دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)
صفحه 11 از 27 نخستنخست ... 78910111213141521 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 268
  1. #101
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    روزى براى اين كار تعيين شد و در محل مناسبى كه گنجايش هزاران تماشاچى را داشت، مقدمات اينكار فراهم گرديد. شعبده بازها طنابهايى در ميان ميدان افكندند كه درون آنها از جيوه پر شده بود و چون آفتاب بر آنها تابيد، به حركت درآمدند و بصورت مارهاى عظيم و وحشتناك در نظر مردم جلوه كردند. شعبده بازها آنقدر به پيروزى خود اطمينان داشتند كه بى اختيار گفتند: به عزت فرعون قسم كه پيروزى از آن ماست.
    در آنحال كه شعبده بازان، بادقت تمام، عالى ترين و دقيق ترين رموز سحر و شعبده را بكار برده و مردم را مبهوت كرده بودند، موسى عصاى خود را انداخت و بصورت اژدهائى شد و در يك لحظه تمام طنابها و آلات و ابزاريكه ساحران با زحمت فراوان تهيه و تدارك ديده بودند بلعيد و اثرى از آنها بجاى تگذاشت.
    جادوگران خود استاد و اهل تشخيص بودند، عمل موسى با عمل آنها قابل مقايسه نيست و دانستندكه عصاى موسى معجزه اى است از جانب خداوند و دست بشر در آن دخالتى ندارد. بدينجهت همگى بسجده افتادند و گفتند: ما به خداى موسى وهارون ايمان آورديم.
    فرعون كه بشدت از عمل جادوگران خشمگين شده بود گفت: پيش از آنكه من اجازه دهم ايمان آوريد؟! همانا او استاد شما است كه سحر را بشما آموخته است. منهم بزودى شما را بكيفر عملتان ميرسانم. دست و پايتان را از دو جهت مخالف قطع ميكنم و شما را بدار مىآويزم.
    گفتند: هر كارى ميخواهى بكن، براى ما ضررى ندارد. ما بسوى خدا برمى گرديم و اميدواريم كه گناهان ما را بيامرزد و مشمول الطاف خود قرار دهد.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  2. تشكر

    شكوفه ياس (19-12-1388)

  3. #102
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    نقشه براى قتل موسى

    و قال رجل مؤمن من آل فرعون يكتم ايمانه اتقتلون رجلا ان يقول ربى الله...
    (سوره غافر: 29)
    فرعون در جريان شعبده بازان نيز با شكست فاحشى روبرو شد و تزلزلى عجيب در عقائد مردم پديد آمد. او كه خود را در مبارزه موسى مغلوب ميديد، با اطرافيان خود براى كشتن موسى تصميم گرفتند، ولى از آنجا كه حق همواره طرفدارانى دارد، مردى از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان ميداشت، به دفاع از موسى برخواست و از او قاطعانه حمايت كرد و گفت: شايسته نيست كه مردى را بجرم اينكه خداپرست است بقتل برسانيد، بخصوص آنكه براى صدق گفتارش، دلايل روشنى دارد. اگر او رد ادعايش دروغ ميگويد، براى شما ضررى ندارد و گناه آن دامنگير خودش خواهد شد، ولى اگر راست بگويد، عذاب خدا شما را فرا ميگيرد و خداوند هم مردم دروغگو را هدايت نخواهد كرد.
    اى مردم! راست است كه امروز سلطنت در دست شما است، ولى اگر عذاب خدا نازل شد، كدام نيروئى است كه شما را از آن حفظ كند و نجات دهد؟! اى مردم! من ميترسم كه كه بواسطه كجرفتاريتان به عذابى مانند قوم نوح و عاد و ثمود و ديگران مبتلا شويد و در قيامت هم خداوند شما را بكيفر گناهانتان مجازات كند.
    قوم فرعون، سخن آنمرد با ايمان را شنيدند ولى نه تنها متنبه نشدند كه خواستند او را از عقيده پاكش برگردانند. او مردم را سرزنش كرد و گفت: من ميكوشم شما را بسوى سعادت ببرم و شما تلاش ميكنيد كه مرا به بدبختى مبتلا سازيد.
    من شما را با ايمان دعوت ميكنم و شما مرا بكفر فرا ميخوانيد؟!
    سخنان او، قوم را خشمگين نمود و در صدد قتلش بر آمدند ولى خدا او را نجات داد و بسعادت دو جهان نائل گرديد.
    تهديدها و تصميمهاى فرعون هم ذره اى از فعاليت موسى نكاست و او را در كار تبليغ سست ننمود ولى روز بروز سختگيرى فرعون نسبت بنى اسرائيل زيادتر ميشد و سركشى و طغيانش شدت مىيافت. در آن هنگام خداوند به موسى وحى فرستاد كه صريحا به فرعون بگو: آماده باش كه بزودى خداوند عذابى بر تو و قومت نازل خواهد كرد.
    پيام الهى فرعون را از خواب غفلت بيدار نكرد و او همانگونه به طغيانش ادامه ميداد، ولى از آنجا كه لطف خدا نسبت به بندگانش بى انتها است، نمونه هائى از عذاب خود را به آنقوم سركش نشان داد، باشد كه بدرگاه او برگردند و توبه كنند.
    قحطى آمد، ميوه ها از بين رفت، آب طغيان كرد و زيانها رسانيد، ملخ آمد و محصولات را از بين برد، قمل و ضفدع بر آنها مسلط شد، آب نيل مبدل به خون گرديد ولى هر بار كه عذابى ميآمد، دست به دامان موسى ميزدند و ميگفتند: از خدا بخواه اين عذاب از ما برداشته شود، ما ايمان ميآوريم و چون عذاب برطرف ميشد، در كيفر و طغيان باقى ميماندند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  4. تشكر

    شكوفه ياس (19-12-1388)

  5. #103
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    مهاجرت موسى از مصر

    و لقد اوحينا الى موسى ان اسر بعبادى فاضرب لهم طريقا فى البحر يبسا لا تخاف دركا و لا تخشى.
    (سوره طاها: 78)
    مهلتى كه خدا براى فرعون و قومش معين فرموده بود كم كم بسر ميرسيد و آنان از مهلت سوء استفاده مىكردند. راه عناد و سرسختى مىپيمودند و با پيغمبر خود مبارزه مينمودند. آيات عذاب و نشانه هاى غضب الهى آنانرا از خواب غفلت بيدار نكرد تا آخر الامر بعذاب ابدى خداوند گرفتار شدند.
    موسى بفرمان خدا شبانه بنى اسرائيل را از مصر حركت داد و بجانب سرزمين مقدس (فلسطين) رهسپار گشت ولى هنوز مسافت زيادى طى نكرده بود كه فرعون از رفتن آنان آگاه شد و لشگريان خود را از هر گوشه و كنار جمع كرد و بتعقيب موسى پرداخت.
    بنى اسرائيل بساحل بحر احمر رسيده بودند كه آثار سپاه فرعون پديدار شد آنها بهلاك خود يقين كردند و بموسى گفتند پس چه شد وعده هاى تو؟! اينك فرعون رسيد و ما گرفتار شديم.
    موسى آنها را دلدارى داد و آرام ساخت و سپس بفرمان خداوند عصاى خود را بدريا زد آب دريا شكافته شد و زمين آشكار گشت! موسى و بنى اسرائيل قدم در دريا گذاشتند و از طرف ديگر آن بسلامت خارج شدند. در اين هنگام فرعون كنار دريا رسيد دريا را شكافته و بنى اسرائيل را در طرف ديگر دريا مشاهده كرد، بطمع دستگيرى آنان قدم در شكاف دريا گذاشت.
    سپاهيانش نيز بدنبال او وارد شكاف دريا شدند، در آن حال آب دريا بهم آمد و فرعونيان در ميان امواج آب گرفتار گشتند، فرعون كه خود را گرفتار ديد و عذاب خدا را مشاهده كرد، گفت: ايمان آوردم كه خدائى نيست جز خدائى كه بنى اسرائيل باو گرويده اند و من از مسلمينم، ولى افسوس كه وقت گذشته بود و ديگر ايمان آوردن او سودى نداشت، زيرا پس از نزول عذاب خدا، اظهار ايمان نتيجه ندارد.
    ديگر آنكه احتمال ميرود فرعون ايمان واقعى نياورد بلكه مانند گذشته ميخواست با اين جمله خود را نجات دهد و باز بكفر و عناد خود برگردد، چنانچه پيش از آن هم اگر عذابى مىآمد بموسى مىگفتند دعا كن عذاب برداشته شود ما ايمان مىآوريم و چون عذاب برطرف ميشد در كفر خود باقى ميماندند.
    بارى، طومار زندگى فرعون و سپاهيانش در هم پيچيده شد و آن قوم سركش در لجه هاى دريا جان دادند، آنگاه خداوند جسد بى جان فرعون ياغى را بوسيله امواج آب بكنار دريا انداخت تا بنى اسرائيل آنرا ببينند و از آن عبرت بگيرند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  6. تشكر

    شكوفه ياس (19-12-1388)

  7. #104
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    بنى اسرائيل بت ميخواهند

    و جاوزنا بنى اسرائيل البحر فاتواعلى قوم يعكفون على اصنام لهم...
    (سوره اعراف: 135)
    بنى اسرائيل با شادى زائد الوصفى از كنار بدن بيجان فرعون گذشتند و در دل و زبان از خداوند اظهار امتنان و تشكر مىكردند كه آنها را از شر فرعون نجات بخشيد و آن مرد ياغى را بكيفر طغيانش رسانيد.
    چون مسافتى راه پيمودند، بقومى رسيدند كه در برابر بتها سجده مىكردند و بت ميپرستيدند. از آنجا كه بنى اسرائيل عمر خود را در مصر يعنى يك كشور بت پرست گذرانيده بود و با بت و بت پرستى خوگرفته بودند، از ديدن مناظر بتها و ستايش مردم در برابر آنها، هوس بت پرستى در ايشان پديد آمد و به موسى گفتند: براى ما هم خدائى قرار بده همانطور كه اين مردم خداهائى دارند، يعنى بتى تعيين كن كه مااو را بپرستيم.
    عجبا! چه زود بنى اسرائيل فراموش كردند خداى توانا را و چه زود از ياد بردند آيات پروردگار را. مگر آنها در چنگال فرعونيان بسخت ترين عذابها معذب نبودند و خدا آنها را نجات نداد؟! مگر نديدند كه فرعون و پيروانش بچه سرنوشت شومى دچار شدند و عذاب خداوندى آنها را فرا گرفت! چرا، ديدند ولى فراموش كردند و چنين درخواست بيخردانه اى از موسى نمودند.
    موسى زبان به توبيخ و ملامت آنها گشود و گفت: چه مردم نادان و بيخردى هستيد شما! آيا از خدائى كه آنهمه احسان درباره شما كرد، رو ميگردانيد و پروردگاريكه شما را از ذلت و بد بختى نجات داد و بسعادت رسانيد، فراموش ميكنيد؟! اين بزرگترين نادانى است كه كسى خداى تواناى بزرگ را رها كند و در برابر موجودات بى جان، اظهار عبوديت و بندگى نمايد.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  8. تشكر

    شكوفه ياس (19-12-1388)

  9. #105
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    ميقات موسى و انحراف بنى اسرائيل

    وواعدنا موسى ثلثين و اتممناها بعشر فتم ميقات ربه اربعين ليلة...
    (سوره اعراف: 143)
    در دورانى كه بنى اسرائيل در مصر بسر ميبرند و فرعون بر آنها تسلط كامل داشت، موسى با آنها وعده ميداد كه چون خداوند متعال فرعون را بهلاكت برساند و سيادت و آقائى بشما بدهد، كتابى از طرف خداوند خواهم آورد كه راهنما شما باشد.
    در اين هنگام كه فرعون غرق شد، موسى از خداوند در خواست كتاب كرد. باو وحى رسيد كه به ميعاد پروردگار بكوه طور بيايد و سى شب در آنجا بماند و سپس كتاب قانون آسمانى خود را دريافت كند.
    موسى، برادرش هارون را به جانشينى خود تعيين كرد و از ميان قوم بيرون آمد و به ميقات پروردگار شتافت، در آنجا بنا به مصالحى، ده شب بر مدت تعيين شده، از طرف خداوند افزوده شد و موسى چهل شب از ميان قوم غايب بود.
    در اين مدت سامرى وقت را غنيمت شمر و طلاهاى بنى اسرائيل را گرفت و ذوب كرد و مجسمه يك گوساله ساخت و مردم را به پرستش گوساله طلائى خود دعوت كرد، به مردم گفت اين است خداى شما و خداى موسى. بيائيد و او را سجده كنيد.
    هارون هر چه بنى اسرائيل را موعظه كرد، نتيجه نداد و آنها گوساله را به خدائى گرفتند و در برابر آن به سجده افتادند.
    در كوه طور پس از پايان ميقات، خداوند الواحى كه عبارت از توراة بود به موسى عطا فرمود و خبر انحراف بنى اسرائيل و گوساله پرستى ايشان را به او اطلاع داد.
    موسى بسوى بنى اسرائيل آمد و از دور فريادها و ضجه هائى شنيد دانست اين صداى مردم است كه دور گوساله مىرقصند و مىنوازند و او را پرستش مىكنند. وقتى بر آنها وارد شد، غضبناك گرديد و الواح را بر زمين انداخت و گريبان برادرش را گرفت و گفت چرا گذاشتى بنى اسرائيل گمراه شوند و چرا مانع نشدى و با مفسدين نجنگيدى تا آتش فتنه را خاموش شود و مردم محفوظ بماند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  10. تشكر

    شكوفه ياس (19-12-1388)

  11. #106
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    هارون با يك دنيا اندوه و تاءسف گفت برادر جان! گريبان مرا مگير و بر من غضب مكن، اين مردم مرا ضعيف شمردند و به سخن من اعتنا نكردند و نزديك بود مرا بكشند، تو با اين رفتار خود زبان دشمنان را به روى من باز مكن. من ترسيدم اگر اقدام به جنگ كنم تو بگوئى كه ميان بنى اسرائيل تفرقه انداختى.
    كم كم غضب موسى فرو نشست و دست به علاج واقعه زد و قبل از هر چيز به سراغ مايه فساد رفت و سامرى را مورد خطاب قرار داد و گفت: چرا اينكار را كردى و بنى اسرائيل را گمراه نمودى
    گفت: من ديدم آنچه را مردم نديدند و در روز غرق شدن فرعون مشتى از خاك زير قدم مركب فرشته خدا جبرئيل را برداشتم و آنرا در دهان گوساله ريختم، به صدا در آمد و مردم او را سجده كردند.
    موسى رو به بنى اسرائيل كرد و گفت: مردم! مگر خداوند به شما وعده نداده بود كه اگر در ايمان خود ثابت قدم باشيد، به سعادت و نيكبختى خواهيد رسيد؟!
    آيا خواستيد غضب خداوند شما را فرو گيرد كه از عهد و پيمان من سرپيچى كرديد؟! گفتند: ما به اختيار خود از فرمان تو سر نتافتيم و اگر سامرى ما را منحرف نمى كرد، در راه حق ثابت قدم بوديم ولى سامرى اين گوساله را از زر و زيورهاى ما ساخت و ما را گمراه نمود. آنگاه بنى اسرائيل از كرده خود اظهار ندامت و پشيمانى كردند و از خداوند طلب آمرزش نمودند و گفتند: اگر خدا رحم نكند و ما را نيامرزد و از زيانكاران خواهيم بود.
    موسى گفت: شما با پرستيدن گوساله به خودتان ستم كرده ايد، اينك به درگاه خدا برويد و از پيشگاه احديتش طلب مغفرت كنيد!
    اما سامرى كه اين فتنه بزرگ را بوجود آورده بود خداوند او را به عذابى گرفتار كرد كه نتواند با مردم تماس بگيرد و در اجتماعات شركت كند، از معاشرت و همنشينى مردم ناراحت بود و مجبور شد در بيابانها مانند وحشيان زندگى كند، و در آخرت عذاب دردناكى براى او مهيا فرمود.
    موسى گوساله طلائى او را سوزانيد و در دريا ريخت و به اين ترتيب آثار اين جرم نابود گرديد.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  12. تشكر

    شكوفه ياس (19-12-1388)

  13. #107
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    بقره بنى اسرائيل

    و اذ قال موسى لقومه ان الله يامركم ان تذبحوا بقره...
    در بنى اسرائيل پيرمرد ثروتمندى بود كه فقط يك پسر داشت، چون از دنيا رفت، تمام هستى و ثروت او منتقل به همان پسر شد، پسر عموهايش به او حسد بردند و از فقر خود و غناى او دچار ناراحتى گشتند.
    بدين جهت براى تصرف اموال بى حساب او، شبى وى را به مهمانى دعوت كردند و مخفيانه او را كشتند و جسدش را در يك محله پرجمعيت انداختند.
    روز بعد گريبانها چاك زدند و خاك بر سر ريختند و چند نفر را به اتهام قتل پسر عموى خود دستگير كردند، آن چند نفر بى گناه راهى به جز مراجعه به موسى نيافتند و بدينجهت به حضور موسى رفتند و از او در خواست كردند پرده از كار بردارد و ميان آنها قضاوت كند.
    موسى از خداوند مطلب را جويا شد، و سپس به آنها گفت خداوند دستور مىدهد كه شما گاوى ذبح كنيد و زبان او را بر مقتول بزنيد، زنده مىشود و قاتل خود را معرفى مىكند.
    بنى اسرائيل كه داراى روح مسامحه و اهمال و بهانه جوئى بودند گفتند: اى موسى ما را مسخره مىكنى! گفت: به خدا پناه مىبرم كه من از جاهلان باشم و بندگان خدا را استهزا كنم.
    اگر بنى اسرائيل همان روز - بدون چون و چرا - گاوى ذبح مىكردند، خيالشان آسوده مىشد، ولى آنها در تعيين گاو بهانه گيرى كردند، خداوند هم بر آنها سخت گيرى كرد.
    گفتند اى موسى از خدا بپرس كه چگونه گاوى است كه بايد ذبح كنيم! گفت خداوند مىفرمايد: گاويست نه پير. نه جوان بلكه ميانه بين جوانى و پيرى است.
    گفتند: از خداوند جويا شو كه رنگ آن چگونه است موسى پس از سؤال، گفت: رنگ آن زرد درخشنده ايست كه بينندگان را به سرور مىآورد.
    باز بنى اسرائيل گفتند از خدا سؤال كن كه توضيح بيشترى درباره آن بدهد، زيرا امر اين گاو بر ما مشتبه شده، موسى گفت خداوند مىگويد: گاويست كه براى شخم زدن زمين و آب كشيدن از چاه آماده نشده و از هر عيبى برى و رنگ آن زرد خالص است.
    گفتند اينك حقيقت مطلب را بيان كردى، و سپس براى بدست آوردن چنين گاوى به جستجو پرداخته و در تمام بنى اسرائيل تنها يك گاو با اين خصوصيات پيدا كردند و به قيمت گران خريدند و با ذبح گاو قاتل شناخته شده و به كيفر جنايت خود رسيد.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  14. تشكر

    شكوفه ياس (19-12-1388)

  15. #108
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    قارون

    ان قارون كان من قوم موسى قبعى عليهم...
    (سوره قصص: 76)
    قارون از قوم موسى و از خويشان نزديك او بود، در ابتداى كار مردى صالح و با تقوا بود ولى چون مدت توقف بنى اسرائيل و سرگردانى آنها در تيه به طول انجاميد، قارون از قوم كناره گيرى كرد و به صنعت كيميا گرى و طلا سازى پرداخت و به واسطه اين عمل ثروت بيشمار و گنجينه هاى از طلا براى خود تهيه كرد، كليدهاى خزائن قارون را چند تن از مردان نيرومند حمل مىكردند.
    ثروت و گنجينه ها،قارون را به سركشى و طغيان و تكبر كشانيد و او را به لب پرتگاه بدبختى رسانيد. به مؤمنين به نظر حقارت مىنگريست و به داشتن ثروت، بر آنها افتخار مىكردند و بزرگى مىفروخت.
    مردم كوته نظر هم وقتى تجملات و تشريفات زندگانى قارون را مىديدند، به او حسرت مىبردند و با خود مىگفتند اى كاش ما هم مانند قارون چنين ثروت و دستگاهى مىداشتيم زيرا او رااز زندگى استفاده كامل مىكند.
    خردمندان قوم مىگفتند: واى بر شما، به اين ظواهر فريبنده زندگى قارون حسرت نبريد، همانا ثواب خداوند براى مردم با ايمان، بسى گرانبهاتر و بالاتر از اينها است.
    جمعى از روشن دلان بنى اسرائيل، وقتى تندرويهاى قارون را ديدند او را نصيحت كردند و گفتند: اى قارون! به اين زرد سرخ دنيا خورسند مباش زيرا خداوند چنين كسان را دوست ندارد تو بااين ثروت عظيم و نعمتهاى بى پايانى كه خدابتوارزنى داشته آخرت را آباد كن و قدمى براى خدا بردار، از دنيا بهره بردارى كن و همانطور كه خداوند به تو احسان كردن، تو با بندگان او نيكى و احسان كن، به راه فساد مرو و مفسده جو مباش زيرا پروردگار مفسيدين را دشمن دارد.
    قارون گفت: من اين ثروت را خودم، به واسطه علمى كه دارم (كيميا) تهيه كرده ام، ولى گويا نمى دانست كه خداوند ملتها و امتهائى از او نيرومندتر و غنى تر بودند، به واسطه گناهشتم بهلاكت رسانيد و هلاك كردن او هم در پيشگاه خدا امرى است سهل و آسان.
    بارى، ثروت و مال، سركشى قارون را بجائى رسانيد كه موسى به خيمه او وارد شد، لبخندى تمسخرآميز زد و پيغمبر آسمانى خدا را كوچك شمارد، موسى با مهربانى و لطف از او پرسيد: چرا در مجمع بنى اسرائيل كه براى توبه و انابه به درگاه خدا تشكيل شده شركت نكرده اى قارون جواب او را با مسخرگى و رذالت داد، موسى افسرده از خيمه او بيرون آمد و بيرون خيمه روى زمين نشست، قارون دستور داد مقدارى خاكستر و آب آلوده بر سر و لباسهاى موسى ريختند.
    موسى به درگاه خدا از اهانتى كه قارون به او روا داشته بود شكايت كرد، خداوند متعال در مقابل سركشى و طغيان قارون و اهانت به مقدسات، او و تمام گنجينه هايش را به زمين فرو برد و به عذاب ابدى گرفتارش ساخت.
    در آنحال كسانى كه به زندگانى او حسرت مىبردند، با سرور و خوشحالى به گفتند چه خوب شد كه ما مثل قارون نبوديم و به عذاب خداوند مبتلا نشديم.
    آرى، سعادت و نيكبختى و بهشت جاويد، مخصوص كسانى است كه در دنيا سركشى و طغيان نكنند و در زمين فساد برپا ننمايند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  16. تشكر

    شكوفه ياس (19-12-1388)

  17. #109
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    تيه


    چهل سال سرگردانى

    و اذقال موسى لقومه يا قوم اذكروا نعمة الله عليكم اذ جعل فيكم انبياء...
    (سوره مائده: 20)
    كم كم بنى اسرائيل به سرزمين مقدس (فلسطين) نزديك شدند.
    فلسطين كشورى است كه خداوند وعده فرموده آنرا به بنى اسرائيل عطا كند و پادشاهى آن سرزمين را بايشان تفويض نمايد و زمامدارانيكه در آن حكومت ميكنند براند.
    بنى اسرائيل كه سالها در ذلت و خوارى زندگى كرده بودند، روح مردانگى و شهامت در آنها مرده بود، دچار ترس و بيم شدند و هر قدمى كه به طرف فلسطين ميرفتند، مرگ را جلوى چشم خود ميديدند و ياراى جنگ و مقاومت با پادشاهان را در خود نمى يافتند.
    اين ترس و اضطراب موقعى به منتهى درجه رسيد كه جاسوسان موسى از فلسطين برگشتند و از قوة و قدرت سربازان و مردم آن مرز و بوم سخن گفتند.
    موسى هرچه آنها را براى رفتن به فلسطين تشويق كرد نتيجه نداد و جواب دادند كه تو با خدايت برويد با آنها جنگ كنيد، ما اينجا نشسته ايم. وقتى وقتى آنها فلسطين را تخليه كردند و رفتند ما خواهيم آمد.
    موسى درمانده شد و شكوه بدرگاه خدا برد و عرضه داشت: پروردگارا! من تنها اختيار خودم و برادرم را دارم. تو ميان ما و اين مردم حكم كن.
    خداوند به او وحى فرستاد كه سرزمين فلسطين بر آنها حرام است و چهل سال بايد در بيابانها سرگردان باشند.
    شايد سرگردانى چهل ساله بنى اسرائيل بدين جهت بود كه تربيت شدگان دامان ذلت و خوارى بميرند و آن روحيه هاى ضعيف و زبون نابود شود و نسل جوان كه ذلت فرعونيان روح آنرا نكشته، قدم در ميدان بگذارد و با شهامت و مردانگى، سرزمين موعود را تصرف كنند.
    چهل سال در آن بيابان گذشت. موسى وهارون در همان بيابان از دنيا رفتند و پس از آن مدت، بنى اسرائيل بر رهبرى يوشع بن نون، جانشين موسى، قدم در فلسطين گذاشتند و با مردانگى آنرا متصرف شدند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  18. تشكر

    شكوفه ياس (19-12-1388)

  19. #110
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    وفات هارون و موسى

    دوران تبليغ بسر آمد و ماءموريت آسمانى موسى وهارون خاتمه يافت، به دستور خداوند، هر دو به كوه «هور» رفتند و در آنجاهارون از دنيا رفت و موسى جسد وى را به خاك سپرد چون ميان بنى اسرائيل برگشت و خبر وفات هارون را به بنى اسرائيل گفت: وى را متهم به قتل هارون كردند، خداوند براى اينكه بنى اسرائيل بدانند موسى او را نكشته ؛ پرده از جلوى چشم آنان برداشت،هارون را با بدن سالم، روى تختى ميان زمين و آسمان ديدند و دانستند كه او مرگ طبيعى از دنيا رفته است.
    چندى گذشت، موسى هم به امر حق تعالى بر فراز كوه «نبو» رفت و از آنجا نگاهى به سرزمين فلسطين و بيت المقدس كرد و در همان مكان قبض روح شد و دفن گرديد.
    يوشع بن نون كه از اسباط يوسف بود، به امر بنى اسرائيل قيام كرد و آنان به رهبرى او به سرزمين موعود قدم گذاشتند ولى چون بنى اسرائيل به مخالفت امر خداوند عادت كرده بودند، در اين مورد هم بر خلاف امر او رفتار كردند و به عذاب خداوند مبتلا شدند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  20. تشكر

    شكوفه ياس (19-12-1388)

صفحه 11 از 27 نخستنخست ... 78910111213141521 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •