دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)
صفحه 21 از 27 نخستنخست ... 11171819202122232425 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 201 تا 210 , از مجموع 268
  1. #201
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    شاه: آيا پس از گرويدن به او كسى از دينش بر مىگردد و او را نكوهش مىكند يا همه در پيروى او ثابت و استوارند؟
    ابوسفيان هيچ كدام از پيروان او از دينش برنمى گردند و حتى در برابر آزارهاى دشمنان بر عقيده خود پايدارى مىكنند.
    شاه: محمد به عهدها و پيمان هاى خود وفادار است يا نه و آيا براى پيشرفت كار خود به خدعه و نيرنگ متوسل مىشود يا نه
    ابوسفيان: خدعه و مكرى در كارش نيست. ولى فعلا ما با او عهد و پيمان (پيمان حديبيه) داريم. نمى دانم در آينده نسبت به آن چگونه رفتار خواهد كرد.
    شاه: جنگ ها و نزاع هاى ميان شما و او چگونه انجام مىشود و پيروزى با كدام طرف است
    ابوسفيان: در بعضى از جنگها پيروزى با ما است و در برخى با او است. يكبار او در جنگ بدر بر ما غالب شد و من در آن جنگ شركت نداشتم ولى در جنگ ديگرى كه ما به شهر او حمله كرديم (جنگ احد) بسيارى از يارانش را كشتيم و شكم دريديم.
    شاه: محمد مردم را به چه چيز دعوت مىكند و اساس دعوتش روى چه مسائلى استوار است
    ابوسفيان: او مىگويد خدا را بپرستيد و شرك به او نياوريد. مىگويد نماز بخوانيد. زكات بدهيد. راستگو باشيد. به مستمندان انفاق كنيد. مىگويد با عفت باشيد. عهد و پيمان را رعايت نمائيد و در اداء امانت كوتاهى نكنيد.
    پرسش هاى پادشاه روم به همين جا پايان يافت و سپس بوسيله مترجم خود منظورش را از اين سوالات به اطلاع ابوسفيان و همراهانش رسانيد.
    شاه گفت: اينكه از حسب و نسب محمد پرسيدم و تو جواب مساعد دادى، آن است كه انبياء و پيامبران الهى حتما بايد از خانواده اصيل و شريف باشند.
    پرسيدم قبل از او كسى ادعاى نبوت كرده يا نه. براى اين بود كه اگر كسى پيش از او اين ادعا را كرده احتمال مىرود كه محمد نيز از اين نقشه پيروى كرده باشد.
    اينكه از راستگو بودنش پرسيدم و تو او را راستگو معرفى كرداى، بدان جهت بود كه اگر كسى در امور دنيا و جريان زندگى خود به مردم دروغ نگويد، هرگز بر خدا دروغ نخواهد بست.
    پرسيدم آيا از پدران او كسى سلطنت داشته يا نه، براى اين كه اگر يكى از پدران او پادشاه بوده، امكان دارد كه وى ميراث پدرى را مطالبه مىكند و داعيه پادشاهى بر سر دارد.
    اينكه از خصوصيات پيروانش پرسيدم بدان جهت بود كه پيروان انبياء را بيشتر طبقه محروم و ضعفاى اجتماع تشكيل داده اند و در تمام ادوار تاريخ، اين طبقه بر ساير طبقات در خداشناسى پيشقدم بوده اند.
    سبب اينكه پرسيدم پيروانش رو به فزونى هستند يا نه. آن است كه دعوت پيامبران همواره رو به ترقى مىباشد تا كار رسالت خود را به پايان برسانند.
    سوال ديگر من كه در مورد روش محمد بود، آن است كه در ميان پيامبران آسمانى هرگز مكر و حيله وجود ندارد و همچنين در مورد سوال از وضع جنگ هاى شما با او بدان جهت بود كه پيغمبران گاهى غالب مىشوند و گاهى مغلوب. ولى پيروزى واقعى و پايان موفقيت آميز نصيب آنها است.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  2. #202
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    در مورد تعليمات او پرسيدم و تو شرح دادى. بر من مسلم شد كه محمد فرستاده خدا است. زيرا تمام انبياء مردم را به پاكى و فضيلت دعوت كرده و از زشتى ها و ناپاكى ها نهى نموده اند. اگر آنچه درباره او گفتى، راست گفته باشى، ديرى نخواهد گذشت كه همين نقطه اى را كه من بر آن نشسته ام، مالك خواهد گرديد و من مىدانستم كه پيغمبرى از سلسله انبياء باقى مانده و خواهد آمد. اما احتمال نمى دادم از ميان شما برانگيخته شود و اينك هم اگر براى من امكان داشت به جانب او مىرفتم و به خدمتش مشرف مىشدم و اگر در خدمتش بودم با كمال افتخار پاى او را مىشستم.
    پادشاه روم در اين مجلس با كمال صراحت عشق و علاقه خود را نسبت به رسول محترم اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم اظهار داشت و پيامبرى او را تصديق كرد و پس از آن هم با برخى از روحانيين مسيحى درباره قبول اسلام مذاكره نمود و در چند مورد با ملت روم نيز سخنى از اسلام به ميان آورد. ولى دانشمندان مسيحى او را منع كردند و ملت نادان روم سر به شورش برداشتند.
    از آن به بعد هرقل براى حفظ مقام خود مبارزه با اسلام و مسلمين را آغاز و به طورى كه جمعى از مورخين معتقدند ماءمورين و بازرس هائى ماءمور كرد كه در سر راه ها مراقب باشند و از روابط پيغمبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم با اشخاص و مخصوصا با رؤسا و بزرگان جلوگيرى كنند.
    يكى از نامه رسان هاى پيغمبر، به نام حارث بن عمير ازدى در سرزمين موته نزديك شام بدست شر حبيل بن عمر و غسانى كه از ماءمورين پادشاه روم بود، گرفتار و به دستور او كشته شد.
    چون خبر كشته شدن حارث به رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم رسيد، بى اندازه متاءثر شد و تصميم گرفت از قاتلين حارث خونخواهى كند و در دنبال همين تصميم جنگ موته كه بعدا شرح آن را خواهيم نوشت، واقع شد.
    نامه ديگرى از جانب رسول محترم اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم به عنوان پاپ اعظم نگاشته شد.
    پاپ لقب رئيس و رهبر كاتوليك ها است و از كلمه يونانى «پاپاس» كه به معنى پدر است، نقل شده. از وقت عروج عيسى بن مريم تا سال 726 ميلادى برابر سال 108 قمرى پاپ ها يكى پس از ديگرى به رياست كليسا و زعامت روحانى انتخاب مىشدند و فقط در امور دينى دخالت داشتند. ولى از اين تاريخ به بعد پاپ در امور سياسى نيز دخالت كرد و در انتخاب يا بركنارى فرمان روايان فعاليت هائى داشت.
    جنگ هاى صليبى كه بين مسلمين و مسيحيان روى داد و دويست سال طول كشيد، به تحريك پاپ شروع شد و بطور خلاصه در تمام شؤون زندگانى مسيحيان پاپ دخالت هاى بى مورد مىكرد و به خصوص در مورد دانشمندان و نظرات آنها كه با انجيل تطبيق نمى كرد، شدت عمل نشان داده مىشد. سازمان تفتيش عقايد«انگيزيسيون» بوجود آمد تا جلوى افكار دانشمندان را بگيرد. چه بسيار دانشمندانى به واسطه نظريات علمى خود، گرفتار كليسا و پاپ و آن سازمان خطرناك شدند و جان خود را از دست دادند. ولى آخر الامر در برابر پيشرفت علم و دانش، كليسا شكست خورد و مجددا پاپ به جايگاه اوليه خود، يعنى دخالت در امور دينى فقط، برگشت و از صحنه سياست و فعاليت هاى مملكتى بركنار شد.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  3. #203
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    مركز فرمانروايى پاپ تا سال 1309 ميلادى برابر سال 431 قمرى شهر رم بود. ولى پاپ كلمان پنجم مقر رياست روحانى را به شهر آوينيون فرانسه انتقال داد.
    پاپ گروار يازدهم در سال 1377 ميلادى براى دعوت مردم به رم رفت و چون وى چشم از جهان پوشيد، اهالى شهر آوينيون فرانسه اقدام به انتخاب پاپ نمودند و در رم نيز پاپ ديگرى انتخاب شد و به همين جهت تا هفتاد و يك سال ميان پاپ هاى اين دو شهر اختلاف و نزاع وجود داشت و همين اختلاف سبب شد كه قدرت كليسا كاسته و علاوه بر آن، پيروان مسيح به دو فرقه «كاتوليك» و«پروتستان» تقسيم شدند.
    در زمان پيغمبر محترم اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم رياست روحانى مسيحيين را دانشمندى به نام ضغاطر كه او را«انر» (enor) مىناميدند، به عهده داشت و ساير علماى مسيحى از او پيروى مىكردند و نفوذش در ميان تمام طبقات مسيحيين به حد كامل بود و برخى از مورخين مىگويند كه وى از پادشاه روم در نظر مردم محترم تر و گرانقدرتر بود.
    با همان نامه اى كه از طرف پيامبر اسلام به قيصر روم نوشته شد، نامه اى هم با پاپ اعظم روم ضغاطر«اسگوتر» نگاشته شد و هر دو نامه توسط دحيه كلبى ارسال گرديد.
    متن نامه چنين بود:
    سلام على من آمن. اما على اثر ذلك. فان عيسى بن مريم روح الله و كلمته القاها الى مريم الزكية و انى اومن بالله و ما انزل الينا و ما انزل الى ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و الاسباط و ما اوتى موسى و عيسى و ما اوتى النبيون من ربهم لانفرق بين احد منهم و نحن له مسلمون و السلام على من اتبع الهدى.
    ترجمه:«درود و تحيت بر آن كسى كه به خدا ايمان آرد. پس از درود. همانا عيسى بن مريم روح و كلمه مقدس خداوند است كه او را به مريم القا فرمود و من ايمان دارم به خدا و به آنچه از طرف او به ما نازل شده است و به آنچه از جانب او به ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و اسباط نازل گشته است و ايمان دارم به آنچه از طرف حق، به موسى و عيسى و ساير پيامبران داده شد. ما ميان پيغمبران الهى فرقى نمى گذاريم و ما تسليم ذات اقدس الهى هستيم. درود بر آنكس كه به راه هدايت ثابت قدم باشد.»
    در اين نامه رسول محترم اسلام، تنها به تصديق انبياء عظام و بيان مقام واقعى عيسى بن مريم اكتفا فرمود و درباره ساير مسائل بحثى به ميان نياورد ولى همين نامه مختصر اثرى عميق در قلب پاپ اعظم گذاشت.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  4. #204
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    بخدا سوگند كه صاحب تو پيغمبر مرسل است و ما مسيحيان او را با وصفش مىشناسيم و در كتاب خود نام و مشخصات او ا مىيابيم.
    پاپ پس از اين بيانات، لباس پاكيزه پوشيد و عصازنان به كليسا آمد. مردم كه در انتظار مقدم او بودند، مراسم احترام را به عمل آوردند. پاپ در حاليكه ايستاده و تكيه به عصا داده بود با بيانى محكم چنين گفت:
    اى ملت روم! نامه اى از احمد به ما رسيده و ما را به سوى خدا دعوت كرده است. من شهادت مىدهم كه خدائى جز خداى يگانه نيست و محمد پيغمبر و فرستاده او است.
    همين چند جمله كافى بود كه جمعى نادان و متعصب و گروهى دنيا پرست را عليه او تحريك كند، شورشى بر پا شد و هيچانى عظيم در كليسا بوجود آمد و كار به جائى رسيد كه آن مرد واقع بين و خداپرست را در داخل كليسا كشتند و به اين ترتيب نامش، در رديف شهداء اسلام ثبت گرديد.
    گشته شدن پاپ با آن موقعيت و احترامش در ميان مردم، موجب شد كه پادشاه روم از قبول اسلام سر برتافت و براى حفظ مقام خود، با اسلام و مسلمين به جنگ پرداخت.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  5. #205
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    جنگ موته

    من المومنين رجال صدقوا ماعاهدوا الله عليه فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا
    (سوره احزاب: 23)
    نامه رسان پيامبر اسلام را كشتند. اين جنايت با هيچ يك از اصول اخلاقى و انسانى تطبيق نمى كرد. رسول محترم اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم از ناجوانمردى روميان سخت برآشفت و براى حارث بن عمير كه بدست شر حبيل بن عمرو غسانى در اراضى شام كشته شده بود، افسرده خاطر گرديد و تصميم به انتقام گرفت و مقدمات جنگ موته فراهم گشت.
    فرمان جهاد داده شد و سه هزار سرباز مسلمان آماده حركت به جبهه شدند. رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم فرماندهى قوا را به جعفربن ابيطالب، برادر اميرالمومنين عليه السلام سپرد و فرمود اگر به جعفر آسيبى رسيد، زيد بن حارثه فرمانده سپاه خواهد بود و اگر براى او پيش آمدى كرد، عبدالله بن رواحه فرماندهى قوا را به عهده خداهد گرفت و در صورتى كه او هم به شهادت رسيد، سربازان مسلمان از ميان خودشان كسى را براى فرماندهى خود انتخاب كنند.
    سپاه اسلام از مدينه حركت كرد و رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم آنها را تا«ثنية الوداع» بدرقه كرد و در آنجا فرماندهان و سربازان را مخاطب قرار داد و اين بيانات را در برابر سه هزار مرد مسلح ايراد فرمود:
    به شما اى سربازان اسلام توصيه مىكنم كه با تقوى و خويشتندار باشيد و نسبت به ساير مسلمين كه با شما هستند، رعايت صفا و عدل و احسان را بنمائيد. به نام خدا و به يارى او بسوى جبهه جنگ پيش رويد و با دشمنان خدا و دشمنان خودتان مردانه بجنگيد.
    شما در اين سفر، به مردمى برخورد مىكنيد كه در صومعه ها و پرستش گاه هاى خود سرگرم عبادت و از اجتماع بركنارند و به هيچ حزب و دسته اى
    بستگى ندارند. هوشيار باشيد و هيچ گونه تعرضى نسبت به آنها ننمائيد. ايشان را نكشيد. مزاحمشان نشويد.
    زنان و بانوان را كه پرورش دهنده نسل آينده اند، به قتل نرسانيد. كودكان و اطفال را از دم شمشير نگذرانيد. درختى را كه مىتواند به حال جامعه سودمند باشد، قطع نكنيد. ساختمانى كه موجب رفاه و آسايش مردم است، ويران نسازيد.
    پس از ازن بيانات فرمود: تا جايگاه شهادت حارث پيش برويد. اول، مردم را به پذيرش اسلام دعوت كنيد. اگر سر برتافتند، با آنها بجنگيد و سركشان را به سزاى عمل زشتشان برسانيد.
    سپاهيان اسلام با اتكاء به نيروى ايمان، مدينه را به سوى اراضى شام ترك گفتند. پس از طى منازل در سرزمين «معان» فرود آمدند. خبر تمركز نيروهاى اسلام در ارض معان به اطلاع شرحبيل رسيد.
    وى به گمان اينكه مىتواند به آسانى سپاه اسلام را منهزم سازد، سربازانى را كه در اختيار داشت، به فرماندهى برادرش (سدوس) مقابل نيروهاى اسلام فرستاد. ولى در لحظات اول جنگ، سدوس گشته شد و سپاهيانش گريختند.
    شرحبيل، احساس كرد موضوع مهم تر از آن است كه بتوان آن را سرسرى گرفت و بدين جهت بقلعه خود پناهنده و متحصن گرديد و گزارش وقايع را فورا براى پادشاه روم نوشت و از او استمداد كرد.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  6. #206
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    قيصر، صد هزار سرباز جنگجو، مركب از روميان و شاميان آماده كرد و به سوى جبهه اعزام نمود. رسيدن اين همه نيرو كه با سلاح ها و وسائل كامل مجهز بودند و تعداد آنها متجاوز از سى برابر سربازان اسلام بود، مسلمانان را مضطرب ساخت و در اقدام به جنگ دچار ترديد نمود. جمعى معتقد بودند كه بايد جريان را به رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم اطلاع داد و از پيشگاه مقدسش كسب تكليف كرد. گروهى ديگر عقيده داشتند كه بايد جنگ را شروع كرد و با استقامت و پايدارى انجام وظيفه نمود.
    يكى از افسران رشيد اسام كه بعدا فرمانده لشكر شد (عبدالله بن رواحه) نطق مهيج و آتشينى ايراد كرد و به تمام ترديدها و دو دلى ها خاتمه داد. او در ضمن بياناتش گفت:
    اى سربازان مسلمان! شمااز چيزى كراهت داريد كه براى همان از وطن بيرون آمده ايد. شما براى درك فيض شهادت اين همه راه پيموده و اين همه رنج تحمل نموده ايد. ما مسلمانان در هيچ نبردى به اتكاء قوا و نيروهاى مسلح و كثرت سرباز نجنگيده ايم. نيروى ما و نقطه اتكاء ما، دين ماست كه خداوند بوسيله آن، ما را گرامى داشته و سرافراز فرموده است. در جنگ با اين مردم نيز يكى از دو فيض بزرگ را بدست خواهيم آورد يا بر آنها غلبه كنند.
    سپاه روم در قريه «مشارف» از قراء بلقا صف آرائى كردند و سپاه اسلام در«موته» از اراضى شام صفوف خود را منظم ساختند و ميدان جنگ در سرزمين موته قرار داده شد.
    دو سپاه در برابر هم موضع گرفتند و فرمانده نيروهاى اسلام جعفربن ابيطالب فرمان حمله داد و خود نيز بى باكانه بر صفوف دشمن تاخت. حملات وى چنان خيره كننده بود كه براى دشمنان نيز موجب شگفت و حيرت گرديد. صف ها را يكى از پس ديگرى شكافت و پيش رفت. اين پيش روى آنقدر ادامه يافت كه وى در ميان درياى لشكر دشمن ناپديد گشت. دست راست او قطع شد، پرچم اسلام را با دست چپش برافراشته داشت. دست چپش نيز قطع شد. پرچم را با بازوان خون چكان خود نگه داشت. حدود نوزده زخم بربدنش وارد شده بود. خونريزى شديد و قطع شدن دستها او را از ادامه جنگ بازداشت. دشمنان بدن آن مرد فداكار و از خود گذشته را با نوك نيزه ها به هوا بالا بردند و بدين ترتيب جعفربن ابيطالب بزرگ ترين درس شهامت و ثبات قدم را به جهانيان ياد داد.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  7. #207
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    زيدبن حارثه، فرمانده دوم، قدم جلو گذاشت و پرچم را بدست گرفت و حمله شديدى آغاز كرد. در اين حمله آنقدر كشيد كه نيزه اش خورد شد و باز هم به جنگ ادامه داد، تا جام شهادت را باافتخار و سربلندى نوشيد.
    فرمانده سوم، عبدالله بن رواحه نيز، به نوبه خود فداكارى و كوشش بسيار كرد تا به شهادت رسيد.
    اين سه نفر را پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم به عنوان امير لشكر تعيين فرموده بود و حالا بايد خود مردم كسى را انتخاب كنند. از گوشه و كنار نظرها به خالدبن وليد كه تازه مسلمان شده بود، متوجه گرديد و او به عنوان فرمانده انتخابى، رهبرى جنگ را به عهده گرفت.
    خالد مردى شجاع و جنگجو بود. فنون لشكركشى و تاكتيك هاى نظامى را خوب مىدانست. پيش از آنكه فرمان حمله بدهد، صفوف سربازان اسلام را به وضع خاصى منظم ساخت و دستور حمله داد.
    روزهاى بعد هم روش هاى ديگرى كه از ابتكارات او بود در طرز تنظيم صف ها به كار مىبرد كه دشمنان گمان مىكردند، براى مسلمانان نيروهاى تازه نفسى رسيده است و به اين ترتيب توانست انتقام خون قربانيان موته را بگيرد و سپاه نيرومند روم را وادار به عقب نشينى كند.
    روميان با تحمل خساراتى، از ميدان گريختند و سربازان اسلام به تعقيب آنان پرداختند. ولى نتيجه اين جنگ مجموعا براى عموم مسلمانان رضايت بخش نبود. زيرا مسلمانان چندين قربانى باارزش داده بودند و پيروزى درخشانى هم كه در ساير جنگ ها بدست مىآوردند، كسب نكرده بودند. بدين جهت وقتى خالدبن وليد با سپاه اسلام به مدينه بازگشت و مورد استقبال پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم و سايرين قرار گرفت، در قيافه مستقبلين ناراحتى و تاءثر موج ميزد. به طوريكه رسما خالد و سربازان را مورد تحقير و ملامت قرار دادند و فرياد مىزدند: اى سربازان فرارى! از شهادت در راه خدا گريختند؟ و برخى پا رااز اين هم بالاتر گذاشتند و به صورت جنگجويان موته خاك مىپاشيدند و اظهار انزجار مىكردند.
    ابن ابى الحديد مىگويد: هيچ سپاهى به اندازه سپاه موته مورد اهانت و تحقير قرار نگرفت. حتى بعضى از سپاهيان موته وقتى به خانه خودشان رفتند، اهل خانه در به روى آنان نگشودند و اعتراض مىكردند كه تو چرا مانند ديگران كشته نشدى! كار اهانت به جائى رسيد كه بعضى از لشگريان خانه نشين شدند و بالاخره رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم از لشگريان حمايت كرد و به مردم فرمود: نه. آنها فرارى نيستند. بلكه آنان جنگجويانى هستند كه بر صفوف دشمن تاخته اند و به دين خدا خدمت كرده اند.
    با اينكه نتيجه اين جنگ از نظر مسلمين درخشان نبود، ولى در دل روميان اثرى عظيم باقى گذاشت. زيرا مقاومت سه هزار نفر در برابر صد هزار نفر و يا به قول برخى از مورخين در برابر سيصد هزار نفر جنگجوى رومى، يك امر غير عادى بود و در عين حال موفق شدند دشمن راوادار به فرار و عقب نشينى نمايند.
    اين موفقيت ها، اين استقامت ها و اين فداكارى ها ثمره ايمان راسخ مسلمين و نتيجه عنايات خداوند متعال بود كه با عددى كمتر و تجهيزاتى ناچيزتر، دشمنانى قوى تر را از پاى درمى آوردند. آرى.
    كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن الله
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  8. #208
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    انفاق در حال ركوع

    انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يوتون الزكوة و هم راكعون.
    (سوره مائده: 55)
    بر مسجد مدينه فضائى روحانى و ملكوتى حاكم بود. در هر گوشه مسجد مسلمانى بعبادت و بندگى خدا اشتغال داشت.
    بعضى نماز مىخواندند و برخى قرآن. جمعى در حال قيام بودند و گروهى در حال قعود. آهنگ دلنشين و آواى روحبخش مناجات و راز و نياز با خدا، فضاى مسجد را پر كرده و هر تازه واردى را مجذوب مىساخت.
    آنروز پيامبر عاليقدر اسلام نيز در مسجد حاضر بود. به پرسش هاى مردم پاسخ مىگفت و با دقت و مراقبت فراوانى كه لازمه يك رهبر الهى و آسمانى است، همه كس و همه چيز را زير نظر داشت.
    مردى بينوا و نيازمند، به اميد دريافت كمكى از مردم قدم به مسجد گذاشت و با صداى بلند كه همه شنيدند، وضع پريشان و نابسامان خود را شرح داد و از مسلمانان كه دستور دينشان آنان را موظف به يارى محرومان نموده درخواست كمك كرد.
    لحن تاءثر آور كلام او حاكى از درد و رنج فراوان او بود و بخوبى نشان مىداد كه فشار زندگى او را وادار به استمداد از مردم كرده است.
    او پس از بيان مطالبش، سكوت كرد و به انتظار عكس العمل حاضران و اقدام خير خواهانه آنان ايستاد.
    اما هيچكس به او توجهى نكرد و هيچ دستى بسوى او دراز نشد. او كه از مردم نااميد شده بود رو بسوى آسمان كرد و گفت: خداوندا شاهد باش من در مسجد پيامبر تو آمدم و از مسلمانان كمك خواستم ولى هيچكس بمن كمكى نكرد و كسى بارى از دوشم بر نداشت.
    اميرمؤمنان على عليه السلام كه مشغول نماز و در حال ركوع بود، دست راست خود را كه در انگشت كوچكش انگشترى داشت، بسوى آن مرد دردمند دراز كرد و او انگشتر را از انگشت آنحضرت بيرون آورد و لبخند زنان با خاطرى شد و مسرور از مسجد بيرون رفت.
    رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم كه از دور ناظر اين ماجرا بود، رو بدرگاه خدا آورد و عرضه داشت: خداوندا! برادرم موسى از تو درخواست كرد كه باو شرح صدر عطا كنى و كارها را براو آسان گردانى و به او بيانى روان ببخشى تا مردم سخنش را بفهمند و برادرش هارون را وزير و پشتيبان و شريك در انجام رسالتش قرار دهى و تو درخواست هاى او را پذيرفتى و آنچه خواسته بود باو عطا كردى.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  9. #209
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    خداوندا! اينك من، محمد، پيامبر و برگزيده تو هستم عرضه مىدارم: اللهم اشرح لى صدرى و يسرلى امرى و اجعل لى وزيرا من اهلى عليا اخى. اشدد به ظهرى.
    خداوندا! بمن شرح صدر عطا كن و كارها را برايم آسان گردان و از خاندانم، على را وزير من قرار بده تا بوسيله او پشتم قوى و محكم گردد.
    ابوذر غفارى كه از ياران راستين و با وفاى رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم و خود يكى از حاضران در مسجد بود مىگويد:
    هنوز دعاى پيامبر اكرم بپايان نرسيده بود كه جبرئيل امين نازل شد و اين آيه را از جانب خداوند بر آنحضرت فرو خواند:
    انما وليكم الله و رسولة و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يوتون الزكوة و هم راكعون.
    يعنى: همانا ولى و سرپرست شما مسلمانان، خدا است و پيامبر او و كسانى كه ايمان آورده و اقامه نماز مىكنند و در حال ركوع زكات مىدهند.
    اين ماجراى جالب را متجاوز از سى نفر از مفسران و بزرگان اهل سنت و همه مفسران شيعه در تفاسير خود نقل كرده اند و اين آيه شريفه كه آيه ولايت ناميده مىشود، يكى از آياتى است كه بعنوان يك نص قرآنى، امامت و ولايت على عع را اثبات مىكند. (41)
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  10. #210
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    فتح مكه

    بسم الله الرحمن الرحيم
    اذا جاء نصر الله و الفتح و رايت الناس يدخلون فى دين الله افواجا
    (سوره نصر: 1)
    پيمان صلح «حديبيه» كه در سال هفتم هجرت بين رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم و نماينده قريش به امضاء رسيد بر مبناى عدم تعرض طرفين نسبت به يكديگر بسته شده بود. در آن عهدنامه تصريح شده بود كه نه از طرف مسلمانان نسبت به قريش و وابستگان قريش تعرضى واقع شود و نه از جانب قريش نسبت به مسلمين و هم پيمانان مسلمين تجاوزى انجام گيرد.
    دو قبيله در اراضى مكه سكونت داشتند، كه نام يكى «خزاعه» و هم پيمان رسول خدا بود و ديگرى طايفه «كنانه» كه تحت الحمايه قريش قرار داشت.
    يك روز مردى از طايفه كنانه، اشعارى در هجو پيغمبر اسلام سروده و در مجلسى مىخواند. يكى از افراد طايفه خزاعه كه وابسته به مسلمانان بود، جلو رفت و به آن شاعر اعتراض كرد. ولى شاعر گوش به اعتراض وى نداد و همچنان به خواندن اشعار خود پرداخت. جوان خزاعى كه سخت خشمگين شده بود، به وى حمله كرد و با مشت گره كرده خود، دهان و بينى او را درهم شكست.
    طايفه كنانه از اين اهانتى كه با شاعر آنها شده بود، برآشفتند ولى چون قدرت حمله به طايفه خزاعه را در خود نمى ديدند، محرمانه به مكه رفتند و از قريش استمداد كردند. رجال قريش هم با اينكه پيمان عدم تعرض داشتند، به آنها كمك مالى كردند و علاوه بر آن جمعى از سرگشان و فتنه جويان قريش مانند سهيل عمرو، عكرمة بن ابى جهل، حويطب بن عبدالعزى، صفوان اميه و مكرزبن حنص با لباس ناشناس و صورتهاى بسته به قبيله كنانه رفتند و داوطلبانه با عده اى از افراد آن قبيله، به طايفه خزاعه حمله بردند و بيست تن از خزاعه را به قتل رساندند و سپس به مكه برگشتند و اميدوار بودند كه اين خيانت براى هميشه پنهان بماند.
    ابوسفيان كه از ديگران سياستمدارتر بود، سخت مضطرب شد و گفت بدون ترديد اين خبر بن محمد خواهد رسيد و او هم قطعا خون بنى خزاعه را ناچيز نخواهد شمرد و ساكت نخواهد نشست. مصلحت اين است كه من به مدينه بروم و با محمد گفتگو نمايم و پيش از اينكه او از ماجراى اخير مطلع شود به هر ترتيبى شده پيمان را تمديد كنم.
    ابوسفيان به دنبال اين تصميم، به سوى مدينه رهسپار شد. ولى پيش از آنكه به مدينه برسد، بزرگان طايفه خزاعه به حضور رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم رسيدند و عمروبن سالم كه رهبرى آنان را به عهده داشت، شرح پيمان شكنى قريش و حمله بنى خزاعه و قتل و غارت ايشان را به عرض رسانيد. رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم قول مساعدت به وى داد.
    به فاصله كوتاهى، يك هيئت ديگر از قبيله خزاعه به همراهى «بديل بن ورقا» خدمت پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم رسيدند و عهد شكنى قريش و قتل و غارت خزاعه را به استحضار رساندند. رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمود: خدا ياريم نكند اگر از يارى خزاعه دست بكشم.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

صفحه 21 از 27 نخستنخست ... 11171819202122232425 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •