سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 32 , از مجموع 32

موضوع: داستان‌هایی از زندگی حضرت محمد (ص)

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    45
    نوشته
    2,557
    تشکر
    4,053
    مورد تشکر
    5,627 در 2,309
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : داستان‌هایی از زندگی حضرت محمد (ص)

    و در پاره‏اى از تواريخ آمده كه سبب اينكار آن شد كه زنى‏در كنار خانه كعبه بمنظور بخور دادن آن،آتشى روشن كرد كه‏جرقه‏اى از آن آتش به جامه كعبه افتاد و آتش گرفت و در نتيجه‏مقدارى از ديوار آن نيز سوخت و قريش در صدد تجديد آن برآمد... (5) و برخى از تحليل گران احتمال داده‏اند كه اين روايت‏ساخته بنى اميه است و انگيزه جعل نيز،موجه جلوه دادن وكاستن عظمت آن جنايت هولناكى است كه بدستور يزيد بن‏معاويه در منجنيق بستن خانه كعبه و سوزاندن آن در جنگ باعبد الله بن زبير اتفاق افتاد،و بدنبال آن يزيد از اين جهان رخت‏بربست و مدتها آثار اين ويرانى و سوختگى در خانه كعبه بود،وعبد الله بن زبير براى تحريك مردم عليه بنى اميه آنرا بهمان حال‏گذارده بود،تا وقتى كه در صدد تجديد بناى آن برآمد و آنراخراب كرده و از نو ساخت،و تصرفاتى نيز در آن كرد بشرحى كه درذيل خواهد آمد.
    و بهر صورت اصل داستان بگونه‏اى كه ما در شرح زندگانى‏رسول خدا(ص)نوشته‏ايم اينگونه بود:
    از اتفاقاتى كه در اين دوره از زندگى رسولخداصلى الله عليه و اله يعنى پس از ازدواج با خديجه تا بعثت‏پيش آمد داستان تجديد بناى كعبه و حكميت رسولخداصلى الله عليه و آله است كه مورخين با اختلاف اندكى آنرانقل كرده‏اند،و اجمال داستان اين بود كه پس از آنكه سى و پنج‏سال از عمر شريف رسولخداصلى الله عليه و آله گذشته بود-يعنى ده سال پس از ازدواج باخديجه-سيلى بنيان كن از كوههاى مكه سرازير شد ووارد مسجد گرديد و قسمتى از ديوار كعبه را شكافت وويران كرد،و-چنانچه ابن اسحاق گفته است-كعبه تا آن روزسقف نداشت و ديوارهاى اطراف آن نيز كوتاه بود و ارتفاع‏آن كمى بيشتر از قامت‏يك انسان بود و همين موضوع‏سبب شد تا در آن روزگار سرقتى در خانه كعبه واقع شود،و اموال و جواهرات كعبه را كه در چاهى درون كعبه بودبدزدند،و با اينكه پس از چندى سارق را پيدا كردند واموال را از او گرفتند و دستش را بجرم دزدى بريدند،اماهمين سرقت،قريش را بفكر انداخت تا سقفى براى خانه‏كعبه بزنند،ولى اين تصميم به بعد موكول شد.
    ويرانى قسمتى از خانه كعبه سبب شد تا قريش به‏مرمت آن اقدام كنند و ضمنا بفكر قبلى خود نيز جامه عمل‏بپوشانند و براى انجام اين منظور ناچار بودند ديوارهاى‏اطراف را خراب كنند و از نو تجديد بنا كنند.
    مشكلى كه سر راهشان بود يكى نبودن چوب وتخته‏اى كه بتوانند با آن سقفى بر روى خانه كعبه بزنند،وديگر وحشت از اينكه اگر بخواهند ديوارها را خراب كنندمورد غضب خداى تعالى قرار گيرند و اتفاقى بيفتد كه‏نتوانند اينكار را بپايان برسانند.
    مشكل اول با يك اتفاق غير منتظره كه پيش‏بينى نكرده‏بودند حل شد و چوب و تخته آن تهيه گرديد،و آن اتفاق‏اين بود كه يكى از كشتيهاى تجار رومى كه از مصرميآمد در نزديكى جده بواسطه طوفان دريا-و يا در اثرتصادف با يكى از سنگهاى كف دريا-شكست و صاحب‏كشتى-كه بگفته برخى نامش‏«ياقوم‏»بود-از مرمت واصلاح كشتى مايوس شد و از بردن آن صرفنظر كرد،قريش نيز كه از ماجرا خبردار شدند بنزد او رفته و تخته‏هاى‏آنرا براى سقف كعبه خريدارى كردند و بشهر مكه آوردند.
    در شهر مكه نيز نجارى قبطى بود كه او نيز مقدارى ازمصالح كار را آماده كرد و بدين ترتيب مشكل كار از ين‏جهت‏برطرف گرديد.
    و مشكل دوم وحشتى بود كه آنها از اقدام به خرابى وويرانى،و زدن كلنگ بديوار خانه و تجديد بناى آن‏داشتند،و مى‏ترسيدند مورد خشم خداى كعبه قرار گيرند وبه بلائى آسمانى يا زمينى دچار شوند و بهمين جهت‏مقدمات كار كه فراهم شد و چهار سمت‏خانه را براى‏خرابى و تجديد بنا ميان خود قسمت كردند،جرئت اقدام‏بخرابى نداشتند تا اينكه وليد بن مغيرة بخود جرئت داد وكلنگ را دست گرفته و پيش رفت و گفت:خدايا توميدانى كه ما از دين تو خارج نشده و منظورى جز انجام‏كار خير نداريم،اين سخن را گفت و كلنگ خود را فرود آورد و قسمتى از ديوار را خراب كرد.


    امضاء

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



  2. Top | #32

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    45
    نوشته
    2,557
    تشکر
    4,053
    مورد تشکر
    5,627 در 2,309
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : داستان‌هایی از زندگی حضرت محمد (ص)

    مردم ديگر كه تماشا ميكردند و جرات جلو رفتن‏نداشتند با هم گفتند:ما امشب را هم صبر مى‏كنيم اگربلائى براى وليد نازل نشد،معلوم ميشود كه خداوند بكار ماراضى است و اگر ديديم وليد به بلائى گرفتار شد دست‏بخانه نخواهيم زد و آن قسمتى را هم كه وليد خراب كرده‏تعمير مى‏كنيم.
    فردا كه ديدند وليد صحيح و سالم از خانه بيرون آمد ودنباله كار گذشته خود را گرفت ديگران نيز پيش رفته‏روى تقسيم بندى كه كرده بودند (6) اقدام بخرابى ديوارهاى‏كعبه نمودند.
    قريش ديوارهاى اطراف كعبه را تا اساس خانه كه‏بدست‏حضرت ابراهيم عليه السلام پايه‏گذارى شده بودكندند،در آنجا بسنگ سبز رنگى برخوردند كه همچون‏استخوانهاى مهره كمر درهم فرو رفته و محكم شده بود وچون خواستند آنجا را بكنند لرزه‏اى شهر مكه را گرفت كه ناچار شدند از كندن آن قسمت صرفنظر كنند و همان‏سنگ را پايه قرار داده و شروع به تجديد بنا كردند.
    و در پاره‏اى از تواريخ است كه رسولخدا صلى الله عليه‏و آله نيز در اين عمليات بدانها كمك ميكرد تا وقتى كه‏ديوارهاى اطراف كعبه بوسيله سنگهاى كبودى كه ازكوههاى مجاور ميآوردند بمقدار قامت‏يك انسان رسيد وخواستند حجر الاسود را بجاى اوليه خود نصب كنند دراينجا بود كه ميان سران قبائل اختلاف پديد آمد و هرقبيله‏اى ميخواستند افتخار نصب آن سنگ مقدس نصيب‏آنان گردد.
    دسته‏بندى قبائل شروع شد و هر تيره از تيره‏هاى‏قريش جداگانه مسلح شده و مهياى جنگ گرديد..،فرزندان عبد الدار طشتى را از خون پر كرده و دستهاى خودرا در آن فرو بردند و با يكديگر هم پيمان شده گفتند:تاجان در بدن داريم نخواهيم گذارد غير از ما،كس ديگرى‏اين سنگ را بجاى خود نصب كند،بنى عدى هم با ايشان‏هم پيمان شدند،و همين اختلاف سبب شد كه كارساختن خانه تعطيل شود.
    سه چهار روز بهمين منوال گذشت و بزرگان وسالخوردگان قريش در صدد چاره جوئى برآمده دنبال راه‏حلى مى‏گشتند تا موضوع را خردمندانه حل كنند كه كاربجنگ و زد و خورد منجر نشود.
    روز چهارم يا پنجم بود كه پس از شور و گفتگو همگى‏پذيرفتند كه هر چه ابو امية بن مغيرة كه سالمندترين افرادقريش بود راى دهد بدان عمل كنند و او نيز راى داد:
    نخستين كسى كه از در مسجد-كه بطرف صفا بازميشد-(و برخى هم گفته‏اند مقصود باب بنى شيبة بوده)
    وارد شد در اين كار حكميت كند و هر چه او گفت‏همگى بپذيرند.
    قريش اين راى را پذيرفتند و چشمها به درب مسجددوخته شد.
    ناگاه محمد صلى الله عليه و آله را ديدند كه از در مسجدوارد شد،همگى فرياد زدند:اين امين است كه ميآيد،اين محمد است!و ما همگى بحكم او راضى هستيم،وچون حضرت نزديك آمد و جريان را به او گفتند فرمود:
    پارچه‏اى بياوريد،پارچه را آوردند و رسولخداصلى الله عليه و آله آن پارچه را پهن كرد و حجر الاسود راميان پارچه گذارد آنگاه فرمود:هر يك از شما گوشه آنرابگيريد و بلند كنيد،رؤساى قبائل پيش آمدند و هر كدام‏گوشه پارچه را گرفتند-و بدين ترتيب همگى در بلندكردن آن سنگ شركت جستند-و چون سنگ را محاذى‏جايگاه اصلى آن آوردند خود آنحضرت پيش رفته وحجر الاسود را از ميان پارچه برداشت و در جايگاه آن‏گذارد،سپس ديوار كعبه را تا هيجده ذراع بالا بردند. و بدين ترتيب كار ساختمان كعبه بپايان رسيد و نزاعى‏كه ممكن بود به زد و خورد و كشت و كشتار وعداوت‏هاى عميق قبيله‏اى منجر شود با تدبير آنحضرت‏مرتفع گرديد.
    پى‏نوشتها:
    1-و 2-سيره نبويه ابن كثير ج 1 ص 270-274.
    3-الميزان ج 3 ص 394.
    4-سيره ابن هشام ج 1 ص 192.
    5-سيره نبويه ابن كثير ج 1 ص 274.
    6-محمد بن اسحاق گفته:قريش براى ساختمان كعبه نزد خود اينگونه تقسيم‏بندى‏كردند:قسمتى كه در كعبه در آن بود سهم بنى عبد مناف و بنى زهره گرديد و ما بين‏ركن اسود و ركن يمانى سهم بنى مخزوم و قبائل هم پيمان ايشان.و قسمت پشت‏خانه كعبه در سهم بنى جمح و بنى سهم قرار گرفت.
    و ساختن قسمت‏حجر اسماعيل،و حطيم را بنى الدار و بنى اسد بن عبد العزى وبنى عدى بن كعب بعهده گرفتند.






    امضاء

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. Root کردن چیست و چه کارایی هایی دارد ؟
    توسط رایکا در انجمن مقالات آموزش و ترفندها
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 09-01-1392, 22:00
  2. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 14-01-1389, 15:42

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی