امثال قرانی سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
امثال قرانی
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 21
  1. #1
    مدير بخش
    ال یاسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    السلام علیک یا بقیه الله
    نوشته : 1,439      تشکر : 4,053
    5,341 در 1,360 پست تشکر شده
    وبلاگ : 3
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ال یاسین آنلاین نیست.

    gol.. امثال قرانی




    چرا قرآن «مثال» زده است؟

    در قرآن مجيد مثلهاى زيادى، بيش از پنجاه مَثَل،) ديده مى‏شود. تنها در سوره بقره ـ كه دوّمين سوره قرآن است ـ حدّاقل ده مثل ذكر شده است. چه حكمتى در اين مثالها نهفته است كه خداوند تا اين ميزان مثل آورده است؟
    پاسخ: مَثَل يعنى تشبيه حقايق عقلى به امور حسّى و قابل لمس. از يك سو، مسائل عقلى بسيارى وجود دارد كه اكثر مردم قابليّت فهم و جذب آن را پيدا نمى‏كنند. و از سوى ديگر، مردم به محسوسات و عينيّات عادت كرده اند و ضرب المثل «عقل مردم به چشمشان است» بدين معناست كه ديده ها و امور قابل لمس، آسان تر و بهتر درك مى‏شود. بدين خاطر است كه خداوند متعال برخى از مفاهيم بلند عقلى را در قالب مثلها بيان فرموده است تا عموم مردم آنها را به تناسب ادراك خود دريابند. بنابراين، فلسفه مثلهاى قرآن، تنزّل مسايل بلند و عميق و بيان آنها در اُفق فكر مردم است.
    امثال قرانی

  2. تشكرها 2


  3.  

  4. #2
    مدير بخش
    ال یاسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    السلام علیک یا بقیه الله
    نوشته : 1,439      تشکر : 4,053
    5,341 در 1,360 پست تشکر شده
    وبلاگ : 3
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ال یاسین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مثلهاى عملى و لسانى
    اين نكته قابل توجه است كه مثل گاهى عملى است و به زبان كردار بيان مى‏شود و گاهى لفظى است و به زبان گفتار.
    مثلهاى قرآن مجيد از نوع دوّم است؛ ولى در سيره پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) و ائمه هدى(عليهم السلام) گاهى مثالهاى عملى نيز ديده مى‏شود كه طبعاً اثر بيشترى هم دارد.) به دو نمونه آن توجه كنيد:

    1ـ گناهان كوچك وقتى كه انبوه مى‏شود!
    روزى پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) به همراه عده اى از ياران خود به سفر رفتند. پيامبر(صلى الله عليه وآله) تصميم گرفت خطر گناهان صغيره را ـ كه مردم به خاطر صغيره بودنش كمتر بدان توجه مى‏كنند ـ گوشزد كند. در بيابانى خشك و بى آب و علف به اصحابش دستور داد مقدارى هيزم جمع كنند ـ شايد منظور ديگرى از تهيه آتش، مورد نظر پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بوده است ـ اصحاب عرض كردند: در اين بيابان هيزمى وجود ندارد! حضرت فرمودند: جستجو كنيد؛ هر مقدار يافتيد ولو اندك كافى است. اصحاب پراكنده شدند و هر يك پس از لحظاتى هيزم مختصرى جمع كردند.حضرت دستور داد هيزم ها را يك جا بريزند، وقتى هيزم هاى كم، يك جا جمع شد؛ چشمگير و قابل ملاحظه شد. سپس حضرت آنها را آتش زد؛ هيزم ها آتش گرفت؛ آتش شعله كشيد؛ شعله ها حرارت آفريدند و حرارت سوزان، اصحاب را از دور آتش به عقب راند. حضرت در اين جا فرمودند: «هكَذا تُجْتَمَعُ الذُّنُوبُ! ثُمّ قالَ: اِيّاكُمْ وَ الَمحَقَّراتِ مِن الذُّنُوبِ» گناهان نيز اين گونه ـ همانند اين هيزمها ـ جمع مى‏شوند! بنابراين، از گناهان صغيره نيز بپرهيزيد.)
    آرى گناه صغيره هم مانند اين هيزمها، كم كم جمع مى‏شوند و ناگهان تبديل به كوهى از آتش مى‏شوند. خطر گناه صغيره همين بى توجهى به آن است كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) با اين مثل عملى، خطر آن را گوشزد كرد.
    امثال قرانی

  5. تشكرها 2


  6. #3
    مدير بخش
    ال یاسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    السلام علیک یا بقیه الله
    نوشته : 1,439      تشکر : 4,053
    5,341 در 1,360 پست تشکر شده
    وبلاگ : 3
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ال یاسین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    2ـ ترسيم آتش سوزان جهنّم
    حضرت على(عليه السلام) در زمانى كه خليفه بر حق مسلمانان است و اختيار بيت المال با اوست، برادرش عقيل كه مردى عيالوار و محتاج است و دريافتى سرانه او از بيت المال، مخارج زندگيش را تأمين نمى‏كند، به خدمت برادر مى‏رسد و سهم بيشترى را از بيت المال تقاضا مى‏كند. حضرت على(عليه السلام) براى نشان دادن زشتى درخواست و عذاب گناه بى عدالتى به برادر خود، آهن سرخ شده اى را به طرف دست برادر مى‏برد ـ بر خلاف گمان بعضى از مردم، به دست او نمى‏زند ـ فرياد «عقيل» بلند مى‏شود كه اين چه رفتارى است كه با برادر نابيناى خود مى‏كنى؟! حضرت على(عليه السلام) در جواب فرمودند: برادرم! تو نمى‏توانى اين آتش اندك دنيا را تحمّل كنى! چگونه مرا به آتش جهنّم كه قابل مقايسه با آتش دنيا نيست دعوت مى‏كنى؟)
    تو طاقت حرارت آتش دنيا ندارى! چگونه مرا به ناخشنودى خدا براى خشنودى بنده او وا مى‏دارى كه سرانجامى جز دوزخ سوزان ندارد؟ تو طاقت عذاب گرماى ناچيز ندارى! چگونه مرا به نافرمانى از خدا و دورى از راه حق و عدالت فرا مى‏خوانى كه پيامدش عذاب الهى است؟
    اين مَثَلها درك و فهم بسيارى از مفاهيم را آسان مى‏سازد. اگر به جاى اين مَثَل عملى، موعظه و نصيحت مى‏شد، اين اندازه موثّر نبود. اين مثل نه تنها براى «عقيل» و در آن عصر و زمان، بلكه در همه عصرها و زمانها قابل فهم همگان است. بخاطر اين آثار است كه قرآن از مثلها بهره گرفته است.
    امثال قرانی

  7. تشكرها 2


  8. #4
    مدير بخش
    ال یاسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    السلام علیک یا بقیه الله
    نوشته : 1,439      تشکر : 4,053
    5,341 در 1,360 پست تشکر شده
    وبلاگ : 3
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ال یاسین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    هدف از مثَلَها، از زبان قرآن

    در آياتى از قرآن، هدف از مثلهاى قرآنى بيان شده است؛ به سه نمونه از آن توجه كنيد:
    1ـ در آيه 25 سوره ابراهيم پس از اين كه كلمه «طيّبه» را به «شجره طيّبه» تشبيه مى‏كند ـ كه بحث آن خواهد آمد ـ در آخر آيه مى‏فرمايد: «وَ يَضْرِبُ الله الاَمْثالَ لِلْنّاسِ لَعَلهمْ يَتَذَكَّرُونَ» خداوند براى مردم مَثَلها مى‏زند، شايد متذكّر شوند.
    بنابراين آيه، هدف از «مَثَل» تذكّر و يادآورى است.


    2ـ در آيه 21 سوره حشر بعد از تشبيه قلب انسانهاى سياه دل، به كوهها و اين كه اثر قرآن بر كوهها بيشتر از تأثير آن بر قلب بعضى از انسانها است؛ مى‏فرمايد: «وَ تِلْكَ الاَْمْثالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلهمْ يَتَفَكَّرُونَ» ما اين مَثَلها را براى مردم بيان مى‏كنيم، شايد تفكّر و انديشه كنند. بر اساس اين آيه شريفه، هدف از «مثل» تفكّر و انديشيدن است.

    3ـ در آيه 43 ـ 40 سوره عنكبوت، پس از اين كه كسانى را كه غير خدا را ولىّ خود قرار داده اند، به عنكبوتى تشبيه مى‏كند كه به تارهاى خود اعتماد و اتّكا دارد؛ مى‏فرمايد: «وَ تِلْكَ الاَْمْثالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَ ما يَعقِلُهَا اِلاّ الْعالِمُونَ» ما اين مثلها را براى مردم مى‏زنيم ولكن اين مَثَلها را جز عالمان و انديشمندان درك نمى‏كنند. طبق اين آيه شريفه، هدف از «مَثَل» تفكّر عالمانه است.


    از آيات ياد شده نتيجه گرفته مى‏شود كه سه مرحله را در تأثيرگذارى مثلها بر انسان مى‏توان شناخت:
    اوّل: مرحله تذكّر ويادآورى است كه حقيقت پيام الهى در خاطر مرور مى‏شود؛
    دوّم: مرحله انديشه وتفكّر است كه به موضوع مثل وحكمت آن انديشه مى‏شود؛
    و سوّم: مرحله ادراك است كه با تفكّر، حقايق شناخته و درك شود.)

    امثال قرانی

  9. تشكرها 2


  10. #5
    مدير بخش
    ال یاسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    السلام علیک یا بقیه الله
    نوشته : 1,439      تشکر : 4,053
    5,341 در 1,360 پست تشکر شده
    وبلاگ : 3
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ال یاسین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اهمّيّت پيام مثل

    مردم در بسيارى از امور، بزرگى را دليل بر عظمت و كوچكى را دليل بر كم اهمّيّت بودن آن امر تلقّى مى‏كنند؛ در حالى كه چنين نيست. مهم، پيامى است كه مراد گوينده مى‏باشد. در قرآن نيز موضوع مهم، پيامى است كه در مثال بيان مى‏شود نه بزرگى و كوچكى چيزى كه به آن مثال زده مى‏شود (مُمَثّل).
    خداوند حكيم در آيه شريفه 26 سوره بقره مى‏فرمايد: «اِنَّ الله لا يَسْتَحْيِى اَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوقَهَا فَاَمّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ اَنه الحَقُّ مِنْ رَبهمْ وَ اَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا اَرادَ الله بِهَـذَا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثيراً وَ يَهْدِى بِهِ كَثيراً وَ مَا يُضِلُّ بِهِ إلاَّ الْفاسِقِينَ.»


    خداوند ابايى ندارد كه (به موجودات ظاهراً كوچكى مانند) پشه، و حتّى كمتر از آن مثال بزند. (در اين ميان) آنان كه ايمان آورده اند، مى‏دانند كه آن، حقيقتى است از طرف پروردگارشان؛ و امّا كافران (اين موضوع را بهانه قرار داده) مى‏گويند: منظور خداوند از اين مثل چه بوده است؟! خدا جمع زيادى را با آن گمراه، و گروه بسيارى را هدايت مى‏كند؛ ولى تنها فاسقان را گمراه مى‏سازد!

    درآمدى بر آيه شريفه
    با تأمّل در اين آيه شريفه، نتايج زير به دست مى‏آيد:
    اوّل: خداوند متعال، خود هدف از طرح مثل را هدايت و رستگارى مردم بيان فرمودند؛
    دوّم: موضوع و محتواى مثل اهمّيّتى بيش از ظاهر مضمون و موجودات ياد شده در آن دارد؛
    و سوّم: هر مخلوقى و لو پشه، نشانگر عظمت خالق است.
    امثال قرانی

  11. تشكرها 2


  12. #6
    مدير بخش
    ال یاسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    السلام علیک یا بقیه الله
    نوشته : 1,439      تشکر : 4,053
    5,341 در 1,360 پست تشکر شده
    وبلاگ : 3
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ال یاسین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    شرح و تفسير آيه

    پيش از تفسير و به منظور آماده سازى ذهنى براى درك عميق تر آن، مختصراً به شأن نزول اين آيه شريفه اشاره مى‏شود.
    يكى از عمده ترين ويژگى هاى منافق بهانه جويى اوست. منافق در هر مسأله اى بهانه جويى و اشكال تراشى مى‏كند. او به جهت گيرى مخاطب خود كارى ندارد؛ زيرا همواره از موضع مخالف مى‏نگرد و عمل مى‏كند. به عنوان مثال: فرض كنيد شخصى يا گروهى در يك شهر، يك مركز اسلامى شامل مسجد، كتابخانه، مصلّى، بيمارستان، خانه سالمندان و... بنا كنند، منافق در مقابل اين كار بهانه جويى مى‏كند، مى‏گويد: با وجود مردمان گرسنه در اين شهر آيا ساخت چنين بناى بزرگ و پرهزينه اى، كارى درست و پسنديده است؟

    آيا بهتر نبود كه مخارج ساخت اين مركز، در راه سير كردن گرسنگان صرف مى‏شد؟ آيا بهتر نبود اين هزينه براى ازدواج جوانان نيازمند به كار مى‏رفت؟ آيا بهتر نبود كه با اين پول هنگفت، بيماران تنگدست درمان مى‏شدند؟ آيا بهتر نبود اين سرمايه فراوان در راه تعليم و تربيت جوانان دانش آموز و دانشجو مصرف مى‏شد؟!
    حال اگر همان شخص يا جمعيّت خيريه، از ابتدا آن سرمايه عظيم را در امور خيريه؛ مانند اطعام گرسنگان، كمك به جوانان، درمان بيماران و... صرف مى‏كردند، باز همان منافق به نوعى ديگر بهانه جويى مى‏كرد و مثلاً مى‏گفت: اين چه اسلام و مسلمانى است كه در اين شهر حتّى يك مسجد وجود ندارد و شما سرمايه هاى عظيمى را به آن كارهاى بى حاصل اختصاص مى‏دهيد! شما با اين كارها اسلام را از بين برديد! از يهود و نصارى ياد بگيريد كه چه عبادتگاههاى زيبايى مى‏سازند، كه انسان را ناخودآگاه به سوى خود جذب مى‏كند! از هندوها ياد بگيريد كه براى بتهاى بى جان خود چه معابد عظيمى بنا مى‏كنند و... .
    خلاصه اين كه؛ كار منافق مخالف خوانى، پاشيدن تخم نفاق و اختلاف و ناراحت كردن ديگران است.
    امثال قرانی

  13. تشكرها 2


  14. #7
    مدير بخش
    ال یاسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    السلام علیک یا بقیه الله
    نوشته : 1,439      تشکر : 4,053
    5,341 در 1,360 پست تشکر شده
    وبلاگ : 3
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ال یاسین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    وقتى كه بعضى از مثلهاى قرآن نازل شد، منافقان شروع به بهانه گيرى كردند كه «اين چه مثلهايى است كه در قرآن آمده است؟!» شأن خداوند بزرگ، بالاتر از اين است كه به موجودى ضعيف مثل عنكبوت و مگس) و يا به موجودى بى جان چون آتش و رعد و برق مثال بزند!) و منظورشان از اين گفته ها اين بود كه «اينها، آيات قرآنى، از سوى خدا نازل نشده است و وحى نيست!»
    البته اگر اين آيات و مثلها نازل نمى‏شد و يا با كلامى دير فهم و كلماتى دشوار و عباراتى پيچيده بيان مى‏شد، منافقان قطعاً به گونه اى ديگر بهانه جويى و اشكال تراشى مى‏كردند كه: «اين چگونه مى‏تواند كلام خدا باشد در حالى كه ما چيزى از آن نمى‏فهميم؟ و يا چرا خداوند اين مفاهيم عالى و مطالب پيچيده را با بيانى ساده مطرح نكرده است تا براى همه قابل فهم و درك باشد؟!» همان گونه كه منافقان زمان حضرت شعيب اين مطلب را گفتند؛ خداوند در آيه شريفه 91 سوره هود مى‏فرمايد: «قالُوا يا شُيَعْبُ ما نَفْقَهُ كَثيراً مِمّا تَقُولُ وَ اِنّا لَنَرَاك فينا ضَعيفاً وَ لَوْلا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ وَ ما اَنْتَ عَلَيْنا بِعَزيز».
    گفتند: اى شيعب! بسيارى از آنچه را مى‏گويى، ما نمى‏فهميم و ما تو را در ميان خود، ضعيف مى‏يابيم. و اگر به خاطر قبيله كوچكت نبود، تو را سنگسار مى‏كرديم و تو در برابر ما قدرتى ندارى!
    با استفاده از آيه شريفه روشن مى‏شود كه منطق اينها بهانه جويى است؛ از طرفى مى‏گويند: «سخنان تو را نمى‏فهميم» و از طرف ديگر اظهار مى‏كنند «تو را به خاطر قبيله ات رها كرده ايم و گرنه مى‏كشتيم» حضرت شعيب در جواب آنها فرمود: «آيا خداوند عزيزتر است يا قبيله كوچك من؟!»)
    امثال قرانی

  15. تشكرها 2


  16. #8
    مدير بخش
    ال یاسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    السلام علیک یا بقیه الله
    نوشته : 1,439      تشکر : 4,053
    5,341 در 1,360 پست تشکر شده
    وبلاگ : 3
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ال یاسین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    چون منافقان لجوج از مثل زدن به موجودات بى جان يا ضعيف بهانه گيرى مى‏كردند، آيه 26 سوره بقره نازل شد و به اين دو رويان اشكال تراش جواب داد كه: «هيچ مانعى ندارد كه خداوند بزرگ به پشه، بلكه كوچكتر از پشه مثال بزند...» چون فصاحت و بلاغت سخن ايجاب مى‏كند، گاهى به موجودات بزرگ و گاهى به موجودات بزرگ و گاهى به موجودات كوچك مثال زده شود؛ هر گاه منظور از مثل بيان عظمت چيزى باشد معمولاً به موجودات بزرگ مثال زده مى‏شود و اگر هدف، نمايش و بيان سستى و ناتوانى چيزى باشد به حيوانات و موجودات ضعيف.
    بنابراين، همواره مثال به موجودات و اشياى بزرگ نشانه و دليل فصاحت و بلاغت مثل و كلام نيست. در نتيجه هيچ ايرادى وجود ندارد كه خداوند به هر چيزى كه مناسب با موضوع كلام باشد مثال بزند.
    مؤمنان و صالحان كه محتوا و حقيقت اين مثالها را مى‏فهمند، مى‏دانند كه از جانب خداست و منكر آن نمى‏شوند؛ ولى منافقان و كافران كه لجوج و متعصّب و بهانه گير هستند، اشكال تراشى مى‏كنند و مى‏گويند: «چرا خداوند چنين مثلهايى زده است كه باعث گمراهى عده اى و سبب هدايت عده ديگر شود؟!»
    امثال قرانی

  17. تشكرها 2


  18. #9
    مدير بخش
    ال یاسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    السلام علیک یا بقیه الله
    نوشته : 1,439      تشکر : 4,053
    5,341 در 1,360 پست تشکر شده
    وبلاگ : 3
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ال یاسین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اشتباه منافقان

    اشتباه بزرگ منافقان اين بود كه نمى‏خواستند به اين مهم توجه كنند كه: «يكى از شاخه هاى اعجاز قرآن مجيد، معجزه پيامبر(صلى الله عليه وآله)، فصاحت و بلاغت آن است».)
    فصاحت و بلاغت ـ كه موضوع يكى از علوم و دروس حوزه هاى علميه است ـ به اختصار عبارت است از «بيان جذّاب و بيان رسا» به تعبير ديگر اگر ظاهر سخنى زيبا باشد آن سخن را فصيح گويند و اگر سخنى داراى معناى بلند و پر محتوا باشد آن را بليغ نامند.
    بنابراين؛ فصاحت و بلاغت ـ كه از شاخه هاى اعجاز قرآن است ـ به معناى زيباى ظاهرى و بلندى محتوا مى‏باشد.
    قرآن مجيد براستى فصيح و بليغ است؛ يعنى هم ظاهرى زيبا و جذّاب دارد و شنونده را به خود جذب مى‏كند و هم داراى معانى و مطالب بلند و پر معناست. قرآن به ديدگاه عربها، تا آن اندازه فصيح و بليغ و جذّاب بود كه دشمنان، آن را سحر و جادو مى‏خواندند! زيرا كه شنونده را بى اختيار تسليم خود مى‏كرد و خودِ اين اتهام اعتراف به جذبه فوق العاده قرآن است! افراد بسيارى بودند كه با شنيدن چند آيه قرآن ايمان آوردند و دلباخته آن شدند.
    امثال قرانی

  19. تشكرها 2


  20. #10
    مدير بخش
    ال یاسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    السلام علیک یا بقیه الله
    نوشته : 1,439      تشکر : 4,053
    5,341 در 1,360 پست تشکر شده
    وبلاگ : 3
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ال یاسین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    جاذبه قرآن و نجات مسلمانان
    عده اى از مسلمانان صدر اسلام بر اثر فشار زياد مشركان مكه، به حبشه هجرت كردند. كفّار دو نماينده با هداياى فراوان به دربار نجاشى، پادشاه حبشه، فرستادند تا مسلمانان را برگردانند. آنان ابتدا اطرافيان و درباريان را با هدايا تطميع كردند و به نجاشى گفتند: «اينان جوانان فرارى و سركش شهر ما، مكه هستند و ممكن است در اين سرزمين ايجاد اغتشاش كنند و باعث درد سرى شوند؛ بهتر است كه آنها را به ما تحويل دهيد تا به شهر خودمان بازگردانيم.»
    مجلس از هر نظر به نفع كفّار و به ضرر مسلمانان بود و نمايندگان مشركان از پيش، مقدّمات دستيابى به خواسته خود را فراهم كرده بودند.

    امّا از آن جا كه نجاشى، مردى باهوش و زيرك بود از نماينده مسلمانان خواست كه آنها هم مطالب خود را بيان كنند. حضرت جعفر بن ابيطالب ـ رضوان الله عليهما ـ شروع به سخن كرد و به معرّفى اسلام و پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) و قرآن پرداخت. نجاشى از او خواست مقدارى از قرآن نازل شده بر پيامبر(صلى الله عليه وآله) را براى او بخواند. جعفر با در نظر گرفتن موقعيّت زمان و مكان و اين كه حاضران مسيحى بودند، آياتى از قرآن مجيد را در موضوع ولادت حضرت مسيح ـ على نبيّنا و آله و عليه السّلام ـ تلاوت كرد. مجلس كه از آغاز بر ضدّ مسلمانان آماده شده بود، منقلب شد و اشك در چشمان نجاشى و روحانيان مسيحى حلقه زد. فصاحت و بلاغت اين آيات و جاذبه كلام خدا، چنان در نجاشى تأثير گذاشت كه به نمايندگان قريش جواب منفى داد و هداياى آنها را بازگرداند و به جعفر و ساير مسلمانان اجازه داد كه تا هر زمان كه بخواهند در حبشه بمانند.)
    امثال قرانی

  21. تشكرها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •