سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 52

موضوع: عروج ملکوتی*ویژه نامه رحلت رهبرکبیر انقلاب ،حضرت امام خمینی (ره)*

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,268
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,330
    مورد تشکر
    88,482 در 29,306
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    درد یتیمی


    زمانه بی تو یتیمی است که در تلاطم احساس غربتی سترگ
    از هوش رفته است.

    بگذار آشکار بگویم، بشریت هنوز کودک خردی است که از درک
    وسعت شگرف تو عاجز است؛ او را در این قصور ملامت نیست؛
    چرا که بال احساسش بر بی کران احاطه ندارد.

    تو رفتی و هزاران دل از هم پاشید، هزاران دیده در اشک غرقه شد
    هزاران دست به سر کوفت، هزاران کوه غم برافراشت و
    هزار بیرق در غبار غربت تو به عزا ایستاد.

    بگذار عاشقانه بگویم!
    عشق، بی تو در کوچه های پریشانی پرسه می زند
    و التهاب در مویرگ هایمان در رفت و آمد است.

    وقتی تو را به ابدیت سپردیم، بهشت زهرا با بارش گریه ما
    به گلستانی بدل شد و خندید، شهیدان به میمنت ورود تو
    هلهله کردند و زمین، آسمانی شد.

    ای آسمانی مرد!
    چلچراغ چشمانت را از ما دریغ مدار و اهتزاز دستانت را نیز؛

    آن گاه که آتشفشان حادثه از شش جهت ما را احاطه می کند
    و کودکان شهید، به افق های انتظار چشم دوخته اند که
    کسی بیاید و گل های تشنه را سیراب کند.


    تقی متقی

    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 12-03-1394 در ساعت 14:53
    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  2. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,268
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,330
    مورد تشکر
    88,482 در 29,306
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    نگاه ماه

    می گفتیم:
    تا وقتی سبزترین دست خدا ظهور کند
    در نگاه خود، خمینی را خواهیم داشت.

    می گفتیم:
    تا وقتی خورشید، پرتوهای طلایی اش را بر کوچه های شهرمان
    می پاشد و تا زمانی که ردّ دریا را می توان یافت
    جماران را بی خمینی نخواهیم دید.


    آی جماران! کدام صدف، مرواریدی چون او داشت؟!
    آه جماران! ما امروز در این باغستان ولایت، در فراق «اقاقیا» می سوزیم
    و چشم امید به گلی دیگر از باغ گل های محمدی دوخته ایم
    و نماز عشق را به «امین» تو و امت اقتدا می کنیم.

    آری! چشمان ما به نگاه «ماه» دوخته است؛
    ماهی که از افق «حسینیه امام خمینی» می تابد و
    تابش آن، ژرفای وجودمان را روشن می سازد.


    قلب هایی که در داغ «خورشید» شکست، امروز میزبان لبخندِ مهرِ
    «ماه» است؛ دست هایی که با ولایت خمینی مشت می شدند، امروز
    فریادگر زیباترین شعر و گویاترین شعارها هستند.

    این مشت های گره شده، در مکتب درس آموز خمینی آموخته اند
    که بر سر ستم فریاد زنند و بر دست خوبی ها بوسه.


    آموزگار عشق و اعتراض ما خمینی بود و ما در این مکتب
    فریاد و سکوت را باهم آموختیم؛

    اینک «هر چه فریاد داریم بر سر آمریکا می زنیم»
    و هر چه عشق و ایثار داریم بر دست های مظلوم فلسطینی ها نثار می کنیم
    تا در یادمان روزی که در نگاه امام خود بالیدیم و پر کشیدیم، تبسم روح بلند
    و پاکش را و لبخند رضایتش را از آنِ خود کنیم.


    ناهید طیبی

    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 12-03-1394 در ساعت 14:54
    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  3. Top | #13

    عنوان کاربر
    همكار انجمن خدمات و دانلود
    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    شماره عضویت
    1270
    نوشته
    709
    صلوات
    10
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    2,363
    مورد تشکر
    3,481 در 696
    دریافت
    11
    آپلود
    12

    پیش فرض




    همه ما می‏ میریم، بفرمایید سر کارتان!





    وقتی آقای مصطفی خمینی رحلت کرده بودند، قرار شد جمعی به اتفاق حاج احمد آقای خمینی به محضر امام خمینی(ره) برسند و به صورت تدریجی خبر را به امام برسانند.

    یکی گفت: «از حاج آقا مصطفی، از بیمارستان چه خبر؟»

    مرحوم میرزا حبیب‏الله اراکی گفت: «الان از بیمارستان تلفن کردند که ایشان را مثل اینکه باید زودتر به بغداد برسانند.»

    احمد آقا جلوی صدای گریه‏اش را نتوانست بگیرد ولی رویش را برگرداند که آقا نبینند، ولی امام صورتشان را برگرداندند و گفتند: «احمد چته؟! مگر حاج آقا مصطفی مُرده؟!

    همه اهل آسمانها و زمین می میرند و کسی باقی نمی‏ماند. همه ما می‏میریم. آقایان بفرمایید سرکارتان».


    خودشان هم بلند شدند و وضو گرفتند و مشغول خواندن قرآن شدند.





    منبع: سرگذشتهای ویژه از زندگی امام خمینی، ج 1، ص 70


    امضاء



  4. Top | #14

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,619
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    44,869
    مورد تشکر
    29,510 در 7,770
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض









    سکوتی عجیب بر فضا حکمرانی می کند

    تمام ستون ها چون مجسمه هایی خاموش سال هاست که ایستاده اند
    اینجا، بدون تو

    سال هاست ایستاده اند و جای خالی تو را نظاره می کنند
    جای خالی تو و آن صندلی سپید زندانی شده پشت شیشه ها را نظاره می کنند
    ایمان دارم سکوت نیز اینجا شرم دارد از خاموشیش


    جای خالی تو را باید فریاد کشید
    جای خالی تو را نه یک روز، که هر روز،
    که هر شب باید با بغض فریاد کشید





    امضاء





  5. Top | #15

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,619
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    44,869
    مورد تشکر
    29,510 در 7,770
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض









    دست که بلند می کردی برای مشایعت حضار انگار همه به یک باره کودک می شدند

    کودکی تشنه دیدار و نوازش های دلسوزانه پدر

    همان پدر پیر و مهربان و دلسوز
    صدای دلنشینت که طنین انداز همیشه جماران بود مرحمی می شد

    بر دل های مسافران خسته دلی که از دور و نزدیک آمده بودند تا دیدار تازه کنند
    آمده بودند تا دیدار تازه کنند مثل همیشه

    آری آن روز نیز چون همیشه مردم از جای جای
    این مرز و بوم آمده بودند برای دیداری دوباره


    این بار اما بر خلاف همیشه میزبانشان به استقبالشان نیامده بود
    تا با دست های مهربانش میهمانانش را مشایعت کند


    این بار اما بر خلاف همیشه میزبانشان به استقبالشان نیامده بود
    تا اجازه ندهد میهمانانش در نبود او بر سر و صورت خود بکوبند


    این بار اما بر خلاف همیشه میزبانشان به استقبالشان نیامده بود
    تا با دست های خود اشک های جاری شده میهمانانش را از رویشان برگیرد


    او رفته بود
    او برای همیشه رفته بود


    پدر پیر ما برای همیشه رفته بود
    با دلی آرام و قلبی مطمئن از کنار ما رفته بود برای همیشه




    امضاء





  6. Top | #16

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,619
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    44,869
    مورد تشکر
    29,510 در 7,770
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض










    حالا سال هاست جماران حال و هوای غریبی دارد

    جای خالی او بر جای جای جماران خودنمایی می کند
    مثل سکوت غریب حاکم بر فضایش

    آری سالهاست
    سکوتی عجیب بر فضا حکمرانی می کند
    تمام ستون ها چون مجسمه هایی خاموش سال هاست که ایستاده اند

    اینجا، بدون تو
    سال هاست ایستاده اند و جای خالی تو را نظاره می کنند
    جای خالی تو و آن صندلی سپید زندانی شده پشت شیشه ها را نظاره می کنند

    ایمان دارم سکوت نیز اینجا شرم دارد از خاموشیش ...






    امضاء





  7. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,268
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,330
    مورد تشکر
    88,482 در 29,306
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    موسای صلابت



    شب هنگام، چراغ در دست، خرامان از پلکان تاریخ بالا رفتی.
    پیشانی ات سپیده دمِ عدالت را نوید می داد.

    یادم هست اولین باری که پیشانی ات چین برداشت، زمانی بود
    که توفانِ پانزده خرداد، رخ داد؛ آن روز بود که آسمان دریافت مردی
    دیگر از حماسه سازان باران، هوای بشریت را تازه خواهد کرد.


    آن روز، باغ ها دریافتند که سروی از تبارِ آزادگان، انتقامِ خون
    به ناحق ریخته شقایق را خواهد گرفت.و تو خروشیدن را آغاز کردی.

    انگار همین دیروز بود که همراه حواریونت، به غرب هجرت کردی
    و هجرت تو به غرب، مبنای تاریخ هجری انقلاب شد.

    و چه زیبا به وطن بازگشتی!
    وقتی که فرود می آمدی، نزدیک بود پلکان هواپیما از هیبتت فرو ریزد.

    وقتی به وطن آمدی، همه چیز بوی تازگی می داد و چندی نگذشت
    که درختان، شکوفه باران حضور تو شد. آن روز، عزم تو، چنان
    با تبر برآرواره بت ها زد که نمرود، از قعر جهنم نعره کشید.


    صلابتِ تو وقتی به جگر نیل زد، موج ها را به شعار «مرگ بر فرعون»
    وا داشت و صبر تو بود که در توفان های بنیان بر انداز، خم به ابرو نیاورد.

    همیشه از نگاه بسیجیانِ تو، عطر خوش سیب می تراوید و پشت
    لباس های خاکی شان گواه بود که تو را لبیّک می گویند.

    دشت های عرفان، پادگانِ لبیک تو بودند و سبزه های
    خلوص، پیاده نظامِ همیشه ات.چگونه آرزوی بسیجی بودن داشتی، وقتی
    که هرگیاهی بسیجیِ روییدن در باغچه عشقِ تو بود؟

    آن گاه که پای انقلابت در میان بود، خود، ارتشی بیست
    میلیونی می شدی و به صحنه می آمدی.


    به یاد دارم که در دو روزه عمر، همیشه دغدغه پا برهنگان داشتی
    و می گفتی انقلاب از آنِ خشتْ بالین هاست.

    هنوز تاریخ به تو قسم یاد می کند و در برابر
    نهضت تو سر تسلیم فرو می آورد.

    هنوز دستِ نوازشِ تو را بر سر خود حس
    می کنم و از باغ تبسمت گل محبت می چینم.




    جواد محمدزمانی

    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 12-03-1395 در ساعت 08:28
    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  8. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,661
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,678 در 52,453
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    در خون نشسته چشم از هجر روی یاران
    از فرقت عزیزی کاو بود در جماران

    شد چشمه های دیده در سوگ تو خروشان
    این مظهر صفا و مصداق چشمه ساران

    عالَم ز ماتم تو، رنگ عزا گرفته
    رونق دگر ندارد، سرسبزی بهاران

    بر سر زنند یکسر در ماتم و فراقت
    پیر و جوان و کودک شیون کنان و نالان

    ای مرشد و مرادِ، این امت خداجوی
    یکدم نظر بفرما بر جمع بی قراران

    تنها تسلی ما از هجر جانگدازت
    باشد وجود رهبر، آن یادگار دوران

    گفتا ز دل «حمیدی»، نام نکوی رهبر
    ثبت است جاودانه بر لوح روزگاران

    سروده مصطفی حمیدی راوری




    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 13-03-1396 در ساعت 16:25
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  9. Top | #19

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    شماره عضویت
    1938
    نوشته
    11,533
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    تشکر
    114,344
    مورد تشکر
    42,035 در 11,159
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض






    ما همه آيينه ي ياد توايم
    بچه هاي نازي آباد تو ايم


    ما ز شرح سوز آهت عاجزيم
    ما ز تفسير نگاهت عاجزيم

    پير زيبا، پير شاعر، پير عشق
    پير صد آيينه ي تصوير عشق

    داغ دست لاله لرزان توام
    داغ چشم شبنم افشان توام

    آه پاييز جدايي جان گرفت
    خون چكاني هاي گل پايان گرفت


    بازكن اي درد نوش مست پير
    از سر نو باده ي سرخ غدير

    زخميان با جنبش حق همرهند
    زهر نوشان حقيقت آگهند


    نور تاوان تكامل مي دهد
    هرچه خون لازم شود گل مي دهد

    عشق تو زخم صراحت خورده است
    هرچه خون تو جراحت خورده است


    گرچه نبض آب در چنگ من است
    خون تو زيباتر از رنگ من است

    ما مقيم سايه سار سوسنيم
    ما گياه هرزه ي اين گلشنيم


    زنده ياد احمد عزيزي


    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 11-03-1393 در ساعت 22:18
    امضاء

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  10. Top | #20

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,661
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,678 در 52,453
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    خرداد همیشه بار غم بر دوش ما نهاده است.
    ای روح پر کشیده به بهشت!

    در سالگرد عروج ملکوتی‌ات، باز همه غم، چنگ بر دل‌هایمان می‌زند.
    سوگ ارتحال تو، مدینه ایران را به غم و ماتم نشاند
    و چشمه‌های اشک را از دیدگان خون‌بارِ امّت عاشق، جاری ساخت.

    آنچه رفت، پیکر پاک و جسد مطهرت بود.
    آنچه ماند، فکر ناب و اندیشه روشن و خط ماندگارت بود.

    اماما! روح تو به آسمان‌ها پر کشید،
    اما راه تو، ای روح خدا! در زمین و میان عاشقان تداوم یافت.

    پرچمی که برافراشته‌اى، اکنون بر دوش علمداری رشید
    از نسل حسین فاطمه(س) است.


    ای امام! ای نگین ِافتاده از انگشتر امت،
    ای جان ِرفته از پیکر ایران،

    ای گوهرِ در خاک نهفته، ای پدر فرزندان شهدا،
    ای سالار بسیجیان عاشق!


    چگونه مرگ تو باور کردنی است،
    ای حیات‌بخش اسلام و ایران؟

    حسینیه جماران از تو خالی است،
    اما سینه هر یک از ما حسینیه‌ای است
    پر از شیون عزا و لبریز از سوگ غم.


    اکنون گرچه صدای تو خاموش است،
    دل‌های ما محشری پر غوغا از کلام عطرآگین توست.

    و گوش تاریخ از پیام‌های سنگین تو سرشار است.
    امام رفت و بار غم برای همیشه بر دلمان نهاده،
    اما... راهش ادامه یافت»

    سید محمدصادق میرقیصرى




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی