دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)
صفحه 17 از 27 نخستنخست ... 7131415161718192021 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 161 تا 170 , از مجموع 268
  1. #161
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    على عليه السلام با وليد در آويخت و در حمله اول بازوى وليد را از جاى درآورد. وليد دست قطع شده خود را به سوى آن حضرت پرتاب كرد و به سوى پدر گريخت. ولى على عليه السلام در بين راه با ضربت ديگرى او را از پاى درانداخت و سپس به كمك عمويش حمزه شتافت و با يك ضربه شمشير شيبه را به هلاكت رسانيد.
    عبيدة بن حارث با عتبه بن ربيعه كوشيدند تا هر دو از پاى افتادند. على عليه السلام به سراغ عتبه رفت و او را نيز كه هنوز زنده بود، به قتل رسانيد و عبيده را كه سخت مجروح بود، به كمك حمزه به حضور پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم آوردند. ولى عبيده بعدا با همان زخمى كه از حريف خورده بود، از دنيا رفت.
    قتل اين سه تن كه هر سه نيرومندترين افراد قريش بودند، پشت سپاه مكه را شكست و قريش بكلى روحيه خود را باخت. مسلمانان، سخت مىكوشيدند و روزگار كفار قريش را سياه مىكردند. على عليه السلام با بيدارى و هوشيارى خاص خود به جوانب مختلف ميدان مىتاخت و دشمنان را از پاى مىانداخت و تعداد كشته شدگان بدست او بالغ بر سى و شش نفر گرديد.
    در اين جنگ علاوه بر عتبه و شيبه و وليد، ابوجهل و جمعى ديگر از سران قريش هم به هلاكت رسيدند و هفتاد نفر از رجال مكه هم بدست مسلمانان اسير شدند.
    جنگ بدر، به اين ترتيب به نفع مسلمانان خاتمه يافت و اولين حمله مسلحانه اسلام بر شرك و بت پرستى، با پيروزى بزرگى مواجه شد.
    اشراف قريش، فيل صفتان مكه، عزيزان بى جهت، و خود خواهان گردنكش، در كنار چاه بدر به زانو درآمدند و پس از يك عمر سرسختى و لجاج، به وادى خاموشان شتافتند.
    اين جنگ در تاريخ اسلام اثر مهمى داشت. زيرا اين نخستين بار بود كه مسلمانان با مخالفان خود جنگ مىكردند و در نتيجه نيروى ايمان و فداكارى، با آنكه سپاه دشمن، از لحاظ عدد و تجهيزات سه برابر آنها بود، غالب شدند و درسى سراسر عبرت به دشمنان خود دادند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  2. #162
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    جنگ احد

    و اذ غدوت من اهلك تبوى ء المومنين مقاعد للقتال و الله سميع عليم.
    (سوره آل عمران: 121)
    پس از جنگ بدر، بت پرستان مكه، احساس كردند كه لكه ننگى به دامن افتخار آنها نشسته كه جز با انتقام از مسلمين با هيچ آبى شسته نمى شود و تا خونخواهى كشتگان را ننمايند، آرامشى در دل خود نخواهند يافت. از اين رو ابوسفيان كه قيادت و رياست مكه را اخيرا بدست گرفته بود، اعلام كرد كه هيچ خانواده اى از قريش حق ندارد بر كشتگان خود عزادارى كند و اشگ بريزد. زيرا اشگها و ناله ها، عقده هاى دل را سبك مىسازد و قدرت انتقام را ضعيف مىكند.
    اين عقده ها بايد در دلها بماند تا در وقت مناسب منفجر شود و با انفجارش، آتشى از كين برافروزد كه خرمن عمر دشمنان را بسوزاند.
    حدود يكسال از حادثه بدر مىگذشت. ابوسفيان سرگرم تهيه مقدمات جنگ بود. جمعى از افراد سخنور و فصيح عرب را به قبائل مختلف اعزام نمود تا با تشريح جنگ بدر، مردم را تحريك كنند كه براى خونخواهى از دشمن مشترك آماده گردند.
    مال التجاره اى هم كه بر سر آن، جنگ بدر بر پا شده بود و جمعى از سهامداران بزرگش در آن، به خاك غلطيده بودند، هنوز در دست ابوسفيان بود و تصميم گرفت كه آن ثروت سرشار را صرف در راه انتقام و خونخواهى كند.
    با فعاليت هاى پى گير و همه جانبه، سپاهى نيرومند كه داراى پنج هزار مرد مسلح بود، آماده گرديد. ميان اين عده سه هزار و دويست نفر پياده نظام بودند و از لحاظ تجهيزات نظامى و آذوقه در بهترين شرايط قرار داشتند.
    وقتى خبر حركت اين سپاه به مدينه رسيد، هيجانى غير قابل وصف در ميان مسلمانان پديد آمد. زيرا حادثه اى پيش آمده بود كه نسبت به حوادث و جنگ هاى گذشته قابل قياس نبود.
    پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم در اين مورد با ياران خود به مشورت پرداخت. جمعى عقيده داشتند كه برج و باروى مدينه را محكم كنند و در مدينه بمانند تا سپاه دشمن برسد و در كنار شهر به جنگ بپردازند. ولى گروهى ديگر معتقد بودند كه اين كار، كار مردم ناتوان است و بايد به استقبال دشمن شتافت و سر راه بر او گرفت.
    رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم با نظر گروه دوم موافقت فرمود و فرمان بسيج داد. سربازانى كه از مدينه حركت كردند، در ابتدا بالغ بر هزار نفر بودند. ولى هنوز چيزى از راه نپيموده بودند كه ناگهان عبدالله ابى (40) با سيصد نفر از طرفدارانش، از سپاه اسلام جدا شد و به بهانه اينكه پيغمبر با عقيده من (درباره ماندن در مدينه) مخالفت كرده است، به مدينه بازگشت و رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم به بقيه سپاه كه به هفتصد نفر تنزل كرده بود، به راه ادامه داد، تا در كنار كوه احد فرو آمدند. آنگاه به تنظيم صفوف پرداخت و لشگر را طورى تعبيه فرمود كه كوه احد در پشت و كوه عينين در طرف چپ و مدينه در مقابل رو قرار داشت.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  3. #163
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    در كوه عينين شكافى بود كه احتمال داشت دشمن از آن استفاده كند و ناگهان به سپاه اسلام بتازد. براى جلوگيرى از خطر محتمل، به امر رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، عبدالله بن جبير با پنجاه تيرانداز ورزيده، در آن شكاف مستقر شدند و به آنان دستور داده شد كه در صورت موفقيت يا شكست سپاه اسلام، آنها از جاى خود نجنبند و شكاف را خالى نگذارند.
    رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم پس از آن، روى به مسلمين نمود و خطابه اى كه خلاصه آن چنين است، ايراد نمود:
    اى مردم! به شما آن مىگويم كه خداوند به من فرمود و آن وصيت كنم كه در كتاب آسمانى خود مرا به آن توصيه كرد.
    به من امر فرمود كه دستورهاى او را به كار بندم و از آنچه حرام نموده، دورى گزينم. هميشه پرهيزكار و پاكدامن باشم.
    امروز شما در جايگاه مزد و پاداش خداوندى قرار گرفته ايد و روش شما سرمشق آيندگان خواهد بود. شما بايد خود را بر صبر و كوشش و فداكارى، وادار كنيد. جنگ با دشمن و تحمل زخمها كارى است دشوار و فداكارى بسيار بايد تا در جنگ ها افتخار موفقيت و پيروزى نصيب شود.
    قدم در ميدان جهاد بگذاريد و مردانه بكوشيد و از خداوند متعال درخواست كنيد كه شرف و افتخار را نصيب شما گرداند. من خواهان رشد و موفقيت شما هستم و از تفرقه و پريشانى شما بيمناكم.
    روح الامين به قلب من القا كرده كه هر جاندارى تا روزى خود را به طور كامل در اين جهان بدست نياورد، نخواهد مرد و روزيش كم نخواهد شد. ممكن است روزى مقدر خود را كمى ديرتر بدست آورد، ولى محال است از آن محروم گردد. بنابراين در طلب روزى، حرص مورزيد و خود را به حرام آلوده نكنيد و در آن راه به معصيت خداوند اقدام ننمائيد. زيرا آنچه سرنوشت و بهره شما است به شما خواهد رسيد و حرص و شتاب و بى پروائى شما، جز گناه و آلودگى اثرى به بار نخواهد آورد.
    اى مردم مسلمان! منزلت يك مومن نسبت به ساير مومنين، منزلت سر است نسبت به بدن. پس اگر مومنى به سختى و مشقت افتد، بايد سايرين از رنج و عذاب او، رنجور و افسرده شوند. والسلام عليكم.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  4. #164
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    سپاه قريش صفهاى خود را مرتب ساخت. پرچم در دست جوانان عبدالدار بود. خالد بن وليد در ميمنه و عكرمة بن ابى جهل در ميسره و عمرو بن العاص و صفوان بن اميه فرمانده سواران و عبدالله بن ربيعه فرمانده تيراندازان و بت بزرگ (هبل) كه قريش از مكه با خود آورده بودند، پيشاپيش آنان قرار داشت.
    هند (زن ابوسفيان) با گروهى از زنان مكه كه براى تحريك و تحريص سربازان، به جبهه آمده بود، در انتهاى جنگجويان قرار گرفته، به خواندن سرودهاى مهيج پرداختند.
    نخستين كسى كه از سپاه قريش به ميدان آمد، طلحة بن ابى طلحه، پرچم دار كفر بود. مبارز طلبيد. على عليه السلام به ميدان شتافت و او را از پاى درآورد. رسول خدا تكبير گفت و مسلمانها هم، صداى تكبير بلند كردند. نفر دوم و سوم و چهارم از بنى عبدالدار پى درپى به ميدان آمدند. همه بدست على عليه السلام كشته شدند.
    وحشت و هراسى عظيم بر دلهاى سپاهيان مكه افتاد. در آن حال مسلمانان به يك حمله شديد دست زدند و صفوف دشمنان را به هم ريختند. جمعى از آنان پا به فرار گذاشتند و شيرازه لشگر از هم پاشيده شد.
    جنگجويان اسلام در گوشه و كنار ميدان، جانبازى مىكردند و صميمانه از اسلام حمايت مىنمودند. تا جائى كه بت بزرگ (هبل) را سرنگون كردند و قواى خصم را درهم شكستند. رفته رفته، ميدان جنگ از سربازان مكه خالى شد و مسلمانان به جمع آورى غنائم جنگى و ضبط سلاحها و اموال دشمن پرداختند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  5. #165
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    يك اشتباه خطرناك:

    نيروهاى احتياطى كه به دستور صريح پيغمبر اسلام، شكاف كوه عينين را اشغال كرده بودند، از دور، ميدان جنگ را تماشا مىكردند. منظره جمع آورى غنيمت ها و اموال دشمن، يعنى يك مسئله مادى خيره كننده، آنها را تحريك كرد كه در جمع غنائم شركت كنند. فرمانده آنان، عبدالله بن جبير، كوشش كرد كه آنها را از اين تصميم باز دارد. ولى موثر واقع نشد و كم كم خط دفاعى شكاف، ضعيف گرديد تا به جائى رسيد كه فرمانده با چند تن معدود باقى ماندند.
    در آن حال يك ستون از نيروى مكيان وارد شكاف گرديد، كسانى را كه در محل بودند، به قتل رسانيد و از پشت سر بمسلمانان حمله كرد.
    پرچم كفر ديگر باره برافراشته شد و فراريان از گوشه و كنار به زير پرچم گرد آمدند و صفوف از هم پاشيده مسلمين را محاصره كردند.
    يكى از مشركين با صداى بلند فرياد زد: محمد كشته شد! اين خبر وحشت آور، و اين حمله شديد و غير مترقبه موجب شد كه مسلمانها پا به فرار نهادند و از ميدان گريختند. رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم در ميان دشمن قرار گرفته بود. على عليه السلام مانند سپرى متحرك دور آن حضرت مىچرخيد و از هر سو، دشمنان را دفع مىكرد.
    در آن روز بدن على عليه السلام نود زخم برداشته و خون بسيار از بدنش ريخته بود. ولى از پاى درنيامد و همچنان به جهاد و دفاع ادامه مىداد. جبرئيل كه شاهد فداكارى و از خودگذشتگى على عليه السلام بود، فرياد زد:
    لا فتى الا على لا سيف الا ذوالفقار
    «جوانمردى جز على و شمشيرى جز ذوالفقار نيست». تاريخ اسلام، به شهادت دوست و دشمن، على عليه السلام را در روز احد، تنها يار و ياور پيامبر شناخته و شهامت و ايمان و پايدارى او را با تجليل فراوان ياد مىكند.
    لحظه به لحظه، حلقه محاصره تنگ تر مىشد و دشمنان با جسارت بيشتر به رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم نزديك مىشدند. ولى چون به واسطه شجاعت على عليه السلام نمى توانستند، خود را به رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم برسانند، سنگ مىپراندند. يكى از سنگها به پيشانى پيامبر رسيد و خون به صورتش جارى شد. سنگ ديگرى به وسيله عتبه بن ابى وقاص بر لب و دندان رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم آمد كه دندانش شكست. شمشيرى بر شانه او زده شد. ولى چون دو زره در بر داشت، كارگر نيفتاد و آن پيامبر عظيم الشان با تمام اين مصائب كه از دشمنان مىديد، لب به نفرين آنان نگشود. بلكه از خداوند بزرگ هدايت و نجات آن قوم را مسالت مىفرمود.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  6. #166
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    از حوادث ناگوارى كه در آن روز واقع شد، شهادت حمزه سيدالشهداء، عموى بزرگوار پيغمبر بود. وى در حالى كه مردانه مىكوشيد و از دين خدا و پيغمبرش حمايت مىكرد، با حربه اى كه وحشى به سوى او پرتاب كرد، از پاى درآمد و به زمين افتاد. وحشى پهلوى او را شكافت و جگرش را
    درآورده، براى هند، زن ابوسفيان به ارمغان برد.
    هند، پاره اى از جگر پاك حمزه را در دهان گذاشت كه ببلعد، و با اين كه چيزى از گلوى او پائين نرفت معروف به «جگر خوار» شد و مردم معاويه و اولاد او را «فرزندان هند جگر خوار» مىناميدند.
    جنگ احد به نفع قريشيان پايان يافت. سپاهيان مكه در حالى كه از موفقيت خود لبخند بر لب داشتند، ميدان جنگ را به سوى مكه ترك گفتند. پيامبر اسلام، كنار كوه ايستاده و به آن تكيه داده بود. يارانش از گوشه و كنار به دور او جمع مىشدند. ولى از آمدن حمزه خبرى نبود. رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم با نگرانى و تشويش، على عليه السلام را براى كسب خبر و اطلاع از حمزه به ميدان فرستاد. مدتى گذشت از بازگشت على عليه السلام هم خبرى نشد.
    رسول خدا، شخصا به ميدان قدم گذاشت و به جستجو پرداخت. ناگهان منظره اى هولناك و وحشت آور در برابر آن حضرت آشكار شد.
    آه! حمزه را كشته اند و او را مثله كرده اند. اشگ از ديدگان آن حضرت جارى شد و مطابق اخبار اهلبيت عليهم السلام، روزى سخت تر و ناگوارتر از آن روز، در سراسر زندگانى رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم نبوده است.
    پيغمبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم عباى مبارك را از دوش برداشت و بر جسد پاك و مطهر عموى عالى مقام خود افكند و به اين وسيله آن منظره رقت بار را از انظار دوستان و بستگان مستور نمود. سپس بر جنازه حمزه نماز گذارد و در آن نماز هفتاد مرتبه «الله اكبر» گفت و او را به لقب سيدالشهداء مفتخر فرمود.
    سپس اجساد ساير شهيدان را از نقاص مختلف ميدان جمع آورى كردند و بر آنها نماز خواندند و به خاك سپردند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  7. #167
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    تازه داماد در آغوش شهادت:

    در بين اجساد پاك شهيدان احد، جسدى ديده مىشد كه سند زنده فداكارى و جانبازى سربازان مسلمان بود. حنظله جوانى بود كه حدود بيست و چهار سال از عمرش گذشته و درست در همان شبى كه روز آن جنگ احد اتفاق افتاد، مقدمات زفافش فراهم شده بود.
    رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم به اين جوان اجازه فرمود كه براى انجام زفاف در مدينه بماند و سپس به مجاهدين بپيوندد.
    در ضيافتى كه به عنوان وليمه دامادى بر پا شده بود، گروهى از مسلمين با اينكه عازم جنگ بودند، حضور يافتند و پس از صرف شام، داماد را به حجله فرستادند و رفتند.
    سحرگاه، تازه عروس، حنظله را ديد كه زره مىپوشد و سلاح جنگ بر تن مىكند. اين عمل براى او عجيب و باور نكردنى بود. با حيرت پرسيد: مگر رسول خدا تو را از جنگ معاف نفرموده است!
    حنظله زير لب گفت: چرا. زن پرسيد: پس براى چه زره پوشيده و شمشير بسته اى! گفت: مىخواهم به سپاه اسلام ملحق شوم. گفت: پس مرا به كه مىسپارى! حنظله در حاليكه صدايش از ايمان محكم و تصميم قاطع او حكايت مىكرد، گفت: به خدا مىسپارم.
    عروس براى منصرف ساختن حنظله به گريه و التماس و زارى متوسل شد. ولى اثرى در اراده داماد ننمود. در آخرين لحظات كه حنظله مىخواست قدم از اطاق بيرون بگذارد، زن گفت: لحظه اى صبر كن! آنگاه با شتاب از خانه بيرون جست و چند تن از همسايگان را با خود به خانه آورد و رو به شوهر خود كرد و گفت: در حضور اين چند نفر اقرار كن كه با من زفاف كرده اى. حنظله گفت: اقرار مىكنم ولى منظور تو از اين اقرار چيست
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  8. #168
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    عروس در حالى كه گريه راه گلويش را گرفته بود، رو به حضار كرد و گفت: ديشب در خواب ديدم كه درهاى آسمان باز شد و حنظله به سوى بالا پرواز كرد و از نظرم ناپديد گرديد. من مىدانم كه شوهرم از اين جنگ برنخواهد گشت. خواستم شما گواه باشيد كه اگر فرزندى از من بوجود آمد، به شوهرم حنظله متعلق خواهد بود.
    اين موانع كه بر سر راه حنظله بوجود آمده بود، روى قاعده طبيعى بايد او را از تصميم خود باز دارد. ولى ايمان به خدا و عشق به جانبازى كه در اعماق قلبش ريشه دوانده بود، مانند جاذبه نيرومند او را به سوى ميدان جنگ مىكشانيد. آخرالامر با همسر عزيزش خداحافظى كرد و پشت پا به عيش و نوش دنيا زد و خود را به جبهه جنگ رسانيد.
    حنظله در ميدان احد، مردانه به صفوف حمله مىكرد و از دين خدا حمايت مىنمود. ناگاه از سپاهيان قريش نيزه خود را به شكم او فرو برد. وى به جاى اينكه به عقب برگردد تا از فشار نيزه در امان بماند، جلو رفت و با جلو رفتن، نيزه از پشتش به در آمد. ولى در آخرين رمق، كه كاملا به قاتل خود نزديك شده بود، با شمشيرش سر از بدن او برداشت.
    به اين ترتيب حنظله به شهادت رسيد و خوابى كه همسرش ديده بود، تعبير شد و مطابق نقل مورخين، چون اين جوان موفق نشده بود غسل جنابت بجاى آورد، فرشتگان آسمان وى را غسل دادند و به اين جهت او را غسيل الملائكه ناميدند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  9. #169
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    جنگ خندق

    يا ايها الذين امنوا اذكروا نعمة الله عليكم اذ جائتكم جنود فارسلنا عليهم ريحا و جنودا لم تروها...
    (سوره احزاب: 10)
    قريش تصميم گرفته است درخت توحيد را از ريشه در آورد. بت پرستان مكه آماده شده اند به هر قيمتى است از محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم و ياران او اثرى باقى نگذارند و به دنبال اين تصميم، اقداماتى كرده اند. ولى اقدامات گذشته آنها كه به صورت جنگ هاى بدر و احد بوده است، آنها را به مقصد اصلى نرسانيده است.
    اگر چه از جنگ احد، قريشيان خوشحال برگشتند، ولى باز هم عقده قلبى آنها باز نگرديد. زيرا هنوز پايگاه اسلام به جاى خود باقى است و محمد و يارانش به روش خود ادامه مىدهند.
    چند تن از يهوديان مدينه، از جمله: حى بن اخطب، به مكه آمدند و با سران قريش ملاقات و مذاكراتى انجام دادند.
    يهود اظهار داشتند: بايد يك اقدام همه جانبه براى ريشه كن ساختن اسلام بنمائيم، كه در آن از قبائل مختلف عرب كمك بگيريم و ما يهوديان هم آنچه قدرت داريم در اين راه بكار مىاندازيم. ابوسفيان و ساير اشراف قريش از اين پيشنهاد حسن استقبال كردند و آمادگى خود را اعلام داشتند.
    سپس يهوديان نزد طايفه غطفان رفتند و با آنها نيز در اين باره مذاكره و موافقت آنان را هم جلب نمودند.
    چند روز به تهيه مقدمات گذشت و آنگاه سپاهى عظيم بالغ بر ده هزار جنگجو، به فرماندهى ابوسفيان از مكه حركت كرد. در بين راه هم گروهى از قبائل مختلف عرب به آنها پيوستند و مانند سيلى بنيان كن، به جانب مدينه سرازير شدند.
    خبر حركت سپاه مكه به رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم رسيد و با ياران خود در اين مورد به مشورت و تبادل نظر پرداخت. سلمان فارسى اظهار داشت: در كشور ما معمول است كه چون سپاهى عظيم به ما حمله كند، دورتادور شهر را خندق حفر مىكنيم كه دشمن نتواند از همه جانب ما را مورد حمله قرار دهد. پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم اين نظر را پسنديد و مسلمانان به رهبرى آن حضرت حفر خندق را آغاز كردند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  10. #170
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    سپاه قريش موقعى به حدود مدينه رسيد كه مسلمانان از كار خندق فراغت يافته و مانعى بزرگ در سر راه دشمن بوجود آورده بودند. مكيان از ديدن خندق دچار حيرت شدند. زيرا اين كار در بين عرب سابقه نداشت. ولى ندانستند كه اين نظريه، وسيله يك مسلمان ايرانى، يعنى سلمان فارسى اظهار و مورد عمل قرار گرفته است.
    جنگجويان قريش، در نظر داشتند بدون پياده شدن در مدينه كار مسلمانان را يكسره كنند و برگردند. ولى در اين حال خود را ناچار ديدند كه خيمه ها بر سر پا كنند و مدينه را محاصره نمايند.
    حى بن اخطب، ديگر باره فعاليت خود را آغاز كرد و براى ملاقات «كعب بن اسد» فرمانرواى يهوديان بنى قريظه، به پاى قلعه آنها آمد. ولى كعب از پذيرفتن و ملاقات او امتناع نمود. حى بن اخظب دست بردار نبود و با هر نيرنگى بود، كعب را راضى كرد كه چند لحظه با او ملاقات نمايد. در اين ملاقات، حى بن اخطب گفت: براى تو عزت دنيا را آورده ام. كعب گفت: بخدا قسم كه تو ذلت و خوارى دنيا را آورده اى.
    گفت: اينك قبائل نيرومند قريش و غطفان با عزمى راسخ آمده اند كه از اينجا باز نگردند تا كار محمد و يارانش را خاتمه دهند. حال موقع آن است كه تو هم با ما هماهنگ شوى و ما را در اين راه كمك كنى.
    كعب گفت: ما از محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم جز وفا و نيكى چيزى نديده ايم. ما را به حال خود بگذار و بيرون شو. اما حى بن اخطب، به قدرى افسون و افسانه به گوش او خواند تا موافقتش را جلب نمود و عهدنامه عدم تعرضى كه با رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم امضاء كرده بودند، پاره كرد.
    اين خبر، يعنى خبر پيمان شكنى يهود بنى قريظه در اين موقع حساس، بر وخامت اوضاع مدينه افزود و مسلمانان را سخت نگران ساخت. زيرا اين مطلب از دو سوى حائز اهميت بود. يكى آنكه نيروى قابل ملاحظه اى بر تعداد دشمنان مىافزود و ديگر آنكه زحماتى كه مسلمين در حفر خندق متحمل شده بودند، بى اثر مىشد و دشمن مىتوانست از طريق اراضى و قلاع بنى قريظه به آسانى وارد مدينه شود.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

صفحه 17 از 27 نخستنخست ... 7131415161718192021 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •