خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 33
  1. #21
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,741 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض









    «از فرش تا عرش»




    کعبه در سوگ توست که سیاه پوشیده؛
    در سوگ مولودی که روزی در دامانش بود و حالا از فرش تا عرش، قصد هجرت دارد.

    دیگر کاسه‏های شیر هم افاقه نمی‏کند. علی علیه‏السلام قصد رفتن دارد.
    تیغ مرگ، اگر چه دشوار فرود آمد، ولی علی علیه‏السلام را به معبودش رساند.

    «کجا شمشیر بر فرقش اثر داشت
    گمانم ابن ملجم یا علی علیه‏السلام گفت»
    یَا لَیْتَنِی کُنْتُ تُراباً

    ای کاش خاک بودم، نه... نه... ابوترابی بودم و پیرو علی علیه‏السلام .
    این یا لیتنی گفتن‏ها، از زبان کسانی است که به تو، به سوءظن می‏نگریستند
    و حالا انگشت حسرت به دندان دارند، ولی وا اسفاه... !


    چه مهربان بودی!

    چه مهربان بودی وقتی که زیر نور ماه راه می‏رفتی و
    به یتیمان کوفه سرکشی می‏کردی!

    هنوز چشم‏های بی‏رمق و سرد یتیمان، تو را انتظار می‏کشند؛
    برخیز و انبان نور و نان و خرمایت را بردار؛ شهر گرسنه است.

    می‏خواهم از تو بگویم

    امشب، دست‏هایم نهایت ندارند می‏خواهند از تو بگویند و بنویسند؛ ولی چگونه؟
    مگر می‏شود با این کلمات سربی و سرد بی‏روح، تو را توصیف کرد؟!

    خدا کند دری به سمت کلمات باز شود تا بتوانم تو را بنویسم!
    غواص خِرد به کُنهِ ذات تو پی نمی‏برد، ولی:

    «آب دریا را اگر نتوان کشید *** هم به قدر تشنگی باید چشید»

    علی، علی است؛
    نه یک کلمه کمتر و نه بیشتر.






    بهزاد پودات
    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 08-05-1392 در ساعت 14:06


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ




  2. تشكرها 3


  3. #22
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.


  4. #23
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض








    نحوه ی برخورد امام علی(ع) با یک کارگزار حکومتی

    امام علی(ع) از هر حیث مراقب کارگزارانش بوده و در همین مدت کوتاه حکومت، نامه‌های متعددی از آن حضرت مانده که کارگزاران را توبیخ کرده است.
    به گزارش فرهنگ نیوز، با مطالعه و تورق در نهج البلاغه، کتاب ماندگار امام اول شیعیان نامه های متعددی از ایشان را می بینیم که درباره نحوه رفتار کارگزارانش با مردم نگاشته شده اند. امام علی(ع) در نامه ای که به یکی از کارگزاران خود "مخنف بن سلیم" هنگامی که او را برای گردآوری زکات به اصفهان فرستاده بود نوشته است:

    « تو را به پروای از خدا فرمان می دهم، آنجا که جز خدا کسی شاهد و غیر او کسی وکیل نیست. تو را فرمان می دهم که مردم را نرنجانی، آنان را دروغگو نخوانی، و به خاطر اینکه امیر آنان هستی از آنها روی نگردانی. زیرا آنها برادران دینی و یاران تو در گرفتن حقوق خداوند هستند.

    تو را در این زکات نصیبی ثابت و حقی معلوم است و مسکینان و ناتوانان و بینوایان با تو شریکند. ما حق تو را به تمامی می پردازیم، پس تو نیز حقوق آنان را به طور کامل بپرداز که اگر چنین نکنی روز قیامت از کسانی باشی که بیشترین دشمن و مدعی را خواهی داشت.»

    در کتاب "حیات فکری و سیاسی امامان شیعه"، نوشته رسول جعفریان نیز ماجرایی از تفاوت نحوه برخورد امیر مومنان با کارگزارانش و دیگر حاکمان اسلامی در آن زمان به شرح زیر ذکر شده است:

    «بعد از شهادت حضرت علی (ع) سوده دختر عماره همدانی، نزد معاویه آمد. او از کسانی بود که در صفین حضور داشت. معاویه قدری درباره صفین با او سخن گفت. وی از معاویه خواست تا بسد بن ارطاة را که به آنها ظلم می کند از کار برکنار کند اما معاویه نپذیرفت.

    سوده به سجده افتاد و ساعتی بعد سربرداشت. معاویه پرسید که این سجده برای چه بود؟ سوده گفت: زمانی برای اعتراض به رفتار یکی از کارگزاران علی(ع)، نزد او رفتم. مشغول نماز بود. پس از نماز پرسید: چه حاجتی داری؟ شکایت خود را از آن مرد گفتم. امام همان جا پوستی از جیبش بیرون آورد و در آن ضمن دعوت به رعایت عدل، به آن مرد نوشت: "نامه که به دستت رسید، به محتوای آن عمل کن تا کسی را بفرستم که کار را تحویل بگیرد." کاغذ را به من داد و من هم پیش آن مرد بردم و او معزول شد.»



    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام


  5. #24
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود
    فریاد بی‌ صدا، غم دل بود و آه بود

    دیگر پس از شهادت زهرا به چشم او
    صبح سفید هم‌ چو دل شب سیاه بود

    دانی چرا جبین علی را شکافتند؟
    زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود

    خونش نصیب دامن محراب کوفه شد
    آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود

    یک عمر از رعیت خود هم ستم کشید
    اشک شبش به غربت روزش گواه بود

    دستش برای مردم دنیا نمک نداشت
    عدلش به چشم بی ‌نگهان اشتباه بود

    هم ‌صحبتی نداشت که در نیمه‌های شب
    حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود

    مولا پس از شهادت زهرا غریب شد
    زهرا نه یار او که بر او یک سپاه بود

    وقتی که از محاسن او می‌چکید خون
    عباس را به صورت بابا نگاه بود

    «میثم!» هزار حیف که پوشیده شد ز خون
    رویـی کـه بهـر گمشـدگان شمـع راه بود







    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام





  6. #25
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,741 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض










    «.... و علی علیه‏السلام رفت»




    ناگهان برقی زد و بارانی از خون، آسمان محراب را جاری کرد؛
    باران یکریزی که قرن‏هاست چشمان عدالت خواه زمین را شعله ‏ور کرده است.

    رمضان چهلم هجری، این ثانیه‏های دهشتناک را خوب به خاطر دارد؛
    لحظاتی که کوچه ‏های کوفه از بارقه ‏های آفتاب، تهی شد و آسمان و
    زمین،دست در گردن یکدیگر، فاجعه را گریستند.


    علی رفت و این دو روزه پست دنیا را به طالبانش واگذاشت؛ او رفت
    و شهر، در غربتی جاویدان، روزهای سیاهش را به سوگ نشست.

    چشمانت، خلاصه مهربانی بود
    تو از تولد پروان ه‏ها می‏گفتی و بهاری که در رگ‏های عدالت جاری است.


    پرهای زخمی سهره ‏ها را تحمل نداشتی و چهره پژمرده بنفشه‏ ها، دلت
    را می ‏آزرد. شبانه ‏های زیادی را در کوچه‏ های فقیر
    به استمداد دست‏های خالی پینه ‏بسته راه افتاده بودی.

    جانت با تپش‏ های قلب مظلومان، هماهنگ بود.
    چشمان رئوفت، خلاصه مهربانی بود و شانه‏ های
    پدرانه‏ ات، میعادگاه نوباوگان اسیر در چنگال بی‏پناهی.


    تو آمده بودی تا جوان‏مردی، مانا شود و رفتی، تا درس آزادگی‏مان بیاموزی.
    ای اتفاق سرخ! در هزار توی بی‏رحم ظلم و جهالت، نفس‏های پرتپش
    عدالتِ تو بود که سودجویان را عقب می‏راند.

    نامت، وجدان‏های بیدار را به کرنش می‏خواند.
    نگاهت، قانون همیشه انسانیت است و کلامت، دریایی ک
    ه صدف‏های بی‏شمارش، تا جهان باقی است، از مروارید
    راستی و عدل، بی‏نیازمان می‏کند.


    اگرچه نیستی، ولی هیچ دستی، از آسمان آبی کرامتت ناامید نیست.
    حضور قاطعت، پنجره‏های زمین را آفتابی بی‏بدیل است.

    بزرگت می‏داریم و ایمان داریم که
    «مرگ، پایان کبوتر نیست».






    معصومه داوودآبادی
    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ




  7. تشكرها 3


  8. #26
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    doooaaa








    رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم:

    «أنت سيّد فى الدنيا و سيّد فى الآخرة من أحبّك فقد أحبّنى و حبيبك حبيب اللّه. و من أبغضك فقد أبغضنى و بغيضك بغيض اللّه، و الويل لمن أبغضك بعدى .»

    اى على، تو آقا و سيد در دنيا و آخرتى، هر كسى تو را دوست دارد مرا دوست داشته و دوست تو دوست خداست
    و هر كسى تو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته و دشمن تو دشمن خداست، واى بر كسى كه تو را بعد از من دشمن بدارد.


    (مناقب خوارزمى، ص 327)



    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....



  9. #27
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shamee




    راز سر به مهر





    «دریا هنوز به جرعه‌ای که تو از چاه خورده‌ای حسادت می‌کند».
    تو تنهایى، در میان این‌‌همه مردم روی زمین تنها هستى، ازآن‌رو که به هیچ‌کس شباهت ندارى، ازآن‌رو که هیچ‌کس را یارای مانند تو بودن نیست. هیچ‌کس را یارای پا به پای تو آمدن نیست. تنهایى، همان‌گونه که خدا تنهاست و بی‌شریک و بی‌شبیه و بی‌همتا.
    کاش زخم بر جان تنهایى تو نزنند. کاش این‌همه معصومی چون تو را نیازارند. کاش جهل و کفر سرکششان را اندکی در جوار مهر و حقیقت تو مهار کنند تا این‌همه تو را به تأسف و حسرت بر حال خویش واندارند. تا این‌همه قلبت را به درد نیاورند. تا این‌همه آه نکشى، اما در این میانه خوشا به حال چاه بی‌صدایی که بغض‌های تو را دور از چشمان بخیل روزگار در آغوش می‌کشد و درد دل‌های تو را می‌شنود.
    آه، ای راز سر به مهر! چرا پرده از راز خویش برنمی‌دارى؟ بگذار این‌همه مردمان غافل سردرگم بدانند، مردی که شب‌ها نان تمام شهر را بر دوش می‌کشد و سفره‌هایشان را به بزم رونق می‌برد، همین مردی است که روزها به طمع بیت‌المال، عدلش را سرزنش می‌کنند و در تنگناها و فتنه‌ها تنهایش می‌گذارند. بگذار بدانند مردی را که برای جنگ‌های ناخواسته، بی‌دلیل نفرینش می‌کنند، همین سایه معصومی است که شب‌ها در خانه بیوه‌زنان و یتیمان را می‌کوبد و لبخند شادی بر رخسار گرسنه‌شان می‌نشاند.
    اماما! هنوز که هنوز است، اشک یتیمان را به یاد تو به یاری می‌شتابیم و سفره‌های بینوایان را به اقتدای تو نانی انفاق می‌کنیم. هنوز هم سجده‌‌گزاران سحرخیز، خدا را با نام تو سوگند می‌دهند برای اجابت دعایشان و شب‌بیداران استغفارگو راه و رسم تو را ادامه می‌دهند، در تهجد و اشک ریختن نیمه‌شب.


    نام تو را بر مأذنه‌ها بانگ می‌زنیم و روزگارمان متبرک می‌شود. نام تو را در شب‌های قدر زمزمه می‌کنیم و پروردگار گناهانمان را می‌بخشاید. نام تو را بر سردر خانه‌ها نقش می‌کنیم و زندگی با تمام مصائبش بر ما شیرین و آسان می‌گذرد. سلام بر نام تو! این الفبای مختصر که کلید رستگاری و سعادت است.

    چاه بی ‏کسی

    سرم را در چاه بی‏کسی‏ات فرو می‏برم. بند بند وجودم مشتعل می‏شود. ذرّه‏ای می‏شوم که در آتش کلماتت هبوط می‏کند، می‏شکند.
    مردی که تاریخ، وامدار اوست... هیچ کس صدایت را نمی‏شنود... نخلستان بوی دلگیری می‏دهد.
    شب‏های خاموش این شهر نفرین شده، «های های» مردی را به تماشا می‏نشینند که چهره انسان را در قحط‏سالی آدمیت، بروز می‏دهد.
    مردی که سفارتخانه ملکوت را در خانه ساده‏اش بنا می‏کند و بار سنگین رسالت را بر شانه‏های ولایتش حمل می‏کند .
    سرم را در چاه بی‏کسی‏ات فرو می‏برم. ذرات این شب‏های بی‏ستاره، در کهکشان کلماتت گم می‏شوند. مردم شهر، راه نخلستان را نمی‏دانند؛ مردمی که خورشید را انکار کردند، مردمی که در لاک بی‏دردی خود فرو رفتند، مردمی که دست‏هایشان بوی دروغ می‏دهد و مردمی که تاریخ را ننگین می‏کنند.
    به نخلستان برو!
    چاه، تمام دردهایت را مکتوب می‏کند. فردا، خروش ذراتش، ناله‏هایت را در تمام عالم منتشر می‏کند.
    فردای در گلوی دخترکان یتیم، بغض نان می‏شکند.
    کاسه‏های شیر، از اشک‏های تو لبریز می‏شود.
    فردا شعور انسان، حقیقت تو را گواهی خواهد داد.

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان




    عاطفه خرمی




    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....



  10. #28
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,741 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    «تو را کسی نشناخت»




    شمیم جان‏فزایت را از کوچه‏ها گرفتی؛ به همان سادگی که جهان
    را رها کردی، به همان سادگی که دنیا را سه‏ طلاقه کردی، به همان آسودگی
    که دست شستی از تعلقات، به همان راحتی که راحتی را از خویش جدا کردی.

    نور خویش را برداشتی و بار سفر بستی از جهانی که هیچ جز غم و اندوه
    برایت نداشت؛ برای تو که درهای بهشت بودی برزمین، تو که سرچشمه رحمت
    واسعه خداوند بودی، در زمین.

    خاک، با تو فخر به افلاک می‏کرد، اما تو چه ساده، دل بریدی از همه اینها
    و چه آسان کوچ کردی به آنجا! تو سیمرغ قله ‏های آسمانی.

    زمین فهمیده است که دیگر آن رهرو شبانه ‏های تنهایی‏ اش، نخواهد آمد.
    دو شب است که ضرباهنگ گام‏هایت، ذهن کوچه ‏ها را انباشته نکرده است.


    تو در هر گام، بر لب خداوند را زمزمه می‏کردی و با تو
    کوچه ‏ها و خانه‏ ها دم می‏گرفتند.

    دو شب است که دیگر صدای گام‏های تو، چشمان هیچ یتیمی را
    سرشار از شادی نکرده است. دو شب است که دیگر هیچ تنوری
    صورت آسمانی تو را به نظاره ننشسته است.

    حالا که قصد رفتن کرده‏ای، تازه خانه‏های چشم به راه نان و خرما فهمیده ‏اند
    که باید از این پس انتظار کسی را نداشته باشند؛


    کسی که تو بودی. دیگر هیچ یتیمی بر شانه‏هایت نخواهد نشست.
    دیگر هیچ کودکی بر سر زانویت خوابش نخواهد برد و تو هیچ دیگر
    نخواهی شنید طعنه‏های غم‏ انگیز دیگران را.

    شمیم‏ ات را از کوچه ‏ها گرفتی تا نخل‏های بعد از این، درک کنند آشفتگی‏ هایت را
    در دلتنگ‏ترین لحظات شب.دو شب است که عطرت در مشام بادها نپیچیده است
    تا همراه بادها، چاه‏ها نیز دریابند که دیگر سنگ صبورشان نخواهد آمد.

    آقا! عطرت را از کوچه‏ ها گرفتی تا کوچه ‏ها بعد از این، تنها در حافظه
    خویش به یاد بیاورند لحظاتی را که با تو هم ‏آوا می‏شدند؛ وقتی ذکر خدا می‏گفتی.

    شمیم ‏ات را از ذهن کوچه‏ ها گرفتی؛ به همان سادگی که از دنیا دست شستی.
    کسی نشناخت؛ تو را کسی نخواهد شناخت.




    امیر اکبرزاده
    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ




  11. تشكرها 2


  12. #29
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,741 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    تو رستگار شدی!




    مگر نه اینکه به حضور پیامبر اعظم صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله خواهی رسید؟!
    مگر نه اینکه غم دوری تو در فراق فاطمه علیهاالسلام ، پایان خواهد یافت؟!

    دیگر نه خار در چشم و نه استخوان در گلو داری.
    دیگر از مردم آدم‏نمای کوفه جدا شدی و به سوی معشوقت پرواز کردی

    ولی چرا تنها رفتی؟!
    کجا رفت وحدت کوفیان؟

    این علی علیه‏السلام است
    باز هم از مظلومیت خود می‏گوید؛

    از نامردانی می‏گوید که در حساس‏ترین لحظه‏ ها، تنهایش می‏گذارند.

    علی جان، بگو؛ از ناجوان‏مردی کوفیان بگو تا برایم عبرتی شود.
    نمی‏خواهم من هم مولایم را در کشاکش بلا، تنها بگذارم.

    دوست دارم در تنهایی ‏ات، چاه فریاد غم ‏آلود تو باشم...
    علی جان بگو.








    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ




  13. تشكرها 2


  14. #30
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,741 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    «بغض نشکفته»




    سه روز است که کوچه ‏ها بوی تو را نشنیده‏اند.
    سه روز است که نوازش گام‏هایت بر سر خاک نباریده.

    سه روز است که نخلستان‏ها، صدای مهربانت را حسرت به دل شده ‏اند.
    سه روز است که چاه، بغض‏های نشکفته ‏ات را آه می‏کشد.

    سه روز است که شهر از دلهره و درد به خود می‏پیچد.
    آه، علی... علی... علی..!

    سایبان مهربانی بی‏بدیل دستانت کجاست تا جان‏ پناه یتیمان کوفه باشد؟
    شانه‏ های کوه وار حیدری ‏ات کو که هم‏بازی یتیمان غمگین شود؟


    بازوان خیبرگشایت چه شد که حق مظلوم بستاند؟
    آه، علی... علی... علی..!

    دلتنگ دیدار فاطمه بودی، می‏دانم؛
    اما زود بود سایه برگیری از سر زینب علیهاالسلام .


    مشتاق روی پیامبر صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله بودی می‏دانم؛
    اما زود بود تنهایی «دین»، بی‏ استواری شانه‏ هایت.

    بی تاب و شیفته ملاقات پروردگار خویش بودی، باشد؛
    اما هنوز انسان در ابتدای معرفت، سرگردان بود. می‏دانم چه به روزت گذشته.


    می‏دانم هر روز و هر لحظه در آرزوی رفتن بودی، بعد از
    آن حادثه شوم نگفتنی. «انس تو به مرگ، از انس کودک به پستان مادر بیشتر بود.»

    «تو مانند پیامبرانی که در جوامع بشری مبعوث می‏شدند که گنجایش
    آن پیامبران را نداشتند، در زمانی ظهور کردی که زمان آنان نبود».


    پسر ملجم، به ضربت شمشیری تو را رهایی داد از دنیای نامردمی ‏ها
    وبرای دنیا، ارمغان آورد، یتیمی و شوربختی را.

    آه، مولا جان!
    می‏روی و خون جگرت را به یادگار می‏گذاری در سینه
    شیعه تا هر روز و هر لحظه به یاد غربت خانه‏نشینی‏ات خون بگرید.


    می‏روی تا هر روز به یاد مظلومیت مطلق ـ شجاع‏ترین مرد عرب ـ ضجه بزند.
    تا هر روز از بی‏وفایی کوفه بنالد. ای اندوهستان درد!

    تو را دیدند و انکار کردند؛
    تو را حقیقت محض را. سلام‏هایت را شنیدند و جوابی ندادند.

    غدیر را به فراموشی نشستند و ریسمان بر دستان خدایی ‏ات نهادند.
    آه، علی... علی... علی..!





    خدیجه پنجی



    خورشید به خون طپیده{ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 02-04-1395 در ساعت 15:49


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ




  15. تشكرها 2


صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •