نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: :.:كيست اين عبد صالح ؟:.:

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    69,761
    صلوات
    26751
    دلنوشته
    57
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة والنصر و جعلنی من انصاره و عوانه
    تشکر
    65,174
    مورد تشکر
    182,469 در 53,981
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض :.:كيست اين عبد صالح ؟:.:




    كيست اين عبد صالح ؟


    غروبى ديگر به قادسيه رسيديم.

    كاروان در كاروانسرايى بزرگ و قديمى از حركت ‏باز ايستاد. مسافران خسته‏ ازچارپايان فرود آمدند و بارها بر زمين نهادند. من نيز پياده شدم و باراندكم را كنجى گذاردم.

    كاروانسرا پر از مسافر بود. گروهى سر بربارهاشان نهاده، خفته بودند; دسته‏اى پيرامون چاه سر وصورت مى‏ شستند; برخى نماز مى ‏خواندند; گروهى گرم گفتگو بودند و تعدادى به‏ چارپايانشان مى ‏رسيدند.

    سمت چاه رفتم، دلوى آب كشيدم، سر و صورت شستم. آب نوشيدم و به سوى ‏دوستانم حركت كردم.

    دراين لحظه جوانى نحيف، زيبا و گندمگون توجه ‏ام را جلب كرد. همهمه بسياربود;هر مسافرى بارى همراه داشت، ولى او با جامه پشمين و بى ‏هيچ ره ‏توشه‏ اىتنها نشسته بود.

    پروردگارا، اين كيست؟ اگر سفر مى ‏رود، چراتوشه‏ اى ندارد؟

    اين پرسشها رهايم نمى ‏كرد. با خود گفتم: بى ‏ترديد ازصوفيان است. اين جماعت‏ سبكبار راه مى‏ سپارند و با دريوزگى روزگار مى ‏گذرانند.

    شايسته است نزدش شتابم و لب به نكوهشش گشايم. چنين كردارى زيبنده اين مسيرنيست. چون به وى نزديك شدم، در چهره‏ ام نگريست و گفت:

    ياشفيق، «... اِجْتَنِبوُا کَثيراً مِن الظَّنِّ اِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ اِثمٌ...» (حجرات/12)


    اي شفيق، ازبسيارى گمانها بپرهيزيد، همانا برخى از گمانها گناه است.


    ازاين سخن در شگفتى فرو رفتم. با خود گفتم: عبد صالح پروردگاراست. بى ‏آنكه مرا قبلاًديده باشد، نامم را بر زبان راند و از آنچه در انديشه ‏داشتم خبرداد. بايد از وى پوزش بخواهم. سر بلند كردم تا چيزى بگويم، ولى ‏او از من دور شده بود ...

    جوان پشمينه ‏پوش به شدت مرا جذب كرده بود. احساس مى‏ كردم بايد او رابيابم و به خاطر پندار نادرستم پوزش بخواهم.

    درمنزلگاه «واقصه‏» ديگر بار آن بزرگ مرد را ديدم. نماز مى گزارد ؛ اشك ازديدگانش روان بود و پيكر نحيفش مى‏ لرزيد. با خود انديشيدم: اين همان جوان فرخنده است، بايد به نزدش بروم و پوزش بخواهم.

    اندكى درنگ كردم. چون نمازش پايان يافت،به وى نزديك شدم. هنگامى كه مرا ديد، فرمود:


    يا شقيق، « وَ انّى لغَفّارٌ لِمَنْ تَابَ وَ اَمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهتَديَ»( طه/82)
    اى‏شقيق، "همانا من بر كسى كه توبه كند،ايمان آورد، كردار نيك پيشه سازد و در مسير هدايت گام بردارد، بسيار بخشنده ام."


    آنگاه از من دور شد. با خود گفتم:بى ‏ترديد اين جوان نزد خداوند جايگاهى والادارد، تاكنون دو بار از آن چه ‏در درونم مى ‏گذرد، خبر داده است.

    سرنوشت در منزلگاهى ديگر ما را به هم رساند. ظرفى در دست داشت،كنار چاهى ايستاده بود و مى خواست آب بكشد. ناگاه ظرف از دستش لغزيد و درچاه فرو غلتيد. سرسمت آسمان بلند كرد و گفت:

    پروردگارا، هرگاه تشنه شوم، عطشم را فرومى ‏نشانى و هر گاه غذايى ‏بخواهم، گرسنگى ‏ام را پايان مى ‏بخشى.

    سرورم، جز اين ظرف ندارم، آن را از من مگير!

    به آفريدگار سوگند! يكباره ‏آب چاه چنان بالا آمد كه با چشم مشاهده مى‏ شد.جوان دست دراز كرد، ظرفش رابرداشت، از آب آكنده ساخت، وضو گرفت و چهارركعت نماز گزارد.

    آنگاه به سمت انبوهى ازريگ ها شتافت، مشتى ريگ در ظرفش ريخت، تكان داد و آشاميد.

    چون چنين ديدم، نزديك رفتم و سلام كردم. وقتى پاسخ داد، گفتم: كرم كنيد و ازآنچه پروردگار به شما ارزانى داشته، بهره‏مندم سازيد.

    جوان فرمود:

    نعمت‏ خدا پيوسته، آشكار و پنهان، بر ما فرو مى ‏بارد. به پروردگارت گمان‏ نيك داشته باش.


    پس ظرفى كه در دست داشت‏به من سپرد غذايى لذيذ بود; غذايى كه گواراتر و خوشبوى‏ تر از آن نديده بودم ...

    ديگر آن بزرگوار را نديدم. تا آنكه در مكه، نيمه شبى در كنار «قبه‏ السراب‏»، توفيق به يارى ‏ام شتافت و آن جوان را ديدم.

    پيوسته مى ‏گريست‏ و با فروتنى نماز مى ‏گزارد. چون بامدادان فرا رسيد، ذكر خداوند بر زبان راند;نماز صبح گزارد; هفت‏ بار پيرامون كعبه طواف كرد و از مسجدالحرام ‏برون رفت. در پى او از مسجد بيرون شدم. مردم گرداگردش حلقه زده، ازهرسوى بر وى سلام مى ‏كردند.

    به يكى از حاضران گفتم: اين جوان کيست؟پاسخ داد:




    موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابي طالب ‏عليهم السلام .




    ویرایش توسط مدير اجرايي : 29-09-1391 در ساعت 21:42
    امضاء
    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسیکه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************



  2. تشكرها 4


  3. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. معرفي چند كيت هوشمند ساز برتر
    توسط narges00 در انجمن سخت افزار
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-09-1392, 11:08
  2. روش ابطال سند مالكيت المثني و ....
    توسط درگاه محبوب در انجمن مباحث حقوقي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-02-1389, 16:11
  3. دجال كيست ؟
    توسط شميم يار در انجمن مهدویت و انتظار
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 29-08-1388, 15:42
  4. سفياني كيست ؟
    توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* در انجمن عصر ظهور و حاکمیت
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-08-1388, 03:32
  5. توفیق چیست؟ موفق كيست ؟
    توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* در انجمن فضائل اخلاقي
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 20-08-1388, 09:23

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی