شرايط جايز بودن «غيبت‌» از ديدگاه حجت‌الاسلام‌والمسلمين قرائتی سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
شرايط جايز بودن «غيبت‌» از ديدگاه حجت‌الاسلام‌والمسلمين قرائتی
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض شرايط جايز بودن «غيبت‌» از ديدگاه حجت‌الاسلام‌والمسلمين قرائتی




    شرايط جايز بودن «غيبت‌» از ديدگاه حجت‌الاسلام‌والمسلمين قرائتی گروه فعاليت‌های قرآنی: سلسله جلسات تفسيری حجت‌الاسلام قرائتی امروز 19 فروردين ماه نيز با حضور جمعی از دانشجويان، كارمندان و استادان دانشگاه تهران با بررسی گناه «غيبت» و شرايط جواز آن ادامه يافت.
    به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) حجت‌الاسلام‌والمسلمين «محسن قرائتی» رئيس ستاد اقامه نماز كشور و مفسر قرآن امروز 19 فروردين ماه بعد از نماز ظهر و عصر در مسجد دانشگاه تهران با بيان اين مطلب به بحث درباره غيبت پرداخت و اظهار كرد: غيبت ‌كردن مظلوم از ظالم برای استيضاح او جايز است و اين مورد از مواردی است كه خداوند اجازه غيبت و بدگويی را به انسان داده است.
    وی افزود: غيبت درباره فردی كه دارای عقيده غلط است به معنای مرزبانی از افكار است و ايرادی ندارد همچنين مشورت كردن با هدف تحقيق و تجسس درباره شريك آينده زندگی، رفتن نزد قاضی جهت گواهی دادن برای اعاده حيثيت كسی و غيبت درباره كسی جهت رد ادعای پوچ او از جمله مواردی است كه غيبت كردن درباره آن‌ها جايز است.
    وی اظهار كرد: غيبت دارای دو شرط است؛ يكی مخفی و پنهان بودن از فرد غيبت‌شونده و دوم اينكه غيبت موجبات ناراحتی فرد را فراهم كند، خداوند در قرآن كريم می‌فرمايد كه غيبت نكنيد چراكه غيبت كردن از سوء ظن شروع می‌شود سپس تجسس را در پی دارد و بعد از تجسس به عيب و ايراد پرداخته می‌شود كه در نهايت موجب غيبت می‌شود.
    قرائتی يادآور شد: گناه غيبت چرا گوشت مرده خوردن است؟
    چون وقتی گوشت مرده كنده شود گوشت ديگری جای آن را پر نمی‌كند؛
    آبروی مومن نيز در زمان غيبت مانند گوشت مرده است بنابراين آبرو رفته ديگر بازنمی‌گردد و جای تامل است كه غيبت كردن همچون خوردن گوشت برادر مرده است چراكه مسلمانان با يكديگر برادر هستند.
    وی تصريح كرد: درباره گناه غيبت كردن در كتاب تفسيرم دو دليل آورده‌ام زمانی كه انسان زنده است و اگر گوشتی از بدنش كنده شود جايش را گوشت ديگری می‌گيرد يعنی عمل غيبت اگر زمان حضور فرد صورت گيرد فرد از خود دفاع می‌كند؛ گناه غيبت خيلی مهم است و موجب می‌شود عبادت‌های غيبت‌كننده در پرونده غيبت شونده نوشته شود يا اگر عبادتی ندارد گناهان غيبت شونده به پرونده غيبت كننده منتقل ‌شود.
    قرائتی با اشاره به حديثی از امام صادق(ع) گفت:
    امام صادق (ع) فرموده‌اند كه «كعبه خيلی عزيز است ولی آبروی مومن از آن هم عزيزتر است.» بنابراين بايد از زبان خود به طور اساسی مراقبت كرد؛ اگر فرد غيبت‌ كننده روزه‌دار باشد آثار و بركات روزه‌اش از بين می‌رود و تا 40 روز هم نماز و روزه‌اش قبول نمی‌شود و همچنين فرد ساكت شنونده غيبت نيز در گناه غيبت‌كننده و به همان ميزان شريك است.
    وی درباره چگونگی جبران كردن غيبت يادآور شد:
    فرد غيبت‌ كننده بايد از خداوند بابت رفتار ناشايست خود طلب آمرزش كند و اگر مطالب غيبت موجب ناراحتی فرد غيبت شونده می‌شود بهتر است برای او بيان نشود مگر جهت جبران آبروی رفته مومن غيبت شونده با او در ميان گذاشته شود.




    شرايط جايز بودن «غيبت‌» از ديدگاه حجت‌الاسلام‌والمسلمين قرائتی
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 09-07-1391 در ساعت 00:28
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  2.  

  3. #2
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شرايط جايز بودن «غيبت‌» از ديدگاه حجت‌الاسلام‌والمسلمين قرائتی




    استاد درس خارج حوزه علمیه قم با قرائت حدیثی از امام صادق(ع) گفت: امام می‌فرماید اگر انسانی دروغ نگوید، به مردم ظلم نکند و از خلف وعده بپرهیزد می‌توان او را عادل و شخصیتش را کامل دانست که چنین فردی غیبتش جایز نیست و حتی دوست شدن با او واجب است.

    آیت الله مکارم تأکید کرد: در احادیت ما به مواردی اشاره شده است که اگر تنها به یکی از آنها توجه شود دنیا کاملا تغییر کرده و گلستان می‌شود. در این هنگام یکی از شاگردان از ایشان سئوال پرسید که آیا می‌توان غیبت فردی را انجام داد که برخلاف این ویژگی‌ها عمل می‌کند؟

    آیت الله مکارم در پاسخ گفت:کسی که علنا دروغ می‌گوید، به وعده‌های خود عمل نمی‌کند و به مردم ظلم روا می‌دارد متظاهر به فسق است، غیبت او جایز است.
    منبع سایت تابناک



    شرايط جايز بودن «غيبت‌» از ديدگاه حجت‌الاسلام‌والمسلمين قرائتی
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 09-07-1391 در ساعت 00:32
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  4. #3
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    چه موقع غیبت جایز است؟!

    گرچه غیبت از گناهان كبیره به شمار مى‏آید و در قرآن كریم و روایات به شدت از آن نهى شده است اما مواردى هست كه از این كلّیت استثناء شده و غیبت در آن گونه موارد حرام نیست و چون غیبت از گناهان كبیره و رفتاری بسیار زشت و نابهنجار محسوب مى‏شود باید موارد استثناء از اهمیت ویژه‏اى برخوردار باشد تا به لحاظ اهمیت بتواند در برابر مفسده غیبت مقابله كند و آن را تحت الشعاع قرار دهد.

    از امام كاظم (علیه السلام) روایتى نقل شده است كه حدود غیبت را روشن مى‏فرماید:

    «مَن ذَكرَ رَجُلا مِن خَلفِهِ بما هُو فِیه مِمّا عُرفه الناس لَم یَغتَبه و مَن ذَكره مِن خَلفِهِ بما هو فیه مِما لا یَعرفهُ الناس اَغتابهِ، و مَن ذَكره بِما لَیس فیه فَقد بُهته» (جامع السعادات، ج 2، ص 304.)

    كسى كه دیگرى را در غیابش به عیبى كه مردم از آن باخبرند یاد كند، غیبت او را نكرده است و كسى كه دیگرى را در غیابش به عیبى یاد كند كه مردم از آن بى‏خبرند، غیبت او را كرده است و كسى كه او را به عیبى كه در او نیست یاد كند به او بهتان زده است.


    موارد جواز غیبت‏

    1-دادخواهی

    لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سمیعا علیما (148/ نساء)

    استثنایی که خداوند در این آیه فرموده –یعنی به کسی که ستم به او شده، اجازه داده که بدی های ستمگر را اظهار کند- به این معنی نیست که مظلوم اجازه دارد تمام بدی های ظالم را به هر نحو اعلام کند و به قول معروف هر چه از دهانش درآمده به او بگیود؛ بلکه به این معناست که کسی که به او ظلم شده، اجازه دارد در همان مورد خاص سکوت نکند و برای گرفتن حقش بدی و ظلم ظالم را با صدای بلند آشکار کند و صفات بد او را که با ظلمش ارتباط دارد، به زبان آورد.

    بنابراین یکی از موارد جواز غیبت، دادخواهی و اعلام مظلومیت است.

    امام صادق(علیه السلام): ستمگر و یاری دهنده او و کسی که به ستم او راضی باشد، هر سه در ستم شریکند.

    پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله): از دعای ستمدیده بترسید، گرچه کافر باشد، زیرا هیچ چیز مانع دعای مظلوم نمی شود.

    امام علی(علیه السلام): کارگرترین تیرها، دعای ستمدیده است.

    2. کمک گرفتن جهت امر به معروف و نهى از منكر

    مورد دیگرى كه از موارد جواز غیبت شمرده شده امر به معروف و نهى از منكر است. به این معنا که هرگاه انسان منکری را از مسلمانی ببیند که بر انجام آن اصرار دارد و بداند که اگر غیبتش را بکند آن را ترک می‌کند. هم‌چنین گاهى از اوقات انسان به تنهایى نمى‏تواند جلوى منكر را بگیرد و ناگزیر مى‏شود از دیگران كمك خواسته یا به مقامات ذى ربط (پلیس و دستگاه قضایى) اطلاع دهد تا به كمك آن‌ها از كارهاى زشت جلوگیرى شود، بنابراین ناگزیر است شخص و محل منكر را معرفى نماید«و این باید در جایى باشد كه در رفع منكر کمک نموده و مطابق شرع‏ باشد، نه در نزد ظالم بى‏باكى كه از حد شرع‏ تجاوز كند یا در جایى كه فایده‏اى بر آن مترتب نشود»[ معراج السعاده، ص475]

    3. استفتاء

    از موارد جواز غیبت استفتاء(پرسش) از حكم شرعى است، به این معنى كه انسان گاهى در مقام سۆال از حكم شرعى ناگزیر مى‏شود مورد مسأله را بیان كند و در این جا ممكن است نام فرد یا افرادى برده شود كه در این جریان دست داشته‏اند و از ذكر نام خود ناراضى باشند. در این گونه موارد اگر مسأله مهم و حیاتى باشد اشكالى ندارد.

    البته در این گونه موارد باید تا حد امكان به كنایه و اشاره بسنده كرد تا پاى شخص معیّنى به میان نیاید و در بازگو كردن جریان نیز به حداقل لازم اكتفا شود، مثلا بگوید نظر شما در باره كسى كه پدر یا برادر او بر وى ستم كرده است چیست؟ اما اگر راهى جز اظهار نباشد این گونه غیبت‌ها گناهى ندارد[نقطه‏هاى ‏آغاز در اخلاق ‏عملى ، ص204]

    4. غیبت جهت هشدار

    هشدار دادن و آگاه ساختن از خطرى كه مسلمانى را تهدید مى‏كند یكى دیگر از اسباب تجویز غیبت است، یعنى اگر انسان ببیند یكى از دوستانش با گروهى در ارتباط است كه به مصلحت او نیست باید وى را آگاه سازد. به طور مثال، با كسانى معاشرت مى‏كند كه اگر او را متوجه نكنند به تدریج در اثر رفت و آمد با آنان تحت تأثیر رفتار بد آن‌ها قرار مى‏گیرد. در این صورت لازم است او را از عیوبشان آگاه سازد تا از روى بصیرت و آگاهى با آنها برخورد كند. رسول گرامى اسلام (صلّى‌اللّه‌علیه ‌وآله) فرمود:

    « آیا از گفتن آن‌چه در باره فاجر و گناه‌كار مى‏دانید خوددارى مى‏كنید تا مردم او را نشناسند؟ عیوب وى را براى مردم بازگو كنید تا از او كناره‏گیرى كنند و برحذر باشند[همان، ص205]

    هم‌چنین اگر انسان در غیاب كسی در نفی كمال او سخنی بر زبان آورد، ولی قصد تنقیص او را نداشته باشد، این عمل او غیبت شمرده نمی‌شود؛ همانند نفی مهارت یك پزشك یا ضعیف بودن قدرت علمی یك مجتهد كه در این حالت‌ها غیبت جایز است.

    5. ‌لقب مشهور

    اگر كسى به نام و یا لقبى مشهور باشد كه هر چند آن لقب در اصل بیان كننده عیب و نقص اوست ولى با مرور زمان قبح و زشتى آن از بین رفته است به گونه‏اى كه اگر كسى او را با آن نام یا لقب صدا بزند ناراحت نمى‏شود، ذكر او با آن نام و لقب مانعى ندارد، مثل این‌كه در باره كسى كه كور است بگویند فلان نابینا آمد و یا آن نابینا چنین مطالبى را اظهار كرد و یا در باره كسى كه لنگ است بگویند فلان كس كه لنگ است چنین مطلبى را گفت و... در این گونه موارد اگر كسى آنان را با این صفت نام ببرد غیبت نیست، زیرا از شنیدن آن ناراحت نمى‏شوند و كسى هم كه آن‌ها را صدا مى‏زند در مقام عیب جویى نیست، چنان‌كه در میان راویان حدیث كسانى بوده‏اند كه نقص عضو داشته‏اند و در احادیث نیز با همان نقص عضو از آن‌ها یاد شده است، مانند «ماعور»(یك‌چشم) و«اعمش» (كسى كه دیدگانش تار است)

    اما هرگاه شخص راضی نباشد یا شناسانیدن او با عبارتى دیگر ممكن باشد، جایز نیست .[همان،ص207]

    6.غیبت در مقام مشورت‏

    مورد دیگرى كه غیبت كردن جایز است مقام مشورت است كه اگر كسى در امور مهم شخصى یا اجتماعى از قبیل ازدواج و معامله و عزل و نصب كارمندان و مسئولان با انسان مشورت كند در صورتى كه احتیاج به ذكر نقاط ضعف و عیوب وى باشد اظهار عیب اشكالى ندارد بلكه گاهى لازم نیز هست.

    امیرمومنان علی (علیه السّلام) فرمود:

    «المستشار موتمن»؛ كسى كه مورد مشورت قرار مى‏گیرد باید امین باشد و در مشورت خیانت نكند.

    بنابراین، لازم است انسان آن‌چه مى‏داند به كسى كه با او مشورت مى‏كند بگوید تا از روى آگاهى و بصیرت كار خود را انجام دهد و اگر حقیقت را نگوید خیانت در مشورت كرده است.

    7.غیبت بدعت‌گذار

    اگر كسى مى‏بیند شخصى گمراه است و مردم را هم گم‌راه مى‏كند و مى‏خواهد بدعتى در دین خدا ایجاد كند، مى‏تواند از او بدگویى كند تا مردم فریبش را نخورند و در دامش نیفتند.

    در این‌جا گذشته از این‌كه غیبت او گناه ندارد خداى متعال در نامه عمل وى ثواب نیز مى‏نویسد، چنان كه امام صادق(علیه السّلام) فرمود:

    رسول‌خدا(صلّى‌اللّه‌علیه ‌وآله‌وسلم) فرمود: «هرگاه پس از من اهل ریب[كسانى كه در دین القاى شبهه مى‏كنند] و بدعت را دیدید، بیزارى خود را از آنان آشكار نمایید و به آن‌ها سخت دشنام دهید و درباره‏شان بدگویى كنید تا به فساد در اسلام طمع نكنند و مردم از آن‌ها دورى نمایند و بدعت‌هاى آنان را یاد نگیرند، خداوند در برابر این كار براى شما ثواب مى‏نویسد و درجاتتان را در آخرت بالا مى‏برد» [مستدرک سفینه البحار،ج1،ص303]

    8.غیبت متجاهر به فسق‏

    غیبت افرادی که آشکارا فسق و گناه می‌کنند نیز از موارد حرمت غیبت استثنا شده است.

    از امام باقر(علیه السّلام)روایت شده است كه فرمود:

    سه نفرند كه احترام ندارند:

    1. كسى كه داراى هوس‌هاى بدعت آمیز است، 2. زمام‌دار ستم‌گر، 3. كسى كه آشكارا معصیت مى‏كند.[ وسائل الشیعه، ج 12، ص 289، ح 16327]

    9.غیبت شخص یا گروه نامشخص

    غیبت در صورتی که از فرد نامشخصی باشد و نام و نشانی از او برده نشود، اشکالی ندارد. مثل این که بگوید: امروز گرفتار نادانى شدم یا فاسقى چنین‏گفت و چنین كرد و امثال این‌ها، به شرطى كه آن شخص بر شنونده معلوم نباشد.

    و هرگاه از یک نفر که مردّد بین چند نفر مشخص است غیبت کند حرام است. مثل این که بگوید: یکی از پسران فلانی این عیب را دارد.

    مثل این که بگوید: یک نفر اصفهانی یا شیرازی چنین و چنان بود و نیز جایز است اگر بگویدک بعضی از اصفهانی‌ها یا شیرازی‌ها فلان عیب را دارند. ولی اگر بگوید: همه اصفهانی‌ها فلان عیب را دارند، شکی در حرمت آن نیست بلکه ظاهر این است که در این صورت غیبت تمام اهل آن شهر را کرده است.[ گناهان کبیره شهید دستغیب ،ج2،ص280]

    10. كسى كه خود را منسوب به دیگرى نماید و منسوب به او نباشد جایز است ردّ نسبت او را كردن؛ زیرا مصلحت حفظ انساب و خانواده‌ها مقدم بر مفسده هتک مُدّعی است.

    11. اظهار عیب عالم یا حاكم شرعى كه صلاحیت فتوى و حكم نداشته و متصدى آن‌ شود، تا بدین صورت از افتاء و حكم دادن او جلوگیری شده[معراج السعاده، ص476]، مردم سراغ افراد شایسته و اهل این کار بروند، مثلا بی‌عدالتی یا اخذ رشوه قاضی یا مسئولی را بیان کند. مشروط بر این که قصد هدایت و راهنمایی مردم را داشته باشد نه این که از روی حسادت یا کینه باشد.

    12. غیبت كفار و كسانى كه مخالف مذهب شیعه اثنى‌عشری‏اند، كه در این ‏صورت نیز اقوى جواز غیبت آن‌هاست[همان]
    شرايط جايز بودن «غيبت‌» از ديدگاه حجت‌الاسلام‌والمسلمين قرائتی
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •