خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 33
  1. #11
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض










    «بغض آسمان»





    آسمان، بغض كرده بود و ستاره‏ ها از نگاه به صورت چروكيده ‏اش شرم داشتند.
    هيچ صدايى نمى ‏امد و تاريخ محكم گوشهاى خود را مى ‏فشرد
    تا صداى آخرين نجواى او را نشنود.

    آهنگ رفتن به سوى مسجد كرد. برخاست و كمربندش را محكم‏تر بست.
    اولين گام را كه برداشت، زمين و زمان به التماس افتاد.

    گويا ذرات هستى را آرزويى جز ماندن او نبود.
    اول از همه چفت در بود كه دست نياز و التماس به سويش دراز
    كرد و كمربندش را گرفت. مرد، لحظه‏اى ايستاد و با خود
    و او گفت: كمرت را براى مرگ محكم‏تر ببند.

    ... گره شال را محكم‏تر گره زد و بر آستانه در ايستاد.
    مرغان ناخفته، شب كه صدا در گلويشان شكسته بود به سويش
    دويدند، همهمه‏ اى حياط خانه را برداشت؛

    همهمه‏اى كه سوگى بزرگ در پى داشت. مرغان به سويش دويدند
    و پايين‏ترين گوشه لباسهايش را به منقار خود گرفتند.

    لابه ‏ها و التماسها، همهمه‏ ها و زمزمه ‏هاى مرد در هم تنيده شد و
    آوايى جان فرسا را نواخت كه دل صبورترين سنگهاى هستى را لرزاند.

    آوايى كه هنوز به گوش تاريخ نرسيده بود... و اين‏ها همه موسيقى
    سوگى بود كه پيش از واقعه نواخته مى ‏شد.

    ... مرد از خانه بيرون شده و با گامهايى استوار به سوى مسجد به راه افتاد.
    طنين گامهاى مطمئن ‏اش همه نفسها را در سينه حبس كرد.


    اول از همه نفس دورترين ستاره‏ها را كه از شبِ او و بيداريهايش
    خاطره داشتند. موسيقى سوگ زير ضرب اهنگ گامهايش حماسى ‏تر شد و
    قلب تاريخ را بيشتر به تپش انداخت. سينه فراخ زمين جمع شده بود و
    دوشيزه شيون ناله ‏هاى خود را با موسيقى سوگ و ضرب اهنگ محكم آن هماهنگ‏تر نمود.

    ناله ‏هايش سوزناك‏تر شد. فرشتگان با دست، دهان خود را مى ‏فشردند
    تا صداى شيون‏شان اركان عرش را نلرزاند و پايه‏هاى آن را فرو نريزد.

    بغض، راه بر گريه‏شان بسته بود و سكوت‏شان بلندترين فرياد شده بود و
    بيم آن مى ‏رفت كه نعره همه آزاد شود و زمين و زمان را به هم بدوزد.

    همگى آرزوى نيستى داشتند تا آن لحظه را شاهد نباشند و فقط خدا بود
    كه مى‏ ديد و مرد، كه هيچ نمى ‏گفت.

    مسير مسجد به انتها رسيد و جمله‏اى همه بغضها را تركاند؛
    بغض گلوهايى را كه هرگز با گريه آشنا نبود: «فزت و رب الكعبه»

    ترس وجود يتيمان شهر را فرا گرفت؛
    چروك صورت مادران آنان بيشتر نمايان شد و
    گيسوانشان سپيدتر و سپيدتر و سپيدتر...


    شهر در قيرگون شب بيشتر فرو رفت و دشنه سوگ به انتها رسيد.
    اما همچنان چشم و گوشهايى سنگين در خواب بودند، مرد با حالتى دگرگون
    راه برگشت را در پيش گرفت، زمين زير پايش نرم شده بود و كوچه
    گامهاى كشيده و لرزان را بر سينه خود حس مى‏كرد؛

    گامهايى كه با هر فرود مايه‏ اى گرم و سرخ را به كام خشك خاك مى ‏نشاند.
    ضرباهنگ سوگ تغيير كرده بود؛ كشيده و موزون؛ شكسته و غمگون؛

    آرام و آرام آن گونه كه ستاره‏ها سير او را ديدند و نسيم بر محاسن
    خاكسترى ‏اش وزيد.... به درِ خانه كه رسيد چراغ گامهايش
    خاموش شد و نگاهش از فروغ افتاد.

    در به رويش باز شد و دوشيزه سوگ نوايى ديگر در پرده كرد.
    دختران و پسران به استقبالش دويدند و مرغان با ديدن او خاطر
    پرواز را براى هميشه از ياد ستردند.

    دستهايش را بر آستانه در قرار داد و آرام به داخل چميد.
    وارد حجره شد و بر بستر غنود كه ديگر از آن برنخاست.

    مرد به خوابى آرام فرو رفت و پس از آن خواب، شهر هرگز
    خواب خوش نديد.

    صداى زمزمه‏هاى نيايش گون و راز آلود و نيازوش او كابوسى شد
    در چشمهاى خواب زده و خون گرفته شهر؛ شهرى كه بوف شوم نيرنگ تا
    هميشه بر ديوار خرابه ‏هايش نشست آن گاه كه مرغ حق از خيال شهر پر كشيد؛

    شهرى كه پس از آن طعنه ‏ها بازدمى خاكسترى شد بر دهانها و
    فضاى شهر را تيره و تار كرد و مردم شهر را يكسره سياه.

    مرغ حق از خيال سياه شهر پر كشيد و تا بام بهشت
    و تا پيشواز مادر ياسها بال گشود.





    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 08-05-1392 در ساعت 00:46


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  2. #12
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض









    گریه بر چشم ها سنگینی می کند و هُرم سینه،
    لب ها را می سوزاند.
    بغض پشت در پشت در فرصت گریستن صف کشیده است.

    چراغ گریه بر افروخته شده و شعله شعله، در دل زبانه می کشد. هق هق گریه،
    شانه ها را می لرزاند. دیگر دل به دنبال واژه ها نمی گردد. اشک، بی بهانه سرازیر می شود.

    امشب،شب ناله در فراق پدری مهربان است که غیر از چاه و نخل و ماه،
    کسی گریه اش را ندیده بود.پدری دل سوز که با آه همه کودکان یتیم،

    شریک بود و غصه های همه را بر جان خود هموار می کرد،
    ولی کسی از غربت او و دردهای دلش، با خاری در چشم و استخوانی در گلو،
    خبر نداشت.








    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام





  3. #13
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    از سرو روی علی خون گشته جاری
    مسجد کوفه دگر مولا نداری
    مسجد و محراب و منبر گریه کن بر زخم حیدر

    عرش و فرش و آسمان را غم گرفته
    کوفه بر مولا علی ماتم گرفته
    مسجد و محراب و منبر گریه کن بر زخم حیدر

    این که در محراب خون نقش زمین است
    همسر زهراسلام الله علیها امیرالمؤمنین است
    مسجد و محراب و منبر گریه کن بر زخم حیدر

    ناله خیزد از درون چاه کوفه
    ای خدا امشب نیامد ماه کوفه
    مسجد و محراب و منبر گریه کن بر زخم حیدر

    ای یتیمان اشک تنهایی فشانید
    بر امیرالمؤمنین قرآن بخوانید
    مسجد و محراب و منبر گریه کن بر زخم حیدر

    ای خدا حق علی آخر ادا شد
    فرق پاکش در نماز از هم جدا شد
    مسجد و محراب و منبر گریه کن بر زخم حیدر

    شهریار آسمان نقش زمین شد
    غرقه خون روی امیرالمؤمنین شد
    مسجد و محراب و منبر گریه کن بر زخم حیدر




    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام





  4. #14
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض











    «چشمان منتظر یتیمان را چه کردی؟»




    چرا آیینه خورشید تیره ا
    ست مگر از قصه‏ای دارد حکایت

    چرا خونابه می‏بارد ز گردون
    مگر از غصه‏ای دارد شکایت


    جهان بی‏جان ز قتل جان جانان
    فغان زین جور و آه از این جنایت

    ز خون، محراب لاله ‏گون است
    امیرالمؤمنین غرقاب خون است

    آسوده‏ خاطر و راحت از یک عمر خون دل، بر کنگره
    عرش، مقام کردی؛

    ولی چشمان منتظر یتیمان را چه کرده‏ ای؟
    دستان دراز شده محرومان و بی ‏پناهان را در دستانِ که گذاشتی؟


    چه کردی با کودکانی که با کاسه‏ های شیر، به امید شفای تو،
    کنار خانه ‏ات ازدحام کرده بودند و در چشمان مردّد خویش،
    بهبودی تو را تلقین می‏کردند؟

    از این پس، دوباره سکوتی بهت ‏آور و غریب، شب‏های نخلستان
    را فرا خواهد گرفت و دل چاه، تنها به خاطرات
    دردِ دل‏های غریبت، بسنده خواهد کرد

    «شبروان مست ولای تو علی
    جان عالم به فدای تو علی»





    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 25-04-1393 در ساعت 09:20


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  5. #15
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض










    من و این کاسه شیر




    اینک این کاسه شیر من است که نیمه شب سراغ تو آمده است؛
    درست مثل مهربانی تو که همیشه نیمه شبان به سراغمان می آمد.

    اینجا پشت در خانه ات، دستان لرزان زیادی، میزبان کاسه های
    شیری است که دیگر ناامیدانه دارند به سختی زمین هجرت می کنند.

    تا طلوع صبح چقدر راه مانده، نمی دانم؛
    من که همیشه آمدن صبح را از طنین گام های تو تخمین می زدم
    اما حالا که دو روز است مهمان نیمه شب بیغوله دل ما نشدی
    حساب و کتاب زمان از دستم خارج شده، مثل رمق تو از بدنت.


    ما را به خانه ات راه نمی دهند، می گویند مولا توان دیدار
    کسی را ندارد؛ می دانم که تو این را نخواسته ای.

    من خودم مدام کسانی را می بینم که به خانه ات آمد
    و شد می کنند؛ کسانی که مثل چراغ خانه همسایه، نورانی
    و روشن اند، ولی چهره هایی غمگین و گرفته دارند.

    من که باورم نمی شود تو با یک ضربت شمشیر این گونه بیمار شده باشی.
    بارها از مادربزرگم قصه جنگ خیبر و در قلعه را شنیده ام، همین طور
    جریان نبرد تو را با عمربن عبدود در جنگ خندق، ولی مادربزرگم می گوید
    تو دیگر آن علی نیستی خصوصاً بعد از رفتن رسول خدا(ص) و دخترش.

    مادربزرگم آن روزها در مدینه تو را دیده است که چگونه از غم دختر
    رسول خدا(ص)، توان راه رفتن نداشته ای.
    مادرم همیشه از تو بد می گفت.


    هر وقت یاد پدرم می افتاد و یواشکی گریه می کرد، می گفت این ها
    زیر سر علی است، اما حالا که جریان را فهمیده، مدام گریه می کند و از
    خدا و تو می خواهد که او را ببخشید. من هم از تو می خواهم که او را به
    خاطر من و خواهر کوچکم که او را بر پشتت سوار می کردی، ببخشی.

    حالا من هم آمده ام اینجا پشت در خانه تو و این کاسه شیر را
    هم از همسایه برای تو قرض گرفته ام. من اینجا تنها نیستم، این
    پیرمرد نابینا هم با آن دستان لرزانش، سر به دیوار خانه گذاشته

    می نالد و مدام تو را صدا می زند و آن زن سال خورده ای
    که بُهت از نگاهش با قطره های اشک پایین می آید و آن کودک یتیم
    و آن مرد جذامی و آن دیگری... .

    پس من آن قدر به انتظارت می ایستم تا خود بیایی و این کاسه شیر
    را از دستم بستانی و بنوشی.


    من اینجا منتظر ایستاده ام تا بیایی؛
    درست همین جا.






    سیدحسین ذاکرزاده

    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ




  6. تشكرها 3


  7. #16
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,560      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    پریشان میکند امشب مرا چشمان آهوها

    درون آشیان کِز کرده اند امشب پرستوها


    نگاه آسمان کعبه می گردد به دنبالت


    تو ماه کعبه ای مولای بی همتای هوهو ها


    تو را پس کوچه های شهر، هر شب انتظاری هست


    که بنشانی یتیمان را به روی عرش زانوها


    تو رفتی و زمین تنهایی اش را در خودش پیچید


    به چاه آسمانها چنگ زد این سو و آن سوها


    ستبر ذوالفقارت تا ابد هنگامه ی عدل است


    توازن از تو میگیرند تعدیل ترازوها


    متون دفتر تاریخ لبریز از رثای توست


    کلامت عطر میپاشد جهان را تا فراسوها


    اگرچه نیستی... هستی میان هستی ممتد


    تو را می بویم امشب لا به لای خواب شب بوها



    اکرم بهرامچی







    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  8. #17
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    خسوف






    آن شب، ماه در خسوف غم فرو رفته بود و اشکِ دیده ستارگان
    در آستانه فروچکیدن بود.

    مسجد کوفه سه شب بود که انتظار زاهد هر شبه اش را می کشید؛
    گویا گرمی خونی که به صورت محراب شتَک زده بود، در باورش نمی گنجید.


    این روزها، یتیم بچگان کوفه می دانستند نباید سراغ پدر را از
    مادرانشان بگیرند؛ حالا معمای آن مرد ناشناس با کوله نان و خرمایش،
    برای آنها هم فاش شده بود اما هنوز روزنه امیدی در دل های کوچکشان
    سوسو می زد، مثل کوچه های تاریک و محزون کوفه که هنوز منتظر
    رد پای آرام و پرصلابت مولا بر شانه های خود بودند.


    کودکی به اصرار، کاسه شیری از مادرش گرفت و به امید
    شفای پدر، سایه های تاریک شب را پشت سر گذاشت.

    با خود می گفت: امشب به عیادت پدرم می روم و به او خواهم گفت
    هر شب برای شفایش دعا کرده ام...،
    اما پشت در خانه علی(ع) که رسید... .


    چگونه باور کند این پیکر پاک عدالت است که بر دوش حسن و حسین
    حمل می شود! این همان علی(ع)، یکه تاز میدان نبرد و پدر مهربا ن
    یتیمان کوفه است! آیا این علی(ع) است که می رود!


    مگر شانه هایش از ردّ انبان نان و خرما خسته اند یا مگر الفت
    یتیمان و بیچارگان را با نگاه مهربان و لبخند پرمهرش از یاد برده است!


    نمی دانم کوفه پس از آن شب چگونه تاب ماندن داشت!
    نمی دانم مردمانش چگونه نفس کشیدند و سیاهی این عزا
    و ماتم بزرگ را به سپیدی صبح آمیختند!


    آیا زمین تاب آن داشت که با مناجات های پرسوز علی(ع) وداع کند!
    آیا آزادگان عالم توانستند تجسم عدالت محض را در زیر خاک کنند!

    عرشیان حق دارند این شب غریب را به دیده حیرت بنگرند؛
    چگونه اهل زمین گوهر نایاب نسل آدم را در خاک غفلت
    و جهل خویش مدفون می سازند!


    نمی دانم با علی(ع) چه کردند که می گفت:
    «خدایا! مرا از آنها بگیر و حاکم بدی را به جای من بر آنها بگمار!»
    این روزهای آخر، لحظه شماری مولا برای رفتن، فرزندانش را بی تاب می کرد.

    حساب هر شب ماه رمضان را داشت و می فرمود
    نزدیک است که این محاسن سپید، به خون سرم رنگین شوند.

    گویا از راه و رسم مردم زمانه اش به تنگ آمده بود؛

    اینکه بر منبر برود، خطبه بخواند و مردمان را به جنگ با دشمنان
    خدا دعوت کند و آنها به بهانه زمستان و تابستان، دور و برش را خالی کنند.


    25 سال سکوت، حادثه بزرگی است، اما غریبانه تر آن است که
    دوران کوتاه مدت حکومتش، مدام به جنگ و درگیری گذشت.

    انگار به قدری دیر گرد علی(ع) جمع شدند که معنای اسلام حقیقی
    از ذهن ها رخت بربست. عدالت چیز عجیبی شده بود!


    اینک، اخلاص و برای خدا کارکردن، مفهوم گنگی دارد.
    حالا، وقتی علی(ع) دم از عدالت می زند، بساط جنگ جمل برپا
    می شود و نارضایتی از تقسیم بیت المال، ورد زبان ها می گردد.

    وقتی دم از صلاحیت حاکمان می زند، فتنه قاسطین علم می شود و
    قرآن های سرنیزه! وقتی روشنایی اندیشه و دوری از جمود و خشک
    مغزی را گوشزد می کند، سپاه نهروان در مقابلش صف می کشد.


    آن روز برای بیعت با علی(ع)، جامه می دریدند و یکدیگر را
    زیر دست و پا له می کردند، روزی بود و امروز که به هر بهانه،
    راه خود را از علی(ع) جدا می کنند، روز دیگری است!


    گرچه حکومت عادلانه امیر مؤمنان(ع) حلاوت روزهای حضور پیامبر
    را زنده می کرد، ولی چه بسیار کینه ها و عقده های قدیمی با اسلام و
    پیامبرکه اینک به بهانه علی(ع)، مجال سر برآوردن یافته اند!


    باید پرسید علی کیست؟ علی معیار حق و باطل است.
    آن قدر عیارش بالاست که زبان دوست و دشمن، از ثنا
    و ستایش او لبریز شده است.


    زهد با علی(ع) معنا می شود، وقتی در سفره هر
    روزش، جز نان جو و نمک نمی یابی!


    معیار عدالت، علی(ع) است، وقتی دانشمند مسیحی می گوید:
    «علی(ع) به سبب شدت عدالتش به شهادت رسید».


    علی(ع) جمع اضداد است.
    به شام تیره غربت، پناهگاه یتیمبه روز معرکه، سردار جنگ و نام آور

    علی(ع) همان است که روزی به اعجاز دستانش، خیبرشکن می شود
    و روزی به اعجاز صبر بی مانندش، اول مظلوم عالم!


    علی(ع)، یکه تاز میدان خطابه و وعظ است؛ سحر کلامش در
    جان ها نفوذ می کرد تا آنجا که در وصفش گفتند:
    «مادون کلام خالق و مافوق کلام بشر!»


    کسی است که پیامبر، او و پیروانش را به زیور کلام خویش آراست:
    «قسم به آنکه جانم در دست اوست، علی و شیعیان او، رستگاران روز قیامتند».


    علی(ع) دریایی است که تنها به اندازه معرفتت از آن برمی گیری!
    علی ساقی است؛ پیمانه ات را بزرگ تر کن تا از
    شراب صافی عشق او، خوب سیراب شوی!


    زبان علم و خرد الکن از فضائل اوست
    که کس علی نشناسد به غیر پیغمبر







    فاطره ذبیح زاده




    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 25-04-1393 در ساعت 03:12


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  9. #18
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض










    «ای آسمانی ‏ترین عاشق حق»






    امشب، زمین نظاره ‏گر اشک‏های مهتاب است و فردا آفتاب مویه
    می‏کند در خویش می‏شکند، پژمرده می‏شود.


    امشب، زمین سیاه‏پوش غمی سرخ است و فردا سیل ناله ‏ها
    در همه سو پیداست.

    امشب، دل آسمان گرفته است و آرامش از همه جا رخت
    بربسته و فردا، توفان سهمناک حادثه‏ ای تلخ
    دل‏های مؤمنان خدا را سخت می‏لرزاند.

    فردا برکه دل‏ها، سرشار از اندوه می‏شود و دیدگان سرخ
    عاشقان حق، پر از درد فراق می‏شود.


    فردا، قاصدک‏ها هم دیگر خبری از شادمانی و سرور زمزمه
    نمی‏کنند و همه جا و همه چیز رنگ ماتم و عزا می‏گیرد.

    آری! این همه سوگ و ماتم در سوگ «مرتضی» است.
    ای آسمانی‏ترین عاشق حق!

    ای که نامت از نام خداست مشتق!
    ای پسر خانه خدا!

    در نگاه تو، آفتاب می‏خندید، صلابت مصطفی در تو بود
    عشق با تو معنا می‏شد، مکه از تو شرف و عزت گرفت، مدینه به تو افتخار می‏کرد.


    برکت دستان مبارکت، پایگاه توحید را از لوث بت‏ها پاکیزه
    کرد و خیبر کفر را بازوان الهی تو شکست.

    ذوالفقار تو، ستون فقرات ایثار و عشق و ایمان را راست نگاه
    داشت،عطر شب ‏بو و همیشه ‏بهار در زمین پراکند و حقیقت راه
    چونان پیشانی آفتاب، برفراز کرد!


    ای اولین مدار ایمان! ای محور حق!
    ای همیشه همراه خدا!

    شمشیری که بر تو فرود آمد، جهان را سوزاند، عشق ر
    ا یتیم کرد، ایمان را به سوگ نشاند و در جان ما، درد داغ ریخت.


    ای پیشوای ما! ای پدر ایثار و ایمان!
    ای افتخار شهادت!

    یاد تو، نام تو و راه تو، سبزترین گل همیشه ‏بهار دل‏های مؤمنان است.







    حمزه کریم خانی
    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  10. #19
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض








    شهادت مولي الموحدين، علي‌بن‌ابي‌طالب، اميرالمومنين،

    شيرمرد عرصه‌ي خيبر، غم‌خوار يتيمان، حضرت علي (عليه‌السلام)

    را به عموم شيعيان تسليت عرض مي‌نماييم.

    التماس دعا

    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام


  11. #20
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض






    فرا رسیدن ايام شهادت جانگداز مولای متقیان٬
    امیر مؤمنان٬ حيدر کرار ٬ حضرت علي بن ابي طالب
    عليه السلام را به مقام والای ولی الله الاعظم ارواحنا فداه
    و تمام شیعیان و پیروانش تسلیت عرض می کنیم .

    عظم الله اجورکم بشهاده مولانا امیر المؤمنین علیه السلام




    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام


صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •