابنده تر و بزرگ تر است. خداى من بايد همين خورشيد رخشان باشد. و چون خورشيد ر خشان نيز غروب كرد, متوجه شد كه آن چه درآسمان بشريت و كيهان وجودى بدرخشد, كوچك باشد يا بزرگ, نمى تواند خداى جهان باشد, زيرا همه آنها آمدنى و رفتنى هستند وآنچه رفتنى باشد, نمى تواند رفتنيهاى ديگر را ثبات ببخشد. هم از اين رو آن گاه كه با قوم خود روبرو شد, گ فت: من ازهمه اين بتهاى بى جان و با جان بيزارم. من آن خدايى را مى پرستم و خواهانم, كه آسمانها و زمين را شكافت و ماه و خورشيد تابان را مسخّر كرد.
    انبياء در قرآن

صفحه 8 از 19 نخستنخست ... 45678910111218 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •