دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)
صفحه 20 از 27 نخستنخست ... 10161718192021222324 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 191 تا 200 , از مجموع 268
  1. #191
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    و علاوه بر عموم اين آيات كه بى استثنا در مورد ارث، حكومت و قضاوت دارد و به عموم مسلمانان درباره ميراث، آموزش و راهنمائى مىكند، در همين قرآن مجيد از ميراث گذارى انبياء ياد مىشود. در آنجا كه از قول زكريا در سوره مريم، آيه 6، سخن مىگويد:
    رب هب لى من لدنك وليا يرثنى و يرث من آل يعقوب و اجعله رب رضيا
    خدايا به من يك «ولى»، يعنى فرزند، يعنى وارث ببخش تا از من و از آل يعقوب ميراث ببرد.
    باز هم در سوره نمل، آيه 16، درباره داود و سليمان مىگويد:
    و ورث سليمان داود و قال يا ايها الناس علمنا منطق الطير و اوتينا من كل شى ء.
    به نص اين آيات بينات، پيامبران الهى همچون زكريا و داود از خود ميراث گذاشته بودند و يحيى و سليمان كه دو پيغمبر خدا بودند از پدران خود ميراث بردند.
    در عين حال، فاطمه عليها السلام تمام كوشش خود را بكار برد. در مسجد مدينه نطق مفصلى ايراد كرد و حقايق را بى پرده، از پشت پرده گفت. اما متاسفانه عوام فريبى هاى رئيس دولت و دنيا پرستى مردم، مانع از آن شد كه زهرا عليها السلام بتواند حق خود را بگيرد و فدك را از دست غاصبين خارج كند.
    بدين جهت با دلى افسرده و خاطرى آزرده در خانه نشست و قسم ياد كرد كه ديگر با ابوبكر سخن نگويد و بر او نفرين كرد.
    بخارى كه از علماء بزرگ عامه است، در صحييح خود، از عايشه نقل مىكند كه: پس از آن روز فاطمه عليها السلام خشمگين شد و از ابى بكر به حال خشم دورى گزيد و همچنان نسبت به ابوبكر غضبناك بود تا از دنيا رفت.
    فدك به همان ترتيب در دست ابوبكر و خلفاى بعد از او باقى ماند و بنى اميه نيز آن را ميان خود دست به دست مىگرداندند تا نوبت خلافت به عمر بن عبدالعزيز رسيد. وى آن را به اولاد فاطمه عليها السلام برگردانيد.
    پس از مرگ عمر بن عبدالعزيز، خلفاى اموى، ديگر باره فدك را از دست فرزندان فاطمه عليها السلام خارج ساختند. تا در دوران خلفاء بنى عباس، ابوالعباس سفاح آن را برگردانيد. منصور عباسى پس گرفت. پسرش مهدى برگردانيد. دو پسرش موسى وهارون پس گرفتند. مامون برگردانيد. متوكل عباسى پس گرفت و سود آن را به عبدالله بن عمر بازيار، واگذار كرد.
    اين بود فشرده اى از ماجراى فدك كه تاريخ اسلام تمام جزئيات آن را نقل كرده و در معرض قضاوت روشندلان و بى نظران قرار داده است.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  2. #192
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    نداى جهانى

    قال يا ايها الناس انى رسول الله اليكم جميعا الذى له ملك السماوات و الارض لا اله الا هو يحيى و يميت...
    (سوره اعراف: 158)
    وقت آن رسيده كه نداى اسلام بگوش جهانيان برسد. زيرا اسلام دين جهانى است و براى سعادت و سيادت ملتها، از طرف ايزد متعال نازل گشته است. بايد سلاطين و روساى كشورها از اين دعوت آسمانى مطلع شوند و از اين برنامه هاى مترقى و آزادى بخش استفاده كنند.
    به اين منظور رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم مطابق معمول، با اصحاب خود به مشورت پرداخت و تصميم گرفته شد كه بوسيله نامه هائى سران ممالك را به اسلام دعوت كنند.
    مورخين نامه هاى بسيارى درج كرده اند كه از جانب رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم به زمامداران كشورها نوشته شد و عمده آنها به قرار زير است. نامه اى به:
    1. نجاشى اول پادشاه كشور حبشه.
    2. نجاشى دوم كه پس از مرگ نجاشى اول به سلطنت رسيد.
    3. خسرو پرويز شاهنشاه ايران.
    4. هرقل امپراطور روم.
    5. ضغاطر (پاپ اعظم) كشور روم.
    6. مقوقس پادشاه كشور مصر.
    7. حارث بن ابى شمر غسانى زمامدار اردن.
    8. هوذة بن على زمامدار يمامه.
    9. منذربن ساوى زمامدار بحرين.
    10. زمامداران نجران.
    11. نامه هاى متعددى ديگر كه به سران قبايل حمير و بزرگان يمن و حضرموت و غير آنها ارسال شد.
    اولين نامه به نام نجاشى پادشاه حبشه ارسال شد، و مضمون آن چنين بود:
    «بسم الله الرحمن الرحيم
    من محمد رسول الله الى النجاشى ملك الحبشة
    اما بعد
    فانى احمد اليك الله الذى لا اله الا هو الملك القدوس السلام المومن المهيمن
    اشهد ان عيسى بن مريم روح الله و كلمته القيها الى مريم البتول الطيبة الحصينة
    فحملت بعيسى فخلقه من روحه و نفخه كما خلق آدم بيده
    و انى ادعوك الى الله وحده لاشريك له و الموالاة على طاعته،
    و ان تتبعنى و تؤمن بالذى جائنى فانى رسول الله
    و قد بعث اليك ابن عمى جعفرا و معه نفر من المسلمين
    فاذا جائك فاقرهم و دع التجبر
    و انى ادعوك و جنودك الى الله تعالى
    و قد بلغت و نصحت. فاقبلوا نصيحتى و السلام على من اتبع الهدى
    محمد رسول الله
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  3. #193
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    ترجمه نامه

    «بنام خداوند بخشنده مهربان. نامه ايست از محمد پيامبر خدا، بسوى نجاشى پادشاه حبشه. اما بعد. من حمد و ثناى خداوند را به حضورت مىفرستم. خداوندى كه پادشاه بر حق و بى نياز مطلق، پاك و منزه از تمام عيوب و نقائص، داناى بر آشكار و نهان مردم است و گواهى مىدهم كه عيسى بن مريم مخلوق و كلمه خدا است كه آن را به مريم عفيف و پارسا القا فرمود. همانطور كه آدم را بى حاجت به پدر و مادر خلق كرد، وى را نيز بى حاجت پدر در رحم مادر پرورش داد و بوجود آورد.
    اى پادشاه حبشه! من تو را به سوى خداوند يگانه و بى شريك مىخوانم و از تو همى خواهم كه با طاعت و عبادت وى برخيزى و مرا پيروى كنى و به دينى كه بر من نازل گشته، ايمان آورى. همانا من فرستاده خداوندم. عموزاده ام جعفر و چند تن از مسلمانان را به كشور تو و به حضور تو فرستاده ام. چون نزد تو آيند، آنان را پذيرائى كن و سركشى را فروگذار و من تو را و سپاه تو را به سوى خداوند متعال دعوت مىكنم. من به موجب اين نامه رسالت خود را ابلاغ و حق نصيحت ادا كرده ام. نصيحت مرا بپذيريد و درود و تحيت بر آنكس كه حقيقت جو و هدايت طلب است.»
    نامه به مهر رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم كه بر نگين آن، جمله:«محمد رسول الله» نقش شده بود، توشيح شد و بوسيله عمر و بن اميه به دربار نجاشى ارسال گرديد.
    عمرو خود را به دربار نجاشى رسانيد و تقاضاى ملاقات كرد. درباريان به او گفتند: از مراسم تشرف به حضور شاه اين است كه بايد او را سجده كنى. وى نپذيرفت و اظهار داشت كه: مطابق عقيده و آئين ما، سجده مخصوص ذات لايزال الهى است و براى كسى جز واو روا نيست و اگر در اين كار مجاز بوديم، در درجه اول پيامبر عظيم الشاءن خود را سجده مىكرديم.
    چون اصرار درباريان به جائى نرسيد، او را به حضور شاه بردند. ولى با كمال آزادى و رشادت به حضور ملوكانه رسيد و در همانجا نطق مختصرى به اين شرح ايراد كرد:
    اعليحضرتا! مرا وظيفه اى است. بايد انجام دهم و آنچه را ماءمورم ابلاغ كنم.
    تو را نيز وظيفه اى است كه سخنان مرا گوش كنى و به مطالب من توجه نمائى. تو از نظر عواطفى كه نسبت به ما مسلمانان داشته و دارى، در حقيقت از خود ما هستى و ما هم از نظر اعتماد و وثوقى كه به تو داريم، در حقيقت از تو هستيم. زيرا گذشته نشان داده است كه هر نيكى از تو انتظار داشته ايم، به آن رسيده ايم و در هر ناملايمى اميد عنايت مىبرده ايم، از آن محفوظ مانده ايم و پيش از اين هم سندى براى رسالت پيامبر خود نزد تو داريم. اينكه انجيل كتاب آسمانى شما، گواهى غير قابل انكار و داورى حقيقت گو است كه بر پيامبر ى پيغمبر اسلام شهادت مىدهد و اين فرصتى است براى تو كه از اين فضل الهى بهره اى بردارى و از موقعيت استفاده كنى و در صورتيكه اين دعوت حق را رد كنى، همانند يهوديانى خواهى بود كه دعوت عيسى بن مريم را رد كردند.
    پيامبر بزرگوار اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم نه تنها تو بلكه ساير سلاطين و عموم مردم را به سوى حق دعوت كرده و فرستادگانش را به كشورهاى جهان فرستاده است، ولى به تو چندان اميدوار است كه به ديگران نيست و از تو چنان مطمئن است كه از سايرين نه. زيرا نكوئى هائى كه در گذشته به مهاجرين مسلمان كرده اى اين اميد را بوجود آورده است.
    سخنان متين و عاقلانه عمرو كه با كمال فصاحت ادا شد، اثرى عظيم در حاضرين گذاشت. به طوريكه سراسر مجلس را سكوت مطلق فراگرفت.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  4. #194
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    وى پس از پايان سخنانش، به سوى پادشاه رفت تا نامه را تسليم كند.
    شاه باحترام آن گرامى نامه از تخت پائين آمد، نامه را گرفت و بر سر روى خود كشيد. آنگاه روى زمين نشست و فرمان داد فورا نامه را به زبان حبشى ترجمه كردند.
    چون متن نامه را از نظر گذرانيد.، نورانيت اسلام قلبش را احاطه كرد و اظهار داشت: اگر مىتوانستم بار سفر مىبستم و به سوى محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم مىرفتم. سپس در خلوت عمروبن اميه را به حضور طلبيد و گفت: من گواهى مىهم كه پيامبر شما: همان پيغمبرى است كه مسيحيان و يهوديان انتظار او را دارند و خبرى كه موسى بن عمران راجع به آمدن عيسى داده درست مانند بشارتى است كه عيسى بن مريم راجع به آمدن پيغمبر داده است. بيانات تو روشن تر از خبر دادن عيسى نيست ولى ياران من در اين كشور، انگشت شمارند. مهلتى ده افرادى فراهم سازم و دلهائى براى پذيرش اين دعوت آسمانى نرم كنم. آنگاه پاسخ نامه رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم را نوشت:
    بسم الله الرحمن الرحيم
    الى محمد رسول الله من النجاشى
    سلام عليك يا نبى اله و رحمة الله و بركاته. الذى لااله الا هوالذى هدانى للاسلام...».
    در اين نامه نجاشى نام رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم را بر نام خود مقدم داشت و صريحااعلام نمود كه اسلام پذيرفته و در سلك مسلمانان در آمده است. ضمنا فرزند خود (ارها) را نيز به حضورآن حضرت فرستاد و اعلام داشت كه اگر پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم دستور فرمايد، خود در مدينه حضور رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم مشرف شود.
    دو هيئت نيز از جانب نجاشى رهسپار مدينه شدند و مكاتبات ديگرى نيز ميان او و رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم جريان يافت و به هر حال نجاشى و جمعى از مردم حبشه به اسلام گرويدند.
    اولين نتيجه اى كه اسلام آوردن نجاشى براى كشور و ملت حبشه داشت، استقلال حبشه بود. زيرا پيش از آن مستعمره روم به شمار مىآمد و همه ساله مىبايست مبالغى باج بپردازند. ولى نجاشى پس از مسلمان شدن، حاضر نشد چيزى به روم بدهد و سوگند ياد كرد كه به هيچ قيمت باج ندهد.
    اين خبر به امپرطور روم رسيد ولى اقدامى عليه نجاشى نكرد: برادرش گفت: آيا نجاشى را كه بنده تست به حال خود وا مىگذارى كه خراج نپردازد و پيرو آئين ديگرى شود؟ نجاشى مردى است كه به مذهبى تمايل پيدا كرده و آن را براى خود اختبار نموده: من درباره او چه اقدامى كنم به خدا سوگند اگر سلطنتم به خطر نمى افتاد: همان راهى كه نجاشى رفته: من هم مىرفتم.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  5. #195
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    جمعى از درباريان خائن كه اسلام آوردن نجاشى را بر خلاف منافع و مصالح شخصى خود مىپنداشتند، افكار عمومى را عليه او تحريك كردند و مردم عوام را بر او شورانيدند.
    تظاهرات شديدى عليه پادشاه انجام گرفت و او براى خاموش ساختن آتش فتنه روى كاغذ نوشت: شهادت مىدهم كه خدائى جز خداى يگانه نيست و محمد بنده و پيامبر اوست و گواهى مىدهم كه عيسى نيز بنده و فرستاده خدا و كلمه مقدس الهى بود كه به مريم القا فرمود.
    سپس كاغذ را در گريبان خود پنهان نمود و برابر جمعيت آمد و گفت: اى ملت حبشه! آيا من در گذشته مهربان ترين مردم نسبت به شما نبوده ام!؟ گفتند: چرا! گفت: روشن من تاكنون با شما چگونه بوده است!؟ گفتند: روشن پسنديده اى بوده و ما هيچ گونه شكايتى نداريم. گفت: پس اين تظاهرات مىگويد عيسى بنده خدا است! نجاشى گفت: پس شما چه مىگوئيد؟ گفتند: ما مىگوئيم عيسى پسر خداست. نجاشى دست روى كاغذى كه در جامه خود پنهان كرده بود، گذاشت و گفت: بخدا قسم من هم عقيده دارم كه عيسى همين است و غير از اين نيست! (مقصودش مضمون كاغذ بود، نه آنچه تظاهر كنندگان مىگفتند) مردم با شنيدن اين بيانات، دست از تظاهرات برداشتند و متفرق شدند.
    در نتيجه نقشه خائنين و دشمنان نجاشى، نقش بر آب شد خداوند متعال او را از گزند مخالفين نگهدارى فرمود.
    دومين نامه اى كه از جانب پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم فرستاده شد، نامه اى بود براى خسرو پرويز شاهنشاه ايران.
    متن نامه چنين بود:
    بسم الله الرحمن الرحيم
    من محمد رسول الله، الى كسرى عظيم فارس
    سلام على من اتبع الهدى،
    و آمن بالله و رسوله
    و شهد ان لا اله الا الله، وحده لاشريك له،
    و ان محمدا عبده و رسوله،
    ادعوك بدعية الاسلام
    فانى انا رسول الله الى الناس كافة، لانذر من كان حيا و يحق القول على الكافرين
    اسلم تسلم، فان ابيت فعليك اثم المجوس.
    محمد رسول الله
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  6. #196
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    ترجمه نامه

    بنام خداوند بخشنده مهربان. نامه ايست از جانب محمد فرستاده خدا، بسوى كسرى، رهبر و زمامدار ايران، درود بر آنكس كه به راه هدايت قدم گذارد و به خدا و رسولش ايمان آورد و گواهى دهد كه معبودى جز ذات يكتاى الهى قابل پرستش نيست و بى شريك و بى همتا است و محمد بنده و فرستاده اوست. من تو را به اسلام و كلمه حق دعوت مىكنم. زيرا من رسول خدايم كه براى راهنمائى ملت ها فرستاده شده ام. آمده ام تا زنده دلان را از عذاب دردناك الهى بيم دهم و بر انان كه قلبى مرده و جانى افسرده دارند، پس از بيان حقيقت، حجت تمام شود. تو اى پادشاه ايران! دعوت حق را بپذير و در برابر اسلام تسليم شو تا از عذاب هاى دنيا و آخرت مصون بمانى، و گرنه مسؤليت گمراهى مجوسان به گردن تو خواهد بود.
    اين نامه توسط عبدالله بن حذاقه سهمى، به دربار ايران فرستاده شد.
    در اين روزگار ايران هم، مانند ساير كشورها وضعى نابسامان داشت.
    از هيچ جانب نور اميدى نمى درخشيد و بوى نجاتى شنيده نمى شد. همه درها مسدود و همه راه ها كوبيده شده بود. در آن هنگام ستاره اى بدرخشيد و ماه مجلس شد و دست غيب براى نجات ملت ها دراز گرديد. پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم براى راهنمائى خلق ها برانگيخته و اينك پيك سعادت به سوى ايران مىآيد و از گرد راه مىرسد.
    فرستاده رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم پس از تحمل رنج ها و مشقت ها خود را به دربار پادشاه ايران رسانيد. دربارى كه در دنياى آن روز از نظر عظمت و زيبائى نظير نداشت.
    عبدالله وارد شد و مطلب رابا درباريان در ميان گذاشت. آنان موضوع را به اطلاع شاه رساندند. وى دستور داد مجلس را آراستند و اذن ورود به نماينده رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم داد.
    عبدالله به مجلس خسرو پرويز درآمد. ولى آن تواضع و تذللى كه ديگران در برابر شاه از خود نشان مىدادند، ابراز نكرد. پرويز به يكى از حاضرين اشاره كرد كه نامه پيغمبر را از عبدالله بگيرد. او گفت: من از جانب رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم ماءمورم كه نامه را به دست شاه بدهم و به دست ديگرى نخواهم داد. پرويز موافقت كرد و عبدالله جلو رفت و نامه را به دست او داد.
    شاه، نامه را از دست عبدالله گرفت و به مترجم دربار دستور داد فورا آن را ترجمه كند. اولين فراز نامه، يعنى جمله «نامه ايست از محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم، پيامبر خدا به سوى كسرى...» ترجمه شد. براى شاه ايران جمله اى ناگوارتر از اين نبود كه كسى نام خود را بر نام او مقدم بدارد. شاه سخت برآشفت و چنان غضبناك شد كه فريادى كشيد و گفت: صاحب اين نامه كيست كه نام خود را بر نام من مقدم داشته است سپس دست برد و نامه را از دست مترجم گرفت و آن را پاره پاره كرد. حتى اجازه نداد كه تا آخر نامه خوانده شود مطلب آن مفهوم گردد.
    نامه رسان را نيز از مجلس راندند و به اين ترتيب، خسرو پرويز از آن موقعيت حساس استفاده نكرد و كبر و غرور و نخوت، او را از درك حقيقت و پيمودن راه سعادت باز داشت.
    عبدالله توقف در مدائن را مصلحت نديد و بلافاصله راه مدينه را در پيش گرفت. چون به حضور رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم رسيد، آنچه را مشاهده كرده بود، به عرض رسانيد.
    پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم از روش ناپسند خسرو پرويز برنجيد و با اين جمله به او نفرين كرد:«اللهم مزق ملكه» (خداوند! پادشاهى و سلطنت او را به كيفر پاره كردن نامه من از هم متلاشى كن.)
    خسرو پرويز علاوه بر پاره كردن نامه پيامبر اسلام، عمل ديگرى انجام داد كه در سرنوشت او بى تاءثير نبود. نامه اى به اين مضمون به پادشاه يمن كه آن روز جزء مستعمرات ايران بود، نوشت: مردى از قريش در مكه ادعاى پيغمبرى كرده و به من نامه اى نوشته كه نام خود را بر نام من مقدم داشته است. با رسيدن اين نامه دو نفر از ماءمورين خود را به سوى او بفرست كه او را توبه دهند. اگر حاضر نشد توبه كند، سر او را ببرند و براى من بفرستند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  7. #197
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    باذان پادشاه يمن چون از فرمان شاهنشاه ايران مطلع شد، يكى از قهرمانان خود را به نام بابويه كه هم مرد شمشير بود و هم اهل قلم به همراهى يك ايرانى به نام خرخسره ماءمور كرد كه به حجاز بروند و نامه اى هم به حضور رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم نوشت و فرمان خسرو پرويز را هم با آن ضميمه كرد و ضمنا به بابويه گرفت: در انجام اين ماموريت نهايت هوشيارى را به كار ببر، در امر محمد خوب دقت كن و رسيدگى و تحقيق به عمل آور. اگر او را دروغ گو و شياد دانستيد، دستگيرش كنيد و به دربار ايران بفرستيد و اگر راستگويش ديديد، به من گزارش دهيد.
    ماءموران به مكه و از آنجا به مدينه رفتند و به حضور رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم رسيدند. بابويه ماءموريت خود را به عرض رسانيد و اظهار داشت كه پادشاه ايران به پادشاه يمن دستور داده كه تو را به دربار ايران بفرستد. اينك اگر در برابر اين حكم تسليم باشى، پادشاه يمن نامه اى درباره تو به خسرو پرويز خواهد نوشت تا از تو بگذرد و مورد عفوت قرار دهد. و گرنه خود و قوم خودت را به هلاكت رسانيده اى. زيرا قدرت پادشاه ايران بر كسى پوشيده نيست.
    رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم بدون آنكه به سخنان تهديدآميز آنها اعتنائى كند، آنان را به اسلام دعوت كرد و آياتى از قرآن كريم كه مشتمل بر نعمت هاى بهشت و عذابهاى دوزخ بود، برايشان قرائت فرمود. آنها اين دعوت را نپذيرفتند، ولى از هيبت مجلس رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم و اثر بياناتش ترس و وحشتى مجهول بر آنها مستولى شده بود. بدين جهت تقاضا كردند كه اگر با ما به دربار ايران نمى آئى، جواب نامه پادشاه يمن را بنويس تا ما به كشور خود برگرديم.
    چند روزى به انتظار گذشته. يك روز رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم به ايشان فرمود بامداد فردا نزد من آئيد تا با شما سخن گويم. روز بعد آنها به اميد جواب حضور پيغمبر رفتند. رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم به آنها فرمود ديشب پروردگار من زمامدار شما را كشت و قتل او به دست فرزندش شيرويه اجرار شد. شما به يمن برگرديد و به پادشاه خود بگوئيد كه دين من كشور خسروان را خواهد گرفت. اگر او دين مرا بپذيرد، سلطنتش دوام خواهد يافت وگرنه در انتظار سرنوشتى مانند خسرو پرويز باشد.
    بابويه كه مردى عاقل و دانشمند بود، از اين سخنان مبهوت شد. ولى گفته هاى رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم را با قيد تاريخ در كاغذى ضبط كرد و سپس با تفاق همسفر ايرانيش خاك حجاز را بمقصد يمن ترك گفت.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  8. #198
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    چون به حضور پادشاه يمن رسيدند، تمام مشاهدات خود را نقل كردند. شاه درباره وضع زندگى پيغمبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم مطالبى پرسيد و ضمنا سوال كرد آيا محمد دربان و شرطه و پاسبانى داشت گفتند: نه. هيچ محافظ و نگهبانى نداشت. زندگيش خيلى عادى و بدون تكلف بود. ولى ابهت و عظمتى بى نظير و هيبت و وقارى بى مانند داشت. با اينكه در زى سلاطين نبود، اما هيچ پادشاهى را در عظمت شبيه او نديده ايم. باذان گفت: با اين توضيحاتى كه شما مىدهيد، من محمد را پيغمبر خدا مىدانم. ولى براى اطمينان بيشتر، صبر مىكنم تا ببينم آنچه درباره قتل خسرو پرويز گفته راست است يا نه. اگر آنچه گفته مطابق واقع بود، قطعا فرستاده خدا است و اگر دروغ بود، درباره اش فكرى مىكنيم و آخرين تصميم را مىگيريم.
    انتظار پادشاه يمن زياد به طول نيانجاميد. به فاصله چند روز نامه اى از شيرويه، فرزند خسروپرويز رسيد و در آن چنين نوشته بود: من بخاطر مصالح ملت و مملكت پدرم را كشتم. او بزرگان كشور را كشته و تفرقه ميان ملت انداخته بود. با رسيدن اين نامه از مردم يمن براى من بيعت بگير و راجع به آن كسى كه در حجاز ادعاى پيغمبرى كرده و پدرم دستور بازداشتش را به تو داده است، هيچ گونه اقدامى نكن و وى را به حال خود بگذار.
    تاريخ كشته شدن پرويز كه در نامه قيد شده بود، مطابق با شبى بود كه رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم به فرستادگان باذان فرموده بود. يعنى ساعت شش از شب سه شنبه دهم جمادى الاول سال هفتم هجرت.
    با رسيدن اين نامه هيچ گونه ترديدى باقى نماند و پادشاه يمن قلبا به اسلام گرويد و مسلمان شد. جمعى از ايرانيان مقيم يمن نيزى اسلام را پذيرفتند و به فرمان شاه هيئتى براى تشرف به حضور پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم به مدينه آمدند.
    در اثر مسلمان شدن پادشاه يمن، استقلال و تماميت آن كشور تامين شد و از زير نفوذ و استعمار دربار ساسانى نجات يافت.
    ديگر نامه هائى كه از جانب پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم به سران كشورها نوشته شد، نامه اى به امپراطور روم هراكليوس بود.
    متن نامه اين است:
    بسم الله الرحمن الرحيم
    من محمد رسول الله، الى هرقل عظيم الروم
    سلام على من اتبع الهدى
    اما بعد
    فانى ادعوك بدعاية السلام
    اسلم تسلم، يوتك الله اجرك مرتين،
    فان توليت فانما عليك اثم الاكارين،
    و يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم
    ان لا نعبد الا الله و لا نشرك به شيئا
    و لايتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله
    فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون
    محمد رسول الله
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  9. #199
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    ترجمه نامه

    بنام خداوند بخشنده مهربان. نامه ايست از محمد بن عبدالله (فرستاده خدا) بسوى هرقل بزرگ كشور روم. درود بر كسى كه به راه هدايت گام نهد و از آن پيروى كند. همانا من تو را بسوى اسلام دعوت مىكنم. دين اسلام را بپذير تا از گرفتارى هاى دنيا و آخرت مصون مانى و خداوند هم دوبار (يكى براى ايمان به عيسى بن مريم و يكى به جهت قبول اسلام) تو را پاداش دهد و اگر از اين دعوت سرپيچى كنى، گناه گمراهى ملتت به دوش تو خواهد بود. اى پيروان تورات و انجيل! بيائيد بسوى كلمه و هدفى كه ميان ما و شما مورد قبول است. جز خداوند معبودى نگيريم و چيزى را با او شريك نسازيم و بعضى از ما، بعضى ديگر را عنوان ربوبيت ندهيم. اگر از اين دعوت روگردانيد، پس گواهى دهيد كه ما مسلمانان تسليم اين عقيده ايم.محمد رسول الله
    اين نامه توسط دحية بن خليفه كلبى فرستاده شد.
    وى مطابق دستور رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم ابتدا نزد حاكم بصرى (از توابع شام) رفت و حاكم آنجا عدى بن حاتم را با وى همراه كرد و هر دو را بسوى پادشاه روم روانه ساخت.
    وقتى آن دو به دربار قيصر رسيدند، خود را معرفى كردند و تقاضاى ملاقات نمودند. درباريان او را پس از انجام تشريفاتى به حضور پادشاه بردند. دحيه پيش رفت و نامه را بدست قيصر داد.
    شاه نامه را گرفت و دستور داد آن را ترجمه كنند. مترجم اولين جمله نام را كه اين مضمون بود، ترجمه كرد:«نامه ايست از محمد رسول خدا، بسوى هرقل بزرگ روم...» برادرزاده شاه كه جوانى خام و خودپسند بود از اينكه پيغمبر اسلام نام خود را بر نام شاه مقدم نوشته است، برآشفت برسينه مترجم زد و نامه را از دستش كشيد كه پاره كند.
    قيصر از اين عمل جسورانه برادرزاده خود ناراحت شد و او را سرزنش كرد و گفت: پسر! تو يك نادان كوچك يا ديوانه بزرگى هستى. مىخواهى نامه اى را كه هنوز ترجمه نشده و من از موضوع آن مطلع نشده ام را پاره كنى! به جان خودم قسم اگر نويسنده اين نامه پيغمبر خدا باشد، سزاوار است كه نام خود را بر نام من مقدم بنويسد.
    مترجم بقيه نام را ترجمه كرد. يكى از اساقفه و دانشمندان دينى مسيح كه در مجلس حضور داشت، پس از شنيدن مطالب نامه، با صداى بلند گفت:
    هو و الله الذى بشر نا به موسى و عيسى الذى كنا منتظره.
    بخدا قسم او همان پيغمبرى است كه موسى و عيسى مژده آمدن او را به ما داده اند و ما مدتها در انتظارش بوديم. قيصر نگاهى به اسقف مزبور افكند و نظر او را در مورد نامه رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم خواست. او اظهار داشت من شخصا محمد را تصديق و از او پيروى مىكنم.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  10. #200
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    قيصر گفت: براى من نيز واضع و مسلم است كه محمد بن عبدالله همان پيغمبر موعود است كه مسيحيين در انتظارش هستند. ولى فعلا مرا آن توانائى نيست كه از او پيروى كنم و اگر دين او را بپذيرم، سلطنت و مملكت از دستم مىروم و روميان هم مرا زنده نخواهند گذاشت.
    در عين حال كه صدق گفتار پيغمبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم براى قيصر مسلم بود، فعاليت هاى ديگرى نيز براى اطمينان بيشتر انجام داد. نامه اى به يكى از دانشمندان بزرگ مسيحى كه در روميه ساكن بود نوشت و از او خواست كه اطلاعاتى راجع به پيغمبر اسلام در اخيتارش بگذارد. او در جواب نوشت همانا محمد بن عبدالله، پيغمبر موعودى است كه اهل كتاب (يهوديان و مسيحيان) انتظار او را دارند. او را تصديق كن و به او ايمان بياور.
    ضمنا به يكى از وزراى خود دستور داد كه در شهرهاى شام و فلسطين جستجو كن و از مردم حجاز كه به اين كشورها آمده اند، كسى را نزد من آور تا درباره محمد از او سوالاتى بكنم.
    بر حسب اتفاق، به ابوسفيان پدر معاويه كه از دشمنان سرسخت پيغمبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم بود برخوردند. وى با عده اى از اهالى مكه براى تجارت به شام رفته بود. ماءمورين قيصر همه آنها را به حضور بردند.
    قيصر بر تخت سلطنت تكيه زده و گروهى از رجال و شخصيت هاى مملكتى نزدش بودند. وقتى مكيان وارد شدند، بر طبق معمول مردم، شاه را سجده كردند. قيصر به مترجم خود گفت: از اين عده بپرس كه كداميك با محمد كه ادعاى پيغمبرى كرده، خويشاوندى و بستگى دارند؟!
    ابوسفيان گفت: من با او قرابت و خويشاوندى دارم و او عموزاده من (يعنى از قبيله من) است. شاه ابوسفيان را نزديك خود طلبيد و دستور داد ساير عربها پشت سر او ايستادند. مترجم به امر قيصر به آنها گفت: من شما را در اينجا آوردم تا اگر ابوسفيان در لابلاى سخنانش مطلبى بر خلاف حقيقت گفت، سخنش را قطع كنيد و مراقب باشيد كه دروغ نگويد.
    پرسش ها از طرف قيصر بوسيله مترجم به اين شرح آغاز شد:
    شاه: حسب و نسب اين مرد كه ادعاى پيغمبرى كرده و براى من نامه نوشته در ميان شما چگونه است
    ابوسفيان: محمد بن عبدالله در ميان ما داراى حسب و نسب بزرگ و از خاندان بزرگ و شريف است.
    شاه: آيا قبل از محمد هم كسانى در حجاز ادعاى پيغمبرى كرده اند يا نه
    ابوسفيان: نه. هيچ كس چنين ادعائى نكرده و تنها اوست كه چنين بساطى برپا كرده است.
    شاه: سابقه محمد در ميان شما چگونه است آيا قبلا او را دروغگو مىدانستند يا راستگو؟
    ابوسفيان: سابقه او در راستى و درستى مشهور است و هرگز كسى از وى دروغ و خلاف نديده است.
    شاه: آيا در ميان پدران و نياكانش پادشاهى وجود داشته يا نه
    ابوسفيان: نه هيچ يك از پدران و اجداد او پادشاه نبوده اند.
    شاه: محمد از نظر عقل و خرد چگونه است
    ابوسفيان: از نظر عقل و خرد بر او خرده اى نتوان گرفت و مردى خردمند است.
    شاه: كسانى كه به او ايمان آورده اند از چه طبقه اى هستند. آيا اعيان و اشرافند يا طبقات زحمتكش و محروم!
    ابوسفيان: پيروان او را بينوايان و ضعفا تشكيل مىدهند.
    شاه: با مرور زمان بر پيروان او افزوده مىشود يا رو به كاهش مىرود؟
    ابوسفيان: روز به روز بر تعداد مسلمانان و پيروان او مىافزايد.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

صفحه 20 از 27 نخستنخست ... 10161718192021222324 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •