دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)
صفحه 25 از 27 نخستنخست ... 1521222324252627 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 241 تا 250 , از مجموع 268
  1. #241
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    يكى آنكه على در كعبه متولد شد كه قبله مسلمين است و اين ولادت وقتى اتفاق افتاد كه دعوت اسلامى در روح محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم مخمر شده و آن را ظاهر نكرده بود و منزل او منزل ابيطالب، پدر على عليه السلام بود. على نخستين بار كه چشم باز كرد، محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم و خديجه را ديد، نماز مىگذاردند و نخستين كس بود كه ايمان آورد و هنوز به سن جوانى نرسيده بود. چون او را ملامت كردند كه بدون اجازه پدرت چرا اسلام را پذيرفتى فورا جواب داد: خداوند بدون اجازه پدرم ابوطالب مرا آفريد. اينك چه لزومى دارد كه براى بندگى خداوند، از پدر اجازه بخواهم!
    مدتها گذشت كه دين اسلام در خانه محمد محصور بود. فقط خود پيغمبر و همسرش خديجه و پسر عمش على و غلامش زيدحارثه مسلمان بودند.
    روزى كه رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم خويشان نزديك خود را براى صرف غذا، به منزل خود دعوت كرد و خواست با آنان سخن گويد و آنها را به اسلام بخواند، عمويش ابولهب سخن او را قطع كرد و مجلس را برهم زد و حاضرين را تحريك كرد كه متفرق شدند.
    بار ديگر محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم آنان را دعوت كرد و پس از صرف غذا گفت: من كسى را از عرب نمى شناسم كه بهتر از من براى خويشان خود، تحفه اى آورده باشد. كداميك از شما مرا يارى مىكنيد؟ همه از قبول اين دعوت استنكاف كردند و چون خواستند پراكنده شوند، على عليه السلام برخاست و هنوز طفلى بود به بلوغ نرسيده و گفت: من يا رسول الله يار تو هستم و با هر كس به جنگ تو آيد، جنگ مىكنم. حاضرين خنديدند و نگاهى به ابوطالب و على افكنده و استهزاكنان بيرون رفتند.
    پرچم پيغمبر اسلام را در تمام جنگها على بدست داشت. مردانگى و شجاعت و جان و دل و زبان و هستى خود را وقف رسول اكرم و پيروزى اسلام كرد. دشمنان محمد را بستوه آورد و در عين حال از جوانمردى دريغ ننمود.
    در جنگ خندق كه بيم دشمن، ياران پيغمبر را بى قرار كرده بود، در برابر ابطال قريش ايستاد و كارى كرد كه مسلمانان به پيروزى خويش اميدوار گشتند و هزيمت بر قريش و پهلوانان ايشان افتاد.
    جهاد على عليه السلام در جنگ خيبر، بسيار عظيم و شگفت آور است. قلعه هاى خيبر با آن استحكام و نيرومندى بدست او گشوده شد. در حاليكه جنگجويان دلير و آزموده فراوانى در آن قلعه ها بودند و اصحاب پيغمبر هم دچار ترس و اضطراب شده بودند. خلاصه آنكه محاصره قلعه، به طول انجاميد و مردم قلعه در دفاع از آن، تا پاى جان ايستاده بودند. چون مىدانستند اگر در برابر محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم شكست بخورند، نفوذ آنها از جزيرة العرب قطع و تجارت و سيادت آنها از بين خواهد رفت.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  2. #242
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم ابوبكر را به فتح قلعه فرستاد. او بى آنكه قلعه را بگشايد، بازگشت. فردارى آن روز، رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم، عمر بن خطاب را فرستاد. او نيز مانند ابوبكر با دست تهى مراجعت كرده و در برابر آن قعله بلند و سلحشوران نيرومند كارى از پيش نبرد.
    آنگاه رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم، على بن ابيطالب را طلبيد و او را ماءمور گشودن قلعه فرمود. على با نهايت سرور براى فداكارى در راه عقيده خود، روان گشت.
    چون به قلعه نزديك شد و خيبريان دانستند كه على عليه السلام براى جنگ آمده و مىدانستند كه او در هيچ جنگى شكست نخورده و هيچ پهلوانى تاب مقاومت با او نياورده، چند دسته از قلعه بيرون آمدند و مردى از ايشان ضربتى بر على عليه السلام زد كه سپر از دست او افتاد. على عليه السلام درى بزرگ از قلعه را بركند و مانند سپرى در دست خود گرفت و به جنگ ادامه داد تا قلعه را گشود.
    در اينجا امرى بس شگفت انگيز است. در تاريخ گذشتگان نام بسيارى از پهلوانان را مىبينيم كه در راه عقيده خود جنگيده اند اما در دل صلح طلب بودند و آرزو داشتند كه كارشان طورى پيش مىرفت كه مجبور به جنگ نمى شدند. و نيز پهلونانى مىشناسيم ك در راه مقصود خويش به شهادت رسيدند. اما اين گونه محاربات و شهادت، غالبا از روى تامل و فكر نيست، و با مقدمه و آمادگى قبلى و مدتى در انتظار مرگ نشستن و انواع آن را در انديشه مجسم ساختن، صورت نمى گيرد. بلكه اتفاقات ناگهانى است كه هنگام هيچان غيرت و جوش حميت و گاهى در ضمن شورش و انقلاب و در حضور مشاهده كنندگان بسيار، اتفاق مىافتد.
    اما كار على بن ابيطالب عليه السلام شگفت انگيزتر از همه آنها است كه در راه عقيده خود و عقيده محمد بن عبدالله صلّى الله عليه وآله وسلّم و در راه حق، خود را به خطر افكند كه در تاريخ عالى تر و عجيب تر از آن، شناخته نشده و دليلى روشن تر از اين بر يگانگى آن دو بزرگوار نيست.
    آن هنگام كه آزار قريش به نهايت شدت رسيد و كوشش مىكردند كه محمد را كشته و اسلام را براندازند، محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم، ابى بكر را ملاقات و وى را آگاه ساخت كه هجرت خواهد كرد. چون قريش به اتفاق آرا تصميم به قتل او دارند. ابوبكر درخواست كرد كه همراه آن حضرت هجرت كند و پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم پذيرفت. هنگامى كه قصد هجرت كردند، يقين داشتند كه قريش در پى آنان خواهند رفت.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  3. #243
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    از اين جهت محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم مصلحت چنان ديد كه از بيراهه برود كه قريشيان او را نيابند و هنگامى بيرون رود كه گمان بيرون رفتن او نباشد. در همان شب كه محمد خواست از مكه هجرت كند، طايفه قريش گروهى از مردان زورمند را براى كشتن او آماده كرده بودند و آنان را در اطراف خانه او گماشته تا در تاريكى از دست ايشان نگريزد.
    اما محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم در آن شب، پنهان به پسر عم خود على ابيطالب گفته بود كه روپوش سبز او را بر خود افكنده در بستر او بخوابد و فرموده بود پس از وى در مكه بماند تا ودايع مردم را كه نزد محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم بود، به ايشان بازدهد.
    على عليه السلام فرمان پيغمبر خويش را با شادى و رغبت تمام اجابت كرد. چنانكه در همه فداكاريها در راه پيغمبر چنين بود و آن مردان قريش اطراف خانه محمد را گرفته بودند و چنان آن خانه را در محاصره داشتند كه باد هم نمى توانست ز از دم شمشيرهاى آنها بگذرد. از روزنه ها سوى بستر محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم چشم دوخته بودند و مىديدند مردى در بستر خفته و اطمينان داشتند كه او محمد است. در همان احوال رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم با ابى بكر بسوى غار ثور رفتند. در آنجا مردان قريش آنها را دريافتند. اما خداوند آنها را از چشم ايشان پنهان داشت.
    نظير اين فداكارى و گذشت كمتر اتفاق مىافتد. انسان ميان مرگ و زندگى مردد باشد كه يا عيش تن را برگزيند و فضائل و مكارم را كه مايه اصلى حيات و پرارزش ترين تمتع از هستى است، ناديده انگارد و به لذت پست حيات جسمانى كه در حقيقت عين فنا است، قانع گردد. يا هستى خويش را موقوف بر تحصيل مكارم و مجد و شرف حقيقى نمايد و بوجود جسمانى كه ارتباطى با روح كلى عالم وجود ندارد، توجه نكند و در راه وصول به مقصود خود، راهى خطرناك پويد. شهادت در اين هنگام دليل آن است كه حيات حقيقى به نظر او عيش فانى نيست، بلكه حيات باقى است.
    آرى اين از خودگذشتگى كم نظير است.على بن ابيطالب عليه السلام جان خود را فداى پيغمبر نمود به اختيار و رضاى خود. لكن به پاى خود پيش مرگ رفتن در ميدن كارزار، از كار على آسمان تر است. چه دشوار است خفتن در بستر كسى كه نابكاران او را مجرم شناخته و آهنگ كشتن او را كرده باشند. در حاليكه فرار از چنگ آنها ميسر نباشد. از چند قدم فاصله او را ببينند و او هم سخن آنها را بشنود. لحظه به لحظه حركات آنها را كه اشاره به قتل او مىكنند، به چشم خود ببيند و شمشير مرگبار آنان را بالاى سرش مشاهده كند و شبى را در اين حالت بسر برد.
    على عليه السلام در اين مخاطره، اقتدا به محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم نمود و از پسر عم بزرگوار خود اين قوه مقاومت را آموخت.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  4. #244
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    خفتن او در بستر پيغمبر، نمونه اى از مجاهدات وى در راه دعوت رسول اكرم و كوشش او بود. اين مخاطره، طبع و خوى امام را براى ما آشكار مىكند كه اعمال او، بى تكلف از او صادر مىشد. مانند گوهر كه از معدن بيرون مىآيد و قوت انديشه و فكر قوى و عقل خرده بين او را مىشناسد. چون در مثل آن سن: فهم حقيقت دعوت اسلام چنانكه بايد براى كسى ميسر نيست (على در آن روز 23 ساله بود) و هم از اين كار معلوم مىشود چقدر به زندگى دنيا بى اعتنا بود. صدق و اخلاص بغايت داشت و جز به مكارم اخلاق به چيزى التفات نمى فرمود.
    خود را بر ديگران ترجيح نمى داد و راضى شد در راه ستمديدگان و بيچارگان كشته شود تا آنها نجات يابند و دعوت رسالت پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم به انجام رسد. كارها را سهل و آسان مىگرفت و در آن هيچ تكلف نمى نمود. وفا و مردانگى و پاكى و شجاعت و ساير صفات مردى، در على جمع بود و اين فداكارى نمونه اى است از مجاهدت هاى او در زمان آينده.
    رابطه دوستى و برادرى، بين محمد و على استوار بود و براى پيروزى دعوت اسلام يكديگر را يارى مىكردند. همكارى ميان ايشان از همان وقت آغاز شد كه محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم ابوطالب را شناخت و على عليه السلام محمد را. از آن زمان كه اين سه نفر در يك خانه ساكن شدند و پايه آن خانه، بر اساس فضيلت و تقوى نهاده شده بود، از مزاياى خانه ابوطالب بود كه على عليه السلام و خود ابوطالب در آنجا به مقام محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم آگاه شدند و آن را به خوبى درك كردند. چنانكه ابوطالب را به مهر و شفقت و گذشته در راه او، و على را به فكر رقيق و محبت عميق و فداكارى در حد اعجاز وادار كرد.»
    اين فصل را با اينكه طولانى بود، براى روشن شدن اذهان، از كتاب يك نويسنده مسيحى نقل كرديم تا شخصيت على عليه السلام تا حدودى روشن و سوابق درخشان او در اسلام، آشكار گردد و چقدر نيكو گفته است همين نويسنده (جورج جورداق) در همين كتاب «الامام على» آنجا كه مىگويد:
    «نزد حقيقت و تارخ يكسان است او را بشناسى يا نشناسى. تاريخ و حقيقت گواهى مىدهند كه او وجدان بيدار وقهار، شهيد نامى، پدر و بزرگ شهيدان، على بن ابيطالب، صوت عدالت انسانى، شخصيت جاويدان شرق است.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  5. #245
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    اى جهان! چه مىشد اگر هر چه قدرت و قوه دارى بكار مىبردى و در هر زمان، يك على با آن عقلش، با آن قلبش، با آن زبانش، با آن ذوالفقارش به عالم مىبخشيدى!»
    اجازه بدهيد چند نمونه از اعترافات نويسندگان ديگر را به اين فصل بيفزايم:
    جبران خليل جبران، نويسنده پرشور مسيحى مىگويد:
    «به عقيده من، فرزند ابيطالب اولين عربى بود كه ملازمت و مجاورت روح كلى را برگزيد و با آن دمساز و همراز شب گرديد. او نخستين عربى بود كه دو لبش آهنگ ترانه روح كلى را به گوش مردمى منعكس ساخت كه پيش از آن، اين نغمه را نشنيده بودند. به اين جهت در ميان راه هاى پرفروغ بلاغت او و تاريكيهاى گذشته خود حيران ماندند. پس هر كس شيفته و دلداده او گشت، شيفتگى و دلدادگيش به او تار فطرت بسته است. هر كس با او دشمنى نمود، از فرزندان جاهليت است.
    على از دنيا درگذشت، در حاليكه شهيد عظمت خود شد.
    از دنيا چشم پوشيد در حاليكه نماز ميان دو لبش بود.
    درگذشت در حاليكه دلش از شوق پروردگار پر بود. عرب، حقيقت مقام و قدرش را نشناخت، تا آنكه از همسايگان عرب، مردمى از پاريس، بپا خاستند و فرق ميان گوهر و سنگ ريزه را شناختند.
    از دنيا چشم پوشيد، پيش از آنكه رسالت خود را تام و كامل به جهان رساند. ولى پيش از آنكه چشم از اين زمين بپوشد، در چهره اش لبخندى مىنگرم.
    درگذشت، مانند درگذشتن همه پيامبران بصير كه در شهرى وارد مىشوند كه شهر آنها نيست. بسوى مردمى مىآيند كه مردم آنها نيستند. در زمانى هويدا مىشوند كه زمان آنهانيست ولى پروردگار را در اين كار حكمتى است كه خود داناتر است».
    شبلى شميل كه از رهبران طريقه مادى است مىگويد:
    «امام على بن ابيطالب، بزرگ بزرگان جهان و يكتا نسخه زمان بود، كه جهان شرق و غرب، در عالم قديم و جديد، صورتى بسان اين نسخه كه مطابق اصل باشد، به خود نديده است.»
    كارلايل، فيلسوف بزرگ انگليسى مىگويد:
    «امام على، ما را نمى رسد جز آنكه او را دوست بداريم و به او عشق بورزيم، چه او جوانمردى بس عاليقدر و بزرگ نفس بود. از سرچشمه وجدانش، خير و نيكى مىجوشيد. از دلش شعه هاى جوش و حماسه زبانه مىزد. شجاع تر از شير ژيان بود. ولى شجاعتى ممزوج با لطف و رحمت و عواطف رقيق و رافت...
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  6. #246
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    در كوفه غافلگير و كشته شد. شدت عدلش موجب اين جنايت گرديد. چنانكه هر كس را مانند خود عادل مىديد، پيش از مرگش درباره قاتلش گفت: اگر زنده ماندم خود مىدانم و اگر درگذشتم كار بدست شما است. اگر خواستيد قصاص نمائيد در برابر يك ضربت تنها يك ضربت بزنيد. اگر در گذريد به تقوا نزديك تر است.»
    ميخائيل نعيمه، نويسنده مشهور لبنانى مىگويد:
    «قدرت نمائى و قهرمانى امام، تنها در حدود ميدان هاى جنگ نبود. قهرمانى در صفاء بصيرت و طهارت وجدان و سحر بيان و حرارت ايمان و عميق روح انسانيت و بلندى همت و نرمى طبيعت و يارى محروم و نجات مظلوم از دست متجاوز و ظالم، و فروتنى براى حق به هر صورت و مظهرى كه حق برايش تجلى نمايد. اين قدرت قهرمانى هميشه محرك و انگيزنده است. گرچه روزگارها از آن بگذرد. امروز و هر روز كه شوق ما براى پى ريزى بناء صالح و فاضلانه شديد شود، بسوى آن باز مىگرديم...
    راستى بر هر مورخى هرچه هوشمند و نابغه باشد، محال است كه بتواند يك تصوير كامل از بزرگى مانند على بدست تو دهد، گرچه در هزار صفحه باشد... زير آنچه اين قهرمان مرموز عرب تفكر و تاءمل نموده و گفته و عمل كرده، در ميان خود و پروردگارش بوده، نه گوشى شنيده و نه چشمى ديده و آن بسيار بسيار بيش از آن است ك بدستش نمودار يا به زبان و قلمش آشكار نموده، پس هر تصويرى كه از او ترسيم نمائيم، ناچار صورت ناقصى از آن اصل كامل است.
    على آن قهرمان بى مانند فكر و روح و بيان، در هر زمان و هر مكان است.»
    اين مرد بزرگ، اين شخصيت ممتاز و اين رجل الهى را پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم در برابر اجتماعى عظيم كه بالغ بر يكصد و بيست هزار نفر بود، بالاى دست خود برد و به فرمان خداوند متعال، او را به جانشينى و خلافت خود تعيين فرمود.
    چقدر بى خردانه است، گفتار كسانى كه مىگويند: پيغمبر اسلام جانشينى براى خود تعيين نكرد. پيغمبرى كه در مسافرتهاى كوتاه خود، جانشين براى خود تعيين مىكند، آيا باور كردنى است كه هنگام سفر آخرت، ملت اسلام را بدون رهبر و راهنما به حال خودشان بگذارد و آنان را در بيابان حيرت و سرگردانى رها كند؟ هيچ عقل سليمى اين سخن بى اساس را نمى پذيرد.
    در اينجا مناسب است به ماجراى وصيت رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم قبل از رحلتش، اشاره مختصرى بنمائيم و سپس پرسشى را كه بايد پيروان مكتب خلفا بآن پاسخ دهند بيان كنيم.
    آخرين روز زندگانى رسول گرامى اسلام بود. از شدت بيمارى، قدرت راه رفتن نداشت. على عليه السلام و فضل بن عباس زير بازوهاى آنحضرت را گرفته بودند و با زحمت بسيار، به مسجد آمد. به جمعى از مسلمانان كه در مسجد بودند و ابى بكر و عمر هم در ميان آنها ديده مىشدند، فرمود: مگر دستور ندادم سپاه اسامه بسوى ماموريت تعيين شده حركت كند؟
    گفتند: چرا يا رسول الله، فرمود: چرا دستور مرا تاءخير انداختيد؟
    ابى بكر گفت: من با سپاه حركت كردم و دو باره برگشتم تا با شما تجديد عهد كنم.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  7. #247
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    عمر گفت: يا رسول الله من با سپاه نرفتم چون نمى خواستم حال شما را از ديگران بپرسم.يعنى مىخواستم خودم حال شما را ببينم.
    رسول اكرم فرمود: نفذوا جيش اسامة. نفذوا جيش اسامة. سپاه اسامه را اعزام كنيد. سپاه اسامه را اعزام كنيد.
    سپس در حاليكه از شدت كسالت، بى حال بود بخانه بازگشت و چون ديد كه ابى بكر و عمر و ديگران كه مامور بودند با سپاه اسامه بسوى جبهه تبوك بروند، بهيچوجه نمى روند، فرمود:
    ائتونى بدواة و كتف لاكتب لكم كتابا لاتضلوا بعده ابدا
    يعنى: قلم و كتفى بياوريد تا براى شما نامه اى بنويسيم كه بعد از آن هرگز گمراه نشويد.
    بعضى از حاضران براى آوردن قلم و كاغذ برخواستند. عمر گفت: ارجع فانه يهجر، حسبنا كتاب الله.
    يعنى: بيا قلم و كاغذ لازم نيست. پيغمبر حال عادى ندارد. (نعوذ بالله) هذيان مىگويد. قرآن براى ما كافى است و ما احتياج به نوشته ديگرى نداريم.
    بعضى از حاضران اصرار داشتند كه قلم و كاغذ بياورند و برخى گفته عمر را تاءييد مىكردند. رسول اكرم در حاليكه خشمگين بود، فرمود: برخيزيد برويد، بعد از اين حرفها كه گفتند ديگر قلم و كاغذ لازم نيست.
    اين روايت را شيعه و سنى، حتى معتبرترين كتب اهل سنت، مانند صحيح بخارى در (باب اخراج اليهود من جزيره العرب) و صحيح مسلم در (كتاب الوصايا) و بسيارى ديگر از بزرگانشان با مختصرى اختلاف نقل كرده اند.
    سئوال كه پيروان مكتب خلفا بايد پاسخ دهند اين است كه:
    1. چرا عمر چنين نسبت ناروائى به رسول اكرم داد در حاليكه قرآن مىفرمايد: و ما ينطق عن الهوى. ان هو الا وحى يوحى. يعنى: پيامبر از روى هوا و هوس حرفى نميزند. آنچه مىگويد وحى الهى است.
    2. عمر از كجا فهميد كه پيغمبر حال عادى ندارد و هذيان مىگويد. مگر او پزشك متخصص بود؟
    3. نوشتن وصيت نامه از دستورات اكيد اسلام است، چرا عمر از نوشتن وصيت نامه رسول اكرم جلوگيرى كرد؟
    مگر رسول گرامى اسلام مىخواست چه مطالبى بنويسد كه عمر آنقدر نگران شد و آنطور گستاخانه اسائه ادب كرد و نگذاشت رسول خدا نامه اى بنويسد كه بعد از او امت به گمراهى نيافتند.
    5. آيا گمراهيهائى كه تا امروز و تا قيام قيامت دامنگير بسيارى از مسلمانان شده و مىشود معلول كار عمر نيست وگناهش متوجه او نخواهد بود؟
    براى اطلاع بيشتر بر اين جريان، محققين مىتوانند به (شرح نهج البلاغه) ابن ابى الحديد معتزلى و ديگر منابع اهل سنت، يا به كتاب (بحار الانوار) علامه مجلسى، جلد 30 صفحه 529 و ديگر منابع شيعه مراجعه نمايند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  8. #248
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    يك حادثه

    بسم الله الرحمن الرحيم
    سئل سائل بعذاب واقع. للكافرين ليس له دافع.
    (سوره معارج: 1)
    انتخابات على به خلافت رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم حوادثى به دنبال داشت. روز پرشكوه و تاريخى غدير، همان اندازه كه براى مؤمنين موجب مسرت و شادى بود، براى منافقين ناگوار و تحمل ناپذير بود.
    كسانى كه با خلافت على عليه السلام مخالف بودند، كسانى بودند كه در جنگ هاى بدر، احد و غير آن، خويشان و بستگانشان بدست على كشته شده و كينه او را در دل داشتند.
    داستانى كه اينك شرح آن را مىخوانيد در تفاسير شيعه و سنى نقل شده و ما آن را مطابق نقل مفسرين اهل سنت ذكر مىكنيم: روز غدير گذشت. آن اجتماع عظيم در شهرها و دهكده ها پراكنده شد. خبر جانشينى على عليه السلام بوسيله آنها در اطراف بلاد منتشر گرديد. مردى بنام جابربن نضر كه پدرش در جريان جنگ بدر، بدست على كشته شده بود، از شنيدن اين خبر، سخت خشمگين شد. بار سفر بست و آهنگ مدينه كرد.
    چون به حضور رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم رسيد، در حاليكه از چهره اش ناراحتى و خشم مىباريد، گفت: يا محمد! از جانب خداوند با ما دستور دادى كه از شركت و بت پرستى دست برداريم و به خداى يگانه ايمان آوريم و به رسالت و پيامبرى تو اعتراف كنيم ما پذيرفتيم و اقرار كرديم.
    دستور دادى: نماز بخوانيم، پذيرفتيم.
    فرمودى: روزه بداريد، عمل كرديم.
    گفتى: حج بيت الله الحرام را انجام دهيد، اطاعت نموديم.
    درباره زكات اموال فرمان دادى، پرداختيم.
    ولى به اين دستورات اكتفا نكردى. اينك عموزاده ات را بر سر دست بالا بردى و او را بر ما برترى دادى و گفتى:
    من كنت مولاه فعلى مولاه.
    آيا اين اقدام، اين انتخاب، اين برترى دادن على بر ما، از طرف خدا صورت گرفته و بفرمان او واقع شده يا خودت اين كار را كرده اى!
    رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمود: قسم بخدائى كه جز او خدائى نيست، اين امر از طرف خدا بوده و بر طرق دستور حضرت حق عمل كرده ام.
    جابر ديگر سخنى نگفت و از حضور پيغمبر بيرون آمد. ولى از شد خشم و ناراحتى چنان منقلب بود كه از خدا درخواست عذاب كرد.
    در حاليكه صورت به جانب آسمان نموده بود، گفت: خداوندا! اگر آنچه محمد مىگويد حق است و تو به او دستور داده اى كه على را جانشين خود سازد و بر ما مقدم دارد، بارانى از سنگ بر من ببار يا مرا به عذاب اليم مبتلا كن!
    چه زود دعاى او مستجاب شد و به درخواست خود نائل آمد. هنوز بر شتر خويش ننشسته بود و از مدينه فاصله نگرفته بود كه سنگريزه اى بر سرش فرود آمد و جان داد.
    در مورد تقاضا و مرگ جابربن نضر، آيات معارج به ين مضمون نازل گرديد: سئل سائل بعذاب واقع. لكافرين ليس له دافع. من الله ذى المعارج...
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  9. #249
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    غوغاى خلافت

    اما و الله لقد تقمصها ابن ابى قحافة و انه ليعلم ان محلى منها مل القطب من الرحا...
    حتى مضى الاول لسبيله فادلى الى ابن الخطاب بعده...
    الى ان قام ثالث القوم نافجا حضنيه بين نثيله و معتلفه...
    (نهج البلاغه: خطبه شقشقيه)
    حدود دو ماه و نيم از روز تاريخ غدير مىگذشت كه حادثه وفات رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم قلوب مسلمين را جريحه دار ساخت. رهبر عاليقدر اسلام چشم از جهان پوشيد و براى هميشه از ميان پيروان خود بيرون رفت.
    بطوريكه در فصل سابق ذكر شد، خداوند متعال پيش از آنكه رسولش را بسوى خود بخواند، جانشين او را تعيين و پيشواى مسلمين را معرفى فرمود. زيرا اگر پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم بدون تعيين جانشين، از جهان مىرفت، مسلمانان گرفتار بلاتكليفى و سرگردانى مىشدند و زحمات پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم نابود مىگرديد شخصيتى كه براى جانشينى رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم برگزيده شده بود، به اعتراف دوست و دشمن برترين و عالى مقام ترين افراد امت بود.
    على عليه السلام مردى كه همه معتقدند: اسلامى صادق تر و اعتقادى عميق تر و نافذتر از عقيده و اسلام على نيست. نخستين مردى است كه به رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم ايمان آورده و در تمام مراحل، بزرگترين فداكاريها را در راه پيشرفت اسلام نموده، در اكثر جنگ ها پرچمدار و در تمام مخاطرات، دوشادوش پيغمبر اسلام جانبازى كرده است.
    رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم درهائى از علم بر وى گشوده و وى از مكتب آن حضرت بهره كافى از علم، تقوى، زهد اخلاص و ساير مكارم اخلاق برگرفته است.
    در سراسر زندگانيش نقطه ضعفى، حتى از نظر دشمنان وجود نداشته و نمونه بارز انسان كامل بوده است.
    جز خدا و حقيقت به چيزى نظر نداشته و در تمام شؤون زندگى هدفش رضاى خدا و تقرب به درگانه اقدس كبريا بوده است.
    على عليه السلام قهرمانى كه چهارده قرن است، افكار و عقول دانشمندان جهان را بخود متوجه و در زندگى خود مستغرق نموده است.
    صفات متضادش، متفكرين را در بهت و حيرت فرو برده و همه را در برابر عظمتش به تعظيم واداشته است.
    ميخائيل نعيمه نويسنده معروف لبنانى در مقدمه كتاب «الامام على» مىنويسد:«كتاب حاضر تاريخ زندگانى يك از بزرگانه بشر است كه از زمين عربستان برخاست اما مخصوص به آن زمين نيست، و اسلام او را براى جهان ظاهر ساخت، اما تنها براى اسلام نيست.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

  10. #250
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)




    اگر على عليه السلام تنها براى اسلام بود، چرا بايد يك نفر مسيحى لبنانى در سال 1956 به شرح زندگى او و تفحص و تدقيق در وقايع آن بپردازد، و مانند شاعرى شيفته، آن قضاياى دلفريب و حكايات نغز و دلاورى هاى شگفت انگيز را به سرودهاى شاعرانه تغنى كند؟
    پهلوانى امام، نه تنها در ميدان جنگ بود، بلكه در روشن بينى و پاكدلى و بلاغت و سحر بيان و اخلاق فاضله و شور و ايمان وبلندى همت و يارى ستمديدگان و نااميدان، و متابعت حق و راستى و خلاصه، در همه صفات حسنه پهلوان بود. قضاياى على عليه السلام هر چند مدتها بر آن گذشته است، امام هنوز سودهاى بسيار از آن بر توان گرفت، و هرگاه بخواهيم بنياد زندگى نيكو و سعادتمند بگذاريم. بايد به آن رجوع كنيم و دستور نقشه از وى بگيريم.
    مورخ و نويسنده، هر چند تيزهوش و داراى قوه قدسيه باشد، محال است بتواند حتى در هزار صفحه، صورت معنوى امام على عليه السلام را چنانكه درخور آنها است جلوه گر سازد. اين نابغه عرب آنچه انديشيد و گفت و عمل كرد، بين خود و خدا، چيزهائى است كه هيچ گوشى نشنيده و هيچ چشمى نديده است و بسيار بسيار بيش از آن است كه مورخ بتواند بدست و زبان و قلم بيان كند. بدين جهت هر صورتى كه ما رسم كنيم. صورتى است ناقص و نشانه حياتى كه اميدواريم از آن صورت مشاهده كنيم، بى اندازه كم است.»
    على عليه السلام با اينكه صيت شجاعتش عالم گير است و همه مىدانند كه نيرومندترين جنگ جويان عرب را به خاك انداخته و پهلوانى همچون عمروبن عبدود و مرحب را از پاى درآورده، مورخين شيعه و سنى و مسيحى همه متفقند كه خوراك اميرالمؤمنين عليه السلام ساده ترين و فقيرانه ترين خوراكى بود كه مىتواند با آن زندگى كرد.
    يكى از اصحاب متمكن و ثروتمند على عليه السلام علاء بن زياد حارثى است. زمانى مريض و بسترى شده بود. آن حضرت به عيادتش رفت و به او فرمود: چه خوب بود در اين خانه وسيع و ساختمان مجلل، فقرا و مستمندان را بر سر سفره ات مىنشاندى و بيچارگان را اطعام مىكردى تا خداوند در عالم آخرت هم، چنين خانه اى به تو ارزانى مىداشت.
    علاء گفت: امر امام را اطلاعت خواهم كرد و سپس ادامه داد كه: برادر من كار زهد و ترك دنيا را بجائى رسانيده كه زندگى را بر زن و فرزندش تلخ كرده است. او تمام شبها را به عبادت و روزها را به روزه مىگذراند. با اينكه خداوند به او نعمت فراوان داده است، به نانى خشك و لباسى درشت قناعت مىكند.
    على عليه السلام فرمود: او را نزد من حاضر كنيد! چون به حضورش رسيد، از اظهاراتش معلوم شد كه اين روش را از امير المؤمنين آموخته و براى پيروى از آن حضرت، به خودش سخت مىگذارند.
    دوره کامل قصه هاي قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء (ص)

صفحه 25 از 27 نخستنخست ... 1521222324252627 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •