دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)
صفحه 23 از 27 نخستنخست ... 13192021222324252627 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 221 تا 230 , از مجموع 268
  1. #221
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    جنگ تبوك

    يا ايها الذين آمنوا ما لكم اذا قيل لكم انفروا فى سبيل الله اثاقلتم الى الارض ارضيتم بالحياة الدنيا من الاخرة فما متاع الحياة الدنيا فى الاخرة الا قليل
    (سوره توبه: 38)
    در محافل مدينه، زمزمه پيچيد كه: پادشاه روم با سپاهى عظيم به جانب مدينه رهسپار شده است. اين خبر را چند نفر بازرگان كه از شام به مدينه آمده بودند، نقل كردند و رفته رفته، در سراسر شهر منتشر شد و به استحضار رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم رسيد.
    چون قرائن موجود، صحت اين گزارش را تاءييد مىكرد، پيغمبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم دستور داد كه مسلمين از دور و نزديك، آماده شوند و مقدمات سفر را فراهم سازند.
    با اينكه رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم در اكثر جنگ ها، مقصود اصلى و هدف نهائى را مخفى مىكرد، تا دشمن نتواند پيش دستى كند، در اين جنگ رسما هدف و مقصد را براى مردم تشريح كرد. زيرا راه بسيار دور و دشمن قوى و تجهيزات كافى لازم بود.
    اين سفر براى مسلمانان سخت ناگوار بود. زيرا هوا گرم، راه دور، دشمن قوى و از همه گذشته هنگام برداشت محصول و استفاده از ميوه ها بود. بدين جهت امروز و فردا مىكردند و حركت را تاءخير مىانداختند.
    از نظر سياستمداران مدينه، چنگ با پادشاه روم و ارتش نيرومندش بسيار خطرناك به شمار مىآمد. بعضى از منافقين در محافل محرمانه خود اظهار مىكردند كه محمد گمان مىكند جنگ با پادشاه روم نيز مانند جنگ با اعراب و قبائل مكه است كه اميد موفقيتى در آن باشد.
    اين اظهار نظرها كه عموما از طرف منافقين ابراز مىشد، روحيه سايرين را هم ضعيف و از اقدام جدى بازمى داشت. ولى پيغمبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم در برابر مسلمانان نطقى ايراد كرد كه تمام تبليغات سوء منافقين را خنثى نمود و روحى تازه در كالبد اسلاميان دميد.
    در آن خطبه، رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم پس از حمد و ثناء خداوند، به بسيارى از مسائل اخلاقى و اجتماعى و دينى اشاره كرد و نكاتى را گوشزد شنوندگان نمود. روح ترقى و تعالى را در مردم تقويت و حس آزادى و سربلندى را در آنان بيدار كرد و شهادت در راه حفظ دين و حقيقت را بهترين سعادت ها معرفى فرمود. جنگيدن با دشمنان خدا و اسلام را از وظايف اجتناب ناپذير هر مسلمان دانست. بخشش و انفاق مال و ثروت را در راه حفظ دين و استقلال مملكت، از مهمترين و قطعى ترين وظايف ثروتمندان بشمار آورد.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  2. #222
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    اين خطبه اثر عميقى در مسلمانان گذاشت و جنب و جوشى عظيم در مدينه بوجود آمد. كمك هاى مالى فراوانى از طرف طبقات مختلف شد. يكى از مسلمانان مقدارى نقره كه برابر هزار دينار ارزش داشت، تسليم كرد. عباس بن عبدالمطلب مبلغ قابل ملاحظه اى داد. عاصم بن وهب هفتاد بار شتر خرما داد. مردى تمام ثروت خود و مردى ديگر نصف ثروتش را تقديم نمود. زنان مسلمان زر و زيورهاى خود را براى تجهيز سپاه مىبخشيدند. دست بندو گردن بند و خلخال و انگشترهاى بسيارى در ميان اموال جمع شده، ديده مىشد كه از طرف بانوان مسلمان اهدا شده بود.
    بديهى است در وقتى كه خطرى كشور را تهديد مىكند، بر عموم ملت مسلمان لازم است از خود گذشتگى و فداكارى نموده و در راه حفظ دين و وطن كوشش كنند و اگر از انفاق مقدارى مال و ثروت، خوددارى و در دفع دشمن اهمال نمايند، ديرى نمى گذرد كه مملكت بدست دشمن خواهد افتاد و ملت برده و بنده ديگران خواهد شد.
    با تمام مشكلاتى كه اين لشكركشى در برداشت، مشكلى بزرگ تر و خطرناك تر در كار بود كه و آن نقشه منافقين براى يك كودتا و از بين بردن آثار اسلام بود. كسانى كه با آمدن اسلام، رياستشان بر باد رفته و ناچار از تظاهر به اسلام شده بودند، اينك با مسافرت رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم و خالى ماندن مدينه تصميم گرفتند از فرصت استفاده كنند و حكومت را در دست بگيرند.
    گروهى از منافقين، با ابوعامر راهب نصرانى بيعت كردند و او را نامزد رياست و حكومت نمودند و به همين منظور مسجد بنا نهادند كه به مسجد ضرار معروف شد و برنامه كارشان اين بود كه پس از حركت رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم تمام پيروان پيغمبر را كه در مدينه مانده اند، بكشند و مدينه را غارت كنند و جمعى از آنها هم در ركاب پيغمبر باشند و در يك فرصت مناسب، شبانه در راه تبوك آن حضرت را به قتل برسانند و به اين ترتيب كار را خاتمه دهند.
    نامه پرانى هائى نيز از طرف بعضى از منافقين صورت گرفته و به پادشاه دومة الجندل نوشته بودند كه اگر به جانب مدينه بيائى، ما تو را يارى مىكنيم و محمد را از بين مىبريم.
    با توجه به فعاليت هاى پشت پرده، كه وسيله منافقين انجام مىشد و احتمال خطر كودتا در كار بود، ايجاب مىكرد كه رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم جانشينى براى خود تعيين كند و مدينه را به كف با كفايت كسى بسپارد كه از جميع جهات، مانند خود او باشد.
    كسى كه از لحاظ شخصيت، قادر به حفظ شئون دينى و ملى باشد. از نظر تقوى و فضيلت و درستى و رموز كشوردارى از همه برتر و بالاتر باشد به هيچ حزب و جمعيتى بستگى نداشته و به هيچ قيمت تطميع شدنى نبوده و از تبليغات و تهديدات هراسان و بيمناك نگردد.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  3. #223
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    پيغمبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم در ميان تمام مسلمانان كه حدود سى هزار تن از آثار سربازان و افسران بودند و جمعى از آنها مردمان آزموده و با تجربه اى بشمار مىآمدند. هيچيك را شايسته اين جانشينى نديد، مگر اميرالمومنين عليه السلام را كه به اتفاق شيعه و سنى او را صالح براى اين مقام تشخيص داد و مدينه را به او سپرده و خود با قلبى مطمئن و خاطرى آسوده، سپاه اسلام را بسوى جبهه جنگ رهبرى فرمود.
    شايد سؤال شود كه چرا رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم توطئه كنندگان را بازداشت و مجازات يا لااقل در زندان نيفكند؟! جواب اين سؤال آن است كه: بين روش پيامبران و سياستمداران فرق بسيار است. درست است كه از نظر يك سياستمدار، قبل از شروع توطئه و جنايت بايد همه شركت كنندگان را كيفر داد. ولى از نظر يك رجل الهى و پيشواى آسمانى، هنوز جرمى اتفاق نيفتاده و جنايتى واقع نشده است و هيچ گونه مجوزى براى بازداشت، مجازات، تبعيد و يا زندانى نمودن آنان وجود ندارد.
    على عليه السلام در مدينه ماند و امور را در دست گرفت و به انجام وظايف محوله، مشغول شد. منافقين نقشه خود را نقش بر آب ديدند. زيرا همه، على را مىشناختند. شجاعتش، هوشياريش، ثبات قدمش و سوابق درخشانش بر كسى پوشيده نبود. ياءس و نااميدى بر آنها سايه افكند و دانستند كه با بودن على در مدينه، هيچ كارى نمى توانند انجام دهند و به هر كارى دست بزنند. رسوائى و بدبختى به دنبال خواهد داشت. بدين جهت يك سلسله تبليغات سياسى آغاز كردند كه شايد با اين تبليغات نتوانند على را وادار كنند، مدينه را ترك گويد و به رسوا اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم بپيوندند.
    گفتند: سابقه ندارد كه رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم در هيچ جنگى على را با خود نبرده باشد. در اين جنگ پيغمبر ميل نداشت كه او را با خود ببرد و اين دليل رنجش خاطر آن حضرت از على مىباشد. با اين سخنان بى اساس اذهان ساده لوحان را مشغول كردند. ولى مردمان هوشيار، خوب مىدانستند كه اين حرفها از طرف اخلال گران و منافقين ساخته و پرداخته مىشود.
    على عليه السلام براى اينكه به اين شايعات خاتمه دهد، فورا از مدينه حركت كرد و در خارج شهر با رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم ملاقات نمود و گفتار منافقين را به استحضار رسانيد.
    پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم در حضور مردم با بيانى قاطع و صريح فرمود:
    يا على ان المدينه لاتصلح الا بى او بك فانت خليفتى فى اهل بيتى و دار هجرتى و قومى، اما ترضى ان تكون منى بمنزلة هرون من موسى الا انه لانبى بعدى.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  4. #224
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    يعنى:«يا على امور مدينه سامان نمى پذيرد، جز بدست من يا بدست تو، تو جانشين من در ميان خاندان من و در شهر هجرت من (مدينه) و در ميان پيروان من هستى. آيا راضى و خشنود نيستى كه نسبت به من همان منزلتى را داشته باشى كه هارون نسبت به موسى بن عمران داشت جز در امر نبوت و پيامبرى كه پس از من پيغمبرى نخواهد بود.»
    اين حديث بنام حديث منزلت مشهور است و شيعه و سنى آن را نقل كرده اند و در اين كلام، رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم به نقشه هاى منافقين اشاره كرد و تنها راه خنثى نمودن نقشه ها و توطئه ها را ماندن خود يا ماندن على عليه السلام دانست و چون اين سفر، آخرين سفر جنگى رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم بود، على را در مدينه بخلافت گذاشت تا مردم تكليف خود را در سفر ابدى او بدانند و على را جانشين حقيقى او بشناسند.
    على عليه السلام به مدينه بازگشت و به حل و فصل امور مسلمانان پرداخت و رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم به اتفاق سپاه اسلام به جانب تبوك رهسپار شد. در اين سفر به واسطه دورى راه و نبودن آذوقه كافى، به حدى جنگجويان اسلام دچار سختى و مضيقه بودند كه قابل توصيف نيست. هر ده نفر، يك شتر در اختيار داشتند كه هر يك به نوبت ساعتى سوار مىشدند و بقيه راه را پياده مىپيمودند.
    آذوقه آنها عبارت بود از نان جو سبوس نگرفته و خرماى نامرغوب كه متاءسفانه آن هم مقدارش كم و غير مكفى بود. به طوريكه يك دانه خرما را نفر اول در دهان مىگذاشت و مىمكيد. چون دهانش شيرين مىشد، بيرون مىآورد و به نفر دوم مىداد. او هم كمى مىمكيد و به نفر سوم تسليم مىكرد و به همين ترتيب يك دانه خرما، دست به دست و دهان به دهان مىگشت تا تمام مىشد و هسته آن باقى مىماند.
    سربازان اسلام به اين ترتيب با گرسنگى و مرگ مبارزه مىكردند و با اين شرايط نامساعد و طاقت فرسا، از دين و وطن خود حمايت مىنمودند. براستى بايد بر آن مردان با ايمان و فداكاران راه اسلام درود فرستاد و به ايمان راسخ آنها آفرين گفت.
    مسلمانان در تبوك فرود آمدند و از آنجا رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم نامه اى به پادشاه روم نوشت و او را مخير كرد كه يا اسلام را بپذيرد يا جزيه بپردازد و يا آماده جنگ شود. هراكليوس پس از دريافت نامه رسول اسلام، جمعى از رجال و بزرگان را به حضور خواند و مطلب را با آنها در ميان گذاشت و خود اظهار كرد كه تمام علائم و مشخصات پيغمبرى كه عيسى وعده داده است، در محمد ديده مىشود. مصلحت آن است كه اسلام اختيار كنيم و از حق روگردان نشويم.
    حاضرين از پذيرفتن اسلام امتناع كردند و سر و صدا به راه انداختند. شاه آنان را خاموش كرد ولى براى حفظ سلطنت و مقام خود، ديگر سخنى از اين مقوله بر زبان نياورد و در جواب نامه رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم تعلل كرد. اقدام به جنگ هم ننمود و كار را به مسامحه گذرانيد.
    پيغمبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم چون از اقدام قيصر به جنگ، اثرى نديد، پس از مشورت و تبادل نظر با مسلمانان، به جانب مدينه بازگشت. در اين سفر فرماندار دومة الجندل توسط خالدبن وليد اسير شد و اراضى دومة الجندل بدست اسلاميان افتاد. گروهى ديگر از فرمانداران مناطق اطراف تبوك به حضور رسول اكرم آمدند و قرارداد صلح امضاء كردند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  5. #225
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    مباهله

    فمن حاجك فيه من بعد ما جائك من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم...
    (سوره آل عمران: 61)
    بين مكه و مدينه شهرى بود كه «نجران» ناميده مىشد. اهالى شهر در آغاز بت پرست بودند و سپس به كيش يهود در آمدند و پس از مدتى، به ارشاد يكى از مسيحيان، دين مسيح را پذيرفتند.
    ذونواس (پادشاه حمير) كه يهودى بود و ميل داشت يهوديت را در همه جا آئين رسمى اعلام كند، به نجران حمله كرد و گروهى از مسيحيين آن را در شعله هاى سوزان آتش سوزانيد.(43)
    با اينكه بسيارى از مسيحيان نابود شدند، ولى پس از زوال قدرت ذونواس، مجددا مذهب مسيح رواج يافت و مردم به نصرانيت روآوردند. در نجران معبدى وجود داشت كه در مقابل كعبه معظمه ساخته شده بود و جمعى از بزرگان و راهبان، در آن معبد به عبادت اشتغال داشتند.
    مهمترين شخصيت هاى نجران سه نفر به نامهاى: عاقب (عبدالمسيح) و ايهم (معروف به سيد) و ابوحارثة بن علقمه كه اولى فرماندار و حاكم نجران و دومى از محترمين و خدمت گذاران جامعه و سومى رهبر روحانى و اسقف نجران بشمار مىآمد.
    رسول محترم اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم به منظور دعوت نجرانيان به اسلام، نامه اى به اسقف آن شهر نوشت و مضمون نامه اين بود:
    بسم الله الرحمن الرحيم
    نامه اى است از محمد فرستاده خدا بسوى اسقف نجران. اگر اسلام را بپذيريد و در برابر سخن حق تسليم باشيد، من حمد خدا كه معبود ابراهيم و اسحق و يعقوب است، بسوى شما مىفرستم و پس از آن، شما را از ذلت پرستش مخلوق، به عزت پرستش خداوند دعوت مىكنم و از ولايت و حكومت بندگان بسوى ولايت پروردگار جهان مىخوانم. در صورتى كه از پذيرفتن اسلام امتناع داريد، بايد بر طبق مقررات، جزيه بپردازيد و اگر از آن هم خوددارى كنيد. به شما اعلان جنگ مىدهم. والسلام.
    نامه توسط چهار نفر از اصحاب رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم به نجران فرستاده شد و وقتى اسقف، نامه را دريافت كرد و از مضمون آن مطلع شد، سخت مضطرب و نگران گرديد و ترسى عظيم در دل او راه يافت. آنگاه براى بدست آوردن راه حل، چند تن از رجال و بزرگان را احضار كرد و مطلب را به آنان اطلاع داد و نظرشان را جويا شد.
    شرجيل كه از مردان نامى نجران و به همين منظور احضار شده بود، اظهار داشت: تو خود مىدانى كه خداوند به ابراهيم خليل وعده فرموده كه از ذريه فرزندش اسماعيل، پيامبرى برانگيزد. ولى در اين مورد من صلاحيت اظهار نظر ندارم. اگر از كارهاى اجتماعى و سياسى بود، مىتوانستم نظر خود را بگويم.
    نفر دوم از احضار شدگان، مردى از بزرگان حمير، به نام عبدالله بن شرحبيل بود. او نيز خود را شايسته اظهار نظر در اين امر نبودت و رسالت نديد و گفت: من در مورد كارهاى دنيوى و امور اجتماعى مىتوانم به شما كمك فكرى كنم. ولى در اين مسائل تخصصى ندارم.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  6. #226
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    جبار بن فيض، سومين شخصيتى بود كه براى مشورت احضار شد. او هم جوابى ماند ديگران داد و خود را لايق و صالح نديد كه در اين گونه امور دخالت كند.
    بديهى است كه اسقف از نظر اطلاعات دينى، نيازمند به مشورت ديگران نبود و نگرانيش فقط از اين نظر بود كه مبادا به واسطه مسلمان شدن نجرانيها رياست و حكومت او، دستخوش فنا و زوال شود.
    چون اسقف از مشاورين خود نتيجه اى نگرفت، صلاح در اين ديد كه به آراء عمومى مراجعه كند و از همه مردم نظر بخواهد. عقيده اكثريت مردم بر اين بود كه هيئتى به مدينه اعزام شوند و درباره محمد تحقيقاتى نموده، گزارشى تهيه كنند. آنگاه تصميم قطعى اتخاذ شود.
    به دنبال اين جريان، هيئتى مركب از شصت نفر بسوى مدينه رهسپار شدند و در راس آنها حاكم نجران و اسقف نامبرده قرار داشتند. در بين راه مركب اسقف پايش لغزيد و او را بر زمين زد. برادر او كه ملازم ركابش بود، سخنى جسارت آميز به رسول محترم اسلام گفت.
    اسقف با حال خشم بر برادرش لعنت فرستاد و گفت: چرا به محمد به مىگوئى او همان پيغمبر موعود است كه ما انتظار او را داريم. گفت: در صورتيكه چنين است، چرا او را تصديق نمى كنى و مسلمان نمى شود؟! گفت: مسيحيان اين همه مال و ثروت و خدم حشم به ما داده اند و مايل به مسلمانى نيستند. اگر ما پيرو اسلام شويم، تمام اين مزايا را از دست خواهيم داد. اين سخن در دل برادر اسقف اثر گذاشت و بالنتيجه پس از شرفيابى خدمت رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم مسلمان شد.
    بارى، هيئت نجران در حاليكه جامه هاى ابريشم گرانبها پوشيده بودند و انگشترهاى طلا در دست داشتند، به مدينه وارد شدند و در مسجد به حضور پيغمبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم آمدند. رسول خدا كه آنان را با چنان وضعى ديد، جواب سلامشان را نداد و اعتنائى به آنها نكرد.
    نجرانيان، با آن لباس ها و وضع شاهانه آمده بودند كه خود را در نظر مسلمانان بزرگ جلوه دهند. ولى بى اعتنائى رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم موجب شد كه عموم مسلمين به آنان بى اعتنائى كنند و عملا آنها را تاديب نموده، بفهمانند كه شخصيت انسان، به لباس زيبا و انگشتر طلا نيست.
    سه روز، آن هيئت در مدينه سرگردان و بلاتكليف بودند و بالاخره به راهنمائى اميرالمومنين على عليه السلام وضع خود را تغيير دادند و لباس معمولى پوشيدند و زر و زيورها را از خود دور كردند و به حضور پيغمبر آمدند. رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم آنان را پذيرفت و به مذاكره پرداخت.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  7. #227
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    نكته اى كه در اين مورد نبايد از نظر دور داشت آن است كه، نجرانيان مراسم دينى خود را در مسجد پيغمبر انجام مىدادند و با اينكه بر مسلمانان ناگوار بود، رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم اجازه داد كه آنها با كمال آزادى در مسجد، اعمال دينى خود را اجرا كنند و با اين روش ثابت كرد كه اسلام دين حريت و آزادى است و بيگانگان نيز مىتوانند به مجامع مسلمين بيايند و سخنان خدا را بشنوند و بسوى حق راهنمائى شوند.
    در آغاز مذاكرات، نجرانيان پرسيدند: ما را به چه دعوت مىكنى فرمود: شما را دعوت مىكنم بسوى خداى يگانه كه شريك و همتائى ندارد و اينكه من پيغمبر و فرستاده خدايم و اينكه عيسى بنده خدا و آفريده او است.
    گفتند: اگر واقعا عيسى بنده خدا است و فرزند خدا نيست، پس پدر او كيست رسول خدا به دستور وحى به آنها فرمود: شما درباره آدم چه عقيده اى داريد؟ آيا آدم بنده و مخلوق خدا بوده يا نه گفتند: آرى. فرمود: پدر او كيست مسيحيان متحير ماندند كه چه بگويند. رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم اين آيه را بر آنها خواند:
    ان مثل عيسى عند الله كمثل ادم خلقه من تراب (آل عمران:59)
    يعنى: همانا مثل خلقت عيسى (بدون پدر) مانند خلقت آدم است كه (بدون پدر و مادر) خداوند او را از خاك آفريد و به اراده خود او را انسانى كامل قرار داد.
    مسيحيان نجران، بناى مجادله را گذاشتند و حاضر نشدند كه بپذيرند عيسى، پسر خدا نيست و بنده خدا است و چون از بحث و استدلال نتيجه اى گرفته نشد، رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم آنان را به مباهله دعوت كرد، كه طرفين در پيشگاه خداوند لب به نفرين بگشايند و هر كدام كه بر حق نيستند و دروغ مىگويند، به عذاب الهى گرفتار شوند.
    هيئت نجران، اين پيشنهاد را عادى تلقى كردند و قبول نمودند كه با رسول خدا مباهله كنند. ولى پس از آن، به اهميت مطلب پى بردند و از اين كار سخت مضطرب و نگران شدند.
    بامداد روز بعد، اجتماعى عظيم از مردم مدينه در بيرون شهر ديده مىشد و گروهى بى شمار براى تماشاى مباهله گرد آمده بودند. در آن حال مشاهده كردند كه پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم با اميرالمومنين عليه السلام و دو فرزندش حسن و حسين در حاليكه دست آنها در دست پيغمبر بود و بانوى بزرگوار اسلام فاطمه زهرا عليها السلام پشت سر ايشان بود، از راه رسيدند و محلى را براى مباهله در نظر گرفتند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  8. #228
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    به اتفاق تمام نويسندگان و مفسرين شيعه و سنى، رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم غير از اميرالمومنين و فاطمه و حسن و حسين كه تنها مصداق آيه:
    قل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسناو انفسكم... بودند، هيچ كس را همراه نبرد و در آن روز صريحا فرمود:
    اللهم هولاء اهل بيتى.
    پروردگارا اينان اهل بيت منند.
    مسيحيان كه از دور ناظر ورود رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم بودند، بر خلاف انتظار خود ديدند كه آن حضرت با جمعيت و ازدحام نيامده و فقط يك مرد و يك زن و دو پسر با خود آورده است.
    پرسيدند كه همراهان پيغمبر با او چه نسبتى دارند؟ گفته شد: كه اينان محبوب ترين مردم نزد رسول محترم اسلام هستند. يكى فاطمه دختر او و ديگرى على داماد و پسر عمش و آن دو پسر، فرزندان دختر او، حسن و حسين مىباشند.
    شرجيل كه از خردمندان و بزرگان هيئت نجران بود، به ياران خود گفت: بخداى جهان سوگند من صورت هائى مىبينم كه اگر از خداوند درخواست كنند كوه ها را متلاشى كند، در خواستشان را رد نمى كند. از اقدام به مباهله بر حذر باشيد. هيچ كس با پيغمبرى از پيغمبران مباهله نكرد، مگر اينكه هلاك شد.
    گروهى از دانشمندان آن قوم، نزد عاقب (فرماندار و حاكم نجران) گرد آمدند. به تبادل نظر پرداختند. عاقب گفت: آقايان! شما خودتان مىدانيد، محمد همان پيغمبرى است كه مسيح عليه السلام بعثت او را بشارت داده. اگر به شما نفرين كند، همه هلاك مىشويد.
    شرجيل اظهار داشت: به عقيده من مطلب خيلى مهم تر و خطرناك تر از آن است كه شما فكر مىكنيد. اگر محمد مرد دنيا طلب و رياست خواهى بود، اول كسى كه با او مىجنگيد، ما بوديم. ولى علائم و آثارى كه در دست داريم نشان مىدهند كه او فرستاده خدا است و مباهله با او نابود كننده ما خواهد بود. صلاح در اين است كه مباهله را موقوف سازيم و كار را به مصالحه خاتمه دهيم و چون محمد، مردى آراسته و منصف است، خودش را به حكميت انتخاب مىكنيم و هر طور نظر داد و حكم كرد، مىپذيريم.
    حاضرين جلسه، نظريه شرجيل را تصويب كردند و به دنبال آن، پيامى به رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم فرستادند كه از مباهله درگذر و تو خودت در ميان ما حكم باش و كار را با مصالحه خاتمه بده.
    رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم با پيشنهاد آنها موافقت كرد و صلح نامه اى به خط اميرالمومنين على عليه السلام و تعيين جزيه سبك و آسانى كه ساليانه بپردازند، تنظيم گرديد و كار خاتمه يافت.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  9. #229
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    در پايان اين بحث شايسته است داستان كوتاهى كه مسلم، در صحيح خود نقل كرده، به نقل از كتاب «غاية المرام» ذكر كنيم:
    معاويه به سعدابن ابى وقاص گفت: چرا به ابوتراب (كنيه اميرالمومنين) دشنام نمى دهى! شعد گفت: سه چيز از رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم شنيده ام كه اگر يكى از آنها درباره من بود، در نظرم بهتر از شتران نجيب و اصيل دنيا ارزش داشت.
    اول - آنكه در يكى از جنگ ها (جنگ تبوك) پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم، على را به جانشينى خود در مدينه گذاشت. على گفت: يا رسول الله! مرا نزد زنها و بچه ها مىگذارى! فرمود: ايا راضى نيستى كه نسبت به من چون هارون نسبت به موسى باشى! جز آنكه پيغمبرى پس از من نيست.
    دوم - آنكه، در روز خيبر، رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمود: فردا علم را به مردى مىدهم كه خدا و رسولش را دوست، و خدا و رسول هم او را دوست داشته باشند. سعد مىگويد هر كى از ما انتظار داشتيم كه آن مرد باشيم. چون فردا شد، پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمود: على را نزد من بخوانيد. على را با اينكه مبتلا به درد چشم بود حاضر نمودند. پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم آب دهان به چشمش كشيد و درد چشمش زايل گرديد. سپس پرچم را بدست او داد و خداوند بدست او، فتح را نصيب مسلمانان گردانيد.
    سوم - آنكه، چون آيه:
    قل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم... نازل شد، پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم على و فاطمه و حسن و حسين را طلبيد و گفت: خدايا اينان اهل بيت منند.
    آيه مباهله و جريان مباهله رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم با مسيحيان نجران، سندى قرآنى بر عظمت اهلبيت عصمت عليهم السلام است كه شيعه و سنى اعتراف دارند كه در آن روز تاريخى، رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم جز على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام، كسى را همراه نبرد.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  10. #230
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    علما و مفسرين شيعه در اين مورد اتفاق نظر دارند و در ميان علماء اهل سنت نيز، كسانيكه احاديث مربوط به مباهله را بهمين صورت نقل كرده اند فراوانند.
    قاضى نور الله شوشترى در جلد سوم از كتاب نفيس «احقاق الحق» طبع جديد، صفحه 46 مىگويد:
    مفسران در اين مسئله اتفاق نظر دارند كه «ابنائنا» در آيه فوق اشاره به حسن و حسين و«نسائنا» اشاره به فاطمه و«انفسنا» اشاره به على عليهم السلام است. سپس (در پاورقى كتاب مزبور) از حدود شصت نفر از بزرگان اهل سنت نقل مىكند كه آنها تصريح كرده اند كه آيه مباهله درباره اهل بيت نازل شده است و نام آنها و مشخصات كتب آنها را از صفحه 46 تا صفحه 76 مشروحا آورده است.
    از جمله شخصيت هاى سرشناسى كه اين مطلب در كتب آنها نقل شده افراد زير هستند:
    1. صحيح مسلم، جلد 7 صفحه 120.
    2. مسند احمد ابن حنبل، جلد 1 صفحه 185.
    3. تفسير طبرى، جلد 3 صفحه 192.
    4. مستدرك حاكم، جلد 3 صفحه 150.
    بقيه منابع و مدارك را علاقه مندان مىتوانند در كتاب «تفسير نمونه» جلد 2 صفحه 240 و ساير تفاسير معتبر شيعه بررسى و مطالعه نمايند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

صفحه 23 از 27 نخستنخست ... 13192021222324252627 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •