سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 46

موضوع: محراب شکسته{ويژه نامه شهادت مولاي متقيان٬حضرت علي(ع)}

  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee



    علی را قدر پیمبر بشناسید

    تربیت اولیه علی (ع)


    و قد علمتم موضعى من رسول الله (ص) بالقرابة القریبة و المنزلة الخصیصة،و ضعنى فى حجره و انا ولید،یضمنى الى صدره و یكنفنى فى فراشه...
    (نهج البلاغه خطبه قاصعه)

    ابوطالب پدر على علیه السلام در میان قریش بسیار بزرگ و محترم بود،او در تربیت فرزندان خود دقت وافى نموده و آنها را با تقوى و با فضیلت بار میآورد و از كودكى فنون سوارى و كشتى و تیر اندازى را برسم عرب بآنها تعلیم میداد.
    چون پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم در كودكى از داشتن پدر محروم شده بود لذا آنجناب تحت كفالت جد خود عبدالمطلب قرار گرفته بود و پس از فوت عبدالمطلب فرزندش ابوطالب برادر زاده خود را در دامن پر عطوفت خود بزرگ نمود.
    فاطمه بنت اسد مادر على علیه السلام و زوجه ابوطالب نیز براى نبى اكرم صلى الله علیه و آله و سلم مانند مادرى مهربان دلسوزى كامل داشت بطوریكه در هنگام فوت فاطمه رسول اكرم صلى الله علیه و آله نیز مانند على علیه السلام بسیار متأثر و متألم بود و شخصا بر جنازه او نماز گزارد و پیراهن خود را بر وى پوشانید.
    چون نبى گرامى در خانه عموى خود ابوطالب بزرگ شد بپاس احترام و بمنظور تشكر و قدردانى از فداكاریهاى عموى خود در صدد بود كه بنحوى ازانحاء و بنا بوظیفه حقشناسى كمك و مساعدتى بعموى مهربان خود نموده باشد.
    اتفاقا در آن موقع كه على علیه السلام وارد ششمین سال زندگانى خود شده بود قحطى عظیمى در مكه پدیدار شد و چون ابوطالب مرد عیالمند بوده و اداره هزینه یك خانواده پر جمعیت در سال قحطى خالى از اشكال نبود لذا پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم على علیه السلام را كه دوران رضاع و كودكى را گذرانیده و در سن شش سالگى بود جهت تكفل معاش از پدرش ابوطالب گرفته و بدین بهانه او را تحت تربیت و قیمومت خود قرار داد و بهمان ترتیب كه پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم در پناه عم خود ابوطالب و زوجه وى فاطمه زندگى میكرد پیغمبر و زوجه‏اش خدیجه نیز براى على علیه السلام بمنزله پدر و مادر مهربانى بودند.



    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 30-04-1392 در ساعت 00:15
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. تشكر

    بیقرار ظهور (06-05-1392)

  3. Top | #22

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee







    ابن صباغ در فصول المهمه و مرحوم مجلسى در بحار الانوار مى‏نویسند كه سالى در مكه قحطى شد و رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بعم خود عباس بن عبد المطلب كه توانگر و مالدار بود فرمود كه برادرت ابوطالب عیالمند است و پریشانحال و قوم و خویش براى كمك و مساعدت از همه سزاوارتر است بیا بنزد او برویم و بارى از دوش او برداریم و هر یك از ما یكى از پسران او را براى تأمین معاشش بخانه خود ببریم و امور زندگى را بر ابوطالب سهل و آسان گردانیم،عباس گفت بلى بخدا این فضل كریم وصله رحم است پس ابوطالب را ملاقات كردند و او را از تصمیم خود آگاه ساختند ابوطالب گفت طالب و عقیل را (در روایت دیگر گفت عقیل را) براى من بگذارید و هر چه میخواهید بكنید،عباس جعفر را برد و حمزه طالب را و نبى اكرم صلى الله علیه و آله و سلم نیز على علیه السلام را بهمراه خود برد. (1)

    نكته‏اى كه تذكر آن در اینجا لازم است اینست كه على علیه السلام در میان اولاد ابوطالب با سایرین قابل قیاس نبوده است هنگامیكه پیغمبر صلى الله علیه و آله على علیه السلام را از نزد پدرش بخانه خود برد علاوه بر عنوان قرابت و موضوع‏تكفل،یك جاذبه قوى و شدیدى بین آندو برقرار بود كه گوئى ذره‏اى بود بخورشید پیوست و یا قطره‏اى بود كه در دریا محو گردید و باین حسن انتخابى كه رسول گرامى بعمل آورده بود میل وافر و كمال اشتیاق را داشت زیرا.

    على را قدر پیغمبر شناسد
    بلى قدر گهر زرگر شناسد


    البته مربى و معلمى مانند پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم كه آیه علمه شدید القوى (2) در شأن او نازل شده و خود در مكتب ربوبى (چنانكه فرماید ادبنى ربى فاحسن تأدیبى) تأدیب و تربیت شده است شاگرد و متعلمى هم چون على لازم دارد.

    على علیه السلام از كودكى سر گرم عواطف محمدى بوده و یك الفت و علاقه بى نظیرى به پیغمبر داشت كه رشته محكم آن بهیچوجه قابل گسیختن نبود.

    على علیه السلام سایه صفت دنبال پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم میرفت و تحت تربیت و تأدیب مستقیم آنحضرت قرار میگرفت و در تمام شئون پیرو عقاید و عادات او بود بطوریكه در اندك مدتى تمام حركات و سكنات و اخلاق و عادات او را فرا گرفت.

    دوره زندگانى آدمى بچند مرحله تقسیم میشود و انسان در هر مرحله باقتضاى سن خود اعمالى را انجام میدهد،دوران طفولیت با اشتغال باعمال و حركات خاصى ملازمه دارد ولى على علیه السلام بر خلاف عموم اطفال هرگز دنبال بازیهاى كودكانه نرفته و از چنین اعمالى احتراز میجست بلكه از همان كودكى در فكر عظمت بود و رفتار و كردارش از ابتداى طفولیت نمایشگر یك تكامل معنوى و نمونه یك عظمت خدائى بود.

    على علیه السلام تا سن هشت سالگى تحت كفالت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم بود و آنگاه به منزل پدرش مراجعت نمود ولى این بازگشت او را از مصاحبت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم مانع نشده و بلكه یك صورت تشریفاتى ظاهرى داشت و اكثر اوقات على علیه السلام در خدمت رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم‏سپرى میشد آنحضرت نیز مهربانیها و محبت‏هاى ابوطالب را كه در زوایاى قلبش انباشته بود در دل على منعكس میساخت و فضائل اخلاقى و ملكات نفسانى خود را سرمشق تربیت او قرار میداد و بدین ترتیب دوران كودكى و ایام طفولیت على علیه السلام تا سن ده سالگى (بعثت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم) در پناه و حمایت آنحضرت برگزار گردید و همین تعلیم و تربیت مقدماتى موجب شد كه على علیه السلام پیش از همه دعوت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم را پذیرفت و تا پایان عمر آماده جانبازى و فداكارى در راه حق و حقیقت گردید.




    ****************************
    پى‏نوشت ها:

    (1) فصول المهمه ص 15ـبحار الانوار جلد 35 ص .118

    (2) سوره نجم آیه .5

    بخش سیره وعترت تبیان


    منبع :

    امام على (ع ) ، نوشته مصطفی زمانی

    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 30-04-1392 در ساعت 00:16
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. تشكر

    بیقرار ظهور (06-05-1392)

  5. Top | #23

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee



    محراب کوفه امشب در موج خون نشسته

    یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته

    سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

    یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

    از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید

    رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید

    دانی زچه رو دیده ما میگرید

    در ماتم شاه اولیا می گرید

    تنها ز غمش اهل زمین گریان نیست

    عیسی بفلک از این عزا میگرید

    شد کشته بمحراب عبادت حیدر

    هر دیده بحال مرتضی می گرید

    بـا گفتن "قد قتل" ز جبریل امین

    در خلد برین خیر نساء میگرید


    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 30-04-1392 در ساعت 00:17
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. تشكرها 2

    نرگس منتظر (06-05-1392), بیقرار ظهور (06-05-1392)

  7. Top | #24

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee




    دو شب است که ماه،


    بغض‏هایش را فرو می‏خورد.



    سنگ‏فرش‏های کوچه ‏های تنگ کوفه،

    احساس نفس‏تنگی می‏کنند.

    شب از ستاره‏های دردناکش آویزان است،

    بوی خون، کوفه را دچار خفقان کرده،

    فریاد سکوت، خواب را بر شهر حرام کرده است؛

    شهری که سال‏هاست به بوی غربت دچار است،

    شهر نفرین شده‏ای که سال‏هاست دلتنگی‏هایش را گریه نکرده،

    شهری که آرزوهایش بوی نفرین می‏دهد؛

    بوی خون می‏دهد و بوی دلتنگی و غربت.

    دو شب است که نخلستان‏های کوفه،

    دلتنگی‏هایشان را بغض کرده‏اند تا شاید دوباره عطش

    ناگفته ‏هایشان را در تشنگی چاه فریاد کنند؛

    چاهی که هر شب، مظلومیت مردی خداگونه را با پرنده‏

    هایی که بر دهانه‏اش حلقه می‏زدند، گریه می‏کرد؛

    بزرگ‏مردی که نفس‏هایش بوی خدا می‏داد.

    همیشه تنهایی که پیراهن تنگ غربتش در دنیایی که

    وسعت بودنش را تحمل نمی‏کرد، می‏آزردش.

    مهربانی که هوای دورنگی و شرجی شهر، گلوگیر می‏شدش.

    آفتابی بود از جنس دریاها.

    دلتنگی‏هایش بوی اشک‏های خدا را می‏داد و بغض‏هایش بوی رفتن.

    عدالتی که بر شانه‏های پیامبر صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله به عمر چند هزار ساله

    خدایان سنگی پایان داد. مسیحادمی که آسمان، آرزوی قدم‏هایش را داشت.

    بغض تلنباری که شانه هیچ دیواری تحمل گریه‏هایش را نداشت.

    دو شب است که تمام دیوارها زار می‏زنندش.

    دو شب است که مسجد سر بر زانو زده،

    غصه ندیدن مردی را که هنوز دل خون غدیر،

    تشنه دست‏های اوست که تا آخرین لحظه، دنبال دست‏هایی بود

    که برای سکه ‏های بیت‏المال به سویش دراز نشده باشد.

    دو شب است که محراب خون گریه می‏کند تنهایی‏اش را در آفتاب پیشانی

    مردی که دیگر پیشانی‏اش را هیچ سجده‏ای بوسه نخواهد داد.





    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 30-04-1392 در ساعت 00:19

  8. تشكرها 2

    نرگس منتظر (06-05-1392), بیقرار ظهور (06-05-1392)

  9. Top | #25

  10. تشكر

    بیقرار ظهور (06-05-1392)

  11. Top | #26

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee



    یعنی امشب پدر از سمت سحر می‏آید؟!

    گوش کن!
    بوی قدم‏های پدر می‏آید
    چشم‏ها دل نگران خیره به در می‏پرسند
    ماه، ای ماه!
    بگو، هان!
    چه خبر؟
    می‏آید؟
    پیرمردی که ز چشمش غم تلخی جاری است
    داد زد، آه خدا،
    باز سحر می‏آید؟
    کودکی دل نگران باز ز مادر پرسید
    تو که گفتی پدرم رفته سفر،
    می‏آید؟!
    شهر از دلهره و درد به خود می‏پیچد
    از همه جای زمین بوی خطر می‏آید
    کوچه‏ها منتظر و چشم به راهند،
    خدا!
    یعنی آن صاحب شمشیر دو سر می‏آید؟
    باز هم عطر قدم‏های کسی می‏پیچد
    یک نفر از ته کوچه به نظر می‏آید...



    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 30-04-1392 در ساعت 00:27
    امضاء

  12. تشكر

    بیقرار ظهور (06-05-1392)

  13. Top | #27

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,696
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,623
    مورد تشکر
    177,754 در 52,485
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    باز امشب در شب تنهایی ام
    کو چه گرد شام سرگردانی ام

    التهاب افتاد در جان وتنم
    شعله بر می خیزد از پیراهنم

    زخم خاموشم که لب وا کرده ام
    معشری از درد بر پا کرده ام

    باز می می خواهم از ام القدیر
    ای امام عاشقان دستم بگیر




    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 30-04-1392 در ساعت 00:31
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  14. تشكر

    بیقرار ظهور (06-05-1392)

  15. Top | #28

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,696
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,623
    مورد تشکر
    177,754 در 52,485
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    من آمده ام به کوی علی
    که سر فکنم به پای علی

    گداخته ام ا زجفای همه گریخته دل گداخته جان
    به روز و شب دوان دوان روان به در علی

    روان به صفای علی
    علی مبتدای همه علی منتهای همه
    خداست مبتدای علی

    بریده نفس گسسته سخن
    شکسته جان شکسته تن

    صفای علی صفلی نبی
    رضای علی رضای نبی

    علی مرتضی نبی
    نبی مصطفی علی

    کجاست های وهوی علی
    علیست هوی و های همه

    زهستی خویش رسته شدم
    به گوش و تنم رسته شدم

    من آمدهام به کوی علی

    که سر فکنم به پای علی


    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 30-04-1392 در ساعت 00:32
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  16. تشكر

    بیقرار ظهور (06-05-1392)

  17. Top | #29

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,696
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,623
    مورد تشکر
    177,754 در 52,485
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض

    شهادت مولامون امام علی(ع) رو تسلیت میگم


    تولد : کعبه
    شهادت : مسجد

    مدت زندگی از تاریخ جمعه، 13 رجب 23 سال قبل از هجرت تاااا . ..

    مرده آنست که نامش به نکویی نبرند




    ز لیلایی شنیدم یا علی گفت
    به مجنـونی رسیـدم یا علی گفت

    مگر این وادی دارالجنون است
    که هـر دیـوانه دیـدم یا علی گفت

    نسیمی غنچه ای را باز میکرد
    به گـوش غنچه آندم یا علی گفت

    خمیر خاک آدم چون سرشـته
    چو بـرمیخواست آدم یا علی گفت

    مسیحا هـم دم از اعجـاز میزد
    ز بس بیچـاره مریــم یا علی گفت

    مگر خیبر زجایش کنـده میشد
    یقیـن آنجا علی هم یا علی گفت

    علـی را ضربتی کاری نمیــشد
    گــمــانـم ابن ملجم یا علی گفت



    به خدای کعبه رستگار شدم
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 30-04-1392 در ساعت 00:33
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  18. تشكر

    بیقرار ظهور (06-05-1392)

  19. Top | #30

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,696
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,623
    مورد تشکر
    177,754 در 52,485
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض

    گذری کوتاه بر وصایای امام علی (ع) :



    از خدابترسید وپیروان دنیا نگردید ، هر چه در قرآن است عمل کنید ، قبل از آنکه دیگران بر شما سبقت بگیرند .

    وضو را شاداب بگیر .
    خدا را در قرآن بنگرید .
    خدا را در نماز که ستون دین است بنگرید .

    خدا را روزهای رمضان شاهد گیرید که روزه سپر آتش است .
    پس از قرآن واحادیپ نبوی ، سخنی بالاتر از سخنان امام علی (ع) در دست امت نمی باشد که ... همه مروارید است ودور از خاک وخاشاک ودر این دریای مملو از درّ وگوهر ومروارید عده بسیاری راز مورخان سعی در جمع آوری وشرح وتوضیح سخنان امام نموده اند ولیکن در این میان تنها سید شریف رضی استکه توانسته این مجموعه را بطور احسن گرد هم آورد ونام آن را نهج البلاغه نامیده است واین مجموعه را میتوان کاملترین وموثق ترین جمع آوری دانست .



    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 30-04-1392 در ساعت 00:34
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  20. تشكر

    بیقرار ظهور (06-05-1392)

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی