سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: عفو و مغفرت در قرآن چیست؟

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض عفو و مغفرت در قرآن چیست؟

    به نام غفور


    عفو و مغفرت در قرآن چيست؟

    عفو و مغفرت علاوه بر آثار تشريعى و اخروى شامل آثار تكوينى و دنيوى نيز مى‏شودو نيز اين معنا روشن شد كه معناى عفو و مغفرت منحصر در آثار تشريعى و اخروى نيست‏بلكه شامل آثار تكوينى و دنيائى نيز مى‏شود، به شهادت اينكه در قرآن كريم در همين موارداستعمال شده است، از آن جمله فرموده: "و ما اصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم و يعفواعن كثير" (6) و اين آيه بطور قطع شامل آثار و عواقب سوء دنيائى گناهان نيز هست.



    كلمه"عفو"بنا به گفته راغب به معناى قصد است، البته اين معنا معناى جامعى است‏كه از موارد استعمال آن به دست مى‏آيد، - وقتى گفته مى‏شود: "عفاه"و يا"اعتفاه"، يعنى‏قصد فلانى را كرد تا آنچه نزد او است‏بگيرد، و وقتى گفته مى‏شود: " عفت الريح الدار"معنايش اين است كه نسيم قصد خانه كرد و آثارش را از بين برد (1) .
    گويا اينكه در مورد كهنه شدن خانه مى‏گويند: "عفت الدار"عنايتى لطيف در آن‏دارند و كانه مى‏خواهند بگويند خانه قصد آثار خودش كرد، و زينت و زيبائى خودش را گرفت‏و از انظار ناظران پنهان ساخت و به اين عنايت است كه عفو را به خداى تعالى نسبت مى‏دهند، كانه خداى تعالى قصد بنده‏اش مى‏كند، و گناهانى كه در او سراغ دارد از او مى‏گيرد، و او رابى گناه مى‏سازد.
    از اينجا روشن مى‏شود كه مغفرت - كه عبارت از پوشاندن است - به حسب اعتبارمتفرع و نتيجه عفو است، چون هر چيزى اول بايد گرفته شود بعد پنهان گردد، خداى تعالى هم‏اول گناه بنده‏اش را مى‏گيرد و بعد مى‏پوشاند و گناه گناه‏كار را نه در نزد خودش و نه در نزدديگران بر ملا نمى‏كند، همچنانكه فرمود: "و اعف عنا و اغفر لنا" (2) و نيز فرمود: "و كان الله عفواغفورا" (3) كه اول عفو را ذكر مى‏كند، بعد مغفرت را.
    و از همين جا روشن گرديد كه عفو و مغفرت هر چند كه به حسب عنايت ذهنى دو چيزمختلفند و يكى متفرع بر ديگرى است و ليكن به حسب خارج و مصداق يك چيزند و معناى‏آندو اختصاصى نيست‏بلكه اطلاق آن دو بر غير خداى تعالى به همان معنا صحيح است، همچنانكه خداى تعالى عفو را در مورد انسانها استعمال نموده مى‏فرمايد: "الا ان يعفون او يعفوالذى بيده عقدة النكاح" (4) .
    و همچنين كلمه مغفرت را استعمال نموده مى‏فرمايد: "قل للذين آمنوا يغفروا للذين‏لا يرجون ايام الله" (5) .
    و نيز مى‏فرمايد: "فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر..."كه به رسول خدا(ص)دستور مى‏دهد از افرادى كه مورد نظرند عفو كند، و بر نا فرمانى آنان‏مؤاخذه و عتاب و سرزنش و امثال آن نكند و اينكه بر ايشان در آثارى كه گناه آنان براى شخص‏آن جناب دارد از خدا طلب مغفرت كند، با اينكه آمرزش بالاخره كار خود خداى تعالى است.
    عفو و مغفرت علاوه بر آثار تشريعى و اخروى شامل آثار تكوينى و دنيوى نيز مى‏شودو نيز اين معنا روشن شد كه معناى عفو و مغفرت منحصر در آثار تشريعى و اخروى نيست‏بلكه شامل آثار تكوينى و دنيائى نيز مى‏شود، به شهادت اينكه در قرآن كريم در همين موارداستعمال شده است، از آن جمله فرموده: "و ما اصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم و يعفواعن كثير" (6) و اين آيه بطور قطع شامل آثار و عواقب سوء دنيائى گناهان نيز هست.
    و معناى آيه زير نيز نظير آن است كه مى‏فرمايد: "و الملائكة يسبحون بحمد ربهم ويستغفرون لمن فى الارض" (7) .
    و همچنين كلام آدم و همسرش كه بنا به حكايت قرآن عرضه داشتند: "ربنا ظلمناانفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخاسرين" (8) بنا بر اينكه منظور از ظلم آدم و حوا، نافرمانى از نهى ارشادى خدا باشد نه از نهى مولويش، (چون اگر منظور مخالفت از نهى مولوى باشد - كه‏البته نيست - آيه شريفه شاهد گفتار ما يعنى شمول دو كلمه"عفو"و" مغفرت"نسبت‏به آثار تكوينى وغير شرعى نخواهد بود). و آيات بسيارى از قرآن كريم دلالت دارد بر اينكه قرب و نزديكى به خداى تعالى ومتنعم شدن به نعمت‏بهشت، موقوف بر اين است كه قبلا مغفرت الهيه شامل حال آدمى بشود وآلودگى شرك و گناهان به وسيله توبه و نظير آن پاك شده باشد، چرك و آلودگى اى كه آيه‏شريفه: "بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون" (9) و پاك شدنى كه آيه: "و من يؤمن بالله يهدقلبه" (10) بدان اشاره دارند.
    و كوتاه سخن اينكه عفو و مغفرت از قبيل بر طرف كردن مانع و ازاله منافيات است، چون خداى تعالى ايمان و خانه آخرت را حيات، و آثار ايمان و افعال دارنده آن را و سيره اهل‏آخرت در زندگى دنيا را نور خوانده و فرموده است، "ا و من كان ميتا فاحييناه و جعلنا له نورايمشى به فى الناس كمن مثله فى الظلمات ليس بخارج منها" (11) ؟و اصلا زندگى واقعى را دارآخرت دانسته، و فرموده: "و ان الدار الاخرة لهى الحيوان" (12) شرك مرگ، و معصيت ظلمت است و مغفرت ازاله مرگ و ظلمت مى‏باشدپس شرك مرگ و معصيت ظلمت است، همچنان‏كه باز در جاى ديگر فرموده: "او كظلمات فى بحر لجى يغشيه موج من فوقه موج من فوقه‏سحاب ظلمات بعضها فوق بعض اذا اخرج يده لم يكد يريها و من لم يجعل الله له نورا فما له من‏نور" (13) ، پس مغفرت در حقيقت از بين بردن مرگ و ظلمت است، و معلوم است كه مرگ بوسيله‏حيات و نور از بين مى‏رود، و حيات هم عبارت است از ايمان و نور عبارت است از رحمت‏الهيه.
    پس كافر حيات و نور ندارد و مؤمن آمرزيده، هم حيات دارد و هم نور، و مؤمنى كه‏هنوز گناهانى با خود دارد زنده است، و ليكن نورش به حد كمال نرسيده، با آمرزش الهى است‏كه به آن حد مى‏رسد، چون خداى تعالى فرموده: "نورهم يسعى بين ايديهم، و بايمانهم يقولون‏ربنا اتمم لنا نورنا و اغفر لنا" (14) .
    پس، از همه مطالب گذشته اين معنا روشن شد كه مصداق عفو و مغفرت وقتى در امورتكوينى به خداى تعالى نسبت داده شود، معنايش بر طرف كردن مانع به وسيله ايراد سبب است‏و در امور تشريعى به معناى ازاله سببى است كه نمى‏گذارد ارفاق و رحم مولا در مورد سعادت وشقاوت شامل حال بنده او شود، عفو و مغفرت آن مانع را بر مى‏دارد، و در نتيجه بنده داراى‏سعادت مى‏شود.


    پى‏نوشتها:
    (1)مفردات راغب ص 339.
    (2)"سوره بقره آيه 286".
    (3)"سوره نساء آيه 99".
    (4)مگر آنكه آن كس كه گره نكاح بدست او است عفو كند."سوره بقره آيه: 237".
    (5)به كسانى كه ايمان آورده‏اند بگو نسبت‏به كسانى كه اميد ايام الله را ندارند مغفرت پيش‏گيرند."سوره جاثيه آيه: 14".
    (6)آنچه مصيبت‏به شما مى‏رسد به خاطر اعمالى است كه به دست‏خود كرده‏ايد، تازه خداى‏تعالى از بسيارى گناهانتان عفو مى‏فرمايد."سوره شورا آيه: 30".
    (7)و ملائكه پروردگار خود را با حمد تسبيح گويند، و براى ساكنين زمين استغفار مى‏نمايند."سوره شورا آيه: 5".
    (8)پروردگارا ما به خود ستم كرديم و اگر تو ما را نيامرزى و به ما رحم نكنى بطور قطع از خاسران‏خواهيم شد."سوره اعراف آيه: 23".
    (9)بلكه اثر سوء گناه در دلهايشان بجاى مانده."سوره مطففين آيه: 14"
    (10)و هر كس به خدا ايمان آورد خدا قلبش را هدايت مى‏كند."سوره تغابن آيه: 11".
    (11)آيا كسى كه مرده بود، و ما او را زنده كرديم، و برايش نورى قرار داديم.تا با آن در مردم آمد وشد كند، صفتش مثل صفت كسى است كه در ظلمت‏هائى چند قرار دارد، كه خارج شدن از آن برايش‏نيست."سوره انعام آيه: 122".
    (12)"سوره عنكبوت، آيه: 64".
    (13)و يا نظير ظلمت‏ها در دريائى عميق است، كه موجهائى رويهم بر بالاى آن ظلمت‏ها وابرهائى تيره و روى هم بر بالاى آن موجها باشد، كه معلوم است در چنين وضعى ظلمت‏ها روى همند، وبطورى تاريك است كه اگر كسى دست‏خود را از گريبان در آورد آن را به هيچ وجه نمى‏بيند، و كسى هم‏كه خداى تعالى در زندگيش برايش نورى قرار نداده او هيچ نورى ديگر ندارد."سوره نور آيه: 40".
    (14)مؤمنين نورشان جلوتر از خودشان است و در پيش رويشان و در طرف راستشان در حركت است، مى‏گويند پروردگارا نور ما را تمام كن، و ما را بيامرز."سوره تحريم آيه: 8"
    ترجمه تفسير الميزان جلد 4 صفحه 78 علامه طباطبايى رضوان الله تعالى عليه
    ویرایش توسط خادمه صدیقه طاهره(س) : 20-12-1388 در ساعت 20:24
    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكر

    توحید صمدی (20-12-1388)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی