دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)
صفحه 16 از 27 نخستنخست ... 612131415161718192026 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 268
  1. #151
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    ام هانى لحظه اى به فكر فرو رفت آنگاه سر برداشت و گفت اى رسول محترم! و اى پسر عموى عزيز! تو را به خدا نزد اين قوم مشرك مرو و اين حديث را براى آنها بيان مكن. آنان با تو دشمن هستند و بهانه اى مىخواهند كه تو را آزار كنند. بگذار اين خبر مكتوم بماند و مخالفين دست آويزى پيدا نكنند.
    اين سخنان، اگر چه از روى صميميت و خيرخواهى ادا شد اما براى رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم قابل قبول نبود. زيرا لغت ترس براى پيغمبر مفهومى نداشت.
    لحظه اى بعد، رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم از خانه بيرون آمد و به سوى مسجد الحرام رهسپار شد، در مسجد جمعى از قريش حضور داشتند. ابوجهل كه نظرش به آن حضرت افتاد، از ميان جمعيت با لحن تمسخرآميز گفت:
    از طرف خدا تازه اى براى تو پيش نيامده
    فرمود: چرا، شب گذشته خداوند مرا به بيت المقدس برد. ابوجهل گفت: ديشب بيت المقدس رفتى اينك بامداد است اينجا هستى فرمود:
    آرى خداوند مرا شبانه به بيت المقدس برد. در آنجا جمعى از پيامبران گذشته را ديدار كردم. از آن جمله ابراهيم، موسى و عيسى بن مريم بودند، من نماز خواندم آنان به من اقتدا كردند.
    مطعم بن عدى گفت: آيا تو دو ماه راه را در يك شب رفتى من شهادت مىدهم كه تو دروغ مىگويى! قريش گفتند: دليل صدق ادعاى تو كدامست فرمود ديشب در فلان وادى، فلان كاروان را ديدم، شترى از شتران خود را گم كرده و در جستجوى او بودند. در ميان متاع آنها ظرف آبى بود كه روى آن را پوشانده بودند. من آب آن ظرف را خوردم و سپس روى ظرف را پوشانيدم.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  2. #152
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    قريش گفتند: اين يك دليل، دليل ديگرت چيست
    فرمود: به فلان كاروان هم برخوردم، شتر فلان كس رم كرده و دستش شكسته بود شما پس از رسيدن آن كاروان از آنها بپرسيد تا صدق سخن من بر شما معلوم شود.
    گفتند: اين هم يك نشانه، حالا بگو كاروان تجارتى ما را در كجا ديدى فرمود كاروان شما را در وادى تنعيم، چنين و چنان ديدم. پيشاپيش كاروان شما شترى به رنگ سياه و سفيد بود و هنگام طلوع آفتاب، آن كاروان خواهد رسيد.
    قريش كه اين جمله را شنيدند، گفتند: محمد ميان ما و خودش حكم كرد و صدق يا كذب سخن او تا چند لحظه ى بعد كه خورشيد طلوع مىكند آشكار خواهد شد.
    اين سخن گفتند و همه به سوى بيابان دويدند و بيرون شهر به انتظار طلوع آفتاب و رسيدن كاروان خود نشستند.
    هنوز توقف آنها به طول نيانجاميده بود كه يكى از آنها فرياد زد: اينك خورشيد طلوع كرد... كه ديگرى از جانب ديگر گفت: و اين هم كاروان ما به همان هيئتى كه محمد خبر داد از دور نمايان شد.
    قريش با ديدن اين آيت روشن، باز هم از عناد خود، دست نكشيدند و به كفر و سرسختى باقى ماندند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  3. #153
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    هجرت

    و اذ يمكربك الذين كفروا ليثبتوك او يقتلوك او يخرجوك و يمكرون و يمكرو الله و الله خير الماكرين.
    (سوره انفال: 41)
    بت پرستان قريش، در مقابل تبليغات خاتم انبياء و مشاهده آيات و معجزات، سرسختى نشان دادند و حاضر به قبول دين حق نشدند. آنها فكر مىكردند كه اگر ايمان بياورند سيادت و سروريشان پايان مىيابد و راه دخلشان بسته مىشود. ولى در عين حال هم باور نمى كردند كه پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم بتواند كارى انجام دهد و موفقيتى پيدا كند. لذا مبارزه آنها در ابتداى كار، تنها مسخره كردن و لبخند استهزاءآميز زدن و احيانا سنگ بر آن حضرت انداختن بود.
    ولى رفته رفته، ديدند تبليغات پيغمبر، در دل جمعى مؤثر افتاده و عده اى به او ايمان آورده اند. بدين جهت بر شدت مبارزه خود افزودند و جدا بناى اذيت را گذاشتند. هم پيغمبر را آزار مىكردند و هم مومنين و گروندگان به او را. اما در برابر سخت گيريها و آزارهاى مشركين، صبر و تحمل مسلمين نيز بهت آور بود. اين فشارها و اذيت ها هنگامى به منتها درجه رسيد كه قريش، از اسلام آوردن مردم مدينه و بيعت آنها با رسول خدا آگاه شدند و مخصوصا شنيدند كه بعضى از مسلمين به سوى مدينه رفته اند و آنجا را پناهگاه خود گردانيده اند.
    خبر اسلام آوردن اوس و خزرج كه دو طايفه بزرگ مدينه بودند آنچنان قريش را مضطرب نمود كه بلافاصله در دارالندوه (جايگاه مشورت براى كارهاى مهم) جمع شدند تا درباره رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم تصميم قطعى اتخاذ كنند. رجال و اشراف و سران قريش، از قبيل: نضر بن حارث، ابوجهل، عتبه، شيبه، ابوالبخترى بن هشام، امية خلف و جمعى ديگر دور هم نشستند و به مشورت پرداختند.
    يكى از آنان آغاز سخن كرد و ديگران را مخاطب قرار داد و چنين گفت: همانطورى كه اطلاع داريد، امر محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم براى ما مشكل بزرگى بوجود آورده است ؛ روز به روز هم نفوذ او دامنه پيدا مىكند. جمعى در مكه به او گرويده اند و اخيرا مدينه را تحت نفوذ تبليغات خود درآورده و ممكن است به نقاط ديگر هم سرايت كند و اين را هم بدانيد كه ما او را به انواع شكنجه ها و آزارها گرفتار نموده ايم و پيروان او را هم بى اندازه اذيت كرده ايم. اما او و پيروانش مانند سد آهنين و دژ پولادين هستند. از روش خود بر نمى گردند و در عقيده خود ثابت قدم هستند.
    آنچه از هميشه بيشتر فكر ما را به خود مشغول داشته، اسلام آوردن اهل مدينه و هجرت مومنين مكه به آن سرزمين است. الان اهل مدينه بهترين پشتيبان و يار و ياور محمد هستند. بدون ترديد در آتيه نزديك محمد هم به مدينه مىرود آنگاه مشكل ما افزون مىگردد و ما ايمن نيستيم از اينكه چند روز بعد او با سپاهى مجهز بر ما بتازد و سيادت ما را بر باد دهد و زندگى ما را بر هم زند. شما در اين مجلس هر تصميمى داريد، بگيريد و هر نظريه اى كه داريد اظهار كنيد.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  4. #154
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    ابوالبخيرى گفت: محمد را در زنجير آهنين قرار دهيد و زندانش كنيد تا در گوشه زندان و زير زنجير بميرد. گفتند اين نظريه صحيح نيست زيرا طايفه بنى هاشم و ياران فداكار او به هر ترتيبى باشد، او را مىربايند و ما نتيجه اى نمى گيريم.
    ربيعة بن عمرو گفت: او را از مكه اخراج مىكنيم و خيال همه را آسوده مىسازيم. گفتند: اين هم درست نيست زيرا محمد هر جا برود با زبان فصيح و سخنان جذاب خود مردم را مطيع خود مىگرداند.
    ابوجهل گفت: عقيده من آن است كه از هر قبيله اى يك نفر را با خود همراه كنيم. آنگاه شبانه با شمشير بر او بتازيم و همه با هم شمشيرها را بر او فرود آوريم تا خونش ميان قبائل عرب تقسيم شود و كسى را ياراى جنگ با تمام طوايف نباشد.
    اين نظريه به اتفاق آراء تصويب شد و براى انجام مقدمات كار، هر كدام به طرفى رفتند.
    همان ساعت جبرئيل بر رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم نازل شد و او را از تصميم قريش آگاه نمود و گفت: بايد همين امشب كه قريش خانه ات را محاصره مىكنند، على عليه السلام را در بستر خود بخوابانى و شبانه از مكه خارج شوى.
    رسول اكرم، على عليه السلام را طلبيد و مطلب را به او اطلاع داد. على با آغوش باز آن پيشنهاد را پذيرفت و حاضر شد براى حفظ جان پيغمبر فداكارى كند و جان خود را در معرض خطر قرار دهد.
    شب فرا رسيد و كفار قريش، خانه پيغمبر را محاصره كردند و منتظر نشستند كه صبح طالع شود و تصميم خود را به مرحله عمل بگذارند. پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم با اتكاء به خداوند متعال از ميان آن جمع خارج شد و خداوند خواب را بر آنها مسلط كرد كه رسول اكرم را نديدند.
    چون بامداد شد و هوا روشن گرديد، كفار مشاهده كردند كه على بجاى پيغمبر خوابيده و آنها از اول شب تا صبح نگهبان على بوده اند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  5. #155
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    براى پيدا كردن رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم كفار قريش كوشش فراوان كردند و تا جلو غار ثور كه رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم در آن مخفى بود، آمدند ولى آن حضرت را نديدند و نااميد برگشتند.
    رسول خدا سه روز در آن غار بسر برد و سپس به فرمان خداوند متعال به سوى مدينه رهسپار شد.
    اهل مدينه كه مدتها در انتظار تشريف فرمائى پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم روز شمارى مىكردند به استقبال آمدند. ولى آن حضرت در بيرون شهر مدينه منزل كرد و فرمود: تا پسر عمويم على عليه السلام به ما ملحق نشود، ما وارد مدينه نخواهيم شد.
    على عليه السلام پس از هجرت رسول خدا طبق دستور آن حضرت ودايع و امانتهاى مردم را رد كرد و سپس با مادرش فاطمه بنت اسد و فاطمه زهرا، دختر رسول خدا، و چند نفر ديگر، بسوى مدينه حركت كرد.
    رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم از آمدن على عليه السلام بى اندازه مسرور شد و آنگاه به اتفاق وارد مدينه شدند و سال هجرت خاتم انبياء صلّى الله عليه وآله وسلّم آغاز تاريخ مسلمين قرار داده شد.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  6. #156
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    ورود پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم به مدينه

    قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبله ترضاها...
    (سوره بقره: 144)
    مراسم ورود پيامبر اسلام به شهر مدينه، با نهايت تجليل و احترام برگذار شد. موجى از شادى در اعماق قلوب مردم آن سرزمين بوجود آمده بود.
    تا پيش از آن روز، مدينه را «يثرب» مىگفتند. ولى با ورود رسول اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم نام پيشين خود را از دست داد و عنوان «مدينة الرسول» يعنى «شهر پيغمبر» را به خود گرفت.
    نخستين اقدام پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم در مدينه، تاءسيس مسجد بود كه در حقيقت پايگاه و مركز تمام فعاليتها به شمار مىآمد.
    در سال اول هجرت، كوشش رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم در راه ايجاد وحدت و يگانگى مسلمين و ريشه كن ساختن اختلافات داخلى بين دو قبيله بزرگ، اوس و خزرج، و بستن قراردادها با همسايگان نزديك بكار رفت.
    قراردادى با يهوديان اطراف مدينه به عنوان عدم تعرض امضا فرمود كه بنا به مفاد آن، طرفين به هيچ وجه در صدد آزار يكديگر بر نيايند و همزيستى مسالمت آميزى داشته باشند. اقدام مهمى كه در اين سال صورت گرفت، اين بود كه به فرمان خداوند، افرادى كه تجانس روحى و تناسب فطرى و فكرى داشتند با يكديگر برادر خوانده شدند و پيامبر اسلام ميان ياران خود از مهاجرين و انصار، عقد اخوت برقرار ساخت و ميان هر يك نفر از مهاجرين با يك نفر از انصار رابطه برادرى ايجاد كرد و چون نوبت به على عليه السلام رسيد، فرمود: على برادر من است.
    دومين سال هجرت آغاز شد. مسلمانان تا آن هنگام به سوى بيت المقدس نماز مىگذاردند و قبله اسلام بيت المقدس بود. ولى در ابتداى اين سال دستور رسيد كه مسلمين به سوى كعبه نماز بخوانند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  7. #157
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    تغيير قبله براى يهود ضايعه اسفناك و ضربه مهلكى بشمار آمد. زيرا تا آن روز، اسرائيليان مجاور مدينه، قبله بودن بيت المقدس را از مفاخر دين و افتخارات ملت خود مىشمردند و اميد داشتند كه به دليل وحدت قبله، نيروى مسلمين را ضميمه نيروى خود كنند و مسيحيت را از شبه جزيرة العرب ريشه كن نموده، يهوديت را مذهب رسمى و آئين همگانى عرب قرار دهند ولى با اين ترتيب اميدشان يكباره قطع شد و دانستند كه اسلام نيرومندتر از آن است كه بتوان از آن سوء استفاده كرد.
    هر قدر مسئله تغيير قبله براى يهودگران و كوبنده بود، براى مسلمين سودمند و ارزنده به شمار مىآمد. زيرا يكى از آثار اين كار متوجه ساختن مسلمين به مكه بود. اين توجه علاوه بر جنبه عبادت، صورت ديگرى هم در اذهان مردم پيدا مىكرد.
    مسلمانان حداقل روزى پنج بار مىبايستى رو به سوى مكه بايستند. مكه را به ياد آورند. مكه اى كه كعبه مسلمين است و بايد محيط فضليت، تقوى، اخلاص و... باشد، خانه شرك و بت پرستى و رذائل شده و خانه خدا، به بت خانه اى آلوده تبديل يافته است.
    توجه به اين نكته، مسلمين را به فكر مىانداخت كه به هر ترتيبى شده بايد اين خانه بزرگ، از وجود بتان و بت پرستان پاك و به حق، جايگاه پرستش حق شود.
    اثر مهم ديگرى كه از آن حاصل مىشد، استقلال و اتحاد مسلمانان در جميع جهات، حتى در جهت قبله بود. زيرا خداوند دوست دارد كه مومنان در همه چيز با هم موافق و متحد باشند.
    خداوند در قرآن كريم، سوره آل عمران آيه 103 مىفرمايد:
    و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا و اذكروا نعمة الله عليكم اذ كنتم اعداء فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخوانا.
    يعنى: «همه شما به ريسمان محكم خدا چنگ زنيد و از تفرقه و اختلاف بپرهيزيد و متذكر اين نعمت خدا باشيد كه بين شما دشمنى و عدوات حكم فرما بود و او دلهاى شما را با يكديگر الفت داد و با يكديگر برادر شديد.»
    به اين ترتيب، اگر بنا بود مسلمانان در نماز خويش، به جهات مختلف متوجه شوند، از اختلاف جهت آنها توهم اختلاف در عقيده و روش، و ساير امور پديد مىآمد. ولى با اين عمل، خداوند مقرر فرمود كه در حال نماز، همه به يك سو بايستند تا علاوه بر اتحاد معنوى، اتحاد صورى نيز برقرار باشد و از اينجا پى مىبريم كه قانونگذار اسلام تا چه پايه اتفاق و اتحاد مسلمين را در امور خير و كارهاى خوب دوست دارد.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  8. #158
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    جنگ بدر

    و لقد نصركم الله ببدر و انتم اذلة فاتقوا الله لعلكم تشكرون.
    (سوره آل عمران: 123)
    كاروان قريش با كالاهاى تجارى به رهبرى ابوسفيان، از شام به سوى مكه رهسپار بود. اين كاروان مطابق معمول بايد از كنار چاهى كه معروف به بدر بود، بگذرد. عبور از اين مسير كه با مدينه چندان فاصله اى نداشت، در دل رهبر كاروان تشويشى مجهول بوجود آورده بود. ساعتها بود كه ابوسفيان سر به گريبان و ترسان بنظر مىرسيد. او مىانديشيد كه مبادا مسلمانان از وضع قافله مطلع شوند و آن را مورد حمله قرار دهند.
    نزديك چاه بدر، اين احتمال قوى تر شد و آثارى از مسلمانان در آن حدود بدست ابوسفيان آمد. وى براى اينكه علاج واقعه را قبل از وقوع بنمايد، مردى را به ده سكه زر سرخ و يك شتر صحرا نورد، اجير كرد كه سه روزه خود را به مكه برساند و اشراف مكه را از وضع راه و كاروان خبر دار سازد.
    آنگاه فرمان داد قافله از همانجا برگردد و از ساحل درياى سرخ خود را به جده رسانيد.
    سه روز بعد، ندائى در شهر مكه به گوش مردم رسيد كه همه را غرق در وحشت كرد. صاحب ندا مىگفت: اى مردم مكه! اى اشراف قريش! مال التجاره شما مورد حمله محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم و پيروانش واقع شده است. بشتابيد و آنها را سركوب كنيد و كاروان خود را نجات دهيد. بر اثر اين ندا، قريشيان به تجهيز سپاه پرداخته و سپاهى در حدود نهصد و پنجاه نفر به سوى جبهه حركت دادند.
    رجال قريش و اشراف مكه، از قبيل: عتبه، شيبه، وليد بن عتبه، ابوجهل، ابوالبخترى، نوفل بن خويلد، امية بن خلف و جمعى ديگر كه همه از سران قوم بودند در اين سپاه شركت داشتند.
    چون مقدارى از مكه دور شدند، قاصد ابوسفيان به آنان رسيد و گزارش داد كه قافله بدون خطر گذشته و به زودى به مكه خواهد رسيد.
    با رسيدن اين خبر، ديگر دليلى براى رفتن سپاه به نظر نمى رسيد. ولى ابوجهل كه سخت شيفته جنگ بود، گفت: اين محال است كه به مكه بازگرديم. ما بايد تا لب چاه بدر برويم، آنجا بساط ميگسارى بگسترانيم، ساعتهائى به خوشى بگذرانيم و به محمد و يارانش بفهمانيم كه با چه نيروى عظيمى مواجه هستند و مانورهاى آنان بازى با آتش است و سرانجام خوشى براى آنها نخواهد داشت.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  9. #159
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    اصرار و سرسختى ابوجهل، سايرين را نيز كه با اين اقدام موافق نبودند، خواه ناخواه به سوى جبهه جنگ كشانيد و پيامبر اسلام هم با سيصد و سيزده تن از مسلمانان، از مدينه به آن سوى آمدند و در كنار چاه بدر اين دو نيرو در برابر هم قرار گرفتند.
    سپاه اسلام كه در آغاز به عزم حمله به كاروان تجارى حركت كرده بود، چندان تجهيزاتى نداشت. ولى وعده هاى رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم كه از منبع وحى سرچشمه مىگرفت، آنان را به حدى دلگرم ساخته بود كه با كمى عدد، خود را بر دشمن غالب مىديدند و كوچكترين ترسى در دلهاى آنان وجود نداشت.
    فرماندهى اين جنگ را پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم شخصا عهده دار شد و دستور فرمود: سه پرچم برافراشتند. يكى پرچم مهاجرين كه به مصعب بن عمير سپرده شد. پرچم دوم بدست حباب بن منذر، رهبر قبيله خزرج و سومين پرچم را به سعد بن معاذ، سيد قبيله اوس سپردند.
    قريش براى اينكه از نفرات و تجهيزات سپاه مسلمين اطلاعات كافى داشته باشد، عمير بن وهب را كه كارشناس مسائل نظامى بود، ماءمور تحقيق پيرامون اين موضوع نمود. عمير بر اسبى نشست و بر فراز تپه هائى كه اطراف سپاه اسلام بود، بالا رفت و با دقت همه جانب را زير نظر گرفت و سپس باز گشت و نتيجه تحقيقات خود را به اين شرح به استحضار اشراف قريش رسانيد:
    پس از جستجوهائى كه به عمل آمد، دانسته شد كه تعداد سربازان محمد در حدود سيصد نفرند. كمينى هم ندارند ولى نكته اى كه نبايد از نظر دور داشت، چگونگى حال آنها است. من در قيافه آنها خواندم و در حركات آنها ديدم كه مردمى خاموش ولى آماده مرگند. مثل اينكه شترانشان بار مرگ حمل كرده اند. من آنها را به وضعى ديدم كه فرار نمى كنند تا كشته شوند و كشته نمى شوند تا به تعداد خودشان از ما را بكشند. اينك بر شما است كه در اطراف اين مطلب خوب بيانديشيد كه جنگ با اين قوم، كارى سهل و ساده نيست.
    عتبه و ربيعه از اقدام به جنگ منصرف شدند. ولى ابوجهل و جمعى از نادانان، جنگ را طالب بودند و فكر مىكردند كه در اين جنگ ريشه اسلام را از جاى درخواهند آورد و اثرى از مسلمين باقى نخواهند گذاشت.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  10. #160
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    در اين موقع فرستاده رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم به نزد اشراف قريش رسيد و پيام آن حضرت را به اين مضمون ابلاغ كرد:
    آگاه باشيد كه مرا تصميم به مبادرت به جنگ شما نيست. شما خويشان و بستگان و اهل قبيله من هستيد. از شما نيز انتظار مىرود كه چندان در راه عناد و دشمنى من قدم برنداريد. مرا با عرب به حال خود بگذاريد. اگر موفقيت نصيب من بود، وجودم براى شما مايه افتخار است و اگر از پاى درآمدم، شما بدون تحمل رنج و محنت به آرزوى خود رسيده ايد.
    عتبه پس از شنيدن اين پيام گفت: اى بزرگان قريش! از من بشنويد و حق محمد را كه از شريف ترين افراد قبيله شما است، مراعات كنيد. سر از پيام او مپيچيد و بدانيد هر كس به راه لجاج برود، پايان كارش جز پشيمانى نخواهد بود.
    ابوجهل بر آشفت و گفت: اى عتبه! چه آشوب است بر پا كرده اى ترس مرگ بر دل تو مسلط شده و راه فرار مىجوئى عتبه در حالى كه از خشم مىلرزيد، از شتر پائين جست و ابوجهل را از اسب به زير آورد و گفت: مرا جبان و ترسو مىخوانى! بيا تا من و تو با هم بجنگيم تا مردم بدانند بزدل كيست و شجاع كدام است
    اشراف قريش ميانجيگرى كردند و آتش فتنه را فرو نشاندند و در همين هنگام جنگ ميان دو نيرو آغاز شد و از دو طرف اشخاصى به ميدان قدم گذاشتند.
    عتبه بن ربيعه و برادرش شبيه و پسرش وليد، نخستين كسانى بودند كه به ميدان كارزار آمدند و از لشكر اسلام عبدالله بن رواحه و عوف و معود پسران حارث، اسب به ميدان جهاندند. عتبه كه از شخصيت هاى برجسته دودمان قريش بود، گفت: ما شما را شايسته جنگ خود مىدانيم و جز عموزادگان خود كسى را حريف و كفو خويش نمى شناسيم.
    آن سه نفر كه از انصار بودند بجاى خود بازگشتند و بجاى آنها على بن ابيطالب عليه السلام و حمزة بن عبدالمطلب و عبيدة بن حارث بن عبدالمطلب پا به ميدان نهادند و خود را معرفى كردند. عتبه گفت: اين سه تن همتاى ما هستند و شايستگى جنگ ما را دارند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

صفحه 16 از 27 نخستنخست ... 612131415161718192026 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •