سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

موضوع: ღ•*♥*•ღ اعتراف کنید ....(طنز و خنده)ღ•*♥*•ღ

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض ღ•*♥*•ღ اعتراف کنید ....(طنز و خنده)ღ•*♥*•ღ







    ا
    عتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام ,

    تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!

    تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم

    , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!




    .
    امضاء

  2. تشكرها 16

    MAJID_1990 (01-02-1392), tamana (31-01-1392), taraneh bahar (01-12-1392), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (31-01-1392), فاطیما (01-12-1392), منتظرمولا (31-01-1392), مانیل (29-03-1392), محامین (01-04-1392), محب المهدی (31-01-1392), مدير اجرايي (01-02-1392), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (31-01-1392), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (01-02-1392), خادمه صدیقه طاهره(س) (29-03-1392), سالک (31-01-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (29-03-1392), عبدالله91 (31-01-1392)

  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    ا
    عتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم:

    سلام نوید چطوری؟

    دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندید

    اومدم خونه به مامانم :نوید ماشالا چقد بزرگ شده!

    مامان گفت نوید کیه؟

    گفتم: پسر آقای …

    گفت اون اسمش پارساست ،اسم باباش نویده




    امضاء

  5. تشكرها 14

    MAJID_1990 (01-02-1392), tamana (31-01-1392), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (31-01-1392), فاطیما (01-12-1392), منتظرمولا (31-01-1392), مانیل (29-03-1392), محامین (01-04-1392), مدير اجرايي (01-02-1392), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (31-01-1392), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (01-02-1392), خادمه صدیقه طاهره(س) (29-03-1392), سالک (31-01-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (29-03-1392), عبدالله91 (31-01-1392)

  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    چند روز پیش دختر خالم گوشیشو خونمون جا گذاشته بود …

    بهش اس ام اس(!) زدم که،

    گوشیتو جا گذاشتی!!!!!!!




    امضاء

  7. تشكرها 12

    MAJID_1990 (01-02-1392), tamana (31-01-1392), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (31-01-1392), فاطیما (01-12-1392), منتظرمولا (31-01-1392), مانیل (29-03-1392), محامین (01-04-1392), مدير اجرايي (01-02-1392), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (01-02-1392), خادمه صدیقه طاهره(س) (29-03-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (29-03-1392), عبدالله91 (31-01-1392)

  8. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم

    هول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم (!!) و

    بدترش اینکه بلافاصله گوشیو پرت کردم تو باغچه

    و سیگار خاموش موند تو دستم و...








    امضاء

  9. تشكرها 14

    MAJID_1990 (01-02-1392), saba m (30-03-1392), tamana (31-01-1392), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (31-01-1392), فاطیما (01-12-1392), منتظرمولا (31-01-1392), مانیل (29-03-1392), محامین (01-04-1392), مدير اجرايي (01-02-1392), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (01-02-1392), خادمه صدیقه طاهره(س) (29-03-1392), سالک (31-01-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (29-03-1392), عبدالله91 (31-01-1392)

  10. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت:

    املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفی می بینم کی به حرفام گوش می ده …

    ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه

    و سوال های مشکوک از مامان بابام:

    امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کدوم وسیله ها دست زد؟

    بیشترم به دریچه کولر شک داشتم




    .

    امضاء

  11. تشكرها 14

    MAJID_1990 (01-02-1392), saba m (30-03-1392), tamana (31-01-1392), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (31-01-1392), فاطیما (01-12-1392), منتظرمولا (31-01-1392), مانیل (29-03-1392), محامین (01-04-1392), مدير اجرايي (01-02-1392), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (01-02-1392), خادمه صدیقه طاهره(س) (29-03-1392), سالک (31-01-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (29-03-1392), عبدالله91 (31-01-1392)

  12. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    اعتر
    اف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام،

    یهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت:
    امیــــــــــــــــــر جووون…بلند گفتم جانم؟
    گفت خیلی میخوامـــت….گفتم منم همینطور….
    گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟
    گفتم چرا..حمتاً..

    از
    پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش..
    به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن
    حرف میزنه با امیر دوستش و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم !



    امضاء

  13. تشكرها 15

    MAJID_1990 (01-02-1392), saba m (30-03-1392), tamana (31-01-1392), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (31-01-1392), فاطیما (01-12-1392), منتظرمولا (31-01-1392), مانیل (29-03-1392), محامین (01-04-1392), محب المهدی (31-01-1392), مدير اجرايي (01-02-1392), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (01-02-1392), خادمه صدیقه طاهره(س) (29-03-1392), سالک (31-01-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (29-03-1392), عبدالله91 (31-01-1392)

  14. Top | #7

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    شماره عضویت
    3658
    نوشته
    30
    تشکر
    178
    مورد تشکر
    223 در 34
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض

    دخترا الان فوتبال بازی می کنند !
    رتبه اول کنکور شدن !
    حتی وارد انرژی اتمیهم شده اند !
    والا اینجوری پیش میره هیچ بعید نیست به زودی پارک دوبل هم یاد بگیرند .

  15. تشكرها 10


  16. Top | #8

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    شماره عضویت
    3658
    نوشته
    30
    تشکر
    178
    مورد تشکر
    223 در 34
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض

    یکی ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ
    ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ . ﺑﻌﺪ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻡ ﻭ ﺷﮑﻤﻤﻮ ﺗﮑﻮﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ . ﺍﺯ ﺗﻮ
    ﺷﮑﻤﻢ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﺏ ﻣﯿﻮﻣﺪ !
    ^_^
    ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺳﻮﺍﺣﻞ ﺻﺨﺮﻩ ﺍﯼ ﺑﻬﻢ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﺍﺩ.

  17. تشكرها 10


  18. Top | #9

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    *اعتراف می کنم که من نماینده کلاسم و هفته پیش امتحان باکتری شناسی داشتیم. قبل از اومدن استاد عکس باکتری رو کاملا خنده دار رو تخته کشیدم و نوشتم بچه ها امتحان باکتریه.
    وسط امتحان، استاد باکتری دست گذاشت رو شونه ام و گفت: من این شکلی ام؟
    من هم هول شدم گفتم بله.
    دیدم مثل عقاب بهم زل زده. اومدم درستش کنم گفتم بچه ها اینجوری میگن.
    فکر نکنم کسی از 8 نمره بیشتر از 3 بگیره!



    امضاء

  19. تشكرها 8

    saba m (30-03-1392), tamana (11-07-1392), مانیل (29-03-1392), محامین (01-04-1392), مدير اجرايي (10-07-1392), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (10-07-1392), خادمه صدیقه طاهره(س) (29-03-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (29-03-1392)

  20. Top | #10

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    اعتراف می کنم که یکی از شب های قدر ساعت 4 صبح داشتم از مسجد برمی گشتم خونه،
    توی کوچه مون دوستم رو از پشت دیدم که داره لواشک می خوره و هدفون تو گوششه.
    گفتم حالش رو بگیرم، دویدم و با تمام قدرت یه اردنگی نثارش کردم.
    برگشت و با چشمانی بهت زده نگاهم کرد.
    چند ثانیه تو چشمای همدیگه خیره شده بودیم،
    به خودم گفتم: اه این که امیر نیست!







    *اعتراف می کنم :
    که دوستم زنگ زد خونمون گفت علیرضا امروز میای سر کار؟
    گفتم نه شهرستانم! بعدش فهمیدم چه گندی زدم به خونه زنگ زده بود نه موبایل!





    امضاء

  21. تشكرها 9

    saba m (30-03-1392), tamana (11-07-1392), taraneh bahar (30-03-1392), مانیل (29-03-1392), محامین (01-04-1392), مدير اجرايي (10-07-1392), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (10-07-1392), خادمه صدیقه طاهره(س) (29-03-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (29-03-1392)

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی