خوبها وبدها ؛ خوبیها وبدیهای "جامعه ما" !!! سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خوبها وبدها ؛ خوبیها وبدیهای "جامعه ما" !!!
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
  1. #1
    عضو كوشا
    یارمهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1392
    نوشته : 124      تشکر : 1,695
    1,078 در 129 پست تشکر شده
    دریافت : 4      آپلود : 0
    یارمهدی آنلاین نیست.

    zangooleh خوبها وبدها ؛ خوبیها وبدیهای "جامعه ما" !!!







    امروز برایم اتفاق جالبی افتاد!!!

    پیرمرد شریفی گهگاه برحسب ضرورت زندگی با عصای خسته اش در محلات مختلف میچرخد وطلب نان خشک میکند ومردم بیشتر کمک مالی به او دارند، دیگر سالهاست کوچه ها بااو آشنایند ومردم با صدایش دلگرم

    امروز که در حال قدم زدن به سمت خانه بودم او را دیدم که بسیار کوتاه و آرام قدم برمیداشت وگاهی میگفت: "علی"
    در راستای همان پیرمردمحبوب ،در سمت دیگرخیابان ،پیرمرد فقیری دیدم که با چرخ دستی کهنه ای که یکی از چرخهایش لنگ میزد با کیسه ایی نان خشک داخل چرخ دستی اش در حرکت بود وگاهی به پیرمرد محبوب نگاه میکرد.

    برای من انتخاب سختی بود که به کدامیک کمک کنم ! بین پیرمردمحبوب که حتی قدم برداشتن برایش باری بزرگ بود و پیرمرد فقیری که گاه نگاهی به پیرمرد محبوب میانداخت

    بهتر دیدم آن مقدار پولی که قرار است به پیرمرد محبوب بدهم ،مقداری به یکی و بقیه را به دیگری بدهم، شاید فکر درستی نبود ولی
    نمیتوانستم نگاه پیرمرد فقیر آن طرف خیابان را نادیده بگیرم،تصمیمم را عملی کردم وبعد از کمک کردن به پیرمرد محبوب به آنطرف
    خیابان رفتم، پیرمرد داشت به طرف پیرمرد محبوب میرفت که من دستم را که دراز کردم و گفتم این عیدی ناقابل راقبول کنید دیدم در
    دستش یک پانصدتومانی موچاله شده است ،بصورتش که نگاه کردم برق شادی را درچهره اش بوضوح دیدم، پول مرا درجیبش گذاشت وبطرف پیرمرد محبوب رفت و پانصدی اش را به او داد!!

    دیگر هم سهم پیرمردمحبوب برجای ماندو هم روزی آن پیرمرد چرخداربه سبب نیت خیری که داشت زودتر ازانفاق کردنش بدستش رسید ...
    وصف این وصف وحال در کلام نگنجد ،همونجا بود که فهمیدم دنیایی که انفاق رسم اون دنیا بشه چه دنیای قشنگیه

    سوره بقره آیه 262
    کسانیکه اموال خودرا در راه خدا انفاق میکنند سپس درپی آنچه انفاق کرده اند منت و آزاری روا نمی دارند پاداش آنان برایشان نزد پروردگار[محفوظ] است و بیمی برآنان نیست و اندوهگین نمی شوند.




    خوبها وبدها ؛ خوبیها وبدیهای "جامعه ما" !!!
    تمام افتخار من همین است
    که نقش پیشانی بند من یا فاطمه سلام الله علیها است


  2. تشكرها 14


  3.  

  4. #2
    عضو خودماني
    شکيبا آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 1,427      تشکر : 6,052
    4,852 در 1,201 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شکيبا آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اتفاق جالب و در عین حال تکان دهنده ای بود
    خدایا کمکم کن که همه کارهام فقط برای رضای تو باشه

    که اگه غیر از این باشه نابودم
    خوبها وبدها ؛ خوبیها وبدیهای "جامعه ما" !!!


  5. #3
    عضو كوشا
    یارمهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1392
    نوشته : 124      تشکر : 1,695
    1,078 در 129 پست تشکر شده
    دریافت : 4      آپلود : 0
    یارمهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض










    چند سال پیش درخانواده ای پسری بدنیا آمد خانواده اش بسیار خوشحال شدند که پسری سالم وزیبا دارند

    آنطرفتر ... پسر دیگری بدنیا آمد با نقص عضوی فاحش،مشکل پایش از همان ابتدا قابل درک بود،خانواده ناراحت بودن و اطرافیان درمانده که باید تبریک گفت یا دلجویی

    پدرخانواده، گوشه ایی نشست وفکر کرد...

    او به نتیجه جالبی رسید که حتی اگر پسرش معلول است ولی باید پذیرفت که اورا نیز خدا آفریده وخدا برای او هم روزی قرار میدهد.

    سالها گذشت پسر معلول بزرگ میشد همانند پسر سالم، ولی خانواده ایی داشت که اورا با سختی زیاد ونان حلال وعقیده ایی آهنین پرورش میداد او یک روستایی تمام عیار بود ،چوپانی ودرس را با وجود معلولیت دنبال میکرد یکی از بزرگترین تفریحاتش رکوردگیری سنگ پرتاب کردن در کوه ودشت وصحرا بود !!! نمیدانست همین کارساده او را به بلندترین قله افتخار ورزشی میرساند!

    دیگر هردوپسر بزرگ شده بودند یکی تهرانی بود ودیگری شهرستانیه روستایی زاده معلول!

    دریک روز هردو را درتلویزیون نشان دادند
    یکی در پرتاب نیزه در پارالمپیک لندن قهرمان جهان شده بود و افتخاری برای ایران ودیگری...بجرم زورگیری بالای چوبه دار!!!



    خوبها وبدها ؛ خوبیها وبدیهای "جامعه ما" !!!
    تمام افتخار من همین است
    که نقش پیشانی بند من یا فاطمه سلام الله علیها است



  6. #4
    عضو كوشا
    یارمهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1392
    نوشته : 124      تشکر : 1,695
    1,078 در 129 پست تشکر شده
    دریافت : 4      آپلود : 0
    یارمهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض












    ببخشید آقا می تونم به خانمتون نگاه کنم ولذت ببرم؟!

    جوان خیلی آرام ومتین به مرد نزدیک شد با لحنی مودبانه گفت:«ببخشید آقا! من میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم ولذت ببرم؟!»
    مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جاخورد بود،مثل آتشفشان ازجادررفت ومیان بازار و جمعیت یقه جوان را گرفت و عصبانی ،طوری که رگ گردنش بیرون زده بود ،اورا به دیوار کوفت وفریاد زد:«مرتیکه عوضی ،خودت مگه ناموس نداری... خجالت نمی کشی؟»

    جوان اماخیلی آرام بدون اینکه از رفتار و فحش های مردعصبی شود و واکنشی نشان دهد ،همانطور مودبانه ومتین ادامه داد:« خیلی غذر می خوام،فکر نمی کردم این همه عصبی وغیرتی بشین، دیدم به خاطر وضع ظاهر خانمتون دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم... حالا هم یقمو ول کنین! از خیرش گذشتم



    خوبها وبدها ؛ خوبیها وبدیهای "جامعه ما" !!!
    تمام افتخار من همین است
    که نقش پیشانی بند من یا فاطمه سلام الله علیها است



  7. #5
    عضو كوشا
    یارمهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1392
    نوشته : 124      تشکر : 1,695
    1,078 در 129 پست تشکر شده
    دریافت : 4      آپلود : 0
    یارمهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض









    چالز دانشجوی انگلیسی با طعنه به دوست و همکلاسی ایرانی اش همایون گفت: چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن؟!
    یعنی مردای ایرانی انقدر کارنامه خرابی دارن و خودشونو نمیتونن کنترل کنن؟!

    همایون لبخندی میزنه و میگه: ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده؟ و هرمردی میتونه ملکه انگلستان رو لمس کنه؟!
    چالز با عصبانیت می گه: نه ! مگه ملکه فرد عادیه؟!! فقط افراد خاصی میتونن باایشون دست بدن و در رابطه باشن!!!

    همایون هم بی درنگ میگه: خانوم های ایرانی همشون ملکه هستن.




    خوبها وبدها ؛ خوبیها وبدیهای "جامعه ما" !!!
    تمام افتخار من همین است
    که نقش پیشانی بند من یا فاطمه سلام الله علیها است



  8. #6
    عضو كوشا
    یارمهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1392
    نوشته : 124      تشکر : 1,695
    1,078 در 129 پست تشکر شده
    دریافت : 4      آپلود : 0
    یارمهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    این متن مختص سفر دو روزه من به تهرانه، دیدنی ها و شنیدنی هایی که میشه در فضای عمومی گفت ،چیزهایی که شاید در تهران بتوان دید!!
    تو شلوغی تهران که همه آدما می دوند ،باید دویید ،انگار باید همرنگ شد!!!!!



    ولی دلم را خدارو شکر نگه داشتم !! چون حرفهای آقای راننده تاکسی که گفت :اگه میخوای تهروون بمونی باید کمتر خوب باشی ،را در تاکسی اش گذاشتم و درش را برویش بستم،(جالبه که بعدش شروع کرد از بدبختیها ومشکلات مردمی گفت که بویی از جوون مردی نبردند!!) جوون مردی در رگ ما ایرانی جماعته، کاش بهش میگفتم هیچکس از خوبی کردن به خلق خدا بد نمیبینه اگه بد میبینیم نه از جوبیها ،که از بدکردنهای خودمونه

    در مسیر که سوار اتوبوس شرکت واحد بودم وبه قول تهروونی ها در "ترافیک "سرگرم افکارم بودم ،خوردن کیک و آبمیوه پسری سوژه افکارم شد!!
    پسر حدودا بیست ودوساله کنار خیابون ایستاده بود و کیک گاز میزد و آبمیوه میخورد، من از خوردنش چنان ناراحت شدم که انگار از خوان نعمت من در تناول است!!!!!! خدایا رزاق بودنت راشکر
    در انتهای خوردنش کاغذ کیک و آبمیوه را داخل جوبی انداخت که سطل زباله در کمتر از یکمتری پسر بود، جوب پر از زباله!!!

    روز اول هوای تهران برایم سنگین بود بنظرم آلوده وسربی بود در حال قدم زدن تا رسیدن به کتابفروشی بودم که متوجه آقایی شدم که کنارخیابون، ماشینش را پارک کرده و روزنامه میخواند در حالی که ماشینش روشن بود! چند دقیقه ایی به راننده زول زدم بلکه به من نگاه کنه و یک تذکر تصویری بدم ،ولی طرف خیلی اهل مطالعه بودو اصلا متوجه من نشد
    من نمیدانم، استارت زدن یک ماشین چقدر زحمت داره؟! حتی بیشتر از درگیری بیماریهای ناشی از آلودگیهای هوا برای خودش یا خانواده اش یا همشهریانش!!


    موقع برگشت جلوی درب ترمینال پسر بیست ساله ایی درحالی که بشدت گریه میکردو باموبایل صحبت میکرد میگفت :طرف با ....تهدیدم کرد که اگه ...
    در حالی که قدم هایم را سریعتر میکردم دو باربر از جلوی من رد شدند درحالی که هردو بارهای سنگینی روی دوششان بود یکی که قوی هیکلتربود به دیگری گفت :بارت سنگینه ،کمر درد داری ، بارتو بذار روی دوش من

    نفس عمیقی کشیدم ،شکر که هنوز جوانمردی زندست

    حضرت علي (ع) از رسول خدا(ص) پرسيد: «جوانمردي چيست؟» فرمود: «شرفي است كه تنها شجاعان و صاحبان كرم و آزادمردان بدان راه مي يابند»



    همیشه جوانمرد باشیم آمین
    خوبها وبدها ؛ خوبیها وبدیهای "جامعه ما" !!!
    تمام افتخار من همین است
    که نقش پیشانی بند من یا فاطمه سلام الله علیها است



  9. #7
    عضو كوشا
    یارمهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1392
    نوشته : 124      تشکر : 1,695
    1,078 در 129 پست تشکر شده
    دریافت : 4      آپلود : 0
    یارمهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    یک مهندس روسی تعدادی کارگر ایرانی را برای کار استخدم کرده بود، کارگران بنا به وظیفه شرعی وقت اذان که می شد برای خواندن نماز دست از کار می کشیدند.
    یک روز مهندس به آنها اخطار کرد که اگر هنگام کار نماز بخوانند آخر ماه از حقوقشان کسر میشود.
    عده ای که ایمان ضعیف و سست داشتند از ترس کم شدن حقوقشان نماز را به آخر وقت می گذاردند اما عده ای بدون ترس از کم شدن حقوقشان همچنان در اول وقت ،نماز ظهر وعصرشان را میخوانند.

    آخر ماه ،مهندس به آنها که همچنان نمازشان را اول وقت خوانده بودند، بیشتر از حقوق عادی ماهیانه پرداخت میکند!

    کسانیکه نماز را به بعد از کار گذاشته بودند به مهندس اعتراض می کنند که چرا حقوق آنها را زیاد داده است.
    مهندس گفت: اهمیت دادن آنها به نماز و صرفنظر کردن از کسر حقوق ، نشانگر آن است که ایمان آنهابیشتر از شماست و این قبیل آدمها هرگز در کار خیانت نمی کنند همچنانکه به نماز خود خیانت نکردند

    خوبها وبدها ؛ خوبیها وبدیهای "جامعه ما" !!!
    تمام افتخار من همین است
    که نقش پیشانی بند من یا فاطمه سلام الله علیها است



  10. #8
    عضو وفادار
    عبدالله91 آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1391
    نوشته : 466      تشکر : 4,493
    2,848 در 493 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عبدالله91 آنلاین نیست.

    پیش فرض









    سلام


    جمعه بود ؛ مثه همیشه از مصلی می اومدیم اما این بار با دو نفر از دوستان از مسیری که اونا میرفتن رفتم . بهشون گفتم من هم با شما میام چون خونۀ همشیره ام تو محلۀ اونا

    بود . با همدیگه راه افتادیم ،پیاده و صحبت کنان. تا رسیدیم به نزدیکی های محلۀ دوستان. یکی از رفقا داشت از مجلس ختم فامیلاشون میومد ، مارو که دید اومد پیشمون و

    سلام علیک واحوال پرسی کردیم و ما شدیم 4 نفر. و راه افتادیم به سر کوچۀ همین رفیقمون که رسیدیم ایشون سوالی در مورد ارشد و امتحان و دانشگاه پرسید وما ایستادیم تا

    جواب بدیم. خیابون اصلی بود. همین طور که صحبت میکردیم یه موتور سوار اومد و کنارمون نگه داشت روی موتور شروع کرد به بد و بیرا گفتن. دوستان ناراحت شدند و

    یکی خواست بره طرفش دستشو گرفتم گفتم بیا این ور. بعد به اون موتور سوار گفتم باشه آقا ما داریم رفع زحمت میکنیم. دوستامو کشوندم داخل کوچه؛ ناراحت شده بودن.

    بهم گفتن چرا این کارو کردی. میخواستم ادبش کنم و همچین حرفایی زدن. بهشون گفتم فرض کن میزدیم که چی؟ اینا کارشون اینه. براش فرقی نداره. اگه چند نفر ببینند که

    شما با چنین فردی دعوا کردی بهت چی میگن؟ انتظار اجتماع از شما که تحصیل کرده اید بالاست و إلا کسی از این ارازل انتظاری جز این نداره. شماها بافرهنگ هستین و

    باید اول خودتونو کنترل کنین. باسواد و مودب هم خودشو درگیر ارازل و اوباش کنه که نمیشه. باید با عقل و منطق جوابشو بدی و اگه میبینی که با منطق آروم و قانع نمیشه

    {که اکثر ارازل اینجورین} جو رو آروم کن. کار اون ایجاد اغتشاش است و کار تو فرهنگ سازی. با دعوا آبروی تو می رود نه اون.چون اون به هدفش رسیده اما تو شکست

    خوردی. هر کسی بنا به آموزش و موقعیتش کاری رو انجام می دهد. در این دعوا تو چیزی رو ثابت نمیکنی که بگی یه نکتۀ آموزنده توش هست. با دعوا نه اون به راه میاد و

    نه تو به هدفت می رسی.

    این قسمت رو اینجا اضافه میکنم چون نیت بچه مسلمون از اینجا نشئت میگیره:



    آقای ما مولا علی (ع) است که وقتی روسینۀ عمرو نشست و عمرو تف کرد مولا بخاطر ناراحتیش سرش رو قطع نکرد تا کارش خدایی باشد. در جایی باید فرهنگ سازی کرد و در جایی نبرد.آیه ای دربارۀ مرد تکرار نشدنی تاریخ:



    «أشداء علی الکفار و رحماء بینهم»





    خوبها وبدها ؛ خوبیها وبدیهای "جامعه ما" !!!


  11. #9
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,761 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    ....*....به نام حضرت دوست....*....


    سلام و عرض ادب

    با تشکر از جناب یار مهدی برای گشودن این تاپیک

    لطائفی که در پستها ،مورد توجه قرار گرفته قابل توجه و تأمّل برانگیز است

    امیدوارم که به لطف حضرت حق جلّ و علا ،توفیق انجام خوبیها و احتراز از بدیها را داشته باشیم
    و در جرگه خوبها قرار بگیریم.

    و در پایان آنچه مهم است ،حفظ خوبی (اعم از اخلاق و رفتار و اندیشه نیکو )
    و مراقبت برای از دست ندادن خوبیها و حسناتست

    اللهم اجعل عواق و امورنا خیراً




    خوبها وبدها ؛ خوبیها وبدیهای "جامعه ما" !!!

  12. تشكرها 5


  13. #10
    عضو كوشا
    یارمهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1392
    نوشته : 124      تشکر : 1,695
    1,078 در 129 پست تشکر شده
    دریافت : 4      آپلود : 0
    یارمهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    صبح جمعه باتفاق دوستان برای گذراندن "صفا" به بیرون رفته بودیم
    جای همگی شماخالی ،خیلی خوش گذشت مخصوصا زمانی که بحث داغمون به اینجا رسید ... "من چقدر خوبم!!!"

    با شروع این بحث انگار که جایزه ایی برای "بهترین غلو کن" در نظر گرفته شده باشه شروع کردن به تعریف کردن از بنده
    حتی یواش یواش دوستان برای جالبتر شدن وپیش افتادن از رقبا مجبور به ایجاد داستان علمی تخیلی نیز شدند آن همه در کسری از ثانیه!! اونجا بود که به ذهن قوی دوستانم (در دلم نه زبانا) اعتراف کردم
    برای اینکه دوستانم دلخور نشن وراستش بیشتر برای دل خودم، میشنیدم و لذت میبردم!

    ولی موضوع داشت به جای خطرناکی میرسید...
    اگه اولای بحث خواهانه قطع شدن موضوع بودم یواش یواش با خندیدن و ادا درآوردن داشتم دوستان را تشویق به ادامه میکردم، تا اینکه ...
    صدای گوشیم حاکی از پیامک بگوشم رسید،پیامک را خواندم ، توقع همچین تو دهنی را نداشتم!! پیامک این بود:
    «گناهی که تورا از آن بد آید ،بهتر از کار نیکی است که تورا به خودپسندی آردو نیز آنکه از نفس خویش غیبت کند،آنرا پاکیزه ساخته است( شیخ بهایی)»
    شیخ بهایی با وجود اینکه سالهاست فوت کرده ولی منو بموقع بیدار کرد خدایش بیامرزد

    دیشب تو برنامه شوک که موضوع جریانه سرقت مصلحانه بود جالبه که یکی از دزدان گفت: ادعا داشتن چیز بدیه
    شاید او اصلا زمانی فکر نمیکرد کارش به اینجا برسه...
    بیشتر مواظب باشیم
    خوبها وبدها ؛ خوبیها وبدیهای "جامعه ما" !!!
    تمام افتخار من همین است
    که نقش پیشانی بند من یا فاطمه سلام الله علیها است


  14. تشكرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •