بر عالم واجب است که در صورت پیش امد شبهات در دین پاسخگو باشد در غیر اینصورت مورد لعنت خدا و رسول و فرشتگان است. سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
بر عالم واجب است که در صورت پیش امد شبهات در دین پاسخگو باشد در غیر اینصورت مورد لعنت خدا و رسول و فرشتگان است.
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 56
  1. #31
    کارشناس افتخاری سایت
    معمار آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 928      تشکر : 1,108
    4,593 در 919 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    معمار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط د. خوانساری نمایش پست ها
    آقای معمار شما که کارشناس و پاسخگو هستید باید سر رشته در دین داشته باشید.

    بنده یک سؤال از شما می پرسم لطفاً پاسخ دهید.
    معنای عصمت از منظر قرآن و اهل البیت (ع) چیست و به چه کسی معصوم گفته می شود؟
    آیا حضرت موسی بن عمران (ع) کلیم الله، معصوم است یا خیر؟
    آیا می داند در نفوس مردم چه می گذرد؟ و اگر نداند چه؟
    عصمت یعنی دوری از گناه,هدف از مبعوث شدن پیامبران و ائمه در صورتی صحیح است که در زندگی آنان نقطه ضعفی وجود نداشته باشد، تا مردم پس از شنیدن سخنانشان به آن ها روی آورند.پس کسی که در زندگی او نقطه ضعفی وجود دارد نمی تواند الگو برای مردم باشد

    حضرت موسی هم معصوم است(البته بنا به دلائل قرآنی)

    سوال سوم شما بر می گردد به داشتن علم غیب

    قرآن در این باره می فرماید:

    عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً---إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُول(جن آیه 26-27) عالم به غيب فقط خداوند تعالى است به علم غيب هيچ كس را مطلع و خبردار نمى‏ سازد. مگر اشخاصى را كه براى نبوت آنها را برگزيده اختيار كند,آنها را به علم غيب مطلع و خبردار مى‏ كند

    در قرآن آیات زیادی داریم که:علم غیب مختص به خداست

    از جمله:

    وَللّهِ غَيْبُ السَّموات وَالأَرض.... سوره هود، آيه 123. «غيب آسمان ها و زمين براى خدا است».

    قالُوا لا عِلْم لَنا إِنّكَ أَنْتَ عَلاّمُ الْغُيُوبِ...... سوره مائده، آیه 109.(ما آگاهى نداريم فقط تو علام الغيوب و داناى پنهانى ها هستى)

    و آیات دیگری از این قبیل

    اما در آیات دیگر می خوانیم که:


    (عالِمُ الْغَيب فَلا يُظْهرُ عَلى غَيْبِه أَحداً إِلاّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُول...). سوره جن، آيه 26 (داناى غيب اوست و هيچ كس را بر اسرار غيبش آگاه نمى‏سازد، مگر رسولانى كه آنان را برگزيد)

    وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ في‏ بُيُوتِكُم(آل عمران آیه 49)حضرت عیسی: و از آنچه مى ‏خوريد، و در خانه ‏هاى خود ذخيره مى‏ كنيد، به شما خبر مى ‏دهم

    جمع بین این آیات

    این آیات منافاتی با هم ندارند و جمع بین آیات این گونه است که: علم غیب مختص به خداست و به هرکس که شایسته آن باشد عطا می کند به تعبیر دیگر: آگاهى پيامبران و امامان از غيب به تعليم الهى مى باشد.
    بر عالم واجب است که در صورت پیش امد شبهات در دین پاسخگو باشد در غیر اینصورت مورد لعنت خدا و رسول و فرشتگان است.


  2. #32
    کارشناس افتخاری سایت
    معمار آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 928      تشکر : 1,108
    4,593 در 919 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    معمار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط مشتاق نمایش پست ها
    وصیت رسول خدا در شب وفات ایشان:
    وصيت رسول اكرم صلی الله علیه و آله در شب وفاتشان
    عن جماعة عن أبي عبد اللّه الحسين بن عليّ بن سفيان البزوفريّ عن عليّ بن سنان الموصليّ العدل عن عليّ بن الحسين عن أحمد بن محمّد بن الخليل عن جعفر بن أحمد المصريّ عن عمّه الحسن بن عليّ عن أبيه عن أبي عبد اللّه جعفر بن محمّد عن أبيه الباقر عن
    اين حديث از نظر سند ضعيف است؛ زيرا عليّ بن سنان الموصليّ العدل توثيق نشده و عامي مذهب است (خويي 1399: ج 12، ص 46 رقم 8180). علي بن الحسين هم شناخته شده نيست. همچنين مرحوم خويي دربارة احمد بن محمد بن خليل چنين مي‌فرمايد: «کذاب، وضاع للحديث، فاسد، ضعيف جدّاً، لايلتفت اليه» دروغگو,جعل حدیث,و فاسد و به این شخص توجه ای نمی شود(خويي 1399، ج2، ص 224رقم 782).

    ثانیا فرض کنیم که سند این حدیث درست باشد ولی اين حديث درباره بعد از ظهور حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف مي‌باشد، پس ربطي به دوران غيبت ندارد.ما الان در دوران غیبت هستیم,آن وقت شما دارید از دوان بعد از امام زمان سخن می گویید,خواهشا دقت کنید

    درهر حال، اين حدیث مورد استدلال شما دلالت مي‌کند که اين دوازده نفر پس از شهادت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف خواهند آمد، نه قبل از آن
    بر عالم واجب است که در صورت پیش امد شبهات در دین پاسخگو باشد در غیر اینصورت مورد لعنت خدا و رسول و فرشتگان است.


  3. #33
    کارشناس افتخاری سایت
    معمار آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 928      تشکر : 1,108
    4,593 در 919 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    معمار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    کلامی با اقای مشتاق:


    العلماء ورثة الانبياء؛ (كليني، 1401: ج1، ص32) علما وارثان انبيا هستند.


    از امام هادي عليه السلام نقل شده است:
    لو لا من يبقي بعد غيبة قائمنا من العلماء الدّاعين اليه والدّالين عليه… لما بقي أحد الّا ارتدّ عن دين الله… اولئک هم الأفضلون عند الله عزّ وجلّ؛ (مجلسي، 1384: ج2، ص6)
    اگر علمايي نباشند که در زمان غيبت، مردم را به سوي او راهنمايي مي‌کنند، هر آينه کسي نمي ماند، مگر اين که از دين مرتد شود … آن‌ها (علما) نزد خدا برتر هستند.


    ــ امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف فرمود:
    وأما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الي رواة حديثنا، فانهم حجّتي عليکم وأنا حجّة الله؛ (طوسي، 1369: ص290)
    در حوادث واقعه بايد به راويان حديث ما (علما) رجوع کنيد؛ زيرا آن‌ها از طرف من حجّت هستند و من حجّت خدا هستم.


    پس طبق این احادیث بهترین راه برای شناخت حقیقت مدعیان و شناخت راست از دروغشان پناه بردن به علمای دین می باشد. بر علماي دين هم واجب است حقايق را روشن کنند، و در مقابل بدعت‌ ها سکوت ننمايند.ما که تحقیق کردیم به این نتیجه رسیدیم که شخصی به نام احمدالحسن راستگو نیست
    بر عالم واجب است که در صورت پیش امد شبهات در دین پاسخگو باشد در غیر اینصورت مورد لعنت خدا و رسول و فرشتگان است.


  4. #34
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,761 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط د. خوانساری نمایش پست ها
    ...... من و شما که چند روز پیش از این قضیه مطلع شدیم بر چه اساس و دلیلی دشمن ایشان شدیم؟ و بر چه اساس و دلیلی ردشان کردیم؟ و بر چه اساس و دلیلی باید به ایشان یاری دهیم؟
    تمامی این موارد با بحث روشن شود، ترسم از این است که جاهلانه ایشان را رد کنیم و فردا واقعاً یمانی موعود باشد که اهل البیت (ع) به ما دستور یاری ایشان را دادند و ترسم از این است که به دشمنی با ایشان نیز وارد جهنم شویم....
    شاید شما چند روزی است که از قضیه مطلع شده اید،اما اگر به پست 12 عنایت بفرمایید تاریخ 8 دی سال 1386 را در پایان مطلب می بینید.پس توجهات کافی به این مطلب بوده است و پوچی قضیه با دلیل اثبات گشته است.

    لطفا به یکی از اسناد رد حدیث مورد استناد مدعیان دروغین ، در پست 34 که توسط جناب معمار ارائه شده است ،دقت بفرمایید.
    بر عالم واجب است که در صورت پیش امد شبهات در دین پاسخگو باشد در غیر اینصورت مورد لعنت خدا و رسول و فرشتگان است.


  5. #35
    کاربر عادی

    تاریخ عضویت : تیر 1392
    نوشته : 8      تشکر : 0
    7 در 2 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    د. خوانساری آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنده از سؤال خود منظوری داشتم عزیزان.
    آقای معمار فرمودند که: اگر احمد الحسن بر حق است به من بگوئید چه در سر می پرورانم، و بنده که بعنوان شیعه هستم از کلام ایشان تعجب کردم. یعنی یک شخص حقانیتش با آنچه در سر می پرورانید ثابت می شود؟ یعنی با این حال حضرت موسی (ع) نیز نه معصوم بودند و نه حجت الله، به این دلیل که ایشان، وقتی به میقات خدا رفتند و هفتاد نفر از بزرگان قوم را تعیین کردند و بعد از رفتن ایشان فتنه گوساله را به پا کردند، این بدان معناست که حضرت موسی (ع) نمی دانستند آنها چه در سر می پروراندند؟ آیا این چنین نیست؟ بنا بر این نفی حجیت و عصمت می شود با این منطق.
    اما آنچه که باید به آن دقت کرد این است که: (عالِمُ الْغَيب فَلا يُظْهرُ عَلى غَيْبِه أَحداً إِلاّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُول...). سوره جن، آيه 26
    (داناى غيب اوست و هيچ كس را بر اسرار غيبش آگاه نمى‏ سازد، مگر رسولانى كه آنان را برگزيد)
    .
    یعنی هر وقت خدا اذن بدهد، و نه فرستاده هر وقت او بخواهد.
    در روایات داریم که بسیاری از مردم منکر، از پیامبران طلب معجزه کردند اما پیامبران آنها را انجام ندادند، آیا این بدان معناست که آنها بر حق نیستند؟
    بنا بر این به این دقت شود که یک مدعی نیابت یا مهدویت یا هر چیزی را باید بر اساس چه چیزی سنجید. ما در مذهب خود یاد نگرفتیم که بر اساس اطلاع از غیب یا معجزه یا خوارق العاده، به حجیت کسی پی ببریم.

    ----------

    جناب کنیز فاطمه (س) خوشحال می شوم، دلایل رد دعوت ایشان را بیان بفرمایید تا راه را برای بنده مختصرتر کنید و این همه مجبور به مراجعه به این منبع و آن منبع نشوم.

    ----------

    با تشکر

    بر عالم واجب است که در صورت پیش امد شبهات در دین پاسخگو باشد در غیر اینصورت مورد لعنت خدا و رسول و فرشتگان است.

  6. #36
    کاربر عادی

    تاریخ عضویت : تیر 1392
    نوشته : 8      تشکر : 0
    7 در 2 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    د. خوانساری آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط معمار نمایش پست ها
    کلامی با اقای مشتاق:


    العلماء ورثة الانبياء؛ (كليني، 1401: ج1، ص32) علما وارثان انبيا هستند.


    از امام هادي عليه السلام نقل شده است:
    لو لا من يبقي بعد غيبة قائمنا من العلماء الدّاعين اليه والدّالين عليه… لما بقي أحد الّا ارتدّ عن دين الله… اولئک هم الأفضلون عند الله عزّ وجلّ؛ (مجلسي، 1384: ج2، ص6)
    اگر علمايي نباشند که در زمان غيبت، مردم را به سوي او راهنمايي مي‌کنند، هر آينه کسي نمي ماند، مگر اين که از دين مرتد شود … آن‌ها (علما) نزد خدا برتر هستند.


    ــ امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف فرمود:
    وأما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الي رواة حديثنا، فانهم حجّتي عليکم وأنا حجّة الله؛ (طوسي، 1369: ص290)
    در حوادث واقعه بايد به راويان حديث ما (علما) رجوع کنيد؛ زيرا آن‌ها از طرف من حجّت هستند و من حجّت خدا هستم.


    پس طبق این احادیث بهترین راه برای شناخت حقیقت مدعیان و شناخت راست از دروغشان پناه بردن به علمای دین می باشد. بر علماي دين هم واجب است حقايق را روشن کنند، و در مقابل بدعت‌ ها سکوت ننمايند.ما که تحقیق کردیم به این نتیجه رسیدیم که شخصی به نام احمدالحسن راستگو نیست

    جناب آقای معمار به نظرم به مرجع تقلید خود باز گردید و رسالت ایشان را بگشایید و صفحه اول را نظری بیفکنید.
    تمامی مراجع در صفحه اول رسالت به این اشاره کرده اند: "تقلید در عقائد جایز نیست".
    پس شما به چه صورت اعتقادات خود را به دیگران می سپارید در صورتی که خودشان به این اشاره فرمودند که در عقائد تقلید نکنید.

    هر رسالتی که اکنون در دست دارید را بگشایید همه مراجع می گویند تقلید در عقائد جایز نیست و قضیه امام مهدی (ع) عقائدی است.
    بر عالم واجب است که در صورت پیش امد شبهات در دین پاسخگو باشد در غیر اینصورت مورد لعنت خدا و رسول و فرشتگان است.

  7. #37
    کاربر عادی

    تاریخ عضویت : تیر 1392
    نوشته : 8      تشکر : 0
    7 در 2 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    د. خوانساری آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط معمار نمایش پست ها
    اين حديث از نظر سند ضعيف است؛ زيرا عليّ بن سنان الموصليّ العدل توثيق نشده و عامي مذهب است (خويي 1399: ج 12، ص 46 رقم 8180). علي بن الحسين هم شناخته شده نيست. همچنين مرحوم خويي دربارة احمد بن محمد بن خليل چنين مي‌فرمايد: «کذاب، وضاع للحديث، فاسد، ضعيف جدّاً، لايلتفت اليه» دروغگو,جعل حدیث,و فاسد و به این شخص توجه ای نمی شود(خويي 1399، ج2، ص 224رقم 782).
    نقل قول نوشته اصلی توسط معمار نمایش پست ها
    ثانیا فرض کنیم که سند این حدیث درست باشد ولی اين حديث درباره بعد از ظهور حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف مي‌باشد، پس ربطي به دوران غيبت ندارد.ما الان در دوران غیبت هستیم,آن وقت شما دارید از دوان بعد از امام زمان سخن می گویید,خواهشا دقت کنید

    درهر حال، اين حدیث مورد استدلال شما دلالت مي‌کند که اين دوازده نفر پس از شهادت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف خواهند آمد، نه قبل از آن


    به نظرم طبق قواعد رجالی ابتدا باید قرینه ها را بررسی کرد که آیا این وصیت قرینه ای از قرآن و روایات دارد، آیا متواتر است یا خیر.
    قواعد علم رجال به این صورت است که اول باید قرینه ها و تواتر حدیث را بررسی کرد، سپس به رجال آن باز می گردیم.
    جهت اطلاع از قواعد علم رجال، تا گفتگوی ما علمی باشد، چون گفتگویی که اکنون پیش می رود_البته با عرض پوزش_ از لحاظ علمی بسیار ضعیف است و قواعد از هر دو طرف نقض می شوند و این نتیجه ای در بر نخواهد داشت جز در نهایت تنش.
    حر عاملی گوید: (إنهم اتفقوا على أن مورد التقسيم هو خبر الواحد الخالي عن القرينة و قد عرفت أن أخبار كتبنا المشهورة محفوفة بالقرائن، و قد أعترف بذلك أصحاب الاصطلاح الجديد في عدة مواضع قد نقلنا بعضها، فظهر ضعف التقسيم المذكور و عدم وجود موضوعه في الكتب المعتمدة، و قد ذكر صاحب المنتقى أن أكثر أنواع الحديث المذكورة في دراية الحديث بين المتأخرين من مستخرجات العامة بعد وقوع معانيها في أحاديثهم، و أنه لا وجود لأكثرها في أحاديثنا و إذا تأملت وجدت التقسيم المذكور من هذا القبيل). خاتمة الوسائل ص103.

    حر عاملی موافقت (اتفاق نظر) اهل اصول مبنی بر اینکه تقسیم خبر به ضعیف و غیره تنها به خبری اختصاص دارد که بدون قرینه باشد، و روایت مؤید به قرینه صحیح می باشد با صرف نظر از رجال سند، و ممکن نیست شامل تقسیمات چهارگانه حدیث شود، او می گوید: (آنان اتفاق نظر کردند که مصداق تقسیم چهارگانۀ حدیث تنها به خبر آحاد و خالی از قرینه می باشد و اخبار کتب مشهور ما با قرائن بسیار شناخته شده می باشند، و نیز اصحاب اصطلاح جدید هم در برخی مواضع بدان اعتراف کردند که بعضی ها را نقل کردیم، پس ضعف تقسیم مذکور و عدم وجود موضوع آن در کتب مورد اعتماد آشکار گردید، و صاحب المنتقی ذکر نمود که بیشتر انواع حدیث مذکور در درایة الحدیث نزد پیشینیان از استخراجات عامه بعد از وقوع معانی اش در احادیث آنها می باشد، و اینکه بسیاری از آنها در احادیث ما موجود نمی باشند چنانچه در یگانگی تقسیم مذکور از این قبیل تأمل فرمودید). خاتمة الوسائل ص103.

    و شیخ جعفر سبحانی نیز به این مسئله در کتاب كليات في علم الرجال ص155-156- شيخ جعفر سبحاني. اشاره نموده است.
    همچنین جهت اطلاع بیشتر به کتاب قواعد الحديث ص144محی الدین موسوی غریفی رجوع شود.

    بنا بر این طبق قواعد باید پیش رویم، حال جناب آقای مشتاق بفرمایید که این وصیت آیا قرینه ای از قرآن دارد؟ آیا روایات دیگر مؤید این حدیث می باشند؟ و آیا اعتقاد به مهدیین ما را از مذهب اثنا عشری خارج نمی سازد؟ اقوال علمای پیشین در این مورد را نیز بیان بفرمایید لطفاً.

    اما در مورد ضعف علی بن سنان الموصلی العدل، در نظر علمای رجال ایشان موثق و از خاصه یعنی شیعیان است.

    شیخ علی نمازی شاهرودی وی را در کتاب (مستدرکات علم رجال حدیث )به شمارۀ 10071 ذکر کرد:


    علی ابن سنان موصلی ابو الحسن المعدل از پدرش نقل می‌کند همانطور که شیخ صدوق در کتاب الاکمال ذکر کرد ج2ص152 : از احمد ابن الحسین بن عبدالله از حسین ابن زید ابن عبدالله بغدادی از نامبرده **علی ابن سنان ** از پدرش گفت: هنگامی که مولایمان ابو محمد الحسن عسکری (علیه‌ السلام) در گذشت.......الخ.
    و در بحار نیز از وی نقل شده از زید ابن عبدالله بغدادی: از نامبرده از پدرش …...الخ. کمبا ج13 ص116 وجد ج52 ص49.
    مقتضب الأثر احمد ابن محمد عیاش ص 10، از نامبرده، از احمد ابن محمد خلیلی روایت شریفه حُسن و کمال ایشان را وصف می‌کند. وکمبا ج9ص125 , و روايت مهم دیگری در همان مورد ص135، وجد ج36/216و260.
    غط ص103: به سندش: از حسین ابن علی از او، از احمد بن محمد بن خليل. و در ص104: از حسين بن على بن سفیان بزوفری از نامبرده .... و در قرب الاسناد ص123 از نامبرده، از مالک ابن اشیم). پایان سخن نمازی.
    مستدركات علم رجال الحديث - شيخ علی نمازی شاهرودی - ج 5 - ص 382 – 383). پایان كلام نمازی.

    بنا بر این، علاوه بر اینکه ایشان از شیعیان هستند، وی همچنین از کسانی بودند که شیخ بزوفری جلیل بر احادیثشان اعتماد می ورزید و این تأییدی دگر بر اعتماد بودن بر ایشان است. همچنین علی ابن سنان موصلی معروف به (العدل) هست و این صفت به کسانی داده می‌شود که به ورع و استقامت و عدالت و معتمد بودنشان معروف هستند، و اين روايتى است كه به آن نمازى شاهرودى اشاره كرد و دلالت بر اينكه على بن سنان او و پدرش از شیعیان ثابت قدم بر امامت امام مهدی (ع) در زمانی که ثابت قدمان کم پیدا می شدند بعد از فتنه و ترس از سلطان بوده اند.

    شیخ صدوق: از ابو العباس احمد ابن الحسین بن عبدالله بن محمد بن مهران الابی عروضی رضی الله عنه در مرو گفت: از ابو الحسین ابن زید ابن عبد الله بغدادی گفت:
    از ابو الحسن علی ابن سنان موصلی گفت: از پدرم گفت: هنگامی که ابو محمد الحسن بن علی العسکری (ع) به شهادت رسید از قم جماعتی در رسم معمول با اموال فراوان آمدند، که خبر شهادت امام را نداشتند، و هنگامی که به سر من رأی رسیدند از حال مولایمان حسن ابن علی (ع) پرسیدند، در جواب خبر شهادت حضرت را در یافتند. سپس پرسیدند که وارث آل محمد (ص) پس از حضرت كيست؟ گفتند برادرش جعفر ابن علی (ع)، پس به سراغ جعفر رفتند و دنبال او جستند به آنها خبر داده شد که جعفر با عده‌ای آوازه خوان و شرابخوار سوار قایق به رود دجله رفته است، پس در میان هم مشورت کردند و گفتند: این خلاف صفات ائمه (ع) است، و یکی به دگر گفت برگردیم و این دار و مدار را به اهلش برگردانیم، سپس ابو العباس محمد ابن جعفر حمیری قمی گفت: صبر کنیم تا جعفر بازگردد خود احوالش را امتحان کنیم. پس هنگامی که بازگشت به سویش رفتند و به او درود فرستادند و گفتند که ای مولا، ما از اهل قم هستيم و همراه ما جماعتی از شیعه و غیره آمده‌اند برای تحویل مال به مولایمان حسن العسکری (ع ). سؤال کرد: آن مال کجا است؟ گفتند همراهمان. گفت: این مال را به من تحویل دهید. گفتند: این مال داستان جالبى دارد. گفت: چه داستانی؟ گفتند این مال بدینگونه جمع می‌شود که شیعیان هر کس دینار دینار نقد را در یک کیسه جمع کرده و مهر زده آن را به امام تحویل می‌دهند و هر گاه که به سوی امام با مال می‌رفتیم حضرت مقدار نقد و آن که چقدر و از فلان کس فلان قدر و فلان دینار با فلان مُهر در کیس را تعداد می‌نمود و خبر می داد تا اینکه نام تک تک اشخاص را ذکر می‌کرد. پس جعفر گفت: دروغ گفتند آن را برادرم انجام ندهد، این علم غیب است و کسی جز الله علمش را ندارد. در آنگاه آنان حیرت زده یکی به یکی نگاه می‌کرد پس گفت: این مال را به من تحویل دهید. گفتند: ما وکیل ارباب این مال هستیم و این مال صاحب دارد، و نمی‌توانیم این مال را به شما بدهيم تا اینکه علائمی را که از امام معهود هستیم را در کسی بشناسیم پس اگر امام هستی این را برایمان برهان کن و گر نه مال را به اربابش بر می گردانیم و خود کفیل مالشان هستند. سپس می‌گوید که جعفر به خلیفه پناه برد و امر را آنجا مطرح کردند در سر من رأی و خلیفه خشمگین شد و جماعت را امر کرد که در محضرش بیایند. خلیفه گفت: مال را به جعفر تحویل دهید. جماعت گفتند: خدا اصلاحتان نماید ما جماعتی مستأجر هستیم وکلای ارباب این مال و امانت آن‌ها در دست ماست پس مال را به کسی نمی پردازیم تا علایم ذکر شده را ببینیم اینگونه معهودمان با حضرت (ع) بود. خلیفه گفت علائم چه بودند؟ جماعت گفتند حضرت (ع) مقدار نقد و از که چقدر و از فلان کس فلان قدر و فلان دینار با فلان مُهر در کیس را تعداد می‌نمود و خبر می داد تا اینکه نام تک تک اشخاص را ذکر می‌کرد، پس هرگاه که او توانایی این امر را داشته باشد مال را به او تسلیم می نماییم، و بارها و بارها این علامت و دلیل ما بر شناخت حضرت (ع) بوده است، و اکنون حضرت (ع) درگذشت، پس اگر این مرد صاحب الأمر است همانی که برادرش (ع) انجام می‌داد انجام دهد و گرنه مال به اصحابش بر می‌گردد، سپس جعفر گفت: ای امیر مؤمنان این جماعت دروغ‌گو هستند و بر برادرم کذب و افترا می‌گویند و این علم غیب است. سپس خلیفه گفت: این جماعت فرستاده هستند و طلب نقیب یا نگهبان کردند تا به سلامت به دیارشان باز گردند. پس امر کرد که نقیب یا سربازی همراهشان باشد تا خروجشان از آن دیار هنگامی که خارج شدند رو به روی غلامی خوشرو شدند که هیأتش هیأت خادمان بود. سپس ندا کرد ای فلان ابن فلان و ای فلان ابن فلان مولایتان را اجابت کنید. گفت: پس گفتند: تو مولایمان هستی؟ گفت: معاذ الله من خادم مولایتان هستم به سوی او بروید. گفتند: رفتیم تا اینکه وارد خانه امام حسن عسکری (ع) شدیم، همانجا فرزند مولایمان قائم (ع) را دیدیم بر روی تختی نشسته رخش مانند قطعه ماه ـ لباسهای سبز رنگی به تن پوشیده پس به او عرض سلام کردیم و جواب سلام داد سپس فرمود: مقدار مال فلان چندیست و فلان کس فلان قدر داده، و فلان کس فلان قدر…. ادامه داد تا همه را به دقت توصیف نمود. سپس پوش و حملمان و حیواناتی را که با خود آورده بودیم نامید، پس به خدای عز و جل سجود کردیم و خدا را شکر کردیم و خاک پایش را بوسیدیم و هر چه سؤال کردیم جواب داد سپس مال را به حضرت تحویل دادیم، و به ما فرمودند: که از این پس مالی را به سر من رأی نیاوریم، چونکه مردی را در بغداد تعیین کند که هر نقدی به او تحویل داده می‌شود و هر یادداشتی از امام از وی به سوی ما می‌رسد. گفتند: سپس رفتیم و در دست ابی العباس محمد ابن جعفر قمی حمیری حنوط (ماده خوشبو جهت عدم بدبو شدن بدن میت) و کفن داد و به او گفت عظم الله لک الأجر فی نفسک. گفت: هنگامی که ابو العباس به عقبه همدان رسید آنجا درگذشت و بعد از آن ماجرا آن‌گونه شد که اموال را به بغداد به نواب تعیین شده از حضرت تحویل می دادیم و یادداشتهای حضرت را از نواب در می یافتیم). کمال الدین و تمام النعمة ص476ـ 479.

    و چنانچه توجه شود، روایت از موصلی از پدرش نقل شده است، و این بدان معناست که ایشان از شیعیان می باشد. لذا مسئله ضعف سند هر روایتی از این لحاظ کاربردی در مسئله عقائدی و به این حساسیت ندارد. اکنون که از این مرحله گذشتیم چیز دیگری باقی می ماند و آن پاسخ سؤالات ما در مورد قرینه و تواتر در مورد روایات مهدیین است.
    -------
    در مورد فرموده جناب معمار: "
    ثانیا فرض کنیم که سند این حدیث درست باشد ولی اين حديث درباره بعد از ظهور حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف مي‌باشد، پس ربطي به دوران غيبت ندارد.ما الان در دوران غیبت هستیم,آن وقت شما دارید از دوان بعد از امام زمان سخن می گویید,خواهشا دقت کنید".
    برادر عزیز و گرامی، در دین فرضیاتی وجود ندارد، و دین بر فرضیات بنا نمی شود، و عقیده ای که بر فرضیات بنا شود از خانه عنکبوت سست تر خواهد بود. اما یک سؤال مهمی که جناب معمار کردند را بنده نیز تکرار می کنم تا پاسخ آن را از آقای مشتاق بشنویم، البته بعد از تقدیم قرائن و مؤیدات مربوط به وصیت. چون تا این مسئله روشن نشود گفتگو در مورد جزئیات یا متن وصیت اصلاً کار بیهوده ای است.
    بعد از تقدیم قرینه و تواتر روایات مهدیین و اقوال علمای پیشین و معاصر اگر وجود داشته باشد، بفرمایید که وصیت می گوید
    مهدیین بعد از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشند، پس چگونه شد که مهدی اول احمد که در وصیت ذکر شده است، قبل از پدرشان آمد؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    بر عالم واجب است که در صورت پیش امد شبهات در دین پاسخگو باشد در غیر اینصورت مورد لعنت خدا و رسول و فرشتگان است.

  8. #38
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : فروردین 1392
    نوشته : 40      تشکر : 90
    220 در 41 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شریف آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط د. خوانساری نمایش پست ها
    جناب کنیز فاطمه (س) خوشحال می شوم، دلایل رد دعوت ایشان را بیان بفرمایید تا راه را برای بنده مختصرتر کنید و این همه مجبور به مراجعه به این منبع و آن منبع نشوم.
    این نشاندهنده بی اطلاعی شماست جناب خوانساریر!
    کسی که ادعایی را مطرح میکنه باید دلیل بیاره.
    کسی که دعوتی داره باید دلیل بیاره و دیگران را قانع کنه.
    بر عالم واجب است که در صورت پیش امد شبهات در دین پاسخگو باشد در غیر اینصورت مورد لعنت خدا و رسول و فرشتگان است.
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 27-04-1392 در ساعت 08:04 دلیل: لطفا فرد رو نقد نکنید . ادعا رو نقد کنید

  9. تشكرها 2


  10. #39
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : فروردین 1392
    نوشته : 40      تشکر : 90
    220 در 41 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شریف آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط د. خوانساری نمایش پست ها
    جناب آقای معمار به نظرم به مرجع تقلید خود باز گردید و رسالت ایشان را بگشایید و صفحه اول را نظری بیفکنید.
    تمامی مراجع در صفحه اول رسالت به این اشاره کرده اند: "تقلید در عقائد جایز نیست".
    پس شما به چه صورت اعتقادات خود را به دیگران می سپارید در صورتی که خودشان به این اشاره فرمودند که در عقائد تقلید نکنید.

    هر رسالتی که اکنون در دست دارید را بگشایید همه مراجع می گویند تقلید در عقائد جایز نیست و قضیه امام مهدی (ع) عقائدی است.
    این هم دلیل بر بی اطلاعی شماست که به معمار اشکال میگیرید. تقلید غیر از تحقیقه.
    آدم باید برای رسیدن به مطلبی از نظر بزرگان بهره بگیره خصوصا اگر به پاکی اونها یقین داشته باشیم و این غیر از تقلیده و شما مغالطه کردید

    خود خدا میگه : فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ(الأنبياء/7)
    بر عالم واجب است که در صورت پیش امد شبهات در دین پاسخگو باشد در غیر اینصورت مورد لعنت خدا و رسول و فرشتگان است.

  11. تشكرها 3

    محمدی (28-04-1392), معمار (27-04-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (29-04-1392)

  12. #40
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : فروردین 1392
    نوشته : 40      تشکر : 90
    220 در 41 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شریف آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط د. خوانساری نمایش پست ها
    اما در مورد ضعف علی بن سنان الموصلی العدل، در نظر علمای رجال ایشان موثق و از خاصه یعنی شیعیان است.

    شیخ علی نمازی شاهرودی وی را در کتاب (مستدرکات علم رجال حدیث )به شمارۀ 10071 ذکر کرد:


    علی ابن سنان موصلی ابو الحسن المعدل از پدرش نقل می‌کند همانطور که شیخ صدوق در کتاب الاکمال ذکر کرد ج2ص152 : از احمد ابن الحسین بن عبدالله از حسین ابن زید ابن عبدالله بغدادی از نامبرده **علی ابن سنان ** از پدرش گفت: هنگامی که مولایمان ابو محمد الحسن عسکری (علیه‌ السلام) در گذشت.......الخ.
    و در بحار نیز از وی نقل شده از زید ابن عبدالله بغدادی: از نامبرده از پدرش …...الخ. کمبا ج13 ص116 وجد ج52 ص49.
    مقتضب الأثر احمد ابن محمد عیاش ص 10، از نامبرده، از احمد ابن محمد خلیلی روایت شریفه حُسن و کمال ایشان را وصف می‌کند. وکمبا ج9ص125 , و روايت مهم دیگری در همان مورد ص135، وجد ج36/216و260.
    این هم دلیل دیگه ای بر کمی اطلاعات شماست و همون متنی که مشتاق آورده بود رو عینا کپی کردید.
    و از همه خنده دار تر اینه که میخواهید برای موثق بودن
    علی ابن سنان موصلی به یک خبر ضعیف دیگه استدلال کنید که تازه همین روایت دوم هم خود علی ابن سنان موصلی توش نقش داره

    اگه واقعا دنبال حقی بجای اینکه نوشته های مشتاق رو عینا کپی کنی التماس میکنم دنبال علم باش و بر تحقیقاتتون بی افزا.

    این فرد حتی دینش هم مجهوله چه برسه به اعتبارش!

    علي بن سنان الموصلي العدل: روى عن أحمد بن محمد الخليل و روى عنه الحسين بن علي ذكره الشيخ في كتاب الغيبة في الكلام على الواقفة.
    أقول: الحسين بن علي، هو البزوفري كما صرح به في ص 96.
    ثم إن كلمة العدل على ما يظهر من ذكرها في مشايخ الصدوق - قدس سره - كان يوصف بها بعض علماء العامة، فلا يبعد أن يكون الرجل من العامة.
    معجم‏ رجال‏ الحديث ج : 12 ص : 47
    بر عالم واجب است که در صورت پیش امد شبهات در دین پاسخگو باشد در غیر اینصورت مورد لعنت خدا و رسول و فرشتگان است.

  13. تشكرها 3

    محمدی (28-04-1392), معمار (27-04-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (29-04-1392)

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •