╬✿╬ فرياد بي صدا؛ غصه پر درد سالهاي دور مردمان سردشت ╬✿╬ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
╬✿╬ فرياد بي صدا؛ غصه پر درد سالهاي دور مردمان سردشت ╬✿╬
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    توجه ╬✿╬ فرياد بي صدا؛ غصه پر درد سالهاي دور مردمان سردشت ╬✿╬









    نويد شاهد: \"نمي داني شيميايي چيست؟به فرياد بي صدا مي ماند، همه چيز آرام به نظر آمد.
    همه سالم بوديم، اما بوي كشنده خردل چند دقيقه بعد پسر نه ماه و شوهرم را از من گرفت.
    به گزارش خبرنگار نويد شاهد، هميشه وقتي كه كتاب هاي تاريخ فاجعه شيميايي سردشت را ورق مي زدم يا اينكه در نمايشگاه هاي عكس جانبازان شيميايي شركت مي كردم، عكس هاي كودكان مظلوم سردشتي كه بي گناه قرباني قساوت غرب و بعثي ها شدند، مرا متأثر مي كرد و تصاوير آنان در تمامي لحظات زندگي من همراهم بود.
    بسيار به دنبال صاحبان اين عكس ها گشتم تا اينكه با \"مهري ملك تاري\"، يكي از قربانيان اين فاجعه گفت و گو كردم و شرح اين حادثه را از زبانش شنيدم.

    اين مصاحبه را به عنوان يكي از زيباترين مصاحبه با جانبازان شيميايي در دفتر خاطراتم نگاه مي دارم كه تمام لحظاتش پر بود از عشق و ايمان...



    مي گويند هفت عدد خوش يمني است ، هفت اثر باستاني ، هفت آسمان و... اما 7 تير 1366 سردشت جور ديگري بود، آن روز فاجعه اي انساني را صدام و بعثي ها رقم زدند و چهره ي شيطاني خود را بار ديگر به وحشيانه ترين شيوه نشان دادند.
    عصر آن روز، نفس سردشت به شماره افتاد.
    آن روز هر چه پاكي بود از آسمان اين شهر زيبا رخت بست و گازهاي شيميايي راه چشم ها ، سينه ها و ريه هاي مردم را ناجوانمردانه پيمودند.
    شيطان از پشت پرده ي حقوق بشر جهاني بيرون آمد و گلوي نوزاد نورسي را كه تازه به آغوش دنيا آمده بود فشرد و مادري را كه براي تنها نوزادي كه چندين سال براي آمدنش دعا كرده و انتظار آمدنش را مي كشيد و پدري را كه بيرون آمده بود تا براي نان شب خانواده اش رنج روزگار را تحمل كند و شادي براي خانواده اش هديه ببرد مسموم و مصدوم كرد.
    آن روز سينه ها ، چشم ها و ريه ها از سوزش دردي نا آشنا مي سوخت و پوست ها تاول زده بر بدن ها نخ نمايي مي كردند و امروز دردها بيشتر و رنج هاي آن روز افزون تر.




    ╬✿╬ فرياد بي صدا؛ غصه پر درد سالهاي دور مردمان سردشت ╬✿╬

  2. تشكرها 3


  3.  

  4. #2
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض











    روح مهري 18 ساله كه حالا 42 سال دارد و جانباز 60 درصد خردل شيميايي ست و از دست دادن 2 عضو اصلي از خانواده اش جريحه دار شده است.
    خودش در توضيح و توصيف لحظه شيميايي شدنش مي گويد:
    حوالي ساعت سه و نيم- چهار عصر ، با شنيدن صداي هواپيماهاي جنگنده از خواب پريدم. تصور كردم باز هم بمباران شده است آخر آن روزها سردشت مرتب بمباران مي شد.
    به زير زمين پناه بردم. بعد از تمام شدن صداي انفجارها، خدا را شكر كردم كه به خير گذشته است و صدمه اي نديديم.
    در سرخوشي سراب اين خيال واهي بوديم كه به يكباره متوجه بويي شبيه سير شديم.
    تهوع و استفراغ و اشك ريزي چشم و سرفه پيامد هاي بعدي اين بو بود...هاج و واج دليل اين اتفاق بوديم.

    و مدام از خود مي پرسيديم يعني چه اتفاقي افتاده است؟
    يكي از اهالي سردشت كه به دليل شدت جراحات وارده اين شيميايي در حال حاضر از بين ما رفته است در آن زمان شتابان به منزل ما آمد و با لگد در چفت شده منزل ما را گشود و براي ما توضيح داد كه ماجراي اين بو چيست و چه اتفاقي افتاده است.
    با پاي پياده و بدون كفش به طرف ميدان اصلي شهر دويديم..
    همه سردشتي ها دور هم جمع شده بودند.
    نيم ساعت بود كه صداي همهمه و دلواپسي و كنجكاوي در ميدان پيچيده بود. به ظاهر سالم بوديم اما همين بوي كشنده چند دقيقه بعد پسر نه ماه و نيمه و شوهرم را از من گرفت.
    من پر پر شدن گل باغ زندگي ام را در جلوي ديدگانم مشاهده كردم پسرم در نتيجه استفراغ هاي ممتد خوني و شدت جراحات وارده بر سينه و ريه هايش از دنيا رفت.

    مهري در توضيح احساسي كه از يادآوري اين واقعاً دارد گفت:
    چ
    ه احساسي مي توانم داشته باشم وقتي جگر گوشه ام را از دست دادم؟ حتي تن سالمي هم برايم نمانده كه براي آن دل خوش و اميدوار باشم. به ياد حرف نزدن و بال بال زدن طفل شيرخوارم كه مي افتم روحم خراشيده مي شود و تحت فشار قرار مي گيرم.

    در توضيح اينكه آيا بعد از اين واقعه بار ديگر ازدواج كرده است يا خير مي گويد:
    به اصرار برادر شهيدم كه او نيز بر اثر شدت جراحات شيميايي شهيد شد 8 يا 12 سال(به فكر مي رود و تاريخ دقيق اين پيوند را به ياد نمي آورد) بعد از اين واقعه تلخ ازدواج كردم.
    همسر دومم نيز 15 درصد شيميايي شده است.
    ماحصل ازدواج دومش يك پسر است، مي گويد: مارگزيده از ريسمان سياه و سفيد مي ترسد. چون من و همسرم هر دو شيميايي بوديم مي ترسيدم بچه دار شوم.



    ╬✿╬ فرياد بي صدا؛ غصه پر درد سالهاي دور مردمان سردشت ╬✿╬

  5. تشكرها 3


  6. #3
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض











    وي در توصيف احساس و زندگي پس از شيميايي شدنش مي گويد:
    چه شب هايي بوده كه تا صبح بيدار ماندم. به خاطر مشكلات ريه ام خوشبختي و آسايش را تجربه نمي كنم و نمي توان احساسم را توصيف كنم چرا كه احساسم از مرحله حس بد هم فراتر رفته و مي توانم بگويم نسبت به كساني كه اين بلا را سر آينده، خانواده، سلامتي و زندگي من آوردند احساسي فراتر از تنفر دارم.

    ديگر كسي در سردشت سلامتي را كاملاً تجربه نمي كند !
    و جن هاي شيطاني شيميايي در هر خانه ي قديمي مين آسا در كمين اند.
    خانه هاي قديمي كه امروزه تخريب مي شوند قبل از بازسازي ، نفس هاي نسل تازه را هم آلوده مي كنند و ميكروبهاي شيميايي را به جاي اكسيژن وارد خون اين عزيزان آينده ساز مي نمايند.
    آناني كه چشم روشنِ اميد فرداي انقلاب ، اسلام و ايران به آن ها دوخته شده است.

    دور بودن از امكانات شهري، زمستان سرد و سخت تر شدن شرايط زندگي، رفتن بيش از 20 بار به دكتر، صعب العلاج بودن و طول كشيدن دوره بيماري هايم،ناراحتي اعصاب داشتن، عفونت ريه اجازه نفس راحت كشيدن و دمي آسودن را به من نمي دهد.

    تاري مي گويد:\"مي داني شيميايي چيست؟
    به فرياد بي صدا مي ماند.
    ابتدا همه چيز آرام به نظر مي آيد ولي به يكباره تو نقش زمين مي شوي، در ظاهرت اصلاً مسئله ناهنجاري مشخص نيست اما به دليل در خانه ماندن و ناراحتي هاي اعصاب به شدت تحت تأثير افسردگي واقع مي شوي.\" مي گويد: قبول دارم كه خدا با من است و اين در فلسفه زنده ماندنم هويدا است.
    لابد خدا مرا به خاطر انجام رسالتي زنده نگه داشته است.

    بمباران شيميايي سردشت بمباراني بود كه توپخانه و هواپيماهاي بمب افكن حامل بمب هاي شيميايي نيروي هوايي عراق از هفتم و هشتم تير۱۳۶۶ در چهار نقطه پر ازدحام شهر سردشت (از توابع استان آذربايجان غربي) و نيز روستاهاي اطراف را آماج گازهاي كشنده شيميايي خود قرار دادند و فجيع ترين صحنه ها را عليه افراد غيرنظامي، زنان و كودكان آفريدند.
    در اين حمله ۱۱۰ نفر از ساكنان غيرنظامي شهر شهيد و اكثر اهالي شهر نيز در معرض گازهاي سمي قرار گرفتند و مسموم شدند بمباران شيميايي شهر مرزي سردشت فجيع ترين تهاجم شيميايي بود كه آثار و مشكلات منفي بسياري به وجود آورد.
    ايران، اين تهاجم را غير انساني اعلام داشت و شهر سردشت را اولين شهر قرباني جنگ افزارهاي شيميايي در جهان پس از بمباران هسته اي هيروشيما ناميد.
    مجامع جهاني به دليل نفوذ پشتيبانان صدام حسين، قادر به انجام اقدام قابل توجهي نبودند.
    در فروردين سال ۱۳۶۵ (۱۹۸۶) سرانجام اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد در واكنش به جنايات جنگي آشكار صدام حسين، مصوبه اي را در محكوميت به كارگيري سلاح شيميايي توسط او گذراندند كه با انجام وتوي آمريكا بي اثر شد.
    انتهاي مصاحبه /م
    نوید شاهد

    ╬✿╬ فرياد بي صدا؛ غصه پر درد سالهاي دور مردمان سردشت ╬✿╬

  7. تشكرها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •