فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر







    فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر





    احمد رحمانی همدانی و حسن افتخارزاده سبزواری








    فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر


  2.  

  3. #2
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض









    مقدمه ى مترجم



    بسم الله الرحمن الرحيم و صلى الله على محمد و آله الطيبين الطاهرين سيما بقيه الله فى الارضين، سخن از مظلوم است و فريادش، سخن از ستمديده است و دادخواهيش، سخن از شناخت ظلم است و ظالم، فضيلت است و فضيلت مدار، علم است و عالم، سخن از زهد است و زاهد، از عفت است و پاكدامنى، تقوى و پارسائى، شب زنده دارى و دعا، تربيت فرزند و ادب نسبت به پدر و مادر، شوهردارى و خانه دارى، مسئوليت اجتماعى و دلسوزى نسبت به دين، امر به معروف است و جهاد، موعظه است و خيرخواهى، مبارزه است و پرخاش، و خلاصه دفاع از حريم ولايت است و ارزش هاى دينى.

    آرى سخن از همه اينها است كه يكجا در وجود دخت گرامى پيامبر اكرم، همسر با وفاى اميرالمومنين، مادر امامان و پيشوايان دين گرد آمده است.

    سخن از فاطمه زهراء سلام الله عليها است كه علاوه بر اينكه زهراء است، بتول است، فاطمه است، و خود او در عين حال فضاء لاكتسابيش، داراى فضائل بيشمار الهى است كه خود دختر پيامبر بودن و همسر اميرمومنان و مادر حسنين و ام الائمه بودن نيز فضيلتى است كه از آغاز آفرينش تا فرجام خلقت، كسى را چنين فضيلتى نيست.

    سخن از زهراء است كه «مصحف او» يكى از منابع علوم امامان است و تا او زنده بود گوئى نبوت ادامه داشت كه اميرالمومنين وى را «بقيه النبوه» خواند.

    آرى سخن از فاطمه است و در اينجا روى سخن با كسانى است كه هر گاه از مسلمان ها بدى مى بينند و از متظاهران به ديانت، خيانت، و يا از مدعيان توليت اسلام و سرپرستى مسلمين و خلافت و جانشينى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ظلمى و ستمى، انحرافى و خلافى مشاهده مى كنند، از اسلام برمى گردند و با قرآن قهر مى كنند و به رسول خدا پشت كرده و از عترت او گلايه مند مى شوند. آرى به اينها مى گوئيم كه بيائيد و ببينيد كه چگونه دختر پيامبر اسلام از مدعيان توليت بر اسلام بدى ديد و از مسمان ها نامهرى و از صحابه پيامبر زروگوئى و اجحاف، بيائيد و ببينيد كه پيش از شما و جلوتر از همه كسانى كه از متظاهران به اسلام خيانت و بد رفتارى ديده اند به او ظلم و ستم شد.

    خانه اش را به آتش كشيدند، كودكش را كشتند، شوهرش را از خانه به زور بردند، اموالش را تاراج كردند، و او در مقابل اينان ايستاد و پايمردى به خرج داد و خورشيد و فرياد برآورد و درهاى آشتى را به روى آنان بست و حتى جواب سلام آنان را نداد و چهره ظاهر فريبشان را رسوا ساخت و با اشك و ناله اش در كنار قرستان بقيع و در رهگذر كوچه هاى تنگ محله بنى هاشم و عبور از مسير طولانى قبرستان احد و بر كنار مزار عمويش حمزه همان سالار شهيدان احمد، هم بر دردهاى خود گريست و هم بر غربت و تنهائى شوهرش و هم بر حق مغضوب خود و هم برآينده اسلام و مسلمين و اوضاع نكبت بارى كه آينده آنان را تهديد مى نمود.

    آن حضرت در همان زمان، گوئى هم دوران سياه حكومت بنى اميه را مى ديد و هم خلافت ننگين بنى عباس را و هم خودكامگى خلافت تركان عثمانى را و هم خودباختگى سران كشورهاى مسلمان امروز را، چنانكه خود در ديدار با زنان مهاجر و انصار كه به عيادتش آمده بودند به طور صريح و روشن اين آينده شوم را ترسيم فرمود و اسلام را از اين منتسبين به اسلام جدا فرمود.
    به هر حال در اين كتاب، سخن از زهراء عليهاالسلام است كه واعظى دلسوز، سخنورى متعهد، سوخته اى از سوختگان و دلباختگان اهل بيت، دست پرورده و نخبه اى از شاگردان بزرگ روحانى وارسته و فقيه و متعبد و مرجع بزرگ دينى مرحوم آيت الله آخوند ملا على همدانى اعلى الله مقامه يعنى جناب حجه الاسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ احمد رحمانى همدانى دامت افاضاته بعد از سال ها تحقيق و بررسى با مراجعه به ده ها كتاب و مرجع به رشته تحرير درآورده و او كه سال ها است بر كرسى خطابه و منبر با بيانى شيوا و آوائى دلنشين و گفتارى مشفقانه از حريم مقدس اهل البيت عليهم السلام دفاع كرده و شراره شور و عشق به آنان خاندان پاك و مظلوم را در دل ها شعله ور ساخته و اشك بر ماتم آنان را بر چشم ها ريزان و احساس مسئوليت در مقابل عترت معصوم را تازه و شاداب نگاه داشته، به گردآورى مطالبى فراوان و احاديث و رواياتى متنوع با استناد به كتب شيعه و سنى در شرح حال و زندگى و فضائل حضرت زهراء عليهاالسلام پرداخته و در معرض استفاده عموم قرار داده است.
    كتابى كه هم اكنون پيش رو داريد، ترجمه ى چاپ دوم همان كتاب است كه شايد بتوان گفت از حيث جامعيت مطالب گستردگى موضوعات در نوع خود بى نظير و كم سابقه است كه از متن عربى به فارسى برگردانده شده است. قابل تذكر است كه برخلاف عربى ترجمه مستدركان در انتهاى هر فصل و به تناسب موضوع فصل آورده شده است.
    در اين كتاب هم به فضائل و مناقب مربوط به خلقت نورى و عوالم پيشين آن حضرت اشاره شده و هم از مقام و منزلت آن حضرت در پيشگاه پروردگار متعال در قرآن مجيد و در بيانات معصومين عليهم عليم السلام اسلام سخن به ميان آمده و هم گفتار و فرمايشان و عنايات و توجهات ويژه رسول خدا صلى الله عليه و آله نسبت به آن حضرت آمده و هم توجهات و توسلات امامان معصوم عليهم السلام به آن بانوى والا مقام آورده شده است.
    در اين كتاب از زهد و پارسائى عفت و شجاعت، دفاع از حريم ولايت و مبارزه با ستمگران و دفاع از حقوق از دست رفته آن حضرت سخن به ميان آمده و تاريخ زندگى، شرح حال، تولد، ازدواج، فرزندان، شهادت، موضع گيرى هاى اجتماعى، حالات فردى، ويژگيهاى اخلاقى و عباديش مورد بحث قرار گرفته و على رغم اينكه در كتب اهل سنت چندان حديثى از آن بزرگوار نقل نشده و گوئى تعمدى در به فراموشى سپردن نام و فضائل دختر پيامبر به كار رفته و حتى برخى از دانشمندان شيعه نيز زحمت كاوش و تفحص در پيدا كردن گنيجنه هاى گمشده و پنهان كلماتش را به خود نداده اند، در اين كتاب بيش از هشتاد حديث و چندين خطبه و نثر و نظم از آن حضرت آورده شده كه با آشنائى با آن كلمات از عمق علم و دانش و ژرفاى فضائل معنوى و اطلاعات و علوم گسترده اش پرده برداشته مى شود.

    در اين كتاب با اسامى بيش از دويست و پنجاه كتاب كه به زبان هاى مختلف در اين باره نوشته شده آشنا مى شويد.
    آشنائى با خطبه «فدكيه» كه تابشى است پر فروغ از جلوه هاى مقام علمى، قدرت بيان و فصاحت و بلاغت و تهور در ايراد خطابه و شجاعت در صراحت كلام و بيان حق و دفاع از همه ارزش هاى فراموش شده و ناديده انگاشته شده و تبيينى است مجدد از حقائق اسلامى، معارف الهى، فلسفه ى احكام و شريعت، عقائد و دستورات، و فريادى است در خاموشى و نورى است در تاريكى و جرقه اى است در ظلمت، اينها همه از ويژگى هاى كتاب حاضر است. آنان كه مى خواهند از دروازه محبت و دوستى با خدا وارد شوند و از اين طريق پيروى و تبعيت از رسول خدا نموده و به موجب آيه شريفه «ان كنتم تحبون الله فاتبعوين يبحببكم الله» [ آل عمران، 31- اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خداوند شما را دوست داشته باشد.] خود نيز مورد محبت الهى قرار گيرند و خلاصه در دفتر محبت خدائى ثبت نام نمايند، بايد با حبيب خدا حضرت محمد مصطفى عليهاالسلام آشنا شده و در دل او راه پيدا كنند و به يقين بدانند كه اين راهيابى در صورتى امكان پذير است كه دست توسل به دامان آن كسى زنند كه «بهجه قلب المصطفى» است و او «فاطمه الزهراء» ايست كه قرون گذشته بر محور معرفت و شناخت او دور زده و پيامبران و مرسلان، امامان و پيشوايان، اولياء و صالحان،خدا را به حق «فاطمه و ابيها و بعلها و بنيها» سوگند داده اند و با راه يافتن به گنجينه پنهان و سرنهفته در او كه همان «و السر المستودع فيها» باشد يعنى گوهر گمشده امامت، و سر پنهان ولايت و راز نهفته آفرينش حضرت بقيه الله ارواحنا فداه و به همان اندازه بى اندازه كه محدوده بى كران علم الهى است، بر او درود فرستاده تا بر اجابت خواسته و دعاى خود راه يابند. [ اشاره به دعاى معروف «اللهم صلى على فاطمه و ابيها و بعلها و بنيها و السر المسودع فيها بعدد ما احاط به عملك».] هر چند در اين كتاب نه مولف محترم را فرصت تحقيق و بررسى كلمات و فرمايشات حضرت زهراء عليهاالسلام و يا روايات وارده از معصومين و يا تفسير و تبيين بيشترى از آيات مربوط به مقام ولايت و عصمت آن حضرت بوده و نه صفحات كتاب را گنجايش تحقيق و پژوهشى بيشتر و نه مترجم را به همان دلائل توفيق تعليق و شرح و بسط و يا احيانا نقد و انتقاد، برخى مطالب نيازمند به بررسى بوده اما در عين حال گهگاهى به نقل شرح و بسط و يا نقد و انتقاد ديگر دانشمندان پرداخته است. در همين جا مترجم نيز هم چون مولف، عجز و ناتوانى خود را از سپاس گذارى نسبت به اين همه لطف و عنايتى كه از سوى آن بانوى جهانيان و پدر بزرگوار و همسر و فرزندان گراميش به ما شده اظهار كرده و شكرگزاريم كه توفيق آن را يافته ايم، اسم خود را در رديف نوكران و خدمتگزاران آن خاندان پاك به عنوان تاليف و ترجمه كتابى كه منسوب به آن حضرت است ببينيم و شرمندگى خود را در مقابل بزرگوارى هايشان اعلام داشته و به عنوان انجام وظيفه از همه بزرگان، علماء، سروروان، نيكوكارانى كه در اصل نگارش و تاليف و نشر متن عربى اين كتاب سهمى داشته و مولف محترم از آن بزرگان اسم برده و نيز كليه سرورانى كه در چاب و نشر اين ترجمه نيز سهمى داشته اند به ويژه از مرحوم مغفور آقاى حاج سيد حسن ضوئى كه هزينه كاغذ را پرداخته و تقديم آستان مقدس حضرت صديقه اطهر نموده، و هم چنين از برادرانى كه در تنظيم و تنسيق و چاپ و نشر كتاب بالاخص از دفتر تحقيقات و انتشارات بدر تشكر نموده، توفيق همگان را از خداوند متعال خواستارم.


    دكتر سيد حسن افتخار زاده تهران - اسفند 1372



    فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر


  4. #3
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض









    از امام صادق عليه السلام:
    او صديقه كبر ياست، قرون نخستين بر محور شناخت او مى چرخيد.
    (بحار الانوار ج 42/ 105) دوستيش از صفات برين است، قرون گذشته و آغاز آفرينش بر دوستى او در حركت بوده است. [ و حبها من الصفات العاليه- عليه دارت القرون الخاليه] پدرم فداى فاطمه باد كه به نام او آتش سوزان دوزخ از هم گسسته است.
    به خدا سوگند كه او كوثرى است كه براى فرزندان و تمامى دوستانش مهيا گشته است.
    او در نزد خداوند برترين آفريده است و آسياى قرون گذشته بر محور او چرخيده است.
    پاره تن حضرت مصطفى و دريافت كننده خردمند وحى است و خداوند او، بسان پدر بزرگوارش، بر وى وحى فرستاده است. آيا در هستى مانندى دارد؟ آرى، بگو، پدر، شوهر و دو فرزندش. [ بابى فاطم و قد فطمت- باسمها نار حشرها و لظاها هى والله كور قد اعدت- لبنيها و كل من والاها هى عند الاله اعظم خلق- و بهادار فى القرون رحاها بضعه المصطفى عقيله وحى- كابيها الهها اوحاها هل يكن فى الوجود منها شبيه- قل ابوها و بعلها و ابناها ]


    درهائى پراكنده و جواهرى گسترده

    از خداوند تبارك و تعالى:

    اى احمد! اگر تو نبودى افلاك را نمى آفريدم، و اگر على نمى بود تو را نمى آفريدم و اگر فاطمه نبود شما دو تن را نمى آفريدم.
    (كشف الآلى، تاليف صالح بن عبدالوهاب بن عرندس) [ دانشمند فرزانه آقاى ميرجهانى در كتابش «الجنه العاصمه / 148» گويد: به حضور دانشمند بزرگوار و محقق بزرگ شيخ محمد سماوى صاحب كتاب «ابصار العين فى انصار الحسين عليه السلام» در كتابخانه اش شرفياب شده و بعد از كسب اجازه به سير و گردش مختصر در آن كتابخانه پرداختم در ضمن چشمم به نسخه اى خطى و ارزشمند از كتاب «كشف اللثالى» تاليف صالح بن عبدالوهاب عرندس افتاد، به هنگام ورق زدن اين حديث را با اين سند در آن كتاب ديدم: شيخ ابراهيم بن حسن ذراق، از شيخ على بن هلال جزائرى، از شيخ احمد بن فهد حلى، از شيخ زين الدين على بن حسن خازن حائرى، از شيخ ابى عبدالله محمد بن مكى شهيد با اسناد وى از ابوجعفر، محمد بن على بن موسى بن بابويه قمى به اسنادش از جابرين يزيد جعفى از جابرين عبدالله انصارى از رسول خدا صلى الله عليه و آله از خداوند تبارك و تعالى روايت كرده است كه فرمود: يا احمد! لولاك لما خلقت الافلاك و لولا على لما خلقتك و لولا فاطمه لما خلقتكما. و من مى گويم: هم چنين اين حديث را علامه مرندى در «ملتقى البحرين / 14» و علامه نمازى شاهرودى در مستدرك سفينه البحار در ماده «خلق» و «فطم» آورده اند و اين جانب در فصل كنيه هاى آن حضرت در معناى «ام ابيها» شرحى بر اين حديث شريف نوشته ام، به آنجا مراجعه كنيد.

    با كمال تاسف اين دانشمند گرامى و اين سيد جليل القدر سال گذشته در اصفهان دار دنيا را وداع و در جور مرقد مطهر علامه مجلسى عليه السلام دفن گرديد. (مترجم). ]




    فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر


  5. #4
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض









    از پيامبر:

    اگر نيكوئى مى خواست شخصيتى به خود بگيرد آن شخص فاطمه بود، بلكه او بزرگتر است، همانا دخترم فاطمه در نژاد و بزرگوارى و كرامت و بخشش، بهترين فرد بر روى زمين بود.

    (فرائد السمطين. ج 2/ 68)

    از على:

    روزى وارد منزل شدم ديدم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در حاليكه حسن در سمت راست و حسين در طرف چپ و فاطمه پيش روى آن ضحرت نشسته بودند، مى فرمايد: اى حسن و اى حسين شما دو كفه ى ترازو و فاطمه زبانه آنست، دو كفه جز به وسيله زبانه يكسان و هم آهنگ نمى شوند و زبانه نيز جز بر روى دو كفه استوار نمى شود شما دو نفر امام هستيد... و مادرتان داراى مقام شفاعت است.
    (كشف الغمه 1/ 506)





    فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر


  6. #5
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض









    از فاطمه:


    ..
    . اى ابوالحسن (اى على) بدان كه خداوند نور مرا آفريد، وى

    تسبيح گوى خداوند بزرگ بود و آنگاه آن را در يكى از درختان بهشتى به وديعت سپرد آن درخت درخشيد، هنگامى كه پدرم وارد بهشت شد خداوند به آن حضرت الهام كرده و دستور داد كه ميوه آن درخت را بچين و در داخل دهان خود بچرخان، حضرت اين كار را انجام داد و آنگاه خداوند مرا در صلب پدرم صلى الله عليه و آله و سلم به وديعت سپرد و بعد به خديجه منتقل كرد و او هم مرا بر زمين نهاد و من از آن نورم آن چه را كه بوده و هست و هنوز نيامده است مى دانم، اى ابوالحسن مومن به نور خدا مى نگرد.
    (عوالم العلوم و المعارف ج 11/ 7)



    فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر

  7. تشكرها 3


  8. #6
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض









    از حسن بن على:


    در شب جمعه اى مادرم فاطمه عليهاالسلام در محراب ايستاده و به عبادت خداوند پرداخته و تا هنگام دميدن سپيده صبح پيوسته در حال ركوع و سجود بود شنيدم كه اسامى يكايك مردان و زنان با ايمان را برده بر ايشان دعاى فراوان كرده و براى خود چيزى از خداوند نخواست، به آن حضرت گفتم: اى مادر چرا بهمان گونه كه براى ديگران دعا مى كنى براى خويشتن دعا نمى كنى؟ فرمود: فرزندم، بايد كه همسايه را بر خود مقدم داشت.
    (بحار 43/ 81)

    از حسين بن على:

    رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: فاطمه شادمانى قلبم مى باشد، دو پسرش ميوه دلم و شوهرش نور ديدگانم و پيشوايان از فرزندانش امين هاى پروردگارم و رشته پيوند ميان او و آفريدگانش مى باشد هر كس به آن ريسمان چنگ زند نجات يافته و هر كه از آن تخلف ورزد نابود خواهد شد.
    (فرائد السمطين 2/ 66)



    فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر

  9. تشكرها 3


  10. #7
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض









    از على بن الحسين:


    در دوران ظهور اسلام از خديجه عليهاالسلام به جز فاطمه عليهاالسلام فرزند ديگرى براى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم متولد نشد.
    (روضه كافى حديث شماره 536)

    از حضرت باقر از قول پدران بزرگوارش:

    فاطمه دختر رسول خدا از آن جهت «طاهره» ناميده شد كه از هر آلودگى و ناشايستگى پاك بود، او هيچ گاه خون حيض و نفاس نديد.
    (بحار 43/ 19)

    از حضرت صادق:

    تا هنگامى كه فاطمه زنده بود خداوند ديگر زنان را بر على عليه السلام حرام كرده بود زيرا آن حضرت پاك بود و عادت زنانگى نداشت.
    (مناقب تاليف ابن شهر آشوب 3/ 33)



    فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر

  11. تشكرها 3


  12. #8
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض









    از ابوالحسن حضرت موسى به جعفر:


    در خانه اى كه اسم محمد يا احمد يا على يا حسن و يا حسين و از زنان اسم فاطمه عليهم السلام باشد فقر و تهيدستى وارد نخواهد شد.
    (سفينه البحار 1/ 662)

    از حضرت رضا:

    رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: هنگامى كه به آسمان بالا رفتم جبرئيل عليه السلام دستم را گرفته و مرا وارد بهشت كرد، از خرماى بهشتى به من داده و خوردم، آن خرما در پشت من تبديل به نطفه شد هنگامى كه به روى زمين برگشتم با خديجه هم بستر شدم و او به فاطمه حامله شد، بنابراين فاطمه حوريه اى انسانى است، هر گاه كه مشتاق بوى بهشت مى شوم، دخترم فاطمه را مى بويم.
    (عوالم العلوم و المعارف 11/ 10)

    از ابوجعفر دوم حضرت جواد الائمه:

    موسى بن قاسم گويد به حضر جواد عليه السلام عرض كردم و تصميم گرفته بودم كه به نيابت شما و پدر بزرگوارت طواف كنم، به من گفته شد كه به نيابت جانشينان نمى شود طواف كرد، حضرت فرمود: هر قدر كه مى توانى طواف كن زيرا اين كار جايز است، سه سال بعد به آن حضرت عرض كردم من درباره طواف به نيابت از طرف شما و پدرت اجازه گرفتم و اذن فرموديد، از طرف شما تا جائيكه خداوند خواست طواف كردم و بعد چيزى در دلم خطور كرد و به آن عمل نمودم، فرمود: آن چيز چه بود؟ عرض كردم: يك روز به نيابت از حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم طواف كردم، حضرت سه مرتبه فرمود: درود خداوند بر رسول خدا باد، و بعد روز دوم از طرف اميرالمومنين طواف كردم و روز سوم به نيابت از حضرت حسن و چهارمين روز از حضرت حسين و پنجم از طرف على بن الحسن و ششم از طرف ابوجعفر محمد بن على، و روز هفتم از سوى جعفر بن محمد، روز هشتم از طرف پدرت حضرت موسى، روز نهم از سوى پدرت حضرت على بن موسى و روز دهم از طرف شما اى آقاى من، و اينهايند كسانى كه دين خداوند را با ولايت آنان پذيرفته ام حضرت فرمود:به خدا سوگند در اين صورت است كه متدين به آن دين خداوندى هستى كه جز آن از بندگان پذيرفته نمى شود.
    عرض كردم گامى از طرف مادرت حضرت فاطمه نيز طواف كردم و گاهى هم طواف نكردم، فرمود: آن را زياد كن زيرا كه برترين چيزى است كه بدان عمل مى كنى انشاءالله.
    (بحارالانوار 50/ 10)

    از ابوالحسن سوم حضرت هادى:

    رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: دخترم فاطمه بدان جهت «فاطمه» ناميده شد كه خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جدا ساخته و به دور نگه داشته است.
    (عوالم العلوم و المعارف 11/ 30)



    فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر

  13. تشكرها 3


  14. #9
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض








    از حضرت ابومحمد امام حسن عسكرى:

    ابوهاشم عسكرى گويد از حضرت عسكرى عليه السلام پرسيدم به چه جهت فاطمه عليهاالسلام زهراء ناميده شد؟ فرمود: بدان جهت كه چهره اش براى اميرالمومنين در آغاز روز بسان خورشيد درخشان مى درخشيد و به هنگام ظهر بسان ماه تابان و در وقت غروب به مانند ستارگاه فروزان، تابناك بود.
    (عوالم العلوم 11/ 33)


    از مولايمان حضرت بقيه الله:

    اگر نبود كه دوستدار شايستگى و آمرزش شما بوده اگر نسبت به شما محبت و علاقه نداشتيم، از گفتگوى با شما روز گردانده و كارى به كار شما نداشته و به آزمايش خود كه در گيرى با يك ستمگر سركش و گمراه است مى پرداختيم، هم او كه در وادى گمراهى فروافتاده و با پروردگار خود به نزاع و ضديت برخاسته است،هم او كه سركش و گمراه، پير و انحراف [ ظاهرا مقصود جعفر كذاب است.] و در ستيز با پروردگارش مى باشد و مدعى چيزى شده كه مربوط به او نبوده و حق كسى را كه خداوند اطاعت او را واجب كرده منكر شده است، من از دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سرمشق نيكوئى دارم انسان نادان به پستى كار خودش گرفتار خواهد شد و بزودى شخص كافر خواهد دانست كه فرجام كار از آن كيست؟ (بحار الانوار 53/ 179- 180) و چه خوب سروده شده است:


    • مشكاه نور الله جل جلاله
    • زيتونه عم الورى بركاتها


    فاطمه عليهاالسلام فانوس نور خداوند عزوجل و زيتونى است كه بركاتش همگان را فراگرفته.



    • هى قطب دائره الوجود و نقطه
    • لما تنزلت اكثرت كثراتها


    او قطب دائره هستى و نقطه اى است كه هنگامى كه نازل شد فراوانيش فزونى يافت.



    • هى احمد الثانى و احمد عصرها
    • هى عنصر التوحيد فى عرصاتها


    او ا حمد دوم و احمد دوران خويش است او در ميدان يكتاپرستى اصل و اساس آنست.







    فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر

  15. تشكرها 3


  16. #10
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض








    پيشگفتار



    بنام خداوند بخشنده مهربان خداوندا تو را سپاس مى گزارم، اى كسى كه سر لوحه نامه اعمال ما را دوستى اولياء و ولايت دوستانت قرار داده و دل هاى ما را شيفته زهراى بتول نموده اى كه شادمانى دل آخرين فرستاده و همسر نخستين پيشواى پاك بوده است، آن بانوى بزرگوارى كه مردان نمونه و شخصيتهاى برجسته از بزرگداشتش ناتوان مانده اند آن انسان با بركتى كه تمام پيامبران و فرستادگان الهى با چنگ زدن و در آويختن به ريسمان ولايتش رستگار و كامياب شده اند.
    فاطمه اى كه در توصيف و شناخت واقعيش زبان ها و خردها از كار افتاده و حيران گشته است.
    طاهره اى كه والاتر از شناخته شدن با گفتار است و بزرگتر از آن است كه آثار و نوشتجات راهنمائى به سويش باشند و نامه ها و مسندات، بازگو كننده ى شان او، گردند. و خلاصه آنكه هر آنچه كه گفته اند و درباره اش گفته شده فروتر از شان و مقام او است. در نمودار شخصيت او همين سخن كافى است كه پدرش او را (ام ابيها) خوانده و به او «فداها ابوها» گفته است.
    بعد از حمد و سپاس الهى، درود و تحيات، بر پدر فاطمه، سرور و آقاى ما، حضرت مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم، و بر شوهر فاطمه، مولى و امام ما، حضرت مرتضى عليه السلام، و بر فرزندان فاطمه عليهم السلام، پيشوايان تمامى آفريدگان، و نفرين و لعنت بر دشمنان فاطمه عليهاالسلام، از آغاز آفرينش تا روز كيفر و مجازات. و بعد از اين درود و نفرين، خاك پاى پايبندان و در آويختگان به ريسمان ولايت و دوستى فاطمه، بنده گنهكار خداى، «احمد رحمانى همدانى» گويد: شبها را سپرى كرد، و روزها را به شب مى آوردم، سالها يكى بعد از ديگرى بر عمرم مى گذشت و هميشه با خود مى گفتم و آرزو داشتم كه اى كاش كتابى در زندگانى و شرح حال بانوى دو سراى حضرت فاطمه زهراء عليهاالسلام بنويسم تا ذخيره اى براى دهشت سراى قبرم باشد و در دوران تنهائى و غربتم، در روز تنگدستى و نيازمندى انيس و همدمم گردد و والاترين اسوه و سر مشق را به زنان با ايمان جامعه مان كه ره پويان و پيروان حضرتش هستند نشان دهم، لكن كم مايگى علمى و ناتوانى جسمى مرا از اين توفيق باز مى داشت، در عين حال اشتعال جرقه هاى محبتش و شدت سرور دوستى و ولايتش بدان بهانه ها قانع نشده و اين آوا را در گوش دل ندا مى دادند كه: «ارزش هر انسانى به اندازه همت اوست» و هر كس دنبال چيزى برود به تمامى آن و يا مقدارى از خواسته اش خواهد رسيد، از اين جهت با توجهات و عنايات آفريدگار آسمان ها و زمين نگارش اين صفحات و اوراق را آغاز كردم. براى تنظيم مطالب و آسان بودن دست رسى به مقصود كتاب را به چندين بخش تقسيم كرده و تحت عناويت زير تدوين نمودم:
    در آغاز، گفتار دانشمندان و پژوهشگران درباره حضرتش را نوشتم و آنگاه به فضائل مشترك بين آن حضرت و پدر و شوهر و فرزندانش پرداختم و ديگر فضائلش را با استناد به كتب شيعه و سنى آوردم و سپس نمونه هائى از فرمايشات و بيانات حكمت آميزش را در مسائل علمى و عملى و يا دعاهائى كه از آن حضرت نقل شده بود متذكر شدم بعد جهت گيرى و موضع آن حضرت را در مسائل سياسى و اجتماعى و رويدادهائى آوردم كه در اين زمينه برايش پيش آمده و ظلم و ستم تجاوزاتى كه بر او وارد شد به حدى كه با حال ناراحتى و تاسف بر گرفتاريهاى دامن گير امت اسلامى و مردم مسلمان از دنيا رخت بر بست مردمى كه دچار محبت دنيا و حرص و آز نسبت به آن شده بودند تا جائيكه بر نابودى و هلاك حضرتش پافشارى نموده و در اين زمينه كارهاى خطرناك و زشت ديگرى انجام دادند.

    بعد از اين فصل حالات و ويژگى هاى شخصى آن حضرت را از اسامى و القاب و فرزندان بازگو كرده ام. و در پايان اسامى كتب و رساله هائى، كه درباره شخصيت و نبوغ ان حضرت نوشته شده، آوردم.

    در اين چند فصل مطالب مهم و ارزنده اى آورده شده است كه پژوهشگران در امر ولايت و كسانى كه در صدد تحقيق و بررسى شخصيت بى نظير حضرتش مى باشند، بدان نيازمندند.
    در پايان دست نياز و زارى به سوى پروردگار گشوده و خواهان آنم كه به خوبى قبول فرمايد و از خوانندگان بزرگوار مى خواهم كه با ديده ى انصاف بنگرند و از انتقاد بى مورد و بيراهه روى به دور دارند و اگر اشتباه و انحرافى ديدند مرا تذكر دهند، كه اجر و پادششان با خداى بزرگ باد.
    احمد رحمانى همدانى



    فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر

  17. تشكرها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •