««««« کاستی ها و ابتلائات ، غم ها و نگرانی ها  »»»»» سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
««««« کاستی ها و ابتلائات ، غم ها و نگرانی ها  »»»»»
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13
  1. #11
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    بلا به یک لحاظ دیگر به معنای امتحان است . که این ضعفهایی که در باطن ماست و از آنها بی خبریم با امتحانهایی که در سر راه مان پیش می آورد باعث می شود که این ضعفها بیرون بزند و علائم آن بصورت یک رفتار اشتباهی و یک عمل خطایی بروز می کند .

    و ما با دیدن این علائم پی به وجود آن نفس باطنی خودمان ببریم و در صدد رفع آن نقص بر بیائیم . که اگر این امتحان نبود و ما به این ضعف خودمان پی نمی بردیم ، این ضعف همچنان در وجود ما می ماند .


    خداوند متعال محبت می کند که ما را به معرفت النفس هدایت می کند ، نقصها و عیبهای ما را به خودمان می شناساند تا بتوانیم خودمان را بسازیم .






    ««««« کاستی ها و ابتلائات ، غم ها و نگرانی ها  »»»»»

  2. تشكرها 4

    نرگس منتظر (26-02-1392), یاس بهشتی (27-02-1392), سالک (26-02-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (27-03-1392)

  3. #12
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    انسانی که درجه اش بالا می رود دیگر ابتلائات زندگی خودش برایش دشواری ندارد و به راحتی پذیرا می شود ابتلائات زندگی خودش را ، اما غصه دیگران را می خورد .


    یک عارف همانند مادری که فرزندش بیمار شده و پزشک دستور داده فلان آمپول را به فرزند تزریق کنند و این بچه چون از آمپول می ترسد مرتباً شیون و گریه می کند ، مادر به یک لحاظ قند در دلش آب می شود و خوشحال است که داروی لازم برای بهبودی فرزندش تهیه شد و تزریق شد و فرزندش به زودی خوب می شود لذا به این لحاظ با همه وجود خوشحال است و در دلش خندان است اما به لحاظ دیگر چون فرزندش جاهل است و متوجه نیست که این دارو برایش لازم است و تأثیرات دارو را متوجه نیست و این فرزند فقط درد این آمپول را می فهمد و مشغول درد کشیدن و گریه کردن است ، لذا به خاطر گریه کردن و متأثر بودن فرزند این مادر دچار ناراحتی و غصه می شود .



    یک عارف هم همینطور است چون از آن کلاس گذشت که دیگر ابتلائات برای خودش تلخ باشد که شاعر گفت :

    به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقی است
    به ارادت بکشم درد که درمان هم از اوست




    ««««« کاستی ها و ابتلائات ، غم ها و نگرانی ها  »»»»»

  4. تشكرها 3


  5. #13
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض











    عارف زمانی که به ابتلائات دیگران نگاه می کند و می بیند که خداوند یک بلایی برای او فرستاده است به این لحاظ که این بلا سازنده و رشد دهنده ی این عبد است خوشحال است ، اما به لحاظ دیگر که می داند که این عبد هنوز به این راه آشنا نیست که این بلا چقدر چیز گرانبهائی است و اگر خداوند این بلا را نمی فرستاد لازم بود خود این بنده از خداوند التماس کند که خدایا چنین بلایی برای من بفرست و چون هنوز این بنده فهمش باز نشده و جاهل است لذا به خاطر دردناک بودن این بلا ، عبد به خودش می پیچد و به خاطر غصه آن عبد ،این عارف هم غصه دار است .


    زمانی که روح بزرگ شد آنوقت است که دیگر انسان یک نفر را نمی بیند و نگاهش به همه است . یک وقت من غصه می خورم که مردم جاهلند و به خاطر دردناک بودن ابتلائات ، زندگی برایشان تلخ است و یک وقت من غصه می خورم که چرا مردم به بیراهه می روند ؟

    چرا این سرمایه های عظیمی که خداوند در وجودشان قرار داده آنها را عاطل و باطل رها کرده اند ؟

    چرا این فرصت گرانبهای عمر را که خداوند برای رشد و تکامل و تعالی در مسیر الی الله در اختیار آنها قرار داده اینطور بیهوده و هرزه تلف می کنند ؟ می شود در لحظه لحظه عمر این عالم از همه لذاید معنوی استفاده کرد ولی اینطور دست خالی دارند این عالم را طی می کنند ؟






    ««««« کاستی ها و ابتلائات ، غم ها و نگرانی ها  »»»»»


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •