خاطراتی ناب از شهیدعماد مغنیه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خاطراتی ناب از شهیدعماد مغنیه
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض خاطراتی ناب از شهیدعماد مغنیه




    به نام خدا







    خاطراتي ناب از شهيد عماد مغنيه


    در جلسه اي كه سيد حسن و چندي از فرماندهان حضور داشتند من كه او را نمي شناختم خواستم عكس دسته جمعي بگيرم , همه را در جاي مناسب نشاندم , دوربين را كه تنظيم مي كردم يكي از حضار به بهانه هاي مختلفي همچون تو نمي تواني يا خوب بلد نيستي و... دوربين را از من گرفت . آن روز چندين عكس گرفته شد بدون آنكه او حتي در يكي از آنها حضور داشته باشد.

    عماد حسن مغنيه در سال 1341 شمسي در روستاي «عربصاليم» از توابع شهر نبطيه در استان صور در جنوب لبنان، ديده به جهان گشود. مغنيه كه در خانواده‌اي پنج نفره متشكل از پدر، مادر و دو برادرش به نام‌هاي «جهاد» و «فواد» مي‌زيست، تحصيلات عالي خود را در دانشگاه آمريكايي بيروت ادامه داد.

    وي با سازمان آزادي‌بخش فلسطين همكاري مبارزاتي داشت، ولي پس از حمله سراسري ارتش صهيونيستي در خرداد ماه 1361 به لبنان كه تا بيروت پايتخت اين كشور پيش رفت، پس از عقب‌نشيني و خروج نيروهاي عرفات از راه بندر بيروت، از اين گروه فاصله گرفت و به جنبش شيعي «افواج المقاومة اللبنانية» كه توسط امام موسي صدر و شهيد دكتر مصطفي چمران بنيانگذاري شده بود، پيوست.

    استعداد فراوان، از خودگذشتگي و شجاعت كه از ويژگي‌هاي بارز او به شمار مي‌آمدند، در هم آميخته و از او شخصيتي انقلابي تمام عيار پديد آورد. جهاد، برادر عماد، در سال 1363 در عمليات عليه اشغالگران به شهادت رسيد. فؤاد نيز قرباني توطئه سازمان جاسوسي اسرائيل موساد شد و به شهادت رسيد.شركت او در سلسله عمليات نظامي و كارساز عليه اشغالگران صهيونيست، باعث شد تا دشمنان از او به عنوان شخص اول در نبرد با مقاومت اسلامي ياد كنند.

    عماد مغنيه در پاييز 1362 در عملياتي عليه آمريكا در كويت، به اسارت درآمد، ولي با ترفندهاي گوناگون موفق به رهايي شد. پس از آن بود كه سازمان جاسوسي آمريكا (سيا)، پي به شخصيت واقعي وي برد و در بدر به دنبال دستگيري او، لبنان و خاورميانه را زير پا گذاشت. آمريكا، عماد مغنيه را دشمن سرسخت و خطرناك خود مي‌دانست. بدان اندازه كه وي را مسئول انفجار مقر تفنگداران دريايي آمريكا در بيروت و كشته شدن 241 كماندو و همچنين مقر چتربازان فرانسوي در بيروت و كشته شدن ده‌ها تن از آنان مي‌داند. همچنين او را مسئول چندين نوبت عمليات شهادت طلبانه عليه سفارت آمريكا در لبنان و كويت و ربودن هواپيماي امير كويت مي‌داند.

    جايزه 25 ميليون دلاري آمريكا براي زنده يا مرده عماد، نشان از هراس جنايتكاران و تروريست‌هاي دولتي از هرگونه مقاومت دارد. بر خلاف آنچه آمريكا و رژيم صهيونيستي عليه عماد مغنيه جوّسازي مي‌كنند و او را تروريستي بزرگ مي‌نامند، وي تنها رزمنده‌اي خالص از مقاومت اسلامي لبنان بود كه براي نجات كشورش از اشغالگران، تا پاي جان مبارزه كرد و بيش از 26 سال، سازمان‌هاي اطلاعاتي 42 كشور از جمله سيا و موساد را به دنبال خود كشاند.

    بدون شك، توانايي‌هاي خارق‌العاده عماد مغنيه يا همان «حاج رضوان»، در «لجنه امنيه» حزب‌الله، نقش بسزايي در پيشرفت كميته امنيتي و وارد آوردن ضربات جبران ناپذير بر رژيم اشغالگر قدس داشته است. تاثير اين ضربات بر پيكره صهيونيسم جهاني به حدي بود كه پس از شهادتش سخنگوي وزارت خارجه آمريكا اعلام كرد جهان پس از مغنيه ( بخوانيد آمريكا و هم پيمانانش) روزهاي آرام تري را خواهد داشت. امروزه هر كس بخواهد از دين و كشور خويش در برابر اشغالگران دفاع كند، به تروريسم متهم مي‌شود كه اين چيز تازه‌اي نيست.

    آنچه در پي مي‌آيد، تلاشي است اندك در معرفي گوشه هابي از زندگي سراسر حماسه بزرگمردي گمنام كه براي اولين بار از لابلاي سخنان دوستانش گردآوري شده، دوستاني كه برخي از آنها پس از شهادت حاج رضوان بود كه او را شناختند و دريافتند كمك رسان هميشگي شان كسي نبوده است جز عماد مغنيه. البته طبيعي است كه آنها تنها با اين شرط كه

    .................................................. ..

    با آنكه معاون جهادي حزب الله محسوب مي‌شد اما اصلا علاقه‌اي به كسب مدارج سياسي در حزب الله نداشت و عضو شوراي رهبري هم نبود. بعد از سال ها و اصرارهاي مكرر سيد حسن به وي مبني بر شركت در انتخابات شوراي رهبري پذيرفت كه نامزد شود. اما در دل راضي نبود و هيچ تلاشي براي كسب آرا نكرد. راي‌گيري كه انجام شد، بالا‌ترين راي را آورد پس از نصرالله.

    .................................................. ..
    همه جا بود و هيچ‌جا نبود. مثل ماهي‌اي بود كه در دست نمي‌آيد. هر جا كه مي‌خواست حضور پيدا مي‌كرد بدون آن‌كه كسي پي به حضورش ببرد يا او را بشناسد. زبان انگليسي، فرانسه و فارسي را به خوبي عربي بلد بود و صحبت مي‌كرد.

    گاهي در برخي جلسات مترجم بودن را بهانه اي براي حضورش و مطلع شدن از نظرات طرفين قرار مي‌داد و آن‌قدر خوب از عهده اين كار برمي‌آمد كه هيچ‌كس شك نمي‌كرد كه او مترجم نيست و عماد مغنيه، مغز متفكر حزب‌الله لبنان است. حتي گاهي نظرات طرف خودي را كه فكر مي‌كرد نياز به اصلاح دارد در قالب ترجمه اصلاح كرده و نظر خودش را اعمال مي‌كرد. از اين طريق هميشه در جريان اطلاعات دست اول بود.

    در هر موضوعي نظرات بسيار خوب و قوي ارائه مي‌داد، حتي در فيلم‌سازي و كارهاي رسانه‌اي شبكه المنار. اما در جاهايي كه مي‌خواست ابراز نظر كند و نظرش مخالف راي شخص ديگري بود، طوري آن‌را بيان مي‌كرد كه اصلا طرف مقابل احساس مخالفت از سوي حاج رضوان نمي‌كرد و به خوبي اشكال ديدگاهش را مي پذيرفت، بدون آن‌كه كدورتي بين آنها ايجاد شود

    .................................................. ...

    ايران كه مي‌آمد سعي مي‌كرد حتماُ به زيارت امام رضا‌(ع) مشرف شود و اغلب، فرصت زيارت حضرت معصومه(س) را هم از دست نمي‌داد.

    .................................................. ..

    علاقه زيادي به اهل بيت‌(ع) داشت و در همه كارهايش به ايشان توسل مي‌جست و همين باعث شده بود ثبات روحاني،معنوي و عرفاني زيادي پيدا كند كه در اوج دشوارترين عمليات‌ها هم طمأنينه و آرامش خاصي داشته باشد.
    ماهواره‌هاي جاسوسي رژيم صهيونيستي و هواپيماهاي بدون سرنشين Mk، بيست و چهار ساعته در حال گشت‌زني در آسمان بيروت هستند و هر گونه جابجايي و فعاليت را زير نظر دارند.

    حاج رضوان براي اينكه مقرهاي حزب الله لو نروند، دستور داده بود تعدادي ماشين مدام در شهر بچرخند و از خانه‌اي به خانه ديگر و از پاركينگي به پاركينگي ديگر بروند، در حالي كه جز راننده سرنشيني نداشتند و آن اماكن هم يا خالي بودند يا ارتباطي با حزب‌الله نداشتند. همين باعث شده بود با اينكه دهها بار همراهش به خانه‌شان رفته بودم، هيچ‌گاه محل آن‌را ياد نگرفتم چون هر بار از مسير جديدي مي‌رفتند و در راه هم چند ماشين عوض مي‌كرديم.

    .................................................. ..

    حاج عماد، فرمانده دو پيروزي ارزشمند و تاريخي حزب‌الله يعني جنگ سال 2000 كه منجر به خروج رژيم صهيونيستي از لبنان شد و نيز جنگ 33 روزه در سال 2006 بود. آموزش‌هاي او مبتني بر اين ايده بود؛ حداكثر تلفات از دشمن و حداقل براي نيروهاي خودي.

    در شب فرار اسراييل (سال 2000) و در حاليكه كمربند امنيتي بيروت را هم ترك كرده، و به سرعت در حال عقب‌نشيني به سمت مرزهايشان بودند، شوراي رهبري حزب‌الله جلسه‌اي تشكيل داد جهت تصميم‌گيري در مورد اقدامات بعدي.

    شهيد عماد مغنيه در آن جلسه معتقد بود كه ما براي ذلت بيشتر اسراييل و خوار كردن آنها بايد آنها را تعقيب كنيم و در واقع تا لحظه آخر هم نگذاريم براحتي لبنان را را ترك كنند.

    .................................................. ..

    عمليات در آخرين دقايق لغو شد چرا كه عماد مغنيه باز هم تور امنيتي آنها را ترك كرده بود بدون آنكه ردي از خود بر جاب گذاشته باشد.

    .................................................. ..

    اين بار ديگر مطمئن بودند تلاش‌هايشان جواب داده و عماد مغنيه را يافته‌اند آنهم در يك كشتي پاكستاني در دوحه قطر. كاركشته‌ترين واحدهاي دريايي ناوگان پنجم آمريكا مستقر در خليج فارس متشكل از چند كشتي، قايق، كماندوهاي واحد شناسايي و غواصان حرفه‌اي مأموريت داشتند او را در حمله‌اي برق آسا زنده دستگير كنند.
    چند ماهي به نبرد 33 روزه مانده بود آن‌روز بعد از مدت ها جلسه‌اي با او داشتم بعد از جلسه به من گفت: بيا اتاق بغل مي‌خواهم چيزهاي جالبي را نشانت دهم.

    باور كردني نبود. تجهيزات و برنامه‌هايي كه او را براي نبرد احتمالي با رژيم صهيونيستي آماده كرده بود خارج از حد تصور بودند. او در طراحي‌هايش از همه تجربه‌ها استفاده كرده بود از جنگ‌هاي چريكي ويتنام و الجزاير گرفته تا جنگ فلسطين.
    جنگ 33 روزه آمده و رفت اما حزب الله قويتر از سابق باقي ماند. حاج عماد در طول جنگ توانست مكالمات دشمن را شنود كند اما آنها نتوانستند. او در اسرائيلي‌ها نفوذ كرد اما آرزوي كوچكترين اطلاعاتي از داخل حزب‌ا... بر دل آنها ماند
    .................................................. ...
    براي ترور او بسيار تلاش كردند. يك بار در سال 1994 از طريق فردي به نام احمد حلاق با برادر حاج عماد به نام فواد كه تاجر بود ارتباط گرفتند و به بهانه كمك اقتصادي به حزب ا... سعي كردند جلسه اي بين حلاق و حاج عماد تشكيل دهند. روزي كه قرار بود جلسه در محله صفير در جنوب بيروت تشكيل شود، حاج رضوان كه مشكوك شده بود، بدون اطلاع قبلي به آنجا نرفت و برادرش فواد كه به آنجا رفته بود، به همراه جمعي از شهروندان عادي بر اثر بمبگذاري به شهادت رسيدند.
    چندي بعد عماد انتقام خون هاي بيگناه را گرفت. احمد حلاق را از دايره حفاظتي موساد در جنوب لبنان خارج كرده و به بيروت كشاند و در آنجا حكم اعدامش را اجرا كرد تا اسرائيل ضربه‌ ديگري بخورد
    .................................................. ...

    در جلسه اي كه سيد حسن و چندي از فرماندهان حضور داشتند من كه او را نمي شناختم خواستم عكس دسته جمعي بگيرم , همه را در جاي مناسب نشاندم , دوربين را كه تنظيم مي كردم يكي از حضار به بهانه هاي مختلفي همچون تو نمي تواني يا خوب بلد نيستي و... دوربين را از من گرفت . آن روز چندين عكس گرفته شد بدون آنكه او حتي در يكي از آنها حضور داشته باشد .
    ... شهيد كه شد او را شناختم , آن موقع بود كه فهميدم چرا سازمان سيا سالها در به در دنبال ردي از حاج عماد بود و تنها عكسي از بيست و چند سالگي او داشت
    .................................................. ...

    -انقلاب كه شد متن سخنراني هاي امام را به زبان عربي و فارسي از سفارت ايران در بيروت مي گرفت و آنقدر آنها را مطالعه كرد كه در كمتر از 6 ماه توانست به راحتي فارسي بخواند و پس از مدتي صحبت كند.
    امام خميني( ره) را بسيار دوست داشت وخود را موظف به تبعيت از دستورات ايشان مي دانست. به همين دليل علاقه زيادي به يادگيري زبان فارسي داشت تا راحت تر از نظرات ايشان بهره مند شود.

    .................................................. ..

    خيلي خوشحال بود...برده بودند..در قالب تيم هاي تشكيلات خودشان ، تيم مقابل را برده بودند و او با خوشحالي بسيار از پيروزيشان سخن مي گفت...

    به فوتبال علاقه داشت، خيلي زياد.

    .................................................. ....

    در اين اواخر مسئوليت معاون جهادي حزب‌الله كه شامل امور اطلاعاتي‌،امنيتي‌ و نظامي مي‌شد را به فرماندهاني كه خود تربيت كرده بود واگذار كرده،و خودش در امور برنامه‌ريزي فعاليت مي‌كرد.‌قطعاُ آنهايي كه تحت نظر او آموزش مي‌ديدند و از خرمن پربار ايده‌هايش بهره مي‌گرفتند اگر توانمندتر از او نشده باشند‌،‌‌‌چيزي از او كم نخواهند داشت.آموزش‌هاي چريكي كه او به نيروهايش مي‌داد‌‌،‌حقيقتاُ سخت و طاقت‌فرسا بود و كمتر كسي را ياراي انجام دادنشان بود
    .................................................. ...

    آخر هم مزد خود را از سه ‌ساله ابا‌عبدالله گرفت. شب شهادتش به زيارت حضرت رقيه مي‌رود، در عزاداري حرم شركت مي‌كند، غذاي نذري هم مي‌خورد و بعد هم در جلسه شركت مي‌كند و آخرش هم... راستي آن شب، شب شهادت رقيه بود. بسيار پايبند مستحبات به‌خصوص زيارت عاشورا بود و آنرا مي‌خواند. علاقه‌ي خاصي هم به امام حسين«ع» و حضرت رقيه«س» داشت و هرگاه كه سوريه مي‌رفت حتما به زيارت ايشان مي‌شتافت

    .................................................. ...

    حاج عماد هنگامي كه قصد سوار‌ شدن به خودرويش را داشت متوجه خودروي مشكوكي كه پشت ماشينش پارك بود شد، اما ديگر دير شده بود. سرويس‌هاي امنيتي چندين كشور غربي دنبالش بودند، صبح و شب. بار‌ها هم جاهاي مختلف دنيا اقدام به ترور او كردند اما هيچ‌گاه موفق نبودند. آخرين‌بار در محله كفرسوسه در دمشق بود. اين‌بار همه آمده بودند؛ آمريكايي‌ها، اروپايي‌ها، موساد و حتي عرب‌ها. ماشين در يك كشور اروپايي با نظارت سيا بمب‌گذاري مي‌شود و از آنجا به سوريه منتقل مي‌گردد. كشور هاي عربي محل جلسه را لو داده بودند و موساد بمب را منفجر كرد.

    نقل از پايگاه مركز اسناد انقلاب اسلامي






    خاطراتی ناب از شهیدعماد مغنیه
    ویرایش توسط خادمه صدیقه طاهره(س) : 18-12-1388 در ساعت 19:31





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكر

    نرگس منتظر (18-12-1388)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •