بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 22
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید










    سلام و عرض ادب و احترام

    به مجلس روضه و عزاداری ریحانةالرسول و بضعةالنبی و مادر سادات

    فاطمةالزهرا(سلام الله علیها)

    خوش آمدید

    تقدیم به همۀ دلسوختگانی که هر چه در این ایّام با شرکت در مجالس عزاداری در فضای حقیقی برای مظلومیت حضرتش اشک می ریزند ،التهابشان فرو نمی نشیند و لحظاتی که در فضای مجازیند نیز به شرکت در مجلس ذکر مصائب ام الائمه، نیاز دارند.

    اگر دلتان شکست و چشمانتان بارانی شد،

    -دعا برای فرج حضرت حجةبن الحسن (عج)
    -سلامت حضرت امام خامنه ای مدّ ظلّه العالی
    -و سرکار خانم فاطمی گرانقدر،مدیریت محترم سایت

    فراموش نشود.
    ملتمس دعای شما خوبانم


    (منبع : باب الحرم ، روضه های حضرت استاد فاطمی نیا)
    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید


  2.  

  3. #2
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    اندوه امام جواد


    زکریا بن آدم گفت:
    من درمحضر امام رضا(ع) بودم، ناگاه حضرت جواد(ع) فرزند آن حضرت را به حضورش آوردند، او در آن وقت کمتر از چهار سال داشت، وقتی که وارد شد دستش را بر زمین زد و سرش را به طرف آسمان بلند کرد، و مدت طولانی در فکر فرو رفت.


    امام رضا(ع) به فرزندش فرمود: «قربانت گردم، چرا در فکر طولانی فرو رفته ای؟»

    امام جواد(ع) در پاسخ گفت:

    به خاطر آن مصائبی که بر مادرم فاطمه(ع) وارد شد! سوگند به خدا، آن دو نفر را از قبر بیرون می آورم سپس با آتش آن ها را می سوزانم، سپس خاکسترشان را در دریا پراکنده می نمایم.

    حضرت رضا(ع) فرزندش را به نزدیک خواند، و بین دو چشم او را بوسید و سپس فرمود:

    پدر و مادرم به فدایت، تو شایسته این امر (امامت) هستی.[1]

    [1] - ترجمه بیت الاحزان، ص 156.

    منبع: كتاب آتش در حرم




    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید


  4. #3
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    یکی از ذاکرین مشهد حکایت کرد:

    خدمت «حضرت آیه الله العظمی حاج سید محمد هادی میلانی» مرجع عالیقدر شیعه بودم. ناگهان مرد و زنی وارد شدند و گفتند: می خواهیم به دین اسلام مشرف شویم!
    حضرت ایه الله علت این تصیمم را جویا شد، مرد آن ها عرض کرد: ما از کشور آلمان آمده ایم و این ها زن و فرزندان من هستند. این دخترم، طوری استخوان های پهلویش شکست که پزشکان از مداوای او عاجز شدند و پس از صرف هزینه های بسیار گفتند باید پهلوی او را عمل کرد، ولی خطرناک است.
    دخترم حاضر نشد و گفت:
    در بستر بیماری بمیرم بهتر از این است که زیر عمل قرار گیرم.
    لذا او را به خانه آوردیم، یک خدمتکار ایرانی داریم به نام «بی بی» یک روز دخترم او را صدا زد، همین طور که داشت برای او درد دل می کرد، گفت:

    بی بی! این درد واقعاً بد دردی است، حاضرم مبلغ 12میلیون را که اندوخته ام با هشت میلیون دیگر از برادر و پدرم بگیرم و این بیست میلیون را به دکتری بدهم که مرا صحیح و سالم کند. ولی فکر نکنم دکتری پیدا شود که بتواند مرا خوب کند! و من ناکام و جوان مرگ با دلی پر غصه از دنیا می روم، سپس شروع کرد به گریه و ناله کردن.
    بی بی گفت:
    ای خانم! من یک دکتر و پزشک سراغ دارم!
    گفت: این مبلغ را به او می دهم.
    بی بی گفت:
    پول مال خودت باشد و بدان که من سیده هستم و جدة من فاطمه زهرا(ع) است که او مثل تو پهلویش شکسته بود، و اگر می خواهی خوب شوی با حال و اشک ریزان بگو: «ای فاطمة پهلو شکسته»

    دخترم گریه اش گرفت و شروع کرد به گفتن «ای فاطمة پهلو شکسته!» بی بی نیز به گوشه ای از خانه رفت و با گریه گفت:

    ای فاطمة زهرا! من یک بیماری آلمانی در خانه ات آورده ام.
    من هم آمدم توی حیاط خانه و با حال اشک آلود می گفتم:
    «ای فاطمة پهلو شکسته!»
    همه در شور وحال عجیبی بودیم که ناگهان دخترم صدا زد: پدر بیا! ما هراسان آمدیم نزد دخترم، دیدیم که کاملاً شفا یافته است!دخترم گفت: الان یک بانوی مجلله ای آمد و بر پهلوی من دستی کشید و فرمود: خوب می شوی! گفتم شما چه کسی هستید؟فرمود: من همان کسی هستم که الان صدایش زدی؛ من فاطمة پهلو شکسته هستم!

    حضرت آیه الله! الان ما آمده ایم مسلمان شویم.منبع: كتاب آتش در حرم






    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید


  5. #4
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زمانی که فاطمه(ع) در بستر بیماری آخرین روزهای زندگی خود را می گذراند به اسماء گفت «ای اسما همانا من دوست ندارم که پس از مرگم چنان کنند که با زنان انجام می هند، یعنی پارچه ای بر روی بدن زن می اندازند، ولی حجم بدن او پیدا می باشد.»


    اسما گفت: ای دختر رسول خدا! در سرزمین حبشه چیزی برای میت درست می کنند، آیا می توانم آن را به شما نشان دهم؟ سپس مقداری برگ مرطوب خرما را به یکدیگر پیچید و پارچه ای بر روی آن ها انداخت.


    فاطمه(ع) فرمود: «این تابوت چه زیبا و نیکو است؛ زیرا میت در آن مشخص نیست که زن است یا مرد. زمانی که من از دنیا رفتم تو و علی(ع) مرا غسل دهید و اجازه ورود به هیچ کس ندهید.»[1]


    محدث قمی چنین نقل می کند که: فاطمه تابوت را پسندید و به اسما فرمود: خدا تو را از اتش دوزخ محفوظ دارد، مانند همین تابوت را برای من بساز و مرا با آن بپوشان. و نقل شده که وقتی حضرت زهرا(ع) آن تابوت را دید خندید [در حالی که بعد از رحلت پیامبر(ص) هرگز نخندیده بود] و فرمود: این تابوت چقدر زیبا و نیکو است که مانع مشخص شدن زن و مرد می شود![2]

    گریزی به کربلا

    اما دل ها بسوزد برای آن امام شهیدی که پیکر مطهرش و بی سرش سه روز به روی زمین افتاده بود، آفتاب بر آن ها می تابید و باد بر اجساد پاکشان از خار و خاشاک بیابان، کف می پوشانید نه تشییعی و نه تابوت و کفنی، بدن ها سر نداشتند و برای قبیله بنی اسد شناسایی مشکل بود، ناگاه امام سجاد(ع) (به قدرت امامت و ولایت) حاضر شد شهیدان را به آنان معرفی کرد و سپس قبری برای امام حسین(ع) تهیه نمود، دست ها را زیر بدن قرار داد و به تنهایی درون قبر گذاشت و .. [3]



    [1] - ذخائر العقبی، محب الدین طبری، ص 53.

    [2] - ترجمه بیت الاحزان، ص 236.

    [3] - مقتل مقرم، ص 398.

    منبع: كتاب آتش در حرم




    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید


  6. #5
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    اندوه امام باقر و امام صادق علیهم السلام


    هر گاه بیماری تب بر امام باقر(ع) عارض می شد؛ آب سرد بر بدنش می ریخت، سپس با صدای بلند می گفت:«فاطمه بنت محمد» ای فاطمه! دختر محمد(ص).

    به احتمال قوی همان گونه که تب در جسم لطیف امام اثر داشت، پوشاندن اندوهش به خاطر مصائب مادر مظلومش در قلب شریفش اثر می کرده است. و همان گونه که گرمی تب را به وسیلة آب، از بدنش می زدود؛ یاد مادرش فاطمه(ع) از شدت اندوه او می کاست،

    زیرا تاثیر مصائب حضرت زهرا(ع) در دل های فرزندانش از بریدن شمشیر، دردناکتر و از سوزش آتش سوزاننده تر می باشد چرا که در شرایطی بودند که تقیه می نمودند و قدرت بر آشکار کردن مصائب زهرا(ع) را نداشتند.

    از این رو وقتی که نام فاطمه(ع) در حضور آن ها برده می شد، قلوبشان پر از اندوه می شد، به طوری که هر آدم هوشیاری آثار اندوه را از چهرة آن ها مشاهده می کرد.

    چنان که در رویات آمده، امام صادق(ع) به سکونی (یکی از یارانش) که خدا به او دختری داده بود، فرمود: چه نامی برای او انتخاب نموده ای؟

    سکونی عرض کرد: نامش را «فاطمه» گذارده ام.

    امام صادق(ع) فرمود: آه! آه! سپس دستش را بر پیشانی خود گذاشت و اندوهگین نشست و فرمود مبادا به دخترت كه اسمش فاطمه است سیلی بزنی....[1]

    [1] - ترجمه بیت الاحزان، ص 156، 157.

    منبع: كتاب آتش در حرم





    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید


  7. #6
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    داستان بشار مکاری


    بشار مکاری گوید: در کوفه به حضور امام صادق(ع) رفتم و دیدم طبقی از خرمای «طبرزد» برای آن حضرت آورده بودند و از آن می خورد، به من فرمود: بیا جلو از این خرما بخور.

    عرض کردم: گوارا باد، قربانت گردم در راه می آمدم حادثه ای دیدم که غیرتم به جوش امد و قلبم درد کرد و گریه گلویم را گرفت.

    فرمود: به حقی که بر گردنت دارم جلو بیا و بخور، جلو رفتم و از خرما خوردم، آن گاه به من فرمود: اکنون بگو چه حادثه ای دیده ای.

    گفتم: در راه می آمدم یکی از مامورین حکومت را دیدم که بر سر زنی می زند و او را به سوی زندان می برد، و او با صدای بلند می گوید: «پناه می برم به خدا و رسول، و به غیر از خدا و رسول، به هیچ کس پناه نمی برم.»

    امام صادق(ع) فرمود: چرا آن زن را می زد و به زندان می برد؟

    عرض کردم: از مردم شنیدم که پای آن زن لغزید وبه زمین افتاد، و گفت: ای فاطمه! خدا آنان را که به تو ظلم کردند از رحمت خود دور سازد! گماشتگان حکومت با شنیدن این سخن او را دستگیر و زدند.

    امام صادق(ع) تا این سخن را شنید، از خوردن خرما دست کشید، و گریه کرد به گونه ای که دستمال و محاسن شریف و سینه اش از اشک چشمانش تر شد، سپس فرمود: «ای بشار! برخیز با هم به مسجد سهله برویم و برای نجات و آزادی آن بانو، دعا کنیم و از خدا بخواهیم که او را حفظ کند.»

    براستی، وقتی امام صادق(ع) با شنیدن حادثه ناگواری که برای یک بانوی شیعه فاطمه(ع) رخ داده، این گونه دگرگون می شود، پس چگونه خواهد شد که اگر جریان مصائب مادرش فاطمه(ع) را برای او نقل کنند؟ که ظالمی به صورت آن حضرت سیلی زد که گویی نگاه می کنم به گوشواره اش که بر اثر شدت ضربه سیلی، شکسته و جدا شده است![1]

    [1] - ترجمه بیت الاحزان، ص 157.

    منبع: كتاب آتش در حرم





    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید


  8. #7
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    ای همه ی دل خوشیم،زداغ خود می كُشیم
    باغ بهارم فاطمه،دارو ندارم فاطمه

    دلتو ببر اون جایی كه،غریبانه شب،آقات،همه هستی شو به خاك سپرد،جایی كه فاتح خیبر دو ركعت نماز صبر برا خودش خوند،یه نگاه كرد سمت قبر رسول خدا،یا رسول الله دیگه صبرم تموم شد.ای همه ی دل خوشیم،زداغ خود می كُشیم
    بود و نبودم فاطمه،یاس كبودم فاطمه
    عمر علی در گرو صبر توست
    اشك علی دست گُل قبرتوست
    خیز تو با من سوی خانه كن
    گیسوی طفلان مرا شانه كن
    به این جا كه می رسید نمی دونم چه حالی پیدا می كرد،
    در وسط كوچه تو را می زدند
    كاش به جای تو مرا می زدند
    بازم می گم می شنوی اینجوری دل می زنی،زار می زنی،آه از اون آقا زاده ای،كه نگاه می كرد
    تو رو خدا نزن،نزن
    براش بمیره حسن،نزن
    غیرت چیه،حیا چیه
    این چی می دونه دین چیه،خدا چیه
    معنی زن زدن، تو كوچه ها چیه
    این هیولا چی میفهمه این حرفارو،بازم بگم درد و دلای آقارو
    راه و نبند برو كنار
    این كوچه ی ماست
    دست تو ،پایین بیار
    داد می زنم بابا بیاد با ذوالفقار
    از كوچه مون برو برو
    دیگه نبینم تو رو،برو
    نزن برای فدك ،كتك
    لگد نگیر چادرو،برو
    یازهرا،حسنم،هشت سال دارم حدوداً،اما یادت باشه:
    مثل یه مرد ایستاده ام
    درسته بچه ام،ولی حیدر زاده ام
    من پسر ارشد این خانواده ام
    خونم بجوش، سینم سپر
    صداتو واسه مادرم، بالا نبر
    دستاتو مشت كردی و بردی روی سر
    می خوای چیكار كنی،آخ یدفعه دید مادر رو زمینه،امان،امان....
    مادر میگه خُصوصیه
    نگو با بابا،قضیه ناموسیه
    به بابا نگی مادرو زدند، امان،امان....

    بیهوده نبود اون یهودیه وقتی دید ریسمان گردن آقا بستن،صدا زد اشهدان لا اله الا الله، من این و می شناسم،معلومه به یه جایی متصله،پس حقیقتیه،و این حق محضه،آی علی ،علی......




    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید


  9. #8
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    تدفین حضرت زهراسلام الله علیها و گریز به كربلا

    جنازه مطهر فاطمه(ع) را بر دوش به سوی قبری معین بردند. قبری برای فاطمه(ع) حفر کرده و چهار نفر از مردان که علی(ع) و عباس و فضل بن عباس و نفری دیگر بودند، آن بدن نحیف و لاغر را نزدیک قبر بردند.


    علی(ع) داخل قبر گردید، زیرا وی ولی امر حضرت زهرا(ع) بود و سزاوارترین مردم نسبت به امور ان بانوی بزرگوار، وی جسد پاره تن رسول خدا(ص) را در دست گرفت و او را در لحدش خوابانید و صورتش را که چه بسیار در حال سجود در برابر خدای تعالی به خاک گذارده می شد، آن صورتی را که رسول خدا(ص) هر شب قبل از آن که به خواب رود می بوسید، آری این دخت رسول خدا است..... سپس از قبر خارج گردید، و خشت ها را چید و حاضرات پیش آمدند. خاک ها را بر پیکر مطهر آن بانوی بزرگوار ریختند.



    علامه مجلسی گوید:

    حضرت امیر(ع) بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو کدام است. به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشید که قبر آن حضرت را پیدا نکنند، و به روایت دیگر، قبر آن حضرت را با زمین هموار کرد تا علامت قبر معلوم نباشد.[1]


    شبانه دفن کردم همسرم را

    چه گویم من جواب دخترم را


    گلستان گشته خاکستر زآتش

    زدند آتش نهال پرپرم را!

    گریزی به کربلا

    اما «لا یوم کیومک یا ابا عبدالله وقتی نوبت به دفن حسین بن علی(ع) رسید، امام سجاد(ع) شخصاً بدن مطهر پدر را برداشت و درون قبر گذاشت.

    یکی از آداب قبر این است که وقتی میت را به خاک می سپارند کفن را از صورت او باز کنند و صورت او را روی خاک بگذارند، و بگویند: «اللهم عفوک عفوک» این جزء آداب دفن است، اما امام سجاد(ع) این آداب دفن را چگونه عمل کرد، در حالی که این پیکر مطهر سر به همراه ندارد، و کفن هم ندارد!

    وقتی از دفن پدر فارغ شد، با انگشت ولایت روی قبر نوشت: «هذا قبر حسین بن علی بن ابیطالب الذی قتلوه عطشانا»[2]

    [1] - جلاء العیون، ص 145.

    [2] - مقتل مقرم، ص 320.

    منبع: كتاب آتش در حرم




    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید

  10. تشكرها 8


  11. #9
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    حضرت آیت الله سید مرتضی حسینی فیروزآبادی یکی از استوانه های علم در حوزه علمیه نجف بود و قبل از انقلاب به دست عوامل بیگانه از حوزه علمیه نجف اخراج شد و در حوزه علمیه قم درس خارج می فرمود.

    در کشکول زاهدی آمده است: من بارها از خود آیه الله فیروزآبادی شندیم که می گفت:

    زمانی که در نجف اشرف بودم، یک شب در عالم رویا دیدم در منزل شخصی خود، مجلسی اقامه شده و در آن مجلس حضرت فاطمه(ع) با چادر نشسته است، افرادی از مومنین به صف ایستاده یکی یکی میآیند عرض ادب می کنند و می روند. چون همه رفتند حضرت چادر را کنار زد. من از این عمل بی بی متوجه شدم که چون من به آن حضرت محرمم، لذا این عمل را انجام داد. چه جمالی! در عالم خواب:

    گفتم: صورتش شبیه به صورت پیامبر(ص) است.

    سپس جلوتر رفته و عرض کردم:

    مادر! آیا این که قریب به هزارو چهارصد سال است خطبا می گویند: شوهرت علی(ع) را با سر بی عمامه و دوش بی ردا و ریسمان به گردن به مسجد بردند، صحت دارد؟
    بی بی فرمود: «استحقروا ابا الحسن بعد رسول الله» علی را بعد از رسول خدا تحقیر کردند!

    من به فارسی می گفتم و حضرت عربی جواب می داد.
    عرض کردم: مادر! قریب هزارو چهارصد سال است مورخین نوشته اند و خطبا گفته اند که آن نانجیب به بازوی شما تازیانه زد و سیاه شد، «و فی عضدها کمثل الدملج».

    فرمود: بلی. آن گاه دست راست را از آستین بیرون آورد، دیدم هنوز بازوی مادرم سیاه و کبود است.

    منبع: كتاب آتش در حرم






    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید

  12. تشكرها 7

    منتظرمولا (25-01-1392), مدير اجرايي (25-01-1392), نرگس منتظر (26-01-1392), بیقرار ظهور (25-01-1392), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (25-01-1392), عهد آسمانى (26-01-1392), عبدالله91 (25-01-1392)

  13. #10
    عضو ثابت
    منتظرمولا آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 865      تشکر : 2,288
    3,894 در 915 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    منتظرمولا آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دانلود کنید

    من كشته شمشير زهر آگين نيم
    كشته علي را صحنه همسر كشي

    بفرمایید ، اینجا مجلس اقامۀ عزای فاطمةالزهرا (سلام الله علیها)است ، با احترام وارد شوید
    فایل های پیوست شده فایل های پیوست شده


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. █▓▒ بیایید باور کنیم که :« امسال سال فرج است اگر بخواهیم » ▒▓█
    توسط حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* در انجمن مهدویت و انتظار
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: 30-12-1391, 13:48
  2. تشییع پیکر 3 شهید پاسدار در گلزار شهدای اراک
    توسط نرگس منتظر در انجمن دفاع مقدس
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 03-02-1389, 17:00
  3. 6دلیل برای ترس از تغییر در زندگی
    توسط محب فاطمه در انجمن مقالات و تحقيقات
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 01-02-1389, 11:12
  4. نحوه‌ی تغییر فونت در گوشی های سری 60 نگارش 3
    توسط محب زهرا در انجمن موبايل
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 27-01-1389, 15:30
  5. احادیثی در مورد تشییع از قول رسول الله (صل الله علیه واله)
    توسط ظهور در انجمن احاديث معصومين عليهم السلام
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 11-01-1389, 11:31

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •