▐*♥* ▐ويژه نامه ميلاد با سعادت کريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع) ▐*♥* ▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐*♥* ▐ويژه نامه ميلاد با سعادت کريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع) ▐*♥* ▐
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 38
  1. #11
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    kabotar.





    تقدیم به کریم ترین ارباب دو عالم


    در این شبها که به اسمان مینگریم گویی
    بغضی کهنه در گلوی مهتاب تو را فریاد میزند .



    تویی که در وانفسای این دنیا
    از همه غریبتر بوده ای.



    تویی که با سکوتت عشق را به اتش کشیدی
    وخاک را تا به ابد با غربت اغشته نمودی .



    در تنهاییت خدای را به دیدگان نمناکمان به تماشا کشاندی.
    و در یادمان اینگونه نگاشتی :



    هر که عاشقتر، دلش آشفته تر


    چه فقیرانه نگاهم به جاده دوخته شده است که مبادا روز ی
    از مقابل دیدگانم بگذری و من از دیدارت جا بمانم .




    شب را به امید رویایت میگذرانم و روز را به امید شنیدن صدایت .
    چه حقیقت تلخ و شیرینی است .


    چه ظلمت و روشنایی وجودم را تسخیر نموده است


    اگرمعبود تنهایی بر نمیگزید
    بی شک تو را معبود دل خویش میدانستم
    و از قربانی چشم و دل در راهت دریغ نمیکردم




    دوست دارم آنی شوم که خریدارم شوی
    که حتی اگر روزی قدمهایم به چمن جنت رسید
    باز هم غلام روسیاه تو باشم

    دلم سر سپرده ات شد .


    تقصیر من نیست که این چنین عاشقانه فریادت میزنم
    که باید دامن خدای را بگیری
    که چرا شیدایی را در چشمان تو خلاصه نمود



    برای تمام تنهایی حریم پاکت دلم میسوزد .
    هر گاه که تن سپردم به گوش دادن
    تمام زمزمه های دل خسته ام ،
    نامی به جز حسن بن علی نشنیدم .



    نامی که هرگز نتوانستم
    نامی در کنار ان بگنجانم .

    بی گمان که خاک تن من
    جز با غبار بقیع اغشته نشده
    و دربدو تولدم بی شک به جای اذان،
    روضه تو را در گوشم خوانده اند
    که اینگونه خود را شیدای تو میبینم .




    مرا چه باکی است از اتش دوزخ
    که چون در میان هاله های ان مرا رها کردند
    باز من دامن کریم تو را رها نخواهم کرد .



    هنگامی که برای گرفتن دستان گنهکارم
    قدمهایت را برداری اتش چه شرمگین خواهد شد
    از زبانه کشیدن، و ابراهیم بیاید
    و ببیند که کدامین گلستان زیباتر است؟.




    زندگی چیزی جز عشق تو را به من نشان نداد
    و دل بهانه ای جز دیدارت در همه عمر نگرفت

    بگذار که با دیدنت دلم برای همیشه خراب شود.
    مرا به آبادی دل چه سود و چه نیاز؟



    که در این دنیا هر دلی خراباتی شد
    گویا ابدی جاویدان شد.

    من اسارت دلم را به هیچ آزادی نفروشم
    که زندانبانی چون حسن بن علی جرعه ای
    جز می به من ارزانی نمیدارد


    ▐*♥* ▐ويژه نامه ميلاد با سعادت کريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع) ▐*♥* ▐
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-04-1392 در ساعت 17:51



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #12
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.






    تنهاترين سردار

    در آن صبح زيبا وقتي كه آفتاب از لابه لاي كوه ها و صخره ها و نخلستان ها عبور كرد و بر فراز آن خانه رسيد ـ خانه اي كه مركز تمامي خلقت بود ـ دانست كه از براي محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) مقصد خلقت از آغوش علي (علیه السّلام) و دامان فاطمه (سلام الله علیها) غنچه اي نو شكفته رسيده است .
    آفتاب دسته اي از زيباترين شعاع هايش را چيده شده در سبدي از نسيم با طراوت اميد و آرزو از لابه لاي ملائك كه بر گرداگرد آن خانه طواف مي كردند گذراند و بر درگه آن خانه نشاند و تقديم آن غنچه آسماني كرد. آفتاب جبرئيل را ديد كه فرود مي آمد تا نام آسماني آن غنچه را بر قلب محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نشاند :
    « حسن » چه نيكو نامي ! اينك تمامي خوبان از ابتداي تاريخ چشم به حسن (علیه السّلام) دوخته بودند. بشارت اين چهارمين تن از آل عبا را نيز همه انبيا و اوصيا از ابتدا داده اند.
    در روايتي از امام علي بن الحسين (علیه السّلام) آمده است :
    « ... چون آدم اشباح ما را در عرش ديد پرسيد : پروردگارا اين اشباح چيست »
    خداوند فرمود : « اي آدم اين ها شبح هاي بهترين مخلوقات و آفريده هاي من هستند .»
    اي آدم ! اين محمد است و منم حميد محمود در هر كار كه كنم براي او نامي از نام هاي خود را اشتقاق كردم .
    اين علي است و منم علي عظيم اشتقاق كردم براي او نامي از نام هاي خود.
    و اين فاطمه است و منم فاطر و از نو پديد آورنده آسمان و زمين و فاطمه جدا كننده دشمنان من است از رحمت من در روز قيامت و فاطمه جدا كننده دوستان من است از هر عيب و بدي پس براي او نامي از نام هاي خود را مشتق نمودم .
    و اينان حسن و حسين اند و منم محسن و مجمل پس از نام خود براي آن دو نامهايشان را مشتق كردم پس اينان برگزيدگان از ميان خلايق من هستند و گرامي ترين بندگان من مي باشند. به واسطه ايشان طاعات را قبول مي كنم و به سبب ايشان گناهان را مي بخشم و به خاطر ايشان عقاب مي كنم و به واسطه ايشان ثواب مي دهم .
    پس اي آدم ! به ايشان متوسل شو به سوي من و اگر گرفتاري براي تو پديد آيد ايشان را در درگاه من شفيع گردان كه من به خودم قسم خورده ام قسم حقي كه هيچ اميدواري به ايشان را نااميد نگردانم و هيچ سائلي را كه با شفاعت اينان درخواست كند رد ننمايم » (1).
    چشمان زمان كه وسعت ديدش از ابتداي تاريخ گسترده بود و تحقق وعده هاي الهي را يكي پس از ديگري ديده بود اينك قدم هاي امام حسن (علیه السلام) را دنبال كرد او آينه اي بود كه نور محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و علي (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) را باز مي تاباند. كرامتش صداقتش شرافتش نجابتش علمش حلمش ... همان كرامت و شرافت و صداقت و نجابت و علم و حلم پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بود.
    روايت شده كه حضرت دوبار و طبق روايتي سه بار اموال خود را بين فقرا تقسيم نمود و بيست و پنج مرتبه پياده به حج رفت .
    و نيز آمده روزي كنيزي شاخه گلي براي امام حسن (علیه السّلام) هديه آورد امام حسن (علیه السّلام) به او فرمود : تو در راه خدا آزادي .
    به ايشان عرض شد : آيا به جهت يك شاخه گل او را آزاد نمودي
    امام فرمود : خداوند متعال ما را چنين تربيت نموده است آنجا كه مي فرمايد : هرگاه به شما تحيت گفته شد پاسخ آن را بهتر از آن بدهيد.
    پس نيكوتر از هديه آن دختر آزادي او در راه خدا بود(2)
    وقتي كه جسم علي (علیه السّلام) را در محراب عبادت پرپر كردند زمان آهي كشيد آهي از ژرفاي سينه اش و نگران چشم بر حسن (علیه السّلام) دوخت . ديگر نه « سلماني » بود و نه « ميثم » و نه « مقداد » و گرداگرد حسن (علیه السّلام) پر از ناجوانمردي پر از دنياپرستي و كوردلي . آن قدر امام زمانشان ـآن يادگار مقصود خلقت او كه تمامي آفرينش بر شانه هايش تكيه زده بودـ را تنها گذاشتند و به دنبال هوس هاي تو خالي دويدند تالله
    در آن هنگام كه جانشين بر حق پيامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) مولي الموحدين اميرالمومنين علي (علیه السّلام) شهد شهادت نوشيده و در جوار رحمت پروردگار جاي گرفته بود و لاجرم پرچم ولايت از جانب خداوند بر دوش فرزند ارشد آن حضرت امام حسن مجتبي (علیه السّلام) قرار مي گرفت آورده اند كه عبدالله ابن عباس برخاست و گفت : اي گروه مردم ! اين فرزند پيامبر شماست و وصي امام شماست با او بيعت كنيد.
    در ادامه آمده مردم نيز برخاستند و در حالي كه مي گفتند او چه بسيار نزد ما محبوب است و حق او بر ما واجب مي باشد و ... به سوي آن حضرت شتافته و بيعت كردند.
    پس امام حسن مجتبي (علیه السّلام) با بيان اين شرط كه شما بايد تسليم من باشيد و با هر كس كه من صلح مي كنم شما نيز صلح كرده و با هر كس من جنگيدم شما نيز جنگ كنيد با آن مردم بيعت نمود.
    ليك دشمن غدار اين خاندان ـ معاويه ـ چشم طمع به مقام و جايگاهي كه خداوند تنها براي اينان مخصوص داشته بود دوخته و با مكر و فريب و زر و تزوير سعي در سست نمودن پايه هاي خلافت داشت .
    هنگامه آزمايشي عجيب پديد آمده بود مردمي كه كرامت ها و فضيلت هاي مولاي خويش را به چشم ديده و ميثاق ياري و پشتيباني او را از ياد نبرده بودند اكنون در معرض وسوسه كيسه هاي زري قرار مي گرفتند كه معاويه براي خريدن اين پيمان ها و ناديده گرفتن آن كرامت ها پيش كش مي كرد و آنچه برق فريبنده اين زرها و طعم اشتها برانگيز آسايش دنيا با دل ها مي كرد ديدني بود.
    نوشته اند كه آن روزها معاويه لشكري گران تجهيز نموده و به نبرد با آن بزرگوار گسيل داشت . پس امام (علیه السّلام) بر منبر رفته و مردم را از اقدام معاويه آگاه نموده و از آنان طلب ياري كرد. از ميان انبوه جمعيت جوابي برنخاست . پس يكي از اصحاب روي به آنان نمود و ندا در داد كه : اي مردم ! چه بد گروهي هستيد شما. اين امام شما فرزند پيامبر شماست كه شما را به جهاد با دشمن خداوند فرا مي خواند آيا چنين ساكت نشسته و پاسخ نمي گوييد
    كجا رفتند شجاعان شما آيا از غضب الهي نمي ترسيد و از ننگ و عار پروا نداريد
    همهمه اي در ميان جمعيت در گرفت و سرها از شرم فرو افتاد. ناگزير برخاسته و اظهار آمادگي نمودند.
    امام حسن (علیه السّلام) فرمودند : اگر راست مي گويند به سوي لشگرگاه من در « نخيله » رفته و منتظر آمدنم باشند.
    اگر چه من مي دانم كه شما به من وفا نخواهيد كرد كما اينكه به كسي كه بهتر از من بود وفا نكرديد چگونه بر گفته هاي شما اعتماد كنم حال آنكه ديدم با پدرم چه كرديد.
    سرانجام زمان معهود فرا رسيد. امام به سوي لشگرگاه حركت نمود چون به آنجا رسيد جز اندكي بقيه مردان عهد پيمان شكسته و به وعده گاه نيامده بودند لاجرم امام (علیه السّلام) همين تعداد را به فرماندهي مردي به نام « حكم » به سراغ معاويه فرستاد تا راه را بر او ببندند.
    چون اين لشكر به شهر « انبار » رسيد پيكي از معاويه به سراغ « حكم » آمد و گفت معاويه براي تو پانصد هزار درهم پول فرستاده و نيز وعده نمود كه حكومت يكي از ولايات شام را نيز به تو بسپارد. پس دعوت معاويه را اجابت نما. آن مرد امام خويش را به كيسه هاي زر معاويه فروخت و همراه دوستان و خويشاوندانش به او ملحق گشت .
    امام چون عهد شكني سردار لشكر خويش را ديدند فرمودند : من مي دانستم كه به وفاي شما اعتمادي نيست زيرا همه شما بنده دنياييد ليكن با اين همه يكي ديگر از شما را به فرماندهي روانه مي سازم و يقين دارم كه او نيز خيانت خواهد نمود.
    پس اين بار مردي از بني مراد را انتخاب نمود و او را پند و اندرز داده و عهد و پيمان اكيد بست كه او ديگر مكر و غدر پيشه نكند ليكن چون به شهر « انبار » رسيد پيك معاويه با پنج هزار درهم و وعده حكومت به سراغش رفته و او را فريفت .
    اكنون ديگر صحنه هاي امتحان يكي پس از ديگري پشت سر نهاده و دست هاي نفاق و كفر و شرك يك به يك رو شده بود وقت آن رسيده بود كه امام خطبه اي ديگر ايراد نمايد.
    « ...هان اي مردم ! آنچه شما براي اجتماع مسلمانان بد مي دانيد بهتر است از آنچه مي پسنديد و صلاح خود را در آن مي دانيد پس امروز مخالفت ننموده و راي مرا رد نكنيد . »
    آيا به ياد داريد بعد از آن خطبه مردم با مولا و مقتدا و امام زمان خود چه كردند
    منافقان نقاب از چهره برداشته و شمشير عداوت را از رو بستند. آنها با فرياد « هر آينه اين مرد به خدا كافر شده » به خيمه امام حمله برده هر آنچه بود غارت نموده سجاده حضرت را از زير پاي ايشان كشيده و رداي را از دوش حضرت ربودند. حضرت بر اسب سوار شده راه مدائن پيش گرفت . خوارج بار ديگر فرياد زدند.
    « اي حسن كافر شدي همانگونه كه پدرت كافر شد » سپس با خنجر مسموم به او هجوم آورده زخمي عميق و كشنده بر ران آن حضرت ايجاد نمودند و خواستند كه ايشان را با همان وضع و حال به معاويه بسپارند ليكن ياران حضرت او را نجات داده و به مدائن بردند . (3)
    و آن روز مردم چه امتحان عجيبي را پشت سر نهادند. چگونه در آن بازار پر زرق و برق فريب و خيانت در يك سو آخرت و سعادت ابدي و در سوي ديگر آسايش طلبي و دنيا دوستي را ميان دو كفه تراز و نهادند.
    چگونه در تلاطم وسوسه ها و جوشش احساسات دنيا طلبانه پاي تجارتي حيرت انگيز حاضر شده و معامله اي چنين دشوار و سنگين را به انجام رسانيدند و اينگونه امام زمان خويش را فروختند.
    امامي را كه محور خلقت به شمار آمده و عصاره هستي بود. امامي كه او را همراه برادر بر زانوي پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) ديده بودند در حالي كه مي فرمود : « اين دو فرزندم امامند خواه بپاخيزند خواه بر جاي نشينند » .
    همان امامي را كه مصداق « بموالاتكم علمنا الله معالم ديننا » (بولايت شما خداوند دستوارات دين را به ما آموخت ) بود.
    و « بموالاتكم تقبل الطاعه المفترضه » (به قبول ولايت شما اعمال واجبات ما مورد پذيرش قبول مي گيرد) است
    همان امامي كه خداوند با آيه « اطيعو الله و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم » اطاعتش را همپايه اطاعت از خود و رسولش قرار داد.
    اما ما چطور ! ما با امام خويش معامله كرده ايم !
    آري همين ما كه آن يگانه پيشواي زمان آخرين منار تابناك هدايت را در تلاطم امواج زندگي به جريان فراموشي سپرده ايم .
    ما كه در مسير روزمره زندگي هيچگونه جايگاهي براي مولايمان در نظر نگرفته و نقش و اهميتي براي او قايل نگشته ايم .
    ما كه كسب و كار و شغل و مقام و مدرك و رتبه و تعاملات زندگي اجتماعي آنچنان در تارو پود خود اسيرمان ساخته كه حضور روشن او را در چند قدمي خود حس نمي كنيم .
    ما كه هيچگونه وظيفه اي در مورد او براي خود سراغ نداريم .
    ما كه ميثاق ها و پيمان هاي محكم پيامبر گرامي اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در غديرخم و سفارش هاي موكد آن حضرت در حديث ثقلين را پشت سرافكنده و مدت هاست كه دست تمسك و توسل خود را از آستان مقدس او ترك گفته ايم .


    پي نوشت :
    1 ـ حيات القلوب ج 1
    2 ـ بحارالانوار ج 43 ص 343
    3 ـ منتهي الامال ص 273
    منبع:سایت مرکز اسلامی واشنگتن



    ▐*♥* ▐ويژه نامه ميلاد با سعادت کريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع) ▐*♥* ▐
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-04-1392 در ساعت 17:52



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #13
    کاربر عادی

    تاریخ عضویت : تیر 1390
    نوشته : 4      تشکر : 0
    23 در 7 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    tayar آنلاین نیست.

    پیش فرض








    نیمه ی ماه صیام

    شب قدر است ای دل، نیمه ماه صیام آمد
    سروش غیب گفتا، مجتبی، دوم امام آمد
    ز بام آسمان ها، نورباران تا فضای خاک
    به بیت حضرت زهرا علیهاالسلام نگر ماهِ تمام آمد



    گلی از گلشن آل محمد صلی الله علیه و آله آشکارا شد
    ز صلحش مکتب آل محمد صلی الله علیه و آله مستدام آمد
    قیام سرخ عاشورا، حسین بر پا به دنیا کرد
    ولی صلح حسن، بنیان این نیکو قیام آمد


    شبی زیبا گلی رعنا پدید از دامن زهرا
    ز صلحش، مکتب اسلام را بس انسجام آمد
    جمال دومین ماه منیر عشق پیدا شد
    ز صلحش، مکتب شیعه بری از اتهام آمد



    شب عشق است یا هنگام وصل چهره معشوق
    ز میلاد شریفش، دهر را نیکو نظام آمد
    خموشی پیشه کن ای مسکین ز توصیفش
    به درگاه شریفش، هدیه ما یک سلام آمد



    ▐*♥* ▐ويژه نامه ميلاد با سعادت کريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع) ▐*♥* ▐
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-04-1392 در ساعت 18:46

  4. #14
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.






    شاخه ‏گل پر بركت

    زمخشرى در كتاب ربیع الابرار از انس بن مالك روایت كرده كه گوید:
    من در خدمت حسن بن على علیه االسلام بودم كه كنیزكى بیامد
    و شاخه گلى را به آن حضرت هدیه كرد.

    حسن بن على علیه االسلام فرمود:
    « انت حرة لوجه الله»؛ تو در راه خدا آزادى!
    من كه آن ماجرا را دیدم به آن حضرت عرض كردم:
    كنیزكى شاخه گل بى‏ارزشى به شما هدیه كرد و تو او را آزاد كردى؟
    در پاسخ فرمود:
    «هكذا ادبنا الله تعالى- اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها-
    و كان احسن منها اعتاقها.» ؛

    اینگونه خداى تعالى ما را ادب كرده كه فرمود:
    - وقتى تحیه‏اى به شما دادند، تحیتى بهتر دهید- و بهتر از آن آزادى اوست.


    منبع:ملحقات احقاق الحق


    ▐*♥* ▐ويژه نامه ميلاد با سعادت کريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع) ▐*♥* ▐
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-04-1392 در ساعت 18:52



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #15
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol.







    ماه به نیمه رسیده است و درهای رحمت،
    بر روی جهانیان باز است.
    فراوانی رحمت و نعمت است و جان‏ها آکنده از عشق است.
    ماه به نیمه رسیده است که این چنین در کامل‏ترین صورت خویش به جلوه‏گری، دست‏افشانی می‏کند.
    ستارگان به تکاپو درآمده‏اند گرداگرد ماه. بدری در آستانه حُسن خودنمایی می‏کند؛ ماه تمامی که از ذخیره هستی به زمین هدیه داده شده است.
    حَسَن، آینه حُسن خداوندی است؛
    تصویر زیبایی خداوند است که در صورت خاکی نقش بسته است.
    مجتبی، در آغوش پاک‏ترین مادران عالم چشم به جهان گشود و میوه قلب رسول اللّه‏ شد.
    آمد و کرامت را از پدر آسمانی‏اش آموخت و چراغ کرامتش را برای اهل زمین برافروخت.
    ثمره زندگی علی و فاطمه،
    پا به جهان خاکی گذاشت. خاک تا افلاک غرق نور و سرور شود.
    نیمه ماه است؛
    ماهی که درهای رحمت بر روی جهانیان گشوده شده است.
    خدایا!
    به «کریم اهل بیت» سوگند، سایه کرامت خویش را از ما دریغ مدار!




    ▐*♥* ▐ويژه نامه ميلاد با سعادت کريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع) ▐*♥* ▐

  6. #16
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    لقب کریم اهل بیت از کجا آمد؟

    امام حسن ـ علیه السلام ـ دارای قلبی پاك و رئوف نسبت به دردمندان و تیره بختان جامعه داشتند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و كم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن ترتیب اثر می‌دادند، و در این حركت انسان‌دوستانه جز خداوند را مدّنظر نداشتند نیز هیچ‌گاه هر ضعیف، ناتوان و درمانده، ناامید از درب خانه آن حضرت برنمی‌گشت، حتّی خود ایشان به سراغ فقرا می‌رفتند و آن‌ها را به منزل دعوت می‌كردند و به آن‌ها غذا و لباس می‌دادند.

    امام حسن ـ علیه السّلام ـ تمام توان خویش را در راه انجام امور نیك و خداپسندانه به كار می‌گرفت و اموال فراوانی در راه خدا می‌بخشید، مورّخان و دانشمندان در شرح حال زندگانی پر افتخار ایشان، بخشش‌های بی‌سابقه و انفاق‌های بسیار بزرگ و بی‌نظیری ثبت كرده‌اند. آن حضرت در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایی خود را در راه خدا خرج كردند و سه بار نیز ثروت خود را به دو نیم كردند و نصف آن را برای خود و نصف دیگر را در راه خدا به فقرا بخشیدند.

    از ابن شهر آشوب روایت شده كه روزی امام حسن ـ علیه السّلام ـ بر جمعی از گدایان گذشت كه پاره‌ای چند از نان خشك‌ها را بر روی زمین گذاشته‌اند و می‌خورند، چون نظر ایشان به آن حضرت افتاد از امام دعوت كردند و حضرت از اسب پیاده شدند و فرمودند: خدا متكبّران را دوست نمی‌دارد و با ایشان نشستند و از طعام ایشان تناول كردند و سپس از همه گدایان خواستند كه برای صرف غذا به خانة حضرت بروند و حضرت بر ایشان طعام‌هایی نیكو حاضر ساختند و به لباس‌های فاخر همه آن‌ها را مزیّن ساختند.

    تاریخ از بخشندگی‌های امام حسن ـ علیه السّلام ـ داستان‌های فراوان به یاد دارد مثلاً روزی عربی به نزد ایشان آمد و درخواست كمك كرد و امام دستور دادند كه آنچه موجود است به او بدهند و قریب ده هزار درهم موجود را به آن اعرابی بخشیدند.4
    نسبت به كرامت‌های امام حسن ـ علیه السّلام ـ داستآن‌های زیادی در تاریخ آورده شده است كه جای ذكر همه آن‌ها نیست. امّا وقتی از خود امام پرسیدند، چرا هرگز سائلی را ناامید برنمی‌گردانید؟ فرمودند: من هم به درگاه خدا سائلی هستم و می‌خواهم كه خدا محروم نسازد و شرم دارم كه با چنین امیدی سائلان را ناامید كنم. خداوندی كه عنایتش را به من ارزانی می‌دارد، می‌خواهد كه من هم به مردم كمك كنم،5 لذا به خاطر این بخشندگی‌ها و كارهای نیكویی كه از امام حسن ـ علیه السّلام ـ در مسیر خیر، احسان و كمك به طبقات درمانده و نیازمند انجام می‌گرفت و آنچه را كه داشت به آن‌ها می‌بخشید باعث شده كه به ایشان كریم اهل بیت گفته شود.

    پس با توجه به كرامت‌ها و بخشش‌های كم‌نظیر و گاهی بی‌نظیر آن امام بزرگوار لقب «كریم» برازنده آن حضرت است. البته باید توجه داشت كه همه ائمه نور واحد هستند و همه دارای تمام فضایل و كرامات هستند. هر چند كه شرایط زمان و مكان در بروز و برجسته‌تر شدن برخی از اوصاف آن‌ها دخیل بوده است.





    ▐*♥* ▐ويژه نامه ميلاد با سعادت کريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع) ▐*♥* ▐
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-04-1392 در ساعت 18:48
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. #17
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض





    السلام‌علیک یا ابا‌محمّد الحسن بن علی

    رایحه‌ی دل‌نواز میلاد سبط پیامبر
    تمام هستی را مملو از شعف ساخته است.

    بلبلان خوش آهنگ آمدنش را مژده می‌دهند.
    حسن، یادگار فاطمه، ابن علی،
    یکی از دو سرور اهل فردوس،
    جهان را با قدومش دلشاد ساخته است.

    مصطفی عاشق مجتبی بود كه فرمود
    «اللّهُم اِنّی اُحِبُّهُ فَاَحبِبهُ وَ اَحِبّ مَن یُحبُّهُ»
    خداوندا من او را دوست دارم، تو نیز دوستار او
    و هر آن كه او را دوست بدارد باش.

    قناریان در موسم رمضان
    آهنگ شکوفایی غنچه‌ی ریحانه‌ی نبی را، نواخته‌اند
    و در گلستان گیتی به یُمن آمدنش نغمه‌ی شادی سر داده‌اند.

    و من خاکی با چشمانی شوق آگین در جنت دلم،
    به طواف خانه‌ی این غنچه‌ی باغ نبی پرداخته‌ام
    و زمزمه می‌کنم:
    « یا وجیهاً عندالله، اشفع لنا عندالله»
    ای آن كه نزد پروردگار آبرومندی
    ما را نیز در پیشگاه او یاد آر.


    ▐*♥* ▐ويژه نامه ميلاد با سعادت کريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع) ▐*♥* ▐

  8. #18
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.





    چهل حديث مجتبوي (عليه السلام)

    1ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَيْهِ السَّلام :
    يَا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً، وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِيّاً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً، وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ يُصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً.([1])
    امام حسن مجتبي (عليه السلام) فرمود: اى فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهى عفيف و پاكدامن باش تا عابد و بنده خدا باشى. راضى باش بر آنچه كه خداوند سبحان برايت تقسيم و مقدّر نموده است، تا هميشه غنى و بى نياز باشى. نسبت به همسايگان، دوستان و همنشينان خود نيكى و احسان نما تا مسلمان محسوب شوى. با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد كن كه انتظار دارى ديگران همانگونه با تو بر خورد نمايند.


    2ـ قالَ(عليه السلام):
    وَ نَحْنُ رَيْحانَتا رَسُولِ اللّهِ، وَ سَيِّدا شَبابِ أهْلِ الْجَنّهِ، فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ يَتَقَدَّمُ، اَوْ يُقَدِّمُ عَلَيْنا اَحَداً.([2])
    امام حسن مجتبي (عليه السلام) به دنباله وصيّتش در حضور جمعى از أصحاب فرمود: و ما دو نفر ـ يعنى حضرت و برادرش امام حسين (عليهما السلام) ـ ريحانه رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) و دو سرور جوانان اهل بهشت هستيم، پس خدا لعنت كند كسى را كه بر ما پيشقدم شود يا ديگرى را بر ما مقدّم دارد.


    3ـ قالَ(عليه السلام):
    وَ إنّ حُبَّنا لَيُساقِطُ الذُّنُوبَ مِنْ بَنى آدَم، كَما يُساقِطُ الرّيحُ الْوَرَقَ مِنَ الشَّجَرِ.([3])
    فرمود: همانا محبّت و دوستى با ما (اهل بيت رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) سبب ريزش گناهان ـ از نامه اعمال ـ مى شود، همان طورى كه وزش باد، برگ درختان را مى ريزد.


    4ـ قالَ(عليه السلام):
    لَقَدْ فارَقَكُمْ رَجُلٌ بِالاْمْسِ لَمْ يَسبِقْهُ الاْوَّلُونَ، وَ لا يُدْرِكُهُ أَلاْخِرُونَ.([4])
    پس از شهادت پدرش اميرالمؤمنين علىّ (عليه السلام)، در جمع اصحاب فرمود: شخصى از ميان شماها رفت كه در گذشته مانند او نيامده است، و كسى در آينده نمى تواند هم تراز او قرار گيرد.


    5ـ قالَ(عليه السلام):
    مَنْ قَرَءَ الْقُرْآنَ كانَتْ لَهُ دَعْوَهٌ مُجابَهٌ، إمّا مُعَجَّلهٌ وَإمّا مُؤجَلَّهٌ.([5])
    فرمود: كسى كه قرآن را ـ با دقّت ـ قرائت نمايد، در پايان آن ـ اگر مصلحت باشد ـ دعايش سريع مستجاب خواهد شد ـ و اگر مصلحت نباشد ـ در آينده مستجاب مى گردد.

    ▐*♥* ▐ويژه نامه ميلاد با سعادت کريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع) ▐*♥* ▐
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-04-1392 در ساعت 18:00



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #19
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.





    11ـ قالَ(عليه السلام):
    تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ، فَإنْ لَمْ تَسْتَطيعُوا حِفْظَهُ فَاكْتُبُوهُ وَ ضَعُوهُ فى بُيُوتِكُمْ.([11])
    فرمود: علم و دانش را ـ از هر طريقى ـ فرا گيريد، و چنانچه نتوانستيد آنرا در حافظه خود نگه داريد، ثبت كنيد و بنويسيد و در منازل خود در جاى مطمئن قرار دهيد.


    12ـ قالَ(عليه السلام):
    مَنْ عَرَفَ اللّهَ أحَبَّهُ، وَ مَنْ عَرَفَ الدُّنْيا زَهِدَ فيها.([12])
    فرمود: هركس خدا را بشناسد، (در عمل و گفتار) او را دوست دارد و كسى كه دنيا را بشناسد آن را رها خواهد كرد.


    13ـ قالَ(عليه السلام):
    هَلاكُ الْمَرْءِ فى ثَلاث: اَلْكِبْرُ، وَالْحِرْصُ، وَالْحَسَدُ; فَالْكِبْرُ هَلاكُ الدّينِ،، وَبِهِ لُعِنَ إبْليسُ. وَالْحِرْصُ عَدُوّ النَّفْسِ، وَبِهِ خَرَجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّهِ. وَالْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ، وَمِنْهُ قَتَلَ قابيلُ هابيلَ.([13])
    فرمود: هلاكت و نابودى دين و ايمان هر شخص در سه چيز است: تكبّر، حرص، حسد. تكبّر سبب نابودى دين و ايمان شخص مى باشد و به وسيله تكبّر شيطان ـ با آن همه عبادت ملعون گرديد. حرص و طمع دشمن شخصيّت انسان است، همان طورى كه حضرت آدم (عليه السلام) به وسيله آن از بهشت خارج شد. حسد سبب همه خلاف ها و زشتى ها است و به همان جهت قابيل برادر خود هابيل را به قتل رساند.


    14ـ قالَ(عليه السلام):
    بَيْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ أرْبَعُ أصابِع، ما رَأَيْتَ بَعَيْنِكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَقَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَيْكَ باطِلاً كَثيراً.([14])
    فرمود: بين حقّ و باطل چهار انگشت فاصله است، آنچه كه را با چشم خود ببينى حقّ است; و آنچه را شنيدى يا آن كه برايت نقل كنند چه بسا باطل باشد.


    15ـ قالَ(عليه السلام):
    ألْعارُ أهْوَنُ مِنَ النّارِ.([15])
    فرمود: سرزنش و ننگ شمردن مردم انسان را، آسان تر است از معصيت و گناهى كه موجب آتش جهنّم شود.

    ▐*♥* ▐ويژه نامه ميلاد با سعادت کريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع) ▐*♥* ▐
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-04-1392 در ساعت 18:01



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #20
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    kabotar.





    21ـ قالَ(عليه السلام):
    السِّياسَهُ أنْ تَرْعى حُقُوقَ اللّهِ، وَحُقُوقَ الاْحْياءِ، وَحُقُوقَ الاْمْواتِ.([22])
    فرمود: ـ مفهوم و معناى ـ سياست آن است كه حقوق خداوند و حقوق موجودات زنده و حقوق مردگان را رعايت كنى.


    22ـ قالَ(عليه السلام): ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إلاّ هُدُوا إلى رُشْدِهِمْ.([23])
    فرمود: هيچ گروهى در كارهاى ـ اجتماعى، سياسى، اقتصادى، فرهنگى و ... ـ با يكديگر مشورت نكرده اند مگر آن كه به رشد فكرى و عملى و... رسيده اند.


    23ـ قالَ(عليه السلام): اَلْخَيْرُ الَذّى لا شَرَّفيهِ: ألشُّكْرُ مَعَ النِّعْمَهِ، وَالصّبْرُ عَلَى النّازِلَهِ.([24])
    فرمود: آن خوبى كه شرّ و آفتى در آن نباشد شكر در مقابل نعمت ها و صبر و شكيبائى در برابر سختى ها است.


    24ـ قالَ(عليه السلام):
    يَابْنَ آدَم! لَمْ تَزَلْ فى هَدْمِ عُمْرِكَ مُنْذُ سَقَطْتَ مِنْ بَطْنِ اُمِّكَ، فَخُذْ مِمّا فى يَدَيْكَ لِما بَيْنَ يَدَيْكَ، فَإنَّ الْمُؤْمِنَ بَتَزَوَّدُ وَ الْكافِرُ يَتَمَتَّعُ.([25])
    فرمود: اى فرزند آدم از موقعى كه به دنيا آمده اى، در حال گذراندن عمرت هستى، پس از آنچه دارى براى آينده ات (قبر و قيامت) ذخيره نما، همانا كه مؤمن در حال تهيّه زاد و توشه مى باشد; وليكن كافر در فكر لذّت و آسايش است.


    25ـ قالَ(عليه السلام):
    إنَّ مَنْ خَوَفَّكَ حَتّى تَبْلُغَ الاْمْنَ، خَيْرٌ مِمَّنْ يُؤْمِنْكَ حَتّى تَلْتَقِى الْخَوْفَ.([26])
    فرمود: همانا كسى تو را ـ در برابر عيب ها و كم بودها ـ هشدار دهد تا آگاه و بيدار شوى، بهتر است از آن كسى كه فقط تو را تعريف و تمجيد كند تا بر عيب هايت افزوده گردد.


    26ـ قالَ(عليه السلام):
    القَريبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّهُ وَإنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَالْبَعيدُ مَنْ باعَدَتْهُ الْمَوَدَّهُ وَإنْ قَرُبُ نَسَبُهُ.([27])
    فرمود : بهترين دوست نزديك به انسان، آن كسى است كه در تمام حالات دلسوز و با محبّت باشد گرچه خويشاوندى نزديكى هم نداشته باشد. و بيگانه ترين افراد كسى است كه از محبّت و دلسوزى بيگانه باشد گرچه از نزديك ترين خويشاوندان باشد.


    27ـ وَسُئِلَ عَنِ الْمُرُوَّهِ؟ فَقالَ(عليه السلام):
    شُحُّ الرَّجُلِ عَلى دينِهِ، وَإصْلاحُهُ مالَهُ، وَقِيامُهُ بِالْحُقُوقِ.([28])
    از حضرت (عليها السلام) پيرامون مُروّت و جوانمردى سؤال شد، فرمود: جوانمرد كسى است كه در نگهدارى دين و عمل به آن تلاش نمايد، در اصلاح اموال و ثروت خود همّت گمارد، و در رعايت حقوق طبقات مختلف پا بر جا باشد.


    28ـ قالَ(عليه السلام):
    عَجِبْتُ لِمَنْ يُفَكِّرُ فى مَأكُولِهِ كَيْفَ لايُفَكِّرُ فى مَعْقُولِهِ، فَيَجْنِبُ بَطْنَهُ ما يُؤْذيهِ، وَيُوَدِّعُ صَدْرَهُ ما يُرْديهِ.([29])
    فرمود: تعجّب مى كنم از كسى كه در فكر خوراك و تغذيه جسم و بدن هست ولى درباره تغذيه معنوى روحى خود نمى انديشد، پس از غذاهاى فاسد شده و خراب دورى مى كند. و عقل و قلب و روح خود را كارى ندارد ـ هر چه و هر مطلب و برنامه اى به هر شكل و نوعى باشد استفاده مى كند ـ .


    29ـ قالَ(عليه السلام):
    غَسْلُ الْيَدَيْنِ قَبْلَ الطَّعامِ يُنْفِى الْفَقْرَ، وَبَعْدَهُ يُنْفِى الْهَمَّ.([30])
    فرمود: شستن دست ها قبل از طعام فقر و تنگدستى را مى زدايد و بعد از آن ناراحتى ها و آفات را از بين مى برد.





    ▐*♥* ▐ويژه نامه ميلاد با سعادت کريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع) ▐*♥* ▐
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-04-1392 در ساعت 18:06



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •