▌ *๑۩๑*▌ موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام▌ *๑۩๑*▌ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▌ *๑۩๑*▌ موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام▌ *๑۩๑*▌
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض ▌ *๑۩๑*▌ موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام▌ *๑۩๑*▌






    ▌ *๑۩๑*▌ موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام▌ *๑۩๑*▌






    " انتم الصراط الاقوم و السبیل الاعظم و شهداء دارالفناء و شفعاء دارالبقاء. (1)؛ شما راست ‏ترین راه ها و بزرگترین شاهراه ها هستید. شما شهیدان این جهان و شفیعان آن جهانید.

    همه ائمه اطهار علیهم السلام به استثناى وجود مقدس حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه كه در قید حیات هستند، شهید از دنیا رفته‏اند؛ هیچ یک از آنها با مرگ طبیعى و با اجل طبیعى و یا با یك بیمارى عادى از دنیا نرفته‏اند، و این یكى از مفاخر بزرگ آنهاست.

    خود آنان همیشه آرزوى شهادت در راه خدا را داشتند كه ما مضمون آن را در دعاهایى كه آنها به ما تعلیم داده‏ اند و خودشان مى‏خوانده‏اند مى‏ بینیم.

    على علیه السلام مى ‏فرمود: "من تنفر دارم از این كه در بستر بمیرم، هزار ضربه ‏شمشیر بر من وارد بشود بهتر است از این كه آرام در بستر بمیرم." و ما نیز در دعاها و زیاراتى كه قرائت مى‏كنیم یكى از فضائل ائمه را به این نام یادآوری می کنیم كه آنها از زمره شهدا هستند و شهید از دنیا رفته‏ اند.


    در اصطلاح، «شهید» لقب وجود مقدس امام حسین علیه السلام است و ما معمولا ایشان را به لقب‏«شهید» مى‏خوانیم: «الحسین الشهید».

    همان طور كه لقب امام ششم را‏ «جعفرالصادق‏» و لقب امام موسى بن جعفر را ‏« موسى الكاظم‏» مى ‏گوییم ، لقب سیدالشهداء نیز« الحسین الشهید» است. ولى این بدان معنى نیست كه ائمه دیگر ما شهید نشده ‏اند. همان طور كه اگر موسى بن جعفر را ‏«الكاظم‏» می نامیم معنایش این نیست كه سایر ائمه" كاظم" نبوده ‏اند -"كاظم‏" یعنى كسى كه بر خشم خود مسلط است- ، یا اگر به امام هشتم مى ‏گوییم «الرضا» معنایش این نیست كه دیگران مصداق‏«الرضا» نیستند، و یا اگر امام ششم را «الصادق‏» می نامیم ، معنایش این نیست كه دیگران العیاذ بالله صادق نیستند.









    ▌ *๑۩๑*▌ موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام▌ *๑۩๑*▌
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  2.  

  3. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض









    تاثیر مقتضیات زمان در شكل مبارزه

    اینجا این سوال مطرح می شود كه چرا سایر ائمه را "شهید" می گوییم؟ با این که بر اساس اسناد تاریخی ایشان در مقابل دستگاه هاى جور زمان خودشان قیام نكرده و شمشیر نكشیده اند؟ و ظاهر سیره ‏شان نشان مى ‏دهد كه روش ایشان با روش امام حسین(ع) متفاوت بوده است.

    این که ما تصور کنیم سایر ائمه با روش امام حسین(ع) در این جهت اختلاف و تفاوت داشته است، تصور غلطی است. این هم که برخی فکر می کنند بنای امام حسین علیه السلام بر مبارزه با دستگاه جور زمان خود بود ولى سایر ائمه بنای مبارزه را نداشتند، تفکر نادرستی است. امكان ندارد مقام مقدس امام با دستگاه ظلم و جور زمان خودش سازش كند و خودش را با آن منطبق كند؛ بلكه همیشه با آنها مبارزه مى ‏كند.

    تفاوت در این است كه شكل مبارزه فرق مى‏كند. یك وقت مبارزه علنى است و اعلان جنگ می شود؛ و وقتی دیگر، مبارزه هست ولى نوع مبارزه فرق مى ‏كند.

    یعنی مقتضیات زمان در شكل مبارزه تاثیر می گذارد. هیچ وقت مقتضیات زمان در این جهت نمى‏ تواند تاثیر داشته باشد كه در یك زمان سازش با ظلم جایز نباشد ولى در زمان دیگر جایز باشد. در واقع سازش با ظلم در هیچ زمانى و در هیچ مكانى و به هیچ شكلى جایز نیست، اما ممكن است شكل مبارزه فرق كند.

    تاریخ ائمه اطهارعموماً حكایت مى ‏كند كه همیشه در حال مبارزه بوده‏اند. اگر مى‏ گویند مبارزه در حال تقیه، مقصود سكون و بى تحركى نیست.« تقیه‏» از ماده ‏«وقى‏» است، مثل تقوا كه از ماده ‏«وقى‏» است. تقیه معنایش این است که به شكل مخفیانه‏ و در یك حالت استتار از خود دفاع كردن؛ نه دست از مبارزه برداشتن.





    ▌ *๑۩๑*▌ موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام▌ *๑۩๑*▌
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  4. #3
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    همه ائمه اطهار این افتخار را دارند كه در زمان خودشان با هیچ خلیفه جورى سازش نكردند و همیشه در حال مبارزه بودند. ایشان در مقابل خلفایی نظیر عبدالملك مروان، اولاد عبدالملك، پسرعموهاى عبدالملك، بنى العباس، منصور دوانیقى، ابوالعباس سفاح، هارون الرشید، مامون و متوكل و ... که از بدنام‏ ترین افراد تاریخ هستند، ایستادند و به انحاء مختلف مبارزه نمودند.

    اگر مقاومت ائمه اطهار در مقابل اینها نبود، و اگر ایشان فسق ها و انحراف هاى آنان را برملا نمى‏كردند و غاصب بودن و نالایق بودن آنها را به مردم تذکر نمى دادند‏، امروز ما هارون و مخصوصاً مامون را در ردیف قدیسین مى‏ شمردیم. اگر ائمه، باطن مامون را آشكار نمى‏ كردند و وى را معرفى نمى‏ نمودند، مسلما امروز او یكى از قهرمانان بزرگ علم و دین در دنیا تلقى مى ‏شد.

    در این مقاله بحث ما در زمینه عواملی است که موجبات شهادت امام موسى بن جعفرعلیه السلام را فراهم نموده است. البته در این كه موسى بن جعفرعلیه السلام به شهادت رسیده، از مسلمات تاریخ است. بنا بر معتبرترین و مشهورترین روایات، موسى بن جعفرعلیه السلام چهار سال در كنج ‏سیاه چاله اى زندان به سر برد و در زندان هم به شهادت رسید.





    ▌ *๑۩๑*▌ موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام▌ *๑۩๑*▌
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  5. #4
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    امام در زندان بصره

    امام فقط در یك زندان محبوس نبود، بلکه در زندان هاى متعدد به سر برد. ایشان را از این زندان به آن زندان منتقل مى ‏كردند، و راز مطلب این بود كه در هر زندانى كه امام را مى ‏بردند، پس از اندك زمانی زندانبان مرید امام مى‏ شد.

    اولین حبس امام در هفتم ماه ذى الحجه سال 178، از زندان بصره آغاز گردید. امام را تحویل عیسى بن جعفربن ابى جعفر منصور، - نوه منصور دوانیقى- والى بصره دادند.

    او یك مرد عیاش و شرابخوار، و اهل رقص و آواز بود. مدتى که از زندانی بودن امام گذشت، كم كم عیسى بن جعفر علاقه ‏مند و مرید امام شد.عیسی بن جعفر بر اساس تبلیغات حکومت تصور مى ‏كرد كه امام کاظم (ع) مردى ‏یاغى است كه مدعى خلافت است، ولی پس از چندی همجواری با امام دریافت که ایشان نه تنها دل به دنیا نبسته است بلکه غرق در معنویت است. و اگر مساله خلافت ‏براى ایشان مطرح است از جنبه معنویت مطرح است نه این كه یك مرد دنیا طلب باشد. همین مسائل باعث شد که وضع تغییر کند و عیسی دستور داد اتاق بسیار خوبى در اختیار امام قرار دادند و رسماً از امام پذیرایى مى كرد.

    از آن طرف هارون محرمانه به عیسی پیغام داد كه امام را بکشد. عیسی جواب داد که چنین كارى نمى ‏كند. پس از این که هارون برای اجرای دستورش فشار زیادی آورد؛ عیسی نامه ای به خلیفه نوشت كه "دستور بده زندانی را از من تحویل بگیرند والا او را آزاد مى ‏كنم، من نمى توانم چنین مردى را به عنوان یك زندانى نزد خود نگاه دارم." و البته چون عیسی بن جعفر پسرعموى خلیفه و نوه منصور بود، برای حرفش احترام قائل بودند.



    ▌ *๑۩๑*▌ موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام▌ *๑۩๑*▌
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  6. #5
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    در خواست هارون از امام


    در آخرین روزهایى كه امام زندانى بود و تقریباً یك هفته بیشتر به شهادت ایشان باقى نمانده بود، "هارون" یحیى برمكى را نزد امام فرستاد و با نرمی و ملایمت به او گفت از طرف من به پسرعمویم سلام برسان و به او بگو بر ما ثابت ‏شده كه تو گناهى و یا تقصیرى نداشته‏ ای ولى متأسفانه من قسم خورده ‏ام كه تا تو اعتراف به گناه نكنى و از من تقاضاى عفو ننمایى، تو را آزاد نكنم.

    البته لازم نیست هیچ كس هم ‏بفهمد. همین قدر که در حضور همین یحیى اعتراف كنی کافی است، چرا که من نمی توانم سوگند خود را بشکنم.

    امام آن روح مقاوم و بزرگ، به یحیی پاسخ می دهد:« به هارون بگو از عمر من دیگر چیزى باقى نمانده است‏» و پس از یك هفته امام را مسموم نمودند.



    ▌ *๑۩๑*▌ موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام▌ *๑۩๑*▌
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  7. #6
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    علت دستگیرى امام

    چرا هارون دستور دستگیری امام را داد؟ پاسخ روشن است: خلیفه به موقعیت اجتماعى امام حسادت مى‏ ورزید و احساس خطر مى ‏كرد، او برای حکومتش احساس امنیت نداشت. زمانی كه هارون تصمیم مى‏گرفت ولایتعهدی را براى پسرش امین، و بعد از او براى دیگر پسرانش مامون و مؤتمن تثبیت كند؛ علما و برجستگان شهرها را دعوت مى ‏نمود تا همگی در آن سال به مكه بروند چرا كه مى‏ خواست در آنجا از همه بیعت ‏بگیرد.

    اما برای چنین برنامه ای مانعی بزرگ وجود داشت و آن مانع امام کاظم علیه السلام بود. آن كسى كه اگر در آن جمع حضور می داشت و چشمها به او می افتاد، این فكر در اذهان ایجاد مى ‏شد که آن كسی که ‏براى خلافت لیاقت دارد امام کاظم علیه السلام است و در اینجا قطعا نقشه های هارون به هم می خورد. پس وقتى كه به مدینه آمد، دستور زندانی کردن امام را داد.

    در تاریخ آمده است که یحیى برمكى به اطرافیانش گفت: من گمان مى‏كنم خلیفه ظرف امروز و فردا دستور بدهد موسى بن جعفر را توقیف كنند. گفتند چطور؟ گفت: من همراهش بودم كه به زیارت حضرت رسول در مسجدالنبى رفتیم، وقتى كه خواست‏ به پیغمبر سلام بدهد، دیدم این گونه سلام مى‏گوید: السلام علیك یا ابن العم یا رسول الله. بعد گفت: من از شما معذرت مى‏ خواهم كه مجبورم فرزند شما موسى بن جعفر را توقیف كنم.

    بالاخره هارون دستور داد جلادهایش به سراغ امام بروند. اتفاقا امام در خانه نبود. ایشان به مسجد پیغمبر رفته بود. سربازها به مسجد رفتند و وقتى وارد شدند كه امام در حال نماز بود. مهلت ندادند كه موسى بن جعفر نمازش را تمام كند، در همان حال نماز، ایشان را كشان كشان از مسجد پیغمبر بیرون بردند كه حضرت نگاهى به قبر رسول اكرم كرد و عرض كرد: السلام علیك یا رسول الله، السلام علیك یا جداه، ببین امت تو با فرزندان تو چه مى ‏كنند؟!

    چرا هارون این اعمال را انجام داد؟ مگر امام قیامی بر پا کرده بود؟ از مسلمات تاریخ است که ایشان قیام نکرده بود ولی وجود خود امام برای هارون و حکومتش خطر داشت، چون خلیفه مى ‏خواست براى ولایتعهدی فرزندانش بیعت‏ بگیرد؛ هارون نگران بود که امام اعلام نماید هارون و فرزندانش غاصب خلافتند.




    ▌ *๑۩๑*▌ موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام▌ *๑۩๑*▌
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  8. #7
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    سخن مامون

    عملکرد مامون به گونه ای بوده است كه بسیارى از مورخین او را شیعه مى‏ دانند، و مى‏ گویند از علماى شیعه بوده است. این مرد مباحثاتى منطقی با علماى اهل تسنن داشته است كه در متن تاریخ ضبط است.

    چند سال پیش یك قاضى سنى اهل تركیه‏ اى كتابى نوشته بود كه به فارسى نیز ترجمه شد به نام ‏« تشریح و محاكمه درباره آل محمد». در آن كتاب، مباحثه مامون با علماى اهل تسنن درباره خلافت ‏بلا فصل حضرت امیر(ع) نقل شده است.

    نوشته‏ اند زمانی خود مامون گفت: اگر گفتید چه كسى تشیع را به من آموخت؟ گفتند چه كسى؟ گفت: پدرم هارون. من درس تشیع را از پدرم هارون آموختم. گفتند: پدرت هارون كه با شیعه و ائمه شیعه از همه دشمن‏ تر بود.

    گفت: در عین حال قضیه از همین قرار است. در یكى از سفرهایى كه پدرم به حج رفت، ما همراهش بودیم. من بچه بودم، همه به دیدنش مى ‏آمدند، مخصوصاً مشایخ، معاریف و كبار. دستور داده بود هر كسى كه مى‏آید، اول خودش را معرفى كند، یعنى اسم خودش و پدرش و اجدادش را تا جد اعلایش بگوید تا خلیفه بشناسد كه او از قریش است ‏یا از غیر قریش؛ و اگر از انصار است، ‏خزرجى است ‏یا اوسى. هر كسى كه مى ‏آمد، اول دربان نزد هارون مى‏ آمد و مى ‏گفت: فلان كس با این اسم و این اسم پدر و غیره آمده است.

    روزى دربان آمد گفت آن كسى كه به دیدن خلیفه آمده است مى‏ گوید: "بگو موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب." تا این را گفت، پدرم از جا بلند شد، گفت: بگو بفرمایید، و بعد گفت: همان طور سواره بیایند و پیاده نشوند؛ و به ما دستور داد كه از ایشان استقبال كنیم.

    ما رفتیم. مردى را دیدیم كه آثار عبادت و تقوا در ظاهرش كاملا هویدا بود. نشان مى ‏داد كه از آن عباد است. سواره بود كه مى‏آمد، پدرم از دور فریاد كشید: شما را سوگند مى ‏دهم كه همین طور سواره نزدیك بیایید، و او چون اصرار زیاد پدرم را دید یك مقدار روى فرش ها سواره آمد. به امر هارون دویدیم ركابش را گرفتیم و او را پیاده كردیم. هارون وى را بالا دست‏ خودش نشاند و مؤدب نشست، و بعد سؤال و جواب هایى كرد:

    - عائله ‏تان چند نفرند؟ معلوم شد عائله‏ اش خیلى زیاد است.

    - وضع زندگیتان چطور است؟ امام پاسخ دادند.

    - عوایدتان از کجا تأمین می شود؟

    پس از این سوال و جواب ها وی رفت. وقتى خواست ‏برود پدرم به ما گفت: بدرقه كنید، در ركابش بروید. و ما به امر هارون تا در خانه اش در بدرقه‏ اش رفتیم، كه او آرام به من گفت تو خلیفه خواهى شد و من یك توصیه بیشتر به تو نمى ‏كنم و آن این كه با اولاد من بدرفتارى نكن.

    ما نمى ‏دانستیم این كیست. برگشتیم. من از همه فرزندان ناراحت تر بودم، وقتى خلوت شد به پدرم گفتم این كى بود كه تو این قدر او را احترام كردى؟

    خنده ‏اى كرد و گفت: اگر راستش را بخواهى این مسندى كه ما بر آن نشسته‏ ایم مال اینهاست. گفتم آیا به این حرف اعتقاد دارى؟ گفت: اعتقاد دارم. گفتم: پس چرا واگذار نمى ‏كنى؟ گفت: مگر نمى‏ دانى "الملك عقیم"؟ تو كه فرزند من هستى، اگر بدانم كه مدعى من می شوى، آنچه را كه چشمهایت در آن قرار دارد از روى تنت ‏بر مى ‏دارم.

    پس از مدتی هارون شروع کرد به صله دادن. پول هاى گزاف برای افراد مى‏فرستاد، پول هایی به میزان پنج هزار دینار زر سرخ، چهارهزار دینار زر سرخ و غیره. من فکر کردم لابد پولى كه براى این مردى كه این قدر برایش احترام قائل است مى ‏فرستد خیلى زیاد خواهد بود. ولی دیدم كمترین پول را براى او فرستاد؛ یعنی دویست دینار. سؤال كردم که علت این کار چیست؟

    گفت: مگر نمى ‏دانى اینها رقیب ما هستند. سیاست ایجاب مى‏ كند كه اینها همیشه تنگدست‏ باشند و پول نداشته باشند؛ زیرا اگر زمانى امكانات اقتصادى ‏شان زیاد شود، یك وقت ممكن است كه صد هزار شمشیر علیه پدر تو قیام كند.




    ▌ *๑۩๑*▌ موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام▌ *๑۩๑*▌
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  9. #8
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    نفوذ معنوى امام


    امام نه شمشیر داشتند و نه تبلیغات، ولى نفوذ معنوى ایشان بسیار زیاد بود.امام بر دلها حکومت می کردند. این نفوذ در میان نزدیك ترین افراد دستگاه هارون نیز وجود داشت.

    على بن یقطین وزیر هارون بود، ولى شیعه بود، و پنهانی خدمت مى‏ كرد. در میان افرادى كه در دستگاه هارون کار می کردند، اشخاصى بودند كه بسیار زیاد مجذوب و شیفته امام بودند ولى هیچ گاه جرات نمى ‏كردند با ایشان تماس بگیرند.

    یكى از ایرانی هایى كه شیعه و اهل اهواز بود، مى ‏گوید من مشمول مالیات هاى خیلى سنگینى شدم که اگر مى‏ خواستم این مالیات ها را بپردازم از زندگى ساقط مى ‏شدم.

    اتفاقاً والى اهواز معزول شد و والى دیگرى آمد و من هم خیلى نگران بودم كه اگر او بر طبق آن دفاتر مالیاتى از من مالیات مطالبه كند، اوضاع زندگى ام دگرگون می شود. ولى بعضى دوستان به من گفتند: این فرد باطناً شیعه است، تو هم كه شیعه هستى. اما چون جو اختناق حاکم بود من جرات نكردم نزد او بروم و بگویم که شیعه هستم، اندیشیدم که بهتر است به مدینه نزد خود موسى بن جعفربروم، اگر خود امام تصدیق كردند او شیعه است از ایشان توصیه‏ اى بگیرم.

    خدمت امام رفتم. ایشان نامه‏ اى نوشت كه سه چهار جمله آمرانه بیشتر نبود، اما از نوع آمرانه‏ هایى كه امامى به تابع خود مى ‏نویسد، راجع به این كه‏« قضاى حاجت مؤمن و رفع گرفتارى از مؤمن در نزد خدا چنین است والسلام.‏» نامه را با خودم مخفیانه به اهواز آوردم.

    فهمیدم كه این نامه را باید خیلى محرمانه به او بدهم. یك شب به در خانه‏اش رفتم، دربان آمد، گفتم به او بگو كه شخصى از طرف موسى بن جعفر آمده است و نامه ‏اى براى تو دارد. دیدم خودش آمد و سلام و علیك كرد و گفت: کارت چیست؟ گفتم من از طرف امام موسى بن جعفر آمده‏ ام و نامه‏اى دارم. نامه را از من گرفت و بوسید، بعد صورت و چشم هاى مرا بوسید؛ مرا فوراً به منزل برد، مثل یك بچه در برابر من نشست و گفت تو خدمت امام بودى؟! گفتم بله.

    - تو با همین چشمهایت جمال امام را زیارت كردى؟! گفتم بله.

    - پرسید گرفتاریت چیست؟ گفتم: یك چنین مالیات سنگینى براى من بسته‏اند كه اگر بپردازم از زندگى ساقط مى‏ شوم. دستور داد همان شبانه دفاتر را آوردند و اصلاح كردند، و چون آقا نوشته بود«هر كس كه مؤمنى را مسرور كند، چنین و چنان‏...» گفت اجازه مى‏ دهید من خدمت دیگرى هم به شما بكنم؟ گفتم بله. گفت من مى ‏خواهم هر چه دارایى دارم، امشب با تو نصف كنم، آنچه پول نقد دارم با تو نصف مى ‏كنم، آنچه هم كه جنس است قیمت مى ‏كنم، نصفش را از من بپذیر.

    آن مرد می گوید بعدها در سفرى خدمت امام رسیدم و جریان را عرض كردم، امام تبسمى نمود و خوشحال شد.

    هارون از جاذبه حقیقت و رفتارهای زیبای امام مى‏ترسید. « كونوا دعاة للناس بغیر السنتكم‏.»(3) این تبلیغ با عمل است که اثرپذیر است. كسى كه با موسى بن جعفر یا با آباء كرامش و یا با اولاد طاهرینش روبرو مى‏ شد و مدتى با آنها بود، حقیقت را در وجود آنها مى ‏دید، و در می یافت كه واقعاً خدا را مى ‏شناسند، واقعا از خدا مى ‏ترسند، به راستی عاشق خدا هستند، و هر كاری که انجام می دهند براى رضای خداست.





    ▌ *๑۩๑*▌ موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام▌ *๑۩๑*▌
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  10. #9
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    دو سنّت معمول میان ائمه علیهم السلام

    دو سنت در میان همه ائمه علیهم السلام به طور واضح و روشن هویداست. یكى عبادت و خوف از خدا و خدا باورى ایشان است. با دقت در زندگی این بزرگواران می بینیم که از خوف خدا چنان مى‏ گریند و مى‏ لرزند، گویى خدا را مى ‏بینند، قیامت، بهشت و جهنم را مشاهده می کنند.

    درباره موسى بن جعفرعلیهالسلام مى‏ خوانیم: حلیف السجدة الطویلة و الدموع الغزیرة (4)؛ هم قسم سجده‏هاى طولانى و اشكهاى جوشان.

    دومین سنت كه در تمام اولاد على علیه السلام - از ائمه معصومین علیهم السلام - دیده مى ‏شود همدردى و همدلى با ضعفا، محرومان، بیچارگان است. در تاریخ زندگی امام حسن، امام حسین، حضرت زین العابدین، امام باقر، امام صادق، امام كاظم علیهم السلام و ائمه بعد از آنها، می بینیم که رسیدگى به احوال ضعفا و فقرا یکی از برنامه های اصلی این بزرگواران بوده است.



    ▌ *๑۩๑*▌ موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام▌ *๑۩๑*▌
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  11. #10
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    نقشه دستگاه هارون

    در مدتى كه حضرت در زندان بودند دستگاه هارون نقشه ‏اى كشید تا از حیثیت امام بكاهد. كنیز جوان بسیار زیبایى مامور شد كه به اصطلاح خدمتكار امام در زندان باشد. تصور کردند امام که مدتها در زندان بوده، ممكن است نگاهى به او بكند، یا لااقل بشود امام را به گونه ای در این زمینه متهم كنند.

    هارون و دیگران در این اوهام خام خود غوطه ور بودند اما پس از مدتی‏ خبردار شدند كه در این كنیز انقلاب ایجاد شده، و در کنار امام سجاده‏ اى انداخته و مشغول عبادت شده است.

    كنیز را نزد هارون بردند؛ دیدند که منقلب شده است. از او پرسیدند جریان چیست؟ گفت: این مردی را كه من دیدم، دیگر نفهمیدم كه من چه هستم. فهمیدم كه در عمرم خیلى گناه كرده ‏ام، خیلى تقصیر داشته ام؛ حالا فكر مى ‏كنم كه فقط باید در حال توبه به سر ببرم. و از این حال منصرف نشد تا مُرد.




    ▌ *๑۩๑*▌ موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام▌ *๑۩๑*▌
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •