خاطرات زیبای خواستگاری!!! سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خاطرات زیبای خواستگاری!!!
صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 66 , از مجموع 66
  1. #61
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط منم عبدالرضا نمایش پست ها
    دیگه ام هیچ جا برا خواستگاری نمی رم خسته شدم از این همه فیلم بازی کردن مردم که تو ظاهر خوبند تا میری جلو انگار نه انگار شیعه امیرالمونین هستند باید برا ازدواج آسون بگیرن. خلاصه اینطور
    پاسخ امام جواد(ع) به نامه‌ای درباره ازدواج


    مشرق- حسین بن بشار می‌گوید به امام جواد علیه‌السلام نامه‌ای نوشتم تا در خصوص موضوع ازدواج از ایشان سوال کنم، حضرت در جوابم نگاشت:

    اگر خواستگاری به خانه تان آمد که از دیانت و امانت او راضی هستید به او زن بدهید، و اگر او را رد کنید(و این دو شرط را در نظر نداشته باشید) سبب فتنه و فساد بزرگی خواهد شد.

    متن حدیث:
    عَن حُسَینِ بنِ بَشارِ الواسِطی قالَ: کَتَبت الی ابیِ جَعفَرِ الثّانیِ عَلیه‌ِالسَّلامِ أسألُهُ عَنِ النِّکاحِ فَکَتَبَ عَلَیهِ السَّلامُ: مَن خَطِبَ اِلَیکُم فَرَضیتُم دینَهُ وَ اَمانَتَهُ فَزَوَّجُوهُ، ِالّا تَفعَلُوهُ تَکُن فِتنَةٌ فِی اَلارضِ وَ فَسادٍ کَبیرٍ.
    «التذهیب، جلد 7، صفحه 369»
    خاطرات زیبای خواستگاری!!!
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم



  2. #62
    عضو كوشا

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390
    نوشته : 108      تشکر : 139
    741 در 118 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سلمان 313 آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط سابحات نمایش پست ها
    پاسخ امام جواد(ع) به نامه‌ای درباره ازدواج



    مشرق- حسین بن بشار می‌گوید به امام جواد علیه‌السلام نامه‌ای نوشتم تا در خصوص موضوع ازدواج از ایشان سوال کنم، حضرت در جوابم نگاشت:

    اگر خواستگاری به خانه تان آمد که از دیانت و امانت او راضی هستید به او زن بدهید، و اگر او را رد کنید(و این دو شرط را در نظر نداشته باشید) سبب فتنه و فساد بزرگی خواهد شد.

    متن حدیث:
    عَن حُسَینِ بنِ بَشارِ الواسِطی قالَ: کَتَبت الی ابیِ جَعفَرِ الثّانیِ عَلیه‌ِالسَّلامِ أسألُهُ عَنِ النِّکاحِ فَکَتَبَ عَلَیهِ السَّلامُ: مَن خَطِبَ اِلَیکُم فَرَضیتُم دینَهُ وَ اَمانَتَهُ فَزَوَّجُوهُ، ِالّا تَفعَلُوهُ تَکُن فِتنَةٌ فِی اَلارضِ وَ فَسادٍ کَبیرٍ.
    «التذهیب، جلد 7، صفحه 369»
    سلام!!!
    بعضی از خانواده ها رد می کنند تنها مطلبی که برایشان ارزش دارد مال و املاک است.
    خاطرات زیبای خواستگاری!!!

  3. تشكرها 2


  4. #63
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست ها
    سلام!!!
    بعضی از خانواده ها رد می کنند تنها مطلبی که برایشان ارزش دارد مال و املاک است.
    علیک سلام

    با کمال تاسف این مسائل در بین خانواده های مذهبی هم به چشم میخوره.

    بهترین دلیلی که میاورند هم اینه که (عذر میخوام از جوانهای محترم) آدم پیدا نمیشه. دختر خانم 27 ساله شده، آقا پسر سنش از 30 گذشته تا این سن به قول خودشان آدم پیدا نکردند...

    اینها بیشتر شبیه از زیر بار مسوولیت و وظایف بندگی شانه خالی کردن است ودنبال راحتی بودن هست تا چیز دیگه. درصورتیکه اگر ما ایمان داریم بزرگان دین ما فرمودند دنیا جای خوشی و آسایش نیست
    خاطرات زیبای خواستگاری!!!
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم



  5. #64
    عضو كوشا

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390
    نوشته : 108      تشکر : 139
    741 در 118 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سلمان 313 آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط سابحات نمایش پست ها
    علیک سلام

    با کمال تاسف این مسائل در بین خانواده های مذهبی هم به چشم میخوره.

    بهترین دلیلی که میاورند هم اینه که (عذر میخوام از جوانهای محترم) آدم پیدا نمیشه. دختر خانم 27 ساله شده، آقا پسر سنش از 30 گذشته تا این سن به قول خودشان آدم پیدا نکردند...

    اینها بیشتر شبیه از زیر بار مسوولیت و وظایف بندگی شانه خالی کردن است ودنبال راحتی بودن هست تا چیز دیگه. درصورتیکه اگر ما ایمان داریم بزرگان دین ما فرمودند دنیا جای خوشی و آسایش نیست
    سلام!!!
    من 10 نفر را می شناسم که پیدا نکردند به خاطر آن ازدواج نمی کنند ولی می شناسم کسانی را که می توانند واسطه شوند اما نمی شوند.شرایطش را دارند.از همه چیز اطلاع دارند.تحصیلات عالیه دارند.روابط عمومی قوی.همه هم ایشان را می شناسند وبراش می میرند.ولی نمی کند.
    خاطرات زیبای خواستگاری!!!


  6. #65
    کاربر عادی

    تاریخ عضویت : آذر 1393
    نوشته : 1      تشکر : 0
    4 بار در 1 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شهرام آنلاین نیست.

    پیش فرض خاطره اول: "صغری خانم: درسها و عبرتها" قسمت اول




    سلام. با توجه به اینکه کم کم از ایام عزا دور میشویم و خاطرات من هم زیاد شاد نیستن، فکر کنم بتونم خاطراتم رو اینجا قرار بدم:

    اولین دختری که برای صحبت باهاش رفتم، دختر همسایه دوست و همکار مادرم بود. پدر سختگیری داشت و پیش از من خواستگارهای زیادی رو رد کرده بود. اهل شهری بود که من از افراد اهل اون شهری خیری ندیده بودم. پدرش جانباز و موجی بود و طبق تحقیقات ما هر چند وقت یک بار دچار عوارض موج میشد. من با وجود اینکه از اهالی اون شهر بدم میاد ولی به این دلیل که خیال می کردم که هیچکس حاضر نمیشه باهام ازدواج کنه(!) قبول کردم.

    مادرم ایشون در یک مجلس زنانه، در منزل همین دوست و همکارشون دیده و پسندیده بود.

    دوست مادرم با مادر ایشون هماهنگ کرد و من و ایشون توی میدان صد تهران با هم ملاقات کردیم. بله اولین ملاقات در فضای سبز میدون بود. ایشون با دوست مادرم و دختر ایشون اومد و من هم با مادرم رفتیم. بعد اونها ما رو رها کردن که بریم حرف بزنیم.
    الان توی میدون صد، روی یه نیمکت نشستم و دارم براتون می نویسم.

    اون روز ، بعد از ظهر یکی از روزهای مهرماه سال 1387 بود و من و صغری خانم، بعد از جدا شدن از مادرم و دوستش، روی یکی از همین نیمکتهای اطراف نشستیم.اولین سوال من از ایشون این بود که چه برنامه ای برای آینده داره.. ایشون گفت میخوام برم سر کار و خواست بدونه من مشکلی با این دارم یا نه. من گفتم مشکلی ندارم ولی به پولی که شما در میارید در زندگی مشترک دست نمیزنم. اینو که گفتم خندید.


    بعد من از خودم برای ایشون گفتم که فعالیتهای دینی اینترنتی دارم و با دشمنان اسلام مقابله فکری و استدلالی می کنم. واقعا فکر می کردم دخترای مذهب از چنین آیتمی خوششون میاد، ولی بعدها فهمیدم که قضیه برعکسه و دخترای چادری با این حرفم فقط نگران میشن که مبادا ازشون انتظار روبنده زدن داشته باشم! یا حداکثرش اینه که اهمیتی به این آیتم که برای من جزئی از زندگیم هست نمیدن. حالا مورد به مورد براتون در مواردی که اینو گفتم ذکر میکنم که ببینید. صغری خانم هم همین فکر رو کرده بود ولی اینجا اینو به من نگفت.

    چیز دیگری هم که بهش گفتم این بود که انتظار دارم زنم اگر فقیر شدم هم کنارم باشه و فقط شریک روزهای خوشی من نباشه. مادرم که بعدها از من می پرسید در صحبت چی میگم وقتی اینو گفتم مخالفت کرد و گفت که با این حرف دخترا رو می ترسونی و باید بهشون امید بدی.

    یه سری صحبتهای دیگه هم بینمون رد و بدل شد و بعد بلند شدیم برگشتیم پیش مادرم و دوستش که از هفت حوض برگشته بودن.اونا رو رسوندیم سر خیابونشون و رفتیم.

    بعد که مادرم زنگ زده بود خونشون، گفتن صغری خانم فرمودن که ایشون خیلی از من بالاتره! البته اون موقعها معنی این حرف دخترها رو نمیدونستیم، پس مادرم سعی کرد موقعیت رو برای رفع سوءتفاهمات محیا کنه...

    ادامه دارد...
    خاطرات زیبای خواستگاری!!!


  7. #66
    کاربر عادی

    تاریخ عضویت : آبان 1393
    نوشته : 5      تشکر : 1
    14 در 4 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    مصطفی4 آنلاین نیست.

    پیش فرض




    جالبه هیچکدوم از خاطرات من شبیه اون یکی نیست. شاید بعدا یکیشو بنویسم. البته بعیده تا قبل یافتن یک راهی برای شرکت تو تالار باشه.
    خاطرات زیبای خواستگاری!!!


صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •