۩ ❀ ۩  عاقبت کسی که به دروغ روضه می‏خواند ۩ ❀ ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩ ❀ ۩  عاقبت کسی که به دروغ روضه می‏خواند ۩ ❀ ۩
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    توجه ۩ ❀ ۩ عاقبت کسی که به دروغ روضه می‏خواند ۩ ❀ ۩









    یکی از سادات روضه خوان در خواب دید که قیامت برپا شده است و مردم هراسان و پریشان هستند،
    هر کس به کار خویش مشغول است و گماشته ‏ها مردم را به پای حساب می‏رانند.وی می‏گوید:
    در این هنگام که در اندیشه‏ ی فرجام کارم بودم، ناگهان دو نفر از آنها مرا به حضور حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلم احضار کردند،
    من به خاطر ترس، از رفتن امتناع ورزیدم؛ اما آن دو به زور و اجبار مرا بردند.


    ناگاه هودج مجللی دیدم که جمعی خدمتکار در سمت راست راه، آن را به دوش می‏ کشیدند. فهمیدم حضرت فاطمه‏ ی زهرا علیهاالسلام در آن هودج هستند. چون به نزدیک هودج رسیدم، فرصتی به دست آوردم و زیر آن هودج گریختم. آنجا بست محکمی بود و گروه گناهکاری چون من به آن پناه آورده بودند.

    همه‏ ی گماشته‏ ها دور از هودج راه می‏ رفتند و نیروی نزدیک شدن به ما را نداشتند، آنها دور از ما بودند و به ما اشاره می‏ کردند که نزد آنها برویم و تهدید می‏کردند و ما نیز مقابله به مثل می‏ کردیم! در این هنگام، فرستاده‏ ای از طرف حضرت خاتم الانبیاء علیه ‏السلام آمد و عرض کرد: «گروهی گناهکار به شما پناهنده شده ‏اند، آنها را برای حساب بفرستید!»

    حضرت صدیقه علیه االسلام به ما اشاره فرمودند که برویم. ناگهان گماشته ‏ها از هر طرف ریختند و ما را به پای حساب کشیدند.در آنجا منبر بلند پر پله ‏ای بود که حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلم بر فراز آن نشسته بودند. بر پله‏ ی اول آن نیز حضرت امیرالمؤمنین علی علیه ‏السلام مشغول حسابرسی مردم بودند و مردم در برابر آن حضرت صف بسته بودند.

    هنگامی که نوبت به من رسید؛ حضرت امیرالمؤمنین علیه‏ السلام فرمودند: «چرا فرزندم ح س ی ن را خوار شمردی؟!» در جواب گفتن متحیر شدم و این مطلب را انکار کردم. ناگهان بازویم به شدت درد گرفت! به پهلویم نگاه کردم، دیدم مردی طوماری در دست داشت و به من داد؛ آن طومار را باز کردم. صورت مجالس و محافل من بود و آنچه در هر محفل و در هر زمان گفته بودم در آن شرح داده شده بود، آن چیزی که انکار کرده بودم نیز در آن وجود داشت!

    در این هنگام حیله‏ ی دیگری در دلم افتاد و برای فرار از جواب دادن به سؤال آن حضرت، عرض کردم:«مجلسی قدس سره این مطلب را در جلد دهم بحار ذکر کرده است!» حضرت امیرالمؤمنین علیه‏ السلام به یکی از خدمتگزاران اشاره کردند و فرمودند: «برو کتاب را از مجلسی بگیر و بیاور!» در این هنگام به طرف راست منبر نگاه کردم. دیدم صفوف طولانی بسیاری از علما وجود دارد و کتابهای هر عالمی در جلو او چیده شده بود. شخص اول در صف اول، علامه مجلسی قدس سره بودند.

    علامه‏ ی مجلسی آن کتاب را به آن شخص داد و به فرمان امام علیه ‏السلام کتاب را به دست من دادند (تا آن مطلب را پیدا کنم.)کتاب را گرفتم و حیران شدم! زیرا می‏ دانستم که به او دروغ بسته ‏ام و این نیرنگ را فقط برای رهایی از پاسخ دادن به کار بسته بودم. با حالت گیجی و بازیچه، به ورق زدن آن پرداختم! در این حال باز نیرنگ دیگری به ذهنم خطور کرد و گفتم: این مطلب در مقتل حاج ملا صالح برغانی، یعنی «منبع البکاء» ذکر شده است. باز آن حضرت به آن مأمور فرمودند که آن کتاب را نیز بیاورد.

    مرحوم برغانی در صف ششم یا هفتم، یا در ردیف ششم یا هفتم بود، آن مأمور، کتاب را از او گرفت و آورد و به دستم داد. ترس و پریشانی به دلم چنگ انداخت، کتاب را با دلهره و حواس پریشان ورق می‏زدم…

    ناگاه فرستاده‏ ای از جانب خدای مهربان به سوی پیامبر بزرگوار صلی الله علیه و آله و سلم آمد و گفت:
    «اگر حضرت علی علیه ‏السلام با این دقت مردم را حسابرسی کند، یکی از آنها نجات نمی‏ یابد» در این هنگام آن بزرگوار بر سر مهر و مسامحه آمدند و ترس من زایل شد و از خواب بیدار شدم.

    آن سید روضه خوان پس از دیدن این رؤیای ترسناک، همکاران خود را جمع کرد و به آنها گفت:
    من کار خود را ترک می‏کنم، زیرا تاب شرائط آن را ندارم! و روضه خوانی را به کلی ترک کرد، با اینکه هر سال مبلغ کلانی از این راه در آمد داشت. [۱] .


    پی نوشت:
    ۱- ترجمه ی دار السلام مرحوم نوری ج۲،ص ۲۳۲ – وقایع الایام ص ۳۸ – در اینجا تذکر به این نکته لازم است که افراد سخنور و منبری و مداح و روضه خوان باید در انتخاب مطالب دقت کنند و به بیان شنیده های خود اکتفا نکنند . وای بر کسانی که گوهر عمر خود و مردم را تضییع می کنند و تخیلات خود را به عنوان ذکر مصیبت اهل بیت علیهم السلام می خوانند، وای بر صاحبان مجالس عزا که بدون هیچ گونه مشورت و دقتی از هر کسی که هوس دارند دعوت می کنند و چه بسا پول خود و وقت مردم را تباه می سازند و ضربه های جبران ناپذیر بر عقاید مردم وارد می کنند!






    ۩ ❀ ۩  عاقبت کسی که به دروغ روضه می‏خواند ۩ ❀ ۩


  2.  

  3. #2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •