بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22
  1. #11
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    بسم الله الرحمن الرحیم
    اینهایی كه از دنیا می خوان برن،معمولاً اون روز آخر حالشون جا می آد،تجربه شده،یه دو سه ساعتی،حالشون خوبه،با بستگانشون صحبت می كنن،حرف می زنن،یهو دوباره حالشون بهم می خوره از دنیا می رن،معموله ،نمی دونم دیدید یا نه؟،

    حضرت زهرا سلام الله علیها،پاشدند،بنا كردند به كار كردن،لباس بچه هاشونو شستند،امیر المومنین یه موقعی وارد منزل شد،این و حاج واعظ قزوینی،نود سالش بود خونه ی حاج سید جواد صدیقی چهل سال،پنجاه سال پیش رو منبر گفته یادمه،گفت:

    وقتی امیرالمومنین وقتی سر زده وارد شد،دید كه حضرت زهرا جارو دستشه،اما وقتی داره حیاط و جارو می كنه،یه دستشم به كمرشه،از درد پهلو خیلی رنج برد،این منظره،با دل مولا چه كرد،این همه غزوات،این همه جنگ ها، هیچی امیرالمؤمنین رو به زانو در نیاورد،ولی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها امیرالمؤمنین رو به زانو آورد،دو ركعت نماز خوند،دستشو بلند كرد،گفت:
    خدایا صبرم بده،از خدا صبر خواست،


    لباس بچه هاشو شست و حیاط و جارو كرد و آماده شد،ظاهراً اوایل ظهر حضرت از دنیا رفتند،كه رفتند امیرالمؤمنین رو خبر كردند،امیرالمومنین بیا كه دیگه فاطمه رو زنده نمی بینی،امیرالمؤمنین علیه السلام به عجله آمدند،وقتی آمدند،دیدند حضرت از دنیا رفتند،پارچه ای روشون كشیدند،ولی وصیت نامه شون رو سینه شونه،كاغذ رو باز كردند،

    این وصیت نامه فاطمه سلام الله علیهاست،شهادت به وحدانیت خدا میدهم،شهادت به رسالت پدرم،امامت شوهرم،شهادت می دهم بهشت حقه،آتش جهنم حقه،سئوال نكیر و منكر حقه،همه رو شهادت داد،بعد نوشت :

    یا علی تو سزاوارتری به من،تا تو هستی،من كی رو وصی كنم،تقاضام اینه كه،غسلنی و كفنی و دفنی باللیل،منو شب غسلم بده،همه دلشون می خواد روز تشییع بشن،شما خودتون میگید مارو روز تشییع كنید كه رفقامون بیان،در دنیا فقط یه زنه،می گه من و شب تشییع كنید،شب غسلم بدن،شب منو كفن كنند،شب منو به خاك بسپار،حضرت به وصیت نامه عمل كرد،


    گفت:منو شب غسل بده،شب كفن كن،شب منو دفن كن،متأسفانه اسماء می گه من آب می ریختم،آقا بدنو غسل می داد،اما یه وقت دیدم،آقا دست از غسل برداشت رفت،سر به دیوار خانه گذاشت،های های گریه كرد،قصه ها داره،خدا رحمت كنه،آیت الله امینی رو،فرمودند:


    مدینه،صدای ناله ی زهرا سلام الله علیها رو كوچه های مدینه می شنیدند،احتمال داره زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعال فرجه الشریف، كه علم بیست و هفت حرفه،دو حرف ظاهر شده،بیست و پنچ حرف زمان حضرته،این صدا رو زمان حضرت از جو بگیرند،تلویزیون زمان امام زمان پخش كنه،شما صدای ناله رو زنده باشین بشنوید،اون وقت گریه می كنید،ضبطه الان تو آسمون هست، زمان ظهور حضرت،این صدارو می گیرند،به تلویزیون زمان حضرت وصل می كنند همه شما این صدارو میشنوید،همه تون غش می كنید،بعضی هاتون هم می میرید،سیدا كه میمیرند،بچه سیدا وقتی صدای مادرشونو بشنوند می میرند،بچه سیدا می میرند،قبرش كجاست سیدا،اونایی كه مدینه رفتید قبرشو پیدا كردید؟؟



    «آیةالله مجتهدی ره»







    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید


  2. #12
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض










    روضه حضرت زهرا(س) از زبان مبارك خودشان

    ديلمي مي‏گويد: زهرا(س) ماجراي خود را به تفصيل بيان فرموده است. از جمله فرمود:
    «سپس قنفذ را با عمر بن خطاب و خالد بن وليد به خانه ما فرستادند
    تاپسرعمويم علي را براي بيعت زيانبار خود به سقيفه بني ‏ساعده بيرون برند.
    علي كه مشغول انجام وصيّت رسول خدا(ص)، درباره همسران او، تأليف قرآن و پرداخت
    هشتاد هزار درهم به سفارش آن حضرت بود، با آنان بيرون نرفت.
    پس هيزم زيادي در مقابل در خانه ما جمع كردند و آتش آوردند تا خانه، و مارا به آتش كشند.
    من پشت در ايستادم و آنان را به خدا و پدرم قسم دادم كهدست از ما بردارند و ما را ياري كنند.
    عمر، تازيانه را از دست قنفذ - غلام ابوبكر - گرفت و با آن به بازويم زد،چنان كه تازيانه همچون بازوبند به دور بازويم حلقه زد.
    عمر لگدي به دركوبيد و آن را به طرف من فشار داد و من كه آبستن بودم، به صورت روي زمين افتادم.
    آتش شعله مي‏ كشيد و صورتم را مي‏ گداخت.
    عمر چنان به صورتم سيلي زدكه گوشواره ‏ام بر زمين افتاد و درد زايمان به سراغم آمد.
    پس محسن را كشته بي‏ گناه سقط كردم.
    اين است امّتي كه مي‏خواهد بر من نماز بخواند؟!
    در حاليكه خدا و رسول از آنان بيزاري جسته‏ اند.
    من نيز از آنان برائت مي‏جويم».






    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید





  3. #13
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    چشم انتظارم مهدی بیاید قبر تو را پیدا نماید

    شبی كه زهرا سلام الله علیها رو به خانه امیرالمؤمنین علیه اسلام آوردند،زوجات رسول الله همه بدرقه كردند،یه وقت گفتند:

    خود رسول الله صلوات الله علیه دارند،تشریف می آورند،آمدند فرمودند:

    زن ها دیگه متفرق بشوند،آمد دست زهرا شو گرفت،گذاشت،میان دست مولا صدا زد یا علی،هذه ودیعةالله،و ودیعة رسوله،این امانت خدا و پیغمبر و بهت می سپارم،آه،آن امانت آن شب و امشب پس داد.


    افسوس كه شد خاموش از ظلم چراغ دین

    شد كشته زضرب در، یكتا ثمر یاسین


    آقایان دیده اید اگه زنی از دنیا برود،كنار قبر می گن محرماش بیان،كمك بكنند این بدن و بگیرندو میان قبر بگذارند،كی بود محرم زهرا ،سلمان و ابوذر كه محرم نبودند،بچه هاشم كوچك بودند،خود مولا گرفت آن بدن را،


    پرپر شدن گلم به چشمم دیدم
    با دست خودم كفن بر او پیچیدم
    با دست خودم لحد بر او می چیدم


    یه وقت دید كمك پیدا شد،محرم پیدا شد،وقتی آقا نگاه كرد،میان قبر دید دست های رسول الله صلوات الله علیه ، الـسـلام عـلیك یا رسول اللّه عنی و عن ابنتك النازلة فی جوارك

    با من اگر تو درد و دل خویش نگفتی
    برگو درد دل خود با پدر امشب

    عباس بن عبدالمطلب عموی امیرالمؤمنین آمد،دست مولارو گرفت،مگه دل می كنه از قبر زهرا،امام زمان شما كه نبودی،آقاتو دلداری بدی،عباس می گه یه وقت دیدم آقا خم شد،این صورت رو گذاشت رو خاك های قبر زهرا،آی شهیده زهرا

    «مرحوم کوثری»



    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید


  4. #14
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    واي مـــــادرم...

    از امشب دگر صداي گريه زهرا(س) از بيت الاحزان نمي آيد ...


    خداحافظ ای زخم بر دل نشسته
    خداحافظ ای یار پهلو شکسته

    خداحافظ ای رونق آشیانم
    خداحافظ ای قوت زانوانم

    خداحافظ ای جسم بی جان زهرا
    خداحافظ ای مانده در کوچه تنها

    خداحافظ ای گریه های شبانه
    خداحافظ ای بانوی بی نشانه

    خداحافظ ای کوچه های مدینه
    خداحافظ ای زخم بازو و سینه

    خداحافظ ای داغ در دل نهفته
    خداحافظ ای موی آتش گرفته

    خداحافظ ای خاطرات غم یار
    خداحافظ ای خون مانده به دیوار

    خداحافظ ای یار در خون تپیده
    خداحافظ ای یاور قد خمیده

    خداحافظ ای یاور مهربانم
    خداحافظ ای مادر کودکانم

    خداحافظ ای یاس صورت کبودم
    خــــــداحافظ ای جمله بود و نبودم

    خداحافظ ای....







    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید


  5. #15
    عضو وفادار
    عبدالله91 آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1391
    نوشته : 466      تشکر : 4,493
    2,848 در 493 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عبدالله91 آنلاین نیست.

    پیش فرض








    ای مسیحای علی اعجاز کن
    مشکل مشکل گشا را باز کن
    ای کتاب عشق من بسته مشو
    مثلِ مردم؛ از علی خسته مشو


    ای تمام عشق بانوی علی
    لرزه افتاده به زانوی علی


    فاطمه چشمان خود را باز کرد
    با زبان دل سخن آغاز کرد :


    ای همـیشه همـنشین فـاطمـه
    ای امیـــرالمـــومنین فاطمـه
    ای که غمها راعسل کردی علی
    گو چرا زانو بغل کردی علی

    آن که باید اینچنین باشد منم
    دل غمین و شرم گین باشد منم
    خواستم یاری کـنـم اما نشد
    ریسمان از دست هایت وا نشد




    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید


  6. #16
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض







    مادرم!
    این همه بلا سخت است
    به خدا شرح ماجرا سخت است
    گفتن از روضه‌ي تو
    آسان نیست
    شرح آن کار روضه خوانان نیست
    چشمی از داغ خونفشان باید
    گریه‌ي بی امان
    تلاطم اشک
    مدد از صاحب الزمان بايد
    کاش اين فاطميه
    مادر جان
    گره از کار عشق وا مي شد
    روضه خوان
    صاحبِ عزا مي شد
    يوسف تو ز راه مي آمد
    با دلي غرق آه مي آمد

    مادرم!
    اين همه بلا سخت است
    فهم داغت براي ما سخت است
    گفتن از داغ کوچه آسان نيست
    آه سيلي بي هوا سخت است
    در و ديوار را نمي گويم
    نيستم من حريف اين روضه
    کشته من را
    رديف اين روضه
    داغ مسمار را نمي گويم
    زود بايد ز روضه ها رد شد
    شرح آن کار روضه خوانان نيست
    چه بگويم؟
    هجوم اين مردم؟
    در چوبي و تلّي از هيزم؟
    شعله مي زد چه بي خبر آتش
    آه مادر!
    بهشت در آتش
    در کنار تو شعله ور آتش
    صورتت را گدازه ها مي سوخت
    بارش تازيانه و کوثر
    جگر داغ از اين بلا مي سوخت
    آه پهلو
    مگر چه شد بازو
    روي نيلي
    تسلي سيلي
    گوشواره ، خداي من چاره ...
    از غم تو زمين،‌هوا مي سوخت
    دل بي تاب مرتضي مي سوخت
    همه يکجا هجوم آوردند
    دست بسته امام را بردند

    دست او را که بسته بودند آه

    پاي قتلش نشسته بودند آه
    دل تو بيقرار او اما
    پهلويت را شکسته بودند آه
    همه پيمان گسسته بودند آه
    آه از روضه هاي بي ياري
    کار آن جمعيت
    تماشا بود
    بعد هم ناسزا و حاشا بود
    چقدر حق
    غريب و تنها بود

    روز دلگيرِ بي طرفداري
    درد غربت چگونه پايان داشت؟
    واي از ماجراي دلتنگي
    در دل کوچه هاي دلتنگي
    کوچه اي که شميم هجران داشت
    روي چشمت نشست ابري که
    نود و پنج روز باران داشت
    گريه هايت نه صِرف دلتنگي
    شرح دلواپسي مولا بود
    روضه‌ي بي کسي مولا بود
    روز و شب
    اشکهاي تو جاري
    آه از روضه هاي بي ياري
    تو سه شب

    غرق آه و شيون و شين

    آمدي با علي و با حسنين
    به در خانه‌ي همه اصحاب
    جنگجويان خيبر و احزاب
    جان به کف هاي روز بدر و حنين
    گفت مولا به تک تک آنان
    از احاديث ناب پيغمبر
    از «أولي الأمر» و مقصد قرآن
    از غدير و
    از آن همه پيمان
    گفت از فتنه‌ي سقيفه و بعد
    از فريب و خيانت شيطان

    آه حجّت دگر تمام شد و

    بي تفاوت شدن
    حرام شد و
    وعده ها
    وعده‌ي قيام شد و
    صبح آمد
    و لحظه‌ي موعود
    غير از آن چار يار ديرينه
    هيچ کس ياور امام نبود
    گريه کن با دل شکسته‌ي خود

    گريه کن از مدينه تا به اُحد



    یوسف رحیمی

    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید


  7. #17
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    روضه خوانی حضرت زهرا (س) و یادی از فرزندش حضرت صاحب الزمان(عج)



    خوش آن صبح وصالی که هجران به سر آید
    خوش آن جمعه که بر من زمهدی خبر آید
    بگویید و بگردید به دریا و به صحرا
    کجایی گل زهرا کجایی گل زهرا


    خوش آن لحظه شیرین که روی تو ببینم
    سر راه تو همچون گدایان بنشینم
    ببوسم رهت را، ببینم رخت را
    کجایی گل زهرا ،کجایی گل زهرا


    خوش آن لحظه که آریم به سوی تو نیازی
    همه پشت سر تو بخوانیم نمازی
    برد نغمه حمدت به هر آیه دل ما
    کجایی گل زهرا کجایی گل زهرا


    به پای گل نرگس بریزد گل یاس
    بخوانید حضورش همه روضه ی عباس
    بگویید بگویید زبی دستی عباس
    کجایی گل زهرا، کجایی گل زهرا


    خوش آن لحظه شیرین که در کعبه درآیی
    چو پیغمبر اکرم کنار حَجَر آیی
    شود دیده ی حجاج همه گرم تماشا
    کجایی گل زهرا ،کجایی گل زهرا


    همه منتظر هستیم که آیی به مدینه
    کنی یاد کنی یاد، زمسمار و زسینه
    زسوز تو مدینه ،شود محشر کبری
    کجایی گل زهرا، کجایی گل زهرا


    خوش آن لحظه که آیی سر قبر پیمبر
    سر قبر پیمبر شوی زائر مادر
    شود تربت زهرا زدیدار تو پیدا
    کجایی گل زهرا کجایی گل زهرا



    آقا جان یا صاحب الزمان امشب دلم خیلی برای شما تنگ شده، مُدام با خودم زمزمه میکنم، کجایی گل زهرا کجایی گل زهرا

    کجایی آقا جانم یا بن الحسن نمیدونم کجا منزل گرفتی آقا نمیدونم باید کجا سراغ شما رو بگیرم، از کی باید سراغ شما رو بگیرم امشب روضه سختیه، روضه روضه ی ریسمان انداختن به گردن امیر المومنینه، اونم امیرالمومنینی که با یک دست در قلعه خیبر رو که چهل مرد جنگی حملش میکردند بلند کرد ،


    پیغمبر چی به علی گفته بود، توی اون لحظات آخر که هی امیر المومنین چهره اش غضبناک میشد و میگفت بازم باید صبر کنم پیغمبر میگفت علی جان باز هم باید صبر پیشه کنی ،


    بعد از شکستن پهلوی فاطمه ریسمان به گردن علی انداختن بعد از جنایت بین در و دیوار قنفذ ملعون با همراهانش در حالیکه صدای پاره تن رسول الله بلند بود بدون اجازه به خانه امیر المومنین هجوم بردند ،طوریکه عده زیادی به سر علی ریختند و مانع از این شدند تا امیر المومنین سراغ شمشیر برود ،عده ای به دستور خلیفه دوم شمشیرها را به دست گرفته و به آن حضرت حمله ور شده علی را مظلومانه به صورتیکه ریسمانی بر گردن ایشان انداخته و بنا بر نقلی دستان حضرتش را به هم بسته بودند به طرف مسجد میکشیدند (اسرار آل محمد صفحه228)



    اگر اون روز ریسمان به گردن علی نمی انداختند دیگه کسی از دشمنان جرات نمیکرد کربلا ریسمان به گردن زین العابدین بیندازه،

    یا زهرا، شما اینجا نتونستید تحمل کنید دشمن ریسمان به گردن علی بیندازه دنبال علی دویدی دلا بسوزه به حال زینب، موقعی که دید زمین و آسمان تیره و تار شد انگار زمین لرزه داره میاد رفت خیمه امام سجاد، گفت پسر برادرم بگو چه اتفاقی افتاده ،امام سجاد فرمود عمه جان پرده خیمه رو کنار بزن زینب سلام الله علیها پرده خیمه رو کنار زد، دید سر داداش حسین بر سر نیزه ها


    سری به نیزه بلند است در برابر زینب
    خدا کند که نباشد سر برادر زینب


    ************
    آتش جهل زمانه میکشد از در زبانه
    دود فتنه میکشد سر از در و دیوار خانه
    زیر دست و پای دشمن دست و پا گم کرده زهرا
    دست طفلان گشته کوتاه هم زمادر هم زبابا


    وا غریبا وا غریبا


    آسمانی ها بدیدند فاطمه نقش زمین شد
    تا رها با تازیانه از کفش حبل المتین شد
    شعله ی آتش زیک سو یک طرف سیل تهاجم
    مادرو شش ماهه کودک زیر دست و پای مردم


    وا غریبا وا غریبا


    در مدینه کار فتنه ،ای خدا بالا گرفته
    خیل دشمن تا به مسجد راه زهرا را گرفته
    باغ میسوزد در اتش ، باغبان با دست بسته
    در حریم آل طه حرمت عترت شکسته


    وا غریبا وا غریبا


    بر سر خوان ولایت خوش اَدا حق نمک شد
    حق ذی القربی اَدا با سیلی و غضب فدک شد
    بس که دلجویی به گرمی، از مصیبت دیدگان شد
    گرمی بزم پیمبر ،داغ زهرای جوان شد


    وا غریبا وا غریبا







    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید


  8. #18
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض












    علی(ع) بعد از شنیدن خبر جانسوز مرگ فاطمه(ع) به سرعت وارد منزل شد، دید فاطمه زهرا در بستر خود خوابیده و یک قطیفه مصری روی خود کشیده است.


    علی(ع) اور ا صدا زد، جوابی نشنید، به طرف راست و چپ فاطمه رفت، صدیقه را صدا کرد، اما جواب نشنید، عبای خود را کنار گذاشت، عمامه را برداشت دامن قبا را بالا زد و سر زهرا را در دامن خود نهاد و صدانمود:

    یا زهرا! یا زهرا! اما فاطمه سخنی نگفت. امیرالمومنین گفت:

    «ای دختر محمد»! جوابی نشنید........

    گفت: یا فاطمه! کلمینی. ای دختر پیغمبر! با من صحبت کن، من علی پسر عموی تو هستم

    حضرت می فرماید: فاطمه(ع) چشمش را باز کرد، (یعنی قبل از مرگ کامل که بنابر علم امروزی مدتی طول می کشد، به درخواست مقام ولایت و قدرت لایزال الهی فاطمه حیات مجدد یافت.) و به صورت علی(ع) نگریست و به گریه افتاد.[1]سپس سخانی با یکدیگر در میان گذاشتند و بعد از مدتی کوتاه فاطمه(ع) از دنیا رفت.

    گریزی به کربلا

    به یاد آن ساعتی که زینب(ع) کنار پیکر بی سر برادر آمد و از روی تعجب صدا زد: أأنت اخی. آیا تو برادر من و پسر مادر من هستی؟!

    ای مصحف ورق ورق ای روح پیکرم
    آیا تویی برادر من؟ نیست باورم!

    چه کرد زینب(ع) دو دست خویش را زیر بدن قطعه قطعه برادر برد و مقداری به طرف بالا حرکت داد و سپس رو به آسمان نمود و چنین عرضه داشت: »اللهم تقبل هذا القربان»[2] پروردگارا! این قربانی را قبول کن. سپس خم شد و لب ها را روی گردن بریده برادر گذاشت.

    لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.

    این جا علی کنار زهرا آمد ، در کربلا نیز مانند این صحنه بسیار تکرار شد، هر کسی که شهید می شد یا لحظه شهادت را سپری می کرد ابی عبدالله (ع) خود را به بالین او می رساند و سرش را به دامن می گرفت. گاهی بالای سر اصحاب می رفت گاه علی اکبر و قاسم و.. اما وقتی حسین بن علی(ع) در گودال قتلگاه افتاد، هیچ کس نبود هنگام شهادت در کنار او باشد، فقط شمر ملعون بود که روی سینه حسین نشست و سر حضرت را از بدن جدا کرد.

    و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

    [1] - جامع الاخبار، به نقل از «زندگانی فاطمه زهرا(س)» عمادزاده، ص 444.
    [2] - مقتل مقرم، ص 307
    منبع: كتاب آتش در حرم












    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید


  9. #19
    کارشناس پاسخگوی سایت
    فاطر آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1391
    نوشته : 87      تشکر : 56
    447 در 86 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    فاطر آنلاین نیست.

    پیش فرض راوی این درد کیست؟




    یک نگاهی به نهج‌البلاغه نمودم ببینم علی علیه‌السلام چگونه با فاطمه هم کفو خود وداع می‌کند و چه حرفهای دارد. جملاتی دیدم وشنیدم که پاهایم را سست و وجودم را لرزان نمود.

    چه سخت بود این واژه‌ها را گفتن و شنیدن ومعنی کردن، حالت غریبی، در دل شب، همه خوابند، و چند نفری جنازه‌ای را آورده‌اند، کنار قبری که هنوز هم برای ما پنهان ودلهای ما هر روز زائر این قبر پنهانی است. گذاشته‌اند و مرد مظلومی تنهای تنها نشسته تا این جنازه را دفن کند، در این حالت شروع به حرف می‌کند. خطابش به رسول رحمت و اعظم است، سلام جانسوزی دارد.

    السَّلَامُ عَلَيْكَ‏ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّي وَ السَّلَامُ عَلَيْكَ عَنِ ابْنَتِكَ سلام بر تو اى رسول خدا از جانب من و از جانب دخترت

    بعد می‌فرماید: قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي‏ اى رسول خدا! شكيبائيم از فراق محبوبه‏ات كم شده و خود داريم از سرور زنان جهان نابود گشته

    طوری شهادت زهرا سخت است که علی می‌گوید صبرم کم شده، چه بار سنگینی است!!!!!!؟

    مراسماتی که در عزاداری ما داریم به کسی که عزیزی از دست داده تسلیت می‌گوییم، واینجا علی علیه‌السلام از رسول خدا میخواهد که بر این مرد مظلوم تسلیت باشد.

    ادامه می‌دهد تا به اینجا‌ می‌رسد، دو سه تا کلمه دارد همه مجهول بیان شده‌است، خیلی سوزناک است، میفرماید:

    قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ وَ أُخْلِسَتِ الزَّهْرَاءُ امانت پس گرفته شد و گروگان دريافت گشت و زهرا از دستم ربوده شد.

    يَا رَسُولَ اللَّهِ‏ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ وَ هَمٌّ لَا يَبْرَحُ‏ مِنْ قَلْبِي اى رسول خدا ديگر چه اندازه اين آسمان نيلگون و زمين تيره در نظرم زشت جلوه ميكند، اندوهم هميشگى‏ باشد و شبم در بيخوابى گذرد و غمم پيوسته در دلست، تا خدا خانه‏اى را كه تو در آن اقامت دارى برايم برگزيند، (بميرم و بتو ملحق شوم) غصه‏اى دارم دل خون كن و اندوهى دارم هيجان انگيز، چه زود ميان ما جدائى افتاد.

    وقتی این سخنان را می‌خواندم تمام وجودم را غم وگریه گرفته بود، ناگهان این سوال ذهنم را به خود مشغول کرد، که علی علیه‌السلام این مرد تنهای شب در کنار قبر محبوبه‌اش اینگونه نجوا و گریه دارد، چه کسی این واقعه را نقل می‌کند؟!!
    وقتی به راوی این سخن نگاه کردم، نفسم بند آمد......



    آری راوی این واقعه کسی نبود جز حسین بن علی آن شهید مظلوم کربلا!!! بله، حسین بن علی نگاه می‌کند، قبر بی جان زهرا و گریه علی را میبیند، واین سخنان غم افزا را نقل می‌کند، یا اباعبدالله







    كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية) - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. ج‏1 ؛ ص458
    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید


  10. #20
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض











    تغسیل حضرت زهرا سلام الله علیها و گریز به كربلا



    پاسی از شب گذشته و سر و صداها خوابیده بود و دیدگان به خواب رفته بودند که علی(ع) از جا برداشت تا وصیت های فاطمه زهرا(ع) را عملی سازد.

    آری؛ آن بدن نحیف را که مصائب فراوان، چونان هلال ماه ذوبش ساخته بود؛
    آری آن بدن پاک را روی دست خویش حمل کرد تا مراسم اسلامی را در موردش جاری فرماید.

    آن بدن پاک را روی محل غسل قرار داد. و همان گونه که حضرت صدیقه خواسته بود لباس فاطمه از تن بیرون نیاورد، زیرا که نیازی نبود جامه را از آن بدنی که خدای متعال پاکش قرار داده بیرون کند (و شاید فاطمه(ع) از فرط حیا و شرم نمی خواست شوهر بزرگوارش اثر صدمه در و تازیانه و غلاف شمشیر را به پشت و پهلو و بازوی همسرش ببیند، چنان که تا آن روز هم که علی فاطمه را غسل می داد، زهرا کیفیت حال خود را به او نگفته بود.)



    به ریختن آب بر روی بدن از روی جامه اکتفا فرمود؛ همان گونه که رسول گرامی اسلام(ص) را غسل داده بود.

    در این مراسم اسما یعنی آن بانوی با وفای پاک که در ابراز علاقه و محبت حسنه اش نسبت به اهل بیت رسول خدا(ص) وفادار و با استقامت مانده بود نیز شرکت داشت، یعنی آب به دست علی(ع) می ریخت تا حضرت فاطمه را بشوید.[1]

    علی(ع) هنگام غسل فاطمه(ع) می گفت:

    «خدایا! فاطمه(ع) کنیز تو و دختر رسول و برگزیده تو است. خدایا! حجتش را به او تلقین کن، و برهانش را بزرگ بدار، و درجه اش را عالی کن، و او را با پدرش محمد(ص) همنشین گردان.»


    و سپس با همان پرده ای که بدن رسول خدا(ص) را خشک کرد، بدن زهرا(ع) را خشک نمود.[2]

    آری، به واقع این مراسم تغسیل زهرا نیست، مرور مصیبت و درد، و تداعی محنت است! با مراسم غسل، همه آنچه فاطمه(ع) از علی(ع) مخفی کرده بود، آشکار شد و داغ مصیبت زهرا خانه دل همسرش را شعله ور نمود.

    یعقوبی در تاریخ خود گوید:

    «بعضی از زن های پیامبراکرم(ص) در حال بیماری فاطمه(ع) آمدند، و گفتند: ای دختر پیغمبر! در غسل دادن خود برای ما نصیبی قرار بدهد! فرمود:

    می خواهید درباره من حرف هایی بگویید که در حق مادرم خدیجه گفتید! من احتیاجی به شما ندارم. الان از دنیای شما بدم می آید، و از فراق شما شادم؛ خدا و رسول را ملاقات خواهم کرد با حسرت هایی که در دل دادم. حق مرا حفظ و احترام مرا رعایت، و وصیت پدرم را درباره من قبول نکردند. »[3]


    گریزی به کربلا

    در این جا علی(ع) با غسل زهرا(ع) مصیبت های او را مرور می کند، اما چه کشید زینب(ع) آن وقتی که بدن کوچک رقیه را آن زن غساله غسل می داد و جای تازیانه های دشمن را شستشو می داد!

    هنگامی که زن غساله، بدن رقیه را غسل می داد ناگاه دست از غسل کشید و گفت:
    «سرپرست این اسیران کیست؟»


    حضرت زینب(ع) فرمود: «چه می خواهی؟»

    غساله گفت: «این دخترک به چه بیماری مبتلا بوده که بدنش کبود است»!

    حضرت فرمود:
    «زن! او بیمار نبود و این کبودی ها آثار تازیانه ها و ضربه های دشمن است.»


    و به روایتی:
    آن زن دست از غسل کشید و دست هایش را بر سرش زد و گریست.

    گفتند: چرا بر سر می زنی؟ گفت: مادر این دختر کجا ست تا به من بگوید چرا قسمت هایی از بدن این دخترک سیاه شده است؟ گفتند: این سیاهی ها اثر تازیانه های دشمنان است. [4]



    [1] - فاطمه زهرا(س)، از ولادت تا شهادت، ص 598.

    [2] - بیت الاحزان، ص 251.

    [3] - شیعه علامه طباطبایی، ص 263.

    [4] - الوقایع و الحوادث، محمدباقر ملبویی، ج 2، مرقاه الایقان، گنجوی، ص 52، به نقل از «سرگذشت جانسوز حضرت رقیه» محمد اشتهاردی، ص 47.


    منبع: كتاب آتش در حرم








    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید


صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. █▓▒ بیایید باور کنیم که :« امسال سال فرج است اگر بخواهیم » ▒▓█
    توسط حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* در انجمن مهدویت و انتظار
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: 30-12-1391, 13:48
  2. تشییع پیکر 3 شهید پاسدار در گلزار شهدای اراک
    توسط نرگس منتظر در انجمن دفاع مقدس
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 03-02-1389, 17:00
  3. 6دلیل برای ترس از تغییر در زندگی
    توسط محب فاطمه در انجمن مقالات و تحقيقات
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 01-02-1389, 11:12
  4. نحوه‌ی تغییر فونت در گوشی های سری 60 نگارش 3
    توسط محب زهرا در انجمن موبايل
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 27-01-1389, 15:30
  5. احادیثی در مورد تشییع از قول رسول الله (صل الله علیه واله)
    توسط ظهور در انجمن احاديث معصومين عليهم السلام
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 11-01-1389, 11:31

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •